پرش به محتوا

کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین

از ویکی شیعه

چیستی، چرایی و جایگاه

آب حیات آب یا چشمه‌ای در تاریکی دانسته شده که هر‌کس از آن بخورد یا در آن سروتن بشوید یا جوان می‌شود یا زندگانی همراه با شادکامی خواهد داشت یا زندگانی جاویدان می‌یابد یا عمری دراز پیدا می‌کند.[۱] ایدهٔ آب حیات و یافتن زندگانی جاویدان ایده‌ای با پیشینه‌ای به‌درازی عمر آدمی در جهان و فراگیر در اکثر فرهنگ‌های بشری دانسته شده است.[۲]

نظر به فراگیری فرهنگی این مفهوم، از آن با نام‌های مختلف یاد شده است: آب زندگانی، آب زندگی، آب جاودانگی، آب جوانی، آب حيوان، آب خضر، چشمهٔ خضر، نوش، انوش، نوشابه، آب بقاء، عين الحيوة، نهر الحيوة، ینبوع الشباب، Fountain of Youth و Water of Life.[۳]

علت پیدایش چنین ایدهٔ فراگیری گریزناپذیری مرگ برشمرده شده است.[۴] گفته شده میل به جاودانگی و گریزناپذیری مرگ در انسان موجب شد که او که در افسانه و تاریخ راه‌هایی به‌سوی عمر ابدی بگشاید و اگر نه در عالم واقع، لااقل در اندیشه و خیال خود برای تحقق آن بکوشد.[۵] در فرهنگ ملل مختلف مفهوم آب حیات از جمله در ادیان هند، حماسهٔ گیلگَمش (بین النهرین باستان)، حماسهٔ ملی ایرانیان (در شاهنامه)، حماسهٔ ایلیاد هومر و ادیان سامی (در مسیحیت و اسلام) نشان داده شده است.[۶]

در فرهنگ اسلامی

در فرهنگ و اعتقادات اسلامی آب حیات آب چشمه‌ای برشمرده شده که هرکس از آن بخورد یا تن در آن بشوید آسیب‌ناپذیر و جاودانه می‌شود.[۷] گفته شده که در روایات و داستان‌های اسلامی نام سه تن آمده است که در پی آب حیات رفته‌اند.[۸] دو تن از ایشان از آن آشامیدند و زندگی جاودان یافتند و یکی ناکام بازگشت: الیاس یا ادریس، خضر و اسکندر (ذوالقرنین).[۹]

به‌نظر برخی محققان، سرچشمهٔ پدیدآمدن اندیشهٔ آب حیات در فرهنگ اسلامی آیاتی از سورهٔ کهف (آیات ۶۰-۹۸)، آیات مربوط به داستان موسی و خضر و آیات مربوط به داستان ذوالقرنین، است.[۱۰] به‌نظر محمد استعلامی، عرفان‌پژوه ایرانی، برخی روایات این سه جاودانه در فرهنگ اسلامی با یکدیگر و با روایات و افسانه‌های دیگری در فرهنگ مشرق زمین آمیخته شده است.[۱۱]

گفته شده که مفهوم آب حیات بازتاب گسترده‌ای در فرهنگ، هنر، تصوف و ادب اسلامی داشته است.[۱۲] برای نمونه، در میان آثار اسلامی و شیعی آثاری با عناوین مرتبط با مفهوم آب حیات گزارش شده است؛ از جمله در آثار شیعی، آثار متعدد با عنوان عین الحیات (از جمله عین الحیات دربارهٔ اخلاق از محمدباقر مجلسی)[۱۳] و آثاری با عنوان آب حیات (از جمله رسالهٔ دربارهٔ کلام شیعی از ملا محمدجعفر شريعتمدار استرآبادی تهرانی، درگذشت: ۱۲۶۳ق)[۱۴] گزارش شده است. همچنین، در هنر اسلامی، برای نمونه در نگارگری، نگاره‌هایی با مضمون آب حیات در داستان خضر و ذوالقرنین (برای نمونه در نسخه‌های اسکندرنامه از نظامی گنجوی) گزارش شده است.[۱۵]

در روایات

گفته شده که در منابع روایی شیعه و اهل‌سنت، مفهوم آب حیات در روایات و داستان‌های بسیار نقل‌شده در ذیل داستان موسی و خضر از سورهٔ کهف آمده است.[۱۶] در یک پژوهش آمده بیشتر احادیث شیعه در این زمینه با احادیث اهل تسنن همانند است.[۱۷]

در قرآن

به‌رغم نقل مفهوم آب حیات در روایات و تفاسیر اسلامی در ذیل داستان موسی و خضر از سورهٔ کهف، گفته شده که در آیات قرآن سخنی از آب حیات، ظلمات خضر و اشاره به اشتیاق برای نوشیدن آب جاودانی نیست.[۱۸] از نظر سید محمدحسین طباطبایی،‌ مفسر شیعه، در این آیات خبری از داستان آب و چشمهٔ حیات نیست و گفته بعضى از مفسران و قصه‌سرايان از اهل تاريخ ماخذى اصيل و قرآنى كه بتوان به آن استناد جست ندارد.[۱۹] از نظر او، وجدان حسى هم وجود این چشمه و آب را تأييد نمی‌کند؛ زیرا در هيچ ناحيه‌ای از كره زمين چنين چشمه‌اى يافت نشده است.[۲۰]

در تصوف اسلامی

تیتر

آب حیات در اصطلاح سالکان کنایه از چشمهٔ عشق و محبت است که هرکه از آن چشد هرگز معدوم و فانی نگردد (کشاف اصطلاحات فنون)[۲۱]

در عرفان اسلامی تعابیر لطیفی از آب حیات شده است و در اصطلاح سالکان کنایه از چشمه عشق و محبت باری تعالی است که هر که از آن بچشد هرگز معدوم و فانی نگردد. شاید به همین دلیل در عرفان خضر به عنوان مرد کامل و ولی الله است و سخنان او به منزله آب حیات کشاف (۵۵۰/۲) و گاهی هم از آن به دریای نور» یا «ملکوت» تعبیر شده که در ظلمت ملک پنهان است.[۲۲]

برخی آب حیات را علم لدنی و معرفت حقیقی دانسته اند که خاصه انبیا و اولیا است و گاهی از آن به دریای نور تعبیر کرده اند که در دریای ظلمت نهفته است و برای رسیدن به این نور باید از ظلمتها گذشت (مصطلحات (۲) شیخ اشراق نیز در رساله عقل سرخ ( مجموعه آثار فارسی شیخ اشراق: ۲۳۷) آب تنی در چشمه حیات را به منزله زرهی در برابر تیغ بلارک میداند.[۲۳]

گفته شده که این مفهوم در ادب فارسی و ادبیات عرفانی آن بسیار به‌کار رفته و تنوع مفهومی فراوانی یافته است.[۲۴]

در ادب صوفیانه خاصه در کلام مولانا جلال الدین و حافظ، آب حیات آب حیوان، آب خضر، آب زندگانی و آب زندگی گاه معرفت جهان دیگر و مدرکات اهل معنا از عالم غیب، و نزدیک به مفهومی است که در آیه ۶۵ سوره کهف / ۱۸ با تعبیر علم من لدن به کار رفته (مثنوی ۶ ۶۵۵ و ۶۵۶) رفته (مننوی ۶ ۶۵۵ و ۶۵۶)

جسم ها، چون کوزه های بسته سر كوزه آن تن پر از آب حیات

تا که در هر کوزه چه بود؟ آن نگر کوزه این تن، پر از زهر تمات

و مثال مشهور و آشنای این معنای آب حیات در کلام حافظ (غزل ۱۸۳):

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

و اندر آن نیمه شب، آب حیاتم دادند

در کلام حافظ تعبیر آپ حیوان به معنای سخن و اندیشه خود حافظ نیز به کار رفته است.[۲۵]

تیتر

آب حیات یا آب زندگانی آب زندگی، آب جاودانگی، آب جوانی، آب حيوان، آب بقاء عين الحيوة نهر الحيوة، چشمه ای مفروض در ظلمات (ه) (م) که هر کس از آن بنوشد یا سر و تن در آن بشوید. جوانی از سر گیرد روزگار شادمان بگذراند و جاودانه زید یا عمری

بس دراز یابد. در غرب آن را چشمه جوانی می گویند. اندیشه وجود

اندیشه بقا و زیستن جاودانی آدمی را بر آن داشته است که در افسانه و تاریخ راههایی به سوی عمر ابد بگشاید و اگر نه در عالم واقع لا اقل در ضمیر و خیال خویشتن برای تحقق آن بکوشد.

به‌گواهی تاریخ و روایات این اندیشه در ایران به صورت‌های گوناگون وجود داشته است.[۲۶]

فکر نوشیدن از آب حیات یا بهره ور شدن از هر دارو یا وسیله جاودان ساز فکری است با پیشینه ای به درازی عمر آدمی در این کره خاکی، زیرا برای مردم آنچه هرگز چاره ای نداشته است و ندارد، مرگ است. این اندیشه در فرهنگ بسیاری از ملتها حضور دارد و آن را قهرمانانی است که در تحولات فرهنگ و داد و سندهای فرهنگی میان ملتها مبادله شده اند و گاه سایه هایی از آنها بر روی هم افتاده و آمیزه هایی پدید آورده است. از میان متون دینی سامی، عهد جدید به صراحت از آن یاد کرده چه در کتاب مکاشفه یوحنا گفته شده است: نهری از آب حیات به من نشان داد که درخشنده بود مانند بلور و از تخت خدا و بره جاری میشود (۱:۲۲)

(Water of Life) ( در فارسی نوش انوش و نوشابه

آب حیات آب حیوان آب حیات یا آب حیوان آبی است که نوشیدن آن زندگی جاودان می بخشد و از روزگاران پیش از تاریخ رسیدن به چنان آبی از آرزوهای نابرآورده آدمی بوده است. در روایات، چشمه یی است در تاریکی که تنها یکی از مردان حق به آن دست یافته و او در روایات مسلمانان خضر است. یکی دیگر از مردان حق نیز در روایات، زندگی جاودان دارد و نام او ادریس و گاه الیاس و جزئیات روایات این سه جاودانه با یکدیگر و با روایات و افسانه ها و اسطوره های دیگری در فرهنگ مشرق زمین آمیخته است نگاه کنید به: ادریس الیاس، و خضر)[۲۷]

ترجمه المیزان ج۲، ص۱۳

پانویس

  1. ↑ سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ۱۳۵۴ش، ص۲۱؛ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  2. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  3. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  4. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  5. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
  6. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  7. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
  8. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ خسروانی شریعتی، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، ص۶۶.
  9. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸؛ خسروانی شریعتی، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، ص۶۶؛ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  10. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۶.
  11. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.
  12. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱-۱۲.
  13. ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱۵، ص۳۶۹-۳۷۰.
  14. ↑ آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱.
  15. ↑ منبع
  16. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۷.
  17. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۷.
  18. ↑ بخش ادبیات، «آب حیات»، ص۳۸.
  19. ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۳۳۸.
  20. ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۲ق، ج۱۳، ص۳۳۸.
  21. ↑ سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ۱۳۵۴ش، ص۲۱.
  22. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱.
  23. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۱.
  24. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۲.
  25. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.
  26. ↑ یاحقی، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، ۱۳۹۱ش، ص۱۰.
  27. ↑ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۱۰۸.

منابع

  • استعلامی، محمد، فرهنگنامه تصوف و عرفان، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۸ش.
  • بخش ادبیات، «آب حیات»، در دایرة‌ المعارف بزرگ اسلامی (ج۱)، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • خسروانی شریعتی، سید محمود، «آب حیات در فرهنگ اسلامی»، در نشریهٔ مشکوة، شمارهٔ ۳۰، بهار ۷۰.
  • سجادی، سید جعفر، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، تهران، کتابخانهٔ طهوری، ۱۳۵۴ش.
  • شریفی، محمد، فرهنگ ادبیات فارسی، تهران، فرهنگ نشر نو و انتشارات معین، ۱۳۸۷ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۲ق.
  • یاحقی، محمدجعفر، فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۹۱ش.