ماجرای فدک

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
  • این نوشتار درباره «ماجرای مصادره فدک» است؛ برای آشنایی با دهکده فدک، مقاله فدک را ببینید.
تصویری از باغستان‌های منطقه فدک

ماجرای فدک، از وقایعِ پس از وفات پیامبر(ص) که در آن، ابوبکر فدک را از دست فاطمه(س) گرفت. ابوبکر با تکیه بر حدیثی از پیامبر (که گفته شده راوی آن فقط خود ابوبکر است) مدعی شد انبیا ارث نمی‌گذارند؛ اما فاطمه پاسخ داد پیامبر(ص) پیش از وفات، فدک را به او بخشیده و امام علی(ع) و ام‌ایمن را شاهد بر این سخنش آورد. بنابر نظر علمای شیعه و برخی از علمای اهل سنت این بخشیدن هنگامی بود که «آیه ذوی القربی» نازل شد و به پیامبر دستور می‌داد حق ذوی القربی را بدهد.

در نقلی آمده است ابوبکر در برگه‌ای ملکیت فاطمه را تأیید کرد؛ اما عمر آن برگه را از فاطمه گرفت و پاره کرد. دختر پیامبر(ص) وقتی دادخواهی خود و همسرش امام علی(ع) را بی‌ثمر دید، به مسجد رفت و خطبه خواند. او در این خطبه که به خطبه فدکیه مشهور است، از غصب خلافت گفت و سخن ابوبکر را که پیامبران ارث نمی‌گذارند، مخالف آیاتی از قرآن خواند و ابوبکر را به دادگاه خداوند در روز رستاخیز واگذار کرد و یاران پیامبر را به پرسش گرفت چرا در مقابل این ستم‌ها ساکت نشسته‌اند.

دهکده فدک که در جنگ خیبر با مصالحه یهودیان به ملکیت پیامبر(ص) درآمده بود و آن حضرت به فاطمه(س) بخشیده بود، پس از وفات پیامبر(ص) به دست خلافت افتاد و در میان خلفای اُموی و عباسی دست به دست شد. در این میان برخی از خلفا ـ از جمله عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی و مأمون خلیفه عباسی ـ فدک یا درآمد حاصل از آن را به فرزندان فاطمه دادند.

تاریخچه فدک

نوشتار اصلی: فدک
گاهشمار فدک
شعبان ۶هجری سریه امام علی(ع) به فدک[۱]
صفر ۷هجری فتح خیبر[۲]
صفر یا ربیع‌الاول سال ۷ق واگذاری فدک به پیامبر(ص) از سوی یهودیان
سال ۷؟ بخشیدن فدک به فاطمه زهرا(س)
ربیع الاول ۱۱هجری مصادره فدک به دستور ابوبکر
حدود ۳۰ق واگذاری فدک به مروان از سوی عثمان[۳]
بعد از ۳۵ق خارج شدن از تصرف مروان در دوره خلافت امیرمومنان علی(ع)
بعد ار ۴۰ق تقسیم فدک بین مروان و عمرو بن عثمان و یزید به دست معاویه[۴]
حدود ۱۰۰ق بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه(س) توسط عمر بن عبدالعزیز
بعد از ۱۰۱ق غصب دوباره توسط یزید بن عبدالملک
حدود ۱۳۲ تا ۱۳۶ بازگرداندن توسط سفاح نخستین خلیفه عباسی[۵]
حدود ۱۴۰ غصب دوباره توسط منصور عباسی[۶]
حدود ۱۶۰ بازگرداندن به دستور مهدی عباسی[۷]
حدود ۱۷۰ غصب دوباره به دستور هادی عباسی
۲۱۰ق بازگرداندن به دستورمامون عباسی.[۸]
(۲۳۲-۲۴۷) غصب دوباره به دستور متوکل عباسی[۹]
۲۴۸ق بازگرداندن به فرمان منتصر عباسی.[۱۰]

فدک دهکده‌ای حاصل‌خیز در نزدیکی خیبر،[۱۱] در منطقه حجاز و به فاصله ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۱۲] که یهودیان در آن زندگی می‌کردند و به دلیل موقعیت استراتژیک منطقه، قلعه‌های نظامی خود را در اطراف آن ساخته بودند.[۱۳] پس از آنکه پیامبر(ص) در جنگ خیبر، منطقه خیبر و قلعه‌های آن را فتح کرد، یهودیان ساکن در قلعه‌ها و مزارع فدک نمایندگانی نزد پیامبر فرستادند و به تسلیم و مصالحه راضی شدند و قرار شد نیمی از زمین‌ها برای آنان و نیمی دیگر را به پیامبر تحویل بدهند.[۱۴] و هرگاه پیامبر(ص) خواست، آنان فدک را ترک کنند؛ بنابراین فدک بدون جنگ به دست مسلمانان افتاد.[۱۵]

گفته شده است فدک مزارع، باغات و نخلستان‌های بسیاری داشت.[۱۶] ابن‌ابی‌الحدید (عالم سنی) درباره ارزش درختان نخل فدک، به نقل یکی از بزرگان شیعه می‌نویسد: «نخل‌های فدک به اندازه نخل‌های امروز شهر کوفه (که نخلستان‌های وسیع داشته) بوده است».[۱۷]

مالکیت پیامبر بر فدک

محدثان و سیره‌نویسان اتفاق نظر دارند[۱۸] فدک از جمله املاک خالصه پیامبر بود؛ زیرا هرگز به جنگ و غلبه فتح نشد.[۱۹] بنابر آیه ششم و هفتم سوره حشر،[یادداشت ۱] اموالی که بدون جنگ به دست آید، فَیء نامیده می‌شوند و پیامبر(ص) اختیار دارد آنها را به کسانی که خود صلاح می‌داند، بسپارد.[۲۰]

آیه ذوی القربی و بخشیدن فدک به فاطمه

همه مفسران شیعه[۲۱] و گروهی از مُحَدّثان اهل سنت نقل کرده‌اند وقتی آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْ‌بَیٰ حَقَّهُ: و حق خویشاوند را بده»[۲۲] نازل شد، پیامبر(ص) فدک را به فاطمه بخشید.[۲۳] از علمای اهل سنت، جلال‌الدین سیوطی در تفسیر الدر المنثور،[۲۴] متقی هندی در کتاب کنز العُمال،[۲۵] ثعلبی در تفسیر الکشف و البیان، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه،[۲۶]، حاکم حسکانی در شواهد التنزیل[۲۷]، قُندوزی[۲۸] و بسیاری دیگر این حدیث را نقل کرده‌اند.[۲۹]

مصادره فدک در دوران سه خلیفه نخست

فدک تا زمان وفات پیامبر(ص) در دست حضرت فاطمه(س) بود و افرادی به عنوان وکیل، کارگزار و کارگر در فدک کار می‌کردند.[۳۰] پس از واقعه سقیفه و به خلافت رسیدن ابوبکر، او اعلام کرد فدک ملک کسی نیست؛ از این رو آن را به نفع خلافت خود مصادره کرد.[۳۱] مالکیت فدک در دوران عمر[۳۲] و عثمان[۳۳] نیز به خاندان پیامبر(ص) بازنگشت.

گفته شده است خلیفه اول علاوه بر فدک، باغ‌های هفتگانه (الحوائط السبعة) را از فاطمه گرفت. نقل شده این باغ‌ها اموال مُخیرق یهودی بود که اسلام آورد و وصیت کرد اگر در جنگ کشته شد، باغ‌هایش از آنِ پیامبر(ص) باشد.[۳۴] وی در جنگ احد به شهادت رسید. پیامبر(ص) نیز این هفت باغ را با فدک به زهرا بخشید.[۳۵]

دادخواهی فاطمه

پس از تصرف فدک، فاطمه(س) نزد ابوبکر رفت و برای بازگردان مالکیت فدک با او گفتگو کرد. در این گفتگو ـ که در منابع تاریخی و روایی با اختلافاتی جزئی نقل شده ـ آمده است وقتی فاطمه خواهان بازگرداندن مالکیت فدک شد، ابوبکر گفت:[۳۶] از پیامبر(ص) شنیده است که اموالش پس از او به مسلمانان می‌رسد و از او میراثی نمی‌ماند.[۳۷] فاطمه(س) پاسخ داد: «پدرم این ملک را به من بخشیده است.» ابوبکر از حضرت فاطمه(س) برای اثبات آنکه پیامبر(ص) فدک را بدو بخشیده است، شاهد خواست. به نقل برخی منابع فاطمه(س) شوهرش حضرت علی(ع) و ام‌ایمن را آورد و بنابر برخی دیگر، امام حسن(ع) و امام حسین (ع) و ام‌کلثوم[۳۸] و یکی از غلامان پیامبر(ص) گواه شدند.[۳۹] ابوبکر پذیرفت و کاغذی نوشت تا کسی به فدک دست‌درازی نکند. وقتی فاطمه(س) از مجلس بیرون آمد، عمر بن خطاب او را دید و نوشته را گرفت و پاره کرد.[۴۰]

اگرچه منابع تاریخی، سقط‌شدن محسن را مربوط به ماجرای حمله به خانه زهرا(س) دانسته‌اند، کتاب الاختصاص، منسوب به شیخ مفید، آن را در ماجرای اعتراض به غصب فدک ذکر کرده و نوشته است در ماجرای فدک پس از اینکه عمر نوشته را خواست، فاطمه(س) آن را نداد و عمر با لگد به فاطمه(س) زد؛ در حالی که بر محسن حامله بود با این لگد سقط شد. سپس عمر به فاطمه(س) سیلی زد و نوشته را گرفت و پاره کرد.[۴۱]

دادخواهی امیرالمؤمنین

نقل شده است پس از مصادره فدک، امیرالمؤمنین به مسجد آمد و در حضور مهاجر و انصار به ابوبکر اعتراض کرد چرا فاطمه را از چیزی که پیامبر(ص) به او بخشیده، منع کرده است. پس از آن ابوبکر شاهدِ عادل طلبید که امام علی(ع) استدلال کرد اگر چیزی در دست کسی باشد و دیگر مدعی آن شود، فرد مدعی باید برای خود بینه (دلیل و شاهد) بیاورد نه فاطمه که فدک از قبل در دستش بوده است.[۴۲]

امام علی(ع) در ادامه آیه تطهیر را تلاوت کرد و از ابوبکر اقرار گرفت که این آیه در شأن امام و خانواده‌اش نازل شده است. سپس پرسید اگر دو شاهد بگویند فاطمه مرتکب فحشا شده چه کار خواهی کرد که ابوبکر گفت بر فاطمه حد خواهم زد. امیرالمؤمنین گفت بنابراین تو شهادت خلق را بر شهادت خداوند ترجیح داده‌ای و کافر خواهی بود. در این هنگام مردم گریستند و پراکنده شدند.[۴۳] نقل شده است امام علی(ع) همچنین نامه‌ای به ابوبکر نوشت و در کلامی تهدیدآمیز، از غصب خلافت و فدک سخن گفت.[۴۴]

استدلال ابوبکر بر ارث نگذاشتن انبیا

گزارش شده است ابوبکر در پاسخِ دادخواهی فاطمه گفت: «از پیامبر(ص) شنیدم: ما انبیا ارث نمی‌گذاریم و آنچه از ما باقی می‌ماند، صدقه است».[۴۵] در مقابل حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه به آیاتی از قرآن[یادداشت ۲] اشاره کرد و این سخن ابوبکر را مخالف قرآن دانست.[۴۶] همچنین علمای شیعه علاوه بر اینکه آیاتی[۴۷] را مخالف سخن ابوبکر دانسته‌اند، گفته‌اند این حدیث را به غیر از ابوبکر هیچ‌کدام از صحابه پیامبر(ص) نقل نکرده‌اند.[۴۸] ابن ابی الحدید (عالم سنی) نیز همین نظر را دارد.[۴۹]

همچنین نقل شده است هنگامی که عثمان به خلافت رسید، عایشه و حفصه پیش او رفتند و از او خواستند آنچه پدرانشان (خلیفه اول و دوم) به آنان می‌دادند، مجدد به آنان بدهد؛ اما عثمان گفت به خدا سوگند چنین چیزی به شما نمی‌دهم... آیا شما دو نفر نبودید که نزد پدرتان شهادت دادید... پیامبران ارث نمی‌گذارند. روزی چنین شهادت دادید و روزی میراث پیامبر(ص) را درخواست می‌کنید؟[۵۰]

خطبه فدکیه

نوشتار اصلی: خطبه فدکیه

پس از بی‌نتیجه ماندن دادخواهی فاطمه نزد ابوبکر، فاطمه به مسجد پیامبر رفت و خطبه‌ای را جهت روشن‌کردن ماجرا و بازپس‌گرفتن فدک در جمع صحابه خواند. فاطمه(س) در این سخنرانی که به خطبه فدکیه مشهور است،[۵۱] از غصب خلافت گفت[۵۲] و سخن ابوبکر را تکذیب کرد که طبق چه قانونی او را از ارث پدر محروم کرده است؟! آیا آیه‌ای از قرآن چنین گفته است؟! و سپس او را به دادگاه خداوند در روز رستاخیز واگذار کرد و یاران پیامبر را به پرسش گرفت چرا در مقابل این ستم‌ها ساکت نشسته‌اند. فاطمه(س) آشکارا گفت که آنچه آنان (ابوبکر و اطرافیانش) کرده‌اند، شکستن سوگند (نکثوا ایمانهم) است و در پایان خطبه، ننگ کار آنان را جاودانی و سرانجام آن را دوزخ خواند.[۵۳]

نارضایتی فاطمه تا پایان عمر

علاوه بر منابع شیعه،[۵۴] منابع اهل سنت نیز نقل کرده‌اند، حضرت زهرا(س) پس از ماجرای فدک سخت از ابوبکر و عمر ناراحت شد و تا زمان شهادت بر او غضبناک باقی ماند: «فاطمه دختر رسول خدا غضب‌ناک گرديد و از ابوبكر روی گرداند و تا پايان عمر به همين شكل باقی ماند».[یادداشت ۳] روایات دیگری نیز بر همین معنا از اهل سنت نقل شده است.[۵۵] همچنین نقل شده است ابوبکر و عمر برای جلب رضایت فاطمه(س) تصمیم گرفتند با او دیدار کنند؛ اما فاطمه نپذیرفت. آنان سپس با واسطه قرار دادن امام علی(ع) با فاطمه دیدار کردند. حضرت زهرا(س) در این دیدار به این حدیث پیامبر(ص) اشاره کرد: «خشنودی فاطمه خشنودی من است، و خشم فاطمه خشم من است، پس هر کس فاطمه دخترم را دوست بدارد مرا دوست داشته است، و هرکس فاطمه را خشنود کند مرا خشنود کرده است، و هرکس فاطمه را خشمگین کند مرا خشمگین کرده است».[یادداشت ۴] در نهایت فاطمه(س) از آنان راضی نشد.[۵۶]

دوران خلافت امیرالمؤمنین و موضع‌گیری آن امام

فدک در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع) نیز در دست مخالفان بود. اگرچه امام این اقدام خلفای گذشته را غصب می‌دانست، داوری درباره آن را به خدا واگذار کرد.[۵۷] درباره اینکه چرا امام علی(ع) تلاشی در پس‌گرفتن فدک نکرد، روایاتی در منابع حدیثی آمده است؛ از جمله امام علی(ع) خود در خطبه‌ای می‌گوید اگر دستور می‌دادم فدک به ورثه زهرا(س) برگردد،[یادداشت ۵] به خدا سوگند مردم از پیرامون من پراکنده می‌شدند.[۵۸] همچنین در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: امام علی(ع) در این مسئله به پیامبر(ص) اقتدا کرد. پیامبر(ص) در روز فتح مکه خانه‌ای را که پیش از آن از او به ظلم گرفته شده بود، بازپس نگرفت.[۵۹]

در نامه امام علی(ع) به عثمان بن حنیف درباره فدک و داوری درباره آن آمده است: «در زیر این آسمان تنها فدک در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن دیده پوشیدند. بهترین داور پروردگار است، و مرا با فدک و جز فدک چه کار در حالی که فردا جایگاه آدمی گور است؟!»[۶۰]

بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه در مقطعی از تاریخ

همچنین ببینید: فدک

فدک در دوران امویان و عباسیان نیز در دست خُلفا بود و فقط در برخی دوران‌ها به فرزندان فاطمه رسید: ۱. دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز،[۶۱] ۲. دوران ابوالعباس سفاح، ۳. دوران مهدی پسر منصور عباسی[یادداشت ۶]،[۶۲] ۴. دوران خلافت مأمون.[۶۳] پس از مأمون، متوکل عباسی دستور بازگرداندن فدک را به وضعیت قبل از دستور مأمون صادر کرد.[۶۴] بیشتر کتاب‌های تاریخی ماجرای فدک را بعد از متوکل ذکر نکرده‌اند.[۶۵]

تحلیل برخی از علمای شیعه

سیدجعفر شهیدی بر این باور است هدف زهرا (س) برای مطالبه فدک گرفتن تعدادی درخت خرما و مقداری گندم نبود، بلکه او به دنبال زنده نگه‌داشتن سنت پیامبر(ص)، برپایی عدالت بود و نسبت به بازگشت ارزش‌های جاهلیت و برتری قبیله‌ای که در کمین جامعه اسلامی بود، احساس نگرانی می‌کرد.[۶۶] سید محمدباقر صدر معتقد است مطالبه فدک نه یک مسئله شخصی و نزاع مادی، بلکه نوعی اعلام مخالفت علیه حاکمیت وقت و نامشروع دانستن بنیان‌های حاکمیت یعنی سقیفه بود که افرادی نظیر ابوبکر، عمر و ابوعبیده جراح پی‌ریزی کرده بودند.[۶۷] او مطالبه فدک را نقطه آغاز نهضت حضرت زهرا(س) علیه حاکمیت و یکی از مراحل دفاع ایشان از امامت و ولایت می‌داند.[۶۸]

پانویس

  1. طبری، تاريخ الأمم و الملوك، [بی‌تا]، ج۲، ص۶۴۲
  2. ابن هشام، السيرة النبوية، ج‏۲، ص۳۴۱
  3. مقريزي، إمتاع الأسماع، ج۱۳، ص۱۴۹
  4. ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۱۶
  5. علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۳۵۷.
  6. محسن امين، أعيان الشيعة، ج۱، ص۳۱۸
  7. علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۳۵۷.
  8. بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۷
  9. بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۸
  10. ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج۷، ص۱۱۶
  11. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ذیل ماده فدک، ص۲۳۸.
  12. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۲۳۸؛ابن‌منظور، لسان‌العرب، ۱۴۱۰ق، ج۱۰، ص۴۷۳.
  13. بلادی، معجم معالم الحجاز، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص۲۰۶ و ۲۰۵ و ج۷، ص۲۳. سبحانی، «حوادث سال هفتم هجرت: سرگذشت فدک»، ص۱۴.
  14. مقريزى‏، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۲۵.
  15. طبری، تاریخ الامم و الملوک، [بی‌تا]، ج۳، ص۱۵.
  16. ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵ق، ج۴، ص۲۳۸؛ ابن منظور، لسان‌العرب، ۱۴۱۰ق، ج۱۰، ص۴۳۷.
  17. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۷ق، ج۱۶، ص۲۳۶.
  18. برای مثال از میان عالمان اهل سنت: یاقوت حموی، معجم البلدان، [بی‌تا]، ج۴، ص۳۸. طبری، تاریخ الامم و الملوک، [بی‌تا]، ج۳، ص۲۵۶، ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۲۲.
  19. سبحانی، فروغ ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۲۱۸.
  20. فخر رازی، مفاتیح الغیب،‌ ۱۴۲۰ق، ج۲۹، ص۵۰۶؛طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۰۳.
  21. از جمله: عیاشی، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۲۸۷؛ کوفی، تفسیر فرات، ۱۴۱۰ق، ص۲۳۹، ح۳۲۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۴۷۸؛ قمی، تفسیر قمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۸. محمدباقر حسینی جلالی در کتاب فدک و العوالی، صفحه ۱۴۱ همه این تفاسیر را بررسی کرده است.
  22. سوره اسراء: آیه ۲۶.
  23. سبحانی، فروغ ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۲۱۹.
  24. سیوطی، الدر المنثور، [بی‌تا]، ج۲، ص۱۵۸ و ج۵، ص۲۷۳.
  25. متقی هندی، کنز العُمال، [بی‌تا]، ج۲، ص۱۵۸ و ج۳، ص۷۶۷.
  26. ابن ابی الحدید، [بی‌تا]، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۶.
  27. حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۹.
  28. قندوزی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ص۱۳۸ و ۳۵۹.
  29. برای مشاهده همه مراجعه کنید به: حسینی جلالی، کتاب فدک و العوالی، ۱۴۲۶ق، ص۱۴۶ـ۱۴۹.
  30. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۱.
  31. کلینی، اصول کافی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۵۴۳؛ شیخ مفید، المقنعة، ۱۴۱۰ق، ص۲۸۹ و ۲۹۰.
  32. بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۳۶.
  33. ابن قتیبه، المعارف، ص۸۴؛ تاریخ ابو الفدا، ج۱، ص۱۶۸؛ سنن بیهقی، ج۶، ص۳۰۱؛ العقد الفرید، ج۵، ص۳۳؛ شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۹۸؛ الغدیر، ج۸، ص۲۳۸-۲۳۶، به نقل از: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۲ش، ص۱۱۶.
  34. حسینی جلالی در کتاب فدک و العوالی، صفحه ۶۱ می‌نویسد این وصیت را این آثار نقل کرده‌اند: فتح الباری، ج۶، ص۱۴۰؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۰۱؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۱۰، ص۲۲۹؛ الاصابة، ج۶، ص۴۶؛ معجم البلدان، ج۵، ص۲۴۱؛ تاریخ طبری، ج۲، ص۲۰۹.
  35. حسینی جلالی، فدک و العوالی، ص۳۷ـ۷۴. آثاری که این بخشیدن را نقل کرده‌اند: شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۴؛ بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۰۹؛ دلائل الصدق، ج۳، ص۵۷۸؛ الطرائف، ج۱، ص۲۴۷؛ وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۱۹۹ و دیگر منابع.
  36. «إِنّی سَمعتُ رسول الله یَقول: إنا (نحن) مَعاشرَ الأَنبیاء لا نُوَّرِثُ ما ترکناه صدقةً»
  37. بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ص۴۰ و ۴۱.
  38. حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۹۷۱م، ج۳، ص۵۱۲.
  39. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۸، ص۱۲۵.
  40. کلینی، اصول کافی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۵۴۳. حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۹۷۱م، ج۳، ص۵۱۲.
  41. «...فلقیها عمر، فقال: یا بنت محمد! ما هذا الکتاب الذی معک؟ فقالت: کتاب کتب لی ابوبکر برد فدک، فقال هلمیه الی، فابت ان تدفعه الیه، فرفسها برجله و کانت علیهماالسلام حامله یابن اسمه المحسن. فاسقطت المحسن من بطنها ثم لطمها، فکانی انظر الی قرط فی اذنها حین نقفت ثم اخذ الکتاب فخرقه...» (شیخ مفید، الاختصاص، تصحیح علی اکبر غفاری، ص۱۸۵).
  42. مجلسی، بحار الانوار، [بی‌تا]، ج۲۹، ص۱۲۴.
  43. مجلسی، بحار الانوار، [بی‌تا]، ج۲۹، ص۱۲۴.
  44. برای دیدن متن نامه ر.ک: طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۵.
  45. «إِنّی سَمعتُ رسول الله یَقول: إنا (نحن) مَعاشرَ الأَنبیاء لا نُوَّرِثُ ما ترکناه صدقةً» (بخاری، صحیح، ج۵، ص۸۲؛ مسلم، صحیح، ج۵، ص۱۵۳، به نقل از: مجلسی کوپائی، فدک از غصب تا تخریب، ۱۳۸۸ش، ص۹۱).
  46. مجلسی کوپائی، فدک از غصب تا تخریب، ۱۳۸۸ش، ص۹۴.
  47. سوره مریم، آیه ۵ و ۶. در این آیه حضرت زکریا از خداوند می‌خواهد برای او جانشینی قرار دهد که از زکریا و آل یعقوب ارث ببرد.
  48. ر.ک: سبحانی، فروغ ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۲.
  49. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۸۲ و ۸۵. به نقل از: سبحانی، فروغ ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۲.
  50. طبری، المسترشد، ۱۴۱۵ق، ص۵۹۷؛ حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۲۸۶.
  51. اربلی، كشف الغمة فی معرفة الأئمة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۳۵۳-۳۶۴.
  52. به متن خطبه مراجعه شود.
  53. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام، ۱۳۶۲ش، ص ۱۲۶-۱۳۵.
  54. خزاز رازى‏، كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، ۱۴۰۱، ص ۶۵.
  55. مسلم، صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۳۸۰؛ جوهرى بصرى‏، السقيفة و فدک، ص ۱۰۲.
  56. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۳۸۲ق، ج۱، ص۳۱.
  57. استادی، «فدک»، ص۳۹۱-۳۹۲؛ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۷ق، ج۱۶، ص۲۰۸.
  58. کلینی، الکافی، ۱۴۲۹ق، ج۱۵، ص۱۵۴.
  59. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۹، ص۳۹۶.
  60. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۳۸۷ق، ج۱۶، ص۲۰۸.
  61. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق،‌ ۱۴۱۵ق، ج۴۵، ص۱۷۸ و ۱۷۹؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ص۴۱؛ کاتب بغدادی، الخراج و صناعة الکتابة، ص۲۵۹ و ۲۶۰
  62. علامه امینی، الغدیر، ج۷، ص۱۹۴ـ۱۹۷، به نقل از: مجلسی، فدک از غصب تا تخریب، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۸.
  63. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۲۴۰؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۳۹م، ج۷، ص۱۵۶؛حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۶۷ش، ص۷۷؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۳۷ و ۳۸.
  64. بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۳۸.
  65. مجلسی کوپائی، فدک از غصب تا تخریب، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۹.
  66. شهیدی، علی از زبان علی، ۱۳۷۷ش، ص۳۷.
  67. صدر، فدک‌ فی‌ التاریخ‌، [بی‌تا]، ص۶۳-۶۶.
  68. صدر، فدک‌ فی‌ التاریخ‌، [بی‌تا]، ص۱۱۵-۱۱۷.
  1. «وَمَا أَفَاءَ اللَّـهُ عَلَىٰ رَ‌سُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِ‌كَابٍ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ يُسَلِّطُ رُ‌سُلَهُ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ‌ ﴿٦﴾ مَّا أَفَاءَ اللَّـهُ عَلَىٰ رَ‌سُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَ‌ىٰ فَلِلَّـهِ وَلِلرَّ‌سُولِ وَلِذِي الْقُرْ‌بَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ ۚ وَمَا آتَاكُمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ إِنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ: اموال و زمين‏هايى را كه خدا به عنوان غنيمت به پيامبرش بازگرداند، شما براى به دست آوردنش اسب و شترى نتازانديد [و در نتيجه به زحمت نيفتاديد]، ولى خدا پيامبرانش را بر هر كه بخواهد مسلط و چيره مى‏كند، و خدا بر هر كارى تواناست. آنچه خدا از [اموال و زمين‏هاى‏] اهل آن آبادی‌ها به پيامبرانش بازگرداند اختصاص به خدا و پيامبر و اهل بيت پيامبر و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان دارد، تا ميان ثرومندان شما دست به دست نگردد. و [از اموال و احكام و معارف دينى‏] آنچه را پيامبر به شما عطا كرد بگيريد و از آنچه شما را نهى كرد، باز ايستيد و از خدا پروا كنيد؛ زيرا خدا سخت كيفر است‏».
  2. سوره نمل، آیه ۶: «سلیمان از داوود ارث برد»؛ سوره مریم، آیه ۵ و ۶. سوره انفال، آیه ۷۵؛ سوره نساء، آیه ۱۱؛ سوره بقره، آیه ۱۸۰.
  3. «فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ» (بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۷۹).
  4. «رِضَا فَاطِمَةَ مِنْ رِضَايَ وَ سَخَطُ فَاطِمَةَ مِنْ سَخَطِي وَ مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي فَقَدْ أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَرْضَى فَاطِمَةَ فَقَدْ أَرْضَانِي وَ مَنْ أَسْخَطَ فَاطِمَةَ فَقَدْ أَسْخَطَنِي‏»
  5. امام علی(ع) در این لحظه ۲۷ مورد از بدعت‌های خلفای قبلی را می‌شمرد و می‌فرماید اگر دستور می‌دادم این بدعت‌ها رها شوند و مردم به سنت پیامبر برگردند، همه از اطراف من پراکنده می‌شدند (مجلسی، فدک از غصب تا تخریب، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۵)
  6. بنا بر برخی منابع، امام کاظم(ع) فدک را از مهدی عباسی مطالبه کرد، اما مهدی عباسی از بازگردان آن خودداری نمود. طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۴۹.

منابع

  • ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الکتب العربیه، [بی‌تا].
  • ابن اثير، الكامل في التاريخ‏، بیروت، دار الصادر، ۱۳۸۵ش
  • ابن طاووس، سیدعلی بن موسی، کشف المحجة لثمرة المهجة، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۰ق.
  • ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق،‌ بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • ابن قتیبه، المعارف، ثروت عکاشه، دارالکتب، ۱۹۶۰م.
  • ابن کثیر، بیروت، تفسیر القرآن العظیم، دار المعرفة، ۷۷۴ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان‌العرب، دارصادر، بیروت، چاپ اول ۱۴۱۰ق.
  • ابن هشام، السيرة النبوية، بیروت، دار المعرفة، بی تا
  • اربلی، علی بن عیسی اربلی، كشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، رضی‏، چاپ اول ۱۴۲۱ق.
  • استادی، رضا، فدک، در دانشنامه امام علی علیه‌السلام زیر نظر: علی اکبر رشاد، تهران، مرکز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰ش.
  • امين عاملی، سيد محسن، أعيان الشيعة، بیروت، دار التعارف‏، ۱۴۰۳ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله(ص) و سننه و أیامه(صحیح بخاری)، محقق: الناصر، محمد زهیر بن ناصر، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • بلادی، عاتق بن غیث، معجم معالم الحجاز، دارمکه/مؤسسة الریان، ۱۴۳۱ق،
  • بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، فتوح البلدان، تحقیق: صلاح الدین المنجد، قاهره، مکتبة النهضة المصریة، ۱۹۵۶م.
  • جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران، مشعر، چاپ سوم، ۱۳۸۴ش.
  • جوهری بصری، ابوبکر احمدبن عبدالعزیز، السقیفة و فدک، تحقیق: محمد هادی امینی، تهران، مکتبة النینوی الحدیثه، ۱۴۰۱ق.
  • حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل، ترجمه احمد روحانی، قم، دار الهدی، ۱۳۸۰ش.
  • حسینی جلالی، محمدباقر، فدک و العوالی او الحوایط السبعه فی الکتاب و السنة و التاریخ و الادب، مشهد، دبیرخانه کنگره میراث علمی و معنوی حضرت زهرا(س)، ۱۴۲۶ق.
  • حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه دکتر سید محمد تقی آیتةاللهی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۷ش.
  • حلبی، ابوالصلاح تقی بن نجم، تقریب المعارف، به تحقیق و تصحیح فارس تبریزیان(الحسون)، قم، الهادی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق
  • حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیه، به تحقیق عبدالله محمد خلیلی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۷۱م.
  • خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر، محقق و مصحح: حسینی کوهکمری، عبداللطیف،‏ قم، بیدار،۱۴۰۱ق.
  • رهبر، محمد تقی، فدک نماد مظلومیت اهل بیت میقات حج، تهران، حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت، ش۳۴، زمستان ۱۳۷۹ش.
  • سبحانی، جعفر، «حوادث سال هفتم هجرت: سرگذشت فدک»، مکتب اسلام، سال نهم، شماره ۴، اسفند ۱۳۴۶ش.
  • سبحانی، جعفر، «فرازهایی حساس از زندگانی امیرمؤمنان(ع)»، مکتب اسلام، سال هفدهم، شماره ۴، فروردین ۱۳۵۵ش و شماره۵، اردیبهشت ۱۳۵۵ش.
  • سبحانی، جعفر، فروغ ولایت: تاریخ تحلیلی زندگانی امیر مؤمنان علی(ع)، قم، موسسه امام صادق(ع)، چاپ ششم، ۱۳۸۰ش.
  • سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، بیروت، ‌دار المعرفة للطباعة والنشر، بی‌تا.
  • سیوطی، جلال‌الدین، الدر المنثور، جده، چاپ اول، ۱۳۶۵ق.
  • شهیدی، سیدجعفر، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • شهیدی، سیدجعفر، علی از زبان علی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷ش.
  • صدر، محمدباقر، فدک‌ فی‌ التاریخ‌، تحقیق: عبدالجبار شراره، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، بی‌تا، بی‌جا.
  • صدوق، علل الشرایع، النجف الأشرف، منشورات المکتبة الحیدریة ومطبعتها، ۱۳۸۵ق / ۱۹۶۶م.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، احمد بن علی، الأحتجاج علی أهل اللجاج، به تحقیق محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر بن رستم، المسترشد فی إمامة علی بن أبی‌طالب علیه السلام، به تحقیق و تصحیح احمد محمودی، قم، کوشانپور، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • طبری، تاریخ الامم و الملوک، به تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۹۸۷ق.
  • طبری، تاریخ الامم و الملوک، قاهره، مطبعة الاستقامة، ۱۹۳۹م.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت:‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تصحیح: حسن موسوی خرسان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحق و کشف الصدق، مقدمه از رضا صدر، حاشیه از فرج‌الله حسینی، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، ۱۹۸۲م.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، به تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة، [بی‌تا].
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ‌داراحیاء التراث العربی، سوم، بیروت، ۱۴۲۰ق.
  • قطب راوندی، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، قم، مؤسسة الامام المهدی (عج)، ۱۴۰۹ق.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، موسسه دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
  • قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، قم، دار الاسوة، ۱۴۲۲ق.
  • کاتب بغدادی، قدامه بن جعفر، الخراج و صناعة الکتابة، بغداد، ‌دارالرشید للنشر، چاپ اول، ۱۹۸۱م.
  • کحاله، عمر رضا، اعلام النساء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۴ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه جواد مصطفوی، تهران، کتابفروشی علمیه اسلامیه، ۱۳۶۹ش.
  • کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات، تهران، موسسة الطبع و النشر، ۱۴۱۰ق.
  • متقی هندی، کنز العمال، بیروت، موسسة الرسالة، [بی‌تا].
  • مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تحقیق: شیخ عبدالزهرا علوی، بیروت، دارالرضا، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار أحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی کوپائی، غلامحسین، فدک از غصب تا تخریب، قم، دلیل ما، ۱۳۸۸ش.
  • مرجانی، عبد الله بن عبد الملک، بهجة النفوس و الأسرار فی تاریخ‌ دار هجرة النبی المختار،‌ دار الغرب الاسلامی - بیروت، چاپ: اول، ۲۰۰۲م.
  • مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، مشهد، دارالکتب علمیه، ۱۳۵۴.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعة، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ دوم ۱۴۱۰ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، به تصحیح علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، [بی‌تا].
  • مقريزى‏، إمتاع الأسماع بما للنبي من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، بیروت، دارالكتب العلمية، چاپ اول ۱۴۲۰ق.
  • نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.