قناعت

مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
از ویکی شیعه

قناعت از فضائل اخلاقی به معنای اکتفا کردن به اندک و در مقابل زیاده‌خواهی است. قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای، صحیح مصرف کردن نیز آمده و در ادبیات اقتصادی با واژگانی مانند بهره‌وری، کارآیی، بهینه‌سازی مصرف و صرفه‌جویی بیان می‌شود.

مفهوم‌شناسی

قناعت را به معنای بسنده کردن به‌اندکی از آنچه مورد نیاز انسان است، تعریف کرده‌اند.[۱] همچنین قناعت را به رضایت داشتن به قسمت نیز معنا کرده‌اند.[۲] در فرهنگ فارسی قناعت در معنای خرسند بودن به قسمت و بسنده کردن به مقدار اندک، گفته شده است.[۳] امام علی(ع) قناعت را بهره‌مندی از دنیا به‌اندازه کفایت و رفع نیاز دانسته است.[۴] نه اکتفا کردن به مقدار کم و بهره‌مندی کم از دنیا. در منابع دینی قناعت صفتی است که با تکرار و تمرین در انسان به صورت ملکه‌ای در می‌آید که باعث خشنودی و راضی شدن به چیز کم و نگه‌داشتن نفس از زیاده‌خواهی است.[نیازمند منبع]

اهمیت و جایگاه

امام علی علیه‌السلام:
مِن شَرَفِ الهِمَّةِ لُزومُ القَناعَةِ (ترجمه: پایبندی به قناعت، از والایی همّت است.)

تصنیف غررالحکم و درر الکلم ص۳۹۱، ح ۸۹۹۹

حضرت علی(ع) سفارشات زیادی به کارگزاران و فرمانداران خود نسبت به پرهیز از اسراف و تبذیر دارند و آنان را ملزم به صرفه‌جویی و مصرف صحیح بیت المال می‌کند.ایشان می‌فرمایند: نوک قلم‌ها را باریک و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده‌روی در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید زیرا که اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.[۵] همچنین بنا به روایت حضرت علی(ع) هیچ گنجی غنی‌تر از قناعت نیست.[۶] و از پیامبر اکرم نقل شده که: خوشا به حال آنکه با اسلام هدایت شود و معیشت او به حد کفاف باشد و قناعت کند.[۷]

در علم اخلاق قناعت در مقابل حرص قرار دارد و موجب می‌شود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد.[۸] از این رو امام علی برای رسیدن به قناعت، ریشه‌کنی حرص را گام نخست شمرده ‌است.[۹] و از نظر سیاسی و اقتصادی نیز آبروی سیاسی و اقتصادی و خودکفایی یک مملکت را نیز قناعت حفظ می‌کند.[۱۰]

آثار، مراتب و نشانه‌ها

در روایات برای قناعت آثاری ذکر شده است: رضایت خداوند[۱۱] عزت انسان،[۱۲] سبکی حساب در روز قیامت،[۱۳] بی‌نیازی از مردم[۱۴] و اعطای حیاة طیبه [۱۵] از جمله آنهاست.

قناعت دارای دو مرتبۀ عالی و اعلی است؛ مرتبۀ نخست راضی بودن به حد ضرورت و کفاف و مرتبۀ دوم رضایت به کمتر از آن است.[۱۶]

در احادیث برای افراد قانع، نشانه‌های مختلفی ذکر شده است: همت بلند و شکرگذاری از جمله آنهاست به عنوان نمونه در روایتی از حضرت علی(ع) آمده است: قانع‌ترین مردم باش تا شکرگزارترین آنان باشی.[۱۷] یا در حدیث دیگری آمده است که زندگی با قناعت نشانه همت بلند است.[۱۸]

