پرش به محتوا

احد

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

اَحَد از نام‌های خدا به معنای یگانه، بی‌همتا و منحصر به فرد است. این کلمه از نظر فلسفی به معنی بسیط بودن ذات خداوند و نفی هرگونه ترکیب از او است. در قرآن، «احد» ۷۴ بار ذکر شده، اما فقط یک بار در سوره توحید به‌عنوان وصف خداوند به کار رفته است. به گفته لغت‌شناسان، «احد» به چیزی اطلاق می‌شود که کثرت‌بردار نیست و قابل شمارش نمی‌باشد، در‌حالی‌که «واحد» قابل شمارش است و در جملات منفی بیشتر به کار می‌رود. برخی تفاوتی میان این دو واژه قائل نمی‌شوند.

از نظر عرفا، «احدیت» به مرتبه‌ای از تجلی ذات خداوند اطلاق می‌شود که خداوند خود را به صورت بسیط و بدون تفصیل مشاهده می‌کند. این مرتبه پیش از تجلی و «وحدت حقیقیه» است که ظهور اسما و صفات خداوند را نشان می‌دهد. در «احدیت» هیچ کثرتی وجود ندارد و تمام تعینات از خداوند نفی می‌شود. این مفهوم به یگانگی خداوند در ذات، صفات و افعال دلالت دارد و نفی هرگونه شریک برای او است.

مفهوم‌شناسی احد و تفاوت آن با واحد

احد به معنای یگانه، یکتا و بی‌همتا است[۱] که به صورت وصفی و اسمی فقط در وصف خداوند بکار رفته[۲] و ناظر به این معنا است که خداوند همیشه یگانه است و کسی مانند و نظیر او نخواهد بود.[۳] فلاسفه و متکلمان احد را ناظر به بسیط بودن ذات خداوند و نفی هرگونه ترکیب از او می‌دانند.[۴]

واژه احد در قرآن ۷۴ بار ذکر شده و تنها یک بار در آیه اول سوره توحید به عنوان وصف خداوند استفاده شده است.[۵]

اگرچه احد و واحد در لغت به یک معنا شناخته می‌شوند،[۶] اما در تفاوت آن‌ها آمده است که احد به چیزی اطلاق می‌شود که در خارج و ذهن، کثرت‌بردار نیست و قابل شمارش نمی‌باشد، در حالی که واحد قابل شمارش است. واحد معمولاً در اثبات و احد در نفی به کار می‌رود. در جملات منفی، هر دو واژه به عنوان وصف برای چیزهای مختلف استفاده می‌شوند، اما احد در جملات اثباتی تنها به عنوان وصف برای خداوند به کار می‌رود.[۷]

در مقابل عده‌ای با استناد به روایات[۸] و کاربرد دو واژه در قرآن، تفاوتی میان این دو واژه قائل نمی‌باشند.[۹]

تفاوت احدیت با واحدیت

از نظر عرفا، هستی تنها منحصر به ذات متعالی خداوند است و موجودات دیگر نمود و تجلی او هستند. محبوب‌ترین چیز برای خداوند، دیدن ذات خود از طریق مشاهده شئونات ذاتی خود است که به آن «استجلاء» گفته می‌شود. عارفان معتقدند که مرتبه ذات پیش از تجلی، غیب الغیوب است.[۱۰] اولین تجلی، مرتبه تعین یا تجلی ذات برای ذات است که به آن «وحدت حقّه حقیقیه» گفته می‌شود. این مرتبه شامل همه اشیا است و همزمان باطن و ظاهر دارد. چهره باطن آن را «احدیت» می‌نامند، که در این حالت خداوند ذات خود را بدون تفصیل و به صورت بسیط مشاهده می‌کند.[۱۱] اما چهره ظاهر را «وحدت حقیقیه» یا «واحدیت» می‌نامند که همان مقام ظهور اسما و صفات است، یعنی خداوند ذات خود را با اسما و صفات به صورت تفصیلی مشاهده می‌کند. «واحدیت» مبدأ پیدایش کثرات است، ابتدا به صورت علمی و سپس به صورت عینی و خارجی.[۱۲]

صفت خداوند

واژه «احد» در آثار مفسران و عرفا به تفاسیر مختلفی پرداخته شده است. در مرتبه «احدیت»، که به «غیب الغیوب»، «الهویّة الغیبیّه» و «الغیب المطلق» نیز شناخته می‌شود، تمام تعینات و مفهومات از خداوند نفی می‌شود و هیچ نشانی از او وجود ندارد، به‌طوری‌که معرفت به آن تعلق نمی‌گیرد. در این مرتبه، اوصاف و احکام از خداوند سلب می‌شود.[۱۳]

مفهوم «احد» به موجودی اطلاق می‌شود که هیچ‌گونه کثرتی (چه در خارج، چه در ذهن) نمی‌پذیرد.[۱۴] «احد» به یگانگی خداوند در ذات، صفات و افعال دلالت دارد و نفی هرگونه شریکی از او می‌کند.[۱۵] همچنین، «احد» جامع صفات سلبی خداوند است، به این معنا که خداوند در ذات خود از هرگونه ترکیبی منزه است.[۱۶] خداوند در داشتن صفات ذات یگانه است، یعنی صفاتی چون علم، قدرت و حیات تنها برای خداوند واجب و ضروری است و برای غیر او ضروری نیست.[۱۷] برخی معتقدند که واژه‌های «احد» و «واحد» به‌طور معادل هستند و وحدانیت خداوند را به معنای عدم وجود مثل، شبیه و نظیر برای او تفسیر می‌کنند.[۱۸]

پانویس

  1. دهخدا، لغت نامه، ذیل واژه «احد»؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه «احد».
  2. راغب اصفهانی، مفردات، ذیل واژه «احد».
  3. ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل واژه «احد».
  4. فخر رازی، شرح اسماء الحسنی (لوامع البینات) ۱۳۹۶ق، ج۱، ص۳۱۲؛ سبزواری، شرح اسماء الحسنی، کتابخانه فقاهت، ج۱، ص۱۲۵.
  5. رمضانی و نصیری، «احد»، ص۲۳۶.
  6. ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ذیل واژه «احد».
  7. واسطی، تاج العروس، ذیل واژه «واحد»؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۸۷.
  8. صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۰.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۴۳۵.
  10. در دانش عرفان، احد با واحد(احدیت با واحدیت) چه تفاوتی دارد؟، اسلام کوئست.
  11. در دانش عرفان، احد با واحد(احدیت با واحدیت) چه تفاوتی دارد؟، اسلام کوئست.
  12. در دانش عرفان، احد با واحد(احدیت با واحدیت) چه تفاوتی دارد؟، اسلام کوئست.
  13. صادقی، «احد» ص۱۹۰.
  14. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲۰، ص۳۸۷؛ سلطان‌علی‌شاه، بیان السعاده، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۲۸۲-۲۸۳.
  15. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۷، ص۶۲۳
  16. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۳۶۱.
  17. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۸۵۹.
  18. میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۱۰، ص۶۶۲، مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۷، ص۴۳۷.

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت،‌ دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۹۰ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، لبنان - سوریه،‌ دار العلم- الدار الشامیة‌، ۱۴۱۲ق.
  • رمضانی، رضا و نصیری، علی، «احد»، در دائره المعارف قرآن کریم، قم، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۸۲ش.
  • سبزواری، ملاهادی، شرح اسما الحسنی، بی‌جا، مکتبه بصیرتی، بی‌تا. (کتابخانه فقاهت)
  • سلطان‌علی‌شاه، سلطان محمد بن حیدر، بیان السعادة فی مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق.
  • صادقی، حسین، «احد»، در دانشنامه کلام اسلامی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۷ش.
  • صدوق، محمد بن علی، التوحید، مصحح هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، شرح اسماء الحسنی، قاهره، مکتبه الکلیات الازهریه، ۱۳۹۷ق.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم،‌ دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.
  • واسطی زبیدی، سید محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس‌، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۱۴ق.

پیوند به بیرون