مقاله ضعیف
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
بدون استناد
شناسه ناقص
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

اخلاص

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بینآیه ایثار


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصخشیتحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البینعیب‌پوشی


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبمحمدتقی بهجتعلی‌اکبر مشکینیمحمدرضا مهدوی کنی


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادةالمراقبات

اِخلاص انجام دادن عمل تنها برای خدا و پاک کردن نیّت از غیر خدا است. در دانش‌های گوناگون اسلامی از جمله فقه، اخلاق و عرفان، اخلاص با تعابیر متفاوتی بیان شده است. در فقه در باب‌های مربوط به عبادات مانند نماز و روزه، اخلاص، رکن اصلی نیّت بیان شده است. در روایات اسلامی برای اخلاص ثمرات و مراتب متفاوت، و برای شناختن افراد مخلص نشانه‌هایی ذکر شده است.

مفهوم‌شناسی

واژه اخلاص، مصدر باب اِفعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاک شدن و سالم گشتن از آمیختگی است. [۱] [۲] رسیدن، نجات یافتن، کناره‌گیری کردن از دیگران و ویژه خود گردانیدن٬ از جمله معانی خلوص هستند که در هر کدام، به نوعی معنای اصلی این ریشه یا لوازم آن وجود دارد. [۳]

خالص، کالایی را گویند که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و معنایی نزدیک به «صافی» دارد با این تفاوت که صافی به جنسی که از‌‌ همان ابتدا با چیزی آمیخته نبوده اطلاق می‌شود؛ ولی خالص، جنسی است که پس از امتزاج با چیز دیگر، خواه پست‌تر باشد یا نه، پاک، و ناخالصی آن زدوده شود. [۴] [۵] [۶]

اخلاص به معنای خالص کردن، پاک گردانیدن و برگزیدن است.[۷]

مقصود از آن در فرهنگ اسلامی، پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل برای خدا است.[۸] حقيقت اخلاص، انجام دادن عمل براى خدا و به انگيزه تقرّب به اوست.[۹]

جایگاه و اهمیت اخلاص

اخلاص در آموزه‌های اسلامی جایگاهی رفیع دارد. چنان که خداوند اخلاص را راز خود دانسته است که در قلب بنده مومن قرار می‌دهد.[۱۰] از این رو امیرالمومنین(ع) آرزوی دیدار کسانى را می‌کند که براى خدا کار خالص انجام دهند و دل را که جایگاه نظر خداوند است٬ از هرگونه ناخالصى و گناه پاک کنند.[۱۱]

از منظر امام صادق(ع) هیچ نعمت و موهبتى بزرگ‌تر از آن نیست که خداوند به انسان حالتى بدهد که در اندیشه و فکرش جز خدا به هیچ‌کس نیاندیشد.[۱۲]

در قرآن


وَمَا أُمِرُ‌وا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّـهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ ۚ وَذَٰلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ﴿٥﴾ (و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند، و در حالى كه به توحيد گراييده‌اند، دين[خود] را براى او خالص گردانند، و نماز برپا دارند و زكات بدهند، و دين [ثابت و] پايدار همين است.)

بینه، ٥.

واژه اخلاص در قرآن به ‌کار نرفته؛ ولی مشتقّات خلوص ۳۱ بار در قرآن آمده که بیشتر آن‌ها به موضوع اخلاص مربوط است. از این موارد، ۲۲ مورد از باب افعال و ۱۲ آیه مربوط به «مخلِصین» (کسانی‌که دین خود را برای خدا خالص کرده‌اند) بوده،[۱۳] و ۱۰ آیه مربوط به مخلَصین( کسانی که تمام وجودشان را برای خدا خالص کرد ه اند ) می‌باشد.[۱۴] در قرآن به‌صورت‌هاى گوناگونى به حقيقت اخلاص پرداخته شده است:

  • اخلاص با تعبیرات مترادف: آیاتی از قرآن با واژه‌‌ها و تعبیرات مترادف و متلازم با اخلاص، به این موضوع می‌پردازند؛ مانند انحصار عبادت در خداوند،[۱۵] انجام طاعات و عبادات برای خدا(للّه) [۱۶] روی نهادن به‌ سوی خدا و دل بریدن از غیر او،[۱۷] انجام دادن کار برای وجه اللّه،[۱۸] انجام دادن کار برای طلب رضایت الهی،[۱۹] انجام دادن عمل در راه خدا،[۲۰] عدم درخواست اجر از سوی پیامبران،[۲۱] حنیف و حق‌گرا بودن،[۲۲] صداقت در توبه(نصوح)،[۲۳] و داشتن قلب سلیم.[۲۴]
  • اخلاص با نفی شرک و ریا: از آن‌جا که اخلاص، انجام دادن عمل فقط برای خدا است، با شرک و ریا که انجام دادن عمل برای غیر خدا است، جمع نمی‌شود.آیاتی نیز با نفی شرک و ریا به موضوع اخلاص اشاره می‌کنند.[۲۵]

در علوم اسلامی

اخلاص در دانش‌های گوناگون اسلامی‌ مانند فقه، اخلاق و عرفان بررسی شده و به صورت‌های متفاوتی بیان شده است.

در علم اخلاق

در اخلاق، به نیّت اهمیّت ویژه‌ای داده شده و از آن به صورت رکن و پایه رفتار و روح عمل یاد شده است؛ به‌گونه‌ای که نبودن نیّت درست باعث بی‌ارزش شدن عمل می‌شود.[۲۶] اخلاص بالاتر از همه فضیلت‌ها و ملاک پذیرش و درستی رفتار‌ها بوده و رهایی از چنگال شیطان فقط با اخلاص امکان دارد.[۲۷]

بی‌ترديد، هر چيز در برابر مؤمن خاشع و خاضع است و همه چيز از او پروا دارند. چنانچه بنده مخلص باشد خداوند ترس او را در دل همه چيز حتى حشرات زمين و پرندگان آسمان قرار می‌دهد.

بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۴۸، باب۵۴، ح۲۱.

در فلسفه

در نگاه فلسفی، تأثیر مخلصانه بودن عمل بر تکامل نفس و سعادت ابدی انسان، تأثیری طبیعی و تکوینی است، نه قرار دادی.[۲۸] عمل بدون نیت خالص، کالبد بی‌جان است و این انگیزه است که بین رفتار بیرونی و جان و روح فاعل، پیوند برقرار می‌کند.

در عرفان

در عرفان، اخلاص به پیراستگی عمل از هرگونه آمیختگی تعریف شده،[۲۹] و بیست و چهارمین منزل سلوک دانسته شده است.[۳۰] برخی گفته‌اند: اگر دین را که مجموعه معارف الهی و مسائل اخلاقی و احکام عملی است، تحلیل کنیم فقط به یک چیز منتهی می‌شود و آن اخلاص است؛ یعنی انسان، ذات و افعالش را بر این اساس قرار دهد که همگی برای خداوند واحد قهّار است.[۳۱]

در فقه

در فقه اخلاص این است که مکلَّف در عمل عبادی خود جز قصد قربت و عبودیّت برای پروردگار، هیچ انگیزۀ دیگری نداشته باشد؛ خواه به نحو استقلال یا انضمام. آن دسته از تکالیف که قصد تقرّب به خداوند، شرط صحّت آن‌هاست، تعبّدی نامیده‌ می‌شود، در برابر توصلی که صحّت آن به قصد تقرّب مشروط نیست. خلوص در نیّت عمل عبادی، شرط و عبادت بدون آن باطل است. ریا در مقابل اخلاص قرار دارد که موجب بطلان عمل عبادی است.[۳۲]

قصد تبعی در عمل عبادی

وجود پاره‌ای اهداف تبعی در عبادت با اخلاص منافات نداشته و موجب بطلان عمل نمی‌شود. به این جهت فقها در مسألۀ دریافت مزد برای نماز و روزۀ میّت، بر منافات نداشتن آن با قصد قربت تصریح کرده‌اند.[۳۳]

قصد دنیایی از برخی عبادات

به نظر بسیاری از فقیهان، اگر اصل عملِ عبادی، برای خدا باشد، قصد بعضی از بهره‌‌های دنیایی به صورت تبعی، با حقیقت اخلاص منافات نداشته، باعث باطل شدن عمل نمی‌شود. مانند این‌که کسی از روزه گرفتن، قصد سلامت و بهداشت نیز داشته باشد یا در وضو گرفتن، خنک شدن را نیز قصد کند یا از خواندن نماز شب، قصد به دست آوردن روزی بیش‌تر نیز داشته باشد.[۳۴]

خطورات ذهنی حین عبادت

حضرت زهرا سلام الله علیها:
مَن اَصعَدَ اِلَی اللهِ خالِصَ عِبادَتِه اَهبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیهِ اَفضَلَ مَصلَحَتِه (کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ‌، برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.)

اگر کسی عمل عبادی را خالصانه انجام دهد، ولی از این‌که در برابر دیدگان مردم است، خشنود شود یا هنگام انجام دادن عمل، خطوراتی از ذهنش عبور کند، باعث از بین رفتن اخلاص و باطل شدن عمل نمی‌شود.[۳۵]

عدم منافات ترس از عقوبت یا امید ثواب با اخلاص

پرستش خداوند به‌خاطر ترس از عقوبت الهی یا به امید ثواب و نعمت پروردگار، اخلاص در عمل را از بین نمی‌برد. در اعمال توصّلی نیز اخلاص، شرط پاداش آخرتی است و اگر انسان، اعمال مباح را هم با اخلاص انجام دهد، به خداوند نزدیک شده،[۳۶] استحقاق دریافت ثواب و فیض الهی را خواهد یافت.

مراتب اخلاص نزد عرفا

امام خمینی برای اخلاص مراتبی ذکر کرده‌اند:

  • مرتبه اول: پاکسازی عمل است -چه عمل قلبى یا عمل ظاهری- از شبهه رضاى مخلوق و جلب قلوب آن‌ها، چه براى خوش‌آمد گویی آن‌ها یا براى جلب منفعت یا براى غیر آن.
  • مرتبه دوم: پاکسازی عمل است از به دست آوردن منافع دنیایی هر چند که انگیزه و مشوق آن عنایت الهی باشد تا به این واسطه عنایت فرماید. مثل خواندن نماز شب براى توسعه روزى و بجا آوردن نماز اوّل ماه(مثلا) براى سلامت از آفات آن ماه و دیگر مقاصد دنیوى.
  • مرتبه سوّم: پاکسازی عمل است از این‌که به‌خاطر بهشت‌های جسمانی و حورالعین و قصر‌ها و امثال آن از لذات جسمانی، اعمال عبادی خویش را انجام دهد.
  • مرتبه چهارم: آن است که عمل را تصفیه کند از ترس عقاب و عذاب‌های جسمانى که وعده داده شده است٬ و از ترس حدود و تعزیرات دنیایی.
  • مرتبه پنجم: پاکسازی عمل است از رسیدن به لذّات روحی همیشگی و خود را در جرگه ملائکه وارد کردن، این درجه نیز گرچه درجه بزرگ و مقصد عالى و مهمى است، ولى از منظر عارفان واقعی این مرتبه نیز دارای نقصان بوده و سالک آن نیز در زمره کاسبین به شمار می‌رود.
  • مرتبه ششم: پاکسازی آن است از ترس عدم دستیابی به این لذّات و محروم شدن از این سعادت‌ها.
  • مرتبه هفتم: پاکسازی عمل است از اینکه به‌خاطر بهشت لقاء الهی عمل کند و این مرتبه از مهم‌ترین اهداف اهل معرفت و سالکان کوی دوست است.

و نوع مردم از دستیابی به آن ناتوانند و کمتر کسی از اهل معرفت به این سعادت می‌رسند، البته این مرتبه درجه نهایی عروج آنان نیست، بلکه از مقامات معمولى آن‌ها به‌شمار می‌رود.

و پس از این مرتبه، مراتب دیگرى است که از حدود خلوص خارج بوده، بیان آن مراتب از حوصله اینجا خارج است.[۳۷]

مراحل اخلاص در عمل

برای این که عملی خالص برای خداوند باشد٬ باید سه مرحله را دارا گردد:

  1. اخلاص قبل از عمل: که همان نیت است و باید مراقب علت و انگیزه عمل بود.
  2. اخلاص در حین عمل: باید مراقب باشد بااغراض پست مانند ریاء و شرک٬ عمل خویش را فاقد ارزش نکند.
  3. اخلاص بعد از عمل: مراقبت کند که عمل خود را ضایع نکند و بر همان نیت باقی ماند. چه بفرموده امام صادق(ع) باقى ماندن بر عمل همراه بااخلاص از آغاز نمودن آن سختتراست.[۳۸]

نشانه‌های اخلاص

در روایات اسلامی برای اخلاص نشانه‌های بسیاری ذکر کرده‌اند که این موارد از جمله آن‌هاست:

  • کسی که دلش پاک، اعضاء و جوارحش سالم، خیرش زیاد و شرش مأمون است (یعنى مردم از خیرش بهره‌‏مند و از شرش در امانند).[۳۹]
  • یکسان بودن ظاهر و باطن و کردار و گفتارش.[۴۰]
  • کمال اخلاص دوری از گناهان است.[۴۱]
  • زهد.[۴۲]
  • ناامیدی از غیرخدا و از چیزی غیر از گناهش نترسیدن.[۴۳]
  • از غیر خدا در مورد اعمالش انتظار تعریف نداشتن.[۴۴]

زمینه‌های اخلاص

چند عامل برای پیدایش اخلاص ذکر کرده اند:[۴۵]

  • مبارزه با خواهش‌هاى نفسانى و شکستن آنها.
  • عدم شیفتگى به دنیا.
  • توجه تام و تمام به آخرت و معاد.

فواید و ثمرات

خداوند عزّوجلّ فرمود: اگر بنده خود را دوستدار اخلاص و خداجوى بيابم اداره امور او را شخصاً به عهده می‌‏گيرم و كار او را به ديگران واگذار نمی‌كنم.

مستدرك الوسائل، ج۴، ص۴۸۲، باب۲۳

برای عمل مخلصانه آثار زیادی بیان شده است که از جمله آن‌ها:

  • بصیرت و نورانیت دل.[۴۶]
  • خضوع تمام ما سوى اللّه در برابر انسان مخلص.[۴۷]
  • کفایت امر و درمانده نشدن در کار‌ها.[۴۸]
  • سعادت و کامیابى.[۴۹]
  • کمال عبادت.[۵۰]

یعنى اصل عبادت اخلاص است و سایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا می‌کنند و کامل می‌شوند. البته آثار و فواید دیگرى نیز بر اخلاص مترتب است که به این مقدار بسنده می‌شود.[۵۱]

پانویس

  1. ابن منظور٬ لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳، ماده «خلص».
  2. ترتیب‌ العین، ج۱، ص۲۳۷، ماده «خلص».
  3. تاج‌ العروس، ج۷، ص۵۶۲ ؛ ابن منظور٬ لسان‌ العرب، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴، «خلص».
  4. مفردات، ص۲۹۲.
  5. طریحی٬ مجمع‌ البحرین، ۱۳۷۵ش٬ ج۴، ص۱۶۹.
  6. ابن فارس٬ مقاییس‌ اللغه، ج۲، ص۲۰۸، «خلص».
  7. ابن منظور٬ لسان‌ العرب، ج۳، ص۱۷۳-۱۷۴، «خلص» ؛ طریحی٬ مجمع‌البحرین، ج۴، ص۱۶۸-۱۶۹، «خلص».
  8. رفیق٬ مصطلحات التصوف الاسلامی، ۱۹۹۹م. ص۲۶.
  9. طوسی٬ التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج‌۹، ص‌۵ ؛ طباطبایی٬ المیزان، ۱۳۷۱ش٬ ج‌۱۷، ص‌۲۳۳.
  10. نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق٬ ج۱ ٬ ص۱۰۱.
  11. آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ۱۳۶۶ش٬ ص۱۵۵.
  12. ابن ابی فراس، مجموعة ورام، انتشارات مکتبة الفقیه٬ ج۲ ٬ ص۱۰۸
  13. بقره، آیه۱۳۹. اعراف، آیه۲۹. غافر، آیه۱۴.
  14. مریم، آیه۵۱. یوسف، آیه۲۴. حجر، آیه۴۰.
  15. سوره حمد، آیه۵. سوره یوسف، آیه۴۰.
  16. سوره بقره، آیه۱۹۶. سوره انعام، آیه۱۶۲. سوره سبأ، آیه۴۶.
  17. سوره بقره، آیه۱۱۲. سوره آل‌عمران، آیه۲۰.
  18. سوره انسان، آیه۹. سوره کهف، آیه۲۸.
  19. سوره بقره، آیه۲۶۵. سوره آل‌عمران، آیه۱۷۴.
  20. سوره بقره، آیات۱۵۴ و ۲۶۱.
  21. سوره شعراء آیات ۱۰۹ و ۱۲۷ و ۱۴۵ و ۱۶۴ و ۱۸۰.
  22. سوره آل‌عمران، آیه۶۷.
  23. سوره تحریم، آیه۸.
  24. سوره شعراء، آیه۸۹.
  25. سوره کهف آیه۱۱۰؛ سوره نساءآیه۱۴۲ ؛ سوره ماعون آیه۶ ؛ سوره بقره آیه۲۶۴.
  26. جوادی آملی٬ اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۹.
  27. نراقی٬ جامع‌السعادات، ج۲، ص۴۰۵-۴۰۶.
  28. جوادی آملی٬ اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۵.
  29. کاشی، شرح منازل‌السائرین، ۱۳۷۹ش٬ ص۶۸ ؛ ابن قیم جوزیه، مدارج‌السالکین، دار الکتب العلمیه٬ ج۲، ص۹۶.
  30. کاشی، شرح منازل‌السائرین، ۱۳۷۹ش٬ ص۱۲-۱۴.
  31. طباطبایی٬‌ المیزان، ۱۳۷۱ش٬ ج۳، ص۱۶۲.
  32. حکیم٬ مستمسک العروة، موسسه‌ دار التفسیر٬ ج۶، ص۲۰-۲۱ ؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، دار الثقلین٬ ج۲، ص۲۰۹-۲۱۰ ؛ نجفی٬ جواهر الکلام، مؤسسة النشر الإسلامی٬ ج۹، ص۱۵۵-۱۵۷ ؛ امام خمینی٬ تحریر الوسیله، ۱۳۷۹ش٬ ج۱، ص۱۴۲.
  33. بحرانی، الحدائق الناضرة٬ ۱۳۶۳ش٬ ج۱۱، ص۵۳ ؛ امام خمینی، کتاب الطهاره، ۱۳۸۰ش٬ ج۲، ص۴۲۲.
  34. شهید اول٬ القواعدوالفوائد، کتاب‌فروشی مفید٬ ج۱، ص۷۹-۸۰ ؛ طوسی٬ المبسوط، مکتبه المرتضویه٬ ج۱، ص۱۹ ؛ حلی٬ المعتبر، سید الشهداء٬ ج۱، ص۱۴۰.
  35. یزدی، العروةالوثقی، میثم التمار٬ ج۱، ص۶۱۷-۶۱۸ ؛ ابن عاشور، التحریر و التنویر، موسسة التاریخ العربی٬ ج۲۳، ص۳۱۹-۳۲۰ ؛ حر عاملی٬ وسائل‌الشیعه، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث٬ ج۱، ص۷۵.
  36. النیّة و الاخلاص، ص۱۰۴.
  37. امام خمینی، آداب الصلاة، ۱۳۷۸ش٬ صص ۱۶۴ـ۱۶۶.
  38. کلینی٬ الکافی٬ ۱۳۶۵ش٬ ج۲ ٬ ص۱۶.
  39. حرانی٬ تحف العقول، ۱۴۰۴ق٬ ص۲۱.
  40. فیض الاسلام٬ نهج البلاغه، نامه ۲۶.
  41. مجلسی٬ بحارالأنوار، ۱۴۰۴ق٬ ج۷۴، ص۲۱۵.
  42. مهدوی کنی٬ نقطه‌‏هاى آغاز در اخلاق عملى‏، ۱۳۷۵ش٬ ص۴۲۰.
  43. مهدوی کنی٬ نقطه‌‏هاى آغاز در اخلاق عملى‏، ۱۳۷۵ش٬ ص۴۲۱.
  44. کلینی٬ الکافی، ۱۳۷۵ش٬ ج۲، ص۱۶، ح۴.
  45. فيض كاشانى، المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء٬ ۱۴۱۷ق٬ ج۸ ٬ ص۱۳۲-۱۳۴.
  46. مجلسی٬ بحارالأنوار، ۱۴۰۴ق٬ ج۶۷، ص۲۴۲.
  47. مجلسی٬ بحارالأنوار، ۱۴۰۴ق٬ ج۶۷، ص۲۴۸، باب۵۴، ح۲۱.
  48. نوری٬ مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق٬ ج۴، ص۴۸۲، باب۲۳؛ مجلسی٬ بحارالأنوار، ۱۴۰۴ق٬ ج۸۲، ص۱۳۶، باب۲۷.
  49. آمدی٬ غررالحکم و دررالکلم، ۱۳۶۶ش٬ ص۱۵۵، ح۲۸۹۵.
  50. ابن ابی فراس٬ مجموعه ورام، انتشارات مکتبة الفقیه٬ ج۲، ص۱۰۹.
  51. مهدوی کنی٬ نقطه‏‌هاى آغاز در اخلاق عملى‏، ۱۳۷۵ش٬ ص۴۲۸ـ۴۳۰؛ گیلانی، شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، ۱۳۷۷ش٬ ص ۴۶۹ـ۴۷۵.

منابع

  • آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی٬ ۱۳۶۶ ش.
  • ابن عاشور، محمد طاهر، تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، بیروت، موسسة التاریخ العربی.
  • ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.
  • ابن قیم جوزیه، محمد بن ابی بکر، مدارج السالکین بین منازل ایاک نعبد و ایاک نستعین، بیروت،‌ دار الکتب العلمیه.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت،‌ دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع-دار صادر.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدایق الناضره فی احکام العتره الطاهره، قم، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم، ۱۳۶۳ش.
  • جزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت(ع)، بیروت،‌ دار الثقلین.
  • رفیق٬ عجم٬ مصطلحات التصوف الاسلامی، بیروت٬ مکتبة لبنان ناشرون٬ ۱۹۹۹م.
  • حرانی، ابن شعبه، تحف العقول (ترجمۀ حسن زاده‌)، آل علی علیه‌السلام، قم، ۱۳۸۲ش.
  • حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، قم، انتشارات جامعه مدرسین٬ ۱۴۰۴ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث.
  • حکیم، سید محسن، مستمسک العروه الوثقی، قم، موسسه‌ دار التفسیر.
  • خمینی، سید روح الله، آداب الصلاة (فارسی)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۸ش.
  • خمینی، سید روح الله، آداب الصلاة، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، ۱۳۷۸ش.
  • خمینی، سید روح الله، تحریر الوسیله، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۷۹ش.
  • خمینی، سید روح الله، کتاب الطهارة (امام خمینی)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۸۰ش.
  • زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت،‌ دار الفکر.
  • سید رضی، نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، نشر دار الأسوه للطباعة والنشر، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، القواعد و الفواید، قم، کتاب‌فروشی مفید.
  • فيض كاشانى، ملا محسن، المحجة البيضاء في تهذيب الإحياء٬ قم، مؤسسه انتشارات اسلامى جامعه مدرسين، چاپ چهارم، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ۱۳۷۱ش.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۵ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی.
  • طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، مکتبه المرتضویه.
  • کاشی، عبدالرزاق بن جلال‎الدین، شرح منازل السایرین، تهران، الزهرا(س)، ۱۳۷۹ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، ۱۳۷۵ش.
  • گیلانی، عبدالرزاق، شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، تصحیح رضا مرندی، انتشارات پیام حق، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء٬ ۱۴۰۴ ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر فی شرح المختصر النافع، قم، سید الشهداء.
  • مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۷۵ش.
  • میرزا بابا شیرازی، ابو القاسم بن عبد النبی، مناهج انوار المعرفه فی شرح مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، تهران، خانقاه احمدی، ۱۳۶۳.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، مؤسسة النشر الإسلامی.
  • نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام٬ ۱۴۰۸ق.
  • ورام بن ابی فراس، مجموعة ورام، قم٬ انتشارات مکتبة الفقیه .
  • یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، میثم التمار.