پرش به محتوا

برهان حرکت

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

برهان حرکت یا مُحَرِّک اول از قدیمی‌ترین براهین جهان‌شناختی برای اثبات وجود خداست و بر این ایده استوار است که هر متحرکی به محرّک نیاز دارد و چون تسلسل علل محال است، باید به محرّک نامتحرک اول رسید که آغازگر همه حرکت‌هاست. به گفته پژوهشگران فلسفه، این برهان از افلاطون و ارسطو آغاز شد و بعدها در فلسفه اسلامی و مسیحی توسط کندی، توماس آکوئیناس و ملاصدرا بسط یافت. در مطالعات جدید، این برهان همراه با براهین علیت، حدوث و امکان و وجوب ذیل براهین جهان‌شناختی بررسی می‌شود، هرچند برخی بر تفکیک دقیق آنها تأکید دارند. همچنین تقریرهای گوناگونی از آن ارائه شده که گاهی بر حرکت مطلق، گاهی بر حرکت نفوس، افلاک یا حرکت جوهری استوارند، اما وجه مشترک همه آنها تکیه بر اصل علیت و امتناع تسلسل برای رسیدن از جهان متحرک به محرک نامتحرک است.

در نقد این برهان، فیلسوفانی مانند هیوم، کانت و آنتونی کنی اشکالاتی مطرح کرده‌اند؛ از جمله امکان تسلسل علّی، عدم بداهت اصل علیت، و اینکه قوانین فیزیکی مانند قانون اول نیوتن ظاهراً نیاز حرکت به محرک را زیر سؤال می‌برند. در پاسخ گفته شده اصل علیت بدیهی است و تسلسل نامتناهی محال است، و قوانین تجربی توان رد مبانی عقلی را ندارند. همچنین برخی پژوهشگران به ارتباط این برهان با آیات قرآن اشاره کرده‌اند که در آن‌ها برای پدیده‌های طبیعی مانند باد، باران، حرکت ستارگان و رشد گیاهان مبدأ فاعلی الهی در نظر گرفته می‌شود و این موارد به‌عنوان شواهدی برای تقریرهای مختلف برهان حرکت تفسیر شده‌اند.

محتوای کلی

برهان حرکت یا مُحَرِّک اول از قدیمی‌ترین برهان جهان‌شناختی[یادداشت ۱] اثبات وجود خدا است.[۱] براساس این برهان، هر چیزی که در جهان در حال حرکت است نیاز به محرّکی دارد و چون تسلسل علل محال است، باید به یک محرّک نامتحرّک اول برسیم که خود آغازگر همه حرکت‌هاست.[۲] به‌گفته پژوهشگران، این برهان که ریشه‌های آن به افلاطون و ارسطو بازمی‌گردد،[۳] در طول تاریخ توسط فیلسوفان مسلمان و مسیحی مانند کندی،[۴] توماس آکوئیناس[۵] و ملاصدرا[۶] بسط و تفسیر شده است.

به‌گفته پژوهشگران فلسفه اسلامی، این برهان در سنت مشائی بر پایه حرکت در اعراض تقریر می‌شد،[یادداشت ۲] اما ملاصدرا با طرح مفهوم حرکت جوهری، تقریری نوین از آن ارائه داد.[۷] گفته شده مطالعات جدید در قرن چهاردهم قمری،[۸] نشان می‌دهد که برهان حرکت در کنار برهان علیت، حدوث و امکان و وجوب ذیل عنوان کلی «براهین جهان‌شناختی» بررسی می‌شود، هرچند برخی محققان بر لزوم تفکیک دقیق این براهین تأکید دارند.[۹] همچنین به‌گفته برخی پژوهشگران، خلط میان برهان حرکت و برهان امکان و وجوب ناشی از عدم تفکیک دقیق مبانی مفهومی این دو برهان دانسته شده است.[۱۰]

تقریرها

تقریرهای مختلفی از برهان حرکت ارائه شده که به گفته برخی پژوهشگران، گاه بر مطلق حرکت و گاه بر حرکت‌های خاص مانند حرکت نفوس، حرکت افلاک و حرکت جوهری استوار بوده است؛[۱۱] همچنین توجه به فاعل یا غایت حرکت نیز در شکل‌گیری تقریرهای متفاوت این برهان مؤثر دانسته شده است.[۱۲] بااین‌حال، ویژگی مشترک همه این تقریرات آن است که از طریق اصل علیت و امتناع تسلسل، از جهانِ متحرک به محرک نامتحرک می‌رسند.[۱۳]

تقریر براساس مطلق حرکت (تقریر ارسطو)

براساس تقریر ارسطویی، که به گفته شارحان بر مطلق حرکت تکیه دارد، [۱۴] وجود «محرک نامتحرک» برای تبیین جهان ضروری شمرده شده است.[۱۵] از نظر ارسطو، اگر حرکات جهان را ازلی و ابدی بدانیم، برای پرهیز از تسلسل باید آن‌ها را به علتی نهایی یا محرک نخستین منتهی کنیم؛[۱۶] از همین‌رو، محرک نامتحرک به‌عنوان عامل نخستین همه حرکات مطرح می‌شود.[۱۷] شارحان افزوده‌اند که این محرک نخستین باید فعلیت محض[۱۸] و در نتیجه مجرد از ماده باشد، زیرا مادیت مستلزم انفعال و تغییر است؛[۱۹] هرچند درباره اینکه محرک اول در اندیشه ارسطو علت فاعلی است[۲۰] یا علت غایی،[۲۱] اختلاف نظر وجود دارد.

تقریر براساس حرکت نفوس

در تقریر مبتنی بر حرکت نفوس، گفته شده نفس انسان در مسیر کمال‌یابی تدریجی قرار دارد و چون مجرد از ماده است، ماده نمی‌تواند علت فاعلی کمالات آن باشد؛ بنابراین باید موجودی مجرد و برتر، عامل این کمالات باشد.[۲۲] بااین‌حال، برخی محققان تصریح کرده‌اند که این تقریر نهایتاً وجود ماورای طبیعتی برتر از نفس را اثبات می‌کند و برای اثبات واجب‌الوجود کافی نیست.[۲۳]

تقریر براساس حرکت جوهری

به گفته محققان، در تقریر حرکت جوهری، ملاصدرا با پذیرش حرکت ذاتی موجودات طبیعی، این حرکت درونی را نیازمند محرکی غیرمادی دانسته است؛ زیرا محرک مادی خود نیز نیازمند محرک خواهد بود و این امر به تسلسل می‌انجامد.[۲۴] بر پایه این تقریر، برخی پژوهشگران امکان اثبات ماورای طبیعت را هم از جنبه علت فاعلی و هم علت غایی پذیرفته‌اند،[۲۵] درحالی‌که در حرکت در اعراض، تنها نیاز حرکت به محرک اثبات می‌شود.[۲۶] همچنین تقریر مبتنی بر غایت افلاک و نفوس فلکی نیز مطرح شده،[۲۷] اما به‌دلیل نادرستی مبنای آن، قابل طرح دانسته نشده است.[۲۸]

قلمرو و نتیجه

از نظر برخی برهان حرکت به فرض اینکه خالی از اشکال باشد، توانایی اثبات خدای «واجب الوجود» و صفات او را ندارد و با آن تنها می‌توان ماوراء طبیعت (مُحَرِّک نامُتَحَرِّک مجرد) را اثبات کرد.[۲۹] برای اثبات واجب الوجود و صفات او نیازمند استفاده از براهین دیگر مانند برهان امکان و وجوب هستیم.[۳۰] همچنین با برهان حرکت براساس حرکت در اَعْراض نمی‌توان شبهه ازلی بودن ماده را دفع کرد؛ هرچند با حرکت جوهری می‌توان دفع کرد.[۳۱] از دیدگاه عده‌ای به‌دلیل همین کاستی‌ها، حکمای مسلمان به این برهان اکتفا نکرده و به برهان امکان و وجوب روی آورده‌اند.[۳۲]

اشکالات و پاسخ‌ها

دیوید هیوم و ایمانوئل کانت به براهین جهان‌شناختی و نیز برهان حرکت چند اشکال وارد کرده‌اند: اینکه از معلول‌های متناهی فقط می‌توان به علت متناهی رسید، اصل علیت ثابت نیست، و تسلسل علّی هم ممکن است.[۳۳] اشکال نخست رد شده و گفته شده چون تسلسل بی‌نهایت محال است، موجودات متناهی باید معلول موجودی نامتناهی باشند؛ بنابراین علت نخستین نمی‌تواند خود متناهی باشد، چون در آن صورت نیازمند علت دیگری خواهد بود.[۳۴] همچنین اصل علیت از بدیهیات اولیه شمرده شده[۳۵] و برای محال بودن تسلسل هم برهان‌های متعددی ارائه شده است.[۳۶][یادداشت ۳]

آنتونی کِنی نیز به برهان حرکت اشکال کرده و گفته است قانون اول نیوتن می‌تواند این اصل را نقض کند که هر چیزی برای حرکت نیازمند محرّک است؛[۳۷] همچنین لازم نیست محرّک خود بالفعل و فاقد قوه باشد.[۳۸] در پاسخ آمده که نیاز حرکت به محرّک با دلایل عقلی و فلسفی ثابت شده و علوم تجربی صرفاً چون علت حرکت را نیافته‌اند، نمی‌توانند آن را رد کنند؛[۳۹] حتی قانون اول نیوتن را هم مؤید این نیاز دانسته‌اند.[۴۰] درباره اشکال دوم هم گفته شده هرچند کسی که دیگری را به سلطنت می‌رساند لازم نیست خود سلطان باشد، اما باید توان و قدرت این کار را داشته باشد.[۴۱]

برهان حرکت در قرآن

برخی پژوهشگران معتقدند قرآن کریم، با وجود آنکه صراحتاً از واژه «محرک» برای خداوند استفاده نکرده، در آیاتی به مضمون «برهان حرکت» اشاره دارد.[۴۲] تمرکز این آیات بر معرفی مبدأ فاعلی برای پدیده‌هایی است که قادر نیستند کمالات خود را مستقلاً و خودبه‌خود ایجاد کنند، بلکه آن را از مبدأ فاعلی دریافت می‌کنند.[۴۳] مواردی نظیر وزش باد، بارش باران،[۴۴] جریان آب‌ها،[۴۵] حرکت منظم ستارگان،[۴۶] رویش گیاهان[۴۷] و سیر تطور انسان،[۴۸] در این دسته قرار می‌گیرند.[۴۹]

در این میان، رویش گیاهان و مراحل تکامل انسان به‌ویژه به‌عنوان مصادیقی از «حرکت جوهری» و کاربرد برهان حرکت در تبیین این نوع حرکت تلقی شده‌اند.[۵۰]

پانویس

  1. انواری، «براهین اثبات باری»، ص۶۵۰.
  2. مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج۱۱، ص۱۰۶، ۱۰۷ و ۱۶۸.
  3. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۰.
  4. انواری، «براهین اثبات باری»، ص۶۵۰.
  5. هیک، وجود خدا، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۰؛ گیسلر، فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۴۸.
  6. سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۵۸.
  7. سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۵۸.
  8. به عنوان نمونه نگاه کنید: گیسلر، فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۳۵-۲۶۵؛ هیک، وجود خدا، ۱۳۸۷ش، ص۹۷-۱۰۳؛ ادواردز، خدا در فلسفه، ۱۳۸۴ش، ص۵۵-۶۳.
  9. حسین‌زاده، فلسفه دین، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۲.
  10. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا،‌ ۱۳۷۸ش، ص ۱۶۹.
  11. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۲و۱۳.
  12. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۳.
  13. طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۷۲ش، ج۵،‌ ص۹۷.
  14. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۳.
  15. گمپرتس، متفکران یونانی، ۱۳۷۵ش، ج۳،‌ ص۱۴۴۵.
  16. گمپرتس، متفکران یونانی، ۱۳۷۵ش، ج۳،‌ ص۱۴۴۶.
  17. گمپرتس، متفکران یونانی، ۱۳۷۵ش، ج۳،‌ ص۱۴۴۶.
  18. کاپلستون، تاریخ فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۶۰؛ گمپرتس، متفکران یونانی، ۱۳۷۵ش، ج۳،‌ ص۱۴۴۷.
  19. گمپرتس، متفکران یونانی، ۱۳۷۵ش، ج۳،‌ ص۱۴۴۷.
  20. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۳؛ کردفیروزجایی، «محرک نخستین ارسطو»، ص۱۷۹-۱۸۱، ۱۸۴ و۱۸۵.
  21. کاپلستون، تاریخ فلسفه، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۳۵۶ و ۳۵۹؛ گیسلر، فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۳۹.
  22. سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۶۳و۱۶۴.
  23. سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۶۴.
  24. ملاصدرا، اسفار، ۱۹۸۱م، ج۶،ص۴۲-۴۴؛ سبحانی، مدخل مسائل جدید کلامی، ص۱۶۲.
  25. سبحانی، مدخل مسائل جدید کلامی، ۱۳۷۵ش، ص۱۶۲.
  26. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا،‌ ۱۳۷۸ش، ص۱۷۱-۱۷۴.
  27. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۸و۱۹.
  28. ربانی گلپایگانی و امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، ص۱۹.
  29. طباطبایی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ۱۳۷۲ش، ج۵،‌ ص۹۷؛ ٰجوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۱-۱۷۴؛ سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۵۷.
  30. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۱و۱۷۴؛ سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۱۵۷.
  31. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۱-۱۷۳.
  32. جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا، ۱۳۷۸ش، ص۱۷۶.
  33. گیسلر،‌ فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۵۸ - ۲۶۱.
  34. گیسلر، فلسفه دین، ۱۳۹۱ش، ص۲۹۲.
  35. مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۴۵و۴۶.
  36. به عنوان نمونه نگاه کنید به: ملاصدرا،‌ اسفار، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۱۴۱-۱۶۹.
  37. دیویس، درآمدی بر فلسفه دین، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۲.
  38. دیویس، درآمدی بر فلسفه دین، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۲.
  39. قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی، ۱۳۹۳ش،‌ ص۱۳۹.
  40. قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی، ۱۳۹۳ش،‌ ص۱۴۴.
  41. دیویس، درآمدی بر فلسفه دین، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۶.
  42. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۹۶.
  43. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۹۶.
  44. سوره اعراف: آیه ۵۷؛ سوره نحل: آیه ۱۰ و ۶۵.
  45. سوره زمر، آیه ۲۱؛ سوره ملک، آیه ۳۰؛ سوره سبأ، آیه ۱۶.
  46. سوره یس، آیات ۳۸-۴۰؛ سوره انعام، آیه ۹۶.
  47. سوره انعام، آیه ۹۵. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۰-۱۰۲.
  48. سوره مؤمنون، آیات۱۲-۱۴. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۳ و۱۰۴.
  49. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۹۹ و ۱۰۰.
  50. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۴.

یادداشت

  1. براهین جهان‌شناختی (Cosmological Arguments)،‌ برهان‌هایی هستند که از راه واقعیت‌های مربوط به جهان مانند امکان، حدوث و حرکت به اثبات خدا می‌پردازند.(ادواردز، خدا در فلسفه، ۱۳۸۴ش، ص۵۷.)
  2. حرکت یا تغییر تدریجی(مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۳۳۳) به یک لحاظ به دو قسم تقسیم می‌شود: حرکت در اعراض مانند حرکت مکانی (انتقال و جابجایی از مکانی به مکان دیگر)، حرکت در کیف‌ (تغییر تدریجی رنگ سبز سیب به رنگ سرخ)،‌ حرکت در کَمّ (تغییر و زیاد شدن قد انسان) و حرکت وضعی‌(حرکت کره زمین به دور خود)، (مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۷۱) و حرکت در جوهر. براساس حرکت جوهری، جوهر اشیاء نیز در حرکتند؛(به عنوان نمونه نگاه کنید:‌ ملاصدرا، اسفار، ۱۹۸۱م، ج۳، صص۶۹، ۷۷، ۱۰۱؛ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۳۹۰ش، ج۲، صص۲۸۱-۲۹۱). به عنوان مثال جوهر یک درخت هر لحظه در حال تغییر تدریجی است که حاصل آن، تبدیل هسته به بوته کوچک گیاه و از آن به درخت است.(قدردان قراملکی، پاسخ به شبهات کلامی، ۱۳۹۳ش، صص۱۳۳و۱۳۴.)
  3. معلول عین وابستگی به علتِ هستی بخش خود است اگر علتْ خود معلولِ دیگری باشد،آن نيز نسبت به علت ايجاد كننده‌اش عين وابستگی است و استقلالی از خود ندارد. در اين صورت اگر سلسله‌ای از علت‌ها و معلول‌هایی فرض شوند که هر کدام معلولِ علتی بالاتر از خود است، زنجیره‌ای از موجوداتی غیر مستقل و وابسته تشکیل می‌شود و بدیهی است كه وجود و هستی وابسته بدون وجود و هستی مستقل كه هیچ‌گونه وابستگی به دیگری نداشته باشد، اصلاً قابل فرض نيست و فقط با فرض وجودی مستقل که کل سلسله و زنجیره موجودات وابسته به او هستند اين سلسله موجود می‌شود در نتیجه تحقق سلسله و زنجيره علت‌ها و معلول‌های وابسته تا بي نهايت و بدون فرض آغازی مستقل، محال است.

منابع

  • ادواردز، پل، خدا در فلسفه‌(برهان‌های فلسفی اثبات وجود باری)،‌ ترجمه بهاء‌الدین خرمشاهی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ سوم، ۱۳۸۴ش.
  • انواری، محمد جواد، «براهین اثبات باری»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، تنظیم و ویرایش حمید پارسانیا، قم، نشر اسرا، چاپ سوم، ۱۳۷۸ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن(تفسیر موضوعی قرآ، ج۳)، قم، نشر اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۸۷ش.
  • حسین‌زاده، محمد، فلسفه دین، قم، بوستان کتاب، چاپ سوم، ۱۳۸۸ش.
  • دیویس، برایان، درآمدی بر فلسفه دین، ترجمه ملیحه صابری نجف آبادی، تهران، انتشارات سمت، چاپ سوم، ۱۳۸۹ش.
  • ربانی گلپایگانی، علی و علیرضا امامی میبدی، «بررسی و نقد تقریرهای برهان حرکت»، در مجله کلام اسلامی، شماره ۹۲، زمستان ۱۳۹۳ش.
  • سبحانی،‌ جعفر، مدخل مسائل جدید در علم کلام، قم،‌ مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
  • طباطبایی، سیدمحمد حسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، پاورقی مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • قدردان قراملکی، محمد حسن،‌ پاسخ به شبهات کلامی-دفتر اول:‌ خداشناسی، تهران،‌ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۹۳ش.
  • ‌ کاپلستون، فردریک چارلز، تاریخ فلسفه، ترجمه سیدجلال الدین مجتبوی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هفتم، ۱۳۸۸ش.
  • کردفیروزجایی، یارعلی، «محرک نخستین ارسطو»، در مجله پژوهش‌های فلسفی-کلامی، شماره۲۸، تابستان ۱۳۸۵ش.
  • گمپرتس، تئودور، متفکران یونانی، ترجمه محمد حسن لطفی، تهران، انتشارات خوارزمی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
  • گیسلر، نورمن، فلسفه دین، ترجمه حمیدرضا آیت‌اللهی، تهران، انتشارات حکمت، چاپ اول(ویرایش جدید)، ۱۳۹۱ش.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه،‌ قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا، بی تا.
  • ملاصدرا، صدرالدين محمد بن ابراهيم‌، الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة، حاشيه علامه طباطبايى‌، بیروت، دار إحياء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۹۸۱م.
  • هیک، جان،‌ وجود خدا، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، نشر علم، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.

پیوند به بیرون