درکات جهنم
| مرگ | |
|---|---|
| احتضار • عزرائیل • غسل میت • کفن • نماز میت • تدفین • شهادت | |
| برزخ | |
| شب اول قبر • سؤال قبر • نکیر و منکر • حیات برزخی • بدن برزخی | |
| قیامت | |
| اسرافیل • معاد جسمانی • نفخ صور • نامه اعمال • صراط • صحرای محشر • اصحاب یمین • اصحاب شمال | |
| بهشت | |
| درهای بهشت • حور العین • غلمان • رضوان • نعمتهای بهشت | |
| جهنم | |
| درهای جهنم • درکات جهنم • زقوم • اسفل سافلین • هاویه • جحیم • غساق | |
| مفاهیم وابسته | |
| شفاعت • تجسم اعمال • رقیب و عتید • تناسخ • رجعت • روح • باقیات صالحات | |
دَرَکات جَهنّم جایگاهها و درجات مختلف گناهکاران در جهنم است که در مقابل درجات بهشت قرار دارند. در جهنم، همه دوزخیان، از جن و انس، بر پایه اعمالشان، از جهت کیفر و مجازات در هفت درکه و درجه قرار میگیرند و نوع و شدت عذابشان متفاوت است.
در قرآن، جایگاه منافقان، پایینترین و پستترین مرتبه دوزخ (دَرَک الاَسفَل) گفته شده است. در روایات به اسامی درکات جهنم و رتبه هر کدام نسبت به یکدیگر اشاره شده است: سَقَر، کُبَر، سَعیر، هاویه، جَحیم، ماهیه، غَیّ، لَظی نام این درکات است.
واژهشناسی
به گفته راغب اصفهانی «دَرْک» در مقابل «دَرْج»، برای پایین آمدن و درج برای بالا رفتن به کار میرود. به همین جهت به مقامات بهشت «درجات بهشت» و به درجات جهنم «درکات جهنم» میگویند.[۱] دَرَکات جمع کلمه «دَرْک» یا «دَرَک» و معنای اصلی آن رسیدن به امری یا تسلط بر آن، چه در امور مادی و چه در امور معنوی و عقلی، گفته شده است.[۲]
واژه «درک» و همخانوادههای آن در قرآن به کار رفته است؛ آیه ۱۴۵ سوره نساء جایگاه منافقان را در پایینترین و پستترین جای دوزخ ترسیم میکند. همچنین در آیه ۷۷ سوره طه که به وحی خداوند به حضرت موسی برای خروج شبانگاهی مؤمنان از شهر و پدید آوردن راهی خشک در دریا اشاره دارد، به موسی وحی میشود: «لا تَخافُ دَرَکا؛ از رسیدن [فرعونیان] نترس».
در زبان عامه برای نشان دادن تنفر یا بیاعتنایی یا فحش از ترکیباتی با واژه درک استفاده میشود؛ مانند: به درک، به درک اسفل، به درک رفتن، به اسفل السافلین.[۳]
درکات و طبقات جهنم
در قرآن[۴] برای هر یک از مؤمنان و کافران، از جن و انس، بر پایه اعمالشان، رتبهای در بهشت یا جهنم ترسیم شده که از جهت ثواب و عقاب، ارزش یا پستی آن رتبه و جایگاه مختلف است.[۵] طبق آیه ۳ سوره واقعه (خافِضَةٌ رافِعَةٌ)، در قیامت، گروهی که در دنیا بلندمرتبه بودند، بر پایه اعمال خبیث، به درکات جهنم نزول میکنند و عدهای که در دنیا دونپایه بودند، به خاطر اعمال حسنه، به درجات بهشت ورود میکنند.[۶]
درها، طبقات و درکات جهنم
در آیات قران[۷] از درهای جهنم سخن گفته شده و هفت در برای جهنم[۸] ذکر شده است. در برخی از روایات، هفت درِ جهنم به هفت طبقه آن تفسیر شده است.[۹] در روایتی از امام باقر(ع) نام این هفت طبقه چنین ذکر شده است: جحیم، لَظیٰ، سَقَر، حُطَمه، هاویه، سَعیر، جهنم.[۱۰] مفسران نیز برای درهای جهنم چهار احتمال بیان کردهاند که یکی از آنها به معنای طبقات و درکات جهنم است.[۱۱] در برخی از احادیث، مکان و تفاوت این طبقات (پایین و بالا بودن نسبت به یکدیگر) بیان شده است.[۱۲]
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان معتقد است در قرآن، چگونگی درهای جهنم و این که آیا طبقات یا درکات جهنم هستند، صریحاً بیان نشده است؛ اما با توجه به آیات دیگر قرآن، معنای درکات برای ابواب صحیحتر است. به نظر او اگر آیه ۴۴ سوره حجر چنین معنایی داشته باشد، روایاتی که درباره طبقهبندی عذابهای جهنم آمده است مؤید آن خواهد بود..[۱۳]
تعداد درکات جهنم
تعداد درکات و درجات جهنم همانند طبقات آن هفت عدد گفته شده است.[۱۴] در تفسیر مجمع البیان از ضحاک نقل شده است که در هر درکه گروه خاصی عذاب میشوند: درکه اول: اهل توحید بر اساس اعمال و عمرشان در دنیا؛ درکه دوم: یهودیان؛ درکه سوم: مسیحیان؛ درکه چهارم: صابئین؛ درکه پنجم: مجوسیان؛ درکه ششم: مشرکان از اعراب؛ درکه هفتم: منافقان.[۱۵] برخی از مفسران، درکه و درجه اول را جای گنهکاران اهل توحید و شش درکه بعد را جای کافران و مشرکین دانستهاند.[۱۶]
در بعضی از تفاسیر، بر اساس اقوال مفسران یا روایات، برخی از تعابیر قرآن درباره جهنم، نام یکی از درکات جهنم شمرده شده است:
پایینترین درکه جهنم
طبق آیه ۱۴۵ سوره نساء، پایینترین نقطه و قعر جهنم (دَرَک اَسفَل)، به منافقان تعلق دارد: «إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْک الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ».[۲۵] این آیه، ضمن این که به روشنی، مسیر و سرانجام منافقان را بیان میکند، نشان میدهد از نظر قرآن و اسلام، نفاق از انواع کفر شدیدتر است و منافقان دورترین مخلوقان به خدایند[۲۶] و در پایینترین درکه جهنم قرار میگیرند. ازآنجاکه مراتب نفاق به تعداد منافقان است، هر کدامشان به اندازه عناد و سیرت خود در مرتبهای از درکات جهنم جای میگیرند و هیچ کمکی مانند شفاعت، تخفیف یا تأخیر در عقوبت، به آنها نمیشود؛[۲۷] مگر کسانی که طبق آیه ۱۴۶ سوره نساء («إِلَّا الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ.....»)، توبه و عقیده و رفتارشان را اصلاح کنند، به خدا تمسک بجویند و در دینداری خالص و بدون ریا باشند که در این صورت جزو مؤمنان خواهند بود.[۲۸] گفته شده با اینکه طبق این آیه پایینترین درکه از درکات جهنم را از آنِ منافقان است؛ اما مانعی وجود ندارد که کافرانی همچون فرعون و هامان و ابوجهل نیز در این جایگاه وارد شوند.[۲۹] برخی از مفسران یکی از احتمالات تفسیری از تعبیر قرآنی «اَسْفَلَ سافِلین» در آیه ۵ سوره تین را طبقات جهنم و پایینترین مرتبه عذاب دانستهاند.[۳۰]
انواع عذاب در درکات جهنم
درکات جهنم از حیث نوع عذاب متفاوت شمرده شدهاند.[۳۱] این تفاوت در عذاب نیز به خاطر اختلاف جهنمیان در كفر و فسق است.[۳۲] در نگاه مؤلف تفسیر روح البیان، خداوند نفس آدمی را بر وضعیت و صورت جهنم خلق کرده است و بر اساس هر هفت درکه جهنم، هفت صفت در نفس قرار داده است که راه ورود به جهنم است: کبر، حرص، شهوت، حسد، غضب، بخل و حقد؛ پس اگر کسی خودش را از این صفات تزکیه کند، از درکات پست جهنم میگذرد و به درجات بلند بهشت میرسد.[۳۳]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ راغب، المفردات، ۱۴۱۲ق، ص۳۱۱.
- ↑ مصطفوی، التحقیق فی کلمات القران الکریم، ۱۳۶۰ش، ج۳، ص۲۰۲.
- ↑ لغتنامه دهخدا، ماده «درک».
- ↑ نگاه کنید به: سوره احقاف، آیه ۱۹ ؛ سوره آل عمران، آیه ۱۶۳ ؛ سوره انعام، آیه ۱۳۲ .
- ↑ نگاه کنید به تفاسیر آیات، از جمله: قاسمى، محاسن التاویل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۵۲ و ج۴، ص۴۹۶؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۳۵۶ و ج۱۸، ص۲۰۴.
- ↑ ملاحویش، بیان المعانى، ۱۳۸۲ق، ج۲، ص۲۳۸.
- ↑ نگاه کنید به: سوره نحل، آیه ۲۹؛ سوره غافر، آیه ۷۶ .
- ↑ سوره حجر، آیه ۴۴.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۹؛ جوادی آملی، معاد در قرآن، ۱۳۹۴ش، ص۴۲۶.
- ↑ جوادی آملی، معاد در قرآن، ۱۳۹۴ش، ص۴۲۶ـ۴۲۸؛ به نقل از: نور الثقلین، ج۳، ص۱۷، ح۶۰.
- ↑ عشریه، «بررسی ابواب جهنم در قرآن»، مشکوة، ۱۳۹۶ش، ص ۲۸ و ۳۰.
- ↑ جوادی آملی، معاد در قرآن، ۱۳۹۴ش، ص۴۲۸ـ۴۲۹ (به نقل از: نور الثقلین، ج۳، ص۱۷، ح۶۴).
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۷۰ و ج۱۷، ص۳۵۲.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۲۰.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۲۰.
- ↑ امین، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، ج۳، ص۳۲۳.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۵۸۶؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۸۷.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۲۶۹.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۹.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۹.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۹.
- ↑ حقى بروسوى، تفسیر روح البیان، دارالفکر، ج۱۰، ص۵۰۰.
- ↑ حقى بروسوى، تفسیر روح البیان، دارالفکر، ج۱، ص۳۴.
- ↑ فخر رازى، مفاتيح الغيب، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۶۴۲ و ج۳۱، ص۱۸۶.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۳۶۸؛ امین، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، ج۴، ص۲۰۳.
- ↑ مکارم شیرازی، الأمثل فى تفسیر، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۵۰۴و۵۰۵.
- ↑ حسینى، انوار درخشان، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۲۵۷.
- ↑ حسینى، تبیین القرآن، ۱۴۲۳ق، ص۱۱۲.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۳۶۸.
- ↑ طبرسى، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۷۷۶.
- ↑ ملاحویش، بیان المعانى، ۱۳۸۲ق، ج۴، ص۱۵۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۱۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۱۱۸.
- ↑ حقى بروسوى، تفسیر روح البیان، دارالفکر، ج۲، ص۶۲.
منابع
- ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
- امین، نصرتبیگم، تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن، بیجا، بینا، بیتا.
- جوادی آملی، عبدالله، معاد در قرآن، قم، اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۴ش.
- حسینى شیرازى، سید محمد، تبیین القرآن، بیروت، دار العلوم، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
- حسینى همدانى، سید محمد حسین، انوار درخشان، تحقیق: محمد باقر بهبودى، تهران، کتابفروشى لطفى، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
- حقى بروسوى، اسماعیل، تفسیر روح البیان، بیروت، دارالفکر، بیتا.
- خانى، رضا و حشمت الله ریاضى، ترجمه بیان السعادة فى مقامات العبادة، تهران، دانشگاه پیام نور، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، روزنه، ۱۳۷۳ش.
- راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودى، بیروت ـ شام، دارالعلم ـ الدار الشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- شیخ طوسی، التبیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: احمد قصیرعاملى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، بیتا.
- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- عشریه، رحمان و دیگران، «بررسی ابواب جهنم در قرآن»، در مجله مشکوة، شماره ۱۳۶، پاییز ۱۳۹۶ش.
- فخر رازى، محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، بیروت، دار احياء التراث العربى، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- قاسمى، محمد جمال الدین، محاسن التاویل، تحقیق: محمد باسل عیون السود، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- گنابادى، سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
- محمدی ریشهری، محمد و سید رسول موسوی، بهشت و دورخ از نگاه قرآن و حدیث، ترجمه حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۰ش.
- مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القران الکریم، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
- مکارم شیرازى، ناصر، الأمثل فى تفسیر کتاب الله المنزل، قم، مدرسه امام على بن ابى طالب(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۱ق.
- ملاحویش آل غازى، عبد القادر، بیان المعانى، دمشق، مطبعة الترقى، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.
- ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق: محمد خواجوى، قم، انتشارات بیدار، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش،