خاندان اشعریون

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
خاندان اشعریون
شناسنامه خاندان
زمانه قرن دوم هجری قمری به بعد
بنیان‌گذار مالک بن عامر اشعری
خاستگاه یمن
وجه نام‌گذاری رسیدن نسب آنان به نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان معروف به أشعر
مکان استقرار
مکان استقرار یمن، عراق، ایران (قم)
حکومت
افراد سرشناس
یاران امامان آدم بن اسحاق بن آدم اشعری، آدم بن عبدالله بن سعد اشعری قمی، احمد بن اسحاق اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احوص بن سعد بن مالک اشعری، حمزة بن یسع الاشعری، زکریا بن آدم اشعری
یاران مختار سائب بن مالک اشعری، محمد بن سائب اشعری
سایر مالک بن عامر اشعری، سعد بن مالک بن عامر اشعری

اشعریان، طایفه‌ای از عرب‌های یمنی ساکن کوفه‌ که در میان آنها شماری از صحابه رسول خدا (ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی قرن دوم و سوم قمری دیده می‌شود. اسلام آوردن اشعریان پیش از فتح مکه، از افتخارات آنان است. اشعریون سابقه درخشانی در یاری اهل البیت(ع) داشته‌اند که از جمله آنها شرکت در جنگ صفین و قیام مختار است.

این طایفه در پی سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعیان، از کوفه به قم مهاجرت کردند و قم را مرکز برای سکونت خود و ترویج تشیع در ایران ساختند. علت انتخاب قم از سوی اشعریون، فتح این ناحیه توسط جدشان مالک بن عامر بوده است. قدرت و نفوذ آنها در قم به گونه‌ای بوده که قم را از تابعیت اصفهان خارج کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می‌گرفته‌اند. شخصیت‌های برجسته‌ای از این خاندان، در شمار شاگردان و نزدیکان اهل بیت(ع) هستند.

نسب

اشعریان اصالتا یمنی و از اعراب قحطانی بودند،[۱] علت نام گذاری آنان به اشعری این بود که نسب آنان به نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان معروف به اشعر می‌رسید.[۲] بعضی در علت نامگذاری این طایفه به اشعر گفته‌اند که جد آنان پر مو بوده است.[۳]

اشعر هفت پسر داشت که هر کدام سرسلسله قبیله‌ای شدند و همه را اشعری می‌گفتند. مراد از اشعریان در این مدخل نسل جماهر، یکی از فرزندان اشعر است.[۴]

قبل از اسلام

در منابع اسلامی، فضایل بسیاری به اشعریان پیش از اسلام نسبت داده شده و از جوانمردی و نیک خویی آن یاد شده است. به گفته این روایات اشعریان چنان بودند که گویی در اموال و املاک و منازل و دارایی خود با مردم سهیم بودند.[۵] ادعا شده گروهی از اینان در حمله ابرهه به کعبه شرکت داشته‌اند.[۶]

اسلام اشعریان

نخستین اشعری مسلمان

مالک بن عامر اشعری را اولین مسلمان از قبیله اشعریان دانسته‌اند، وی که جد اعلای اشعریان قم است، نخستین مهاجر این قوم به سوی پیامبر (ص)، جهت پذیرش اسلام بود. وی پس از اسلام آوردن به میان قوم خود باز گشت و چند سال بعد با اقوام خویش برای مرتبه دوم، به نزد پیامبر (ص) آمد.[۷][۸]

اسلام آوردن سایر اشعریان

پس از اسلام مالک بن عامر، گروهی از دیگر اشعریان در سال هفتم پس از فتح خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند،[۹] بعضی اسلام مالک را در مکه دانسته اند،[۱۰] اما غالب منابع بدون اشاره به هجرت وی به مکه، آورده‌اند که درسال هفتم در جریان جنگ خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند،[۱۱]به هر حال اسلام آنان از سر رغبت بوده بر خلاف بعضی از قبایل عرب که پس از فتح مکه که پیروزی پیامبر (ص) را حتمی دیدند، گروه گروه مسلمان شدند،[۱۲] لذا اسلام اشعریان قبل از فتح مکه می تواند مایه افتخار آنان باشد.[۱۳]

بسیاری از تاریخ نگاران بر آنند که اشعریان در سال هفتم هجری، پس از فتح خیبر به اسلام گرویدند، زینی دحلان می گوید: اهل تحقیق چنین نظر دارند که آمدن اشعریان در سال هفتم، هنگام فتح خیبر روی داده است.[۱۴] برخی اسلام آنان را، بیست سال پس از مبعث پیامبر (ص) گزارش نموده‌اند.[۱۵]

از چهره‌های نامدار اشعری در بین صحابه پیامبر اسلام(ص) افزون بر ابوموسی اشعری می‏‌توان به ابو عامر اشعری که در جنگ حنین به شهادت رسید و فرزند او عامر بن ابی عامر و نیز حارث اشعری از جمله راویان حدیث پیامبر(ص) اشاره کرد.[۱۶]

هجرت به عراق

در دوره فتوحات، اشعریان نیز به سوی عراق آمدند و در فتح عراق شرکت کردند. اشعریان در نبرد مداین حضور داشتند و مالک بن عامر اشعری (جد اعلای اشعریان قم) نخستین فرداز سپاهیان عرب بود که در این نبرد از دجله عبور کرده و پس از او دیگر لشکریان از آن گذشتند، و باعث شکست ساسانیان شدند.[۱۷] وی را فاتح نواحی جبال از جمله ساوه دانسته‌اند،[۱۸] پس از فتح عراق اشعریان همانند بسیاری از یمنیان در کوفه ساکن شدند، دو تن از فرزندان مالک یعنی سائب و سعد از بزرگان کوفه و سرشناسان عراق بودند. سعد بن مالک همان کسی است که در ایام خلافت عثمان بن عفان به شراب خواری، ولید بن عقبه، امیرکوفه، نزد خلیفه شهادت داد.[۱۹]

گرایش به اهل بیت

در وقایع بعد از قتل عثمان، سه گروه از اشعریان را می‌توان بازشناخت: گروهی از اشعریان در زمان فتوحات به شام رفته بودند و در زمان نزاع معاویه با امام علی(ع) در سپاه معاویه می‌جنگیدند و طرفدار معاویه بودند. گروهی از اشعریان نیز در کوفه به رهبری ابو موسی اشعری از علی و عثمان کناره گرفتند و گروهی دیگر به رهبری مالک بن عامر به تشیع و طرفداری از علی(ع) گرایش پیدا کردند و همین گروه‌اند که بعدها به قم آمدند.[۲۰]

درباره سابقه تشیع این گروه از اشعریان گزارش‌های زیادی وجود ندارد. با این حال برخی از گزارش‌ها درباره گرایش افراد این خاندان به امام علی(ع) در منابع نقل شده است:

یکی از گزارش‌هایی که نشان‌گر گرایش مالک بن عامر به امام علی(ع) است، شرکت او در نبرد صفین در سپاه علی(ع) که برخی از منابع به آن تصریح کرده‌اند.[۲۱]

درباره گرایش سائب فرزند مالک به تشیع نیز روایاتی در منابع نقل شده است. از جمله این روایات که برخی پژوهشگران آن را از شواهد علاقه سائب بن مالک اشعری به امام علی(ع) دانسته‌اند، این است که هنگام حرکت امام علی(ع) برای نبرد با اهل جمل، آن حضرت به ابوموسی اشعری فرمان بسیج مردم کوفه را داد، ابو موسی که با یاری امام(ع) موافق نبود از سائب بن مالک اشعری مشورت خواست و سائب او را به اطاعت از فرمان امام(ع) توصیه کرد.[۲۲]

از دیگر گزارش‌هایی که حاکی از تشیع سائب است اینکه: وقتی عبدالله بن مطیع عامل کوفه از سویزبیریان، سیره عمر و عثمان را مبنای حکومت خود قرار داد، سائب بن مالک اشعری اعتراض کرده و ضمن نقد سیره عثمان وعمر، گفت ما تنها به سیره علی (ع) راضی می شویم.[۲۳]

شرکت فعال وی در قیام مختار[۲۴] که به نام خونخواهی از اهل بیت بود، مویدی بر حضور وی در امور سیاسی و اجتماعی به نام اهل بیت است. وقتی مختار بر اوضاع کوفه مسلط شد سائب خطبه ای خواند و در ابتدای خطبه گفت: یا شیعة آل رسول الله.[۲۵]

وی هنگام کشته شدن به دست سپاه زبیریان این دو بیتی را می خواند:

یا سائب ابن مالک یا اشعری (ای سائب پس مالک اشعری)
اشدد علی الدرع کی لا نثنی (زره را بر خودت محکم کن تا به دشمن تمایل پیدا نکنی)
حسبی من العتره اولاد النبی (از خاندان پیامبر(ص) فرزندان او مرا بس است)
حسبی علی و علی و علی.[۲۶] (مرا علی و علی و علی بس است)

فرزندان و فرزندان برادر وی نیز بر همین عقیده بودند.

هجرت به ایران

بر اساس گزارش نویسنده تاریخ قم، درباره علت مهاجرت اشعریان به ایران سه گزارش وجود دارد:

بر اساس برخی روایات به دلیل سابقه همکاری اشعریان با علی(ع) از یک سو و شرکت آنان در قیام مختار از سوی دیگر، حجاج بن یوسف ثقفی عامل خلیفه بر عراق، سختگیری بر اشعریان را آغاز کرد. حجاج محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد اما محمد در کوفه مخفی شد و حجاج بر او دست یافت و وی را به قتل رساند.[۲۷] بر اساس برخی گزارش‌ها بعد از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه خارج شدند.[۲۸]

برخی روایات خروج اشعریان از کوفه را مربوط به شرکت آنان در قیام ضد اموی عبدالرحمن بن محمد بن اشعث دانسته‌اند. بر اساس این روایات حجاج بعد از شکست دادن عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بر اشعریان خشم گرفت و تنها سه روز به آنان فرصت داد تا کوفه را ترک کنند و دستور داد بعد از سه روز هر کس از از ال سائب بن مالک را یافتند، بکشند.[۲۹]

روایت دیگری درباره علت کوچ اشعریان به ایران وجود دارد و آن بدرفتاری احوص اشعری با روستاییان ایرانی است که در زمین‌های او کار می‌کردند. بر اساس این روایت حجاج، احوص را در سال ۹۳ به این دلیل به زندان انداخت و بعد او را به وساطت برادرش عبدالله از زندان آزاد کرد. عبدالله که از خشم گرفتن دوباره حجاج بر برادر می‌ترسید مهاجرت از کوفه را چاره کار دانست.

بدین‌ترتیب فرزندان سائب از کوفه کوچ نمودند، فرزندان سعد بن مالک نیز به آنان پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا منزل گزیدند،[۳۰] بدین ترتیب تمام فرزندان مالک بن عامر به سوی ایران سفر کردند، آنان و جمعی از خدمتگزاران، حرکت نموده و در راس آنان عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۳۱] پس از مدتی اقوام و خویشان اشعریان به قم مهاجرت کردند.[۳۲][۳۳]

دلیل انتخاب قم

علت انتخاب قم از سوی اشعریان را فتح این ناحیه توسط جدشان مالک بن عامر دانسته‌اند، وی با مردم این ناحیه به خوبی برخورد نموده و حتی در دفع اکراد طبرستان و دیلم از آن منطقه سعی کرد، به همین سبب آنان تا هنگام اقامتش در منطقه ملازم او بودند.[۳۴] وی وقتی به کوفه برگشت، جریان دیلیمان و اهالی طخرود را با فرزندان خود در میان گذاشت، همین امر باعث عزیمت آنان به این نواحی شد و مورد استقبال مردم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۵]

بر اساس برخی گزارش‌ها مقصد اشعریان قم نبود و اشعریان قصد سفر به مناطق دیگر از جمله اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ اما به دلیل تلفاتی که بر اثر شیوع وبا در ماه بصره (منظور شهرهای همدان، نهاوند و قم است که عرب‌ها آن را ماه بصره می‌خواندند) به سوی مرکز ایران حرکت کرده و به سال ۹۴ق. به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به طور موقت اقامت کردند. در همین زمان دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به کمک اشراف محلی آمده و دیلمیان را شکست دادند. بعد از این واقعه بومیان خواستار سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۶]

اشعریان در قم

با افزایش جمعیت اشعریان و در پی آن افزایش نفوذ و قدرت اشعریان در قم، اختلافاتی بین آنان و بومیان شهر ایجاد شد. نویسنده تاریخ قم عامل این اختلافات را بدر رفتاری و نقض پیمان بومیان دانسته است. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آنان را کشتند.[۳۷]

اشعریان در توسعه و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که ‏متشکل از روستاهای پراکنده بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۸] از همین روست که برخی منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت می‏‌دهند.[۳۹][۴۰] اما مسلم است که اشعریان قم را به سرعت توسعه دادند، و آن را از اصفهان جدا نموده و به صورت شهری مستقل در آوردند و بر اهمیت آنان افزودند،[۴۱] ورود اشعریان به قم باعث نفوذ و گسترش اسلام و عقاید شیعی شد.

قدرت و سیطره نفوذ

با همت اشعریان، قم که ابتدا از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج می گرفتند، و دایره نفوذشان تا همدان پیش رفت.[۴۲] با توجه به این که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به داخل شهر قم جلوگیری می کردند،و خود از میان خود قاضیانی را جهت قضاوت بر می گزیدند.[۴۳] وقتی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه به عنوان حاکم به سوی آنان آمد، مردم با هدایا به استقبال او آمدند، و گفتند: ما به حکومت غیر مذهب خود راضی نبودیم، و الحال که تو آمدی با طیب نفس امتثال حکم تو می کنیم.[۴۴] آنان علاوه بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز تحت سیطره خود در آورده بودند.[۴۵] و حتی بعضی قزوین را هم جزء منطقه تحت نفوذ آنان دانسته اند.[۴۶]

اظهار تشیع

اگر چه اشعریان از زمان عامربن مالک گرایش به اهل بیت داشتند، ولی اولین کسی که این عقیده را به عنوان تشیع اعتقادی اظهار داشت موسی بن عبدالله اشعری بود.[۴۷][۴۸] از آن به بعد اشعریان به راحتی درباره مذهب خود اظهار نظر می کردند، و در تبلیغ ائمه شیعه همت می گماشتند.

در زمانی که اشعریان اداره امور شهر را بر عهده داشتند، با تکبه بر منابع انسانی و اقتصادی خود به کارگزاران خلفا اجازه ورود به شهر را نمی داندو از قاضی شهر را خود انتخاب می کردند. آنان آشکارا خمس اموال خود را به ائمه میدادند و از پرداخت خراج به حکومت مرکزی امنتاع می‌کردند. خودداری از پرداخت خراج باعث برور درگیری‏های شدید بین اشعریان و برخی خلفا شد. از جمله در زمان مامون و معتصم خلیفه لشکری برای سرکوب و کشتار اشعریان به قم فرستاد.[۴۹]

برخی از خلفا نیز افرادی از اشعریان را به حکمرانی آن شهر انتخاب می‏کردند. از جمله هاورن الرشید، عامر بن عمران بن عبدالله اشعری را در سال ۱۹۲ق. به ولایت قم فرستاد و بعد از وی نیز پسرش عامر حاکم قم شد. علی بن عیسی الطلحی اشعری نیز در سال ۲۱۲ق. از جانب حکومت والی قم شد.[۵۰]

رابطه با ائمه معصومین علیهم السلام

اشعریان ، روابط عمیقی با ائمه معصومین (ع) داشتند این رابطه تا غیبت امام دوازدهم (عج) ادامه داشت و در هیچ دوره ای قطع نشد. آگاهی از میزان و کیفیت روابط ایشان با امامان معصوم (ع) و شناخت منزلت و جایگاه آنان نزد ائمه (ع) وبالعکس، با مراجعه به مجامع حدیثی و کتب رجالی شیعه به دست می آید، بیش از صد تن از اصحاب ائمه (ع) از اشعریان بودند، و تنها ۱۲ تن از فرزندان عبدالله بن سعد از اصحاب امام صادق (ع) به شمار آمده اند.[۵۱] برخی از آنان جزء اصحاب خاص ائمه (ع) قلمداد می شدند.

فعالیت‌های علمی

حدود ۵۰تن از اشعریان قم از چهارصد شیخ نقل حدیث نموده اند، و برخی بیش از ۱۶۰ کتاب نوشته اند، محور اصلی کتابهای تالیف شده به دست اشعریان فقه است، اگر چه در عقاید نیز کتاب داشتند.[۵۲] علی بن ابراهیم قمی، محمد بن حسن صفار، الحمیری، کلینی، علی بن بابویه، ابن همام، صدوق، ابن قولویه، شیخ طوسی، و نجاشی از بزرگان اشعریان بارها روایت نقل کرده اند.[۵۳]

از ویژگی‌های مکتب حدیثی قم که اشعریان بنیانگذاران آن بودند مبارزه با غلو بود. بزرگان حدیث در قم نسبت به غالی‎گری واکنش نشان می‌دادند و برخی از محدثان شیعه را به دلیل نقل اخبار مشکوک به غلو از این شهر اخراج کردند.[۵۴]

شخصیت‌های برجسته

این خاندان خدمات زیادی به مذهب شیعه کرده‌اند وشخصیتهای برجسته زیادی در این خاندان پرورش یافتند که هر کدام جزء رجال بارز شیعی محسوب می شوند، بعضی تعداد شخصیتهای معروف این خاندان را بیش از ۱۳۰ نفر گزارش کرده اند،[۵۵] که بعضی از آنان عبارتند از:

سرانجام اشعریان

تحقیقات نشان می دهد از مجموع ۸۳ نفر محدث اشعری، ۳۸ نفر در قرن دوم و ۳۳ نفر در قرن سوم و هفت نفر در قرن چهارم می زیسته اند که خود، گویای سیر شکوفایی و افول علمی این خاندان است.[۷۳] در قرن چهارم و با شروع دوران غیبت کبری ، دوران عظمت و آوازه اشعریان رو به افول نهاد. مهم ترین عامل افول خاندان اشعری، حملات متوالی نظامی و شورشهای مکرر قمی ها بر ضد حکومت مرکزی است. نویسنده تاریخ قم (کتاب)، عوامل زوال این خاندان را این گونه توصیف می کند:

لاجرم پایه ی دولت ایشان بلغزید و دشمن بر ایشان ظفر یافت. بعضی هلاکت شدند و برخی جلای وطن کردند، مگر اندکی از ایشان که بماندند.

بعضی بر اندک معاشی که ایشان را بود، قناعت کردند و بعضی دیگر، قافله ها رابدرقه می کردند و حق السعی می گرفتند.[۷۴]

از خاندان اشعری در روز گار ما، تنها دو خانواده اشعری (طاهری و انصاری) باقی مانده اند. که اولی از سلاله ی زکریا بن آدم و دومی منسوب به سعد بن عبدالله بن ابی خلف اشعری اند. ملا محمدطاهر اشعری و فرزندش عبدالله اشعری و نواده ی او ملا محمدطاهر اشعری قمی، از روحانیون معروف قم و از اساتید امام خمینی درتاریخ معاصر بوده اند.[۷۵] وی در جوار امامزاده پنج تن در زرند کهنه مدفون می باشد. فرزند میرزا علی اصغر قمی اشعری نیز کسی است که امام خمینی درباره وی می فرماید: من ۴۶سال با وی هم بحث بوده حتی مکروهی از وی ندیدم.[۷۶]

همچنین از این خاندان می توان از مرتضی انصاری قمی نام برد که از شاگردان شیخ عبد الکریم حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) و از خطبا و مبلغان بنام بود. و بیش ازسی هزار حدیث از حفظ داشت و از مخالفان مشهور بهائیت و کمونیسم بود. گفته اند نخستین یورش ارتش محمد رضا شاه پهلوی به مدرسه فیضیه در دوم فروردین ۱۳۴۲ به هنگام سخنرانی وی صورت گرفت.[۷۷]

منابع مطالعاتی

درباره ابعاد مختلف نقش اشعریون در تشیع ایرانیان و فعالیتهای سیاسی، علمی و فرهنگی آنان کتابها و مقالات و پایان نامه های نوشته شده که به بعضی از آنها اشاره می شود.

کتاب

پیشگامان تشیع، نوشته رضا فرشچیان، تحقیقی در رجال اشعریان است که در در ۲۵۲ صفحه نگاشته و بوسیله انتشارات زائر در سال ۱۳۸۴، منتشر شده است.

پایان نامه

پایان نامه ای تحت عنوان نقش خاندان اشعری در گسترش معارف شیعه در قرن سوم و چهارم توسط علی محمد حیدر سرلک در دانشگاه ادیان و مذاهب تدوین شده است.

مقاله

  • عنوان مقاله: شجره علمی خاندان اشعری قم، پدیدآور: حاج تقی، منبع: فصلنامه علوم حدیث، شماره ۵ تالیف شده است.
  • عنوان مقاله: نقش مذهبی و فرهنگی خاندان اشعری در گسترش تشیع تا قرن چهارم هجری، پدیدآور: نجمه السادات داوطلب، منبع: فرهنگ پژوهش، شماره ۸.


جستارهای وابسته

پانویس

  1. ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۸.
  2. کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۹؛ خلیفة بن خیاط،الطبقات، ج۱، ص۳۲۹.
  3. الانساب، ج۱، ص۲۶۶
  4. کلبی، نسب معد والیمن الکبیر، ج۱، ص۳۳۹.
  5. قمی، تاریخ قم، ص۲۸۰-۲۸۱
  6. ابن فهد، ج ۱ص ۲۹-۳۰
  7. تاریخ قم، ص۲۶۸
  8. اسدالغابه، ج۴، ص ۲۸۲
  9. السیره النبویه و آلاثار المحمدیه، ج۳ص ۴۶
  10. تاریخ، ص۲۶۸
  11. ابن سعد، ۲ص۱۰۸ وج۷ ۴۳۴
  12. تایخ قم، ۲۷۷
  13. پیشگامان تشیع، ص۲۷
  14. السیره النبویه و الاثار المحمدیه ج۳ص ۴۶.
  15. شیخ المضیره ابوهریره، ص۳۸
  16. خصری، ص ۱۶۵
  17. ابن حجر، ج۵، ص ۵۴۰
  18. تاریخ قم، ۲۶۱
  19. تاریخ قم، ص۲۹۰-۲۹۱
  20. حیدر سرلک و همریزی، ص۵۰-۵۱
  21. ابن اثیر، اسد الغابه، ج ۴، ص۲۵۴؛ ابن حجر، ج۵، ص ۵۴۰
  22. خضری، ج۲، ص ۱۶۹
  23. تاریخ قم ص۲۸۵
  24. جمهره انساب العرب، ص۳۷۴؛تاریخ طبری، ج۴ص۵۶۹؛ الکامل، ج۴ص ۲۷۳؛ اخبارالطوال، ص۳۵۱؛
  25. الفتوح، ج ۳ص۲۶۲
  26. تاریخ قم ص ۲۹۰
  27. خضری، ج۲، ص۱۶۷
  28. تاریخ قم، ص ۲۶۰
  29. تاریخ قم، ص ۲۶۴
  30. تاریخ قم، ص ۲۶۰
  31. تاریخ قم، ص ۲۶۲
  32. تقویم البلدان، ص۴۰۹
  33. تاریخ قم، ص۲۵۷-۲۶۳
  34. تاریخ قم،ص۲۶۱
  35. تاریخ قم،ص۲۶۰-۲۶۱
  36. خضری، ج۲، ص ۱۶۸
  37. تاریخ قم، ص۲۷۸
  38. خضری، ج۲، ص ۱۶۹
  39. سمعانی، ج۱۰ص۴۸۵-۴۸۴
  40. یاقوت، ج۴ص ۱۷۵
  41. حسینی،۱۷۲
  42. پیشگامان تشیع، ص۴۰
  43. تاریخ قم، ص۱۷-۳۹-۴۰-۲۴۱
  44. مجالس المومنین، ج۱ص ۸۵
  45. تاریخ قم، ص۲۶۳
  46. تاریخ قم، ص۲۷۹
  47. تقویم البلدان، ص۸۲
  48. النقض، ص ۱۷۰
  49. خضری، ج۲، ص ۱۷۰-۱۷۱
  50. پیشگامان تشیع، ص ۴۲
  51. تاریخ قم، ص۲۷۸
  52. پیشگامان تشیع، ص۵۷
  53. پیشگامان تشیع، ص۵۹-۶۳
  54. خضری، ج۲، ص۱۷۶-۱۷۷
  55. پیشگامان تشیع، ۶۷-۲۳۴
  56. رجال نجاشی، ص ۱۰۵ش۲۶۲
  57. رجال طوسی، ص۱۴۳ش۱۷
  58. ]رجال برقی، ج۱ص۲۷
  59. رجال برقی، ص۵۶،۵۹،۶۰
  60. رجال طوسی ص ۲۵ ش۳،ص ۳۶۶ش۶،ص۳۹۷ش۳
  61. رجال، فهرست، ص۲۵، ش۶۵
  62. رجال علامه حلی، ص۱۴ش۷
  63. تاریخ قم، ص ۲۴۲-۲۴۴
  64. رجال طوسی، ص۱۷۸، ش۲۱۱، ص۳۴۷
  65. تاریخ قم، ۲۸
  66. تاریخ قم، ص۵۹
  67. رجال طوسی، ص۲۰۰، ش۷۷، ص۳۷۷،ش۴،ص۴۰۱ش۱
  68. پیشگامان تشیع،۱۴۷
  69. رجال نجاشی، ص۸۲
  70. جمهره انساب العرب، ص ۳۴۷
  71. جد اشعریان قم، تاریخ قم، ص ۲۷۸
  72. بحار الأنوار، المجلسی ،ج‏۴۸، ص۲۹۰
  73. شجره ی علمی خاندان اشعری قم” فصلنامه ی علوم حدیث ، ش ۵ ، ص ۲۳۰
  74. تاریخ قم ، ص ۲۴۱
  75. ستارگان حرم،شماره۲۷-۲۶ ص ۲۷۳
  76. ستارگان حرم،شماره۲۷-۲۶ ص ۲۷۳
  77. دائره المعارف تشیع ، ج ۲ ، ص ۱۹۹

منابع

  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، داراحیاء، التراث العربی، بی تا.
  • ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۹۶۵م.
  • ابن حزم، علی بن سعید، جمهرة الانساب العرب، مصر دارالمعارف، بی تا.
  • ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار صادر، ۱۹۸۵م.
  • ابن فهد، محمد، اتحاف الوری، باخبار ام القری، به کوشش فهیم محمد شلتوت، مکه، جامعه ام القری.
  • ابن هشام، عبدالملک بن هشام الحمیری، السیرة النبویة، بیروت داراحیاء التراث العربی، بی تا.
  • ابوریه محمد، شیخ المضیرة الوهریة، بیروت، موسسه اعلمی، بی تا.
  • ابوالفدا، اسماعیل بن محمد، تقویم البدان، پاریس، دار الطباعه السلطانیه، ۱۸۴۰م.
  • برقی، احمد بن محمد بن خالد، رجال برقی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳.
  • حسینی قمی، محمد، خلاصة البلدان، قم، حکمت.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، قم، مکتبه الرضی، ۱۴۰۲ق.
  • حموی یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، ۱۳۹۹ق.
  • سرلک،علی محمد و مهریزی، مهدی، اشعریان و تاسیس نخستین دولت شهر شیعه، فصلنامه شیعه شناسی، پاییز ۱۳۹۱، شماره۹۳
  • خضری، احمدرضا، تاریخ تشیع، قم، حوزه و دانشگاه و سمت، ۱۳۸۴ش.
  • خلیفة بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶م.
  • دینوری، احمد بن داود، اخبارالطوال، مترجم مهدی دامغانی، تهران، نشرنی، ۱۳۶۶ش.
  • زینی دحلان، احمد، السیرة النبویة و الاثار المحمدیة، بیروت، دار التراث العربی، بی تا.
  • سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ۱۳۸۲ش.
  • شوشتری، نورالله، مجالس المومنین، تهران، اسلامیه، ۱۳۵۴ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، النجف، مطبعه الحیدریه، ۱۳۸۱ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، النجف، مکتبه المرتضویه، بی تا.
  • فرشچیان، رضا، پیشگامان تشیع، انتشارات زائر، قم ۱۳۸۴.
  • قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، تهران، توس، ۱۳۶۱ش.
  • کلبی هشام، نسب معد والیمن الکبیر، به کوشش ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۸ق.
  • گروهی از نویسندگان فرهنگ کوثر، ستارگان حرم، شماره۲۷-۲۶، زائر، قم، ۵۱۲ صفحه.
  • موسوی بجنوردی، کاظم،دایرة المعارف اسلامی، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۹.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، قم، موسسه النشرالاسلامی، ۱۴۰۷ق.