پرش به محتوا

کودک ممیز

از ویکی شیعه

کودک مُمَیِّز به کودکی می‌گویند که هنوز به سن بلوغ نرسیده ولی می‌تواند صحیح را از باطل تشخیص دهد و مفاهیمی مانند سود و زیان و معنای عقود را درک کند. مطابق فقه امامیه، هرچند تکلیف شرعی بر عهده کودک ممیز نیست، ولی احکام و آثار متعددی بر او مترتب شده و در حوزه گسترده‌ای از ابواب مختلف فقهی مانند حضانت، وصیت، شهادت، اسلام و ارتداد، عبادات، احکام جزایی، معاملات، طلاق و حجاب از آن بحث می‌شود. در مورد سن تمییز، دیدگاه برخی فقیهان بر تعیین سن (معمولاً هفت یا هشت سال تمام) تأکید دارد، در حالی که برخی فقهای معاصر ملاک را فهم و درک فردی کودک می‌دانند.

اهمیت سن تمییز در مسائل فقهی و معیار آن

کودک ممیّز، اصطلاحی فقهی برای کودکِ پیش از سن بلوغ است که با وجود نرسیدن به سن تکلیف، در بسیاری از ابواب فقهی دارای احکام و آثار ویژه است.[۱] در فقه شیعه، احکام الزامی مانند نماز و روزه بر کودک ممیز واجب نیست،[۲] اما برخی احکام تکلیفی، استحبابی و حقوقی در مورد وی جریان دارد.[۳] افزون بر این، احکام مربوط به کودک ممیّز در موضوعاتی مانند حجاب، نگاه‌کردن و امامت جماعت، بر تکالیف افراد بالغ نیز تأثیر می‌گذارد.[۴]

در کتاب‌های فقهی، عبارت‌های گوناگونی برای توضیح کودک ممیز ذکر شده است؛ مثلا برخی آن را به کودکی که قدرت تمییز و تشخیص بین صحیح و باطل دارد، تطبیق کرده‌اند.[۵] در تعریفی دیگر، تمییز به توانایی درک اجمالی مفاهیم و تشخیص برخی امور از یکدیگر، به‌گونه‌ای که کودک سود و زیان خود و معنای عقد و معامله را بفهمد، تعریف شده است.[۶]

درباره سن کودک ممیز، میان فقها دو دیدگاه وجود دارد. بنابر نظر برخی فقها، سن تمییز معمولاً هفت یا هشت سالگی است.[۷] در مقابل، برخی فقهای معاصر سن مشخصی برای آن قائل نیستند و ملاک را میزان فهم و درک کودک می‌دانند؛[۸] به این معنا که کودک بتواند خوب و بد را تشخیص دهد.[۹] همچنین در برخی منابع، نشانه‌هایی مانند آگاهی کودک از روابط زن و مرد[۱۰] یا احتمال برانگیخته‌ شدن شهوت در او یا دیگران نسبت به وی، از معیارهای تشخیص تمییز شمرده شده است.[۱۱]

احکام فقهی مرتبط

فقیهان در ابواب مختلف فقهی و حقوقی، احکام گوناگونی را برای کودک ممیّز بیان کرده‌اند. ازجمله:

  • حضانت: رسیدن کودک به سن تمییز در تعیین حضانت پدر یا مادر تأثیر دارد؛ از نظر برخی فقهای امامیه، پس از رسیدن کودک به سن تمییز، پدر نسبت به حضانتِ پسر، و مادر نسبت به حضانت دختر اولویت دارد.[۱۲]
  • طلاق: اکثر فقها، طلاق دادن‌ همسر‌ توسط‌ کودک نابالغ‌ را نامعتبر می‌دانند، هرچند طلاق‌‌دهنده ممیز باشد.[۱۳]
  • نگاه‌کردن: از نظر فقها، نگاه کودک ممیّز به نامحرم اشکال ندارد،[۱۴] ولی افراد دیگر احتیاطاً باید بدن خود را از کودک ممیز بپوشانند،[۱۵] هرچند برخی فقیهان، پوشاندن بدن از کودک ممیز را مستحب شمرده‌اند.[۱۶] همچنین نگاه بزرگسالان به عورت کودک ممیز جایز نیست.[۱۷]
  • وصیت: مشهور فقهای امامیه، وصیت کودک ممیّز ده‌ساله را در یک‌سوم اموالش صحیح می‌دانند؛[۱۸] هرچند برخی فقها هشت‌سالگی پسر و هفت‌سالگی دختر را نیز کافی دانسته‌اند.[۱۹]
  • معاملات: از نظر فقهای امامیه کودک ممیّز می‌تواند برخی تصرفات را در اموال خود و دیگران انجام دهد.[۲۰] اگرچه کودک ممیز در معاملات استقلال ندارد،[۲۱] با این وجود درباره اعتبار معامله او با اجازه ولی نیز اختلاف نظر وجود دارد، برخی آن را صحیح[۲۲] و برخی آن را ناصحیح می‌شمارند[۲۳].
  • شهادت: طبق نقل صاحب جواهر، شهادت‌دادن کودک ممیّز در دادگاه تا پیش از ده‌سالگی در غیر جنایات پذیرفته نیست، ولی در جنایات، برخی فقهای امامیه شهادت او را می‌پذیرند.[۲۴]
  • احکام جزایی (حد، قصاص، تعزیر): به اتفاق نظر فقها، مجازات‌هایی مانند حد و قصاص درباره کودکان اجرا نمی‌شود؛ اما اگر کودک ممیّز مرتکب جرم شود، ممکن است به‌جای اجرای حد، برای تربیت و اصلاح او تعزیر انجام گیرد.[۲۵]
  • اسلام و ارتداد: اکثر فقها، مسلمان‌شدنِ کودک ممیّز را صحیح و معتبر می‌دانند؛[۲۶] اما درباره ارتداد او اختلاف نظر دارند؛ برخی ارتداد کودک ممیّز را معتبر می‌دانند و برخی دیگر آن را نمی‌پذیرند.[۲۷]
  • عبادات: اگرچه انجام عبادات بر کودک ممیّز واجب نیست، ولی از نظر بیشتر فقیهان عبادت کودک صحیح و معتبر شمرده می‌شود.[۲۸] در مقابل، برخی فقها این عبادات را صرفاً برای تمرین و عادت‌دادن کودک دانسته و از نظر شرعی معتبر نمی‌شمارند.[۲۹] همچنین بنابر نظر فقهای امامیه، کودک ممیّز نمی‌تواند امام جماعت افراد بالغ شود.[۳۰]

پانویس

  1. هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الإسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۶، ص۵۰-۵۷.
  2. علامه حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۱۰۰ و ۱۰۱.
  3. انصاری، احکام و حقوق کودکان در اسلام، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۶۲.
  4. علامه حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۷۶ و ۲۷۷.
  5. جلالی‌زاده، مبادی و اصطلاحات اصول فقه، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۰.
  6. انصاری، احکام و حقوق کودکان در اسلام، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۶۲.
  7. شیخ طوسی، الخلاف، ۱۳۳۶ش، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶.
  8. علوی گرگانی، أجوبة المسائل، ۱۳۹۱ش، ص۴۹۳.
  9. اکبری، والدین و احکام کودکان، ۱۳۹۱ش، ص۲۰.
  10. حسینی، احکام تقلید و بلوغ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۹۰.
  11. نصیری، احکام روابط زن و مرد، ۱۳۸۴ش، ص۲۹؛ حسینی، احکام تقلید و بلوغ، ۱۳۸۷ش، ص۹۰.
  12. شیخ طوسی، الخلاف، ۱۳۳۶ش، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶.
  13. صاحب جواهر، جواهر الکلام، بیروت، ج۳۲، ص۴-۵.
  14. اکبری، والدین و احکام کودکان، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۳۸.
  15. برای نمونه بنگرید به: امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۵؛ سیستانی، توضیح المسائل جامع، ۱۴۰۱ش، ج۴، ص۴۶.
  16. برای نمونه بنگرید به: مکارم شیرازی، توضیح المسائل، ۱۳۸۴ش، ص۴۰۱.
  17. امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۱۷؛ اکبری، والدین و احکام کودکان، ۱۳۹۱ش، ص۳۷.
  18. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص۱۴۰.
  19. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص۱۴۱.
  20. انصاری، احکام و حقوق کودکان در اسلام، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۶۲.
  21. خوئی، مصباح الفقاهة، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۴۴ و ۲۴۵.
  22. صاحب جواهر، جواهر الکلام، بیروت، ج۲۶، ص۱۱۲.
  23. علامه حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۱۰، ص۱۱.
  24. صاحب جواهر، جواهر الکلام، بیروت، ج۴۱، ص۱۰.
  25. علوی گرگانی، أجوبة المسائل، ۱۳۹۱ش، ص۴۹۳ و ۴۹۴؛ انصاری، احکام و حقوق کودکان در اسلام، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۶۲.
  26. حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۲۴.
  27. علامه حلی، قواعد الأحکام، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۷۳؛ هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الإسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۲، ص۹۲.
  28. علامه حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۱۰۰ و ۱۰۱؛ شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵.
  29. هاشمی شاهرودی، موسوعة الفقه الإسلامی المقارن، ۱۴۳۲ق، ج۶، ص۵۱.
  30. علامه حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۷۶ و ۲۷۷.

منابع

  • اکبری، محمود، والدین و احکام کودکان، قم، فتیان، ۱۳۹۱ش.
  • امام خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
  • امام خمینی، روح الله، توضیح المسائل، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
  • انصاری، قدرت الله، احکام و حقوق کودکان در اسلام، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ۱۳۹۲ش.
  • جلالی‌زاده، جلال، مبادی و اصطلاحات اصول فقه، تهران، احسان، ۱۳۸۷ش.
  • حسینی، سید مجتبی، احکام تقلید و بلوغ (مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام)، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۷ش.
  • حکیم، محسن، مستمسک العروة الوثقی، قم، دار التفسیر،۱۴۱۶ق.
  • خوئی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهة، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ق.
  • سیستانی، علی، توضیح المسائل جامع، مشهد، دفتر آیت الله سیستانی، ۱۴۰۱ش.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ق.
  • شیخ طوسی، محمد، الخلاف فی الفقه، تهران، بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، ۱۳۳۶ش.
  • صاحب جواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقها، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الأحکام، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • علوی گرگانی، محمدعلی، أجوبة المسائل، تهران، کمیل، ۱۳۹۱ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، توضیح المسائل، قم، مدرسه امام علی بن ابیطالب، ۱۳۸۴ش.
  • نصیری، محمد، احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی، قم، اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران، ۱۳۸۴ش.
  • هاشمی شاهرودی، محمود، موسوعة الفقه الإسلامی المقارن، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت، ۱۴۳۲ق.