تفسیر قرآن
تفسیر قرآن، دانش و فرایند فهم و توضیح معانی آیات قرآن است. تفسیر از زمان پیامبر اسلام(ص) آغاز شد و در دورههای بعد با گسترش دانشهای اسلامی توسعه یافت. پیامبر(ص)، امام علی(ع) و شماری از صحابه از نخستین مفسران قرآن به شمار میروند و پس از آنان، تابعین به تفسیر آیات پرداختند.
در دورههای بعد، روشها و گرایشهای مختلفی در تفسیر قرآن پدید آمد. تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر مأثور و تفسیر اجتهادی از مهمترین روشهای تفسیر قرآناند. همچنین تفسیرهای ادبی، علمی، فلسفی، عرفانی، فقهی، تاریخی و کلامی از مهمترین گرایشهای تفسیری به شمار میروند. تفسیر قمی، التبیان، مجمع البیان، تفسیر الصافی و المیزان از مشهورترین تفاسیر شیعهاند.
مفهومشناسی
«تفسیر» در اصطلاح مفسران، به معنای رفع ابهام و روشن کردن معنای آیات قرآن است.[۱] سید محمدحسین طباطبایی، در تفسیر المیزان، تفسیر را بیان معانی آیات قرآن و پردهبرداشتن از اهداف و مقاصد آن دانسته است.[۲] تفسیر در لغت از ریشه «فسر» گرفته شده و به معنای آشکارکردن امر پوشیده یا کشف و اظهار معنای معقول است.[۳]
کسی که بر اساس منابع و قرائن معتبر، به تبیین معنا و مقصود آیات قرآن میپردازد، مفسر قرآن نام دارد.[۴] در دیدگاه شیعه، پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مفسران حقیقی قرآن و از مصادیق حقیقی راسخان در علم هستند که به محکم و متشابهات قرآنی آگاهند.[۵]
تفاوت تفسیر با تأویل
بهگزارش محمدهادی معرفت، قرآنپژوه شیعه، دو واژه تفسیر و تأویل در دورههای نخستین بهصورت مترادف بهکار میرفتند، اما در دورههای بعد میان آنها تفاوت گذاشته شد. بر اساس این تمایز، تفسیر به رفع ابهام از لفظ دشوار یا نارسا گفته میشود، در حالی که تأویل افزون بر رفع ابهام، به دفع شبهه از ظاهر الفاظی میپردازد که ممکن است موجب پوشیدهماندن معنای مقصود و غرض گوینده شود.[۶]
نیاز به تفسیر قرآن
قرآن در آیاتی مانند آیه ۲۴ سوره محمد و آیه ۱۷ سوره قمر، انسانها را به تدبر در آیات خود دعوت کرده است.[۷] بااینحال، همه معانی قرآن در یک سطح از روشنی قرار ندارند و برخی آیات، بهویژه در زمینه مفاهیم دقیق، احکام و آموزههایی که بهصورت اجمالی بیان شدهاند، نیازمند توضیح و تبییناند. ازاینرو، در عصر پیامبر(ص)، بخشی از معانی و جزئیات آموزههای قرآن بهوسیله آن حضرت برای مسلمانان تبیین میشد و پس از او، صحابه و سپس دانشمندان مسلمان به تفسیر قرآن پرداختند.[۸]
تاریخچه تفسیر قرآن
تاریخ تفسیر قرآن در دوره نخستین اسلام معمولاً در سه دوره عصر پیامبر، عصر صحابه و عصر تابعین بررسی میشود. مرتضی مطهری، تفسیر را از علومی میداند که پس از علم قرائت در جامعه اسلامی پدید آمد و گسترش یافت.[۹]
تفسیر قرآن در عصر پیامبر
مفسران، پیامبر(ص) را نخستین مفسر قرآن دانستهاند.[۱۰] بهگفته ابنخلدون، اگرچه قرآن به زبان عربی و مطابق با شیوه بیان آن زبان نازل شد و عربزبانان بخشی از معانی آن را درمییافتند، پیامبر(ص) آیات دشوار را برای آنان تبیین میکرد و به توضیح احکام و معارف قرآن میپرداخت.
تفسیر قرآن در عصر صحابه
پس از رحلت رسول خدا(ص)، صحابه با تکیه بر آموختههای خود از آن حضرت و دانش زبانی و آگاهی از زمینه نزول آیات، به تفسیر قرآن میپرداختند.[۱۱] علی بن ابیطالب(ع)، عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب و عبدالله بن عباس از مشهورترین مفسران صحابه بودند.[۱۲] زرکشی، علی بن ابیطالب(ع) و پس از او ابنعباس را از سرآمدان مفسران صحابه دانسته است.[۱۳] بهگفته سید محمدحسین طباطبایی، در تفسیر المیزان، آنان گاهی مطالبی را که از پیامبر(ص) درباره معانی آیات شنیده بودند، بهصورت روایت نقل میکردند.[۱۴]
تفسیر قرآن در عصر تابعین
تابعین، که از مفسران صحابه دانش آموخته بودند، به تفسیر قرآن ادامه دادند.[۱۵] مجاهد بن جبر، عطاء بن ابیرباح، عکرمه و سعید بن جبیر از مفسران مشهور این دوره به شمار میروند.[۱۶] آنان از شاگران ابنعباس در مکتب تفسیری مکه بودند.[۱۷]
روشهای تفسیر قرآن
مفسران قرآن از روشهای مختلفی برای فهم و توضیح آیات استفاده کردهاند، از جمله:
تفسیر قرآن به قرآن
تفسیر قرآن به قرآن، روشی است که در آن برای فهم یک آیه، از آیات دیگری که با آن ارتباط معنایی دارند استفاده میشود.[۱۸] گفته شده است که این روش از زمان پیامبر اسلام(ص) به کار رفته و آن حضرت نیز در تفسیر برخی آیات از آیات دیگر استفاده کرده است.[۱۹] برخی مفسران نیز با استناد به روایات،[۲۰] این روش را از روشهای تفسیری امامان شیعه(ع) دانستهاند.[۲۱]
آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن اثر محمدجواد بلاغی، المیزان نوشته سید محمدحسین طباطبایی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه تألیف محمد صادقی تهرانی و تسنیم تألیف عبدالله جوادی آملی از تفاسیری هستند که با این روش نوشته شدهاند.[۲۲]
تفسیر مأثور
تفسیر مأثور یا روایی روشی است که در آن برای فهم و توضیح آیات قرآن از روایات استفاده میشود. در تفاسیر روایی شیعه، از روایات پیامبر اسلام(ص) و امامان شیعه(ع) استفاده شده است[۲۳] برخی مفسران شیعه این روایات را از مهمترین منابع فهم قرآن دانستهاند؛[۲۴] با این حال، روایات جعلی هم در میان احادیث تفسیری گزارش شده است.[۲۵]
تفسیر عیاشی،[۲۶] تفسیر قمی،[۲۷] تفسیر نورالثقلین[۲۸] و تفسیر البرهان[۲۹] از تفاسیر روایی شیعه و تفسیر الدر المنثور، اثر جلالالدین سیوطی[۳۰] از تفاسیر روایی اهلسنت به شمار میروند. به گفته محمدهادی معرفت، مهمترین آثار تفسیری در جهان اسلام، ابتدا با تکیه بر روایات تفسیری شکل گرفته است.[۳۱]
تفسیر اجتهادی
تفسیر اجتهادی روشی است که در آن مفسر با استفاده از استدلال به فهم و توضیح آیات میپردازد و تنها به نقل روایات تکیه نمیکند.[۳۲] بهگفته محمدهادی معرفت این روش از زمان تابعین آغاز شد و با گذشت زمان و با تنوع علوم و معارف در جوامع اسلامی گسترش یافت.[۳۳] برخی عالمان با این روش مخالفت کرده و آن را نوعی تفسیر به رأی دانستهاند؛[۳۴] در مقابل، برخی دیگر آن را روشی معتبر برای فهم عمیقتر معانی قرآن شمردهاند.
گرایشهای تفسیری
تفسیر ادبی
رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن برای فهم آیات از علوم ادبی زبان عربی، مانند صرف، نحو، بلاغت و واژهشناسی، استفاده میشود.[۳۵] تفسیر مجمع البیان تألیف طبرسی، مفسر شیعه و الكشاف اثر زمخشری، مفسر اهلسنت که هر دو در قرن ششم قمری نوشته شدهاند، از تفاسیر ادبی قرآن به شمار میروند.[۳۶]
تفسیر علمی
رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن از یافتهها و نظریههای علمی برای تبیین برخی آیات استفاده میشود و گاه میان مفاهیم قرآن و یافتههای علوم تجربی ارتباط برقرار میشود.[۳۷] نشان دادن سازگاری علم و دین نیز از اهداف برخی مفسران این رویکرد بوده است[۳۸] این رویکرد با تأثیر از کشفیات جدید در علوم تجربی پدید آمد.[۳۹] الجواهر فی تفسیر القرآن، تألیف طنطاوی جوهری (درگذشت: ۱۹۴۰م) مفسر اهلسنت، از مشهورترین تفاسیر علمی قرآن به شمار می رود.[۴۰]
تفسیر فلسفی
رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن از مبانی، تعالیم و استدلالهای فلسفی برای فهم و تبیین آیات قرآن استفاده میشود.[۴۱]
تفسیر عرفانی
رویکردی در تفسیر قرآن است که در کنار معنای ظاهری آیات، بر معانی باطنی و اشاری آنها[۴۲] با تکیه بر مبانی عرفانی تأکید دارد[۴۳] و تهذیب نفس و شهود عرفانی را در فهم این معانی مؤثر میداند.[۴۴] بر اساس این دیدگاه، دستیابی به معانی باطنی آیات از طریق رفع موانع درونی امکانپذیر است.[۴۵] کشف الاسرار میبدی[۴۶] و لطائف الاشارات قشیری[۴۷] از معروفترین تفاسیر عرفانی به شمار میروند.
در برخی تفاسیر عرفانی، آیات و تعابیر قرآن بهصورت رمزی تفسیر میشوند و برای آنها معانی فراتر از معنای ظاهری در نظر گرفته میشود که به آن تفسیر رمزی گفته میشود.[۴۸]
تفسیر فقهی
نوعی تفسیر قرآن که تنها بر آیات مرتبط با احکام شرعی تمرکز دارد.[۴۹] فقه القرآن اثر قطب الدین راوندی[۵۰] و كنز العرفان فى فقه القرآن اثر فاضل مقداد[۵۱] از تفاسیر فقهی قرآن به شمار میروند.
تفسیر تاریخی
رویکردی در تفسیر قرآن است که در آن به نقش تاریخ در فهم معانی و مقاصد آیات قرآن توجه میشود.[۵۲] کتاب السنن التاریخیه فی القرآن، نوشته سید محمدباقر صدر از جمله آثاری است در شمار تفاسیر تاریخی قرآن قرار گرفته است.[۵۳]
تفسیر کلامی
از گرایشهای تفسیر اجتهادی و عقلی قرآن است که در آن مفسر با تکیه بر استدلالهای عقلی و مباحث کلامی، به تبیین و دفاع از باورهای اعتقادی میپردازد و میکوشد آموزههای کلامی را از آیات قرآن استخراج یا آنها را با آیات قرآن تثبیت کند.[۵۴]
تفسیر به رأی
تفسیر به رأی را به تحمیل عقاید شخصی یا گروهی بر قرآن تعریف کردهاند.[۵۵] برخی تفسیر به رأی را به دو نوع تفسیر به رأی مقبول و ممدوح و تفسیر به رأی ممنوع تقسیم کرده و معتقدند روایاتی که در مذمت تفسیر به رأی آمده، ناظر به قسم ممنوع آن است.[۵۶]
منظور از تفسیر به رأی ممدوح و مقبول این است که مفسر با کلام عرب و اقسام دلالت آن آشنا بوده و در مقام تفسیر نیز بر اسباب نزول و ناسخ و منسوخ آیات و دیگر ابزارها و معارف مورد نیاز برای تفسیر قرآن احاطه داشته باشد و سپس به تفسیر آیات قرآن بپردازد.[۵۷]
شیوههای تنظیم تفسیر
تفاسیر قرآن از نظر شیوه تنظیم مطالب نیز به گونههای مختلفی تقسیم میشوند:
- تفسیر ترتیبی: آیات قرآن به ترتیب سورهها و آیات بررسی و تفسیر میشوند.
- تفسیر موضوعی: آیات مرتبط با یک موضوع گردآوری و در کنار یکدیگر بررسی میشوند.
- تفسیر مقارن یا تطبیقی: دیدگاههای مختلف درباره آیات یا موضوعات تفسیری با یکدیگر مقایسه میشوند.
علوم مورد نیاز مفسر
در منابع علوم قرآن و تفسیر، دانشهایی مانند لغت، صرف، نحو و بلاغت از مهمترین دانشهای مورد نیاز مفسر دانسته شدهاند.[۵۸] همچنین آشنایی با علومی مانند علم حدیث، علم قرائت، علم کلام، فقه و اصول فقه از دیگر دانشهایی است که برای تفسیر قرآن مورد توجه قرار گرفته است.[۵۹] علاوه بر آن بر مفسر لازم است که علوم قرآنی و مواردی همچون اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه قرآن و مکی و مدنی را بشناسد.[۶۰]
برخی از تفسیرهای مشهور شیعه
برخی از تفسیرهای مشهور شیعه به شرح زیر است:
| تفسیر | نام مفسر | قرن | رویکرد تفسیری |
|---|---|---|---|
| تفسیر قمی | علی بن ابراهیم قمی | سوم هجری | روایی و مأثور |
| التبیان فی تفسیر القرآن | شیخ طوسی | پنجم هجری | ادبی و اجتهادی |
| فقه القرآن | قطبالدین راوندی | ششم هجری | فقهی |
| مجمع البیان | فضل بن حسن طبرسی | ششم هجری | ادبی |
| کنز العرفان فی فقه القرآن | فاضل مقداد | نهم هجری | فقهی |
| تفسیر الصافی | فیض کاشانی | یازدهم هجری | روایی و مأثور |
| تفسیر القرآن الکریم | ملاصدرا | یازدهم هجری | فلسفی |
| البرهان فی تفسیر القرآن | سید هاشم بحرانی | یازدهم هجری | روایی و مأثور |
| بیان السعادة فی مقامات العبادة | سلطان محمد گنابادی | سیزدهم و چهاردهم هجری | عرفانی |
| آلاء الرحمن | محمدجواد بلاغی | چهاردهم هجری | کلامی و اجتهادی |
| المیزان فی تفسیر القرآن | سید محمدحسین طباطبایی | چهاردهم هجری | قرآن به قرآن |
| تفسیر نمونه | ناصر مکارم شیرازی | پانزدهم هجری | اجتماعی و اجتهادی |
| تفسیر تسنیم | عبدالله جوادی آملی | پانزدهم هجری | قرآن به قرآن |
پانویس
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۷؛ کافیجی، التیسیر، ۱۴۱۹ق، ص۲۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۴.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ذیل واژه «فسر».
- ↑ رضایی اصفهانی، منطق تفسیر قرآن(۱)، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۳.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۲۱-۲۲.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، انتشارات اسراء، ۱۳۹۸ش، ج۱، ص۳۶.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۸.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۱ش، ج۱۴، ص۳۹۷.
- ↑ آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۳۱.
- ↑ جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ص۴۶.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۱۱.
- ↑ زرکشی، البرهان، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۱۵۷.
- ↑ طباطبایی، قرآن در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص۷۰.
- ↑ طباطبایی، قرآن در اسلام، ۱۳۸۸ش، ص۷۱.
- ↑ زرکشی، البرهان، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۱۵۸.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۴۶-۱۶۵؛ جلالیان، تاریخ تفسیر قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ص۷۰.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۲۹۳ق، ج۱، ص۱۱؛ عمید زنجانی، مبانی و روشهای تفسير قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۳۶۱.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۲۹۳ق، ج۱، ص۱۴-۱۲؛ سیوطی، الاتقان، ۱۳۹۴ق، ج۴، ص۱۹۶.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۹۹.
- ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۲۹۳ق، ج۱، ص۱۲؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۷۱-۶۹.
- ↑ اسعدی، تفسیرشناسی، ۱۳۹۶ش، ص۳۱۹-۳۱۳.
- ↑ ایازی، المفسرون: حیاتهم و منهجم، ۱۴۱۴ق، ص۳۶.
- ↑ ابنعاشور، تفسیر التحریر والتنویر، ۱۹۸۴م، ج۶، ص۴۷، ج۱۴، ص۱۶۳-۱۶۴؛ ایازی، المفسرون: حیاتهم و منهجهم، ۱۴۱۴ق، ص۳۶-۳۷.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۴-۲۵؛ ذهبی، التفسیر والمفسرون، دار الکتب الحدیثة، ج۱، ص۱۵۹-۱۶۵.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۶۷-۱۶۸.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۶۸-۱۶۹.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۷۰-۱۷۱.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۷۱.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۶۱.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۷۸.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۷۸.
- ↑ سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۱ق، ص۴۴۵-۴۴۶.
- ↑ طیبحسینی، «روش تفسیر ادبی»، ۸۰۶؛ احمد ناصح، «تفسیر لغوی و ادبی قرآن از منظر روایات معصومان(ع)»، ص۱۷۹.
- ↑ حدیدی، تفاسیر ادبی قرآن کریم، ۱۳۹۳ش، ص۱-۲ و ۲۹.
- ↑ ذهبی، التفسیر و المفسرون، دار إحیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۷۴.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۲۲.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۲۲.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۲۴.
- ↑ اسعدی، «بررسی و تحلیل چیستی، امکان، شرایط و ضرورت فهم فلسفی قرآن»، ص۱۴۱؛ بابایی، «پژوهشی در روایی یا ناروایی تفسیر فلسفی»، ص۶.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۶۱.
- ↑ اسدی نسب، «مشروعیت و ضرورت تفسیر عرفانی»، ص۷۹.
- ↑ علوی، «جریانشناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، ص۲۵۳.
- ↑ علوی، «جریانشناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، ص۲۵۳.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۷۳.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۷۱.
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، بیتا، ج۱، ص۱۷۹۰.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۸۰.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۸۸.
- ↑ معرفت، التفسیر و المفسرون، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۸۸.
- ↑ نکونام، «تفسیر تاریخی قرآن کریم»، ص۴۵.
- ↑ صدر، السنن التاريخية في القرآن، ۱۴۳۲ق، ص۵۴.
- ↑ مؤدب، روشهای تفسیر قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۵؛ جمعی از مؤلفان، تفسیر قرآن (تاریخچه، اصول، روشها)، ۱۳۸۸ش، ص۶۹؛ کریمینیا، «روششناسى تفسير فقهى»، ص۹۰.
- ↑ جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه علوم قرآنی، ۱۳۹۴ش، ص۳۶۵.
- ↑ ذهبی، التفسیر و المفسرون، دار إحیاء تراث العربی، ج۱، ص۲۶۵ و ۲۸۴ و ۳۶۳.
- ↑ معرفت، تفسیر و مفسران، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۸۳.
- ↑ غروی نائینی، ایماندار، «پیشنیازهای علم تفسیر بر پایه مقدمه تفاسیر قرآن»، ص۷۸-۸۰.
- ↑ عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۱۲۷.
- ↑ غروی نائینی، ایماندار، «پیشنیازهای علم تفسیر بر پایه مقدمه تفاسیر قرآن»، ص۸۳.
منابع
- ابنعاشور، محمدطاهر بن محمد، تفسیر التحریر والتنویر، تونس، ۱۹۸۴م.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، ۱۴۱۴ق.
- احمد ناصح، علی، «تفسیر لغوی و ادبی قرآن از منظر روایات معصومان(ع)»، در فصلنامه پژوهشهای ادبی قرآن، سال۱، دوره۱، خرداد ۱۳۹۲ش.
- اسدینسب، محمد علی، «مشروعیت و ضرورت تفسیر عرفانی»، قبسات، شماره ۱۰۲، ۱۴۰۰ش.
- اسعدی، علیرضا «بررسی و تحلیل چیستی، امکان، شرایط و ضرورت فهم فلسفی قرآن». فصلنامه علمیپژوهشی نقد و نظر، شماره ۱۰۶، ۱۴۰۱ش.
- اسعدی، محمد، تفسیرشناسی: مبانی، منابع، قواعد، روشها و گرایشها، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۹۶ش.
- ایازی، محمدعلی، المفسرون: حیاتهم و منهجم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۴ق/۱۳۷۳ش.
- بابایی، علیاکبر، «پژوهشی در روایی یا ناروایی تفسیر فلسفی»، پژوهش های قرآنی، شماره۳، شماره۲۶، پاییز ۱۴۰۰ش.
- جلالیان، حبیبالله، تاریخ تفسیر قرآن، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۷۸ش.
- جمعی از مؤلفان، تفسیر قرآن (تاریخچه، اصول، روشها)، تهران، کتاب مرجع، ۱۳۸۸ش.
- جمعی از نویسندگان، فرهنگنامه علوم قرآنی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۴ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، انتشارات اسراء، ۱۳۹۸ش.
- حدیدی، حسن، تفاسیر ادبی قرآن کریم، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۹۳ش.
- دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، بیجا، بینا، بیتا.
- ذهبی، محمدحسین، التفسیر و المفسرون، بیروت، دار الکتب العربیة، بیتا.
- رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، قم، جامعة المصطفی العالمیة، ۱۳۸۷ش.
- زرکشی، بدرالدین محمد بن عبدالله، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دار إحیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ق.
- سیوطی، جلالالدین، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتب العربی، ۱۴۲۱ق.
- صدر، سید محمدباقر، السنن التاريخية في القرآن، دمشق، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۳۲ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام، قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۳۸۸ش.
- طیبحسینی، سید محمود، «روش تفسیر ادبی»، در همایش ملی قرآنپژوهی پیشرفت و روششناسی تفسیری (مجموعه مقالات همایش ملی قرآنپژوهی).
- عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، طبقات مفسران شیعه، قم، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۱ش.
- علوی، سید محمد، «جریانشناسی تفسیر عرفانی در اندلس»، نشریه نسیم کوثر، شماره ۱۱، سال سوم، زمستان ۱۴۰۲ش.
- عمید زنجانی، عباسعلی، مبانی و روشهای تفسير قرآن، تهران، وزارت فرهنگ و انتشارات اسلامی، ۱۳۸۷ش.
- غروی نائینی، نهله و حمید ایماندار، «پیشنیازهای علم تفسیر بر پایه مقدمه تفاسیر قرآن»، پژوهشهای قرآن و حدیث، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ش.
- کافیجی، محمد بن سلیمان، التیسیر فی قواعد علم التفسیر، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۴۱۹ق.
- کریمینیا، محمدمهدی، «روششناسى تفسير فقهى»، مجله قرآن و علم، سال ۶، شماره ۱۱، پاییز و زمستان ۱۳۹۱ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق.
- مؤدب، رضا، روشهای تفسیر قرآن، قم، دانشگاه قم-انتشارات اشراق، ۱۳۸۰ش.
- معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون، مشهد، الجامعة الرضوية للعلوم الإسلامية، ۱۴۱۸ق.
- نکونام، جعفر، «تفسیر تاریخی قرآن کریم»، در مجله پژوهش دینی، شماره ۱۹، ۱۳۸۸ش.