عصمت: تفاوت میان نسخهها
imported>M.r.seifi |
imported>Mgolpayegani جز ←دلایل نقلی |
||
| خط ۱۶۲: | خط ۱۶۲: | ||
_ در این روایت، تمسک به کتاب خدا و اهل بیت، سبب نجات از گمراهی معرفی کرده است؛ پس همانطور که اطاعت از قرآن سبب هدایت و نجات از گمراهی میشود، اطاعت از اهل بیت نیز همین خاصیت را خواهد داشت و این امر در صورتی محقق میشود که امامان، از خطا و گناه مصون باشند. | _ در این روایت، تمسک به کتاب خدا و اهل بیت، سبب نجات از گمراهی معرفی کرده است؛ پس همانطور که اطاعت از قرآن سبب هدایت و نجات از گمراهی میشود، اطاعت از اهل بیت نیز همین خاصیت را خواهد داشت و این امر در صورتی محقق میشود که امامان، از خطا و گناه مصون باشند. | ||
*علی مع الحق و الحق مع علی | *[[حدیث حق]] (علی مع الحق و الحق مع علی) | ||
عبد الرحمن بن أبی سعد از پدرش نقل کرده است که ما با عدهای از مهاجرین و انصار در کنار خانه رسول خدا نشسته بودیم که علی(ع) بر وارد مجلس ما شد، رسول خدا(ص) فرمود: آیا میخواهید که شما را از بهترینتان آگاه کنم؟ گفتند: بلی. فرمود: بهترین شما کسانی هستند که به عهد خود وفادارند و از بوی خوش استفاده میکنند. خداوند بندگان پرهیزگار را دوست دارد. راوی گوید: در این زمان [[علی بن ابی طالب(ع)|علی بن أبی طالب]] از کنار ما گذشت؛ پس رسول خدا (ص) فرمود: این با حق است و حق با او است.<ref>أبو یعلی، مسند أبی یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۸؛ عسقلانی، المطالب العالیة، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۴۷.</ref> | عبد الرحمن بن أبی سعد از پدرش نقل کرده است که ما با عدهای از مهاجرین و انصار در کنار خانه رسول خدا نشسته بودیم که علی(ع) بر وارد مجلس ما شد، رسول خدا(ص) فرمود: آیا میخواهید که شما را از بهترینتان آگاه کنم؟ گفتند: بلی. فرمود: بهترین شما کسانی هستند که به عهد خود وفادارند و از بوی خوش استفاده میکنند. خداوند بندگان پرهیزگار را دوست دارد. راوی گوید: در این زمان [[علی بن ابی طالب(ع)|علی بن أبی طالب]] از کنار ما گذشت؛ پس رسول خدا (ص) فرمود: این با حق است و حق با او است.<ref>أبو یعلی، مسند أبی یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۸؛ عسقلانی، المطالب العالیة، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۴۷.</ref> | ||
نسخهٔ ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۸:۵۱
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
عصمت اجتناب و دوری از گناه و نافرمانی خداوند است. اعتقاد به عصمت پیامبران و امامان از گناهان عمدی و سهوی، از آموزهها و اعتقادات شیعه است. عصمت از سهو و خطا در امور روزمره زندگی این افراد، مورد اختلاف بین علمااست.
اعتقاد به حقانیت هر دینی و عمل بر اساس آموزههای آن، وابسته به اثبات عصمت پیامبر آن دین است. در مباحث دروندینی، عصمت پیامبران در دریافت و ابلاغ وحی، با دلیل عقلی اثبات میشود؛ اما عصمت در حیطه عملی زندگی آنان، بیشتر متکی به دلیل نقلی است.
مفهومشناسی
عصمت به معنای محفوظ ماندن، مصونیت[۱] پاکدامنی و نگهداشتن نفس از گناه،[۲] «وسیله بازداشتن» و «ابزار مصونیت» است.[۳]
تعاریف مختلفی از عصمت ارائه شده است. معروفترین تعریف عصمت، تفسیر آن بر اساس «لطف الهی» است.[۴] بر این اساس خداوند آن را به بعضی انسانها اعطا میکند و در پرتو آن، دارنده عصمت در عین قدرت بر انجام گناه و ترک طاعت، از ارتکاب گناه و ترک طاعت مصونیت مییابد.
- دیدگاه اشاعره: متکلمان اشعری به واسطه اعتقاد به مجبور بودن انسان در اعمال و رفتار، عصمت را به نیافریدن گناه در معصوم از جانب خداوند تعریف کردهاند.[۵]
- دیدگاه امامیه و معتزله: متکلمان امامیه و معتزله بر اساس اعتقاد به حسن و قبح عقلی و قاعده لطف، عصمت را به "خودداری اختیاری انسان از ارتکاب گناه، به واسطه لطفی که خداوند در حق او دارد؛ معنا کردهاند.[۶] علامه حلی، عصمت را لطف خفی از سوی خداوند نسبت به بندهاش میداند به گونهای که دیگر انگیزهای برای ترک اطاعت و یا انجام معصیت در او نمیماند؛ هر چند توان انجام آنها را دارد.[۷] این ملکه اگرچه از سنخ تقوا و پرهیزگاری است، اما در مرتبهای بالاتر از آن قرار دارد، به نحوی که صاحبش را از ارتکاب هر عمل زشت حتی در حد فکر گناه، باز میدارد[۸] و موجب ایجاد بالاترین اندازه اعتماد عمومی به آنها میشود.[۹]
منشأ عصمت
بیشتر اندیشمندان در تعریف عصمت، اشاره به قدرت و اختیار انسان معصوم در ترک گناه کردهاند. اینک این سئوال مطرح میشود که چه عامل یا عواملی باعث میشود که معصومین به اختیار خود، ترک گناه کرده و یا از خطا و نسیان به دور باشند؟ و به عبارتی دیگر منشا و خاستگاه عصمت چه چیز میتواند باشد؟ در پاسخ به این سئوال نظرات مختلفی ارائه شده است:
اسباب چهارگانه لطف
گروهی از عالمان دینی که عصمت را به لطف الهی تفسیر کردهاند، چهار سبب را منشا این لطف دانسته و مجموع آنها را موجب پیدایش عصمت دانستهاند:
- شخص معصوم از نظر روحی یا جسمی دارای ویژگیها و امتیازاتی خاصی است که باعث میشود در او ملکه اجتناب از گناه به وجود آید.
- برای شخص معصوم، آگاهی به عواقب ناگوار گناهان و ارزش اطاعت از خدای متعال حاصل میشود.
- این آگاهی با نزول پی در پی وحی و یا الهام، ژرف و گستردهتر میگردد.
- شخص معصوم نه تنها بر واجبات، بلکه بر ترک اولی نیز مؤاخذه میشود، بهطوری که حس میکند هیچ گونه اغماض و اهمالی در مورد او وجود ندارد.[۱۰]
علم و آگاهی از نتیجه گناه
برخی معتقدند که منشأ و خاستگاه عصمت، این است که انسانهای معصوم نسبت به باطن گناهان و آثار و عواقب شوم آن و پیامدهای خوشایند کارهای خوب، علم حضوری دارند به طوری که گویا آن را میبینند لذا هیچگاه قصد نمیکنند که معصیتی را انجام دهند.[۱۱]
اراده و انتخاب
نظریه دیگر در باب منشأ عصمت، این است که عصمت همان ملکه تقوا است که در اثر تکرار اعمال خیر و دوری از گناهان برای انسان حاصل میشود، البته شدت این ملکه در عصمت بسی بیشتر از تقواست. تکرار کردن اعمال خیر نیازمند اراده و انتخاب است، در نتیجه عامل اصلی عصمت به اراده و انتخاب انسان معصوم برمیگردد. این نظریه حتی علم کامل به حقایق هستی و زشتی گناهان را در نتیجه همین اراده نیرومند معصومین میداند.[۱۲]
علم و اراده
برخی از اندیشمندان اسلامی راز عصمت معصومین را در دو عنصر علم به حقایق و کمالات و اراده نیرومند در رسیدن به آنها میدانند، زیرا که انسان در صورت جهل، کمال حقیقی را نخواهد شناخت و کمال خیالی را به جای کمال حقیقی قرار خواهد داد و در صورت نداشتن اراده لازم، محکوم هواهای نفسانی خویش شده و به هدف مطلوب نخواهد رسید.[۱۳]
مجموع عوامل طبیعی، انسانی و الهی
برخی از محققان معاصر بر این باورند که عصمت، معلول عامل واحدی نیست بلکه معلول عوامل طبیعی(یعنی: وراثت، محیط و خانواده)، انسانی(یعنی: شعور و آگاهی، اراده و انتخاب، عقل و ملکه نفسانی) و لطف و موهبت خاص خداوند است.[۱۴]
عصمت پیامبران
دامنه
عصمت پیامبران مراتب و قلمرو وسیعی دارد و در هر یک از این مراتب، بحثهایی میان متفکران و متکلمان صورت گرفته است. بحث در مورد مصونیت پیامبران در مقابل شرک و کفر تا مصونیت آنان از خطا را دربر میگیرد.
- عصمت از شرک و کفر: در مورد عصمت انبیا از شرک و کفر، میان مذاهب و متکلمان مسلمان اختلافی وجود ندارد و همگی به اتفاق معتقدند که پیامبران قبل و بعد از نبوت مرتکب شرک یا کفر نشده و نمیشوند.[۱۵]
- عصمت در دریافت، حفظ و ابلاغ وحی: مشهور متکلمان شیعه و سنی برآنند که انبیاء در دریافت، حفظ و ابلاغ وحی از گناه و خیانت عمدی[۱۶] و خطا[۱۷] مصون هستند.
بر اساس این مرتبه از عصمت، پیامبران الهی آن چه از سوی خداوند بدانها وحی میشود را بدون کم و کاست به مردم میرسانند و در آن خیانت نمیکنند و بر اساس حکمت الهی، خداوند متعال فردی را برای رسالت خویش برمیگزیند که مطمئن باشد هیچگونه خیانتی نمیکند.[۱۸]
- عصمت در عمل به احکام شرعی: به نظر مشهور متکلمان شیعه، پیامبران در انجام واجبات و ترک محرمات، از خطای سهوی و گناه معصوم هستند.[۱۹]
- عصمت در تشخیص مصداق احکام شرعی: موضوع حکم شرعی، اعمال و رفتاری است که یکی از احکام شرعی برای آن صادر شده است. مانند نماز که واجب شده است و غیبت که حرام است. مراد از این مرتبه از عصمت نیز این است که پیامبران در تشخیص مصداق احکام شرعی، هرچند به عمد خلافی مرتکب نمیشوند، ولی آیا از خطا و اشتباه نیز مصون هستند. مثلا آیا پیامبر، میتواند به اشتباه خواب مانده، نماز صبح خود را نخواند یا غفلت کرده و یک یا چند مرتبه نماز خود را نخواند.
در مورد این مرتبه از عصمت، بین متکلمان شیعی و اهل سنت اختلاف نظر است. اشاعره و معتزله، معتقدند که انبیاء در تشخیص موضوعات احکام شرعی و تطبیق دستورهای الهی بر مصادیق خارجی آن، ممکن است اشتباه کنند. در میان علمای امامیه، شیخ صدوق معتقد به عدم عصمت در این مقام بوده است و اعتقاد به عدم سهو النبی را اعتقادی غلو آمیز و مخصوص غالیان و مفوضه میداند.[۲۰] اما نظر مشهور امامیه در این مورد، عصمت پیامبران است.[۲۱]
- عصمت از خطا در امور عادی روزمره: مراد از این مورد، آن دسته از کارهایی است که به خودی خود، هیچ ربطی به دین ندارد و حکم الزامی یا غیر الزامی ندارد. در این مورد اگر اشتباهات ایشان در زندگی روزمره، اگر به اندازهای نباشد که موجب بیاعتمادی مردم گردد، نه تنها دلیل عقلی بر عصمت ایشان در این موارد نداریم، بلکه روایاتی در منابع روایی هست که دلالت بر این قبیل اشتباهات پیامبران دارد.[۲۲]
ضرورت
با توجه به گستره عصمت انبیاء، میتوان ضرورت هر بخش از عصمت را تبیین کرد. عصمت مرتبط با وحی(دریافت و ابلاغ وحی) به این دلیل ضروری است که اگر پیامبران در این بخش از فعالیت پیامبری خود از خطا و گناه و خیانت مصون نباشند، چه ضمانتی وجود دارد که در پیامی که آن پیامبر به مردم رسانده است، خطا نکرده باشد یا خیانتی را مرتکب نشده باشد. وحی، در صورتی کارآیی لازم را دارد که از مرحله صدور تا مرحله رسیدن به مردم، از هرگونه تحریف و دستبرد عمدی و سهوی مصون باشد. در غیر این صورت، اعتماد مردم از بین میرود و هدف خداوند از ارسال پیامبران و ادیان مختلف از بین میرود.[۲۳]
عصمت پیامبران در سایر بخشها و گسترههای عصمت به این دلیل ضروری است که در آن زمینه اگر پیامبر از خطا و گناه عمدی مصون نباشد، اعتماد مردم به پیام الهی از بین میرود و در نتیجه هدف خداوند از ارسال پیامبران نقض میشود.
دلایل
در مورد دلایل اثبات عصمت، میان متفکران اسلامی، اختلاف نظر وجود دارد. مسئله مهم در این میان، آن است که هر مرتبه از مراتب قلمرو عصمت دلیل خاص خود را میطلبد. برخی از مراتب، با دلیل عقلی قابل اثبات است و برخی دیگر، صرفا با دلیل نقلی(آیه و روایت) اثبات شدنی است. بنابراین، دلیل هر یک از مراتب عصمت به صورت جداگانه بیان میشود.
- عصمت از شرک و کفر، حتی قبل از بعثت: دلیل این مرتبه از عصمت آن است که ایجاداطمینان کامل به کلام پیامبران و ادعای آنان در صورتی محقق میشود که حتی قبل از زمان پیامبریشان مرتکب شرک و کفر نشده باشند.[۲۴]
- عصمت در دریافت و ابلاغ وحی: این مرتبه از عصمت، به واسطه دلیل عقلی اثبات میشود؛ زیرا اگر حتی احتمال خطا در این زمینه وجود داشته باشد، هدف و غرض خداوند در ارسال پیامبران و دعوت مردم نقض میشود و نقض غرض نیز امری است محال و ناشدنی.[۲۵] قرآن کریم نیز در این مورد بیان میکند:
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَینَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ* لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیمِینِ* ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ (ترجمه:و اگر [او] پارهای گفتهها بر ما بسته بود* دست راستش را سخت میگرفتیم* سپس رگ قلبش را پاره میكردیم)[حاقه–۴۴-۴۷]
- عصمت در عمل به احکام شرعی: دلیل این مرتبه از عصمت آن است که اطمینان به سخن و پیام ایشان وابسته بر عصمت آنان از گناهان و عدم خطا در مورد دستورات خداوند و تخطی عمدی و سهوی در عمل به احکام شرعی است.[۲۶]
- عصمت در تشخیص موضوعات احکام شرعی: علت این امر آن است که مردم و افراد عاقل به کسی که حتی به صورت غیر عمدی مرتکب خطا میشود اعتماد ندارند و حتی اموال خویش را نیز به او نمیسپارند. با این حال چگونه ممکن است به چنین شخصی اعتماد نموده و دین خود را از او اخذ نمایند.[۲۷]
- عصمت از خطا در امور عادی روزمره: در مورد این مرتبه، اگر خطاها به اندازهای نباشد که موجب بیاعتمادی مردم به شخص پیامبر شود، هیچ دلیل عقلی و نقلی بر عصمت ایشان نداریم و اگر به آن اندازه بشود، دلیل عقلی بالا در مورد این مرتبه نیز وجود دارد.
عصمت امامان
ضرورت
از آنجا که امام، جانشین پیامبر و مرجع علمی در احکام شرعی و معارف دین و تفسیر قرآن کریم و سنت نبوی است، لازم است که از گناه و خطا مصون باشد تا مردم بتوانند به او و سخنانش اعتماد کنند. در غیر این صورت، اعتماد مردم از بین میرود و هدف خداوند از تعیین امامان برای هدایت بشریت نقض میشود و از بین میرود.
دامنه
در یک دسته بندی کلی، میتوان عصمت امامان را در دو عرصه علم و عمل دانست.
- عصمت عملی؛ عرصه عمل، مربوط به جنبه عملی و رفتاری معصوم است. قلمرو این بخش از عصمت عبارت است از:
- معصوم هرگز ترک واجب نمیکند و مرتکب حرام نمیشود.
- معصوم ترک مستحب نمیکند و کار مکروه انجام نمیدهد.
- عصمت علمی؛ عصمت علمی، مربوط به جنبه شناخت و معرفت امام از اموری است که در دایره وظایف او قرار دارد. قلمرو این بخش از عصمت عبارت است از:
- در معارف دینی مرتکب خطا و اشتباه نمیشود؛ زیرا می خواهد مردم را راهنمایی نماید.
- در تشخیص مصالح و مفاسد امور اجتماعی و سیاسی مردم نیز معصوم است. تشخیصهای او در رهبری علمی کامل و درست است.
- در شناخت اموری که موضوع احکام شرعی است، آگاه است و در این زمینه خطا نمیکند. مثلا در تشخیص اینکه آیا این مایع آب است یا شراب، موضوع را میداند و یا میداند فرد مقروض چقدر قرض بر عهده دارد.[۲۸]
دلایل
دلایل عقلی
- برهان تسلسل: این دلیل بیان میکند که وجود امام لطفی از جانب خداوند است؛ به این معنا که غیر از ایشان، دیگران معصوم نیستند و برای اینکه بفهمند چه راهی درست است و چه امری نادرست، باید به امام مراجعه کنند. حال، اگر امام نیز معصوم نباشد و احتمال خطا در حق او وجود داشته باشد، برای رفع خطای او باید به امام دیگر مراجعه نمود و این امر همینطور ادامه مییابد و هیچ وقت خطا و اشتباه برطرف نمیشود.[۲۹]
- حفظ و تبیین دین: این دلیل از چند مقدمه تشکیل شده است:
- قرار است دینی که پیامبر اسلام(ص) آورده است، تا روز قیامت باقی است و عمل بدان واجب و تخلف از آن حرام است.
- جلوگیری از تحریف، نیازمند وجود مرجعی است که آموزهها و احکام صحیح را به مکلفان رسانده و برای آنان تبین نماید و از تحریف و تغییر آن جلوگیری نماید.
- این مرجع، کتاب خدا و سنت متواتر نمیتواند باشد؛ زیرا علاوه براینکه قرآن کریم، دارای آیات متشابه زیادی هست که بیان معنای حقیقی آنها محتاج به یک مرجع علمی مورد اطمینان است، مسائل زیادی وجود دارد که نه در کتاب خدا وجود دارد و نه سنت متواتری بر آن اقامه شده است.
- این مرجع، اجماع نیز نمیتواند باشد؛ زیرا هم اجماع زیادی بر مسائل شرعی وجود ندارد و هم اجماع، در این مسائل، خود به خود حجیت ندارد.
- این مرجع، نمیتواند قیاس فقهی باشد؛ زیرا به نظر شیعه، این قیاس حجیت ندارد.
- بنابراین یک راه حل میماند و آن وجود امامی است که جانشین پیامبر بوده و مرجع حفظ و تبیین شریعت است.
این شخص باید معصوم باشد وگرنه احتمال تغییر و تحریف در شریعت همواره وجود خواهد داشته است. و با وجود آن، احتمال خطا و تحریف در تبیین درست احکام باقی میماند و این امر با هدف از بعثت انبیا ناسازگار است.[۳۰]
- قیاس استثنایی: این دلیل به صورت یک قیاس استثنایی بیان میکند:
اگر امام، معصوم نباشد، دو حالت بیشتر نخواهد داشت. هر دو فرض باطل است، بنابراین معصوم نبودن امام نیز باطل است. توضیح آن که، مسلمانان موظفند از دستورات امام تبعیت کند. حال اگر امام معصوم نباشد و بتواند مرتکب خطا یا گناه شود، وظیفه مکلف در قبال عمل او از دو حالت خارج نیست؛
- یا باید از او تبعیت نماید که در این صورت، در ظلم و گناه با او همکاری کرده است، در حالیکه قرآن دستور داده که در ظلم و گناه همکاری نداشته باشد.[۳۱]
-یا نباید از او پیروی کند، که در این صورت، هم با هدف از وجود امام و هم با امر خداوند به اطاعت از این امام منافات دارد.[۳۲]
دلایل نقلی
۱. قرآن کریم
- آیه ابتلای ابراهیم(ع)
وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیتِی قَالَ لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (ترجمه:و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید. [خدا به او] فرمود من تو را پیشوای مردم قرار دادم. [ابراهیم] پرسید از دودمانم [چطور]؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمیرسد.)[بقره–۱۲۴]
این آیه اشاره به زمانی دارد که حضرت ابراهیم در آزمایشهای الهی موفق شد. در این زمان، ایشان که قبل از آن دارای منصب نبوت و از پیامبران اولوالعزم بود، به مقام امامت رسید. استدلال متکلمان و مفسران امامیه بدین صورت است:
- کسی که مرتکب گناه شود، ظالم است؛ زیرا حدود الهی را نقض نموده است:
...وَمَن یتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (ترجمه:...و هر کس از حدود الهی تجاوز کند، ستمکار است)[بقره–۲۲۹]
- منصب امامت به کسی که ظلم کرده باشد، نمیرسد:
...قَالَ لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (ترجمه:پیمان من به بیدادگران نمیرسد.)[یقره–۱۲۴]
-ظالم در این آیه، شامل ظلم به خود، ظلم به دیگران و ظلم در حق خدا میشود. همچنین شامل کسی که حتی در یک لحظه از عمر خود، ظلم کرده باشد را نیز دربر میگیرد.
بنابراین، کسی که معصوم نباشد، ظلم کرده و ظالم به مقام امامت نمیرسد.[۳۳]
- آیه اولو الامر
استدلال به این آیه برای اثبات عصمت به دو گونه است:
صورت اول: هرگاه خداوند به اطاعت بی قید و شرط از کسی فرمان دهد آن فرد، معصوم خواهد بود؛ چون اگر آن فرد معصوم نباشد و دیگران را به انجام گناهی دستور دهد، هم باید از او اطاعت کرد(زیرا اطاعت از او واجب است) و هم اطاعت نکرد(زیرا اطاعت کردن از مخلوقات تا زمانی است که موجب نافرمانی خدا نباشد). در این صورت، اجتماع نقیضین پیش میآید که محال است.[۳۴]
صورت دوم: در این آیه، "اولی الأمر" بر رسول عطف شده است؛ اطاعت از هر دو، با یک فعل "أطیعوا" خواسته شده است؛ اطاعت از رسول، هیچ شرطی ندارد؛ بنابراین، اطاعت از "اولی الأمر" نیز بدون هیچ قید و شرطی واجب است. این امر در صورتی اشکال ندارد که اولو الامر، معصوم باشند.[۳۵]
- آیه تطهیر
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا (ترجمه:خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.)[احزاب–۳۳]
در برخی منابع شیعه و اهل سنت آمده که پیامبر(ص) در توضیح این آیه گفته اند: «من و اهل بیتم از گناه طاهریم»[۳۶] حضرت علی(ع) نیز در جریان فدک با استناد به این آیه منزه بودن از گناه حضرت زهرا(س) را اثبات می نماید.[۳۷]
استدلال به این آیه شریفه متوقف بر چند مقدمه است: مقدمه اول: خداوند تنها اراده کرده است که اهل بیت را تطهیر کند. مقدمه دوم: اراده تشریعی خداوند درباره تطهیر و پاک کردن بندگان، اختصاص به کسی ندارد. مقدمه سوم: وقتی اراده تشریعی، اختصاصی به کسی ندارد، پس خداوند با اراده تکوینی خود خواسته است که این بندگانش پاک باشند. مقدمه چهارم: اراده تکوینی خداوند نیز حتما محقق میشود و تخلف پذیر نیست. مقدمه پنجم: تطهیری که در این آیه بیان شده، هیچ قیدی ندارد و به صورت مطلق است و هر گونه پلیدی و ناپاکی را نفی میکند. مقدمه ششم: هیچ طایفهای از مسلمانان، ادعای عصمت هیچیک از منسوبان پیامبر اکرم(ص) را به جز شیعه ندارد که معتقد به عصمت حضرت زهرا(س) و ائمه دوازدهگانه(ع) هستند. بنابراین، این آیه عصمت و مصونیت امامان شیعه از گناه و خطا را اثبات میکند.[۳۸]
۲. روایات
- قال رسول اللَّهِ (ص): انی قد تَرَکتُ فِیکمْ ما ان أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بعدی الثَّقَلَینِ أَحَدُهُمَا أَکبَرُ مِنَ الآخَرِ کتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلی الأَرْضِ وعترتی أَهْلُ بیتی الا وانهما لَنْ یفْتَرِقَا حتی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ.
رسول خدا (ص) فرمود: من بعد از خودم در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم که اگر به آنها تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد، یکی از آنها که بزرگتر از دیگری است،کتاب خدا است که ریسمان ممتدی از آسمان تا زمین. و دیگری عترت و اهل بیت من هستند. آگاه باشید که این دو از یکدیگر جدا نمیشوند تا در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند.[۳۹]
این روایت از چند جهت عصمت اهل بیت را ثابت میکند:
_ در این روایت رسول خدا(ص) اطاعت مطلق و بدون قید و شرط از قرآن و اهل بیت را برای همه مسلمانان واجب میکند. دستور به اطاعت مطلق، نشانه عصمت فرد مورد اطاعت است؛ زیرا محال است که خداوند دستور به اطاعت مطلق از کسی را بدهد که میداند احتمال خطا و اشتباه در گفتههای آن شخص وجود دارد و ممکن است با کتاب خدا و سنت رسولش مخالفت نماید.
_ در این روایت به جدایی ناپذیری و عدم مخالفت قرآن و اهل بیت صحبت شده است. در صورتی که اگر اهل بیت مرتکب گناه و اشتباه شوند، در همان لحظه از قرآن جدا شدهاند و اعتقاد به جدا شدن آنها از قرآن، منجر به تکذیب سخن رسول خدا(ص) خواهد شد. بنابراین، این جمله نیز نشاندهنده عصمت امامان است.
_ در این روایت، تمسک به کتاب خدا و اهل بیت، سبب نجات از گمراهی معرفی کرده است؛ پس همانطور که اطاعت از قرآن سبب هدایت و نجات از گمراهی میشود، اطاعت از اهل بیت نیز همین خاصیت را خواهد داشت و این امر در صورتی محقق میشود که امامان، از خطا و گناه مصون باشند.
- حدیث حق (علی مع الحق و الحق مع علی)
عبد الرحمن بن أبی سعد از پدرش نقل کرده است که ما با عدهای از مهاجرین و انصار در کنار خانه رسول خدا نشسته بودیم که علی(ع) بر وارد مجلس ما شد، رسول خدا(ص) فرمود: آیا میخواهید که شما را از بهترینتان آگاه کنم؟ گفتند: بلی. فرمود: بهترین شما کسانی هستند که به عهد خود وفادارند و از بوی خوش استفاده میکنند. خداوند بندگان پرهیزگار را دوست دارد. راوی گوید: در این زمان علی بن أبی طالب از کنار ما گذشت؛ پس رسول خدا (ص) فرمود: این با حق است و حق با او است.[۴۰]
این روایت بر عصمت امیرمومنان تصریح دارد؛ زیرا: معنای عصمت چیزی غیر از «همراهی همیشگی با حق و درستی، و عدم اشتباه در گفتار و کردار» نیست؛
رسول خدا(ص) شهادت میدهد که امیرمؤمنان در همه حالات و همواره با حق است و هیچگاه از حق جدا نمیشود؛
این شهادت دادن نشان میدهد، عصمت آن حضرت از هر نوع گناه و خطا ثابت میشود؛ چرا که کردار و گفتار انسان خطا، همواره با حق نیست و امکان خطا و اشتباه در آن وجود دارد؛
حضرت علی(ع) همواره همراه با حق است و هیچگاه از حق جدا نمیشود؛ بنابراین
اعتقاد به عصمت آن حضرت ضروری است و گرنه گفتار رسول خدا تکذیب خواهد شد.
- روایت امیرالمومنین(ع)
- پیامبر اسلام(ص): مَنْ سَرَّهُ أَنْ ینْظُرَ إِلَی الْقَضِیبِ الْیاقُوتِ الْأَحْمَرِ الَّذِی غَرَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِیدِهِ وَیکونَ مُتَمَسِّکاً بِهِ فَلْیتَوَلَّ عَلِیاً وَالْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خِیرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَصَفْوَتُهُ وَهُمُ الْمَعْصُومُونَ مِنْ کلِّ ذَنْبٍ وَخَطِیئَةٍ.
هر کس خوشحال میشود که به شاخه یاقوت سرخ بنگرد که خداوند با دست خود کاشته و به او چنگ اندازد، باید علی و امامانی که فرزندان او هستند را دوست بدارد؛ چرا که آنها بهترین خلق خداوند و برگزیده او و از هرگونه گناه و اشتباهی معصوم هستند.[۴۱]
این روایت نیز به صراحت، بر عصمت امامان شیعه دلالت دارد.
عصمت فرشتگان
قرآن کریم:
«عَلَیها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ: بر آن [آتش] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده شده]اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمیکنند و آنچه را که مأمورند انجام میدهند»
سوره تحریم، آیه۶.
ملائکه، از هر گونه گناه و معصیت پاک هستند. اما عصمت مربوط به موجوداتی است که با وجود داشتن توانایی بر انجام کار زشت و نافرمانی خداوند، از انجام کارهایی که گناه شمرده میشود، پرهیز میکنند و به خاطر لطف خداوند از خطاهایی که موجب بیاعتمادی مردم به آنان میشود نیز مصون هستند. بنابراین، اگر چه فرشتگان از هر گونه گناه و معصیت پاک هستند، اما آنان دارای مقام عصمت نیستند. البته اگر عصمت به معنای عدم انجام گناه فرض شود(چه قادر بر انجام گناه باشند چه نباشند) فرشتگان نیز معصومند؛ زیرا در آنها هیچ گونه میل و کششی نسبت به گناه و ارتکاب آن وجود ندارد و همیشه در حال تسبیح و تقدیس پروردگار و انجام دستورات او هستند.[۴۲]
پانویس
- ↑ فیومی، مصباح المنیر، ذیل واژه «عصم».
- ↑ دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه «عصمت».
- ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «عصم».
- ↑ الشریف المرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ص۳۲۶.
- ↑ ایجی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ش، ص۲۸۰.
- ↑ الشریف المرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ۱۴۰۵ق، ص۳۲۶.
- ↑ حلی، الباب الحادی عشر، ۱۳۶۵ش، ص۹.
- ↑ سبحانی، محاضرات فی الالهیات، ۱۴۲۸ق، ص۲۷۶.
- ↑ رک: مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۱۵۸.
- ↑ حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۴۹۴.
- ↑ ری شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۰.
- ↑ ری شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۳ش، ص۲۱۵.
- ↑ رک: مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۲.
- ↑ قدردان قراملکی، کلام فلسفی، ص ۳۸۸-۳۹۰.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۵۰.
- ↑ ایجی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ش، ص۲۶۳.
- ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۵۰.
- ↑ مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ص۱۵۳و۱۵۴
- ↑ مفید، النکت الاعتقادیه، ۱۴۱۳ق، ص۳۷؛ حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۴.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۶۰.
- ↑ مفید، عدم سهو النبی، ص۲۹و۳۰
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۵-۳۱
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقائد، ۱۳۸۴ش، ص۱۹۳-۱۹۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۳۸؛ الشریف المرتضی، تنزیه الانبیاء، ۱۳۷۶ش، ص۲۰.
- ↑ رک: مصباح یزدی، راه و راهنماشناسی، ۱۳۹۵ش، ص ۲۸۶.
- ↑ حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۹۴.
- ↑ مفید، عدم سهو النبی، ص۲۹و۳۰
- ↑ ربانی گلپایگانی، تقریرات درس امامت، مدرسه فقاهت
- ↑ الشریف المرتضی، الشافی فی الامامة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۸۹ و۲۹۰
- ↑ بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ۱۴۰۶ق، ص۱۷۸- ۱۷۹.
- ↑ سوره مائده، آیه۲
- ↑ خواجه نصیر الدین طوسی، تجرید الاعتقاد، مکتب الاعلام الاسلامی، ص۲۲۲؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۴۹
- ↑ الشریف المرتضی، الشافی فی الامامة، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۴۱
- ↑ مظفر، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۷
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۶۴
- ↑ بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص ۱۷۱؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۳ ،ص ۲۰۸.
- ↑ طبری، كامل بهائی، ۱۳۸۳ش، ص۲۵۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۱۰-۳۱۲.
- ↑ ابن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱۷، ص۳۰۹.
- ↑ أبو یعلی، مسند أبی یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۱۸؛ عسقلانی، المطالب العالیة، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۴۷.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۵۷
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۰۴.
منابع
- ابن حنبل، مسند الامام أحمد بن حنبل، محقق شعیب الأرنوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
- ابن منظور، لسان العرب، تصحیح میردامادی، بیروت، دارالکفر، ۱۴۱۴.
- أبو یعلی، أحمد بن علی، مسند أبی یعلی، تحقیق حسین سلیم أسد، دمشق، دار المأمون للتراث، ۱۴۰۴ق.
- ایجی، میرسید شریف، شرح المواقف، قم، شریف رضی، ۱۳۲۵ش.
- بحرانی، میثم بن علی، قواعد المرام فی علم الکلام، محقق احمد حسینی اشکوری، قم، مکتبة آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۶ق.
- بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، بیروت، دار الكتب العلمیة، ۱۴۰۵ق.
- تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد، محقق عبد الرحمن عمیرة، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
- حلی، الحسن بن یوسف، الباب الحادی عشر، تهران، موسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۶۵ش.
- حلی، الحسن بن یوسف، کشف المراد، قم، موسسه نشر اسلامی، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
- خواجه نصیر الدین طوسی، محمد بن محمد، تجرید الاعتقاد، محقق محمد جواد حسینی جلالی، تهران، مکتب الاعلام الاسلامی، بی تا.
- دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۳۹ش.
- سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، تلخیص علی ربانی گلپایگانی، قم، موسسه امام صادق، ۱۴۲۸ق.
- الشریف المرتضی، علی بن الحسین، الشافی فی الامامة، تهران، مؤسسة الصادق، ۱۴۰۷ق.
- الشریف المرتضی، علی بن الحسین، تنزیه الانبیاء، قم، الانتشارات الشریف الرضي، ۱۳۷۶ش.
- الشریف المرتضی، علی بن الحسین، رسائل الشریف المرتضی، قم، دارالکتب، ۱۴۰۵ق.
- صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، تحقیق الشیخ حسین الأعلمی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۴ق.
- صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، محقق علی اکبر غفاری، قم، جامعةالمدرسین، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۴ق.
- طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی تا.
- طبری، عمادالدین، کامل بهائی، تهران، مرتضوی، ۱۳۸۳ش.
- عسقلانی، أحمد بن علی، المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة، تحقیق سعد بن ناصر بن عبد العزیز الشتری،الریاض، دار العاصمة للنشر و التوزیع، ۱۴۲۰ق.
- فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر، قم، دارالهجره، ۱۴۱۴؛
- قدردان قراملکی، محمد حسن، کلام فلسفی، قم، وثوق، ۱۳۸۳؛
- محمدی ری شهری، محمد، فلسفه وحی و نبوت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۳ش.
- مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، چاپ هجدهم، ۱۳۸۴ش.
- مصباح یزدی، محمد تقی، راه و راهنمایی شناسی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۵ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۹۰ش.
- مظفر، محمدحسن، دلائل الصدق، قم، موسسةآل البیت لاحیاء التراث، بی تا.
- مفید، محمد بن محمد، النکت الاعتقادیة، محقق رضا مختاری، قم، المؤتمر العاملی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
- مفید، محمد بن محمد، عدم السهو النبی، محقق مهدی نجف، قم، المؤتمر العاملی لألفیة الشیخ المفید، بی تا.
- مقریزی، أحمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دار الكتب العلمیة، ۱۴۲۰ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامی، ۱۳۷۴ش.
