پرش به محتوا

تدلیس در ازدواج

از ویکی شیعه

تدلیس در ازدواج، یعنی یکی از دو طرف ازدواج، با پنهان کردن یک عیب مهم یا ارائه‌ی اطلاعات نادرست، طرف مقابل را فریب دهد؛ به‌گونه‌ای که رضایت او به ازدواج بر پایه همان ناآگاهی یا اطلاعات غلط شکل بگیرد.

از نگاه فقیهان، تدلیس در ازدواج عملی حرام است و در فقه و حقوق نیز از اسباب فسخ نکاح به شمار می‌آید؛ یعنی کسی که فریب خورده است، می‌تواند به استناد آن، عقد ازدواج را بر هم بزند.

از نظر فقها و حقوق‌دانان، تدلیس در ازدواج می‌تواند با اموری مثل پنهان کردن عیب‌هایی مانند دیوانگی یا نقص‌هایی در اعضای بدن یا پنهان کردن بیماری‌های صعب‌العلاج و اموری مثل اعتیاد، صورت گیرد.

اهمیت و جایگاه

بحث درباره تدلیس در ازدواج از آنجا که برخی آثار و پیامدهای شرعی و حقوقی به دنبال دارد، مورد توجه فقها و حقوق‌دانان قرار گرفته است. از این اصطلاح در باب نکاح از ابواب فقهی بحث شده است.[۱] در کتاب وسائل الشیعه، از منابع روایی شیعه، بخشی با عنوان «ابواب العیوب و التدلیس» تنظیم شده و ذیل آن روایات متعددی در نُه باب گردآوری شده است که مورد استناد فقیهان درباره حکم «تدلیس در ازدواج» قرار گرفته‌اند.[۲] همچنین در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران از این اصطلاح بحث شده است.[۳]

مفهوم‌شناسی

تدلیس در ازدواج به‌معنای فریب دادن یکی از طرفین ازدواج از طریق پنهان کردن عیب یا دادن اطلاعات نادرست است که موجب می‌شود به‌واسطه این اطلاعات نادرست یا پنهان کردن عیب، طرف دیگر به این ازدواج رضایت بدهد.[۴]

به‌گفته ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تقلید شیعه، فقیهان برای مسئله عیب و حق فسخ به‌واسطه آن، به روایاتی رجوع کرده‌اند که درباره تدلیس است و از همین رو این ابهام ایجاد شده که آیا تدلیس همان عیب‌هایی است که طرفین از یکدیگر پنهان می‌کنند یا چیزی فراتر از آن است، لذا میان فقها اختلاف نظر وجود دارد.[۵]

مکارم شیرازی خودش عیب‌هایی که به سبب پنهان‌کردن آن حق فسخ ثابت می‌شود را به نوعی تدلیس بر می‌گرداند و معتقد است که همه این امور داخل در تدلیس است؛ چون از عیب‌هایی است که اگر آن را اعلام نکند، داخل در تدلیس می‌شود و به موجب آن خیار تدلیس ثابت می‌گردد.[۶]

همچنین او معتقد است گاهی چیزی خودش عیب نیست، ولی خلاف واقع گفتن است و لذا تدلیس محسوب می‌شود که به موجب آن، خیار تدلیس ثابت می‌گردد.[۷] برای مثال اگر در جایی خواستگار خود را به طرف مقابل به عنوان دکتر معرفی کند یا مثلاً بگوید صاحب خانه است، ولی بعداً معلوم شود که هیچ یک آن‌ها درست نبوده است. این امور عیب محسوب نمی‌شود؛ ولی چون که خلاف واقع و دروغ است، تدلیس به‌شمار می‌رود.[۸]

همچنین فقیهانی مانند صاحب جواهر، تدلیس را دو گونه می‌دانند: گونه‌ای تدلیس که به‌واسطه خلاف واقع نشان‌دادن چیزی است و دیگری ابرازنکردن عیب‌های مخفی است.[۹] بر این اساس، تدلیس در ازدواج می‌تواند با اموری مانند امور زیر صورت گیرد:

  • پنهان‌کردن عیب‌هایی مانند دیوانگی، نابینایی و عَنَن که به‌واسطه آن‌ها خیار تدلیس ثابت می‌شود؛[۱۰]
  • پنهان‌کردن عیب‌ها و نقص‌هایی در اعضای بدن؛[۱۱]
  • پنهان‌کردن نواقصی در اوصاف کمال مانند زیبایی، اصل و نسب و باکره‌بودن در زن؛[۱۲]

تدلیس غیرزبانی

بنا به نظر فقها تدلیس لازم نیست همیشه با لفظ باشد و گاهی با سكوت هم حاصل می‌شود، در جاهایی كه سكوت عرفاً غلط است، خود سکوت نوعی تدلیس محسوب می‌شود. مانند جایی که دختری را برای عقد بیاورند و نگویند که باکره نیست؛ در حالی که عرفاً انتظار می‌رود که باکره باشد؛ حال اگر بدانند باکره نیست و سکوت کنند، تدلیس به‌شمار می‌رود.[۱۳]

تدلیس از عوامل فسخ ازدواج

تدلیس در ازدواج از نظر فقها حرام است.[۱۴] و یکی از عوامل فسخ ازدواج به شمار می‌رود؛ بدین بیان که اگر عقد ازدواج؛ چه عقد دائم باشد یا عقد موقت، همراه با تدلیس یا فریب و پنهان‌کاری باشد، طرف مقابل حق فسخ یا خیار تدلیس دارد، یعنی می‌تواند ازدواج را به هم بزند.[۱۵] مثلاً اگر زن عیب خودش را پنهان کند و یا با آگاهی از وجود عیب، خود را فاقد آن معرفی و یا نسبت به آن سکوت کند، در این صورت چنان‌چه مرد از آن عیب آگاه گردد، می‌تواند عقد ازدواج را فسخ کند.[۱۶] بنا به نظر فقها در این حالت هیچ مقداری از مهریه به عهده مرد نیست، حتی اگر نزدیکی صورت گرفته باشد.[۱۷]

همچنین مطابق ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، هرگاه دریکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که آن شخص فاقد آن وصف بوده، طرف دیگر می‌تواند ازدواج را فسخ نماید.[۱۸]

بنا به دیدگاه فقها، اگر مرد به سبب یکی از عیب‌های زن عقد را فسخ کند، چنانچه فسخ پیش از نزدیکی باشد، زن مستحق مهریه نیست و اگر پس از نزدیکی باشد، مهریه تعیین‌شده (مهرالمسمّی) بر عهده مرد ثابت می‌شود. همچنین اگر زن به سبب عیب مرد، عقد را پس از نزدیکی فسخ کند زن مستحق تمام مهریه است و اگر پیش از نزدیکی باشد، مستحق چیزی نیست؛ مگر در مورد عیب عَنَن (ناتوانی جنسی مرد) که در این صورت زن مستحق نصف مهریه تعیین‌شده خواهد بود.[۱۹]

تدلیس ماشطه

اصطلاح «تدلیس ماشطه» اصطلاحی است که نزد فقها به‌کار می‌رود. واژه «ماشطه» به‌معنای «زن آرایشگر» است.[۲۰] منظور از تدلیس ماشطه این است که آرایشگر، زنی را طوری آرایش کند که زشتی‌اش را بپوشاند و برخلاف واقع او را زیبا نشان دهد تا خواستگاران به او رغبت پیدا کنند.[۲۱] فقها این کار را مصداق تدلیس به‌شمار آورده و آن را عملی حرام می‌دانند و گرفتن اجرت برای آن را نیز حرام و باطل می‌دانند.[۲۲]

پانویس

  1. جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۳۹۵؛ شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۳۹۵.
  2. حر عاملی، وسایل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۱، ص۲۰۷-۲۳۸.
  3. «قانون مدنی»، سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  4. مکارم شیرازی، کتاب النکاح، مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۲۳۷-۲۳۸.
  5. مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۰۲.
  6. مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۰۲.
  7. مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۰۲.
  8. مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۰۲.
  9. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۳۶۲.
  10. سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ح۲۵، ص۱۳۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۵.
  11. سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ح۲۵، ص۱۳۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۵.
  12. سبزواری، مهذب الاحکام، دار التفسیر، ح۲۵، ص۱۳۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۵.
  13. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۰، ص۳۶۲؛ مکارم شیرازی، کتاب النکاح، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۰۳.
  14. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۳، ص۲۶۴.
  15. سیستانی، توضیح المسائل جامع، ۱۳۹۶ش، ج۴، ص۱۴۷.
  16. سیستانی، توضیح المسائل جامع، ۱۳۹۶ش، ج۴، ص۱۴۵.
  17. سیستانی، توضیح المسائل جامع، ۱۳۹۶ش، ج۴، ص۱۴۶.
  18. «قانون مدنی»، سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  19. امام خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۲۹۴-۲۹۵.
  20. جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، ۱۳۸۷ش، ج۷، ص۴۲۸.
  21. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۲۲، ص۱۱۳.
  22. شیخ انصاری، کتاب المکاسب، تراث الشیخ الأعظم، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۶.

منابع

  • امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیلة، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دایرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • حر عاملی، حسن بن محمد، وسایل الشیعه، قم، تصحیح سید محمدرضا حسینی جلالی، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.
  • سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، قم، دار التفسیر بی‌تا.
  • سیستانی، سیدعلی، توضیح المسائل جامع، مشهد، دفتر آیت‌الله العظمی سیستانی، ۱۳۹۶ش.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، تصحیح و تعلیقه سیدمحمد کلانتر، قم، انتشارات داوری، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، قم، تراث الشیخ الأعظم، بی‌تا.
  • «قانون مدنی»، سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات جدید، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، ۱۴۲۷ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، ۱۴۲۴ق.