سید حیدر آملی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
سید حیدر آملی


آرامگاه میرحیدر در آمل
زادروز ۷۱۹ یا ۷۲۰ق
زادگاه آمل
درگذشت زنده تا ۷۸۷ق - نجف
محل زندگی آمل، اصفهان، نجف
استادان مولانا نصیرالدین کاشانی حلّی، فخرالمحققین
شناخته‌شده برای تأثیرگذار بر جریان عرفان شیعی
نقش‌های برجسته عارف، وزیر حاکم طبرستان
دین اسلام
مذهب شیعه
آثار جامع الاسرار و منبع الانوار
تفسیر المحیط الاعظم
نص النصوص
رسالة العلوم العالیة و....


سید حیدر آملی (زنده تا ۷۸۷ق) عارف شیعه قرن هشتم قمری بود. وی در آمل، خراسان، استرآباد و اصفهان به تحصیل علوم عقلی و نقلی پرداخت و به زادگاه خود بازگشت. در بازگشت، حاکم طبرستان وی را وزیر خود ساخت. پس از چندی، از مقام وزارت و همۀ بهره‌مندی‌های دنیوی کناره گرفت و راهی زیارت اماکن مقدس شیعه، بیت المقدس و سپس مکه شد. پس از آن به عراق رفت و در آنجا ماند و کتب عرفانی را در نجف نزد عارفی گمنام به نام عبدالرحمن بن احمد مقدسی خواند و نیز از تعالیم نصیرالدین کاشانی حلی و فخرالمحققین فرزند علامه حلی بهره‌مند شد.

جامع الاسرار و تفسیر المحیط الاعظم و شرح فصوص الحکم ابن عربی با عنوان نص النصوص سه اثر معروف بر جای مانده از اوست.

از دیدگاه‌های مختص سید حیدر آملی، توحید وجودی است. او این توحید را مخصوص اولیاء می‌داند که وجود را تنها در وجود مطلق می‌بینند. وی تنها صوفی شیعه را بر حق می‌دانست و بر این باور بود شیعه و صوفی به یک حقیقت اشاره دارند و آن شریعت محمدیه است.

زندگی‌نامه

سید حیدر بن علی بن حیدر علوی حسینی ملقب به بهاءالدین و معروف به سید حیدر آملی است.[۱] معتبرترین منابع برای زندگی سید حیدر آملی، دو شرح حال است که او از خود نوشته است؛[نیازمند منبع] اولی در تفسیر المحیط الاعظم[۲] و دومی در مقدمات نصّ النصوص.[۳] مطابق با نسبی که او برای خود در کتاب تفسیر المحیط الاعظم آورده است، نسب او با هجده واسطه به امام سجاد(ع) می‌رسد.[۴] او در شهر آمل به دنیا آمد و سال تولد او حدود ۷۲۰ق بوده است؛ زیرا خود می‌گوید در سی سالگی از آمل به قصد زیارت کعبه راه افتاده است[۵] و قبل از رفتن به مکه یک سال کامل در عراق ساکن گردیده[۶] و فریضه حج را در سال ۷۵۱ق به جای آورده است.[۷]

تحصیلات

سید حیدر از حدود ده سالگی در آمل شروع به تحصیل نمود و پس از چندی با سفر به خراسان و استرآباد و اصفهان از اساتید آن شهرها بهره برد. این دوران مطابق با آنچه خود گفته است بیست سال طول کشید و در این دوران او مطابق با تعبیر خود به تحصیل علوم ظاهری از منقول و معقول مشغول بود.[۸]

وزارت

در زمان بازگشت سید حیدر به آمل، حکمران طبرستان، فخرالدوله حسن، فرزند شاه کیخسرو ابن یزدگرد بود. ملک فخرالدّوله سید حیدر را گرامی می‌داشت و او را در زمرۀ نزدیکان و محرمان خود قرار داد و سرانجام سید حیدر را وزیر خود کرد.[نیازمند منبع]

در این دوره، سید حیدر از همۀ مواهب زندگانی دنیوی برخوردار بود، اما در اوج این زندگی مرفه به تلخی و پوچی آن پی می‌برد:[۹]

همینطور بود تا زمانی که داعیۀ حق در باطن من غلبه کرد؛ خداوند فساد حالتی را که در آن بودم، یعنی غفلت و جهل و نسیان را بر من آشکار کرد و دور شدن و ضلالتم از راه حق و نیز بر طریق طغیان و گمراهی بودنم بر من پدیدار شد. پس با خداوند در خفا نجوا کردم و از او آزادی از همۀ اینها را خواستم. پس در من شوقی تام به ترک و تجرید و توجه به حضرت حق به قدم توحید پیدا شد. دانستم که اینها تا زمانی که در نزد ملوک در وطن خود و در همنشینی دوستان و برادرانم هستم غیرممکن خواهد بود.[۱۰]

سفر به عتبات و مکه

سید حیدر بعد از ترک همه چیز، تنها خرقه‌ای مستعمل را نگه داشت و برای زیارت اماکن مقدس شیعه و بیت المقدس و سپس مکه، قدم در راه گذاشت.[۱۱]

«... حال من تا رسیدن به مکه این‌چنین بود. حج واجب و فرائض و نوافل از مناسک و غیرمناسک را در سال ۷۵۱ انجام دادم و قصد مجاورت کردم. بعد در من اشتیاق مجاورت در مدینه پدید آمد، زیرا مدفن رسول الله(ص) و اولاد او و اصحاب او را زیارت نکرده بودم. پس به سوی مدینه شدم، رسول خدا را زیارت کردم و قصد مجاورت در مدینه کردم. لکن موانعی پیدا شد که بزرگ‌ترین آنها بیماری صوری و جسمانی بود. بدین دلیل مجبور به بازگشت به سوی عراق و مکان مألوف خود یعنی مشهد مقدّس غروی (نجف) شدم.
پس به سلامت بازگشتم و در آنجا سکنی گزیدم و به ریاضت، خلوت، طاعت و عبادتی که بالاتر و سخت‌تر از آن ممکن نبود مشغول شدم...»

کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۲۵-۲۶؛ نقل از: نص النصوص، ص۵۳۵ - ۵۳۶

سید حیدر در مسیر راه در اصفهان توقف نمود و به خدمت مشایخی در آنجا رسید و با نورالدین طهرانی که به تعبیر او عارفی بزرگ و زاهدی مورد قبول خواص بود، عهد برادری و فتوت بست و به دست او خرقه تصوف پوشید و نزدیک به یک ماه از او بهره علمی برد.[۱۲]

سید حیدر در سال ۷۵۱ق به مکه رفت و حج به جای آورد. سپس به مدینه رفت و قصد داشت در آنجا بماند، اما به دلیل بیماری مجبور شد به نجف بازگردد.[۱۳]

اقامت در عراق

سید حیدر از سال ۷۵۱ق تا پایان عمر خود در نجف و حله و بغداد بود.[۱۴] در نجف کتاب‌هایی عرفانی از جمله منازل السائرین هروی و فصوص ابن‌عربی را به همراه شرح‌های آن: شرح قیصری و شرح تلمسانی، نزد عارفی گمنام به نام عبدالرحمن بن احمد مقدسی تا سال ۷۵۳ق خواند.[۱۵] او همچنین در عراق با فخرالدین محمد فرزند علامه حلی و نصیرالدین کاشانی حلی و دیگر فقیهان و عالمان امامیه مراوده داشت و از فخرالدین و حسن بن حمزه هاشمی اجازه روایت گرفت.[۱۶] تاریخ دریافت اجازۀ او از فخر المحققین سال ۷۶۱ق است.[۱۷] وی رسالۀ رافعة الخلاف را (در باب توجیه نظر و عمل امام اول در برابر سه خلیفۀ اول) به درخواست وی نوشت و با او چند مکاتبۀ علمی داشته است.[۱۸]

سید حیدر آملی به اذعان خود در نجف از افاضات غیبی بهره‌مند گشته است. او در این باره در مقدمه نص النصوص می‌آورد:

«همانگونه که مجاورت مکه موجب فتح و گشایش معارف فتوحات مکیه بر قلب شیخ بزرگ (محی‌الدین عربی) در یک شب، و مدینه سبب فتوحات مدنیه بر قلب او شد و همینطور برای قلب امثال او از بندگان خدا بسیار رخ داد، مشهد شریف غروی که مشهد مولا و سید ما امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) است نیز موجب گشایش اسرار غیبیه بر قلب من به‌نحو اجمال و پس از آن به تفصیل شد و کتاب تأویل قرآن کریم و غیر آن از کتاب‌ها من‌جمله آنها است.»[۱۹]

وفات

تاریخ درگذشت سید حیدر آملی را نمی‌توان به‌طور دقیق تعیین کرد؛ اما نقل شده است که یکی از آخرین کتاب‌هایش، یعنی «رسالة العلوم العالیه» را در سال ۷۸۷ق تألیف کرده است[۲۰] که نشان می‌دهد او تا این سال زنده بوده است.

اساتید

اساتید سید حیدر آملی که به نام شناخته شده‌اند، عبارتند از:

  1. فخرالمحققین فرزند علامه حلی: او کتاب «جوابات السید حیدر بن علی بن حیدر العلوی الحسینی الآملی» را در سال ۷۵۹ق در جواب سؤالات سید حیدر آملی نوشته و سید حیدر از او اجازه روایت دریافت نموده است.[۲۱]
  2. نصیرالدین کاشی حلی (درگذشته در ۷۵۵ق): شیخ آقابزرگ تهرانی در طبقات اعلام الشیعه از سید حیدر با عنوان شاگرد او نام برده ‌است.[۲۲]
  3. شیخ نورالدین طهرانی (تیرانی): سید ‌حیدر در اصفهان در مدت کوتاهی از او استفاده معنوی برد و اجازه‌ای مکتوب نیز از او دریافت کرد.[۲۳] رضا استادی در خصوص این استاد سید حیدر می‌نویسد: «متأسفانه نتوانستیم از این استاد در کتاب‌هایی که مراجعه شد، شرح‌حالی به دست آوریم و سید حیدر در تفسیر خود گوید آن اجازه مفقود شده است، اما مضمون آن را نقل می‌کند.»[۲۴]
  4. شیخ عبدالرحمن قدسی (یا مقدسی): سید حیدر آملی کتاب‌هایی همچون فصوص الحکم ابن‌عربی، شرح فصوص قیصری و منازل السائرین را در نجف نزد وی خوانده است.[۲۵] قدسی در اجازه خود به سید‌ حیدر می‌نویسد: «استفاده من از این شاگرد بیش از استفاده او از من بود.»[۲۶]
  5. سید حسن بن حمزه هاشمی: افندی در ریاض‌العلماء وی را از مشایخ و اساتید سید حیدر دانسته است.[۲۷]

آثار

سید حیدر آنچنان که خود اظهار داشته، بیش از ۴۰ کتاب و رساله تألیف نموده است.[۲۸] اما مطابق برخی گزارش‌ها از این بین تنها هفت اثر زیر بر جای مانده است:

  1. جامع الاسرار و منبع الانوار
  2. نص النصوص فی شرح الفصوص (فصوص ابن عربی) (ناقص)
  3. تفسیر المحیط الاعظم (ناقص)
  4. رساله نقد النقود فی معرفة الوجود
  5. اسرار الشریعه
  6. المسائل الحیدریه
  7. الکشکول فیما جری علی آل الرسول.[۲۹]

کتاب الکشکول فیما جری علی آل الرسول به عنوان کتابی از سید حیدر آملی چاپ شده است.[۳۰] اما برخی احتمال داده‌اند که این کتاب اثر مؤلفی همنام سید حیدر باشد.[یادداشت ۱]

آراء و اندیشه‌ها

فقط صوفی شیعه، بر حق است

مطابق با دیدگاه سید‌حیدر آملی، فرقه امامیه بر دو قسم است: قسمی که ظاهر علوم ائمه(ع) را بر پا می‌نماید که عبارت از شریعت و اسلام و ایمان است و قسمی که باطن علوم آنان را بر پا می‌دارد که عبارت از طریقت و حقیقت و یقین است. اولی فقط مؤمن به حساب می‌آید و دومی مؤمن ممتحن (امتحان شده). او معتقد است که کلمه شیعه منطبق بر مؤمن است و صوفی مؤمن ممتحن است؛ زیرا شیعه و صوفی دو اسم هستند که به یک حقیقت اشاره دارند و آن شریعت محمدیه است.[۳۱]

سید‎حیدر به صراحت تنها صوفی شیعه را بر حق دانسته و می‌گوید:

«و اگر گفته شود که صوفیه بر طریق اهل سنت و اصول و قواعد آنها هستند و با این وصف چگونه آنها را شیعیان حقیقی می‌دانی؟ جواب می‌گویم که صوفیه اگرچه همانند شیعه فرقه‌های زیادی دارد؛ اما فرقه حقه آنها یکی است و آن فرقه‌ای است که موصوف به این اوصاف است یعنی به حمل اسرار ائمه آنگونه که شایسته است و ایمان به آنها (یعنی ائمه علیهم السلام) هم در ظاهر و هم در باطن.»[۳۲]

توحید الوهی و توحید وجودی

از نظر سید‌حیدر دو قسم توحید وجود دارد: یک قسم توحید الوهی است که توحید ظاهر است؛ یعنی، توحیدی که پیامبر تمام انسان‌ها را به آن دعوت کرده است. این توحید، اقرار به خدای یگانه بدون قید و مطلق است؛ یعنی بدون هر قید و حدی که او را پای‌بند تعینات زمانی و مکانی کند و خلاصۀ آن «لا اله الا الله» است.

توحیدِ دیگر، توحید وجودی است که توحید باطنی و در خور اولیاء است. اولیاء از انسان دعوت می‌کنند تا وجود را در وجود مطلق ببیند؛ رها از تعیناتی که به آنها فعلیت می‌دهد؛ چرا که وجودی غیر از وجود او نمی‌تواند باشد. درک معنی این آیه «کلُّ مَنْ عَلَیهَا فَانٍ وَیبْقَی وَجْهُ رَ‌بِّک ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکرَ‌امِ»[۳۳] همانا درک حقیقت وجود یگانه است.[۳۴]

معرفت فلسفی و معرفت الهی

سید حیدر، معرفت فلسفی و معرفت کلامی را در مقولۀ معارف اکتسابی و حصولی قرار می‌دهد که بعد از زحمت زیاد به دست می‌آیند؛ اما در نظر وی معرفت الاهی، معرفتی است که وارث روحانی آن را به صورت ذوقی و کشفی در درون خود می‌یابد؛ زیرا این معرفت در حقیقت همانا وجود او و گنجینه‌ای است که مستقیماً با لطف الاهی به او سپرده شده است.[۳۵]

کتاب‌شناخت

کتاب سیدحیدر آملی شرح احوال آثار و آراء و جهان شناسی.jpg

هانری کربن، مستشرق فرانسوی، دو مقاله درباره سیدحیدر آملی و نگاه عرفانی وی نگاشته که نوذر آقاخانی آنها را در قالب کتابی به‌نام «سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء و جهان‌شناسی» به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب به زندگینامه و معرفی سیدحیدر می‌پردازد.[۳۶]

«سیدحیدر آملی و تفسیر محیط اعظم» کتاب دیگری است که علی اوجبی، عبدالله صلواتی و اکبر ثقفیان نگاشته‌اند و در کنار معرفی زندگی سیدحیدر آملی، تفسیر محیط اعظم را بررسی کرده‌اند.[۳۷]

آرامگاه

آرامگاه سیدحیدر آملی در شهر آمل، محله پایین بازار، مقبره سه سید واقع شده است. این آرامگاه در سال ۱۳۱۰ش به شماره ثبت ۶۱ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.[۳۸]

پانویس

  1. موحد، «آملی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۱۴.
  2. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۲۷.
  3. آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۱۳۵۲ش، ص۵۳۵.
  4. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۲۷.
  5. آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۱۳۵۲ش، ص۵۳۵.
  6. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۳۱.
  7. آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۱۳۵۲ش، ص۵۳۶.
  8. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۲۹.
  9. کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۲۰-۲۱.
  10. کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۲۱؛ نقل از: تفسیر المحیط الاعظم، ص۵۳۰.
  11. کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۲۲.
  12. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۳۰-۵۳۱.
  13. آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۱۳۵۲ش، ص۵۳۶.
  14. استادی، «کتابشناسی سید حیدر آملی(ره)»، ص۱۱۵.
  15. استادی، «کتابشناسی سید حیدر آملی(ره)»، ص۱۱۵.
  16. موحد، «آملی»، ص۲۱۴.
  17. امین، اعیان الشیعه، ج۶، ص۲۷۲.
  18. کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۲۳.
  19. آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۱۳۵۲ش، ص۵۳۴.
  20. کربن، سید حیدر آملی؛ متألّه شیعی عالَم تصوف، ص۱۴۱.
  21. آقابزرگ طهرانی، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۲۰۴.
  22. آقابزرگ طهرانی، طبقات أعلام الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۱۴۹.
  23. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۵۳۴.
  24. استادی، «کتابشناسی سید حیدر آملی(ره)»، ص۱۱۶.
  25. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ج۱، ص۵۳۱ و ۵۳۵.
  26. آملی، تفسیر المحیط الاعظم، ج۱، ص۵۳۵.
  27. افندی، ریاض العلماء، ۱۴۳۱ق، ج۱، ص۱۸۳.
  28. آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۱۳۵۲ش، ص۵۳۶.
  29. استادی، «کتابشناسی سید حیدر آملی(ره)»، ص۱۲۲.
  30. کتابشناسی کتاب در سایت کتابخانه ملی.
  31. آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۴۱.
  32. آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۴۱.
  33. سوره رحمان، آیه۲۶-۲۷.
  34. کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۶۲ - ۶۵.
  35. کربن، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ص۷۴.
  36. کتاب سیدحیدر آملی.
  37. سیدحیدر آملی و تفسیر محیط اعظم.
  38. پایگاه چندپر.
  1. کربن، ص۷۲؛ دو تن از معاصران سید حیدر همنام او بوده‌اند و اشتباه گرفتن آنها با هم توجیه‌پذیر است: ۱.سید حیدر بن علی که می‌گویند در سال ۷۳۵ کتاب کشکول را نوشته است؛ ۲. سید حیدر بن علی بن حیدر که در سال ۷۵۹ او نیز از فخر المحققین اجازه دریافت کرد. (کربن، سید حیدر آملی؛ متألّه شیعی عالَم تصوف، پاورقی ص۱۴۶؛ بنگرید: ریحانة الادب، ج۲، ص۴۹۸).

منابع

  • آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، بیروت، ‌دار الأضواء، ۱۴۰۳ق.
  • آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، بیروت، ‌دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۳۰ق.
  • آملی، سید حیدر، المقدمات من کتاب نص النصوص، تهران، قسمت ایرانشناسی انستیتو ایران و فرانسه: پژوهش‌های علمی در ایران، ۱۳۵۲ش.
  • آملی، سید حیدر، تفسیر المحیط الأعظم، تحقیق سید محسن موسوی تبریزی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، سوم، ۱۴۲۲ق.
  • آملی، سید حیدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، با مقدمه هانری کربن، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ۱۳۶۸ش.
  • استادی، رضا، «کتابشناسی سید حیدر آملی(ره)»، آیینه پژوهش، ۱۳۸۲ش، شماره ۸۳.
  • افندی، عبدالله، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، ۱۴۳۱ق.
  • تنهایی، حسین ابوالحسن، «نظریۀ شیخ سید حیدر آملی در منزلت تصوف و صوفی»، عرفان شیعی به روایت سید حیدر آملی، نوشته محمد کریمی زنجانی اصل، تهران، اطلاعات، ۱۳۸۵ش.
  • کربن، هانری، «سید حیدر آملی؛ متأله شیعی عالَم تصوف»، ترجمه ع. روج‌بخشان، عرفان شیعی به روایت سید حیدر آملی، محمد کریمی زنجانی اصل، تهران: اطلاعات، ۱۳۸۵ش.
  • کربن، هانری، سید حیدر آملی: شرح احوال، آثار و آراء جهان‌شناسی، ترجمه: نوذر آقاخانی، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۸۸ش.
  • موحد، صمد، «آملی»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون