فتوحات اسلامی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

فتوحات اعراب مسلمان در زمان خلیفه اول، ابوبکر بن ابی قحافه آغاز شد. چون خلیفه از سرکوب جریان ارتداد اعراب، آسوده گشت روی به ایران و شام نمود و در آن سرزمین‌ها به پیش رفت.

فتوحات دوره ابو بکر

زمینه اولین لشکرکشی

بر اساس گزارش مورخین دو تن از اعراب به نام‌های مثنی بن حارثه و سوید بن قحطبه در مرزهای ایران تاخت و تاز می‌کردند و برخی قصبه‌ها را غارت می‌کردند و کسی به تعقیبشان نمی‌آمد. آنان نامه‌ای به ابوبکر نوشتند که اوضاع ایران پریشان است و از وی برای هجوم به ایران تقاضای اعزام سپاه کرد. ابوبکر خالد بن ولید را مامور کرد که به حیره رود و با یاران مثنی به ایران حرکت کند.[۱][۲]

آغاز فتوحات

نوشتار اصلی: فتح ایران

خالد اواخر سال ۱۱ از یمامه راهی عراق شد. مصاف با ایرانیان از شهر اُبُلّه نزدیک بصره امروزی آغاز شد.[۳]او سپس در نبردهای متعددی بر ایرانیان غلبه یافت.[۴] در ربیع الاول سال ۱۲ق سر انجام حیره را به محاصره گرفت و آنان را مخیر بر جزیه و جنگ و یا اسلام آوردن نمود. مردم حیره به جزیه راضی گشتند و بدین ترتیب اولین جزیه به سوی خلیفه ارسال شد.[۵] حیره سه بار بین مسلمین و ایرانیان دست به دست شدو آخرین بار توسط سعد بن ابی وقاص فتح گردید[۶] پس از فتح شهر انبار در غرب بغداد[یادداشت ۱] و عین التمر٬ در غرب کوفه[۷] خالد ماموریت یافت که به سوی شام حرکت کند.[۸] بدین سان فتوحات در دو سوی شبه جزیره دنبال گرفته شد.

فتح دمشق

ابوبکر ابتدا لشکری را به فرماندهی خالد بن سعید به شام گسیل داشت. اما با اصرار عمر و به این علت که وی هوادار علی است٬ ابو عبیده جراح به جای وی انتخاب گردید.[۹] عمرو عاص نیز با سپاهی راهی حمص و فلسطین گردید. با طولانی شدن نبرد با هرقل٬ امپراتور روم٬ ابوبکر٬ خالد بن ولید را نیز بدانجا اعزام نمود. نبرد اجنادین با کشته شدن عده زیادی از صحابه به پیروزی رسید.[۱۰]

با نبرد مرج الصفر اولین شهر شام به دست مسلمانان افتاد.[۱۱]سپس دمشق به محاصره مسلمانان در آمد.[۱۲] گفته شده در زمان محاصره بود که خبر عزل خالد بن ولید بدو رسید. اما یکی از اسقفان شهر با گرفتن امان نامه از او٬ راه ورود به شهر را به او نشان داد و مسلمانان وارد شهر شدند درگیری‌های زیادی در گرفت. با وجود اعتراض برخی از مسلمانان ابو عبیده امان نامه خالد را پذیرفت و به خلیفه نوشت که دمشق با صلح گشوده شد.[۱۳]

فتوحات دوره عمر بن خطاب

فتح کامل شام در خلافت عمر صورت گرفت. در ۱۵ق بعلبک و حمص با مصالحه مردم آن شهرها فتح گردید. در همین سال میان نهر اردن و بحر المیت واقع در شام جنگ بزرگ یرموک روی داد. هرقل از انطاکیه به قسطنطنیه گریخت.[۱۴] در ۱۶ق قدس به محاصره مسلمانان درآمد. آن شهر نیز طی صلح‌نامه با مسیحیان و با حضور عمر به دست مسلمانان افتاد.[۱۵] مسلمانان که قدس را از معراج پیامبر به یاد داشتند آن را گرامی داشته و بیت‌المقدس نام نهادند.[۱۶]

فتح مصر

با پیشنهاد عمرو بن عاص لشکرکشی به مصر که جزو قلمرو رومیان بود٬ آغاز شد. در ۲۰ق مصر با عقد پیمانی توسط مقوقس تسلیم شد. عمروعاص به سال ۲۱ عازم اسکندریه که پایگاه دریایی رومیان بود٬ شد و سه ماه آن دیار را محاصره کرد و به شمشیر گشود.[۱۷]

ادامه فتوحات در ایران

عمر بن خطاب ابو عبید بن مسعود ثقفی را با پنج هزار مرد جنگی به مرزهای عراق گسیل داشت.[۱۸]او پس از عبور از رود فرات در نبرد یوم الجسر در ۱۳ق از ایرانیان به فرماندهی بهمن جادویه٬ شکست خورد. اما سال بعد به پیروزی‌هایی دست یافت و بر بغداد و سپس بصره امروزی تسلط پیدا کرد.[۱۹]

این بار ایرانیان با سپاهی عظیم به فرماندهی رستم فرخ زاد و مسلمانان به فرماندهی سعد بن ابی وقاص به مصاف پرداختند. چون ایرانیان پیشنهاد مسلمانان مبنی بر پذیرفتن اسلام و یا پرداخت جزیه را نپذیرفتند٬ نبردی بزرگ در قادسیه روی داد و به هزیمت ایرانیان انجامید که تا تیسفون (مداین) عقب رفتند. به زودی تیسفون٬ پایتخت ساسانیان و سپس جلولا فتح شد و پادشاه ایران٬ یزدگرد به غرب گریخت.[۲۰] چون خبر این فتوحات به عمر رسید بدو دستور داد همانجا بماند و شهری برای مسلمین بنا کند. سعد کوفه را ساخت و مسلمانان را در آن جا سکنی داد.[۲۱]

ابوموسی اشعری اهواز را فتح کرد و سپس با همراهی عمار یاسر که جایگزین سعد شده بود شوشتر و شوش به تسلط مسلمانان در آمد. جنگ نهاوند که به فتح الفتوح شهره شد٬ در ۲۰ق رخ داد و با پیرزوی مسلمانان خاتمه یافت.[۲۲]

دوره عثمان بن عفان

عثمان با عزل ابو موسی اشعری از بصره٬ پسر خاله خود عبد الله بن عامر را والی آنجا نمود و از او خواست رو به فارس و خراسان گذارد. او با تسخیر اصطخر٬ دو سپاه به کرمان و خراسان فرستاد. نیشاپور٬ طوس٬ مرو٬ سپس هرات و کابل به صلح فتح شد.اخنف بن قیس که تحت امر عبد الله عامر بود٬ پس از سرکوب شورش مرو رو به بلخ نهاد و آن جا را به صلح گشود.[۲۳]

موضع علی(ع) در قبال فتوحات

هیچ یک از مورخین گزارشی حاکی از حضور امیرمومنان در فتوحات نقل نکرده است. چنان که عمر از عثمان خواست که از آن حضرت بخواهد که در فتح ایران شخصا در سپاه حضور یابد لیکن حضرت نپذیرفت ولی توصیه کرد خود خلیفه نیز همراه سپاه نرود.[۲۴] لیکن گزارش‌های متعددی از ارائه مشورت توسط آن حضرت به خلفای وقت در دست است. از جمله آن که:

  • چون ابوبکر برای فتح شام از اصحاب نظر خواست٬ نظر علی(ع)را پذیرفت که فرمود چه خلیفه خود شخصا به این نبرد روی آورد و چه لشگری از جانب خود بفرستد در هر دو حال پیروز خواهد بود زیرا از پیامبر شنیده است که دین اسلام بر همه ادیان غلبه خواهد کرد.[۲۵]
  • چون عمر خبر یافت که ایرانیان لشکری عظیم به نهاوند آورده‌اند تصمیم گرفت همه سپهایان را از عراق و شم بدانجا گسیل کند و خود همراه سپاه به مصاف رود. لیکن وقتی از دیگران نظر خواهی نمود تنها علی بود که که او را از فراخواندن سپاه شام برحذر داشت چه احتمال هجوم رومیان را در پی خواهد داشت. آن حضرت هم چنین خلیفه را از همراهی سپاه منع کرد چه در آن صورت ایرانیان در جنگ سخت‌تر و محکم‌تر خواهند بود.[۲۶]
  • چون ابوعبیده دمشق را فتح کرد از عمر بن خطاب کسب تکلیف کرد که به کدام سو برود؟ عمر با علی مشورت کرد و حضرت فرمود بدو بنویسد رو به بیت المقدس گذارد. عمر نیز چنین کرد. ابوعبیده ایلیا را در محاصر گرفت. مردم آن شهر و نیز بیت المقدس شرط کردند که با شخص خلیفه حاضر به عقد صلح‌نامه و پرداخت جزیه هستند. همه اصحاب مخالف رفتن خلیفه به فلسطین بودند اما او با نظر علی(ع) بدان سوی رفت.[۲۷]

در ایام خلافت امام علی فتوحات پایان یافت. او حتی برخی از سپاهان در خارج از حجاز- همانند سپاه اشعث در آذربایجان- را به عراق فراخواند. چرا که طغیان‌های داخلی و تحریف دین برای وی مهم‌تر بود. آن حضرت دلیل جنگ با برادران مسلمان را به جهت رسوخ کفر٬ کژی٬ شبهه و تاویل در اسلام شمرده است.[۲۸]

حضور اصحاب و یاران علی(ع) در فتوحات

خالد بن سعید بن عاص یکی از شیعیان علی(ع)است که سه ماه از بیعت با ابوبکر خودداری کرد. ابوبکر برای فتح شام او را فرمانده سپاه کرده بود لیکن با توصیه عمر او را عزل نمود.[۲۹] خالد در جنگ اَجنادَین[۳۰] و به قولی جنگ مَرْج الصُّفَّر[۳۱]به شهادت رسید.

عمار یاسر جانشین سعد در کوفه گردید و در فتح شوشتر حضور داشت.[۳۲] در فتح شام٬ هاشم بن عتبة بن ابی‌وقاص‌ مرقال‌،[۳۳] فضل بن عباس‌[۳۴] و مالک اشتر[۳۵] حضور داشتند.

برخی گفته‌اند امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) در زمان فتح گرگان در سال ۲۹ق همراه سعید بن عاص بودند.[۳۶] در گزارشی دیگر آمده است: هنگامی که امام حسن عازم جرجان بود، وارد اصفهان شد.[۳۷] البته بلاذری خود این گزارش را با عبارت «گفته شده است» آورده که حاکی از عدم اطمینان وی بدان می‌باشد. چنان که از عبارات نیز بر نمی‌آید که ایشان برای شرکت در جنگ آمده باشند. برخی محققین شیعه نیز معتقدند این گزارش‌ها قابل اعتماد نیستند چرا که از یک سو خلفا نسبت به حضور اهل بیت در فعالیتهای نظامی حساسیت داشتند و از دیگر سو اهل بیت به خاطر مشروعیت ندادن به فتوحات از شرکت در امور نظامی خودداری میکردند.[۳۸][یادداشت ۲]

آثار و پیامدهای فتوحات

  • رشد علم کلام و اعتقادات: فتح سرزمین‌های تازه موجب اختلاط مسلمانان با غیر مسلمانان و صاحبان آئینها و مذاهب دیگر گردید که در بین‌شان علما٬ احبار٬ اسقفها و بطریقهایی اهل بحث بودند که میخواستند درباره ادیان و مذاهب بحث کنند، در نتیجه بحث‌های کلامی اوج گرفت.[۳۹]
  • اوج گیری تبعض نژادی: با گسترش فتوحات و سرازیر شدن غنائم بی‌پایان به شبه جزیره غریزههای جاهلانه عرب بار دیگر سر به طغیان کشید.

آنان به تدریج روحیه امت‌های مستکبر و استعمارگر را به خود گرفتند. امت اسلام به عرب و غیر عرب تقسیم شد. معاویه٬ والی شام حکومت اسلامی را رنگ سلطنت داد و در بین مسلمانان چون قیصرهای روم رفتار کرد.[۴۰]خلیفه دوم اجازه نمی‌داد دختر عرب با مرد غیر عرب ازدواج نماید.وی معتقد بود فراگرفتن زبان فارسی موجب از بین رفتن مروت می‌شود.[۴۱]

علی(ع) معتقد بود در آستانه خلافت وی جامعه به جاهلیت خود بازگشته است.[۴۲] دیوان عمر بن خطاب مهاجر را بر انصار برتری می‌داد[۴۳] و سیاست‌های عثمان اموی را بر دیگران.[۴۴].این رویه چنان مستحکم شد که علی(ع) نیز نتوانست آن را برچیند. به او اعتراض می‌شد که چرا چونان عمر آنان را بر دیگران ترجیح نمی‌دهد.[۴۵]

  • برتری یافتن ثروت بر ایمان: پر بودن خزانه بیت المال و وابستگی مردم به عطایا ایمان آنان را تحت الشعاع خود گرفت.

عمر می‌گفت: اگر بخواهم می‌توانم این مردم را کافر کنم. گفتند: چگونه؟ گفت: سهمیه آنها را قطع می‌کنم.[۴۶]ابو جعفر نقیب بر آن بود که اگر عمر قبله مردم را از کعبه به بیت المقدس تغییر داده و یا یکی از نمازهای پنج‌گانه را حذف می‌کرد، کسی به او اعتراض نمی‌کرد، چرا که تمام تلاش مردم به دست آوردن مال بود، چون آن را به دست می‌آوردند ساکت می‌شدند.[۴۷]

مال اندوزی چنان بود که حتی خود عثمان برای آن که آیه کنز شامل حال او نشود٬ می‌خواست «واو» اول آیه برداشته شود تا آیه فقط شامل اهل کتاب باشد.[۴۸] میراثی که زبیر بن عوام پس از مرگش وانهاد تا پنجاه و دو میلیون درهم گزارش شده است.[۴۹]

  • گسترش سرزمینی بدون گسترش دین: حضور مسلمانان و سکونت دائمی آنها در سرزمین‌های مفتوحه موجب گسترش اسلام ‌می‌شد.

چنان که اشعث بن قیس در آذربایجان مشاهده کرد که بیشتر اهالی آن مسلمان شده و قرآن می‌خوانند.[۵۰] با این حال سیاست کلی فتوحات بر آن نبوده است. عثمان معتقد بود از مهم‌ترین عواملی که باعث خرابی جامعه اسلامی می‌شود خواندن قرآن توسط عجمان است.[۵۱]

انگیزه خلفا از فتوحات

  • دور کردن و سرگرم ساختن مخالفان: راهی کردن صحابه معترض یا مخالف به فتوحات همواره مورد توجه خلافت بود. معاویه به عثمان توصیه کرد مخالفانش را به جهاد بفرستد تا زخم‌های شترهاشان برایشان مهم‌تر از نماز باشد.[۵۲]ابن عامر نیز گفت: آنان را به جهاد مشغول کند تا علیه او شایعه سازی نکنند.[۵۳]
  • کسب مشروعیت : بسیاری از اعراب پس از رحلت پیامبر با حکومت مرکزی سازگاری نداشتند چنان که مسئله مرتدین و مانعین زکات پیش آمد. اما این فتوحات بسیاری از آن‌ها را مجاب کرد. حضرت علی(ع) گوشزد کرده است که «پس از آن خداوند فتوحاتی نصیب مسلمانان کرد، سیری پس از گرسنگی و دارایی پس از ناداری سبب شد تا چیزهایی که از اسلام برایشان‌ خوشایند نبود، در دیدگانشان خوب جلوه کند و آن‌چه از دین نزدشان مضطرب و متزلزل بود در قلبشان جای گیرد و گفتند: اگر این آیین بر حق نبود، چنین و چنان نمی­ شد».[۵۴] حذیفة بن یمان، با این که از یاران نزدیک علی بود و در فتوحات نقش داشت، خلافت عمر را چنین توصیف می‌کند: «اسلام در زمان عمر مانند مردی رو به جلو بود که هیچ گاه به عقب باز نمی‌گشت، اما با قتل عمر همواره در عقب‌روی بود».[۵۵]

پانویس

  1. ابن اعثم٬ الفتوح، ۱۴۱۱ق٬ ج۱، ص۷۰
  2. الدینوری٬ الاخبار الطوال، ۱۳۶۸ش٬ ص۱۱۱
  3. الطبری٬ تاریخ الامم و الملوک٬ ۱۳۸۷ق٬ ج۳ ٬ ص۳۴۳
  4. ابن اثیر٬ الکامل،۱۳۸۵ق٬ ج۲، ص۳۸۷
  5. دینوری٬ اخبار الطوال٬ ۱۳۶۸ش٬ ص۱۱۲
  6. ابن اثیر٬ الکامل،۱۳۸۵ق٬ ج۲، ص۳۸۷
  7. الحموی٬ معجم البلدان٬ ۱۹۹۵م ٬ ج۴ ٬ ص۱۷۸
  8. دینوری٬ اخبار الطوال٬ ۱۳۶۸ش٬ ص۱۱۲
  9. یعقوبی٬ تاریخ یعقوبی، ۱۳۵۸ق٬ ج۲ ٬ ص۱۳۳
  10. ابن کثیر٬ البدایه و النهایه٬ ۱۴۰۷ق٬ ج۷ ٬ ص۵۵
  11. ابن مسکویه الرازی٬ تجارب الأمم،۱۳۷۹ش٬ ج۱ ٬ ص۲۹۸
  12. البلاذری٬ فتوح البلدان،۱۹۸۸م٬ ص۱۲۱
  13. البلاذری٬ فتوح البلدان، ۱۹۸۸م٬ ص۱۲۳ - ۱۲۵
  14. المقدسی٬ البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵ ٬ ص۱۸۴
  15. بلاذری٬ فتوح البلدان٬ ۱۹۸۸م٬ ص۲۲۳
  16. خسروشاهی، تاریخ بیت المقدس و مسئله فلسطین،۱۳۵۴ ٬ ص۱۵
  17. بلاذری٬ فتوح البلدان٬ ۱۹۸۸م٬ ص۲۲۳
  18. الدینوری٬ اخبار الطوال٬ ۱۳۶۸ش٬ ص۱۱۳
  19. المقدسی٬ البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵ ٬ ص۱۷۰
  20. ابن اعثم٬الفتوح، ۱۴۱۱ق٬ ج۱، ص۲۱۵
  21. ابن طقطقی٬ الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، ۱۴۱۸ق٬ ص۸۶
  22. ابن طقطقی٬ الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، ۱۴۱۸ق٬ ص۱۸۰ -۱۸۲
  23. ابن اعثم٬الفتوح، ۱۴۱۱ق٬ ج۲، ص۳۳۷
  24. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۳۴۶ق٬ ج۲، ص۳۱۸.
  25. ابن اعثم٬الفتوح، ۱۴۱۱ق٬ ج۱، ص۸۱
  26. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق٬ ج۳، ص۷.
  27. واقدی، فتوح الشام، ۱۴۰۹ق، ج۱ ٬ ص۱۴۴-۱۴۸
  28. نهج البلاغه٬ خطبه۱۲۲
  29. یعقوبی٬ تاریخ یعقوبی، ۱۳۵۸ق٬ ج۲ ٬ ص۱۱۱.
  30. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق٬ ج۲، ص۴۲۲
  31. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق٬ ج۴، ص۹۹
  32. ابن طقطقی٬ الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، ۱۴۱۸ق٬ ص۱۸۰ -۱۸۲
  33. الدینوری٬ الأخبار الطوال، ۱۳۶۸ش٬ ص۱۲۰
  34. ابن اثیر، اسد الغابه، ۱۴۰۷ق٬ ج۴ ٬ ص۶۶.
  35. ابن خلدون٬ دیوان المبتدأ و الخبر٬ ۱۴۰۸ق٬ ج۲ ٬ ص۵۸۱
  36. البلاذری٬ فتوح البلدان، ۱۹۸۸م٬ ص۳۲۶
  37. الأصبهانی، ذکر أخبار إصبهان٬ ۱۹۳۴م٬ ج۱ ٬ ص۴۷
  38. منتظر القائم٬ تاریخ امامت، ص۱۰۹
  39. طباطبایی٬ المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق٬ ج۵، ص۲۷۶
  40. طباطبایی٬ المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق٬ ج۵، ص۲۷۳
  41. ابن شاذان٬ الإیضاح٬ ج۱ ٬ ص۲۸۱
  42. ابن ابی الحدید٬ شرح نهج البلاغه٬ ۱۴۰۴ق٬ ج۱۳، ص۱۷۹
  43. ابن ابی الحدید٬ شرح نهج البلاغه٬ ۱۴۰۴ق٬ ج۸، ص۱۱۱
  44. سیوطی٬ تاریخ الخلفا، ۱۹۹۲م٬ ص۱۶۴
  45. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق٬ ج۷، ص۴۱
  46. اسکافی٬ المعیار و الموازنه،بی‌تا٬ ص۸۷
  47. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق٬ ج۱۲، ص۹۰
  48. نک: سیوطی٬ الدر المنثور، ج۳، ص۲۳۲
  49. ابن سعد٬ الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق٬ ج۳ ٬ص ۸۱
  50. بلاذری٬ فتوح البلدان، ص۳۲۰
  51. حسین٬ الفتنة الکبری، ص۷۲
  52. ابن قتیبه٬ الامامه و السیاسه٬ ۱۴۱۰ق٬ ج۱ ٬ ص۴۹
  53. طبری٬ تاریخ الامم و الملوک٬ ۱۳۷۵ش٬ ج۴ ٬ ص۳۳۳
  54. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه٬ ج۱ ٬ ص۵۷
  55. ابن سعد٬ الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق٬ ج۳ ٬ص ۲۸۵
  1. انبار یا اهراء شهری بود که محل ذخیره غله و آذوقه ایرانیان بود.(الحموی٬ معجم البلدان٬ ۱۹۹۵م ٬ ج۱ ٬ ص۲۵۸)
  2. جهت کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به مجله «تاریخ در آیینه پژوهش، پیش شماره دوم، بهار ۱۳۸۲، مقاله: مواضع امام علی(ع) در برابر فتوحات خلفا»، مراجعه فرمایید. http://noo.rs/D4PuM

منابع

  • واقدی، محمد بن عمر٬ فتوح الشام، بیروت، دارالفکر٬ ۱۴۰۹ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، چاپ احسان عباس، ۱۴۰۵ق.
  • ابن عبدالبر القرطبی، یوسف بن عبداللّه٬ الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت،‌دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • الاصبهانی٬ أبی نعیم أحمد بن عبد الله٬ أخبار إصبهان٬ لیدن٬ ۱۹۳۴م
  • الجرجانی٬ أبو القاسم حمزة بن یوسف٬ تاریخ جرجان٬ محقق: تحت مراقبة محمد عبد المعید خان٬ بیروت٬ عالم الکتب٬ ط۴ ٬ ۱۴۰۷ق.
  • اسکافی٬ محمد بن عبدالله٬ المعیار و الموازنه، تصحیح محمدباقر محمودی٬ بی‌جا٬ بی‌تا.
  • ابن شاذان٬ فضل٬ الإیضاح٬ محقق:سید جلال الدین حسینی ارموی٬ تهران٬ موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
  • ابن اثیر، عزالدین٬ الکامل فی التاریخ، بیروت،‌دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • الطباطبایی٬ سید محمدحسین٬المیزان فی تفسیر القرآن، قم٬ دفتر انتشارات اسلامی٬ چ۵ ٬ ۱۴۱۷ق.
  • مسعودی، ابو الحسن علی٬ مروج الذهب و معادن الجوهر، مصر، مطبعة البیهة المصریه٬ ۱۳۴۶ق.
  • ابن اعثم الکوفی٬ أبو محمد أحمد، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۱ق.
  • الدینوری٬ ابو حنیفه احمد بن داود٬ الأخبار الطوال، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش
  • سیوطی٬ جلال الدین عبد الرحمان بن ابی بکر٬ تاریخ الخلفا، تحقیق رهاب خضر عکاوی، بیروت، موسسه عز الدین، ۱۹۹۲م.
  • ابن الأثیر٬ عز الدین أبو الحسن٬ أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت،‌دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • حسین٬ طه٬ الفتنة الکبری، قاهره٬‌دار العارف٬ ۱۴۰۰ق.
  • الیعقوبی٬ ابن واضح٬ تاریخ یعقوبی، نجف، مکتبة المرتضویه٬ ۱۳۸۵۸ق.
  • البلاذری،أبو الحسن أحمد بن یحیی٬ فتوح البلدان، بیروت،‌دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
  • الحموی، شهاب الدین ابو عبد الله یاقوت بن عبد الله٬ معجم البلدان، بیروت،‌دار صادر، ط الثانیة، ۱۹۹۶م.
  • ابن الطقطقی ٬محمد بن علی بن طباطبا٬ الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق عبد القادر محمد مایو، بیروت،‌دار القلم العربی، ط الأولی، ۱۴۱۸ق.
  • المقدسی٬ مطهر بن طاهر٬ البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.
  • ابن خلدون٬ عبد الرحمن بن محمد٬ دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت،‌دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸ق.