پرش به محتوا

برهان نظم

مقاله قابل قبول
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ناقص
عدم جامعیت
از ویکی شیعه
اعتقادات شیعه
خداشناسی
اثبات خداتوحیداسما و صفات خداعدل الهیقضا و قدر
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتنبوت خاصهمعجزهقرآنوحیاسلام
امامت
امامانامامت امامانبرتری اهل‌بیت(ع)عصمت امامانولایتغیبتمهدویت
معاد
مرگبرزخمعاد جسمانیبهشتجهنم
مسائل چالشی
امر بین الامرینجبر و اختیارتقیهولایت فقیهتوسلشفاعتتحریف‌ناپذیری قرآنزیارتبداءرجعت


برهان نظم ساده‌ترین و عمومی‌ترین برهانی است که برای اثبات وجود خداوند ارائه شده است. قرآن از موجودات جهان به عنوان «آیات» یعنی علائم و نشانه‌هایی از خداوند یاد می‌کند. در این برهان به‌طور خلاصه، نظم و نِظام اشیاء را دلیل و نشانه‌ای بر وجود نیروی نظم‌دهنده‌ای دانسته‌اند.

این برهان از عالم طبیعت برای رسیدن به وجود خداوند استفاده می‌کند و از آنجا که عالم طبیعت، نظم و ساختار موجود در آن برای همگان قابل فهم است و نیاز به دانستنی‌های تخصصی و فلسفی ندارد، از دیگر براهین اثبات خدا، برای عموم قابل استفاده‌تر است. این برهان، در متون کلامی و دینی، طرفداران و مؤیدهای بیشتری نسبت به سایر براهین دارد. این برهان مخالفانی نیز به‌خصوص در چند قرن اخیر داشته است.

در جهان غرب، اولین و بیشترین نقدها بر این برهان توسط دیوید هیوم، فیلسوف تجربه‌گرای اسکاتلندی وارد شده است و در مقابل، پاسخ‌هایی نیز از سوی دین‌داران و فلاسفه دین به این ایرادها داده شده است.

محتوای کلی برهان

براساس برهان نظم، نظم و هماهنگی حاکم بر جهان، انسان را به وجود خداوند به‌عنوان آفریننده و تدبیرکننده جهان رهنمون می‌شود.[۱] از ویژگی‌های این برهان، سادگی و قابل‌فهم بودن آن برای عموم مردم دانسته شده است. همچنین، سادگی استدلال و فاصله داشتن از مناقشات پیچیده عقلی، از ویژگی‌های مشترک تقریرهای مختلف آن به شمار می‌رود.

به گفته مفسران، قرآن کریم، در چندین آیه، نشانه‌های خلقت و حکمت الهی را در چند نمونه از نظام‌های طبیعت بیان کرده و انسان‌ها را دعوت می‌کند که در این امور که سابقه‌ای نیز نداشته است بیندیشند.[۲]

نظم و هماهنگی در آفرینش

امام صادق(ع) خطاب به مفضل:
ای مفضل، نخستین عبرت و دلیل بر وجود خالق، نظم و صورت بخشیدن به این عالم و جمع آوری اجزای آن و نظم آفرینی درآن است. از این رو، اگر با اندیشه و خرد در کار عالم خوب و عمیق تأمل کنی، به راستی آن را همانند خانه و سرایی می‌یابی که تمام نیازهای بندگان خدا درآن آماده و گرد آمده است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده، نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است.[۳]

صورت مشترک تقریرهای برهان نظم

به گفته پژوهشگران، تقریرهای مختلف برهان نظم، با وجود تفاوت در شیوه استدلال، بر دو مقدمه مشترک استوارند:

مقدمه نخست: جهان طبیعت دارای پدیده‌های منظم و هماهنگ است. شناخت قوانین و سازوکارهای طبیعت، از مهم‌ترین راه‌های توجه به این نظم است.[۴]

مقدمه دوم: نظم موجود در جهان نیازمند تدبیر و فاعل نظم‌آفرین است. برای اثبات این مقدمه، روش‌هایی مانند مقایسه نظم جهان با ساخته‌های انسانی، استناد به حساب احتمالات،[۵] اصل «اَلِاتِّفاقِيُّ لا يَكُونُ دائِمِيًّا وَلا أَكْثَرِيًّا؛ امور اتفاقی نه به‌طور دائمی رخ می‌دهند و نه در بیشتر موارد.»[۶] و اصل سنخیت میان علت و معلول[۷] مطرح شده است.

تقریرهای برهان نظم

برهان نظم به شیوه‌های مختلفی تقریر شده است که از جمله آنها تقریر براساس علیت، انسجام و پیوستگی اجزای عالم، هدفمندی و حساب احتمالات است.

  • تقریر براساس علیت: در این تقریر، نظم موجود در جهان، نیازمند ناظم دانسته می‌شود و از ویژگی‌های نظم، مانند هماهنگی و سامان‌یافتگی، علم و شعور ناظم نیز نتیجه گرفته می‌شود. این تقریر بر اصل علیت استوار است.[۸]
  • تقریر براساس انسجام و پیوستگی اجزای عالم: در این تقریر، ارتباط و هماهنگی میان اجزای مختلف جهان، نشانه دخالت شعور و تدبیر در ساختار عالم دانسته می‌شود.[۹]
  • تقریر براساس هدفمندی: براساس این تقریر، پدیده‌های جهان در ارتباط با یکدیگر و در جهت غایتی مشخص قرار دارند.[۱۰] از این هدفمندی و تناسب میان اجزای جهان، وجود موجودی عالم و باشعور نتیجه گرفته می‌شود.[۱۱] مرتضی مطهری، فیلسوف شیعی، نظم مورد نظر در این برهان نظم ناشی از علت غایی است، نه صرفاً نظم ناشی از علت فاعلی.[۱۲]
  • تقریر بر اساس حساب احتمالات: در این تقریر، هماهنگی عوامل و شرایط متعدد لازم برای پیدایش و استمرار حیات، چنان گسترده دانسته می‌شود که احتمال شکل‌گیری تصادفی آن بسیار اندک است؛ ازاین‌رو این هماهنگی نشانه‌ای از نظم و تدبیر تلقی می‌شود.[۱۳]

پیشینه

در برخی منابع اسلامی، برهان نظم با عنوان «دلیل اِتقانِ صُنع؛ دلیل استواری آفرینش» شناخته شده و بیشتر برای اثبات صفاتی مانند علم و حکمت الهی به کار رفته است.[۱۴]

در سنت اسلامی

  • متکلمان: آیات قرآن و روایاتی که پدیده‌های جهان را نشانه‌ای از آفرینش و حکمت الهی معرفی می‌کنند، از منابع مهم شکل‌گیری این برهان در میان متکلمان دانسته شده‌اند.
  • اشعری: اشعری در تقریر خود بر «اتقان صنع» تأکید دارد و مراحل شکل‌گیری انسان از نطفه تا پیدایش اندام‌های کامل را نشانه وجود مدبری می‌داند که این مراحل را تدبیر کرده است.[۱۵]
  • غزالی: غزالی با استناد به آیات قرآن، نظم و هماهنگی موجود در آسمان‌ها، زمین، جانوران و گیاهان را نشانه وجود آفریننده‌ای مدبر می‌داند و معتقد است این حقیقت با تأمل در آفرینش برای انسان آشکار می‌شود.[۱۶]
  • فخر رازی: از نظر فخر رازی، قرآن از دو طریق طبیعت را نشانه وجود خداوند معرفی می‌کند: نخست، نظم موجود در ساختار پدیده‌ها که بر وجود صانع و نظم‌دهنده دلالت دارد و از آن با عنوان «برهان اتقان صنع» یاد می‌شود؛ دوم، هدایت موجودات به سوی اهداف معین که فراتر از صرف نظم طبیعی است.

فیلسوفان مسلمان

فلاسفه مسلمان، برخلاف متکلمان، کمتر از برهان نظم برای اثبات اصل وجود خدا استفاده کرده‌اند و بیشتر آن را در تبیین علم و حکمت الهی، عنایت و «نظام احسن» به کار برده‌اند.[۱۷] بااین‌حال، کندی و ابن‌رشد از این استدلال برای اثبات وجود خدا نیز بهره گرفته‌اند. کندی نظم، هماهنگی و ارتباط اجزای جهان را نشانه وجود تدبیر و حکمت دانسته و از آن وجود مدبر و حکیم را نتیجه گرفته است.[۱۸]

ابن‌رشد این استدلال را با عنوان «دلیل عنایت» مطرح کرده و آن را بر دو مقدمه استوار می‌کند: سازگاری موجودات جهان با حیات انسان و ناممکن بودن پیدایش چنین سازگاری دقیقی بر اثر اتفاق. از نظر او، این هماهنگی از اراده و تدبیر فاعلی آگاه حکایت دارد.[۱۹]

فلسفه غرب

له گفته پژوهشگران، پیشینه برهان نظم در فلسفه غرب به یونان باستان و آثار افلاطون بازمی‌گردد. در دوره قرون وسطی، سنت آگوستین و سپس توماس آکویناس از این استدلال بهره گرفتند. آکویناس برهان نظم را در قالب پنجمین راه اثبات وجود خدا مطرح کرد.[۲۰] در دوره‌های بعد، ویلیام پیلی یکی از تقریرهای این برهان را در کتاب الهیات طبیعی ارائه کرد.[۲۱] پس از او نیز فیلسوفانی مانند ف. ر. تنانت و ریچارد سوئین‌برن تقریرهایی از این برهان ارائه کردند.[نیازمند منبع]

مخالفان برهان نظم

برهان نظم با نقدهایی از سوی فیلسوفانی مانند دیوید هیوم، ایمانوئل کانت، ولتر و ریچارد داوکینز روبه‌رو شده است. هیوم با مقایسه مصنوعات طبیعی و مصنوعات انسانی مخالفت کرده و امکان تبیین نظم جهان بر اساس عوامل درونی طبیعت را مطرح کرده است.[۲۲] کانت نیز اشکالاتی بر توانایی این برهان در اثبات وجود خدا وارد کرده [۲۳] و ولتر بر این نکته تأکید داشته است که اثبات یک ناظم یگانه لزوماً به معنای اثبات خدای یگانه نیست.[۲۴]

در برابر این نقدها، شماری از اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان پاسخ‌هایی ارائه کرده‌اند. مرتضی مطهری ضمن پاسخ به برخی اشکالات هیوم، بر این نکته تأکید می‌کند که برهان نظم در درجه نخست وجود علتی آگاه و مدبر برای جهان طبیعت را اثبات می‌کند و تعیین سایر ویژگی‌های آن علت، خارج از محدوده این برهان است.[۲۵]

کتاب‌شناسی

درباره برهان نظم در کتاب‌هایی که به اثبات خدا پرداخته‌اند، بحث و بررسی شده است. برای نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر موضوعی پیام قرآن یک جلد را به این برهان اختصاص داده است.[۲۶] با این وجود کتاب‌های مستقلی نیز درباره این برهان منتشر شده است که برخی از آنها عبارتند از:

  • برهان نظم و چالش‌های الحاد جدید،‌ نوشته حمیدرضا شاکرین. در این کتاب، برهان نظم در مصاف با چالش‌های برآمده از سوی خداناباوران در بوته سنجش گذاشته شده و به انتقادات جان هاسْپِرْز، ریچارْد داوْکینز و اِستیون ویلیام هاوْکینگ مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.[۲۷]
  • برهان نظم،‌ فرح رامین،‌ قم بوستان کتاب،‌ چاپ اول،‌ ۱۳۹۵ش.
  • برهان نظم،‌ رحمت‌الله قاضیان، قم، انتشارات افق روشن، چاپ اول،‌ ۱۳۹۴ش.

پانویس

  1. سبحانی تبریزی، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۳-۳۹.
  2. برای نمونه، نگاه کنید: بقره(۲):۱۶۴؛ نبأ(۷۸):۶ -۱۶
  3. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۶۳.
  4. نگاه کنید: غزالی، احیاء العلوم، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م؛ ج۱، ص۱۲۹؛ مانکدیم، شرح الاصول الخمسه، قاهره، ۱۳۸۴ق /۱۹۶۵م؛ص۴۰۸-۴۰۹؛ تفتازانی، شرح المقاصد، بیروت، ۱۴۰۹ق / ۱۹۸۹م، ج۴، ص۱۱۰.
  5. نگاه کنید: هیک، ص۹۱ -۸۱ ؛ صدر، ص۲۳-۳۴.
  6. نک: ابن سینا، الشفاء، برهان، ص۹۵-۹۷؛ صدرالدین، المبدأ، ص۲۳؛ نیز نگاه کنید: تفتازانی، شرح المقاصد، شرح المقاصد، بیروت، ۱۴۰۹ق / ۱۹۸۹م، ج۴، ص۱۱۱.
  7. هیک، ۳۹-۴۳.
  8. سبحانی تبریزی، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۳-۳۵.
  9. سبحانی تبریزی، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌۱۴۲۳ق، ج۱،
  10. سبحانی تبریزی، اندیشه اسلامی۱، ۱۳۹۱ش، ص۷۶.
  11. سبحانی تبریزی، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۷.
  12. مطهری، توحید، صص۷۲-۷۳؛ مجموعه آثار، نشر ۱۳۸۹ش، ج۴، ص۶۴.
  13. سبحانی تبریزی، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌۱۴۲۳ق، ج۱، ص۵۱
  14. نگاه کنید: اشعری، ص۱۰؛ غزالی، احیاء، ج۱، ص۱۲۹ ؛ مطهری، توحید، ص۵۲؛ مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۴، ص ۱۱۰.
  15. ص ۶ -۷
  16. غزالی، احیاء العلوم، الناشر دار الکتاب العربی، ج۱، ص۱۲۵-۱۲۶
  17. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌سینا، المبدأ و المعاد، ناشر: موسسه مطالعات اسلامى‌ص۸۸ -۹۰؛ صدرالدین، الاسفار، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۱۰۶؛ صدرالدین، المبدأ والمعاد، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۴.
  18. ص ۲۱۵، ۲۳۰-۲۳۱
  19. «الکشف»، ص۶۵، ۶۷ -۶۹، ۱۰۸
  20. هالینگ دیل، ص۱۵۹ و ۱۶۰.
  21. ایان باربور، ص۱۰۴ تا ۱۱۱
  22. جان هیک، وجود خدا-۱۳۸۷-ص ۱۲۸
  23. ص۹۸۱
  24. واربرتون، ص۳۰-۳۳
  25. مطهری، علل گرایش به مادیگری، ص۱۵۵؛ مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۵۵۰
  26. نگاه کنید به:‌ مکارم شیرازی، پیام قرآن،‌ ۳۸۶ش، ج۲، ص۵۳-۴۵۶.
  27. «برهان نظم و چالش‌های الحاد جدید»،‌ انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

منابع

  • ابن رشد، «الکشف عن مناهج الادله»، فلسفه ابن رشد، دمشق، ۱۳۵۳ق /۱۹۳۵م؛
  • ابن سینا، المبدأ و المعاد، به کوشش عبدالله نورانی، تهران، ۱۳۶۳ش؛
  • ابن سینا، الشفاء، برهان، به کوشش ابوالعلاء عفیفی، قاهره، ۱۳۷۵ق /۱۹۵۶م؛
  • اشعری، علی، اللمع، به کوشش جوزف مکارتی، بیروت، ۱۹۵۲م؛
  • ایان باربور، علم و دین، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، مرکز نشر دانشگاهی،تهران؛
  • تفتازانی، مسعود، شرح المقاصد، به کوشش عبدالرحمان عمیره، بیروت، ۱۴۰۹ق / ۱۹۸۹م؛
  • سبحانی تبریزی، جعفر، الهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل،‌ قم، موسسة الامام الصادق(ع)،۱۴۲۳ق.
  • سبحانی تبریزی، اندیشه اسلامی۱، قم، نشر معارف، ۱۳۹۱ش،
  • صدر، محمدباقر، «موجر فی اصول الدین»، همراه الفتاوی الواضحه، نجف، ۱۹۷۷م؛
  • صدرالدین شیرازی، المبدأ و المعاد، به کوشش جلال الدین آشتیانی، تهران، ۱۳۵۴ش؛
  • صدرالدین شیرازی، محمد، الاسفار، تهران، ۱۳۸۶ق؛
  • غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م؛
  • فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، بیروت، ۱۴۱۰ق /۱۹۹۰م؛
  • مانکدیم، احمد [ تعلیق ] شرح الاصول الخمسه، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق /۱۹۶۵م؛
  • مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی؛
  • مطهری، مرتضی، علل گرایش به مادیگرایی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۸ش؛
  • مطهری، مرتضی، توحید
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، نشر صدر، ۱۳۸۹، ج۴، بی جا.
  • واربرتون، نایجل، الفبای فلسفه، ترجمهٔ مسعود علیا، چاپ سوم، تهران، ققنوس، ۱۳۸۶ش؛
  • هالینگ دیل، رجینالد جان، تاریخ فلسفه غرب، ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ، چاپ هفتم، تهران، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷ش؛
  • هیک، جان، وجود خدا، ترجمهٔ عبدالرحیم گواهی، چاپ اول. تهران، نشر علم، ۱۳۸۷؛
  • جوادی آملی عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، قم: مرکز نشر اسرا؛
  • Kant، Critic of Pure Reason، trans، Abbot، in the Great Books university of chicago. 1992

پیوند به بیرون