قناعت از فضائل اخلاقی به معنای اکتفا کردن به اندک و در مقابل زیاده‌خواهی است. قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای، صحیح مصرف کردن نیز آمده و در ادبیات اقتصادی با واژگانی مانند بهره‌وری، کارآیی، بهینه‌سازی مصرف و صرفه‌جویی بیان می‌شود.

اخلاق
آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بینآیه ایثار
احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل
فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصخشیتحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البینعیب‌پوشی
رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیتهمتبخلعاق والدینحدیث نفسعجبعیب‌جوییسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج
عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیمیرزا جواد ملکی تبریزیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبعبدالکریم حق‌شناسعزیزالله خوشوقتمحمدتقی بهجتعلی‌اکبر مشکینیحسین مظاهریمحمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءرساله لقاءالله (کتاب)مجموعه وَرّامجامع السعاداتمعراج السعادةالمراقبات

مفهوم‌شناسی

قناعت را به معنای بسنده کردن به‌اندکی از آنچه مورد نیاز انسان است، تعریف کرده‌اند.[۱] همچنین قناعت را به رضایت داشتن به قسمت نیز معنا کرده‌اند.[۲] در فرهنگ فارسی قناعت در معنای خرسند بودن به قسمت و بسنده کردن به مقدار اندک، گفته شده است.[۳] امام علی(ع) قناعت را بهره‌مندی از دنیا به‌اندازه کفایت و رفع نیاز دانسته است.[۴] نه اکتفا کردن به مقدار کم و بهره‌مندی کم از دنیا. در منابع دینی قناعت صفتی است که با تکرار و تمرین در انسان به صورت ملکه‌ای در می‌آید که باعث خشنودی و راضی شدن به چیز کم و نگه‌داشتن نفس از زیاده‌خواهی است.[نیازمند منبع]

اهمیت و جایگاه

امام علی علیه‌السلام:
مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومُ القَناعَةِ (ترجمه: پایبندی به قناعت، از والایی همّت است.)

تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص۳۹۱، ح ۸۹۹۹

حضرت علی(ع) سفارشات زیادی به کارگزاران و فرمانداران خود نسبت به پرهیز از اسراف و تبذیر دارند و آنان را ملزم به صرفه‌جویی و مصرف صحیح بیت المال می‌کند.ایشان می‌فرمایند: نوک قلم‌ها را باریک و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده‌روی در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید زیرا که اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.[۵] همچنین بنا به روایت حضرت علی(ع) هیچ گنجی غنی‌تر از قناعت نیست.[۶] و از پیامبر اکرم نقل شده که: خوشا به حال آنکه با اسلام هدایت شود و معیشت او به حد کفاف باشد و قناعت کند.[۷]

در علم اخلاق قناعت در مقابل حرص قرار دارد و موجب می‌شود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد.[۸] از این رو امام علی برای رسیدن به قناعت، ریشه‌کنی حرص را گام نخست شمرده ‌است.[۹] و از نظر سیاسی و اقتصادی نیز آبروی سیاسی و اقتصادی و خودکفایی یک مملکت را نیز قناعت حفظ می‌کند.[۱۰]

آثار، مراتب و نشانه‌ها

در روایات برای قناعت آثاری ذکر شده است: رضایت خداوند[۱۱] عزت انسان،[۱۲] سبکی حساب در روز قیامت،[۱۳] بی‌نیازی از مردم[۱۴] و اعطای حیاة طیبه [۱۵] از جمله آنهاست.

قناعت دارای دو مرتبۀ عالی و اعلی است؛ مرتبۀ نخست راضی بودن به حد ضرورت و کفاف و مرتبۀ دوم رضایت به کمتر از آن است.[۱۶]

در احادیث برای افراد قانع، نشانه‌های مختلفی ذکر شده است: همت بلند و شکرگذاری از جمله آنهاست به عنوان نمونه در روایتی از حضرت علی(ع) آمده است: قانع‌ترین مردم باش تا شکر گزارترین آنان باشی.[۱۷] یا در حدیث دیگری آمده است که زندگی با قناعت نشانه همت بلند است.[۱۸] گاه قناعت نکردن و قانع نبودن در برخی از امور معنوی نه تنها مذموم نیست که می‌تواند پسندیده باشد مانند قانع نبودن به کسب علم ودانش و معرفت. در خواست همام برای شنیدن خطبه همام و ویژگی‌های مختلف پرهیزگاران از زبان امام علی(ع) و قناعت نکردنش به پاسخ اجمالی امام از این موارد است.[۱۹]

تفاوت معترّ و قانع

در تفسیر آیه ۳۶ سوره حج آورده‌اند: فرق میان «قانع» و «مُعْتَر» این است که قانع به کسی گویند که اگر چیزی به او بدهی قناعت می‌کند و راضی و خشنود می‌گردد و اعتراض و ایراد و خشمی نمی‌گیرد، اما معتر کسی است که به سراغ تو می‌آید و سؤال و تقاضا می‌­کند وای بسا به آنچه می‌دهی راضی نشود و اعتراض کند.[۲۰] برخی گویند قانع کسی است که سؤال می‌کند و معتر کسی است که خود را در معرض اطعام قرار می‌دهد و سؤال نمی‌کند.[۲۱] تفسیر اول طبق روایت صحیح‌تر به نظر می‌رسد.[۲۲] نکتۀ مهم اینکه مقدم شدن قانع بر معتر نشانۀ آن است که آن دسته از محرومانی که عفیف النفس و خویشتن دارند، باید در مقام اول و قبل از دیگران مورد توجه قرار گیرند.[۲۳]

در ادبیات

  • بابا افضل الدین کاشانی:
با داده قناعت کن و با داد بزی
در بند تکلف مرو، آزاد بزی
در بِه ز خودی نظر مکن، غصه مخور
در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی


  • ابوسعید ابوالخیر:
زیادت از سرت ار یک کله بدست آری
به خاکپای قناعت که درد سر باشد


جهان را دیدم و خلق آزمودم
به هر میدان درون جستم مجالی
نه مالی دیدم افزون از قناعت
نه از پرهیز برتر احتیالی

[۲۴]

پانویس

  1. مفردات راغب، ص۴۱۳؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۸۴
  2. ابن منظور، ۱۹۹۷: ذیل واژه قَنَعَ
  3. معین، ۱۳۸۰: ص۷۶۹؛ معلوف، ۱۳۸۳: ص۶۵۷
  4. دشتی، ۱۳۸۴: ۷۰۴
  5. بحارالانوار. ج۴۱. ص۱۰۵.
  6. جلوه‌های حکمت. اصغر ناظم زاده. ص۴۴۷.
  7. نهج الفصاحه. شماره ۱۹۸۰.
  8. رجوع کنید به: نراقی، ملا مهدی، جامع السعادات، ج ۲، ص۱۰۴
  9. تمیمی آمدی، ۱۳۸۴: ۵ / ۶۶
  10. اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه، ص۳۵۸.
  11. کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۰۷.
  12. میزان الحکمه. ج۸. ح ۱۶۸۶۰.
  13. میزان الحکمه. ج۸. ص۲۸۳ - ۲۸۲.
  14. کلینی، الکافی.ج۳. ص۲۰۹. حدیث ۸.
  15. از حضرت علی(ع) در رابطه با آیه۹۷ سوره نحل، (مَن عمل صالحاً من ذکرٍ او اُنثی و هو مومنَ فلنحیینّهُ حیاهً طیبه) پرسیدند که منظور خداوند از حیاه طیبه چیست؟ فرمود: هی القناعهِ.
  16. نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص۶۳۶.
  17. ارشاد القلوب. جزء اول. ص۱۱۸.
  18. میزان الحکمه. ج۲. ح ۱۶۸۶۳.
  19. علوی تراکمه ای،شرح خطبه متقین در نهج البلاغهhttps://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/49393/3
  20. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۱۰۸.
  21. تفسیر مجمع البیان، ج ۱۶، ص۲۱۷.
  22. تفسیر مجمع البیان، ج ۱۶، ص۲۱۷.
  23. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۱۰۸.
  24. ناصر خسرو، دیوان اشعار، قصاید، شماره۲۶۸.

یادداشت

منابع

  • قرآن
  • نهج البلاغه
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، جلد: ۱،‌ دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، بیروت.
  • پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه: مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص)، علمی، تهران، ۱۳۸۲ش.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم، ۱۳۸۷ش.
  • خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه، مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۲ش.
  • دشتی، محمد، نهج‌البلاغه، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، قم، ۱۳۸۴ش.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب (ترجمۀ طباطبایی)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۶ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل؛ تفسیر مجمع البیان، ترجمه مترجمان، فراهانی، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین (۶ جلد)، مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی - ترجمه کمرهای (۶ جلد)، اسوه، قم، ۱۳۷۵ش.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار (۱۱۱ جلد)،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌جا.
  • محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة (با ترجمه فارسی)، ۱۴ جلد، موسسه علمی فرهنگی‌ دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، قم، ۱۳۸۹ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، نوبت چاپ: بیست و ششم.
  • مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، بی‌جا، چاپ ششم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • ناظم‌زاده قمی، اصغر، جلوه‌های حکمت: گزیده موضوعی کلمات امیرالمومنین علی(ع) در ۲۲۵ موضوع. غرر الحکم و درر الحکم. نهج البلاغه، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۵ش.
  • نراقی، مهدی بن ابی‎ذر، جامع السعادات (۳ جلد)، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت.