گاو بنیاسرائیل
گاو بنیاسرائیل به ماجرای ذبح گاو مادهای برای زنده کردن فردی از بنیاسرائیل اشاره دارد که درباره قاتل او اختلاف شده بود. به دستور خداوند، قسمتی از گاو به جنازه مقتول زده شد و او زنده شد تا قاتل خود را معرفی کند. این داستان در قرآن، در آیات ۶۷ تا ۷۳ سوره بقره آمده است[۱] و بهعنوان معجزهای برای اثبات معاد و زنده شدن مردگان تلقی شده است.[۲] گزارش مشابهی از این ماجرا در تورات وجود دارد که در آن برای کشف قاتل، بزرگان شهر گوسالهای ماده را قربانی کرده و دست بر آب میزنند تا از گناه قتل برائت جویند.[۳] برخی مفسران، این نقل توراتی را به داستان گاو بنیاسرائیل مرتبط میدانند.[۴]
مفسران نوشتهاند که پیرمردی ثروتمند در بنیاسرائیل توسط برخی از اقوامش به طمع ارث کشته شد[۵] و جنازهاش را نزدیکی یکی از اسباط انداختند و خود فریاد خونخواهی زدند.[۶] آنها خواستار دیه او بودند تا قتل را به گردن آن سِبط از بنیاسرائیل نیندازند.[۷] اختلاف پیش آمد[۸] و برای حل آن نزد حضرت موسی(ع) رفتند. حضرت موسی(ع) دستور داد گاوی ماده ذبح شود و بخشی از آن به بدن مقتول زده شود تا او زنده شود و قاتل را معرفی کند.[۹] بنیاسرائیل ابتدا گمان کردند حضرت موسی(ع) آنها را مسخره میکند[۱۰]، اما در نهایت گاو را خریدند[۱۱] و پس از ذبح آن، مقتول زنده شد[۱۲] و قاتل خود را معرفی کرد.[۱۳] این واقعه بهعنوان معجزهای از خداوند[۱۴] و نشانهای از زنده شدن مردگان در قرآن آمده است.[۱۵]
بنیاسرائیل در مورد ویژگیهای گاو بارها سوال کردند که این درخواستها و پاسخهای خداوند چندین بار تکرار شد.[۱۶] به همین دلیل، این داستان را نمونهای از بهانهجویی بنیاسرائیل دانستهاند که در قرآن به آن اشاره شدهاست.[۱۷] این گاو به جهت سوالات پیدرپی بنیاسرائیل در چند مرحله با این صفات معرفی شد: نه پیر و از کار افتاده، و نه خیلی جوان[۱۸] زرد يک دست، كه رنگ آن، بينندگان را شاد سازد،[۱۹] نه براى شخم زدن رام شده و نه براى زراعت آبكشى كند، از هر عيبى دور باشد، و هيچ رنگ ديگرى در آن نباشد.[۲۰]
پانویس
- ↑ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۵۹ و ص۳۰۱.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۹۹.
- ↑ تورات، تثنیه، فصل۲۱، آیات ۱-۹.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۰۰.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۲۶.
- ↑ طبرسی، تفسیر جوامع الجامع، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۵۲.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۲۶.
- ↑ سوره بقره، آیه۷۲.
- ↑ حسینی شیرازی، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۲۰؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۳۹.
- ↑ سوره بقره، آیه۶۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۵۴۴.
- ↑ سوره بقره، آیه۷۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۳، ص۵۴۴.
- ↑ فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۴.
- ↑ سوره بقره، آیه۷۳.
- ↑ سوره بقره، آیات ۶۸-۷۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۳۰۱.
- ↑ سوره بقره، آیه۶۸.
- ↑ سوره بقره، آیه۶۹.
- ↑ سوره بقره، آیه۷۱.
منابع
- تورات.
- حسینی شیرازی، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت، دارالعلوم، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
- طباطبائی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- فضل الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
- فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق حسین اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
- مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.