حضرت محمد صلی الله علیه و آله
محمد فرزند عبدالله (۵۷۰-۶۳۲م) پیامبر دین اسلام و آورنده کتاب قرآن است و او را تأثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشری دانستهاند. در قرن ۲۱ میلادی پیروان او دومین دین بزرگ جهان را شکل دادهاند. مسلمانان او را از پیامبران اولوالعزم، آخرین پیامبر خدا و نمونه یک انسان کامل برای زیست فردی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و سیاسی میدانند. و به جز قرآن که آن را پیام الهی و معجزه پیامبر میشناسند، سخنان محمد را نیز مهمترین منبع شناخت اسلام و منبع رفتار و باورهای دینی خود قرار دادهاند. همه ساله میلیونها مسلمان مرقد او را زیارت میکنند و در مسجدی که او بنا کرده نماز میگذارند. نام محمد به عنوان یکی از پرتکرارترین نامهای مردانه در جهان ثبت شده است.
محمد مردی از قبیله قریش بود که در قرن ششم میلادی، در مکه در شبه جزیره عربستان به دنیا آمد و در ۴۰ سالگی رسالت خود را آغاز کرد. او مردم را به یگانهپرستی و ترک آیین بتپرستی دعوت کرد. او دعوت خود را مخفیانه آغاز کرد و نخستین ایمانآورندگان به او را علی و خدیجه دانستهاند. او پس از سه سال دعوت خود را آشکار کرد و پس از ده سال، در ۵۳ سالگی به مدینه رفت و حکومتی بر پایه اسلام بنا نهاد. او هشت سال بعد، مکه را فتح کرد و پس آن در مدت دو سال تمام شبهجزیره عربستان برتری او و آیین او را پذیرفتند.
یاران حضرت محمد(ص) که صحابه خوانده میشوند، بخشی خاندان او یعنی بنیهاشم بودند، بخشی نیز مسلمانانی بودند که در مکه مسلمان شده و با او به مدینه هجرت کردند(مهاجرین) و بخشی دیگر ساکنان مدینه بودند که به او و همراهانش پناه دادند و در کنارش جنگیدند(انصار).
دوران رسالت حضرت محمد(ص) سه گروه مشرکان مکه، منافقان در مدینه، و یهودیان ساکن در مدینه و اطراف آن با پیامبر اکرم تقابل داشتند. مشرکان مکه در طول ۱۳ سال آزار فراوانی به پیامبر و یارانش رساندند، اموالشان را مصادره کردند و آنها را در محاصره اقتصادی قرار داده و ایشان وادار به خروج از مکه شدند. پس از استقرار پیامبر در یثرب(مدینه) نیز مشرکان چندین جنگ با مسلمانان بر پا کردند که بَدْر و اُحُد مشهورترین آنها هستند. یهودیان مدینه نیز نخست با پیامبر پیمان همکاری بستند ولی پس از چندی در جنگ خندق عهدشکنی کرده و با مشرکان مکه همراه شدند. پیامبر در طی چند جنگ ازجمله خیبر، آنها را وادار به تسلیم و یا خروج از مدینه کرد.
درباره زندگانی حضرت محمد(ص) گزارشهای فراونی در متون تاریخی آمده است. کتابهای بسیار زیادی با موضوع سیرهنگاری، شمایلنگاری، مناقبنویسی، مغازینگاری، دلایلنویسی و مانند آن از سوی پژوهندگان مسلمان و غیرمسلمان نوشته شده است. مسلمانان احادیث رسیده از پیامبر را در کتابهای حدیثی گردآوری کردهاند. حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث ثقلین مشهورترین حدیثها نزد شیعیان هستند که به مسئله جانشینی پیامبر نیز ارتباط دارند.
محمد در ۲۵ سالگی با خدیجه ازدواج کرد، فاطمه دختر پیامبر حاصل این ازدواج است. محمد پس از خدیجه با زنان دیگری نیز ازدواج کرد ولی از هیچ یک فرزندی باقی نماند. مسلمانان برای حضرت محمد ویژگیهایی اختصاصی را بیان میکنند که اجازه تعدد ازدواج یکی از آنهاست. برخی شرقشناسان بر چندهمسری پیامبر اکرم خرده گرفته و آن را دستاویز نقد و بلکه اهانت به او قرار دادهاند. نویسندگان مسلمان برای این ازدواجها دلایلی ذکر کردهاند.
زندگی حضرت محمد را بسیار ساده توصیف کردهاند، به گونهای که وقتی در سال ۱۱ هجری قمری از دنیا رفت به جز سلاح و مرکبش مال چندانی باقی نگذاشت. بخشی از اموالش را در قالب مزرعه فدک به دخترش فاطمه بخشیده بود. محمد در روزهای پایانی عمر تلاش کرد با معرفی علی بن ابیطالب در خطبه غدیر و فرستادن مدعیان خلافت در قالب سپاه اسامه به بیرون مدینه و نگارش یک وصیتنامه تکلیف جانشینی خودش را روشن کند.
معرفی و تبیین جایگاه
محمد بن عبدالله مردی از قبیله قریش که در قرن ششم و هفتم میلادی در شبه جزیره عربستان زندگی میکرد. او آورنده کتاب قرآن و دین اسلام است که در قرن ۲۱ میلادی دومین دین جهانی از نظر تعداد پیروان است.[۱] نویسنده کتاب صد شخصیت مؤثر تاریخ، محمد را تأثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشر[۲] و مؤثرترین رهبر سیاسی تمامی دورانها[۳] معرفی کرده است.
به باور مسلمانان حضرت محمد(ص)، «انسان کامل»،[۴] و یک الگوی دائمی در اخلاق، شریعت، حیات خانوادگی، سیاست و معنویت است.[۵] مقام او از فرشتگان و دیگر پیامبران الهی نیز بالاتر است.[۶] عارفان مسلمان او را بالاترین شخصیت عالم آفرینش[۷] و نوری ازلی تصویر میکنند که خدا هستی را از او و به واسطه او آفریده است.[۸] و با نقل حدیث لولاک معتقدند اگر محمد نبود خداوند چیزی خلق نمیکرد.[۹]
در اعتقاد مردم مسلمان، حضرت محمد شفیع روز قیامت است و این مقام شفاعت به تعظیم و تکریم همگانی او جهت داده است.[۱۰] او پیامبری برای همه بشر و آخرین پیامبر الهی است،[۱۱] جزو انبیای اولوالعزم[۱۲] و در باور شیعیان نخستین فرد از چهارده معصوم است[۱۳] و در دریافت و ابلاغ وحی و نیز در تمام ساحتهای زندگی پاک از گناه و خطا زیسته است.[۱۴]
سخنان پیامبر در ادبیات مسلمانان حدیث نامیده میشود[۱۵] و پس از قرآن مهمترین و معتبرترین منبع شناخت دین است.[۱۶] و منبع رفتار و اعمال مسلمانان حساب میشود و مسلمانان تلاش کردهاند احادیث پیامبر را بدون تغییر گردآوری کنند.[۱۷] و همین انگیزه زمینهساز شکلگیری رشتهای از علوم اسلامی با نام علوم حدیث شده است.[۱۸] احترام مسلمانان به پیامبر به حدی است که نسل باقیمانده از او را سید یا شریف مینامند و با آنان با احترام و ادب رفتار میکنند.[۱۹]
مطالعات درباره پیامبر اسلام(ص)
دربارهٔ زندگانی حضرت محمد(ص)، گزارشهای فراوانی در متون تاریخی آمده و حوادث و رویدادهای زندگی او، در مقایسه با دیگر پیامبران، کاملتر ثبت شده است.[۲۰] با این حال، به دلیل از دست رفتن برخی منابع و یا تغییر و تبدیلها در نقل و جعل برخی داستانها و آفتهای اینچنینی همچنان برخی از جزئیات زندگی او روشن نیست.[۲۱]
نگاشتهها درباره پیامبر اکرم در موضوعاتی چون سیرهنگاری، سیرهپژوهی، حدیثنگاری، مغازینگاری، شمایلنگاری، دلایلنگاری، مناقبنگاری و خصائصنگاری صورتبندی شده است.[۲۲] همچنین، نگاشتههای ادبی منظوم و غیر منظوم و آثار دربارهٔ پیامبر(ص) در ادبیات کودکان و نوجوانان در ذیل کتابشناسیهای درباره او قرار گرفته است.[۲۳] این آثار به زبانهای مختلف و بهصورتهای متفاوت نگارش یافته و منتشر شده است.[۲۴] بسیاری از این آثار توسط مؤمنان و دوستداران او و برخی دیگر توسط مخالفانش نوشته شده است.[۲۵]
سیرهنگاری اولین نوع نگارش و آثار عروة بن زبیر (درگذشت: ۹۴ق)، از اولین نمونههای سیرهنگاری قلمداد شده است.[۲۶] سیرهٔ ابناسحاق نوشتهٔ محمد بن اسحاق (درگذشت: ۱۵۱ق) اولین سیرهٔ جامع و مستقل نبوی خوانده شده که، بهدلیل نظم منطقی در نقل رخدادها، نخستین کار اصیل در این زمینه شناخته شده است.[۲۷] در زمینهٔ سیرهپژوهی هم از کتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم از سید جعفر مرتضی عاملی (درگذشت: ۱۴۴۱ق)، مورخ شیعه بهعنوان اثری شاخص یاد شده است.[۲۸]
دربارهٔ آثار نگاشتهشده دربارهٔ پیامبر(ص) فهرستهایی هم نگاشته شده است؛ از جمله: مُعْجَمُ ما اُلِّفَ عن رسول الله(ص) نوشتهٔ صلاحالدین مُنَجِّد (درگذشت: ۱۴۳۱ق)، کتابشناس سوری، که در آن نگاشتههای عربی حدود ۱۵۵۰ مؤلف را فهرست شده است؛[۲۹] کتابشناسی پیامبر(ص) تهیهشده توسط پایگاه اطلاعرسانی سراسری اسلامی (پارسا) که در آن حدود ۴۴۰۰ کتاب به زبان فارسی و عربی سیاهه شده است؛[۳۰] مقالهشناسی پیامبر اسلام(ص) تهیهشده توسط خانهٔ پژوهش قم که ضمن آن حدود ۱۴۰۰ مقاله به زبان فارسی فهرست شده است.[۳۱]
محمد در قرآن
آیههای بسیاری از قرآن به گونهای با محمد در ارتباط است.[۳۲] هر چند نام «محمد» در چهار آیه و نام «احمد» نیز تنها در یک آیه آمده است.[۳۳]
به گفته جوادی آملی مفسر شیعه در قرآن هیچگاه پیامبر اکرم با اسم خاص خود مخاطب قرار نگرفته و همیشه با عناوینی مانند «یا ایها النبی» و «ایها الرسول» مورد خطاب است.[۳۴] سید محمدحسین طباطبائی و جوادی آملی بر اساس عبارت «اول المسلمین» که در آیه ۱۶۳ سوره انعام آمده معتقدند پیامبر اکرم از نظر رتبه اولین مسلمان[۳۵] و بر اساس آیه ۲۱ احزاب بهترین الگوی برای زیست مسلمانی است.[۳۶]
قرآن او را با عباراتی مثل رحمةً للعالمین، (آیه ۱۰۷ سوره انبیاء) و کسی که نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم است توصیف کرده است که رنج و مشقت آنان برای او سنگین و دشوار است.[۳۷]
بر اساس آیه اول سوره اسراء پیامبر در سفری خارقالعاده در یک شب از مسجد الحرام به مسجدالاقصی رفته[۳۸] و نیز بنابر تفسیر عالمان مسلمان از آیات سوره نجم به معراج آسمان رفته و حقایقی را در ملکوت و بهشت و جهنم مشاهده کرده است. و به بالاترین مقام قرب به خداوند رسیده است.[۳۹] با این حال او یک مخلوق [۴۰] و یکی از افراد بشر است و ویژگیهای انسانی و مادی دارد.[۴۱]و بالاترین مقام او همین است که عبد و بنده خدا است.[۴۲]
بنابر یک پژوهش حدود ۸۰ آیه[۴۳]و بنابر پژوهشی دیگر بیش از ۱۰۰ آیه قرآن[۴۴] خطاباتی عتابآمیز نسبت به پیامبر دارند. و مفسران زیادی را بر آن داشته که تلاش کنند ناسازگاری این آیات با عصمت پیامبر اکرم را برطرف کنند.[۴۵]
زیارت حرم پیامبر و تبرک به آثار او
مرقد پیامبر(ص) در مدینه مقصد سفر زیارتی مسلمانان است و همه مسلمانان در سفر عمره و حج برای عبادت و زیارت به مسجدالنبی و کنار مرقد ایشان میروند. تعداد زائران روضه نبوی در سال ۲۰۲۴ میلادی را بیش از ۱۳ میلیون نفر اعلام کردهاند.[۴۶] غار حراء در کوه نور (محل بعثت پیامبر) نیز از مکانهایی است که مسلمانان برای زیارت و عبادت به آنجا میروند.[۴۷]
زیارتگاه حضرتبال در کشمیر که به باور مردمان آن منطقه مویی از رسولالله در آنجا است و مردم به زیارت آن میروند.[۴۸] در موزه توپقاپی در ترکیه نیز اشیائی منتسب به پیامبر اکرم وجود دارد هرچند برخی پژوهشگران در انتساب قطعی همه این اشیاء به پیامبر تردید کردهاند.[۴۹] در مسجد خرقه در استانبول ترکیه نیز لباسی منتسب به ایشان نگهداری میشود که مردم برای زیارت آن به آن مسجد میروند.[۵۰]
رویدادهای مهم زندگی پیامبر در تقویم سالانه مسلمانان ثبت شده است.[۵۱] روز میلاد[۵۲] و روز مبعث پیامبر[۵۳]در بین مسلمانان عید قلمداد شده و بسیاری از مسلمانان در این دو روز مراسم جشن برگزار میکنند.
محمد در فرهنگ و تمدن اسلامی
حضرت محمد در فرهنگ و تمدن مسلمانان حضوری پررنگ دارد و جایگاه او از طریق داستانها، شعر، خطاطی و سایر هنرها تجلی یافته است.[۵۴] اغلب مسلمانان روزانه کارهایی انجام میدهند که با پیامبر ارتباط دارد و سنت نامیده میشود.[۵۵] به گفته اکبر احمد اسلامشناس پاکستانی-آمریکایی بسیاری از عادات فردی و اجتماعی از جمله ظاهر فرد، نامگذاری فرزندان، خوراک و پوشاک مسلمانان با مراجعه به اعمال و سرگذشت شخصی پیامبر قابل توضیح است.[۵۶]
از روزگار نخستین محمد رسول خدا چهره آرمانی و اسوه مؤمنین بوده است. رفتار، اعمال و سخنان او برای هر مسلمانی الگوی زندگی و گفتار و کردار بوده است، مردمی که سعی داشتند حتی در کوچکترین مظاهر حیات بیرونی هر چه بیشتر از آنجناب تقلید کنند - خواه در مورد شکل لباس باشد، یا چگونگی مو و ریش، یا انجام جزییترین مراسم تطهیر و شستشو و حتی این که کدام غذاها را بیشتر دوست داشته است.[۵۷]
بر اساس جستجوی پایگاه اینترنتی forebears (منبع تخصصی نامها و تبارشناسی)، نام محمد و دیگر نامهای پیامبر مثل احمد پرتکرارترین نام مردانه رایج در جهان است[۵۸] به گونهای که گاه بهعنوان نخستین نام برگزیده برای کودکان در یک سال ثبت شده است.[۵۹] در ایران نیز بر اساس یک گزارش از زمانی که اسامی به صورت رسمی ثبت شدهاند پر تکرارترین نام مردانه نام محمد است.[۶۰]
در جهان اسلام آثار نمایشی با محوریت پیامبر اکرم نیز تولید شده که مشهورترین آنها فیلم الرساله ساخته مصطفی عقاد کارگردان سوری (۱۹۷۶میلادی)[۶۱] و محمد رسولالله ساخته مجید مجیدی (۱۳۹۴ شمسی) است.[۶۲]
فقیهان مسلمان با نمایش تصویر محمد در فیلمها همراهی نکردهاند[۶۳] و به همین جهت تصویر او حتی در فیلم شناختهشده الرساله ساخته مصطفی عقاد نیز نمایش داده نشد.[۶۴] همچنین با توجه به محدودیت مجسمهسازی و نقاشی موجودات جاندار در اسلام، ویژگیها و صفات پسندیده محمد با خطوط و نقشهایی هنری نوشته شده و بر دیوار منازل مسلمانان آویخته میشود.[۶۵]
محمد در شعر و ادبیات

سرایش شعر در مدح پیامبر اکرم از همان دوران نبوی آغاز شد.[۶۶] تعداد اشعاری که برای او و به زبانهای مختلف سروده شده را بیرون از شمارش دانستهاند.[۶۷] بسیاری از شاعران ترکی[۶۸] و پارسی در آغاز مجموعه شعرهای خود پس از ذکر توحید، اشعاری با مضمون ستایش حضرت محمد سرودهاند[۶۹] به گونهای که بیان ستایش پیامبر به یک سنت شعری در ادبیات فارسی تبدیل شده است.[۷۰] به گزارش آنه ماری شیمل اسلام پژوه آلمانی در هند حتی شاعران هندو نیز برای پیامبر به زبان اردو شعر سرودهاند.[۷۱] توجه به واقعه معراج پیامبر دستمایه شرح و بسط پردامنهای در روایات و متون متأخر قرار گرفته[۷۲] و در ادبیات فارسی و ترکی نیز نمود گستردهای داشته و ادیبان بسیاری درباره معراج نثر یا شعر نگاشتهاند.[۷۳] در کتاب «معراج پیامبر اکرم و معراجنامههای منظوم» بیش از ۴۰ معراجنامه فارسی گردآوری شده است.[۷۴]
مدحنامه نظامی گنجوی با مطلع «محمد کآفرینش هست خاکش» و غزل سعدی شیرازی با مطلع «ماه فرو مانَد از جمال محمد» بسیار معروف هستند.[۷۵] ترکیب شعر و خوشنویسی را میتوان در دو شعر معروف «بَلَغَ العُلیٰ بِکَمالِه» از سعدی[۷۶] و عبارت «محمد شمع جمع آفرینش» برگرفته از تعبیر «سراج منیر» در آیه ۴۶ سوره احزاب مشاهده کرد.[۷۷]
مجازات سنگین برای توهین به پیامبر اسلام(ص)
مسلمانان هر گونه توهین و اسائه ادب به او را تحملناپذیر و در برخی موارد سزاوار کیفر قتل میدانند.[۷۸] بر همین اساس پس از انتشار کتاب آیات شیطانی نوشته سلمان رشدی در سال ۱۹۸۸ میلادی(۱۳۶۷ش)، عالمان و مردم مسلمان واکنشهای تندی نشان دادند و او را سزاوار مرگ دانستند.[۷۹] همچنین انتشار کاریکاتورهایی در هفتهنامه فرانسوی شارلی ابدو در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱م زمینهساز واکنش عمومی مسلمانان،[۸۰] شکایت از هفتهنامه[۸۱] و نیز انفجار دفتر این نشریه شد.[۸۲]
از تولد تا درگذشت
نام، و نسب
حضرت محمد(ص) فرزند عبدالله بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمَناف بن قُصَیّ بن کِلاب[۸۳] و از تیره بنیهاشم و قبیله قریش بود.[۸۴] کنیه او، ابوالقاسم و ابوابراهیم است.[۸۵] برخی از القاب او عبارتند از: مصطفی، حبیبالله، صفیالله، نعمةالله، خیرة خلقالله، سید المرسلین، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، و نبی امّی.[۸۶]
مادرش، آمنه بنت وهب از تیره بنیزهره از قبیله قریش بود.[۸۷] به گفته علامه مجلسی، عالمان امامیه بر ایمان و اسلام پدر، مادر و اجداد رسول خدا تا آدم(ع)، اتفاق نظر دارند.[۸۸] سلسله نیاکان پیامبر(ص) تا «عَدْنان» مورد اتفاق نسبشناسان است، طبق روایتی پیامبر(ص) فرمود: هنگامی که سلسله نسب من به عَدْنان رسید توقف کنید.[۸۹]
تولد

به گفته رسول جعفریان تاریخپژوه شیعه، عالمان شیعه پس از شیخ مفید، ۱۷ ربیعالاول را روز میلاد حضرت محمد(ص) میدانند.[۹۰] مجلسی، تولد پیامبر(ص) در ۱۷ ربیعالاول را نظر بیشتر علمای شیعه دانسته است.[۹۱] و بنا بر نظر مشهور میان اهلسنت پیامبر در ۱۲ ربیعالاول به دنیا آمده است.[۹۲] در بین شیعیان، کلینی در الکافی،[۹۳] و شیخ صدوق در کتاب کمالالدین نیز ۱۲ ربیعالاول را ذکر کردهاند.[۹۴] فاصله این دو تاریخ در ایران به نام هفته وحدت بین شیعه و اهلسنت نامگذاری شده است.[۹۵]
برخی تاریخنگاران سال تولد محمد(ص) را عام الفیل[۹۶] و برخی دیگر ده سال پس از عام الفیل[۹۷] دانستهاند. از آنجا که تاریخنویسان، درگذشت پیامبر(ص) را در ۶۳سالگی و در سال ۶۳۲م نوشتهاند، تولد پیامبر(ص) و عام الفیل را بین ۵۶۹ تا ۵۷۰ میلادی حدس زدهاند.[۹۸]
مکان ولادت
پیامبر اکرم(ص) در مکه، شعب ابیطالب[۹۹] و در خانهای که بعدها به عقیل بن ابیطالب تعلق یافت، به دنیا آمد.[۱۰۰] در دوران حکومت آلسعود بر حجاز این بنا را تخریب[۱۰۱] و سپس به جای آن كتابخانهای بنا كردند. بر سر در اين مكان تابلویی با عنوان «مكتبة مكة المكرمه» نصب است.[۱۰۲]
کودکی
محمد(ص)، دوران شیرخوارگی و بخشی از کودکی را نزد حلیمه سعدیه گذراند.[۱۰۳] به گفته برخی سیرهنگاران، عبدالله، پدر حضرت محمد(ص)، چند ماه پس از ازدواج با آمنه دختر وهب، و قبل از تولد فرزندش محمد درگذشت[۱۰۴] برخی سیرهنویسان، درگذشت او را چند ماه پس از ولادت محمد(ص) نوشتهاند.[۱۰۵] وقتی شش سال و سه ماه (و به قولی چهار سال) داشت، مادرش او را برای دیدار با اقوام به یثرب برد. در بازگشت به مکه، آمنه در ابواء درگذشت و همانجا دفن شد.[۱۰۶]
پس از وفات آمنه، عبدالمطلب، پدربزرگ پدری محمد(ص)، سرپرست او را به عهده گرفت.[۱۰۷] اندکی بعد و در هشتسالگی محمد، عبدالمطلب نیز درگذشت و عمویش ابوطالب سرپرستی او را عهدهدار شد.[۱۰۸]
ازدواجها
محمد(ص) ۲۵ ساله بود که با خدیجه ازدواج کرد.[۱۰۹] که ابوطالب به او پیشنهاد داد تا با سرمایه خدیجه تجارت کند و سپس خبر موافقت او را به خدیجه داد.[۱۱۰] به گزارش ابناسحاق خدیجه، امانتداری حضرت محمد(ص) را شناخته بود، از این رو به او پیام فرستاد که اگر با مال او تجارت کند سهمش را بیش از دیگران میپردازد.[۱۱۱] پس از سفر تجاری به شام، خدیجه از پیامبر(ص) خواستگاری کرد و ۱۵ سال قبل از بعثت با هم ازدواج کردند.[۱۱۲] ایشان حدود ۲۵ سال تا زمان درگذشت خدیجه در سال ۱۰ بعثت با او زندگی کرد.[۱۱۳]
| خدیجه دختر خویلد | (ازدواج: ۲۵ عامالفیل) |
| سوده دختر زمعه | (ازدواج: قبل از هجرت) |
| عایشه دختر ابوبکر | (ازدواج: ۲ق) |
| حفصه دختر عمر بن خطاب | (ازدواج: ۳ق) |
| زینب دختر خزیمه | (ازدواج: ۳ق) |
| ام سلمه دختر ابوامیه | (ازدواج: ۴ق) |
| زینب دختر جحش | (ازدواج: ۵هجری) |
| جویریه دختر حارث | (ازدواج: ۵ یا ۶ق) |
| امحبیبه دختر ابوسفیان | (ازدواج: ۶ یا ۷ق) |
| ماریه دختر شمعون | (ازدواج: ۷ق) |
| صفیه دختر حیی | (ازدواج: ۷ق) |
| میمونه دختر حارث | (ازدواج: ۷ق) |
پس از درگذشت خدیجه، پیامبر با سوده دختر زمعة بن قیس، و سپس در سالهای بعد با عایشه دختر ابوبکر، حفصة، زینب دختر خزیمة بن حارث، ام حبیبه دختر ابوسفیان، ام سلمه، زینب دختر جحش، جویریة دختر حارث، صفیه دختر حیی بن اخطب، میمونه دختر حارث بن حزن و ماریه دختر شمعون ازدواج کرد.[۱۱۴]
گفته شده پیامبر(ص) از دختر عمویش امهانی نیز خواستگاری کرده است؛ بار اول قبل از ازدواج او با هبیره، و بار دوم پس از فتح مکه که امهانی اسلام آورد و اسلام بین او و هبیره جدایی انداخت.[۱۱۵] به گزارش ابنسعد، امهانی بار اول بنا به مناسبات قبیلهای، و بار دوم برای اینکه به آن حضرت آزاری نرسانند، درخواست او را رد کرد.[۱۱۶] با این حال، در کتاب رجال بَرْقی، امهانی از همسران پیامبر(ص) معرفی شده است.[۱۱۷]
تعدد ازدواجهای پیامبر از سوی برخی نویسندگان بهویژه از سوی مسیحیان در قرون وسطی مورد حمله قرار گرفته و او را متهم به گرایش به زنان کردهاند.[۱۱۸] در نقطه مقابل نویسندگان متعددی دهها کتاب[۱۱۹] و مقاله[۱۲۰] برای تبیین این ازدواجها نوشتهاند یا بخشهایی از یک کتاب[۱۲۱] را به این مطلب اختصاص دادهاند.
فرزندان محمد(ص)
محمد(ص) از خدیجه دو پسر و چهار دختر داشت[۱۲۲] به نامهای قاسم، زینب، رقیه، امکلثوم، فاطمه، و عبدالله[۱۲۳] که به جز حضرت فاطمه(س)، همگی در زمان حیات پیامبر درگذشتند[۱۲۴] و نسل پیامبر(ص) تنها از طریق فاطمه(س) ادامه یافت.[۱۲۵] پیامبر پسر دیگری به نام ابراهیم داشت که مادرش ماریه قبطیه بود و در در سال ۱۰ق در مدینه درگذشت.[۱۲۶]
ابوالقاسم کوفی، عالم شیعه قرن چهارم و سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخپژوه شیعه در قرن پانزدهم هجری قمری، بر این باورند که زینب، رقیه و امکلثوم فرزندان رسول خدا(ص) و خدیجه نبودهاند؛ بلکه دخترخواندههای آن دو بودهاند.[۱۲۷]
زندگی در مکه و مدینه
پیامبر اکرم در طول ۶۳ سال زندگی خود در دو شهر مکه و مدینه زندگی کرد، از تولد تا ۵۳ سالگی را در مکه گذراند.[۱۲۸] یکبار در هشت[۱۲۹] یا ۱۲سالگی[۱۳۰] و یکبار در ۲۵سالگی به شام سفر کرد.[۱۳۱] در مکه با خدیجه[۱۳۲] و پس از درگذشت او با سوده ازدواج کرد.[۱۳۳] و در همین شهر در چهلسالگی به پیامبری برانگیخته شد.[۱۳۴] از چهل تا ۵۳ سالگی در مکه به مأموریت رسالت خود عمل کرد. دخترش فاطمه در مکه به دنیا آمد. در مکه به همراه یارانش نزدیک سه سال در محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب قرار گرفت. برای تبلیغ و دعوت مردم به اسلام به قبایل اطراف مکه میرفت[۱۳۵] و یک بار هم برای تبلیغ و هم برای جلب حمایت اهل طائف به آنجا سفر کرد.[۱۳۶] پس از دشواریهایی فراوان و شکنجههایی که مشرکان قریش برای او و یارانش ایجاد کردند، از مکه به یثرب(مدینه) مهاجرت کرد.[۱۳۷]
پیامبر هنگام هجرت به یثرب ۵۳ سال داشت و تا زمان درگذشتش ۱۰ سال در این شهر زندگی کرد. او یثرب را که مدینه خوانده شد مرکز رسالت و حکومت خود قرار داد. با بقیه همسران خود در مدینه ازدواج کرد.[۱۳۸] دخترش را به ازدواج علی(ع) درآورد[۱۳۹] و نوادگانش حسن و حسین از این ازدواج در همین سالها در مدینه به دنیا آمدند.[۱۴۰] همه جنگها با دشمنان نیز در همین مدت ده ساله رخ داد.[۱۴۱] او در این شهر دو مسجد قبا[۱۴۲] و مسجد مدینه[۱۴۳] را بینان گذاشت که مسجد النبی خوانده میشود. و سرانجام در همین شهر درگذشت و در خانه خود دفن شد.[۱۴۴]
درگذشت
درگذشت پیامبر(ص) در روز دوشنبه و در سن ۶۳سالگی در سال ۱۱ هجری قمری،[۱۴۵] مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است؛[۱۴۶] اما در روز رحلت دیدگاههای مختلفی وجود دارد.شیخ مفید،[۱۴۷] و شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام،[۱۴۸] روز ۲۸ صفر را ذکر کردهاند. شیخ عباس قمی، به نقل از کتاب کشف الغمه از امام باقر(ع) روایتی نقل میکند که روز وفات پیامبر(ص) ۲ ربیعالاول است. [۱۴۹] اما به دلیل موافق بودن آن با نظر برخی از اهل سنت، آن را حمل بر تقیه میکند.[۱۵۰] مشهور و معروف تاریخ وفات پیامبر(ص) نزد اهل سنت ۱۲ ربیعالاول است و از عالمان شیعه کلینی،[۱۵۱] و محمد بن جریر بن رستم طبری،[۱۵۲] نیز این نظر را پذیرفتهاند.

درباره اینکه آیا پیامبر به مرگ عادی از دنیا رفت و یا با مسمومیت، دو گونه گزارش وجود دارد.[۱۵۳] برخی معتقدند رحلت رسول خدا ناشی از عامل طبیعی بوده است.[۱۵۴] سید جعفر مرتضی عاملی تاریخپژوه شیعه نیز گزارشی از نظرات و روایات درباره مسمومیت پیامبر گردآوری کرده است.[۱۵۵]
ویژگیهای فردی و معنوی
شمایل رسول خدا
بر اساس گزارشی که کتاب سنن النبی اثر طباطبایی از چند کتاب حدیثی شیعه و سنی نقل کرده است رنگ چهره پیامبر سفید مایل به سرخی بود، نه لاغراندام بود و نه فربه، چشمهایش گشاده و سیاه بود و ابروانی باریک و پیوسته داشت، نه کوتاهقامت بود و نه خیلی بلند، اندازه سرش با بدنش تناسب داشت، پیشانیاش بلند و بینیاش کشیده بود. شانههایی پهن داشت و کف دستها و پاهایش ضخیم بود. بدنش کممو بود و مژههایش بلند، محاسنش پرپشت، موهای سرش فراوان و نیمه مُجَعَّد بود و گاه گیسوانش را میبافت. شکمش با سینهاش مساوی بود. هنگام راهرفتن مانند کسی که بر زمین سراشیب راه رود گام بر میداشت، هنگام تبسمکردن سپیدی دندانهایش آشکار میشد. خوشمجلس بود و بوی عرقش پاکیزه مینمود. بر کتفش جای مهر نبوت معلوم بود. از عطر استفاده میکرد و وقتی از جایی میگذشت بوی عطرش باقی میماند.[۱۵۶]
در قرون اولیه هیچ تصویری از چهره پیامبر کشیده نشده و نقاشی چهره ایشان برای نخستین بار در کتاب جامع التواریخ در دوره ایلخانی از قرن هفتم قمری اتفاق افتاد.[۱۵۷] در ایران در دهه ۱۳۷۰ شمسی تصویری از یک نوجوان بهعنوان تصویری از کودکی پیامبر منتشر شد که بسیار فراگیر شد.[۱۵۸] پژوهشگران چندی تصریح کردند که این تصویر ارتباطی با پیامبر اکرم ندارد و تصویری از یک نوجوان اهل شمال آفریقا است.[۱۵۹]
دین پیامبر قبل از بعثت
عبادت و ارتباط با خدا قبل از بعثت
مسلمانان معتقدند پیامبر اکرم قبل از رسیدن به پیامبری هیچگاه بت نپرستیده، بر سر سفرهای که با نام بتها آغاز شده بود ننشسته و هیچ گوشتی که برای بتها قربانی شده بود را نخورده است.[۱۶۰] اما درباره این که پیرو کدام یکی از ادیان توحیدی بوده است اختلاف وجود دارد[۱۶۱] کسانی معتقدند او متعبد به آیینهای پیشین نبوده و وظایفش بر او الهام میشده است[۱۶۲] زیرا او از همه انبیاء پیشین افضل است و نمیتواند تابع آنها باشد.[۱۶۳] شیخ طوسی این نظر را نظر علمای شیعه میداند.[۱۶۴] چنانکه مجلسی در بحار نیز معتقد است محمد پیش از بعثت دارای مقام نبوت بوده و با بعثت به رسالت رسیده است.[۱۶۵] سید مرتضی متکلم شیعی معتقد است نمیتوان به این پرسش پاسخی قطعی داد[۱۶۶] و عدهای نیز او را پیرو یکی از آیینهای پیشین مثل آیین ابراهیم میدانند.[۱۶۷] چنانکه در آیه ۱۲۳ سوره نحل به پیامبر دستور داده شده که از آیین حنیف پیروی کن.[۱۶۸]
ویژگیهای اخلاقی
درباره ویژگیهای اخلاقی حضرت محمد(ص) نوشتهاند او دائما متفکر به نظر میرسید، جز در موارد ضرورت سخن نمیگفت، ناملایمات دنیا او را به خشم نمیآورد، ولی وقتی حقی پایمال میشد بسیار خشمگین میشد. هنگامی که در منزل بود اوقاتش را سه بخش میکرد؛ عبادت خدا، وقتگذراندن با خانواده و وقتهایی برای خودش که آن را صرف رسیدگی به امور اصحاب میکرد.[۱۶۹] فَحّاش و عیبجو نبود، چاپلوسی کسی را هم نمیکرد، کسی از او ناامید نمیشد، اگر عیبی از کسی میدید او را سرزنش نمیکرد.[۱۷۰] نگاهش را مساوی تقسیم میکرد، ستایش دیگران نسبت به خود را نمیپذیرفت مگر این که به عنوان تشکر باشد.[۱۷۱]
قرآن، نرمخویی محمد را زمینهساز اقبال مردم به او دانسته[۱۷۲] در جنگ با بنیقریظه یهودیان از بالای دیوارهای قلعهشان به پیامبر زشتگویی میکردند، پیامبر به آنها گفت ای برادران میمونها آیا خداوند شما را خوار و ذلیل نکرد؟ یهود چنین انتظاری نداشتند و گفتند ای محمد تو بدزبان و جهول نبودی![۱۷۳]به گفته جعفر سبحانی محمد با شنیدن این جمله بیاختیار عقب رفت و عبا از دوش او افتاد.[۱۷۴]
او را به شجاعت، یاری ستمدیدگان و فروتنی[۱۷۵] ستودهاند. در جوانی با عضویت در پیمان حلف الفضول به همراه جمعی از اهالی مکه همپیمان شد تا از هر مظلومی حمایت کنند و حق او را بستانند.[۱۷۶] پنج سال پیش از بعثت که سیل دیوارهای کعبه را شکسته بود و قریش پس از تعمیر دیوارها برای نصب حجرالاسود اختلاف کردند، به پیشنهاد محمد حجرالاسود را میان پارچهای گذاشتند و رئیس هر قبیله یک گوشه از پارچه را بلند کرد، و محمد خود، حجرالاسود را برداشت و بر جای آن نهاد[۱۷۷] و با این تدبیر به مشاجرات قریش پایان داد.[۱۷۸]
دیگر صفت او شناختهشده او امانتداری،[۱۷۹] بود، پیش از مبعوثشدن با لقب امین مشهور بود.[۱۸۰] اهالی مکه امانتهای خود را نزد او میگذاشتند به گونهای که هنگام هجرت به مدینه، علی(ع) سه روز در مکه ماند، تا امانتهای مردم نزد رسول خدا را به صاحبان آنها برگرداند[۱۸۱] در روزهای پایانی عمر به منبر رفت طی سخنانی گفت اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزردهام اینک برای تلافی آمادهام.[۱۸۲]
نگارش آداب و رفتار شخصی پیامبر از قرون نخستین مد نظر مسلمانان بوده است و پس از کتابهایی که درباره سنتهای پیامبر و صحابه نوشته شده بود[۱۸۳] در قرن چهارم عبدالله بن محمد بن جعفر اصفهانی کتابی اختصاصی درباره رفتارهای شخصی پیامبر نگاشت.[۱۸۴] در قرن چهاردهم هجری قمری نیز کتاب سنن النبی اثر سید محمدحسین طباطبائی، مفسر و الاهیدان شیعه با تکمیل محمدهادی فقهی منتشر شد که ۹۱۸ حدیث درباره رفتار پیامبر را اغلب از منابع شیعی گردآوری کرده است.[۱۸۵] کتاب سنن الرسول الاعظم نیز کاری است گروهی که ادعا شده جامعترین اثر درباره سنتهای رفتاری پیامبر اسلام است.[۱۸۶]
پیامبری محمد در باور مسلمانان
مسلمانان برای اثبات نبوت حضرت محمد(ص) دلایلی مثل اعجاز قرآن و دعوت به هماوردی با قرآن، صدور معجزات حسی و مادی به دست او تمسک میکنند.[۱۸۷] علامه حلی در کتاب کشف المراد چندین معجزه حسی و پیشگویی غیبی از پیامبر نقل کرده است.[۱۸۸] به گفته سبحانی در کتاب الالهیات، شیخ حر عاملی در کتاب اثبات الهداة توانسته همه معجزاتی که به پیامبر نسبت دادهاند را گردآوری کند.[۱۸۹]
بشارت پیامبران پیشین،[۱۹۰] ظهور نشانههایی در شب تولد، و رویدادهای فراطبیعی در کودکی محمد، مدرسهنرفتن و شاگردینکردن، زیست اخلاقی و اشتهار به راستگویی و امانتداری[۱۹۱] از نشانههای صداقت او در ادعای پیامبری دانسته شده است. این مباحث به جز کتابهای اعتقادی و کلامی در کتابهایی با عنوان دلائل النبوة گردآوری شده است.[۱۹۲]
بعثت و وحی
مشهور امامیه، بعثت محمد به پیامبری را در ۲۷ رجب[۱۹۳] و در چهلسالگی دانستهاند.[۱۹۴] او در غار حِراء به پیامبری مبعوث شد. محمد(ص) در سالهای نزدیک به بعثت هر سال یک ماه از مردم کناره میگرفت و در غار حراء به عبادت خدا مشغول میشد.[۱۹۵] او در این باره گفته است: جبرئیل نزد من آمد و گفت: بخوان، گفتم: خواندن نمیدانم، دوباره گفت: بخوان، گفتم: چه بخوانم؟ گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک الَّذِی خَلَقَ؛ بخوان به نام پروردگارت که آفرید».[۱۹۶]
به گفته مفسرانی مثل سید محمدحسین طباطبائی و مکارم شیرازی بر پیامبر اکرم سه گونه وحی نازل میشد: هم فرشته وحی با او سخن میگفت، هم در خواب به او وحی میشد و هم خداوند مستقیم به قلب او حقایقی را نازل میکرد.[۱۹۷]
نشانههای نبوت پیش از بعثت
در باور مسلمانان نبوت محمد با ارهاصات یا نشانههایی پیش از بعثت همراه بوده است.[۱۹۸] به همین جهت معتقدند اتفاقات عجیبی در شب میلاد پیامبر افتاده که نشانه همین حقیقت است و مثلا گفته شده در آن شب طاق کسری در ایران لرزید و ۱۴ کنگره آن سقوط کرد، آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد، دریاچه ساوه خشک شد و همچنین موبَدان زرتشتی و انوشیروان پادشاه ساسانی خوابهای عجیبی دیدند.[۱۹۹]
برخی دیگرماجرای شق الصدر (شکافتن و شستوشوی قلب پیامبر توسط ملائکه)[۲۰۰] را جزو همین ارهاصات دانستهاند و برخی حتی آیه اول سوره انشراح را بر همین ماجرا تطبیق کردهاند.[۲۰۱] هرچند سید محمدحسین طباطبائی مفسر شیعه این ماجرا را غیرمادی دانسته و آن را تمثل برزخی تفسیر کرده است.[۲۰۲]
مُهر نبوت پیامبر
گفته شده بر اساس احادیث شیعه و سنی در میانه دو کتف پیامبر(ص) نوعی برجستگی گوشتی یا خال وجود داشت که بهعنوان نشانه یا مُهر نبوت معرفی شده است.[۲۰۳] گفته شده بحیرا، راهب مسیحی بر اساس همین نشانه در هشتسالگی پیامبر، نبوت ایشان را پیشبینی کرد،[۲۰۴] و سلمان فارسی نیز با دیدن آن مسلمان شد.[۲۰۵] در منابع اهل سنت جزئیات زیادی درباره این خال و حتی نوشتههای روی آن آمده است ولی در منابع شیعه صرفا بر اصل وجود آن با توجه کمتر به جزئیات تأکید شده است.[۲۰۶] گفته شده از نظر کلامی این نشانه با سایر معجزات پیامبر قابل مقایسه نیست به ویژه که با رحلت پیامبر از بدن ایشان محو شد.[۲۰۷]
بشارات عهدین
مسلمانان معتقدند چنان که قرآن گفته است پیامبرانِ پیش از محمد، آمدن او را خبر داده بودند.[۲۰۸] قرآن در آیه ۶ سوره صف نام او را در زبان مسیح، احمد ذکر میکند[۲۰۹] و در سوره اعراف نیز اُمّی بودن را از صفاتی میداند که پیامبر اسلام در تورات و انجیل با آنها معرفی شده است.[۲۱۰] جعفر سبحانی کتابی با نام ««احمد موعود انجیل»[۲۱۱] و محمد صادقی تهرانی نیز کتاب «بشارات عهدین»[۲۱۲] را در همین رابطه نگاشتهاند. به گفته برخی نویسندگان مسلمان واژه فارقلیط در کتاب مقدس اشاره به محمد است.[۲۱۳]
بنابر نقلهایی در نخستین سفر محمد(ص) به شام، راهبی مسیحی به نام بَحیرا نشانههای پیغمبری را در او دید و به عمویش ابوطالب توصیه کرد که او را از آسیب یهودیان که دشمن وی هستند، محافظت کند.[۲۱۴]
قرآن و معجزات دیگر
معجزات پیامبر(ص)، کارهای خارقالعادهای است که به اذن خدا، از سوی پیامبر(ص) و در جهت اثبات ادعای نبوت صادر شده است.[۲۱۵] معجزات پیامبر(ص) را به دو دستهٔ معجزه قولی و معجزه فعلی[۲۱۶] یا معجزههای معنوی و معجزههای حسی[۲۱۷] تقسیم کردهاند. قرآن معجزه قولی[۲۱۸] و به عبارتی معجزه معنوی[۲۱۹] پیامبر(ص) است. ابنکثیر در کتابی با عنوان «معجزات النَّبی»، همچنین اخلاق نیکوی پیامبر(ص) را از معجزههای معنوی و دلیل بر اثبات نبوتش دانسته است.[۲۲۰]
در بین معجزات حسی نقل شده در کتابهای گوناگون معجزاتی مثل شق القمر یا دونیمهشدن ماه با اشاره انگشت پیامبر،[۲۲۱] که به گفته پارهای از مفسران در آیه ۱ تا ۳ سوره قمر به آن اشاره شده،[۲۲۲] رَدُّالشَّمس یا برگرداندن خورشید،[۲۲۳] حرکت درخت به سوی پیامبر(ص) بنابر آنچه در خطبه قاصعه از امام علی(ع) نقل شده،[۲۲۴]و تسبیح گفتن چند سنگریزه در دستان پیامبر(ص) و شهادت به نبوت وی،[۲۲۵] از دیگر معجزات شهرت بیشتری دارند.
به گفته جوادی آملی مفسر و الاهیدان شیعه، پیامبر(ص) با معجزههای فعلیاش، عوام مردم را اقناع میکرد؛ اما اصحاب نزدیک وی به همان قرآن که معجزه قولی یا عقلی او بود بسنده میکردند.[۲۲۶] باقلّانی، متکلم اشعری قرن چهارم و پنجم هجری، معجزه قرآن را پایه و اساس نبوت پیامبر(ص) و جهانشمول و برای تمام زمانها معرفی میکند.[۲۲۷] از نظر او معجزات دیگر پیامبر(ص) برای افراد خاص و مرتبط با شرایط و زمان خاص بودهاند.[۲۲۸]
خاتمیت و جهانیبودن رسالت
در اعتقاد همه مسلمانان محمد آخرین پیامبر الاهی است که پس از او هیچ پیامبری نخواهد آمد.[۲۲۹] و او پیامبر همه جهانیان است، رسالت او فراگیر بوده و اختصاص به منطقه جغرافیایی، یا زمان و نژاد خاصی ندارد.[۲۳۰] مسلمانان این باور خود را از قرآن به آیه ۴۰ سوره احزاب معروف به آیه خاتمیت[۲۳۱]، آیه ۲۸ سبأ، ۱ فرقان و ۱۰۷ سوره انبیاء[۲۳۲] و نیز احادیثی مثل حدیث منزلت مستند کردهاند. خاتمیت را از باورهای ضروری دین اسلام دانستهاند.[۲۳۳]
پیامبر امّی
پیامبرِ اُمّی توصیفی قرآنی برای پیامبر است[۲۳۴] که در قرآن در آیههای ۱۵۷ و ۱۵۸ اعراف در وصف پیامبر(ص) بهکار رفته است.[۲۳۵] گفته شده «امی» به معنای درس نخوانده و ناآشنا به نوشتن است.[۲۳۶] اُمی به این معنا را فضیلتی برای پیامبر اسلام میدانند؛ زیرا پیامبر با آنکه خواندن و نوشتن نیاموخته بود، اما دارای علم آسمانی بود.[۲۳۷] و به همین جهت است که آوردن قرآن توسط کسی که آموزشندیده، از معجزات الهی به حساب میآید.[۲۳۸] چنانکه به گفته مفسران آیه ۴۸ عنکبوت نیز بیان میکند که اگر پیامبر خواندن و نوشتن را آموخته بود، ممکن بود کسانی در حقانیت و الهیبودن قرآن تردید کنند.[۲۳۹]
برای امی بودن معانی دیگری نیز گفتهاند. مثل انتساب به امالقری یعنی مکه، و نیز کسی که جزو اهل کتاب نیست[۲۴۰] و ایشان پیامبری است که خداوند او را برای قومی فرستاده که صاحب کتاب و شریعت نبودند.[۲۴۱]
خصائص النبی
در باورهای مسلمانان برخی صفات، احکام و وظایف به شخص پیامبر اکرم اختصاص دارد که از آن با عنوان خصائص النبی یاد میشود.[۲۴۲] مثل این که پیامبر خواندن و نوشتن نمیدانسته است،[۲۴۳] و از این ویژگی برای اثبات وحیانیت قرآن و اثبات نبوت پیامبر استفاده شده است.[۲۴۴] پیامبر حق داشته بیش از چهار همسر داشته باشد[۲۴۵] و نیز از زمانی به بعد هر گونه ازدواج جدید بر او حرام شده است،[۲۴۶] همسرانش امالمؤمنین هستند[۲۴۷] و ازدواج با آنها بعد پیامبر جایز نیست،[۲۴۸] به پیامبر و خاندانش نمیتوان صدقه واجب و زکات داد،[۲۴۹] خواندن نماز وتر[۲۵۰] و تهجد و شبزندهداری[۲۵۱] بر پیامبر واجب است، و پیامبر اجازه داشته است که حق همخوابی با زنان خود را رعایت نکند.[۲۵۲]
دعوت به اسلام
| پیش از اسلام | |
|---|---|
| ۵۶۹-۵۷۰ | تولد؛ مرگ عبدالله (پدر) |
| ۵۷۶ | مرگ آمنه (مادر) |
| ۵۷۸ | مرگ عبدالمطلب (پدربزرگ و سرپرست) |
| ۵۸۳ | سفر تجاری به شام |
| ۵۹۵ | ازدواج با خدیجه |
| ۶۰۵ | تولد فاطمه زهرا(س) (طبق برخی اقوال) |
| اسلام | |
| ۶۱۰/ ۴۰ عام الفیل (۱۳ سال پیش از هجرت) | بعثت و شروع نبوت[۲۵۳] |
| ۶۱۳/ ۴۳ عام الفیل (۱۰ سال پیش از هجرت) | دعوت عشیره و آغاز دعوت علنی و عمومی[۲۵۴] |
| ۶۱۴/ ۴۴ عام الفیل (۹ سال پیش از هجرت) | آغاز آزار مسلمانان توسط مردم مکه |
| ۶۱۵/ ۴۵ عام الفیل (سال پنجم بعثت و ۸ سال پیش از هجرت) | تولد فاطمه زهرا(س) (بر اساس دیدگاه رایج شیعیان)[۲۵۵] |
| ۶۱۵ | هجرت گروهی از مسلمانان به حبشه |
| ۶۱۶ | آغاز محاصره بنی هاشم در شعب ابی طالب |
| ۶۱۹ | پایان محاصره بنی هاشم در شعب ابی طالب |
| ۶۱۹ | سال اندوه: وفات ابوطالب و خدیجه |
| ۶۲۰ | معراج |
| ۶۲۱ | پیمان اول عقبه (بیعت النساء) |
| ۶۲۲ | پیمان دوم عقبه (بیعت الحرب) |
| ۶۲۲ | مهاجرت مسلمانان به یثرب |
