پرش به محتوا

خیار تدلیس

از ویکی شیعه

خیار تدلیس اصطلاحی فقهی به معنای حقی است که به فرد فریب‌خورده در معامله اجازه می‌دهد در صورت فریب طرف مقابل، معامله را برهم بزند. تدلیس شامل پنهان‌کردن عیب کالا یا نسبت‌دادن ویژگی‌ای به آن است که فاقد آن باشد؛ به‌گونه‌ای که کالا بهتر از واقع نشان داده شود. فقیهان درباره گستره و استقلال این خیار دیدگاه‌های متفاوتی دارند و برخی موارد آن را در قالب خیار عیب یا خیار شرط بررسی کرده‌اند.

استفاده از نشان‌تجاری یا بسته‌بندی تقلبی، تاریخ انقضای جعلی، و تبلیغات دروغین از جمله مصادیق تدلیس تلقی شده است. خیار تدلیس پس از آگاهی از تدلیس ثابت می‌شود و باید در مدت متعارف اعمال شود. فرد فریب‌خورده می‌تواند خیار خود را پس از آگاهی، ساقط کند، اما اسقاط آن پیش از آگاهی معتبر دانسته نشده است. همچنین، وی حق دریافت ارش (خسارت) ندارد و تنها می‌تواند معامله را فسخ کند. برای اثبات این خیار به قاعده لاضرر، سیره عقلا و روایات نیز استناد شده است.

مفهوم‌شناسی و گستره خیار تدلیس

خیار تدلیس حقی است که به موجب آن، اگر یکی از طرفین معامله با فریب‌دادن طرف مقابل، کالا یا مورد معامله را بهتر از آنچه هست نشان دهد، طرف فریب‌خورده می‌تواند معامله را برهم بزند.[۱] به گفته فقیهان، تدلیس در معامله به‌معنای پنهان‌کردن عیب کالا[۲] یا نسبت‌دادن ویژگی‌ای به آن است که کالا فاقد آن ویژگی است؛[۳] به‌گونه‌ای که کالا، بهتر از آنچه که هست به‌ نظر برسد.[۴] برخی فقها بازگو نکردن عیب[۵] یا هر موضوعی را که موجب کاهش ارزش کالا یا کاهش تمایل افراد به خرید آن شود، از مصادیق تدلیس دانسته‌اند.[۶]

فقیهان درباره گستره خیار تدلیس دیدگاه یکسانی ندارند. برخی معتقدند مواردی مانند پنهان‌کردن عیب، در واقع از مصادیق خیار عیب است،[۷] اما اگر وجود یک ویژگی در معامله شرط شود، چنانچه آن ویژگی از صفات کمال باشد و بعداً خلاف آن مشخص شود، خیار تدلیس ایجاد می‌شود؛ اما اگر آن ویژگی از صفات کمال نباشد، خیار شرط مطرح خواهد بود.[۸] با این حال، ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید شیعه، هر دو مورد را در محدوده خیار شرط دانسته است؛[۹] حتی در صورتی که شرط شود کالا فاقد عیب باشد.[۱۰] از‌این‌رو، گفته شده تشخیص تدلیس به شرایط زمان، مکان و جامعه بستگی دارد؛ بنابراین، ممکن است رفتاری در یک زمان یا مکان یا در جامعه‌ای خاص تدلیس به شمار آید، اما در شرایط دیگر چنین نباشد.[۱۱]

فقیهان درباره استقلال خیار تدلیس و ارتباط آن با دیگر خیارات دیدگاه‌های متفاوتی دارند. صاحب جواهر (۱۲۰۲-۱۲۶۶ق) ادعا کرده است که همه فقیهان شیعه این خیار را پذیرفته‌اند؛[۱۲] هرچند برخی دیگر از آن به‌عنوان دیدگاه اکثر فقیهان یاد کرده‌اند.[۱۳] علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ق)[۱۴] و شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۵ق)[۱۵] نیز خیار تدلیس را به‌صورت مستقل بررسی کرده‌اند، در حالی که کاشف‌الغطاء، از فقیهان شیعه در قرن سیزدهم، آن را در ضمن مباحث دیگر مطرح کرده‌ است.[۱۶] کاشف‌الغطاء با استناد به عبارتی از شیخ طوسی (۳۸۵-۴۶۰ق) در کتاب الخلاف،[۱۷] معتقد است او نیز وجود خیار تدلیس را نپذیرفته است.[۱۸] کاشف‌الغطاء معتقد است، از آنجا که خیار تدلیس اثر مستقلی ندارد؛ می‌توان آن را در چارچوب خیارهایی مانند خیار عیب یا خیار شرط بررسی کرد.[۱۹]

در حقوق مدنی جمهوری اسلامی ایران مواد ۴۳۸ تا ۴۴۰ به خیار تدلیس اختصاص دارد.[۲۰]

مصادیق تدلیس

فقیهان برای تدلیس، که از کارهای حرام دانسته شده است، مصادیق مختلفی ذکر کرده‌اند.[۲۱] از جمله این موارد، خودداری از دوشیدن حیوان برای مدتی است تا پرشیرتر از آنچه هست به نظر برسد.[۲۲] تدلیس در ازدواج نیز از مصادیق تدلیس دانسته شده است؛ یعنی با آرایش‌کردن زن، عیب ظاهری او پوشانده شود و زیباتر از آنچه هست نشان داده شود.[۲۳] مکارم شیرازی مواردی مانند استفاده از نشان تجاری تقلبی، درج علامت استاندارد بر کالای غیراستاندارد، درج تاریخ انقضای تقلبی، استفاده از بسته‌بندی اصل برای کالای تقلبی و تبلیغات دروغین را نیز از مصادیق تدلیس دانسته است.[۲۴] همچنین پنهان‌کردن عمر کوتاه کالا یا زمان و مکان تحویل آن[۲۵] و ذاتی نشان‌دادن ویژگی‌ای که در واقع ذاتی نیست،[۲۶] از دیگر مواردی است که تدلیس به‌شمار رفته است.

احکام خیار تدلیس

به گفته برخی فقها، خیار تدلیس با آگاهی شخص از تدلیس،[۲۷] به صورت خیار فوری ثابت می‌شود؛[۲۸] یعنی فرد پس از آگاهی از تدلیس باید در مدت متعارف برای فسخ معامله اقدام کند و تأخیر بدون عذر، موجب ازبین‌رفتن حق فسخ می‌شود.[۲۹] همچنین اگر شخص پس از آگاهی از تدلیس از کالا استفاده کند، خیار او ساقط می‌شود.[۳۰] به اتفاق فقها،[۳۱] اگر تدلیس‌کننده خود عیب را به طرف مقابل اطلاع دهد، خیار تدلیس ایجاد نمی‌شود.[۳۲]

شخص فریب‌خورده، می‌تواند پس از آگاهی از تدلیس خیار تدلیس را ساقط کند.[۳۳] اما شرط اسقاط این خیار در ضمن عقد و پیش از آگاهی از تدلیس، برخلاف نظم عمومی دانسته شده است؛ بنابراین، شرط اسقاط کافه خیارات در معامله، خیار تدلیس را شامل نمی‌شود.[۳۴]

طبق فتوای فقها، شخص فریب‌خورده نمی‌تواند به جای فسخ معامله، خسارت (اَرش) دریافت کند.[۳۵] زیرا دریافت ارش به خیار عیب اختصاص دارد.[۳۶] همچنین خیار تدلیس درباره کالای معین جاری می‌شود و در مورد کالای کلی تحقق پیدا نمی‌کند.[۳۷] این خیار در معاملات مختلف، به‌ویژه بیع و نکاح، مطرح شده است.[۳۸]

در ازدواج نیز اگر درباره باکره‌بودن زن تدلیس شده باشد، احکام مالی متفاوت است. اگر مرد با زن نزدیکی نکرده باشد، مرد می‌تواند بدون پرداخت مهریه، نکاح را فسخ کند؛ اما اگر نزدیکی صورت گرفته باشد، باید مهریه را به زن بپردازد و سپس می‌تواند آن را از کسی که تدلیس کرده، دریافت کند.[۳۹] البته اگر مرد با وجود آگاهی از تدلیس، زندگی مشترک را ادامه دهد، مهریه به‌طور کامل بر عهده او خواهد بود.[۴۰]

ادله اثبات خیار تدلیس

فقیهان برای اثبات وجود خیار تدلیس در معاملات، به دلایل مختلفی استناد کرده‌اند. مکارم شیرازی مهم‌ترین دلایل را چنین برشمرده است:

  • مسلم‌بودن حکم در فقه: حق فسخ برای کسی که در معامله فریب خورده است، از احکام مسلم و پذیرفته‌شده فقه تلقی شده است.
  • قاعده لاضرر: بر اساس این قاعده، ضرر رساندن به یکی از طرفین معامله پذیرفته نیست. از آنجا که تدلیس موجب ضرر طرف مقابل می‌شود، برای فرد فریب‌خورده حق فسخ معامله در نظر گرفته می‌شود.
  • سیره عقلا: بنابر این سیره، اگر کسی در معامله فریب بخورد، حق دارد معامله را فسخ کند.
  • روایات: برای اثبات خیار تدلیس به روایات نیز استناد شده است؛ از جمله روایات مربوط به غَشّ[۴۱] و روایات مربوط به تدلیس در ازدواج.[۴۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۵۴۳؛ ذهنی تهرانی، المباحث الفقهیه،‌ ۱۳۶۶ش، ج۱۱، ص۳۰۹.
  2. ↑ مغنیه، فقه الامام جعفر الصادق، ۱۴۲۱ق، ج۵، ص۲۵۹.
  3. ↑ مغنیه، فقه الامام جعفر الصادق، ۱۴۲۱ق، ج۵، ص۲۵۹؛ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۲۰.
  4. ↑ نراقی، انیس التجار، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۳.
  5. ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۲۳؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۱۵، ص۶۱۵؛ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵۲.
  6. ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۱؛ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۴، ص۶۴۴.
  7. ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۸۵؛ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۱۹.
  8. ↑ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۲۰.
  9. ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵۴-۱۵۵.
  10. ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۲۳.
  11. ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۲۲.
  12. ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۸۶.
  13. ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۲.
  14. ↑ فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۳۸۳.
  15. ↑ نگاه کنید به: شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۹۸؛ شهید ثانی، الروضة البهیه فی شرح اللمعة الدمشقیه، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۵۰۰.
  16. ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۳.
  17. ↑ طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۱۱.
  18. ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۳.
  19. ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۳.
  20. ↑ موسوی سادات، و عابدیان، «بررسی خیار تدلیس و قوانین مرتبط در حقوق ایران و تطبیق آن با فقه معاصر»، ص۱۰۹-۱۱۰.
  21. ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۲۳-۴۲۴؛ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۵.
  22. ↑ نراقی، انیس التجار، ۱۳۸۳ش، ص۱۵۳-۱۵۴؛ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۲۴.
  23. ↑ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۵؛ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۲۴.
  24. ↑ مکارم شیرازی، «خیار تدلیس و مسأله‌ی تصریه»، وبگاه مدرسه فقاهت.
  25. ↑ کاشف الغطاء، شرح خیارات اللمعه، ۱۴۲۲ق، ص۱۸۱.
  26. ↑ ترحینی عاملی، الزبدة الفقهیه، ۱۴۲۷ق، ج۴، ص۶۲۰.
  27. ↑ شهیدی تبریزی، هدایة الطالب، دار الکتاب، ج۳، ص۴۶۵.
  28. ↑ محققق کرکی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۴۹.
  29. ↑ هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۳۱۹.
  30. ↑ شیخ انصاری، المکاسب، ۱۴۱۰ق، ج۱۵، ص۲۲۸.
  31. ↑ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۴، ص۶۴۵.
  32. ↑ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۴، ص۶۴۴.
  33. ↑ انصاری، و طاهری، دانشنامه حقوق خصوصی، ۱۳۸۴ش، ص۲۷۲؛ کاتوزیان، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، ۱۳۸۷ش، ص۳۳۱.
  34. ↑ نقدی دورباطی، «تحلیل فقهی و حقوقی اسقاط خیارات»، ص۵۵۹.
  35. ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۸۶.
  36. ↑ شهید ثانی،الروضة البهیه، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۵۰۰.
  37. ↑ بروجردی عبده، حقوق مدنی، ۱۳۸۰ش، ص۲۰۲.
  38. ↑ شهرکانی، معجم المصطلحات الفقهیه، ۱۴۳۰ق، ص۴۷۲.
  39. ↑ انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسره، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۳۱۸.
  40. ↑ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵۰.
  41. ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۱۵، ص۶۱۵؛ مکارم شیرازی، «خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت.
  42. ↑ حسینی حائری، فقه العقود، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۵۲۷.

منابع

  • آل‌کاشف الغطاء، علی، شرح خیارات اللمعه، قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • انصاری، محمدعلی، الموسوعة الفقهیة المیسره، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • انصاری، مسعود، و محمدعلی طاهری، دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
  • بروجردی عبده، محمد، حقوق مدنی، تهران، انتشارات مجد، چاپ اوّل، ۱۳۸۰ش.
  • ترحینی عاملی، محمدحسن، الزبدة الفقهیه فی شرح الروضة البهیه، قم، دار الفقه للطباعة و النشر، چاپ چهارم، ۱۴۲۷ق.
  • حسینی حائری، کاظم، فقه العقود، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
  • شبیری زنجانی، موسی، کتاب نکاح، قم، مؤسسه پژوهش رای پرداز، چاپ اول، بی‌تا.
  • شهرکانی، ابراهیم، معجم المصطلحات الفقهیه، قم، ذوی القربی، چاپ اول، ۱۴۳۰ق.
  • شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیه فی شرح لمعة الدمشقیه، قم، مکتبة الداوری، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
  • شهید ثانی،زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • شهیدی تبریزی، میر فتاح، هدایة الطالب الی شرح المکاسب، قم، دار الکتاب، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • شیخ انصاری، مرتضی، المکاسب، تحقیق محمد کلانتر، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۱۰ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف فی الاحکام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
  • فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام عن قواعد الاحکام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • کاتوزیان، ناصر، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران، نشر میزان، چاپ هفدهم، ۱۳۸۷ش.
  • محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، مؤسسة آل‌البیت لاحیاء التراث، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • مغنیه، محمدجواد، فقه الامام جعفر الصادق، قم، انصاریان، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، «خیار تدلیس»، وبگاه مدرسه فقاهت، تاریخ درج مطلب: ۳۰ آبان ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۹ شهریور ۱۴۰۵ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، «خیار تدلیس و مسأله‌ی تصریه»، وبگاه مدرسه فقاهت، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • موسوی سادات، زینب، و عابدیان، سید حسن، «بررسی خیار تدلیس و قوانین مرتبط در حقوق ایران و تطبیق آن با فقه معاصر»، مجله علمی علوم اسلامی انسانی، ج۳، سال چهارم، شماره۱۳، بهار ۱۳۹۷ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
  • نراقی، ملامهدی، انیس التجار، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • نقدی دورباطی، مریم، «تحلیل فقهی و حقوقی اسقاط خیارات»، دوفصلنامه تحقیقات حقوق قضایی، شماره۲، سال اول، پاییز و زمستان ۱۳۹۹ش.
  • وجدانی تهرانی، محمدجواد، المباحث الفقهیه فی شرح الروضة البهیه، قم، وجدانی، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، قم، مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت، چاپ اول، ۱۴۳۲ق.