پرش به محتوا

حور العین

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از حورالعین)
معاد
مرگ
احتضارعزرائیلغسل میتکفننماز میتتدفینشهادت
برزخ
شب اول قبرسؤال قبرنکیر و منکرحیات برزخیبدن برزخی
قیامت
اسرافیلمعاد جسمانینفخ صورنامه اعمالصراطصحرای محشراصحاب یمیناصحاب شمال
بهشت
درهای بهشتحور العینغلمانرضواننعمت‌های بهشت
جهنم
درهای جهنمدرکات جهنمزقوماسفل سافلینهاویهجحیمغساق
مفاهیم وابسته
شفاعتتجسم اعمالرقیب و عتیدتناسخرجعتروحباقیات صالحات

حورُ الْعین یا حوری واژه‌ای قرآنی است که به زنان فراخ چشم بهشتی اشاره دارد. این موجودات دارای صفاتی چون زیبایی خیره‌کننده (مانند مروارید و یاقوت)، اخلاق نیکو، جوانی ابدی، وفاداری به همسران، چشمانی درشت و زیبا، اندامی ظریف و پوشیده در خیمه‌ها، و خوش‌زبانی هستند. در قرآن، این مفهوم گاهی با صفاتی چون «قاصرات الطرف» (زنان محدودکننده نگاه) و «ازواج مطهره» (همسران پاکیزه) همراه می‌شود. مفسران معتقدند این نعمت‌های بهشتی، هم برای مردان و هم برای زنان بهشتی فراهم است و «ازواج» به معنای همسران است، نه صرفاً زنان.

روایات اسلامی، اعم از شیعه و سنی، بر تعداد زیاد این حوریان برای مؤمنان و همچنین بر مواد خلقت و زیبایی خارق‌العاده آن‌ها تأکید دارند. اعمالی مانند فروخوردن خشم، جهاد، پرهیز از مال حرام، چشم‌پوشی از نامحرم و قرائت سوره‌هایی خاص از قرآن، به‌عنوان پاداش دریافت حورالعین ذکر شده است.

در خصوص هویت حوریان، مفسران اختلاف نظر دارند؛ برخی معتقدند آن‌ها همان همسران زمینی مؤمنان هستند که با خلقت جدید به شکلی دیگر در بهشت حضور می‌یابند، درحالی‌که برخی دیگر به وجود دو دسته زنان بهشتی (حوریان و همسران بازآفریده شده) اشاره می‌کنند. با وجود این، روایات تأکید دارند که زنان زمینی جایگاه والاتری نسبت به حوریان بهشتی دارند.

در آیین زرتشت، ویژگی‌هایی معادل حوریان بهشتی مانند دختران زیبا، سفید، باکره و پانزده ساله که شب سوم پس از مرگ به درگذشتگان می‌پیوندند، در اوستا ذکر شده است. در مسیحیت، به صراحت اشاره‌ای به حوریان بهشتی نیست، اما انگور سفید به‌عنوان میوه اخروی، معادل مفهوم حورالعین در قرآن تلقی می‌شود. در آیین یهود، با وجود اشارات به زندگی اخروی در متون ربانی و تلمودی، مفهوم حوری بهشتی به شکل اسلامی آن وجود ندارد.

حور العین در قرآن

حور العین واژه‌ای قرآنی که به معنای زن فراخ چشم معنی شده است.[۱] در آیات قرآن، با عباراتی چون «قاصرات الطرف» (زنان محدودکننده نگاه)[۲] و «ازواج مطهره» (همسران پاکیزه)[۳] نیز به زنان بهشتی اشاره شده است. براساس تفاسیر برخی از مفسران، این نعمت همسران پاکیزه، مختص مردان بهشتی نیست و شامل زنان بهشتی نیز می‌شود. آیه ۲۵ سوره بقره می‌فرماید: «و برای آنان در آنجا همسرانی پاک و پاکیزه است.» برخی معتقدند ضمیر «آنان» به همه بهشتیان (زن و مرد) بازمی‌گردد، زیرا «ازواج» جمع «زوج» (همسر) است و نه صرفاً «زوجه» (زن).[۴]

ویژگی‌های حورالعین درقرآن:

  • همچون مروارید در صدف.[۵]
  • همچون یاقوت و مرجان.[۶]
  • اخلاق نیکو و صورت زیبا.[۷]
  • پوشیده در خیمه‌ها و پنهان از دید مردان بیگانه.[۸]
  • همیشه جوان.[۹]
  • شیفته شوهران خود.[۱۰]
  • دارای چشم‌هایی زیبا.[۱۱]
  • همخوابگانی بالا بلند.[۱۲]
  • خوش‌زبان و فصیح.[۱۳]
  • حوریانی همسن و سال و درشت‌سینه.[۱۴]

توصیف حور العین در احادیث شیعه

در روایات شیعه، تعداد حوریان بهشتی برای هر مؤمن پانصد تن ذکر شده است که هر کدام با هفتاد غلام و هفتاد کنیز همراه هستند و زیبایی آن‌ها به لؤلؤ تشبیه شده است.[۱۵] طبق روایتی دیگر، هر مؤمن هفتاد همسر از حوریان و چهار همسر انسانی خواهد داشت که در بهشت با آن‌ها معاشرت می‌کنند.[۱۶] همچنین، نهرهای بهشتی از نهر کوثر سرچشمه می‌گیرند که در کرانه‌های آن، دختران زیبایی با اندام‌های برجسته (مانند گیاه) می‌رویند.[۱۷] این دوشیزگان با آوازهایی دلنشین که تا به حال شنیده نشده، به تسبیح خداوند[۱۸] و بیان احساسات خود درباره همسرانشان می‌پردازند و این نعمت، بالاترین نعمت بهشتی برشمرده شده است.[۱۹]

از امام علی(ع) نقل شده که هر حوریه هفتاد جامه بر تن دارد و سفیدی ساق پایش از زیر این لباس‌ها نمایان است.[۲۰] در روایتی منسوب به پیامبر(ص) از شب معراج، آمده است که نوری هنگام ورود به بهشت، ناشی از تبسم یکی از حوریان علی بن ابی طالب(ع) بوده که به پیامبر(ص) نگریسته است.[۲۱]

حور العین در منابع اهل سنت

در منابع روایی اهل سنت، چگونگی آفرینش حوریان بهشتی به قطرات باران ابری در آسمان عرش،[۲۲] تسبیح فرشتگان،[۲۳] یا زعفران[۲۴] نسبت داده شده است. در برخی روایات، ماده خلقت آنان زعفران، مشک، عنبر و کافور ذکر شده است.[۲۵] بدن حوریان بسیار سفید و درخشان توصیف شده، به گونه‌ای که ظرافت اندامشان به حدی است که عصب ساق پایشان از پشت هفتاد لباس ابریشم نمایان است.[۲۶] ابروانشان خطی سیاه بر فراز نور، پیشانی‌شان شبیه هلال ماه، و چهره‌های درخشانشان بازتاب‌دهنده نور الهی است.[۲۷] آنان با جواهرات و سنگ‌های قیمتی فراوانی زینت یافته‌اند؛ به طوری که نمایان شدن دستبند یک حوریه، تمام دنیا را نورانی می‌کند.[۲۸] همچنین آمده است که اگر زنی بهشتی بر اهل دنیا ظاهر شود، نور و بوی او آسمان و زمین را فرا می‌گیرد[۲۹] و اگر قطره‌ای از آب دهانش در دریا بریزد، آب آن شیرین می‌شود.[۳۰]

حور العین در ادیان دیگر

در آیین زرتشت، مفاهیم مشابهی با حوریان بهشتی در اوستا ذکر شده است؛ به طوری که زرتشت در پاسخ به اهورامزدا، از دختران زیبا، سفیدرو، باکره و پانزده ساله سخن می‌گوید که در شب سوم پس از مرگ به سراغ درگذشتگان می‌آیند.[۳۱] در آیین مسیحیت، اگرچه توصیف صریحی از زنان زیبا و دوشیزگان بهشتی وجود ندارد، اما به جای آن، نعمت انگور سفید به‌عنوان میوه اخروی مطرح شده است که مسیحیان آن را معادل مفهوم حورالعین در اسلام می‌دانند.[۳۲] در آیین یهود، تورات و متون ربانی به زندگی اخروی اشاره دارند، اما مفهومی مشابه حوریان بهشتی که در اسلام وجود دارد، در شمار نعمت‌های بهشتی این آیین دیده نمی‌شود.[۳۳]

حوریان زنان بهشتی‌اند یا همان همسران زمینی

در مورد ماهیت حوریان بهشتی، میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. برخی با استناد به آیاتی که زندگی در بهشت را شبیه زندگی زمینی توصیف می‌کنند و بر حضور اعضای خانواده در کنار یکدیگر تأکید دارند،[۳۴] معتقدند حوریان بهشتی همان همسران مؤمنان در دنیا هستند که با خلقت جدید، دوشیزه و هم‌سن و سال همسرانشان می‌شوند.[۳۵] در مقابل، برخی دیگر با توجه به آیاتی از سوره واقعه که بهشتیان را به دو دسته حورالعین و همسرانِ خلق‌شده از نو تقسیم می‌کند،[۳۶] بر این باورند که علاوه بر زنان زمینی که با خلقت جدید، باکره می‌شوند، دسته‌ای دیگر از حوریان با ماهیتی متفاوت در بهشت خلق خواهند شد. با این حال، روایات مؤکد هستند که زنان زمینی از جایگاه و مرتبه والاتری نسبت به حوریان بهشتی برخوردارند.[۳۷]

اعمالی که پاداشش حورالعین است

برای برخی اعمال نیک، مانند فروخوردن خشم، جهاد در راه خدا، پرهیز از مال حرام، چشم‌پوشی از نامحرم[۳۸] و خواندن سوره‌هایی از قرآن (مانند انسان، نوح، زمر، شوری، شعرا، نمل و قصص)، پاداش داشتن حورالعین ذکر شده است.[۳۹] همچنین در روایتی از امام موسی کاظم(ع) آمده است که بهشت و حورالعین مشتاق دیدار کسانی هستند که مساجد را جارو و تمیز می‌کنند.[۴۰]

پانویس

  1. سوره دخان، آیه۵۴. سوره طور، آیه۲۰. سوره واقعه، آیه۲۲.
  2. سوره صافات، آیه۴۸و سوره الرحمن، آیه۵۶.
  3. سوره بقره، آیه۲۵ و آل عمران، آیه۱۵ و نساء۵۷.
  4. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۶، ص۲۶۱.
  5. وحورٌ عینْ کَأمثالِ اللؤلؤِ المکنون (واقعه،۲۲و۲۳)
  6. کانّهُنّ الیاقوتُ والمَرجانُ (الرحمن،۵۸)
  7. فیهنّ خَیراتٌ حِسانٌ (رحمن،۷۰)
  8. حُورٌ مَقصُوراتٌ فی الخیام (الرحمن،۷۲)
  9. إنّا أنْشَأناهُنَّ إنْشاءاً*فجعلناهُنّ أبکاراً (واقعه،۳۵و۳۶)
  10. عُرُباً اَتْراباً (واقعه،۳۷)
  11. وعندهم قاصراتُ الطَرفِ عینٌ کَأنهُنّ بَیضٌ مکنونٌ (صافات،۴۸و۴۹)
  12. وَفُرُ‌شٍ مَّرْ‌فُوعَةٍ (واقعه،۳۴)
  13. عُرُ‌بًا أَتْرَ‌ابًا (واقعه،۳۷)
  14. وَکوَاعِبَ أَتْرَ‌ابًا (نبأ،۳۳)
  15. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ح۲۰۵.
  16. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۵۷.
  17. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۶.
  18. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ص۱۲۷.
  19. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۴و۱۹۵.
  20. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ح۲۰۵.
  21. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۹، ص۲۳۶.
  22. قرطبی، جامع احکام قرآن، ۱۳۶۴ش، ذیل واژه رحمن، آیه۷۲.
  23. ثعلبی، تفسیر ثعلبی، ۱۴۲۲ق، ذیل سوره واقعه، آیه ۳۵.
  24. طبری، جامع طبری، ذیل سوره واقعه، آیه۲۲.
  25. قرطبی، جامع احکام قرآن، ۱۴۰۵ق، ذیل سوره واقعه، آیه۲۲.
  26. بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۸۸.
  27. بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۰۶ق، ج۱۴، ص۹۵.
  28. قرطبی، التذکره فی احوال الموتی و امور الآخره، ۱۴۱۰ق،‌ ج۱، ص۱۵۰.
  29. بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۲۰۴.
  30. ثعلبی، تفسیر ثعلبی، ۱۴۲۲ق، ذیل سوره رحمن، آیه۷۲.
  31. اوستا، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۵۱۱، و ج۲، ص۸۷۰.
  32. کریمی‌نیا، مسئله تأثیر زبان‌های آرامی و سریانی در زبان قرآن، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۴۵و۵۶.
  33. کوهن، گنجینه‌ای از تلمود، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۳۶۲و۳۹۱.
  34. سوره رعد، آیه۲۳. سوره یس، آیه۵۶. سوره غافر آیه۸.
  35. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۹۰ش، ذیل سوره واقعه، آیه ۳۵.
  36. سوره واقعه، آیه۷و۴۰.
  37. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۸۱.
  38. صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۴۷۳و۴۷۴.
  39. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۱۹۱و۱۹۲.
  40. مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۳، ص۲۸۲. «إنَّ الجَنَّةَ و الحُورَ لَتَشتاقُ إلی مَن یکسَحُ المَساجِدَ و یأخُذُ مِنهُ القِذی»

منابع

  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، مقدمه محمدمنیر دمشقی، بیروت ۱۴۰۶ق.
  • ثعلبی، ابواسحاق، تفسیر ثعلبی، تحقیق: ابن عاشور، نشر،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.
  • راغب، حسین بن محمد، مفردات الفاظ قرآن، تحقیق: غلامرضا خسروی حسینی، تهران، مکتب مرتضویه، ۱۳۸۳ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کتاب من لایحضره الفقیه، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه بیستونی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۹۰ش.
  • طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین و مطلع النیرین، تهران، ۱۴۰۸ق.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، انتشارت امیرکبیر، ۱۳۶۳ش.
  • قرطبی، ابوعبداللّه، جامع احکام قرآن، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۶۴ش.
  • کوهن، گنجینه‌ای از تلمود، نشر، اساطیر، تهران، ۱۳۹۰ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،‌ تهران، دارالکتاب الاسلامیه،‌ ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون