حجاز
کتابشناسی یا ارجاعات این مقاله ناقص است. میتوانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیشیعه کمک کنید. |

حِجاز، سرزمینی در غرب عربستان واقع در کرانه دریای سرخ است. به سبب وجود شهرهای مکه و مدینه در آن، همواره در جغرافیای اسلامی جایگاه مهمی داشته و بسیاری از حوادث مهم صدر اسلام و تاریخ شیعه در این منطقه رخ داده است.
واژه حجاز به معنای مانع و حائل است[۱] و درباره وجه تسمیه حجاز گفتهاند که چون این منطقه میان نَجْد و تِهامَه، حائل شده است، بدان حجاز میگویند.[۲]
جغرافیا

درباره حدود حجاز اختلافاتی وجود دارد.[۳] حدود حجاز از شمال به جنوب به طول ۱۲۰۰ کیلومتر از مرزهای اردن و عربستان سعودی آغاز میشود و به موازات کرانه دریای سرخ تا منطقه عَسیر در جنوب عربستان امتداد مییابد. مساحت این منطقه، حدود ۴۵۴، ۴۳۶ کیلومترمربع است.[۴] مکه، مدینه، جَدّه، طائف، تبوک و ینبع از مهمترین شهرهای حجازند.[۵]
از لحاظ طبیعی حجاز به سه بخش تقسیم میشود:
- دشتهای ساحلی کرانههای دریای سرخ به نام تِهامَه.
- منطقه کوهستانی، که بیشترین باران را در حجاز دارد. در این منطقه رشته کوههایی هست که از مهمترین ارتفاعات جزیرة العرب و عربستان سعودی به شمار میآیند.
- فلات حجاز، که از مشرق کوههای مدین تا دشت نَفود بزرگ و کوههای اَجا و سَلْمی کشیده شده و شیب آن به سوی شمال و مشرق است.[۶]
آب و هوا
آب و هوای حجاز خشک است. رطوبت و مه در تِهامه و باران اندک در مناطق کوهستانی از تأثیرات دریای سرخ است. در حجاز رود دائمی وجود ندارد، ولی در وادیهای آن، پس از بارندگی، سیل جاری میشود کهگاه خسارات فراوان به بار میآورد.[۷] گیاهانی که پس از بارندگی و سیلاب در زمینهای حجاز میرویند، نزد اهالی حِجاز ارزش فراوانی دارند و نعمتی آسمانی بهشمار میآیند.[۸]
چاهها و چشمههای حجاز شهرت بسیاری در جزیرة العرب داشتهاند، از جمله چاه زمزم که از قدیم نزد اعراب جایگاه ویژهای داشته است.[۹]
حجاز، به سبب کم آبی، کشاورزی محدودی دارد. با این حال از گذشته، کشاورزی در این منطقه وجود داشته، چنان که طائف یکی از حاصلخیزترین مناطق حجاز معرفی شده است.[۱۰] در دوره معاصر، با ایجاد سدّ و حفر چاههای عمیق، کشاورزی در این منطقه رونق بیشتری یافته است و کاشت گندم، جو، ذرت و انواع سبزی، به ویژه در اطراف شهرهای طائف، جَدّه، مدینه و ینبع رواج دارد. تولید خرمای آن نیز، به خصوص در منطقه مدینه، بسیار شهرت دارد.[۱۱] دامپروری در مناطق کوهستانی و فلاتهای مرتفع رایج است.
بازرگانی
در گذشته، موقعیت جغرافیایی حجاز موجب رونق بازرگانی در این منطقه شده بود. سواحل طولانی دریای سرخ در حجاز و هم مرزی حجاز با شام در شمال و یمن در جنوب، موقعیت بسیار مناسبی برای بازرگانان حجاز در دادوستد با اغلب بازرگانان بلاد مجاور فراهم آورده بود. کاروانهای تجار که از یمن میآمدند پس از طی سرزمین حجاز راهی شمال میشدند و به سرزمین شام میرفتند و برخی نیز عازم مصر میشدند. حجاز پیوسته پذیرای کشتیهای بازرگانی حبشه، چین، هند و مصر بود.[۱۲] این امر موجب شهرت بازرگانی مکه، مدینه، طائف و جَدّه شده بود. در منابع، مکه محل دادوستد کالاها معرفی شده که آب و نیازهای مالی کاروانها را نیز برای ادامه سفر برآورده میساخته است.[۱۳]
وجود کعبه در مکه نیز از قدیم نقش بسیار مهمی در اقتصاد حجاز داشته است. پس از اسلام این اهمیت فزونی یافته و هر ساله میلیونها مسلمان از نقاط گوناگون جهان، گذشته از زیارت، به دادوستد نیز میپردازند. نزدیکی مکه به بندر جَدّه موجب اهمیت بازرگانی جده نیز شده است.[۱۴]
امروزه این منطقه با داشتن کارخانههای متعدد، در زمینه صنایع نیز رونق دارد.[۱۵]
جایگاه علمی
حجاز مرکز علمی جزیرة العرب از ابتدای ظهور اسلام بوده و همواره در حیات علمی و حفظ میراث اسلامی نقش اساسی داشته است و به ویژه در ایام حج که مسلمانان از همه سو به حجاز میآمدند، در مکه مجالس و مباحثات علمی برپا میشد.[۱۶] جلسات علمی در مسجدالحرام و مسجدالنبی، نقش مهمی در فعالیتهای علمی و فرهنگی سرزمین حجاز داشته است.[۱۷] در این منطقه همواره مدارس دینی فراوانی وجود داشته است که هدف از تأسیس این گونه مدارس در مکه و مدینه، اهتمام به علوم دینی و مطالعه و تفسیر قرآن کریم، بود.[۱۸]
تاریخ
قبل از اسلام، زندگی در حجاز به دو شیوه بیابان گردی و شهرنشینی بود و چون بخش اعظم حجاز، مانند سایر جاهای جزیرة العرب، خشک و صحرایی بود.[۱۹] زندگی بدوی نیز در آنجا متداولتر بود. اغلب روستاها و شهرها در واحههای حاصلخیز یا در استراحتگاهها و در مسیر کاروانها تأسیس میشدند. حجاز مسکن قبایل بدوی بزرگی از عَدنان، قَحطان و قُضاعه بود. در مکه قبیله قُرَیش، در طائف قبیله ثَقیف، و در یثرب (مدینه) قبایل اوس و خزرج سکونت داشتند.[۲۰]
قبایلی از یهودیان نیز در شهرهای وادی قری، یثرب، خیبر، فدک، تیماء و اذرح اقامت داشتند؛ در یثرب، علاوه بر دو قبیله اصلی اوس و خزرج، سه قبیله یهودی بنی قینقاع، بنی نَضیر و بنی قُرَیظه معروف بودند. در مکه نیز عدهای از رومیان، ایرانیان و یهودیان و مسیحیانِ اهل حبشه، که به بازرگانی اشتغال داشتند، زندگی میکردند.[۲۱]
اهمیت حجاز به سبب مرکزیت دینی آن، یعنی شهر مکه و مسجدالحرام، بود؛ هرچند پیش از اسلام، بتپرستی در آنجا رواج بسیار داشت و در شهرهای حجاز معابد و بتهای متعدد آن مورد احترام اعراب بود.[۲۲]
ظهور اسلام
پس از ظهور اسلام، حجاز از شأن و منزلت بیشتری برخوردار شد و دولت اسلامی که پیامبر(ص) مؤسس آن بود، موجب وحدت شبه جزیره شد.[۲۳] پس از وفات پیامبر اکرم(ص) در آغاز سال یازدهم قمری، اهتمام خلفا بیشتر صرف گسترش حاکمیت اسلام در جزیرة العرب و نواحی دیگر شد. پس از کشته شدن عثمان بن عفان در سال ۳۵ق و انتقال خلافت به علی بن ابی طالب(ع)، او مرکز حکومتش را از مدینه به کوفه منتقل کرد. در همین اوان، بخش بزرگی از قبایل به کوفه مهاجرت کردند. در سال ۴۱ق، خلافت به معاویة بن ابی سفیان رسید و او سرزمین شام را مرکز حکومت خود و دمشق را پایتخت دولت اسلامی کرد.[۲۴]
انتقال مرکز سیاسی به شام در دوره امویان و سپس به بغداد در دوران عباسیان، از اهمیت حجاز و شهرهای مکه و مدینه نکاست.[۲۵] در دوران امویان و عباسیان، حجاز که ایالتی تابع حکومتهای مذکور بود، منزلت دینی خود را در میان مسلمانان جهان حفظ کرد.[۲۶] در دوره امویان، مدینه مرکز سرزمین حجاز بود و فقط در دوره خلافت عبدالله بن زبیر (۶۴ـ۷۳) مکه مرکز حجاز گردید.[۲۷] درسال ۱۴۵ق، محمد بن عبداللّه معروف به نفس زکیه، از سادات بنی حسن، در مدینه بر منصور عباسی خروج کرد و بر مدینه و مکه و یمن مسلط شد، امّا پس از دو ماه و نیم در نبرد با سپاه عباسیان شکست خورد و کشته شد. منصور علویان را از دریافت اموال محروم کرد و حجاز در فقر به سر میبرد و بیرونقی و رکود علم و فرهنگ در این سرزمین پدید آمد ولی علم حدیث و فقه چندان تحت تأثیر قرار نگرفت.[۲۸]
در ۳۰۱ق، علویان به رهبری محمد بن سلیمان، از نوادگان سلیمان بن داوود فرزند حسن مُثَنّی (فرزند امام حسن مجتبی)، در مکه مراسم حج و تجمع حجاج را مغتنم شمردند و به اماراتی که تحت تسلط عباسیان بود دست یافتند و محمد بن سلیمان خود را خلیفه مسلمانان اعلام کرد.[۲۹]
با ضعف خلافت عباسیان، شورش در سرزمین حجاز آغاز شد. قحطی و گرسنگی و نیز حمله قرامطه بحرین به کاروانهای حجاج، موجب آزار اهالی حجاز شد. حجاز مدتی در بین حاکمان مختلف دست به دست میشد.
حکومت شُرَفا
در ۳۵۸هجری قمری، پس از فتح مصر به دست فاطمیان، جعفر بن محمد بن حسن، از سادات حسنی، در مکه اعلام خودمختاری کرد و در خطبه جمعه از خلیفه فاطمی نام برده شد و در ۳۶۰ق. طاهر بن مسلم حسینی در مدینه اعلام استقلال کرد و به نام خلیفه فاطمی، المعز لدین اللّه، خطبه خواند.[۳۰] بدین ترتیب، شماری از علویان در دو شهر مقدّس مکه و مدینه به ولایت رسیدند و به سبب انتساب به رسول اکرم، حکام آنها لقب شریف یافتند.[۳۱] و حکومت آنان به شُرَفاء (جمع شریف) مشهور شد.[یادداشت ۱] حکومت شرفا در منطقه حجاز نزدیک به هزار سال طول کشید؛ اما این حاکمان در بیشتر دوران حکومت خود مستقل نبودند و تحت سلطه ممالیک مصر و عثمانی قرار داشتند. در اواخر دوره عثمانی، اعتبار و نفوذ شرفا در حجاز به گونهای بود که حکومت عثمانی بدون آنها توان اداره امور حجاز را نداشت.[۳۳]
ایوبیان
از ۵۶۷ ق. نفوذ فاطمیان در مصر و حجاز رو به کاهش گذاشت. در این سال، صلاح الدین ایوبی متوجه سرزمین حجاز شد و حملات خود را به حجاز و یمن، به فرماندهی برادرش تورانشاه، در ۵۶۹ قمری آغاز کرد، تورانشاه بدون مواجه شدن با هیچ مقاومتی وارد مکه شد و شریف عیسی بن خلیفه از او استقبال کرد و متعهد شد پس از نام خلیفه به نام صلاح الدین خطبه بخواند.[۳۴]
حفاظت از اماکن مقدّس حجاز در برابر صلیبیان یکی از اقدامات مهم ایوبیان بود؛ در ۵۷۷ق، که حاکمِ صلیبی امارت کرک (واقع در مشرق بحرالمیت)، به منظور توسعه قلمرو صلیبیان و حمله به اماکن مقدّس مسلمانان در حرمین شریفین و استیلا بر راههای دریایی حجاج، به حجاز حمله کرد[۳۵] و در ۵۷۸ که ناوگان صلیبیها از بندر عیذاب روانه سواحل حجاز شد، ایوبیان از اماکن مقدّس دفاع کردند.[۳۶]
دولت بنورسول

در نیمه نخست قرن هفتم قمری، دولت ایوبیان در یمن سقوط کرد و دولت بنورسول در آنجا بر سرکار آمد و امرای مدینه تحت فرمان سلاطین بنورسول قرار گرفتند. خلافت عباسیان نیز در ۶۵۶ه.ق به دست مغولان سقوط کرد و بنورسول بر همه سرزمین حجاز حکم فرما شدند.[۳۷]
عثمانیها
حدود سه قرن (از اواسط قرن ششم تا نیمه اول قرن نهم قمری) حکام مملوکی و چَرْکَسهای مصر آن را اداره میکردند. در اوایل قرن دهم قمری، حجاز در قلمرو عثمانی ها قرار گرفت.[۳۸]
حجاز در سالهای ۱۲۱۸ تا ۱۲۲۱ هجری قمری، درگیر شورشهای وهابیان شد که به مکه و مدینه حمله بردند. محمد علی پاشا، والی مصر، از سوی سلطان عثمانی مأمور سرکوب آنان شد و وهابیان را در ۱۲۳۳ق. مغلوب کرد.[۳۹] حجاز تا ۱۲۶۱قمری از سوی مصر اداره میشد. از آن پس، دولت عثمانی مستقیماً به آنجا والی میفرستاد.[۴۰] راه آهن حجاز نیز در همین دوره برای تسهیل رفت و آمد حجاج، از دمشق تا حجاز احداث شد.
سلطنت سعودیها
در ۱۳۳۵قمری، حسین بن علی، شریف مکه، حجاز را از تبعیت عثمانی آزاد کرد و مملکت مستقلی تشکیل داد که بریتانیای کبیر استقلال آن را تضمین کرد، در حالی که به عبدالعزیز سوم، ابن سعود، نیز همین وعده را داده بود. ابن سعود به جنگ شریف حسین رفت و در ۱۳۴۳قمری به حجاز حمله برد و مکه و مدینه و جدّه را تصرف و کمی بعد سلطنت خود را بر حجاز و نَجد اعلام کرد.[۴۱] وی در ۱۳۱۱ش/۱۹۳۲میلادی خود را سلطان عربستان سعودی نامید.
پانویس
- ↑ لغتنامه دهخدا، مدخل حجاز
- ↑ جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، نشر مشعر ۱۳۹۰ش، ص۴۱.
- ↑ رجوع کنید به جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵،ص۳۶ـ۳۸
- ↑ رجوع کنید به: الموسوعة العربیة، هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ابن اثیر، الكامل فىالتاريخ، بيروت، ج۸، ص۶۱
- ↑ عمر فاروق سیدرجب، المدن الحجازیة، قاهره، ۱۹۸۱، ص۴۳
- ↑ احمد ابراهیم شریف، ص۷۵؛ اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالی، ۱۴۲۰/۲۰۰۰، ص۳۸
- ↑ نهروالی، کتاب الاعلام باعلام بیت اللّه الحرام، قاهره ۱۴۲۵/۲۰۰۴، ص۷۷؛ حاجی خلیفه، ترجمه تقویم التواریخ: سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ه.ق، تهران ۱۳۷۶ش، ص۴۱، ۴۸، ۱۵۵؛ برای اطلاع بیشتر درباره سیلهای مکه و تأثیرات آن رجوع کنید به: رفعت باشا، مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، ج۱، ص۱۹۸ـ ۲۰۰
- ↑ رجوع کنید به: بلاشر، تاریخ ادبیات عرب، ترجمه آذرپوش، ۱۳۶۳ش، بخش ۲، ص۸
- ↑ رجوع کنید به: طبری، القری لقاصد ام القری، بیروت، بیتا، ص۴۸۵؛ فاسی، العقد الثمین فی تاریخ البلد الأمین، بیروت، ۱۴۱۹، ج۵، ص۲۹۶
- ↑ رجوع کنید به ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، تهران۱۳۶۳ش، ص۱۱۷؛ سیدامیرعلی، مختصر تاریخ العرب و التمدن الاسلامی، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱،ص۲
- ↑ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ابن اثیر، الكامل فىالتاريخ، بيروت، ج۸، ص۶۳
- ↑ سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹\، ج۱، ص۳۹ـ۴۰؛ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳،ص۸۷
- ↑ برای نمونه رجوع کنید به :ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ص۹۶ـ۱۰۱؛ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ص۸۸؛ نهروالی، کتاب الاعلام باعلام بیت اللّه الحرام، قاهره ۱۴۲۵/۲۰۰۴، ص۱۲
- ↑ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ص۸۸
- ↑ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ابن اثیر، الكامل فىالتاريخ، بيروت،ج۸، ص۶۳
- ↑ رجوع کنید به مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ص۱۸۵ـ۱۸۷؛ سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹ج۱، ص۷۹ـ۸۱
- ↑ رجوع کنید به: شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، عصرالدول و الامارات، الجزیرةالعربیة، العراق، ایران، قاهره، ۱۹۸۰، ج۵، ص۵۲ـ۶۷؛ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ص۱۸۶
- ↑ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ص۱۹۶
- ↑ رجوع کنید به دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹، ج۱، ص۳۹
- ↑ دلّو، ج۱، ص۷۴، ۷۷، ۷۹؛ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ابن اثیر، الكامل فىالتاريخ، بيروت ج۸، ص۶۴؛ نیز رجوع کنید به احمد ابراهیم شریف، ص۹ـ۱۳؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه
- ↑ دلّو، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹،ج۱، ص۷۶؛ الموسوعةالعربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸، ج۸، ص۶۴
- ↑ رجوع کنید به احمد ابراهیم شریف، ص۱۴ـ۲۷؛ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ج۸، ص۶۴
- ↑ رجوع کنید به: صالح احمد علی، الحجاز فی صدر الاسلام: دراسات فی احواله العمرانیة و الاداریة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰،ص۷ـ۸
- ↑ الموسوعةالعربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ج۸، ص۶۵
- ↑ رجوع کنید به: بیضون، الحجاز و الدولةالاسلامیة: دراسة فی اشکالیة العلاقة مع السلطة المرکزیة فی القرن الاول الهجری، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ص۱۱ـ ۱۲
- ↑ مالکی، ص۲۳
- ↑ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸؛ ج۸، ص۶۵
- ↑ الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸، ج۸، ص۶۵
- ↑ رجوع کنید به: قلقشندی، صبحالاعشى فى صناعةالانشا، قاهره ۱۹۱۰ـ۱۹۲۰، چاپ افست ۱۳۸۳/۱۹۶۳، ج۴، ص۲۶۷ـ ۲۶۸؛ محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، قاهره، ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳، ص۱۹؛ دحلان، خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، مصر ۱۳۰۵، ص۱۵
- ↑ رجوع کنید به: ابن اثیر، الكامل فىالتاريخ، بيروت ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۶۱۲؛ سیده اسماعیل کاشف، مصر فی عصرالاخشیدیین، قاهره، ۱۹۸۹، ص۹۶ـ۹۷؛ محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، قاهره، ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳، ص۲۴ـ ۲۸؛ نیز رجوع کنید به: فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵،۴۰۵، ج۲، ص۳۵۰ـ۳۵۲
- ↑ محمد جمال الدین سرور، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، قاهره، ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳، ص۲۴ـ۲۵
- ↑ «شُرَفا»، پایگاه اطلاع رسانی حوزه؛ پایگاه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
- ↑ ناجی، حجاز، در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۱ش، ج۲۰، ص۱۵۹.
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۱۱، ص۳۶۸ـ۳۷۱، ۳۹۶؛ نیز رجوع کنید به: ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴، ص۲۵۷؛ فاسی، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.۱۴۰۵، ج۲، ص۳۶۶ـ۳۶۷
- ↑ رجوع کنید به: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۱۱، ص۴۷۰؛ ابن واصل، مُفَرِّج الکروب فی اخبار بنی ایوب، ج۲، چاپ جمال الدین شیال، قاهره ۱۳۷۷/ ۱۹۵۷.ج۲، ص۱۰۱ـ۱۰۲، ۱۲۷؛ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳،ص۴۴ـ ۴۵
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۱۱، ص۴۹۰ـ۴۹۱؛ مقریزی،السلوک لمعرفة دول الملوک، ۱۴۱۸ق، ۱۹۹۷م، ج۱، ص۱۸۹ـ۱۹۰
- ↑ سباعی، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹؛ مالکی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، ص۶۲
- ↑ رجوع کنید به: صبری پاشا، مرآة جزیرةالعرب، ترجمه و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹، ص۶۰ـ۶۱؛ جابری، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ه / ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷م، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵، ص۴۶ـ۶۲
- ↑ امین، کشف الارتیاب، ۱۴۱۱ق، ص۴۵؛ لوتسکی، تاریخ الاقطار العربیة الحدیث، ترجمة عفیفه بستانی، مسکو ۱۹۷۱، ص۱۰۳؛ درویش، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت ۱۴۲۹/ ۲۰۰۸،ص۴۹، ۵۲
- ↑ رجوع کنید به: شاکر، التاریخ الاسلامی، ج۸، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛ شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، عصرالدول و الامارات، الجزیرةالعربیة، العراق، ایران، قاهره، ۱۹۸۰، ج۵: عصرالدول و الامارات، الجزیرةالعربیة، العراق، ایران، قاهره، ۱۹۸۰،ج۸، ص۲۴۸؛ بدر، ج۲، ص۴۷۸
- ↑ رجوع کنید به: امین، کشف الارتیاب،۱۴۱۱ق، ۱۹۹۱م، ص۴۸ـ۴۹، ۵۲؛ درویش، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت ۱۴۲۹/ ۲۰۰۸، ص۹۰، ۱۱۱
یادداشت
- ↑ شُرَفا، علویانی بودند که در سرزمین های اسلامی همواره مورد احترام مردم بوده و موفق به تشکیل دولتهای مهمی در جهان اسلام شدند.مهمترین شاخهای شرفا، شرفای حسنی و حسینیاند. شرفای حسنی از نسل حسن مثنی و پایهگذاران دولت ادریسیان در مغرب شدند. شرفای حسینی از نسل امام صادق علیهالسلام بوده که فاطمیان خود را به ایشان منتسب میکردند. [۳۲]
منابع
- اطلس المملکة العربیة السعودیة، ریاض: وزارة التعلیم العالی، ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
- الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
- الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ۱۹۹۸.
- ابن اثیر، الكامل فىالتاريخ، بيروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶/۱۹۶۵ـ۱۹۶۶، چاپ افست ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/ ۱۹۷۹ـ۱۹۸۲.
- ابن جبیر، رحلة ابن جبیر، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
- ابن واصل، مُفَرِّج الکروب فی اخبار بنی ایوب، ج۲، چاپ جمال الدین شیال، قاهره ۱۳۷۷/ ۱۹۵۷.
- احمد ابراهیم شریف، دورالحجاز فی الحیاة السیاسیة العامة فی القرنین الاول و الثانی للهجرة، قاهره، ۱۹۶۸.
- امین، محسن، تجدید کشف الارتیاب فی اتباع محمدبن عبدالوهاب، چاپ حسن امین، بیروت، ۱۳۸۲/ ۱۹۶۲.
- بدر، عبدالباسط، التاریخ الشامل للمدینة النورة، مدینه ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
- بلاشر، رژیس، تاریخ ادبیات عرب، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران ۱۳۶۳ش. Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris 1952- 1966
- بیضون، ابراهیم، الحجاز و الدولةالاسلامیة: دراسة فی اشکالیة العلاقة مع السلطة المرکزیة فی القرن الاول الهجری، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
- جابری، خالد، الحیاةالعلمیة فی الحجاز خلال العصر المملوکی: ۶۴۸ـ۹۲۳ه / ۱۲۵۰ـ۱۵۱۷م، ریاض ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
- حاجی خلیفه، مصطفی بن عبداللّه، ترجمه تقویم التواریخ: سالشمار وقایع مهم جهان از آغاز آفرینش تا سال ۱۰۸۵ه.ق، از مترجمی ناشناخته، چاپ میرهاشم محدث، تهران ۱۳۷۶ش.
- حدودالعالم منالمشرق الىالمغرب، چاپ منوچهر ستوده، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۰ش، ۱۳۶۲ش.
- جعفریان،رسول، آثار اسلامی مکه ومدینه، ۱۳۹۰ش، تهران نشر مشعر.
- دحلان، احمد بن زینی، خلاصة الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، مصر ۱۳۰۵.
- درویش، مدیحة احمد، تاریخ الدولة السعودیة حتی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت ۱۴۲۹/ ۲۰۰۸.
- دلّو، برهان الدین، جزیرةالعرب قبل الاسلام: التاریخ الاقتصادی، الاجتماعی، الثقافی و السیاسی، بیروت ۱۹۸۹.
- رفعت باشا، ابراهیم، مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، بیتا.
- سباعی، احمد، تاریخ مکة: دراسات فی السیاسة و العلم و الاجتماع و العمران، مکه ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
- سرور، محمد جمال الدین، سیاسة الفاطمیین الخارجیة، قاهره، ۱۳۹۳/ ۱۹۷۳.
- سیدامیرعلی، مختصر تاریخ العرب و التمدن الاسلامی، ترجمة ریاض رأفت، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
- سیده اسماعیل کاشف، مصر فی عصرالاخشیدیین، قاهره، ۱۹۸۹.
- شاکر، محمود، التاریخ الاسلامی، ج۸، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
- شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۵: عصرالدول و الامارات، الجزیرةالعربیة، العراق، ایران، قاهره، ۱۹۸۰،
- صالح احمد علی، الحجاز فی صدر الاسلام: دراسات فی احواله العمرانیة و الاداریة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
- صبری پاشا، ایوب، مرآة جزیرةالعرب، ترجمة و تعلیق احمد فؤاد متولّی و صفصافی احمد مرسی، قاهره ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
- طبری، احمد بن عبداللّه، القری لقاصد ام القری، چاپ مصطفی سقا، بیروت، بیتا.
- عمرفاروق سیدرجب، المدن الحجازیة، قاهره، ۱۹۸۱.
- فاسی، محمد بن احمد، العقد الثمین فی تاریخ البلد الأمین، چاپ محمد عبدالقادر احمد عطا، بیروت ۱۴۱۹/ ۱۹۹۸.
- فاسی، محمد بن احمد، شغاء الغرام بأخبار البلدالحرام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
- قلقشندیT احمدبن على، صبحالاعشى فى صناعةالانشا، قاهره ۱۹۱۰ـ۱۹۲۰، چاپ افست ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
- لوتسکی، ولادیمیر باریسوویچ، تاریخ الاقطار العربیة الحدیث، ترجمة عفیفه بستانی، مسکو ۱۹۷۱.
- مالکی، سلیمان عبدالغنی، بلاد الحجاز: منذبدایة عهدالاشراف حتی سقوط الخلافة العباسیة فی بغداد، ریاض ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
- مقدسی، محمدبن احمد، كتاب احسنالتقاسيم فى معرفةالاقاليم، چاپ دخويه، ليدن ۱۸۷۷، چاپ افست ۱۹۶۷.
- مقریزی، احمد بن علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷.
- ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران۱۳۶۳ش.
- نهروالی، محمد بن احمد، کتاب الاعلام باعلام بیت اللّه الحرام، چاپ علی محمد عمر، قاهره ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
- یاقوت حموی، كتاب معجمالبلدان، چاپ فرديناند ووستنفلد، لايپزيگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.
- یعقوبی، احمدبن اسحاق، كتابالبلدان، چاپ دخويه، ليدن ۱۸۹۲، چاپ افست ۱۹۶۷.
- یمانی، مهدالاسلام: البحث عن الهویة الحجازیة، ترجمة غاده حیدر، بیروت ۲۰۰۵.
ناجی، محمد رضا، حجاز، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۹۱ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام
- دایرةالمعارف بزرگ اسلامی