تفاوت معترّ و قانع

در تفسیر آیه ۳۶ سوره حج آورده‌اند: فرق میان «قانع» و «معتر» این است که قانع به کسی گویند که اگر چیزی به او بدهی قناعت می‌کند و راضی و خشنود می‌گردد و اعتراض و ایراد و خشمی نمی‌گیرد، اما معتر کسی است که به سراغ تو می‌آید و سؤال و تقاضا می‌­کند وای بسا به آنچه می‌دهی راضی نشود و اعتراض کند.[۱۹] برخی گویند قانع کسی است که سؤال می‌کند و معتر کسی است که خود را در معرض اطعام قرار می‌دهد و سؤال نمی‌کند.[۲۰] تفسیر اول طبق روایت صحیح‌تر به نظر می‌رسد.[۲۱] نکتۀ مهم اینکه مقدم شدن قانع بر معتر نشانۀ آن است که آن دسته از محرومانی که عفیف النفس و خویشتن دارند، باید در مقام اول و قبل از دیگران مورد توجه قرار گیرند.[۲۲]

پانویس

  1. مفردات راغب، ص۴۱۳؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج۴، ص۳۸۴
  2. ابن منظور، ۱۹۹۷: ذیل واژه قَنَعَ
  3. معین، ۱۳۸۰: ص۷۶۹؛ معلوف، ۱۳۸۳: ص۶۵۷
  4. دشتی، ۱۳۸۴: ۷۰۴
  5. بحارالانوار. ج۴۱. ص۱۰۵.
  6. جلوه‌های حکمت. اصغر ناظم زاده. ص۴۴۷.
  7. نهج الفصاحه. شماره ۱۹۸۰.
  8. رجوع کنید به: نراقی، ملا مهدی، جامع السعادات، ج ۲، ص۱۰۴
  9. تمیمی آمدی، ۱۳۸۴: ۵ / ۶۶
  10. اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه، ص۳۵۸.
  11. کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۰۷.
  12. میزان الحکمه. ج۸. ح ۱۶۸۶۰.
  13. میزان الحکمه. ج۸. ص۲۸۳ - ۲۸۲.
  14. کلینی، الکافی.ج۳. ص۲۰۹. حدیث ۸.
  15. از حضرت علی(ع) در رابطه با آیه۹۷ سوره نحل، (مَن عمل صالحاً من ذکرٍ او اُنثی و هو مومنَ فلنحیینّهُ حیاهً طیبه) پرسیدند که منظور خداوند از حیاه طیبه چیست؟ فرمود: هی القناعهِ.
  16. نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص۶۳۶.
  17. ارشاد القلوب. جزء اول. ص۱۱۸.
  18. میزان الحکمه. ج۲. ح ۱۶۸۶۳.
  19. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۱۰۸.
  20. تفسیر مجمع البیان، ج ۱۶، ص۲۱۷.
  21. تفسیر مجمع البیان، ج ۱۶، ص۲۱۷.
  22. تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص۱۰۸.

منابع

  • قرآن
  • نهج البلاغه
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، جلد: ۱،‌ دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، دار صادر، بیروت.
  • پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحه: مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص)، علمی، تهران، ۱۳۸۲ش.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، قم، ۱۳۸۷ش.
  • خادم الذاکرین، اکبر؛ اخلاق اسلامی در نهج‌البلاغه، مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ چهارم، قم، ۱۳۸۲ش.
  • دشتی، محمد، نهج‌البلاغه، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، قم، ۱۳۸۴ش.
  • دیلمی، حسن بن محمد، إرشاد القلوب (ترجمۀ طباطبایی)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۶ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل؛ تفسیر مجمع البیان، ترجمه مترجمان، فراهانی، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین (۶ جلد)، مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی - ترجمه کمرهای (۶ جلد)، اسوه، قم، ۱۳۷۵ش.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار (۱۱۱ جلد)،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌جا.
  • محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة (با ترجمه فارسی)، ۱۴ جلد، موسسه علمی فرهنگی‌ دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، قم، ۱۳۸۹ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، امیرکبیر، نوبت چاپ: بیست و ششم.
  • مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴ش.
  • مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، بی‌جا، چاپ ششم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • ناظم‌زاده قمی، اصغر، جلوه‌های حکمت: گزیده موضوعی کلمات امیرالمومنین علی(ع) در ۲۲۵ موضوع. غرر الحکم و درر الحکم. نهج البلاغه، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۷۵ش.
  • نراقی، مهدی بن ابی‎ذر، جامع السعادات (۳ جلد)، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت.