رحمت الهی از صفات و اسمای فعلیه خدا به معنای برآوردن حاجت یا بخشش بدون تأثر قلبی است. بعضی آن را به اراده خیر رساندن معنا کرده و جزو صفات ذات دانسته‌اند.

برخی همچون سید علی خان مدنی به جهت اینکه در معنای حقیقی رحمت، تأثّر قلبی و انفعال وجود دارد، کاربرد این واژه درباره خدا را مَجاز شمرده‌اند.

رحمت خداوند بر دو گونه رحمت عام یا رحمانیّه و رحمت خاص یا رحیمیّه است. رحمت رحمانیّه، همه انسان‌ها (کافر و مؤمن) را شامل می‌شود؛ ولی رحمت رحیمیّه، رحمت دائمی است که تنها اختصاص به افراد مؤمن دارد. از امام صادق(ع) نقل شده که خداوند نسبت به جمیع آفریده‌هایش رحمان و فقط نسبت به مؤمنین رحیم است.

برای رحمت الهی در آیات و روایات ویژگی‌هایی بیان شده است؛ از جمله: الف: رحمت خداوند بر بندگانش واجب و ضروری است؛ زیرا او سرچشمه همه کمالات از جمله قدرت و علم است؛ ب: رحمت خداوند چنان گسترده توصیف شده که همه چیز را فرامی‌گیرد. بر اساس روایات، خداوند در قیامت، رحمت خود را چنان می‌گستراند که حتی ابلیس نیز به رحمت خدا طمع می‌کند؛ ج: رحمت الهی، همیشه در جهان جریان دارد و بر غضب و خشم الهی مقدم است؛ د: براساس آیات قرآن خداوند بهترین و رحیم‌ترین رحیمان است.

ملامحسن فیض کاشانی رحمت الهی را داری سه ویژگی تام، عام (شامل دنیا و آخرت و مستحق و غیرمستحق است) و کامل (نقصی ندارد) دانسته است.

براساس برخی از آیات و روایات، اموری مانند استغفار، اطاعت از خدا و پیامبر(ص)، تقوا و معانقه موجب کسب رحمت الهی می‌شود.

جایگاه

رحمت از صفات فعلیه[۱] یا اسمای[۲] فعلیه خداوند است. برخی آن را به اراده خیر رساندن و دفع شرّ معنا کرده و از صفات ذات شمرده‌اند.[۳] گفته شده رحمت الهی به بندگانش از ذات خدا و کمال او جداشدنی نیست و بر پایه آیات ۱۲ و ۵۴ سوره انعام مانند علم و قدرت الهی، برای ذات خدا حتمی و ضروری است.[۴] طبق آیه ۱۲ و ۵۴ انعام، خداوند رحمت را بر خود واجب کرده است.[۵]

در آیات متعدد قرآن،[۶] تفاسیر،[۷] روایات،[۸] کلام اسلامی[۹] و نیز آموزه‌های عرفانی[۱۰] از رحمت الهی بحث و گفتگو شده است.

خداوند در قرآن، چهار بار[۱۱] با صفت ارحم الراحمین،[۱۲] ۵۶ بار با صفت رحمان و ۱۱۴ بار با صفت رحیم (به جز رحمن و رحیم در بسم الله آغاز سوره‌ها)[۱۳] و سه بار[۱۴] با کلمات ذوالرحمة و ذورحمة (صاحب رحمت)[۱۵] توصیف شده است. برخی گفته‌اند واژه «رحم» با مشتقاتش، بیش از دویست بار در قرآن ذکر شده است.[۱۶]

رحمت الهی را گسترده‌ترین صفت الهی شمرده‌اند.[۱۷]

مفهوم‌شناسی

رحمت در مورد خدا به معنای عطا کردن و برآوردن حاجت[۱۸] یا احسان و بخشش[۱۹] بدون تأثر قلبی معنا شده است. واژه رحمت به رقّت قلب و دلسوزی که احسان و برطرف کردن نیاز حاجتمند را در پی دارد، تعریف شده است؛[۲۰] اما در اینکه دلسوزی جزء معنای رحمت است، ولی درباره خدا به کار نمی‌رود یا از اساس دخالتی در معنای رحمت ندارد، اختلاف است. از نظر علامه طباطبایی، رحمت به معنای تأثّر درونی و قلبیِ خاصی است که هنگام مشاهده شخص نیازمند به وجود می‌آید و فرد متأثِّر شده را به برطرف کردن نیاز او وامی‌دارد؛ اما رحمت در مورد خدا به معنای عطا کردن و برآوردن حاجت بدون تأثر قلبی است.[۱۸] آیت‌الله سبحانی با استناد به ظاهر سخن لغت‌شناسان، گفته است رقّت قلب و دلسوزی جزو معنای رحمت است؛ اما دلیل عقلی سبب می‌شود که در توصیف خداوند به رحمت به کار نرود.[۲۱] سید علی خان مدنی نیز معتقد است به جهت اینکه در معنای حقیقی رحمت، تأثّر قلبی و انفعال وجود دارد؛ غایت رحمت که احسان و بخشش است، درباره خداوند به کار می‌رود. ازاین‌رو، کاربرد آن در مورد خدا یا به صورت مَجاز است یا به صورت تمثیل؛ به این صورت که خداوند در خیر رساندن به مخلوقاتش به پادشاهی تشبیه شده که نسبت به حال مردم زیردستش دلسوزی کرده و به آنها احسان و بخشش می‌کند.[۲۲] تهانوی در کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم» نیز به جهت اینکه انفعال و رقت قلب جزو معنای رحمت بوده و خداوند از آن منزه است، اطلاق آن بر خدا را مَجاز دانسته است.[۲۳]

ملامحسن فیض کاشانی رحمت را خیر رساندن به نیازمندان از روی لطف و عنایت تعریف کرده و معتقد است دلسوزی و رقت در معنای رحمت دخالتی ندارد. رحمت به ثمره و نتیجه آن دلسوزی حاصل می‌شود.[۲۴]

محمد جواد مغنیه در تفسیر کاشف گفته است که در قرآن رحمت خدا بر عنایت و پاداش الهی اطلاق می‌شود. مراد از عنایت خدا این است که تمام موجودات در اصل وجود و بقا و دوامشان به او نیاز دارند و اگر یک لحظه عنایت خدا از موجودی قطع شود، از بین می‌رود. از نظر وی، رحمت به معنای پاداش الهی تنها به مؤمنان و پرهیزکاران اختصاص دارد و مقصود از رحمت عام خدا عنایت الهی است.[۲۵]

از نظر ناصر مکارم شیرازی، مفسر و مرجع تقلید شیعه، رحمت الهی مفهوم وسیعی دارد و دنیا و آخرت را شامل می‌شود. این واژه در آیات قرآن در معانی زیادی به کار رفته است مانند مسئله هدایت، باران پربرکت، نعمت نور و ظلمت، بهشت و مواهب الهی در قیامت.[۲۶]

راغب اصفهانی در مفردات گفته است رحمت به معنای رقّت (نرمی و مهربانی) است که احسان به فرد مرحوم را در پی دارد. این کلمه گاهی در رقت به تنهایی و گاهی در احسان خالی از رقت به کار می‌رود. درباره خداوند فقط به معنای دومی به کار می‌رود.[۲۷]

رحمت عام و خاص خدا

خداوند نسبت به بندگانش رحیم است و از رحمت او این است که یکصد شاخه رحمت آفریده، یکى از آن را بین تمام بندگان تقسیم کرده و به واسطه آن، مردم نسبت به يکدیگر مهربانند و مادر نسبت به فرزند خود مهر می‌ورزد... در روز قیامت این رحمت را به نود و نه قسمت دیگر اضافه می‌کند و با همه آنها امت حضرت محمد(ص) را مشمول رحمتش قرار می‌دهد.[۲۸]

رحمت خداوند بر دو گونه عام و خاص است:

  1. رحمت رحمانیّه که رحمت عام نیز خوانده می‌شود. این نوع رحمت الهی همه انسان‌ها (کافر و مؤمن) را شامل می‌شود.
  2. رحمت رحیمیّه که رحمت خاص نیز خوانده می‌شود، رحمت دائمی است که تنها اختصاص به افراد مؤمن و صالح دارد.[۲۹]

مرتضی مطهری رحمت رحمانیه خدا را شامل تمام موجودات و گسترده در سراسر جهان و سراسر جهان را مظهر رحمانیت خدا دانسته است.[۳۰] ابن‌عربی نیز رحمت رحمانیه و عام را شامل جمیع خلق دانسته و گفته است مراد از آن وجود بخشیدن به هر موجودی است.[۳۱] از نظر مرتضی مطهری، رحمت رحیمیه برخلاف رحمت رحمانیه، وابسته به صلاحیت و اعمال صالح شخص بوده و نتیجه اعمال صالح او است.[۳۲] آیت‌الله سبحانی در تفاوت رحمان و رحیم، چهار مورد را ذکر کرده و گفته است وجه صحیح این است که رحمانیت خدا مربوط به دنیا و رحیمیت مختص آخرت است.[۳۳]

در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که خداوند نسبت به جمیع آفریده‌هایش رحمان و فقط نسبت به مؤمنین رحیم است.[۳۴]

از رحمت رحمانیه به رحمت اِمْتنانیّه و از رحمت رحیمیّه به رحمت وجوبیّه نیز تعبیر شده است.[۳۵]

ویژگی‌های رحمت الهی

ملامحسن فیض کاشانی رحمت الهی را داری سه ویژگی دانسته است:

  • تام است؛ زیرا خداوند اراده کرده از روی لطف و عنایت، حاجت‌های نیازمندان را برآورده کند؛
  • عام است؛ چون رحمت خداوند مستحق و غیرمستحق، دنیا و آخرت و ضروریات و غیرضروریات را شامل می‌شود؛
  • کامل است و دارای نقص نیست؛ به این دلیل که رحمت الهی خالی از دلسوزی است که موجب رنجش رحیم شده و او را به سوی برآورده کردن حاجت برمی‌انگیزاند.[۳۶]

برای رحمت الهی در آیات و روایات نیز ویژگی‌هایی بیان شده است که برخی از آنها عبارتند از:

وجوب رحمت

در آیه ۱۲ و ۵۴ سوره انعام به وجوب رحمت الهی اشاره شده است. در تفسیر آیه ۱۲ سوره انعام «كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ؛ رحمت را بر خودش واجب گردانیده است» گفته شده، یعنی خداوند رحمت بر بندگانش را بر خود واجب کرده است.[۳۷] از نظر آیت‌الله جوادی آملی، مفسر و فیلسوف شیعی، مراد از وجوب رحمت، وجوب آن از خداوند است نه بر خداوند؛ بدین معنا که ما یقین داریم که خداوند چنین کاری می‌کند نه اینکه باید چنین کاری بکند؛ زیرا باید و وجوب تحمیلی نسبت به خداوند معنا ندارد.[۳۸] وی بر این باور است که قدرت خدا، رحمت خدا را تثبیت می‌کند و علم خدا، رحمت او را جهت می‌دهد. رحمت بر بندگان از ذاتی که سرچشمه همه کمالات است و قدرت و علم و حیات دارد، ضروری است.[۳۹]

گستره رحمت الهی

در آیات[۴۰] و روایات[۴۱] و دعاهای متعددی[۴۲] همچون دعای کمیل[۴۳] و جوشن کبیر[۴۴] رحمت خداوند چنان گسترده توصیف شده که همه چیز را دربرمی‌گیرد. برای نمونه در آیه ۱۵۶ سوره اعراف آمده است: «وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ؛ و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است». در برخی دعاها نیز نقل شده «... وَ بِرَحْمَتِكَ‏ الَّتِي‏ وَسِعَتْ‏ كُلَ‏ شَيْ‏ء؛ به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته است».[۴۵] تکرار فراوان واژه «رحم» با مشتقاتش در قرآن را نشانه گستردگی رحمت الهی دانسته‌اند.[۴۶]

برخی از عارفان همچون ابن‌عربی در تفسیر رحمت گسترده خدا، رحمت را به معنای عطا کردن وجود به هر موجودی تعریف کرده و گفته است از آنجا که وجود همه موجودات از سوی خدا به آنها عطا شده است، ازاین‌رو، رحمت خدا همه اشیاء را فرا گرفته است.[۴۷]

در حدیثی از امام سجاد(ع) نقل شده که عجب از کسانی نیست که نجات می‌یابند، چگونه نجات می‌یابند؛ شگفت از کسانی است که هلاک و گمراه می‌شوند،‌ چگونه با گستردگی رحمت الهی هلاک می‌شوند![۴۸] در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که خداوند در قیامت، رحمت خود را چنان می‌گستراند که حتی ابلیس نیز به رحمت خدا طمع می‌کند.[۴۹]

نهی از ناامیدی از رحمت الهی در آیات قرآن[۵۰] نیز نشان از وسعت رحمت الهی بر همه بندگان شمرده شده است.[۵۱] برخی از مفسران با استناد به آیه ۵۳ سوره زمر، ناامیدی از رحمت الهی را حرام شمرده‌اند.[۵۲] ملا احمد نراقی ناامیدی از رحمت الهی را از گناهان کبیره و براساس برخی آیات قرآن، موجب کفر شمرده است.[۵۳]

تقدم رحمت الهی بر خشم

در برخی از دعاها رحمت الهی مقدم بر غضب الهی بیان شده است: از جمله «سُبْحانَ الّذي سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه؛ منزه است کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته»،[۵۴] در بند ۱۹ از دعای جوشن کبیر[۵۵] و دعاهای دیگر[۵۶] خداوند چنین خطاب شده: «يا مَن سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه؛ ای کسی که رحمتش بر خشمش سبقت گرفته». در دعای شانزدهم صحیفه سجادیه آمده است: «وَ أَنْتَ الَّذِي تَسْعَى رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِهِ؛ و تویی آن‌که رحمتش پیشاپیش خشمش حرکت می‌کند.»[۵۷]

در حدیثی از پیامبر(ص)‌ نقل شده که خداوند خطاب به حضرت آدم می‌فرماید: ای آدم! رحمتم را پیش از غضبم آفریدم.[۵۸] در حدیثی از امام علی(ع)‌ آمده است که خداوند می‌فرماید: سوگند به عزت و جلال و بلندمرتبگی‌ام، هیچ بنده‌ای را عذاب نمی‌کنم مگر با حجت و برهان و علم؛ زیرا رحمتم بر خشمم پیشی گرفته و رحمت را بر خویش واجب کرده‌ام.[۵۹]

از نظر مرتضی مطهری، رحمت الهی، همیشه در جهان جریان دارد و بر غضب و خشم الهی مقدم است. وی، امدادهای غیبی، آمرزش گناهان، اصالت داشتن صحت و سلامتی و اتفاقی و استثنائی بودن بیماری را از جمله شواهد مقدم بودن و غلبه داشتن رحمت بر غضب دانسته است.[۶۰]

بهترین و رحیم‌ترین رحم‌کنندگان

در چهار آیه از قرآن،[۶۱] خداوند به «أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ؛ مهربان‌ترین مهربانان» توصیف شده[۶۲] و در دو آیه نیز «خَيْرُ الرَّاحِمِينَ؛ بهترین رحم‌کنندگان» خوانده شده است.[۶۳]امام سجاد(ع) در دعای ششم صحیفه سجادیه خطاب به خداوند می‌‌گوید: «وَ أَنْتَ أَرْحَمُ مِنْ کُلِّ رَحِیم‏؛ تو از هر رحیمی، رحیم‌تر و مهربانتری».[۶۴]

به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، ارحم الراحمین دلالت دارد بر اینکه رحمت خداوند، رحمت حقیقی و رحمت دیگران پرتوی از رحمت الهی و مَجازی است؛ زیرا رحمت الهی نامحدود است و مانند رحمت انسان‌ها به یکدیگر از سر نیازمندی نیست.[۶۵]

راه‌های کسب رحمت الهی

در برخی از آیات و روایات، اموری برای جلب رحمت الهی بیان شده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:

  • استغفار: طبق فرموده امام علی(ع)، خداوند استغفار را موجب رحمت بر بندگانش قرار داده است.[۶۶] در آیه ۴۶ سوره نمل استغفار زمینه جذب رحمت ذکر شده[۶۷] و آمده است چرا از پیشگاه خدا تقاضای آمرزش گناه نمی‌کنید تا مشمول رحمتش واقع شوید؟[۶۸]
  • تقوا: براساس آیه اخوت، تقوای الهی موجب مشمول شدن رحمت الهی می‌شود[۶۹] و جامعه بی‌تقوا از رحمت الهی محروم است.[۷۰]
  • اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و ترک ربا: طبق آیه ۱۳۲ سوره آل‌عمران، اطاعت از خدا و پیامبر(ص) و ترک رباخواری موجب جلب رحمت الهی می‌شود.[۷۱] در آیه ۵۶ سوره نور نیز، پیروی از خدا و رسول(ص)، شرط رسیدن به رحمت الهی بیان شده است.[۷۲]
  • معانقه: امام صادق(ع) نقل شده که هنگامی که دو مؤمن یکدیگر را در آغوش گیرند، رحمت خداوند آنها را فرامی‌گیرد.[۷۳]

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و ۲۷؛ تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  2. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۵؛ خمینی، تفسیر سوره حمد، ۱۳۹۲ش، ص۱۰۲.
  3. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  4. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳،‌ ص۱۶۷.
  5. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و ۱۰۵.
  6. برای نمونه نگاه کنید به: سوره نساء، آیه ۲۹؛ یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انعام، آیه ۱۲، ۵۴، ۱۳۳ و ۱۴۷؛ سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳؛ سوره کهف، آیه ۵۸.
  7. برای نمونه نگاه کنید به: طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۶ و۲۷ و ج۸، ص۲۷۳-۲۷۵؛ مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳،‌ ص۱۶۷ و ۴۰۳؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۶-۳۵۹.
  8. برای نمونه نگاه کنید به: قمی،‌سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۳۳۳-۳۳۵.
  9. برای نمونه نگاه کنید به: محمدی ری‌شهری، دانش‌نامه عقاید اسلامی، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۱۴۲-۱۷۷؛ خاتمی، فرهنگ علم کلام، ۱۳۷۰ش، ص۱۲۰و۱۲۱.
  10. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌عربی، الفصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۱، ص۱۵۱و۱۷۷،‌ ج۲،‌ ص۱۲۰ و ۲۰۵.
  11. سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳.
  12. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۱.
  13. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۵.
  14. سوره انعام، آیه ۱۳۳ و ۱۴۷؛ سوره کهف، آیه ۵۸.
  15. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۲۴۰.
  16. جبوری، الصفات الالهیه المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۳۸.
  17. جبوری، الصفات الالهیه المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۴۳.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸.
  19. مدنی شیرازی، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، ۱۴۰۹ق، ج‏۴، ص۴۶۷.
  20. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  21. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۲.
  22. مدنی شیرازی، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، ۱۴۰۹ق، ج‏۴، ص۴۶۷.
  23. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۷.
  24. فیض کاشانی، علم الیقین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۶۰.
  25. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳،‌ ص۴۰۳.
  26. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۱،‌ ص۲۸۲.
  27. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۴۷.
  28. التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)، ۱۴۰۹ق، ص۳۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴،‌ ص۱۸۳ و ج۸، ص۴۴.
  29. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱،‌ ص۲۲و۲۳.
  30. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش،‌ ج۲۷، ص۱۷۸.
  31. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۲۰۵.
  32. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش،‌ ج۲۷، ص۱۷۹.
  33. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲،‌ ص۲۶۲.
  34. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱،‌ ص۱۱۴.
  35. تهانوی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۸۴۹.
  36. فیض کاشانی، علم الیقین، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۵۹ و ۱۶۰.
  37. قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱،‌ ص۱۹۴؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۲۷.
  38. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۵.
  39. جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۲۴۷.
  40. سوره اعراف، آیه ۱۵۶؛ سوره انعام، آیه ۱۴۷.
  41. برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی،‌ ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۲؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۲۸۷، ج۵۳،‌ص۱۱، ج۸۶، ص۳۵۲، ج۹۲، ص۴۳۳.
  42. برای نمونه نگاه کنید به: شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۴۰ و ج۲، ص۶۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۴، ص۲۵۶.
  43. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۸۴۴.
  44. کفعمی، البلد الأمین و الدرع الحصین، ۱۴۱۸ق، ص۴۰۴.
  45. کلینی، الکافی،‌ ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۲؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۸۴۴.
  46. جبوری، الصفات الالهیه المضافة فی القرآن الکریم، ۱۴۳۴ق، ص۳۸.
  47. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۵۶ق، ج۱، ص۱۲۰ و ج۲،‌ص۲۰۵ و ۲۰۶؛ خمینی، تفسیر سوره حمد، ۱۳۹۲ش، ص۱۰۲.
  48. سید مرتضی، امالی المرتضی، ۱۹۹۸م، ج۱،‌ ص۱۶۲.
  49. شیخ صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۲۵۰، ح۲.
  50. نگاه کنید به: سوره زمر، آیه ۵۳؛
  51. نگاه کنید به: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۹، ص۴۹۹-۵۰۱.
  52. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۹، ص۳۱۰.
  53. نراقی، معراج السعادة، نشر هجرت، ص۲۰۰.
  54. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۴۲.
  55. کفعمی، البلد الأمین و الدرع الحصین، ۱۴۱۸ق، ص۴۰۴.
  56. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۶۹۶.
  57. صحیفه سجادیه، دعای ۱۶،‌ بند۸.
  58. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۵.
  59. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۲، ص۵۴.
  60. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۵۵-۲۵۷.
  61. سوره اعراف، آیه ۱۵۱؛ سوره یوسف، آیه ۶۴ و ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۸۳.
  62. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۴۱.
  63. سوره مؤمنون، آیه ۱۰۹ و ۱۱۸.
  64. صحیفه سجادیه، دعای ۶،‌ بند۲۴.
  65. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۳۵۷.
  66. نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، خطبه ۱۴۳، ص۱۹۹.
  67. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۴۳۰.
  68. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۵،‌ ص۴۸۹.
  69. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۶۹.
  70. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۱۸۴.
  71. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۸۹.
  72. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۶، ص۲۰۹.
  73. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۸۴.

منابع

  • صحیفه سجادیه
  • ابن‌عربی، محیی‌الدین، فصوص الحکم، قاهره، دار إحیاء الکتب العربیة، چاپ اول، ۱۳۵۶ق/۱۹۴۶م.
  • التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری(ع)، قم، مدرسة الإمام المهدی(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • تهانوی، محمدعلی، موسوعة کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، تحقیق علی دحروج، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، چاپ اول، ۱۹۹۶م.
  • جبوری، ریاض یونس، الصفات الالهیه المضافة فی القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۳۴ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم، تحقیق و نگارش حیدرعلی ایوبی، قم، اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
  • خاتمی، احمد، فرهنگ علم کلام، تهران، صبا، ۱۳۷۰ش.
  • خمینی، سید روح‌الله، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
  • راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، بیروت-دمشق، دارالقلم- الدارالشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، امالی المرتضی، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار الفکر العربی، چاپ اول، ۱۹۹۸م.
  • ‌ شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الامالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق و تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • فیض کاشانی، محمدمحسن، علم الیقین، تحقیق و تصحیح محسن بیدارفر، قم، بیدار، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درس‌هایی از قرآن‏، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم،‌ دار الکتاب،‌ چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • قمی،‌ شیخ عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، قم، اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین و الدرع الحصین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانش‌نامه عقاید اسلامی، قم، دار الحدیث، ۱۳۸۶ش.
  • مدنی شیرازی، سید علی‌خان، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین، قم،‌ دفتر انتشارات اسلامی،‌ چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۰ش.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، قم، نشر هجرت، بی‌تا.
  • نهج البلاغه، گردآورنده سید رضی، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ‌۱۴۱۴ق.