مقاله قابل قبول
رده ناقص
بدون عکس
نارسا
عدم جامعیت

امام حسن مجتبی علیه السلام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از امام حسن (ع))
پرش به: ناوبری، جستجو
امام حسن مجتبی
بقیع.JPG
نقش امام دوم شیعیان
نام امام حسن مجتبی
کنیه ابومحمد
زادروز ۱۵ رمضان، سال ۳ق.
زادگاه مدینه
مدت امامت ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق)
شهادت ۲۸ صفر، ۵۰ق.
مدفن بقیع، مدینه
محل زندگی مدینه، کوفه
لقب(ها) مجتبی، سید، تقی، طیب، زکی، سبط
پدر امام علی علیه‌السلام
مادر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
همسر(ان) ام بشیر، خوله، ام اسحق، حفصه، هند، جعده
فرزند(ان) زید، ام الحسن، ام الحسین، حسن، عمر، قاسم، عبدالله، ابوبکر، عبدالرحمن، حسین، طلحه، ام عبدالله، ام سلمه، رقیه
طول عمر ۴۸سال

امامان شیعه
امام علی · امام حسن · امام حسین · امام سجاد · امام باقر · امام صادق · امام کاظم · امام رضا · امام جواد · امام هادی · امام حسن عسکری · امام مهدی

حسن بن علی بن ابی طالب(ع) (۳-۵۰ق) دومین امام شیعیان که ۱۰ سال (۴۰-۵۰ق.) امامت را بر عهده داشت و ۶ ماه خلیفه مسلمانان بود. او نخستین فرزند امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر(ص) بود.

گزارش‌های بسیاری از محبت فراوان رسول خدا(ص) به او وجود دارد. او در کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت و همراه برادرش امام حسین(ع) مصداق «ابناءنا» در آیه مباهله بود.

زندگی‌نامه

امام حسن(ع) نخستین فرزند علی بن ابی طالب، امام اول شیعیان، و فاطمه زهرا(س) و نوه پیامبر اسلام(ص) است.[۱] نسب او به بنی‌هاشم و قریش می‌رسد. بنابر مشهور، تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است.[۲] برخی منابع تولد وی را سال دوم هجرت دانسته‌اند.[۳] او در مدینه به دنیا آمد.[۴] پس از تولد، پیامبر در گوش او اذان گفت[۵] و در هفتمین روز ولادتش، گوسفندی را برای او عقیقه کرد.[۶]

  • نام، نسب، کنیه، القاب

واژه «حَسَن» به معنای نیکو است. این نام را پیامبر(ص) برای نخستین نوه خود برگزید.[۷] بنابر برخی روایات، این نامگذاری به فرمان الهی انجام شد.[۸] نام‌های حسن و حسین معادل شَبَّر و شَبیر (یا شَبّیر)،[۹] نام پسران هارون است[۱۰] که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشت.[۱۱] بر اساس پاره‌ای از گزار‌ش‌ها، امام علی(ع) پیش از آنکه پیامبر(ص) نام حسن را برای فرزند او انتخاب کند، نام حمزه[۱۲] یا حرب[۱۳] را برای او در نظر گرفته بود ولی وقتی پیامبر از نام او پرسید، گفت در نامگذاری فرزندش، بر رسول خدا پیشی نمی‌گیرد.[۱۴]

بیشتر منابع، «ابومحمد» را کنیه امام حسن گفته‌اند.[۱۵] خصیبی معتقد است ابومحمد، کنیه او نزد عامه است و ابوالقاسم را کنیه او نزد خاصه دانسته است.[۱۶] برای امام دوم شیعیان القابی همچون مجتبی[۱۷] زکیّ، سبط اول و تقیّ[۱۸] گفته‌اند. ابن طلحه شافعی برترین لقب او را «سید» دانسته است، به این دلیل که پیامبر فرمود: «انَّ ابنی هذا سیّد».[۱۹] القابی نیز مشترک میان حسنین هستند از جمله ریحانه نبی الله و سید شباب اهل الجنه[۲۰]

دوره کودکی

از دوره کودکی و نوجوانی حسن بن علی(ع) اطلاع چندانی در دست نیست.[۲۱] او کمتر از هشت سال از عمرش را در دوران پیامبر سپری کرد.[یادداشت ۱] گزارش‌های فراوانی از محبت بسیار پیامبر(ص) به او و برادرش حسین(ع) در منابع آمده است.[۲۲]

از مهمترین حوادث این دوره، حضور او در ماجرای مباهله است.[۲۳] به گفته سید جعفر مرتضی او در بیعت رضوان نیز حضور داشته و با پیامبر بیعت کرده است[۲۴] برخی آیات قرآن درباره او و دیگر اصحاب کساء نازل شده است.[۲۵][۲۶]

بنابر برخی گزارش‌ها، پس از رحلت رسول خدا(ص) که ابوبکر خلافت را به دست گرفت، حسن بن علی به همراه پدر، مادر و برادرش، شبانه برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی(ع)، به درِ خانه انصار می‌رفتند.[۲۷] همچنین گزارش‌هایی از اعتراض او به نشستن ابوبکر بر منبر پیامبر(ص) نقل شده است.[۲۸]

دوره جوانی

گزارش‌های مربوط به این دوره نیز محدود است، از جمله در «الامامة و السیاسة» آمده است که به دستور خلیفه دوم، حسن بن علی در شورای شش نفره تعیین خلیفه حضور یافت. البته حضور او صرفا به عنوان شاهد بوده و نقشی در تعیین خلیفه نداشته است.[۲۹]

در برخی منابع اهل سنت آمده است که حسنین در جنگ افریقیه در سال ۲۶ق[۳۰] و جنگ طبرستان در سال ۲۹ یا ۳۰ق[۳۱] حضور داشته‌اند. این گزارش‌ها، موافقان و مخالفانی داشته است. برخی همچون جعفر مرتضی عاملی با توجه به اشکالات سندی این گزارش‌ها و نیز مخالفت امامان با شیوه فتوحات، آنها را ساختگی دانسته و اجازه ندادنِ امام علی(ع) به حسنین برای ورود به میدان جنگ در صفین را تاییدی بر آن شمرده‌اند.[۳۲] برخی نیز حضور حسنین در این فتوحات را در راستای مصالح امت اسلامی و با هدف ارائه اطلاعات دقیق‌تر به امام علی از اوضاع جامعه و همچنین آشنا کردن مردم با اهل بیت دانسته‌اند.[۳۳] ویلفرد مادلونگ بر این باور است که امام علی(ع) احتمالاً می‌خواسته است که فرزندش حسن(ع) را در سن جوانی با امور جنگی آشنا کند و به تجربیات جنگی‌اش بیفزاید.[۳۴]

از دیگر گزارش‌های مربوط به این دوره آن است که هر گاه مردم از عثمان نزد علی(ع) شکایت می‌بردند، او فرزندش حسن(ع) را نزد عثمان می‌فرستاد.[۳۵] در برخی منابع آمده است که در ماجرای شورش مردم در اواخر خلافت عثمان، که به محاصره خانه او و بستن آب بر او و در نهایت کشته شدنش انجامید، حسن بن علی(ع) و برادرش، به دستور امام علی(ع)، در کنار عده‌ای دیگر به محافظت از خانه عثمان پرداختند.[۳۶] بنابر نقل قاضی نعمان مغربی و نویسنده دلائل الامامة، پس از آنکه شورشیان آب را بر عثمان بستند، امام مجتبی(ع) به دستور پدر، به خانه عثمان آب رسانده است.[۳۷] برخی گزارش‌ها از زخمی شدن حسن بن علی در این ماجرا حکایت دارد.[۳۸]

دوره خلافت امام علی

همسران و فرزندان

نوشتار اصلی: همسران امام حسن

امام حسن(ع):
«سرآغاز عقل، رفتار زیبا با مردم است، و با عقل است که هر دوی دنیا و آخرت، به دست می‌آید، و آن کس که از عقل بی‌بهره است، از هر دوی دنیا و آخرت بی‌بهره است.»

نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶۶.

درباره تعداد دفعات ازدواج امام حسن و تعداد همسران آن حضرت روایات زیادی ذکر شده است.[۳۹] برخی تعداد همسران او را سیصد،[۴۰] برخی دویست،[۴۱] برخی نود[۴۲] و برخی هفتاد نفر[۴۳] شمرده‌اند. این ارقام مبالغه‌آمیز درباره تعداد همسران آن حضرت با آنچه در منابع معتبر درباره نام همسران و فرزندان ایشان آورده‌اند، تناسبی ندارد.[۴۴] مورخان با تمام تفحصی که در زندگی ائمه داشتند، فقط از نام و نشان هجده همسر گزارش داده‌اند که از این تعداد نام پنج نفر مشخص نیست و فقط نام قبیله‌شان وجود دارد.[۴۵]

در تعداد فرزندان آن حضرت نیز اختلاف است. شیخ مفید تعداد فرزندان امام را ۱۵ تن ذكر كرده است[۴۶].

همسر نسب فرزندان توضیحات
جعده دختر اشعث بن قیس ... نقل شده است او به تحریک معاویه امام حسن را مسموم کرد و به شهادت رساند.[۴۷]
ام بشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمر انصاری زید، ام الحسن و ام الحسین ...
خوله دختر منظور بن زیاد فزاری حسن بن حسن ملقب به حسن مثنی ...
حفصه دختر عبدالرحمن بن ابی بکر ... ...
ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمی حسین ملقب به اثرم، طلحه و فاطمه ...
هند دختر سهیل بن عمرو ... ...
نَفیله یا رَمله کنیز عمر، قاسم ، عبدالله و ابوبکر در واقعه کربلا قاسم و عبدالله و ابوبکر به شهادت رسیدند و عمر به اسارت درآمد.
چند همسر دیگر کنیز عبدالرحمن، ام عبدالله، ام سلمه و رقیه ام عبدالله، همسر امام سجاد و مادر امام باقر و جزو اسیران کربلا بود.


علامه مجلسی از ابوبکر بن حسن نیز در شمار فرزندان آن حضرت یاد کرده است.[۴۸] شیخ طبرسی برای آن حضرت نه پسر و هفت دختر می‌شمارد.[۴۹] ابن جوزی، ابن هشام و واقدی فرزندان آن حضرت را پانزده پسر و هشت دختر می‌دانند و نام‌های آنان را ذکر می‌کنند.[۵۰]

تا آنجا که معلوم است در میان دختران امام (ع) ام‌الحسین به همسری عبدالله بن زبیر درآمد، ام عبدالله به همسری امام سجاد (ع) و ام‌سلمه به همسری عمرو بن منذرین زبیر.[۵۱]

  • نسل امام حسن
نوشتار اصلی: سادات حسنی

از پسران امام حسن (ع) چهار نفر به نام‌های حسن مثنی، زید، عمر و حسین اثرم دارای فرزند شدند. نسل حسین اثرم و عمرو به زودی از بین رفت و تنها نسل حسن مثنی و زید بن حسن باقی ماند.[۵۲] فرزندان امام (ع) را سادات حسنی می‌نامند.[۵۳] این خاندان در طول تاریخ تحرکات اجتماعی و سیاسی زیادی داشته‌اند. آنان قیام‌هایی در سده دوم و سوم انجام داده و حکومت‌های متعددی در نقاط مختلف کشورهای اسلامی بر پا کرده‌اند که بعضی از این حکومت‌ها تاکنون پابرجاست.این سلسله از سادات در برخی مناطق به اشراف معروف‌‌اند. خاندان طباطبایی، مدرس، حکیم، شجریان و گلستانه از شاخه‌های فرعی سادات حسنی هستند.




در زمان امامت حضرت علی (ع)

امام حسن (ع) و امام حسین (ع) همراه پدرشان در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشتند.[۵۴]

جنگ جمل

نوشتار اصلی: جنگ جمل

هنگامی که ابوموسی اشعری فرماندار کوفه با فرستادگان امام علی (ع) برای مقابله با شورش داخلی (برپاکنندگان جنگ جمل) همکاری نکرد، امام علی فرزند خود امام حسن را به همراه عمار یاسر با نامه‌ای به کوفه اعزام کرد. آن حضرت با سخنرانی خود در مسجد کوفه توانست حدود ده هزار نفر را به میدان جنگ علیه ناکثین بکشاند.[۵۵]

امام حسن قبل از جنگ جمل سخنرانی کرد[۵۶] و امیرالمؤمنین وی را در این جنگ به میمنه (سمت راست) سپاه فرستاد.[۵۷] برخی گفته‌اند که در این جنگ، حضرت علی (ع) به محمد حنفیه فرمود: این نیزه را بگیر و جمل [منظور شتر عایشه است که عده بسیاری در مقابل آن کشته شدند] را پی کن. محمد حنفیه رفت و از شدت تیرباران بازگشت. پس از او حسن نیزه را گرفت و شتر را پی کرد.[۵۸]

جنگ صفین

نوشتار اصلی: جنگ صفین

در جنگ صفین هنگامی که امام علی (ع) رزم او را دید برای محافظت از جان او و برادرش حسین (ع)، دستور داد تا آنان را به عقب برگردانند. امام علی (ع) فرمود: «پسرانم را از جنگ باز دارید که از به خطر افتادن جان آن دو بیم دارم و می‌ترسم نسل رسول خدا (ص) قطع شود».[۵۹] در این جنگ، وقتی معاویه جنگیدن امام حسن را دید، کوشید تا وی را با وعده‌هایی از میدان به در کند. به همین منظور، عبیدالله بن عمر ـ فرزند کوچک خلیفه دوم را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن (ع) را با وعده خلافت از میدان به در کند. وقتی عبیدالله، امام مجتبی (ع) را مشغول کارزار دید، نزدیک رفت و گفت: «با تو کاری دارم». امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد. عبیدالله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید. امام با تندی فرمود: گویی می‌بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه‌ات بگریند. به زودی خدا بر زمینت می‌زند و جنازه‌ات را با صورت به خاک می‌کشد. عبیدالله به سوی خیمه‌گاه بازگشت. معاویه با دیدن حالت او، خود به جواب پی برد و گفت: "او پسر همان پدر است".[۶۰]

حضرت علی برای جلوگیری از وقوع فتنه و اختلاف بعد از جریان حکمیت، فرزندش امام حسن را فراخواند تا با سخنرانی و با بیان دلیل و برهان، واقعیت امر را بر مردم آشکار کند و امام حسن نیز چنین کرد.[۶۱]

نامه سی و یکم نهج البلاغه وصیت نامه اخلاقی معروف امام علی (ع) به امام حسن (ع) است که در بازگشت از صفین در منطقه‌ای به نام "حاضرین" نوشته شده است.

امامت

بعد از شهادت امام علی (ع) در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق امام حسن(ع) هدایت و امامت مسلمانان را عهده‌دار شد. امامت امام حسن ۱۰ سال طول کشید.

دلایل امامت

امام حسن(ع):
«تقوا نهایت رضای الهی، سرآغاز هر توبه، سر هر حکمت و شرف هر کاری است.»

تحف العقول، ص۲۳۲.

۱. روایات پیامبر: «اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا (ترجمه: این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند) »[۶۲] و نیز حدیث دوازده خلیفه: «هم خلفائی یا جابر وأئمة المسلمین من بعدی أوّلهم علی بن ابوطالب ثمّ الحسن والحسین و...».[۶۳]

۲. اشاره امام علی در وصیت‌نامه‌اش به امامت امام حسن.[۶۴]

۳. اجماع اهل بیت و پیامبر (ص) بر امامت ایشان.[۶۵]

۴. عصمت و افضلیت از شرایط امامت است. در زمان امام حسن (ع) فقط ایشان دارای صفات مزبور بودند.[۶۶]

از خلافت تا صلح

پس از شهادت امام علی (ع) مردم برای بیعت به سوی امام حسن (ع) شتافتند. آن حضرت بر منبر رفت و به ایراد خطبه پرداخت. با پایان خطبه، عبدالله بن عباس مردم را به بیعت فرا خواند. امام حسن بیعت عراقیان را با این شرط قبول کرد که با هرکسی که قصد جنگ داشت، بجنگند و با هرکسی که صلح کرد، صلح کنند.[۶۷] برخی، که آماده جنگ با معاویه بودند، از این سخنرانی برداشت کردند که امام حسن(ع) قصد صلح دارد.[۶۸] آنان به سوی امام حسین(ع) شتافتند؛ اما آن حضرت خود را مطیع برادر دانست. آنان سپس بازگشتند و با امام حسن بیعت کردند. بدین ترتیب مسلمانان در سرزمین‌های مختلف چون عراق، حجاز و ایران خلافت حسن بن علی را به رسمیت شناختند. در این میان منطقه شام که به شدت تحت نفوذ معاویه و یارانش بود در شمار بیعت‌کنندگان قرار نداشت.[۶۹]

بر اساس برخی گزارش‌ها امام حسن(ع) قریب به پنچاه روز یا بیشتر، پس از شهادت پدر و بیعت مردم، در زمینه جنگ یا صلح هیچ اقدامی نکرد.[۷۰] نخستین اقدام امام پس از بیعت، افزایش صد درصدی مستمری جنگجویان بود.[۷۱]

جنگ با معاویه

امام حسن(ع):
«بیندیشید که‌اندیشه، زندگی دل انسان بینا و کلیدهای درهای حکمت است.»

مسند الامام المجتبی، ص۷۱۸.

هنگامی که معاویه از شهادت امام علی (ع) با خبر شد و فهمید که مردم با فرزند وی بیعت کرده‌اند، دو نفر را برای جاسوسی و تحریک مردم علیه امام حسن به بصره و کوفه فرستاد. امام حسن دستور داد هر دو را دستگیر و مجازات کنند.[۷۲] امام حسن (ع) نامه‌ای به معاویه نوشت و خواست که تسلیم شود. وی در پاسخ به امام نوشت که اگر امام تسلیم شود، از اموال عراق هرچه بخواهد به او می‌دهد و بعد از مرگ معاویه هم خلافت به او می‌رسد[۷۳]

بیعت مردم عراق و تأیید ضمنی اهالی حجاز، یمن و فارس و پاسخ صریح امام به معاویه، راهی جز جنگ را برای معاویه، که در صدد تصاحب قدرت بود، باقی نگذاشت. از این رو، معاویه آماده پیکار شد[۷۴] و سپاهی ۶۰ هزار نفری برای حرکت به عراق آماده کرد.[۷۵] وقتی سپاه معاویه از پل مَنْبج، واقع بر رود فرات، عبور کرد، امام حسن (ع) از مردم کوفه خواست آماده جهاد شوند و حجر بن عدی را مأمور بسیج مردم کرد.[۷۶]

با عزیمت سپاه کوفه برای جنگ، امام در ساباط مدائن به سپاه پیوست و در خطبه‌ای مردم را به همدلی و وحدت فراخواند و اصلاح ذات البین را بهتر از تفرقه و کینه و دشمنی برشمرد. از این سخنان مردم چنین دریافتند که امام قصد صلح با معاویه را دارد. از این رو عده‌ای او را به کفر متهم کردند و به خیمه‌اش یورش بردند و شمار زیادی از مردم او را ترک کردند[۷۷] همچنین معاویه در نامه‌ای به عبیدالله بن عباس، فرمانده سپاه عراق، چنین وانمود کرد که امام حسن(ع) از معاویه طلب صلح کرده است و اگر عبیدالله همراهی با وی را بی‌درنگ بپذیرد، وی را ولایت و مال فراوان خواهد داد. عبیدالله نیز به گمان اینکه امام درخواست صلح کرده، در فکر سودجویی شخصی برآمد و به خواست معاویه تن داد و شبانه همراه با شماری، حدود دو سوم سپاه، به معاویه پیوست.[۷۸]

از تأثیرات این رخداد این بود که برخی از رؤسای قبایل عراقی طی نامه‌هایی از معاویه حمایت کردند. بعد از این قضیه معاویه قصد تطمیع قیس بن سعد، که فرمانده سپاه عراق شده بود، را نیز داشت که با شکست مواجه شد.[۷۹]

در همین اوضاع بود که معاویه دو نماینده برای پیشنهاد صلح نزد امام حسن فرستاد.

صلح با معاویه

امام حسن(ع):
«بخدا سوگند که آنچه ما را از جنگ با شامیان بازداشت نه شک بود و نه پیشیمانی، بلکه [قبلاً] جنگ ما با شامیان با سلامت [فکر] و پایداری بود، اما [اکنون] دشمنی، سلامت را ربود و بیتابی، پایداری را؛ و شما [کوفیان] در آغاز کارتان در صفین، دینتان را بر دنیاتان مقدم می‌داشتید، ولی امروز دنیاتان را بر دینتان مقدم می‌دارید.»

تحف العقول، ص۲۳۴.
نوشتار اصلی: صلح امام حسن

معاویه دو نماینده برای پیشنهاد صلح نزد امام حسن(ع) فرستاد. این نماینده‌ها با بیان اینکه باید از خون‌ریزی جلوگیری کرد، امام را به صلح دعوت کردند. آنان گفتند که خلافت پس از معاویه به امام می‌رسد. معاویه همراه آنان کاغذی سفید با مهر خود نزد امام فرستاد و از ایشان خواست که خود شروط صلح را بنویسد.[۸۰]

شروط و مواد صلح در منابع تاریخی و حدیثی از حیث نوع و تعداد متفاوت است.[۸۱] بر اساس آنچه بَلاذُری نقل کرده، در این صلح‌نامه آمده بود: این صلح‌نامه حسن بن‌علی و معاویة بن ابی سفیان است. با او صلح می‌کند که ولایت مسلمانان را به او بسپارد بدان شرط که:

  1. به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره خلفای صالح رفتار کند.
  2. کسی را ولیعهد خود نسازد و پس از او کار با شورای مسلمانان باشد.
  3. مردم هرجا باشند بر جان و مال و فرزندان خود ایمن خواهند بود.
  4. معاویه نباید در نهان و آشکار غائله‌ای علیه حسن(ع) برپا کند و یا کسی از یاران او را بترساند.

عبدالله بن حارث و عمرو بن سلمه بر این صلح‌نامه گواه‌اند.[۸۲]

در منابع، زمان‌های متفاوتی برای صلح ذکر شده است، از جمله ربیع الاول سال ۴۱ قمری، جمادی الاولی و جمادی الاخره همان سال.[۸۳] مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف ربیع الاول را مشهورتر و صحیح‌تر دانسته است.[۸۴]

از صلح تا شهادت

امام حسن بعد از صلح به مدینه رفت و در آنجا مرجعیت علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی داشت. ایشان در مقابله معاویه و طرفدارانش در مدینه و دمشق موضع گرفت و با معاویه مناظراتی داشت که طبرسی آنها را در کتاب الاحتجاج آورده است.[۸۵]

پس از آنکه امام حسن برای حفظ جان مسلمانان و جلوگیری از خدشه‌دار شدن دین ایشان با معاویه معاهده‌ای را امضا کرد، سخت‌ترین دوره‌های زندگی خویش را آغاز کرد. نکوهش اطرافیان، رعایت مناسبات سیاسی، امامت شیعیان از دست دادن بسیار از یاران قدیم و شهادت ایشان از جمله سختی‌های این دوره بود.

این دوره از حیات امام حسن به رغم گوشه‌گیری ظاهری و خانه نشینی یکی از دوره‌های اثرگذار و بسیار دشوار در تاریخ حیات آن حضرت به شمار می‌رود؛ چه از یک سو امامت شیعیان بر عهده آن حضرت بود و از سوی دیگر تغییرات به وجود آمده در مناسبات وی با معاویه کار رسیدگی به امور شیعیان را برای امام دشوار می‌ساخت.

امام حسن پس از صلح میان مردم حاضر شد و در خطبه‌ای‌ ضمن اشاره به این واقعیت که معاویه با او درباره حقش منازعه کرده، به بیان علت‌‌های صلح خود که همانا حفظ جان مردم و جلوگیری از خونریزی بود، پرداخت.[۸۶] معاویه نیز پس از صلح و در نخستین حضورش در کوفه، سخنرانی کرد و عهد‌ها را زیرپا نهاد و ضمن آنکه امام حسن را خواستار صلح معرفی کرد، به امام علی(ع) نیز ناسزا گفت. سپس امام حسن در خطبه‌ای ماجرای صلح و پیشنهاد معاویه را شرح داده و پاسخ بی‌حرمتی معاویه به پدرش را داد.[۸۷]

معاویه با آگاهی از جایگاه امام در ظاهر حرمت ایشان را نگاه می‌داشت برای نمونه در زمان که زیاد بن ابیه در کوفه بر سر قدرت بود طی رخدادی مربوط به آزار یکی از یاران امام، آن حضرت در نامه‌ای او را از رفتار ناشایست برحذر داشت. چون زیاد پاسخ نامه امام را بی‌حرمتی داده بود، حضرت افزون بر جوابیه‌ای تاریخی، موضوع را به معاویه انتقال داد و معاویه همگام با خواست امام حسن زیاد را به شدت نکوهید.

برنامه‌ریزی برای به قدرت رسیدن یزید توسط پدرش یکی دیگر از مهم‌ترین انتقادهای امام به معاویه بود. بر این مبنا که جوانی لاابالی و شرابخوار را بر مسندی عظیم بنشاند. البته رفتار آمر به معروف و ناهی از منکرانه امام در برابر معاویه بسیار نمونه دارد تا آنجا که در مواردی خلیفه را به پیروی از کتاب و سنت پیامبر دعود می‌کرد[۸۸]

به دور از انتقادهای امام معصوم و تن ندادن به خواسته‌های او آن حضرت بر آن بود که تا از میان رفتن معاویه مصلحت بر حرکت مقابله‌جویانه نیست و بر همین اساس بر این معنا پای می‌فشرد. امام در زمان خروج از کوفه یاران را دعوت می‌کند که خود را بریا زمانی مناسب مهیا دارند[۸۹]

زمانی که در قضیه خروج برخی از هوازن در زیر پرچم ستورد بن عُلفه معاویه برای نبرد آماده می‌شد، ضمن درخواست تأیید، حضور امام را نیز در کنار خود ضروری می‌دید. در این میان عملگرد هوشمندانه امام و بهره جویی و اعتبار دهی به سخنی از حضرت علی در تفکیک برخطا رفتگان از کافران[۹۰] لزومی بر پیروی و پذیرش درخواست وی نمی‌بیند؛ لذا از قرارگرفتن در زیر پرچم معاویه خودداری می‌کند، بدون آنکه خدشه‌ای آشکار در مناسبات ایشان روی دهد.[۹۱]

در روایت است که معاویه به رغم رفتار موجه خود در جمع، در خفا حتی فرمان داده بود که ضمن تعقیب شیعیان علی، در منابر به سب وی بپردازند. گماردن فردی مانند زیاد بر ولایت کوفه هم بر همین اساس بوده است.

