پرش به محتوا

دختران لوط

از ویکی شیعه

دختران لوط را از مصادیق تعبیر قرآنی «اهل لوط» دانسته‌اند که قرآن آنها را نجات یافته از عذاب قوم لوط معرفی کرده است. لوط در خطاب به قومش که برای انجام فاحشگی به دنبال میهمانان وی آمده بودند، پیشنهاد ازدواج با دخترانش را داد که قرآن با تعبیر «هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِی؛ اینان دختران من هستند» از آن یاد می‌کند. عالمان مسلمان در مقصود از تعبیر «هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِی؛ اینان دختران من هستند» اختلاف دارند. برخی مقصود از این تعبیر را دختران لوط دانسته‌اند که لوط پیشنهاد ازدواج آنها با بزرگان قوم را داد. در مقابل تعدادی از مفسران، مقصود از این تعبیر را دختران قوم دانسته‌اند؛ زیرا پیامبران پدران امت هستند و مقصود لوط این بوده که با دختران قوم ازدواج کنید و از زشتی دست بردارید.

قرآن به وقایع پس از نجات یافتن آنها اشاره‌ای ندارد. با این حال برخی روایات اسلامی ذکر کرده‌اند که لوط به همراه دخترانش به سمت شام رفته و در آنجا ساکن شدند. تعداد دختران لوط را دو و برخی سه دختر برشمرده‌اند. دختران لوط در شام فوت کردند. برخی منابع دختر لوط را همسر فرزندی از ابراهیم(ع) به نام مدین و برخی همسر نوه ابراهیم دانسته‌اند. همچنین از دختر لوط با عنوان مادر ایوب(ع) نام برده شده است.

معرفی

دختران لوط را از مصادیق اهل لوط دانسته‌اند[۱] که قرآن آنها را از نجات یافتگان از عذاب قوم لوط بر می‌شمارد.[۲] قرآن تعبیر «هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِی؛ اینان دختران من هستند»[۳] را از زبان لوط نقل کرده که لوط از قوم خود می‌خواهد به ازدواج با اینان در آیند و از فاحشگی پرهیز کنند.[۴] قرآن به وقایع پس از نجات یافتن آنها اشاره‌ای ندارد. اما تورات وقایعی پس از رهایی از عذاب را ذکر می‌کند[۵] که برخی از آنها را مخالف آموزه‌های اسلامی دانسته‌اند.[۶] برخی روایات اسلامی، به دختران لوط، پس از عذابی که بر قوم لوط نازل شد، پرداخته‌اند که براساس آن‌ها، لوط به‌همراه دخترانش به سمت شام حرکت کرده و در آنجا ساکن شدند.[۷]

پیرامون تعداد دختران لوط اختلاف است.[۸] برخی دو[۹] و برخی سه دختر[۱۰] برای لوط برشمرده‌اند. عده‌ای نیز دو یا سه دختر را احتمال داده‌اند.[۱۱] علامه طباطبایی شمار دختران لوط را از موارد اختلاف تورات با قرآن دانسته است؛ زیرا تورات برای لوط دو دختر را نام می‌برد.[۱۲] این در حالی است که از نگاه وی، تعبیر قرآن پیرامون دختران لوط «هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِی؛ اینان دختران من هستند[۱۳]» به بیش از دو دختر برای لوط اشاره دارد.[۱۴] نام یکی از دختران لوط را «رتیاء»،[۱۵] «زیتا»،[۱۶] «ریتا»،[۱۷] و «ریثا»[۱۸] ثبت کرده‌اند. نام دختر دیگر را نیز «زعوراء»[۱۹] «رغوثا»[۲۰] و «یغوثا»[۲۱] ذکر کرده‌اند. برخی نیز نام یک دختر لوط را «زغر» گفته‌اند.[۲۲]

برخی منابع، دختر لوط را همسرِ فرزندِ ابراهیم(ع) به نام مدین[۲۳] و برخی همسر نوه ابراهیم دانسته‌اند.[۲۴] همچنین از دختر لوط با عنوان مادر ایوب(ع) نام برده شده است.[۲۵] برخی منابع شعیب، ایوب و بلعم باعورا را داماد لوط دانسته‌اند.[۲۶] در حالی که شعیب چند نسل پس از ابراهیم، که هم‌عصر لوط بوده، به دنیا آمده است.[۲۷] یاقوت حموی، عالم مسلمان نقل کرده که هر دو دختر لوط در شام وفات یافته و در همانجا دفن شدند.[۲۸]

پیشنهاد ازدواج با افراد قوم لوط

افراد قوم لوط برای انجام فاحشگی به دنبال میهمان لوط آمدند.[۲۹] لوط در خطاب به آنان گفت: «ای قوم، اینان دختران من هستند. آنان برای شما پاکیزه‌ترند».[۳۰] در سوره حجر گفتار لوط چنین آمده که «اگر می‌خواهید [کاری مشروع‏] انجام دهید، اینان دختران منند».[۳۱] مفسران مقصود لوط را قطعا ازدواج دانسته‌اند؛ زیرا غیر ممکن است پیامبر خدا، قوم خود را برای فرار از لواط به زنا دعوت کند.[۳۲] همچنین تعبیر «إِنْ کُنْتُمْ فاعِلِینَ» در سوره حجر[۳۳] را کنایه از ازدواج دانسته‌اند.[۳۴] البته قوم لوط درخواست وی را رد کرده و گفتند: «تو خوب می‌دانی که ما را به دخترانت حاجتی نیست و تو خوب می‌دانی که ما چه می‌خواهیم‏».[۳۵]

مفسران، پیرامون اینکه ازدواج دختر با ایمان مانند دختران لوط با مشرکان جایز است یا نه، نکاتی را ذکر کرده‌اند. از جمله گفته شده در شریعت لوط، ازدواج با کافران جایز بود.[۳۶] در صدر اسلام نیز این امر جایز بود و به همین جهت، پیامبر اکرم(ص) دخترش را به ازدواج ابی‌العاص بن ربیع که هنوز اسلام نیاورده بود، در آورد.[۳۷] البته این نوع ازدواج بعدها در اسلام ممنوع گردید.[۳۸] برخی نیز احتمال داده‌اند پیشنهاد ازدواج مشروط به ایمان آنها بوده است.[۳۹] عالمان مسلمان در مقصود از تعبیر «هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِی؛ اینان دختران من هستند»[۳] اختلاف دارند:[۴۰]

  • مقصود از این تعبیر را دختران لوط دانسته‌اند.[۴۱] همچنین در پاسخ به این اشکال که او تنها دو دختر داشته در حالی که افراد مقابل بسیار بوده‌اند[۴۲] گفته شده که لوط دو دختر خود را برای ازدواج با سردمداران و بزرگان آنها پیشنهاد داد.[۴۳] مکارم شیرازی مفسر شیعه، معتقد است مقصود از بیان پیشنهاد ازدواج، نشان‌دادن نهایت فداکاری بوده است تا وجدان آنها بیدار شود.[۴۴]
  • مقصود لوط دختران قوم است. پیامبران، پدران امت هستند و مقصود لوط این بوده که با دختران قوم ازدواج کنید و از زشتی دست بردارید.[۴۵] برخی علت این احتمال را چنین دانسته‌اند که شایسته نیست یک مرد دختران خود را به دشمنانش عرضه دارد، چه رسد به پیامبری که دختران خود را به کافران پیشنهاد دهد.[۴۶] در رد این قول گفته شده که خلاف ظاهر آیات قرآن است.[۴۷] همچنین پیامبران به مانند پدر برای مومنان هستند و نه برای کافران.[۴۸]

نجات یافتگان از عذاب

فرشتگانِ عذاب به صورت انسان‌های زیبارو به نزد لوط رفتند. افراد قوم برای انجام فاحشگی به دنبال آنها آمدند.[۴۹] در نهایت، فرشتگان هویت خود را به لوط گفته و از او خواستند برای در امان ماندن از عذاب شهر را ترک کنند.[۵۰] قرآن با دو تعبیر افراد نجات یافته را یاد می‌کند:

  • در سوره حجر «آلَ لُوطٍ» را نجات یافته از عذاب قوم لوط می‌داند.[۵۱] برخی مفسران آل لوط را ایمان آورندگان از خانواده و قوم معرفی کرده‌اند.[۵۲] برخی نیز مصداق آن را تنها دختران لوط دانسته‌اند.[۵۳]
  • در سوره شعراء[۵۴] و سوره صافات[۵۵] با تعبیر «أَهْلَهُ» از نجات یافتگان یاد می‌کند. مقصود از اهل را تنها دختران لوط دانسته‌اند که نجات یافتند.[۵۶]

به گفته برخی پژوهشگران، تقریباً همه مفسران دختران لوط را از افرادی می‌دانند که قبل از عذاب قوم لوط به همراه پدرشان از شهر خارج شده و نجات یافتند.[۵۷]

دختران لوط در تورات

تورات، داستانی از دختران لوط، پس از رهایی از عذاب قوم لوط، نقل می‌کند. براساس این داستان دختران لوط گمان می‌کردند پس از آن عذاب، مردی در جهان وجود ندارد و پدر آن‌ها نیز پیر است.[۵۸] در نهایت تصمیم گرفتند به پدر خود شراب نوشانیده و با او آمیزش داشته باشند.[۵۹] آن‌ها این کار را انجام دادند و لوط بدون اینکه متوجه کار خود شود با دخترانش هم‌بستر شد.[۶۰] براساس تورات هر دو دختر از پدر خود حامله گشتند.[۶۱]

منابع شیعه[۶۲]و اهل‌سنت[۶۳] به نقل داستان تورات و نقد آن پرداخته‌اند. این نوع داستان‌های تورات را منافی الگو بودن پیامبران دانسته‌اند که می‌تواند جرأت انجام فساد توسط مردم را افزایش می‌دهد.[۶۴] محمدهادی معرفت، عالم و قرآن‌پژوه مسلمان، معتقد است قرآن نمی‌پذیرد حریم مقدس پیامبرانش را با چنین آلودگی وحشتناکی، که تورات به آنان نسبت داده، آلوده کند. بلکه قرآن تلاش دارد شأن و مقام آنها را بالا برده و آنها را از کارهای ناشایست پاک بداند.[۶۵] برخی در مقام اشکال بر تورات مطرح کرده‌اند که چگونه دختران لوط این تصور را پیدا کرده بودند که دیگر مردی در روی زمین نیست در حالی که آنان در نزدیکی ابراهیم(ع) زندگی می‌کردند و قطعا از وی اطلاع داشتند.[۶۶] جعفر سبحانی، عالم و متکلم مسلمان، این تفاوت قرآن و تورات را شاهد بر این دانسته که قرآن از تورات گرفته نشده است.[۶۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دشتی، «آل‌لوط»، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۳۰۲.
  2. سوره اعراف، آیه ۸۳.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ سوره هود، آیه ۷۸.
  4. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۲۶.
  5. تورات، سِفر پیدایش، باب ۱۹ و آیات۳۱ - ۳۶.
  6. سبحانی، الإلهیات علی هدی الکتاب و السُّنة و العقل، المرکز العالمی للدّراسات الإسلامیة، ج۳، ص۳۸۷.
  7. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۳، ص۱۴۳.
  8. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۹، ص۷۶.
  9. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۲۳۸؛ زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ۱۴۰۷، ج۴، ص۴۰۲.
  10. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۹، ص۷۶.
  11. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۸۲.
  12. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۳۵۹.
  13. سوره هود، آیه۷۸.
  14. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۳۵۹.
  15. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۸۰.
  16. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۹، ص۷۶.
  17. سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج‏۲، ص۳۲۰.
  18. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۰۹.
  19. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۲۸۰.
  20. سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج‏۲، ص۳۲۰.
  21. آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۴۰۹؛ شیبانی، نهج البیان عن کشف معانی القرآن، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۹۷.
  22. بغوی، تفسیر البغوی، ۲۰۰۰م، ج۴، ص۳۸۶.
  23. فیض کاشانی‏، تفسیر الصافی‏، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۱۹.
  24. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۳۸۶.
  25. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۴۲.
  26. قطب‌الدین راوندی، قصص الانبیاء، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۷۰؛ محمدی ری‌شهری، میزان الحکمة (با ترجمه فارسی)، ۱۳۸۹ش، ج۱۱، ص۳۹۴.
  27. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۳۷۵.
  28. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۳، ص۱۴۳.
  29. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۶۱.
  30. سوره هود، آیه ۷۸.
  31. سوره حجر، آیه ۷۱.
  32. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۲۱۹.
  33. سوره حجر، آیه ۷۱.
  34. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۲۶.
  35. سوره هود، آیه ۷۹.
  36. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۲۱۹.
  37. قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۲۱۹.
  38. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۸۳.
  39. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۸۳.
  40. الشعراوی، تفسیر الشعراوی، ۱۹۹۱م، ج۱۱، ص۶۵۸۱.
  41. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۸۲.
  42. ابن‌عرفه، تفسیر ابن عرفة، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۷.
  43. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۲۶.
  44. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۸۲.
  45. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۴، ص۲۵۳؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۲۵۹.
  46. خازن، تفسیر الخازن، ۱۹۹۵م، ج۲، ص۴۹۶.
  47. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۱۸۲.
  48. شنقیطی، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ۲۰۰۶م، ج۳، ص۲۷.
  49. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۶۱.
  50. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۲۷.
  51. سوره حجر، آیه ۵۹.
  52. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۴۷۰.
  53. طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۸ش، ج۱۲، ص۳۶۲.
  54. سوره شعراء، آیه ۱۶۶.
  55. سوره صافات، آیه ۱۳۴.
  56. شیبانی، نهج البیان عن کشف معانی القرآن، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۹۷.
  57. دشتی، «آل‌لوط»، ج۱، ص۳۰۲.
  58. تورات، سِفر پیدایش، باب ۱۹، آیه ۳۱.
  59. تورات، سِفر پیدایش، باب ۱۹، آیه ۳۲.
  60. تورات، سِفر پیدایش، باب ۱۹، آیات ۳۳- ۳۵.
  61. تورات، سِفر پیدایش، باب ۱۹، آیه ۳۶.
  62. طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۳۵۹؛ معرفت، شبهات و ردود حول القران الکریم، ۱۴۲۳ق، ص۵۷.
  63. ابن‌حزم، الفصل فی الملل و الهواء و النحل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۶۰.
  64. ماضی، الوحى القرآنى فى المنظور الاستشراقى و نقده، ۲۰۰۱م، ص۱۳۷.
  65. معرفت، شبهات و ردود حول القران الکریم، ۱۴۲۳ق، ص۵۷.
  66. ابن‌حزم، الفصل فی الملل و الهواء و النحل، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۶۰.
  67. سبحانی، الإلهیات علی هدی الکتاب و السُّنة و العقل، المرکز العالمی للدّراسات الإسلامیة، ج۳، ص۳۸۷.


منابع

  • قرآن.
  • ابن‌حزم، علی بن احمد، الفصل فی الملل و الهواء و النحل، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق.
  • ابن‌عرفه، محمد بن محمد، تفسیر ابن عرفه، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۸م.
  • آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: عطیة، علی عبدالباری، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • بغوی، حسین بن مسعود، تفسیر البغوی (معالم التنزیل)، محقق: عبدالرزاق مهدی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۲۰۰۰م.
  • تورات، ترجمه و نشر انجمن کلیمیان تهران، بی‌تا.
  • خازن، علی بن محمد، تفسیر الخازن (باب التأویل فی معانی التنزیل)، مصحح: عبدالسلام محمد علی شاهین، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۹۹۵م.
  • دشتی، سید محمود، «آل‌لوط»، دائرة المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
  • ‏زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • سمرقندی، نصر بن محمد بن احمد، بحرالعلوم، تحقیق و تعلیق: محب‌الدین ابو سعید عمر بن غرامة العمروی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۶ق.
  • سیوطی، جلال‌الدین، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
  • الشعراوی، محمدمتولی، تفسیر الشعراوی، محقق: احمد عمر هاشم، بیروت، اخبار الیوم، ۱۹۹۱م.
  • شنقیطی، محمدامین، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۲۰۰۶م.
  • شیبانی، محمد بن حسن، نهج البیان عن کشف معانی القرآن، تحقیق: حسین درگاهی‏، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبائی، سید محمدحسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی‏، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، أبوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق: محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.
  • طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  • فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: حسین اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.
  • قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبةالله، قصص الانبیاء علیهم السلام، محقق و مصحح: غلامرضا عرفانیان یزدی، مشهد، مرکز پژوهش های اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • ماضی، محمود، الوحى القرآنى فى المنظور الاستشراقى و نقده، اسکندریه، دار الدعوة، ۲۰۰۱م
  • محمدی ری‌شهری، محمد، میزان الحکمة (با ترجمه فارسی)، مترجم: حمیدرضا شیخی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۹ش.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • معرفت، محمدهادی، شبهات و ردود حول القران الکریم، قم، التمهید، ۱۴۲۳ق.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • سبحانی، جعفر، الإلهیات علی هدی الکتاب و السُّنة و العقل، تقریر: محمد مکی العاملی، بی‌تا، المرکز العالمی للدّراسات الإسلامیة، بی‌تا.
  • یاقوت حموی، شهاب‌الدین ابوعبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.