پرش به محتوا

عفو الهی

از ویکی شیعه

عفو الهی یا عَفُوّ یکی از صفات فعل خداوند، که به معنای بخشایش‌گری خداوند در حق بندگان گنهکار اشاره دارد.[۱] گفته شده اگر عفو الهی، وصف ذاتی بود، ممکن نبود خدا کسی را عذاب کند.[۲] به گفته علامه طباطبایی، هیچ کسی از عفو الهی بی‌نیاز نیست، حتی اگر انسان نیکوکاری باشد.[۳] او در تحلیلی بیان می‌کند که عفو به خداوند نسبت داده می‌شود، زیرا خداوند موانع رسیدن فیض به مخلوقات را برطرف می‌کند.[۴] غافِر، کریمُ الصَفًح[۵] و حَسَنُ التَجاوُز[۶] از دیگر اوصافی که به بخشش خداوند اشاره دارند.

توصیف خداوند به عفو، ۱۸ مرتبه در آیاتی چون ۵۲ بقره، ۴۳، ۹۹ و ۱۴۹ نساء، ۶۰ حج و ۲ مجادله تکرار شده است.[۷] مفسران در تفسیر آیه ۲۲ سوره نور چنین گفته‌اند که اگر کسی خود اهل عفو و بخشش باشد، زمینه بهره‌مندی از بخشش خداوند برای او فراهم می‌شود.[۸] عفو الهی در روایاتی که به نام‌ها و صفات الهی اشاره کرده‌اند، ذکر شده است.[۹] توبه از گناهان،[۱۰] استغفار و طلب بخشش از خدا،[۱۱] انجام اعمال صالح[۱۲] و شفاعت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)[۱۳] نیز از جمله عوامل بخشش الهی در آیات و روایات هستند.

در متون دینی و اخلاقی موانعی نیز برای بهره‌مندی از عفو الهی بیان شده است. شرک،[۱۴] نفاق،[۱۵] اصرار بر گناه و عدم توبه،[۱۶] حق الناس و ظلم به دیگران[۱۷] و غرور و تکبر[۱۸] از جمله این موانع هستند. دانشمندان اخلاق بر این باورند که نباید با تکیه بر عفوّ بودن خداوند، نسبت به گناه بی‌تفاوت شد. انسان علاوه بر امیدی که به رحمت و بخشش خداوند دارد، نباید خودش را از قهر و عذاب او مصون بداند.[۱۹] از این حالت تعبیر به خوف و رجاء می‌شود.[۲۰] به قول ابوسعید ابوالخیر:

بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود
ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده[۲۱]


در مناجات‌ها و ادعیه، پیامبر(ص) و امامان(ع) خداوند را به عفو توصیف کرده‌اند. به تعبیر ملا احمد نراقی، همین اندازه از فضل و شرافت برای عفو و بخشش کافی است که از بهترین صفات پروردگار به شمار می‌آید، و در مقام تحسین و ستایش او را با این صفت نیکو یاد می‌کنند.[۲۲] امام زین العابدین(ع) در مناجات خود می‌گوید: «تو که خود را با عنوان عفو و بخشش معرفی کرده‌ای، از من نیز درگذر».[۲۳] پیامبر(ص) در دعای مجیر،[۲۴] امام علی(ع) در مناجات شعبانیه[۲۵] و دعای کمیل[۲۶] و امام حسین(ع) در دعای عرفه[۲۷] با تاکید بر عفو الهی، از خداوند درخواست بخشش کرده‌اند. حافظ در این رابطه می‌سراید:

دارم امید عاطفتی از جناب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست[۲۸]


پانویس

  1. ↑ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۲۰۸؛ شیخ طوسی، التبیان،‌ دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۲۰۹.
  2. ↑ موسوی زنجانی، عقاید الإمامیة الأثنی عشریة، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۶.
  3. ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۵۲.
  4. ↑ علامه طباطبایی، الرسائل التوحیدیة، ۱۴۱۹ق، ص۳۹-۴۱.
  5. ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۱۰، ص۸۶.
  6. ↑ طریحی، مجمع البحرین، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۶۰.
  7. ↑ محمدی ری‌شهری، دانشنامه عقاید اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۳۹۴.
  8. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۲۱۱؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۴، ص۴۱۶؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۱۶۲-۱۶۳؛
  9. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۹۵.
  10. ↑ نراقی، جامع السعادات، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ج۳، ص۶۵.
  11. ↑ مامقانی، مرآة الکمال، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۳۰.
  12. ↑ ابوطالب مکی، قوت القلوب، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۱۹.
  13. ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۴۸-۳۵۱.
  14. ↑ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۷۰-۳۷۱.
  15. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۲۰۰.
  16. ↑ ورام بن ابی‌فراس، مجموعة ورّام، قم، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۱۶.
  17. ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۷۳.
  18. ↑ نراقی، جامع السعادات، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ج۱، ص۳۸۱-۳۸۴.
  19. ↑ کراجکی، کنزالفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۱۴؛ نراقی، جامع السعادات، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ج۱، ص۲۸۳؛ مکارم شیرازی، نفحات الولایة، ۱۴۲۶ق، ج۶، ص۱۵۸.
  20. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۸۴.
  21. ↑ ابوسعید ابوالخیر، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، ۱۳۳۴ش، ص۸۶.
  22. ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۹.
  23. ↑ صحیفه سجادیه، دعای ۱۶، بند ۱۸.
  24. ↑ کفعمی، البلد الأمین، ۱۴۱۸ق، ص۳۶۳.
  25. ↑ سید بن طاووس، إقبال الأعمال، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۶۷۶.
  26. ↑ شیخ طوسی، مصباح المتهجّد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۸۴۷.
  27. ↑ سید بن طاووس، إقبال الأعمال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۴۶.
  28. ↑ حافظ شیرازی، دیوان حافظ، ۱۳۲۰ش، ص۴۲.

منابع

  • ابوسعید ابوالخیر، فضل‌الله بن احمد، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، تهران، کتابخانه شمس،‌ ۱۳۳۴ش.
  • ابوطالب مکی، محمد بن علی، قوت القلوب فی معاملة المحبوب و وصف طریق المرید إلی مقام التوحید، بیروت، دارلکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
  • حافظ شیرازی، محمد بن محمد، دیوان حافظ، به اهتمام محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی، تهران، انتشارات کتابخانه زوار، ۱۳۲۰ش.
  • سید بن طاووس، علی بن موسی، إقبال الأعمال، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، التوحید، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم. موسسه نشر اسلامی، ۱۳۹۸ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن،‌ بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۸ق.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، تهران، مکتبة المرتضویة، ۱۳۷۵ش.
  • علامه طباطبایی، سید محمدحسین، الرسائل التوحیدیة، بیروت، مؤسسة النعمان، ۱۴۱۹ق.
  • علامه طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، الأعلمی‌ فی المطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه‌مرتضی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۰ق.
  • کفعمی، ابراهیم بن علی عاملی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت، الأعلمی فی المطبوعات، ۱۴۱۸ق.
  • مامقانی، عبدالله، مرآة الکمال لمن رام درک مصالح الأعمال، قم، دلیل ما، ۱۳۸۵ش.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه عقاید اسلامی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی‌دار الحدیث. سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، نفحات الولایة، قم، مدرسة الامام علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۶ق.
  • موسوی زنجانی، ابراهیم، عقاید الإمامیة الأثنی عشریة، بیروت، الأعلمی فی المطبوعات، ۱۴۱۳ق.
  • نراقی، احمد بن محمدمهدی، معراج السعادة، قم، هجرت، ۱۳۷۸ش.
  • نراقی، محمدمهدی بن ابی‌ذر، جامع السعادات، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  • ورام بن ابی‌فراس، مسعود بن عیسی، مجموعة ورّام، قم، مکتبة فقیه، ۱۴۱۰ق.