یاران امام که برخی از آنها در شمار صحابه پیامبر بودند٬ با مشاهده عملکرد معاویه و ولادت او همچون زیاد بن ابیه، لب به انتقاد می‌گشودند، همیشه مورد آزار حکومتیان قرار داشتند. آنچه بر سر عمرو بن حَمق خزاعی در ده‌های پایانی عمر او آمد، نمونه آشکارا از این امر است. عمرو به سبب نقد رفتار معاویه تعقیب و در نهایت دستگیر شد و در زندان کوفه به شهادت رسید.[۹۲]

امام حسن چون از شهادت عمرو آگاه شد، طی نامه‌ای به شدت معاویه را نکوهید[۹۳] از دیگر نمونه‌های شیوه عملگرد معاویه در شکستن عهد خویش باید به رفتار او با حجر بن عدی و یارانش اشاره کرد که در ادامه انتقادهایی شدید، در کوفه دستگیر و به دمشق روان گشتند و سرآنجام به شهادت رسیدند.[۹۴] به این فهرست می‌توان نام رشید هَجَری از یاران پارسای امام علی(ع) را هم اضافه کرد که برخلاف خواست امام حسن(ع) در مجموعه شروط صلح، به شهادت رسید[۹۵]

در کل بخش پایانی زندگی امام حسن که دربردارنده برخی سفرها به حجاز و دمشق هم هست[۹۶] دوره‌ای دشوار بود و امام تنها با درایت و شکیبایی این دروه گذار را پشت سر نهاد و عملا زمان را برای امامت برادر خویش امام حسین مهیا نمود.

شهادت

مرقد امام حسن مجتبی(ع) در قبرستان بقیع

بنابر مشهور، شهادت امام حسن در سال ۵۰ هجری قمری رخ داد.[۹۷]

در مورد تاریخ شهادت امام حسن مجتبی نظرات متفاوتی نقل شده است:

برخی محققان با تحقیق سند اقوال مختلف، قول اول را قابل استناد و قوی دانسته‌اند.[۱۰۲]

شیخ مفید سن آن حضرت در هنگام شهادت ۴۸ ساله بوده است.[۱۰۳] با توجه به اختلاف اقوال درباره تاریخ وفات، مدت عمر وی نیز اختلافی است.[۱۰۴]

بنابر بیشتر منابع شیعه و سنی، امام حسن(ع) با خوردن زهر به شهادت رسید.[۱۰۵] البته در برخی منابع غیرشیعی از مرگ طبیعی ایشان بر اثر بیماری سخن به میان آمده است.[۱۰۶]

بنا بر نقلی معاویه کسی را نزد جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد که من به تو صد هزار درهم می‌دهم و تو را به همسری پسرم، یزید، درخواهم آورد، به شرط آنکه حسن را زهر دهی. جعده امام را مسموم کرد و معاویه پول را به او داد؛[۱۰۷] ولی او را به همسری یزید در نیاورد. ابن سعد به شهادت رساندن امام را به یکی از خادمان امام نسبت داده است.[۱۰۸] نیز بنا بر نقلی دیگر این کار به تشویق معاویه و به دست دختر سهیل بن عمرو، همسر دیگر امام، صورت گرفته است.[۱۰۹] با توجه به شرایط آن دوران که معاویه امام حسن را سدی در برابر ولایتعهدی یزید می‌دید، به نظر می‌رسد روایات مربوط به مسموم شدن امام توسط جعده بنت اشعث معتبرتر باشد.[۱۱۰]

بنابر برخی اقوال، امام حسن (ع) پیش از شهادت چندین بار مسموم شده بود، اما از مرگ نجات یافته بود.[۱۱۱] چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده، امام حسن در هنگام درگذشت، به برادرش امام حسین (ع) تاکید کرده است که این سومین بار است که او مسموم می‌شود، و در این مسمومیت درخواهدگذشت. به روایت یعقوبی، امام حسن مجتبی همچنین از برادرش خواسته تا او را در کنار پیامبر دفن کند؛ چرا که هیچ کس به اندازه او سزاوار نزدیک بودن به پیامبر نیست. امام دوم شیعیان همچنین به امام حسین (ع) تاکید کرده که اگر مانعی در برابر دفن شدنش در کنار پیامبر باشد، منصرف شود تا خونی از کسی ریخته نشود.[۱۱۲]

تدفین

بنا بر روایت شیخ طوسی[۱۱۳] امام حسن به برادرش، امام حسین(ع)، وصیت کرده بود او را در کنار مدفن پیامبر اکرم به خاک بسپارند؛ اما اگر کسانی مانع این اقدام شدند، هرگز پافشاری نکند، مبادا خونی ریخته شود. در نقلی دیگر امام حسن وصیت کرده بود جسدش را پس از غسل و کفن برای تجدید عهد نزد قبر رسول خدا ببرند و سپس در کنار مادربزرگش، فاطمه بنت اسد، دفن کنند.[۱۱۴]

هنگام آوردن جنازه آن حضرت برای زیارت قبر رسول خدا، مروان به همراه هزار تن از یارانش با سلاح در مراسم حاضر و مانع از زیارت شدند.[۱۱۵] به روایت ابوالفرج اصفهانی عایشه در این کار همدست آنان بود؛[۱۱۶] ولی بنا به نقلی دیگر عایشه وقتی اوضاع را چنین دید، برای آنکه کار به جای خطرناکی نرسد، مانع از دفن جنازه امام حسن(ع) در کنار قبر رسول خدا شد.[۱۱۷] سرانجام امام حسین(ع) جنازه برادر خود را در قبرستان بقیع دفن کرد.[۱۱۸]

آمده است که سعید بن عاص، حاکم مدینه، با درخواست امام حسین(ع) بر پیکر امام حسن نماز خواند؛[۱۱۹] ولی با توجه به وجود روایات درباره اینکه امام معصوم را فقط امام معصوم می‌تواند غسل دهد و بر آن نماز بخواند، به نظر می‌رسد که امام حسین(ع) خودش قبلاً بر جنازه برادر نماز خوانده است، ولی در قبرستان بقیع برای رعایت تقیه به سعید بن عاص تعارف خواندن نماز کرده و او این پیشنهاد را پذیرفته است.[۱۲۰]

ویژگی‌ها و فضایل

امام حسن شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(ص) در خوی، رفتار و سیادت بود.[۱۲۱] از پیامبر(ص) نقل شده است که خطاب به وی فرمود:‌ای حسن، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق (سیرت و رفتار) شبیه من هستی.[۱۲۲] او قامتی متوسط و محاسنی انبوه داشت[۱۲۳] و به رنگ سیاه خضاب می‌کرد.[۱۲۴]

امام حسن(ع) یکی از اصحاب کساء است[۱۲۵] و پیامبر(ص) در جریان مباهله، او و برادرش امام حسین(ع)، حضرت علی(ع) و فاطمه(س) را نیز به فرمان خدا، همراه خویش برد.[۱۲۶] آیه تطهیر فضیلتی بزرگ برای وی و سایر اهل بیت(ع) است.[۱۲۷]

امام حسن(ع) ۲۵ بار پیاده به حج رفت و سه بار مالش را در راه خدا تقسیم کرد به طوری که کفشش را بخشید و دمپایی را برای خویش نگه داشت.[۱۲۸]

مطالعه بیشتر

پانویس

  1. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵.
  2. کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۱، ص۴۶۱؛ مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، پاریس، ج۵، ص۲۰
  3. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، بیروت، ص۱۵۸؛ کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۱، ص۴۶۱؛ شیح طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۹
  4. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۴۰
  5. ابن حنبل، مسند، ج۶، ص۳۹۱؛ ترمذی، سنن الترمذی، ج۳، ص۳۶؛ ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة و التبصرة من الحیرة، ج۲، ص۴۲
  6. نسائی، احمد بن علی، سنن النسائی، ج۴، ص۱۶۶؛ کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۶، ص۳۲-۳۳؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۲۳۷
  7. ابن حنبل، المسند، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ بخاری، الادب المفرد، ص۱۷۷؛ کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۶، ص۳۳ـ۳۴
  8. ابن شهرآشوب‏، المناقب، ۱۳۷۹ق،ج۳، ص۳۹۷؛ ابن سعد، الطبقات الكبرى، ج۱۰، ص۲۴۴.
  9. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۹۳؛ زبیدى، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۴.
  10. ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۱۷۱.
  11. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۶، ص۳۵۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، بیروت، ج۲، ص۱۰.
  12. ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۰
  13. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۵
  14. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۲۳۹-۲۴۴؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۵؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۳۶۳ش، ج۳۹، ص۶۳.
  15. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵.؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۲۱۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۲.
  16. خصیبی، الهدایة الکبری، ۱۴۱۹ق، ص۱۸۳
  17. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، ج۳، ص۱۷۲ـ۱۷۳
  18. خصیبی، الهدایة الکبری، ۱۴۱۹ق، ص۱۸۳
  19. ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۲، ص۹
  20. القاب الرسول و عترته، ص۲۴۷ـ۲۴۸
  21. مهدوی دامغانی، «حسن بن علی، امام»، ص۳۰۴.
  22. ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۳۲۳-۳۲۲؛ احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج۵، ص۳۵۴؛ ابن حبان، صحیح ابن حبان، ۱۹۹۳م، ج۱۳، ص۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۸۷.
  23. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج۶، ص۴۰۶ـ۴۰۷؛ شیخ صدوق، عون اخبار الرضا، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۸۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۶۸.
  24. عاملي، الصحيح من السيرة النبي الأعظم، ۱۴۲۶ق، ج۲۱، ص۱۱۶.
  25. زمخشری، الکشاف، ۱۴۱۵ق، ذیل آیه ۶۱ آل عمران؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۰۵ق، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران.
  26. احمد بن حنبل، دارصادر، مسند احمد، ج ۱، ص۳۳۱؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۷۹۹؛ شوکانی، فتح القدیر، عالم الکتب، ج۴، ص۲۷۹.
  27. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۹-۳۰؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص.
  28. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۶-۲۷؛ ابن سعد، الطبقات الكبرى، ۱۴۱۸ق، ج۱۰، ص۳۰۰.
  29. ابن قتیبه، الامامة و السياسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۲.
  30. ابن خلدون، العبر، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۵۷۳-۵۷۴.
  31. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق. ج۴، ص۲۶۹.
  32. جعفرمرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، دارالسیرة، ص۱۵۸.
  33. زمانی، حقایق پنهان، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۸-۱۱۹.
  34. http://www.iranicaonline.org/articles/hasan-b-ali
  35. ابن عبد ربه، العقد الفريد، دارالکتب العلمیه، ج۵، ص۵۸-۵۹.
  36. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۵۸-۵۵۹
  37. قاضی نعمان، المناقب و المثالب، ۱۴۲۳ق، ص۲۵۱؛ طبری، دلائل الامامة، ۱۴۱۳ق، ص۱۶۸.
  38. ديار بكری، تاريخ الخميس، دارالصادر، ج۲، ص۲۶۲.
  39. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۲۵۳
  40. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، نجف ۱۳۶۷، ج۳، ص۱۹۹؛ مجلسی، بحار الانوار، بیروت ۱۴۰۳، ج۴۴، ص۱۶۹
  41. مقدسی، البدء و التاریخ، قاهره، ج۵، ص۷۴
  42. مجلسی، بحار الانوار، بیروت ۱۴۰۳، ج۴۴، ص۱۷۳
  43. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۰
  44. مجموعه مقالات همایش سبط النبی، ج۱، ص۷۱
  45. زمانی، حقایق پنهان، ص۳۳۸
  46. المفید، الارشاد، ۱۳۸۰، ج۲، ص۱۶.
  47. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰، ج۲، ص۱۵
  48. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفا، بیروت، ۱۴۰۳ق، چ دوم، ج۴۴، ص۱۶۳
  49. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۶ق، ص۲۱۲
  50. سبط ابن جوزی، تذکره الخواص، مؤسسه اهل البیت، بیروت ۱۴۰۱ق، ص۱۹۴
  51. مصعب بن‌عبدالله، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳، ص۵۰
  52. المجدی فی أنساب الطالبیین، ص۲۰۲.
  53. الأنساب، ج‌۴، ص۱۵۹.
  54. الامین، السید محسن، اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۷۰.
  55. جعفریان حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۱۲۴.
  56. المفید، الجمل، ص۳۲۷
  57. المفید، الجمل، ص۳۴۸.
  58. القرشی، موسوعة سیرة اهل البیت، ج۱۰، ص۴۰۳ پاورقی.
  59. قرشی، باقر شریف، الحیاة الحسن، ترجمه فخرالدین حجازی، ص۲۱۹.
  60. قرشی، باقر شریف، الحیاة الحسن، ترجمه فخرالدین حجازی، ص۲۱۸
  61. قرشی، حیاة الحسن، ص۲۴۵
  62. المفید، الارشاد، قم: سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق، ص۲۹۰.
  63. کشف الغمه، اربلی، علی بن عیسی، ج۳، ص۳۱۴، دارالاضواء، بیروت؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۵۳، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۰۵ق
  64. کلینی، محمد بن یعقوب،اصول کافی، ج۱، ص۲۹۸، دارالتعارف، بیروت، ۱۴۰۱ق
  65. شافعی، محمد بن طلحه، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۳، ص۱۴۱
  66. شافعی، محمد بن طلحه، طالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۳، ص۱۴۱
  67. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، بیروت، ج۱، ص۱۸۳-۱۸۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۲۹
  68. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۲۹
  69. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، قاهره، ج۱، ص۱۴۰ـ۱۴۱؛ شیخ مفید، الارشاد، بیرت ۱۴۱۴، ج۲، ص۷ به بعد؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۴، ص۲۸۳
  70. بلاذری، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۲۹
  71. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۶۴
  72. المفید، الارشاد، ۱۴۲۸ق، ص۳۵۰.
  73. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۳۱؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۱ـ۱۳۱۴؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ۱۴۰۸ق، ص۶۲، ۶۴ـ۶۷
  74. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ۱۴۰۸ق، ص۶۸ـ۶۹
  75. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۵
  76. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ۱۴۰۸ق، ص۶۹-۷۰
  77. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۵؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ۱۴۰۸ق، ص۷۱ـ۷۲
  78. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، نجف ۱۳۸۵ق، ص۴۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره ۱۳۷۹ق، ج۱۶، ص۴۲-۴۳
  79. نک: بن اعثم کوفی، الفتوح، ج۴، ص۲۸۸-۲۸۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، نجف ۱۳۸۵ق، ص۴۲ـ۴۳؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره ۱۳۷۹ق، ج۱۶، ص۴۳ـ۴۴
  80. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۳۷ـ۴۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۶ـ۱۳۱۷؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۷۲ـ۷۴
  81. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۴۲؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۸؛ شیخ مفید، الارشاد، بیروت ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۴؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ۲۱۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، ج۴، ص۳۳ـ۳۴
  82. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۴۱-۴۲؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۶۲
  83. مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص۱۸۱؛ ابن اثیر، اسد الغاله، ج۲، ص۱۴ـ۱۵
  84. مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۳۰۰
  85. طبرسی، الاحتجاج، ج۲، صص ۶۵-۴۵.
  86. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۴۳؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۱۳۲ـ۱۳۲۱
  87. طبری، ج۴، ص۱۲۴ـ۱۲۵، ۱۲۸ـ۱۲۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۵ به بعد
  88. موسوعه، ۱۶۱ـ۱۶۴
  89. قریشی، ج۲، ص۲۸۵-۲۸۶
  90. نهج البلاغه، خطبه ۶۱
  91. علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۸ـ۲۱۹؛ مجلسی، ج۴۴، ص۱۳
  92. ابن حجر، ج۴، ص۶۲۳ـ۶۲۴؛ ابن عبدالبر، ج۳، ص۱۱۷۳ـ۱۱۷۴؛ مقدسی، ج۶، ص۵
  93. آل یاسین، ص۴۷۱
  94. طبری، ج۴، ۱۹۸، ج۵، ص۱۰۸؛ ابن حجر، ج۲، ص۳۷ـ۳۸
  95. ذهبی، ج۱، ص۸۴
  96. نک: ابن عبدالبر، ج۱، ص۳۸۷
  97. المفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۵؛ شوشتری، رسالة فی تواریخ النبی، ص۳۳؛ همچنین برای وفات امام حسن سال‌های ۴۸، ۴۹، ۵۱، ۵۷، ۵۸ و ۵۹ نیز ذکر شده است
  98. طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ۱۴۲۲ق، ص۸۲.
  99. شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۲، ص۷
  100. کلینی، الکافی، بیروت، ج۱، ص۴۶۱
  101. رجوع کنید به: مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، ۱۳۸۹ق
  102. مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، ۱۳۸۹ق، ۱۰۹-۱۱۰.
  103. المفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۵
  104. رک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۳، ص۲۹۸- ۳۰۰، ۳۰۲
  105. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۸۰-۸۱؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۵
  106. ابن قتبیه، الامامه و السیاسه، بیروت، ج۱، ص۱۹۶؛ بلاذری، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۵۹
  107. المفید، الارشاد، ۱۳۸۰، ج۲، ص۱۵
  108. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۳۸۶
  109. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۵۵۔ بلاذري در اسماي ازواج امام حسن يك اسم هند بنت سهيل بن عمرو آورده است.
  110. Madelung, The Succession T0 Muhamad, p.331
  111. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۵۵؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۸۱
  112. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵۴.
  113. شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴، ص۱۶۰
  114. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۷
  115. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۶۰
  116. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸، ص۸۲
  117. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۶۱
  118. بلاذری، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۶۶
  119. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸، ص۸۳
  120. رسولی محلاتی، زندگانی امام حسن، ص۴۵۲
  121. اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۲۹۰
  122. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۹۴.
  123. ابن شهر آشوب، ج۴، ص۲۸
  124. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۳۷۹
  125. صدوق، عیون اخبار الرضا، آقا نجفی، ج۱، ص۵۵.
  126. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۱۰۴؛ الزمخشری، الکشاف، ج۱، ص۳۶۸.
  127. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۳
  128. السنن الکبری للبیهقی، ج۴، ص۳۳۱؛ الامام علی(ع) من تاریخ دمشق، ص۱۴۲؛ به نقل از منتخب فضائل النبی و اهل بیته علیهم السلام من الصحاح الستة و غیرهما من الکتب المعتبرة عند اهل السنة، ص۲۷۹.
  1. حسن بن علی در رمضان سال ۳ هجری متولد شد (کلینی، الکافی، بیروت ۱۴۰۱، ج۱، ص۴۶۱) و پیامبر در اوایل سال ۱۱ هجری از دنیا رفت.(الطبقات الكبرى، ابن سعد ،ج‏2،ص:208)

منابع

  • ابن ابی اثلج، تاریخ الائمه، در مجموعة نفیسة فی تاریخ الائمه، چاپ محمود مرعشی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶.
  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۹ق.
  • ابن اثیر، اسد الغابه، بیروت: دارالکتاب العربی.
  • ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، بیروت، ۱۴۱۱.
  • ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة و التبصرة من الحیرة، قم ۱۳۶۳ش.
  • ابن حنبل، احمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت: دارصادر.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸-۱۹۷۷
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، تحقیق لجنه من اساتذه النجف الاشرف، نجف: مکتبه الحیدریه، ۱۳۷۶.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم.
  • ابن صوفی، علی، المجدی فی انساب الطالبیین، به کوشش احمد مهدوی دامغانی، قم: ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
  • ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، چاپ ماجد بن احمد عطیه، بیروت ۱۴۲۰ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق.
  • ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت، ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱.
  • ابن عنبه، احمد، عمدة الطالب، به کوشش محمدحسن آل طالقانی، نجف: ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰۱م.
  • ابن قتیبه، الامامة و السیاسیه، المعروف بتاریخ الخلفاء، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰
  • ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰
  • ابن قتیبه،الامامة والسیاسة، به کوشش طه محمد زینی، قاهره، مؤسسة الحلبی.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • اربلی، کشف الغمه، ناشر مجمع جهانی اهل بیت(ع) ۱۴۲۶ق.
  • اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، چاپ احمد صقر، بیروت ۱۴۰۸ق.
  • اصفهانی،ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، نجف ۱۳۸۵ق.
  • الامین، السید محسن، اعیان الشیعة، حققه و اخرجه السید محسن الامین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م.
  • البخاری، سهل، سر السلسلة العلویة، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف: ۱۳۸۱ق/۱۹۶۲م.
  • الزمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، قم، نشر البلاغه، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۵ ق.
  • الطبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا
  • الطوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران، ۱۳۹۰.
  • العاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، قم، ۱۳۶۳ش.
  • العطاردی، عزیزالله، مسند الامام المجتبی، قم: عطارد، ۱۳۷۳ش.
  • القاب الرسول و عترته، در مجموعة نفیسة فی تاریخ الائمه.
  • القرشی، موسوعة سیرة اهل البیت، ج۱۰(الامام الحسن بن علی(ع)، تحقیق: مهدی باقر القرشی، قم: دارالمعروف، ۱۴۳۰ق/۲۰۰۹م.
  • المحمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۷، نجف: ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
  • المفید، الجمل، ناشر مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱
  • المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق
  • المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، بیروت، ۱۴۱۴.
  • المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ترجمه خراسانی انتشارات علمیه اسلامیه ۱۳۸۰
  • بخاری، صحیح بخاری، ناشر دارالفکر
  • بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق.
  • بلاذری، انساب الاشراف، بیروت: دارالتعارف، ۱۳۹۷ق.
  • ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
  • جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان ۱۳۸۱
  • جوهری، احمد، السقیفه و فدک، به کوشش محمدهادی امینی، تهران، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • جوینی، فرائد السمطین، مؤسسه المحمودی بیروت، ۱۹۸۰ م.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، بیروت، ۱۴۰۶/۱۹۸۶
  • راضی یاسین، صلح الحسن، ترجمه سید علی خامنه‌ای، انتشارات گلشن چاپ سیزدهم ۱۳۷۸
  • رسائل الامام حسن(ع)، به کوشش زینب حسن عبدالقادر، قاهره، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • زمانی، احمد، حقایق پنهان، قم: دفتر تبلیعات اسلامی، چ ۳، ۱۳۸۰.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، قم، نشر البلاغه، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۵ق.
  • سیوطی، تاریخ الخلفاء، بی‌جا بی‌تا
  • سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق: لجنة من الادباء، توزیع‌دار التعاون عباس احمد الباز، مکة المکرمة.
  • شوشتری، محمدتقی، رسالة فی تواریخ النبی، قم۱۴۲۳.
  • شوکانی، فتح القدیر، بیروت، عالم الکتب، بی‌تا.
  • شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیه، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.
  • شهیدی، سیدجعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰ش.
  • شیخ صدوق، امالی، انتشارات کتابخانه اسلامی۱۳۶۲
  • شیخ صدوق، امالی، ترجمه کمره‌ای ۱۳۶۳
  • شیخ صدوق، علل الشرایع، نجف، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶ق.
  • شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ترجمه آقا نجفی.
  • طبرسی، الاحتجاج انتشارات اسوه ۱۴۱۳ ه‍.ق
  • عاملی، جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگی امام حسن مجتبی، مترجم: سپهری، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۷۶
  • عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، چهارده نور پاک، تهران: ۱۳۸۱ش.
  • علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ناشر مکتبة الهدی نجف.
  • فخر رازی، محمد بن‌ عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۵ق.
  • قرشی، باقر شریف، الحیاة الحسن، ترجمه فخرالدین حجازی، انتشارات بعثت، ۱۳۷۶.
  • قرشی، باقرشریف، حیاة الامام الحسن بن علی(ع): دراسة و تحلیل، بیروت: ۱۴۱۳ق/۱۹۹۳م.
  • کلینی، اصول کافی، دارالحدیث
  • كلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، چاپ علی اكبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱
  • مالقی، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمدیوسف زاید، قطر، ۱۴۰۵ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار (ط - بیروت)،
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت: مؤسسه الوفا، ۱۴۰۳.
  • مجموعه مقالات همایش بین‌‌المللی سبط النبی، قم: مجمع جهانی اهل بیت، ۱۳۹۳.
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب.
  • مسعودی، علی بن حسین، كتاب التنبیه والاشراف، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۹۴
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلّا، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۷۹
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، کتاب البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس، ۱۸۹۹-۱۹۱۹.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، مطهر البدء و التاریخ، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه.
  • مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، تاریخ الاسلام، سال یازدهم، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ق.
  • منتخب فضائل النبی و اهل بیته علیهم السلام من الصحاح الستة و غیرها من الکتب المعتبرة عند اهل السنة، تقدیم: محمد بیومی مهران، بیروت: الغدیر، ۱۴۲۳/۲۰۰۲.
  • نرم افزار جامع الاحادیث، نسخه ۳/۵ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور
  • نرم افزار نورالسیره ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.
  • نسائی، احمد بن علی، سنن النسائی، بشرح جلال‌الدین سیوطی، بیروت، دارالکتب العلمیة.
  • یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۲
  • Madelung, W., The Succession to Muhammad, Cambridge, 1977

پیوند به بیرون

پیشین:
امام علی
امام دوم شیعیان دوازده‌امامی
۴۰-۵۰ هجری قمری
پسین:
امام حسین