مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع

عبدالحسین امینی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
علامه امینی
عبدالحسین-امینی-1.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: عبدالحسین امینی
تاریخ تولد: ۱۳۲۰ق
زادگاه: تبریز
تاریخ وفات: ۱۲ تیر ۱۳۴۹هـ. ش، ۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ه‍.ق
محل دفن: عراق، نجف
استادان: سیدابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نائینی، عبدالکریم حائری یزدی، محمد حسین کمپانی
تألیفات: الغدیر، شهداء الفضیلة (کتاب) و...
اجتماعی: بنیانگذار کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)

عبدالحسین امینی معروف به علامه امینی(۱۲ تیر ۱۳۴۹ش،۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ق)، نویسنده کتاب الغدیر، فقیه، محدث ، متکلم، مورخ، نسخه‌شناس و از علمای بزرگ شیعه در قرن ۱۴ق. او علاوه بر نگارش آثار مهم علمی، کتابخانه امیرالمؤمنین(ع) را در نجف تاسیس کرد که حاوی ۷۰ هزار نسخه خطی است.

گاهشمار زندگی عبدالحسین امینی[۱]
۱۳۲۰ق تولد
۱۳۴۰ق فوت جد علّامه امینی، مولی نجف قلی امین الشرع (تولد: ۱۲۵۷)؛ استنساخ کتاب سلیم بن قیس کوفی
۱۳۴۶ق استنساخ کتاب‏های ذیل: کتاب الحسین بن عثمان بن شریک • کتاب الزهد، حسین بن سعید اهوازی • کتاب أبی سعید عباد العصفری • کتاب جعفر بن محمّد الحضرمی • کتاب خلّاد السندی • کتاب زید النرسی • کتاب عبد الله بن یحیی الکاهلی • کتاب عبد الملک بن حکیم • کتاب عاصم بن حمید • کتاب مثنّی بن ولید الحنّاط • کتاب محمّد بن المثنّی الحضرمی • مختصر أصل علاء بن رزین • مسائل علی بن جعفر • نوادر علی بن أسباط • الأخبار المسلسلات، جعفر بن أحمد قمی • الأربعون حدیثاً فی مناقب أمیر المؤمنین علیه‌السلام، ابن أبی الفوارس • أصل زید الزرّاد • تزویج أمیرالمؤمنین علیه‌السلام ابنته من عمر بن الخطّاب، شریف مرتضی • مقتضب الأثر، ابن عیاش جوهری
۱۳۴۷ق استنساخ کتاب‏های ذیل: المزار، محمّد بن المشهدی • المجالس، شیخ مفید • نوادر الأثر أنّ علیاً خیر البشر، جعفر بن احمد قمی • الأنوار الباهرة فی انتصار العترة الطاهرة، ابن طاووس • خصائص الأئمّة، شریف رضی
۱۳۵۰ق دهم رمضان، اجازه روایی میرزا محمدعلی اردوبادی به علّامه امینی‏
۱۳۵۳ق محرم، اجازه روایی آقابزرگ تهرانی به علّامه امینی • استنساخ صفات الشیعة شیخ صدوق
۱۳۵۵ق چاپ کتاب شهداء الفضیلة در نجف • نخستین سفر حج‏
۱۳۵۶ق چاپ کامل الزیارات به تحقیق علّامه امینی‏
۱۳۵۸ق جمادی الأولی، اجازه روایی میرزا یحیی خویی به علّامه امینی
۱۳۶۲ق چاپ کتاب أدب الزائر در نجف‏
۱۳۶۴ق استنساخ کتاب‏های: المناقب المائة، ابن شاذان • إیضاح دفائن النواصب، ابن شاذان • الطرف، ابن طاووس


نخستین چاپ الغدیر در نجف، در ۹ جلد، که تا سال ۱۳۷۱ ادامه یافت.

۱۳۶۵ق ۱۲ ذی القعده، نامه پادشاه اردن، ملک عبدالله، درباره الغدیر • ماه رمضان، سفر از نجف به کرمانشاه و خراسان • انتشار مقاله علی‏ ضفاف الغدیر، نوشته محمود غنیم، در: الکتاب (چاپ قاهره).
۱۳۶۶ق انتشار یادداشت درباره الغدیر، در: الکتاب (چاپ قاهره).
۱۳۶۷ق ۱۳ ربیع الآخر، مقاله محمدعلی حیدری درباره الغدیر • ذی الحجّه، مقاله عبد الفتاح عبد المقصود درباره الغدیر • ۱۹ ذی القعده، مقاله پولس سلامه درباره الغدیر.
۱۳۶۸ق ۱۴ ذی الحجه، یادداشت سیدعبدالحسین شرف الدین درباره الغدیر.
۱۳۶۹ق ۱۱ ماه رمضان، یادداشت سید محمّد صدر درباره الغدیر • ۱۱ شعبان، چاپ قصیده محمّد عبد الغنی حسن مصری، در تقریظ الغدیر، در مجله مصری الرسالة.
۱۳۷۰ق ۲۹ ربیع الاول، درگذشت پدرش میرزا احمد امینی، در تهران (تولد: ۱۲۸۷، تبریز) • ۵ ربیع الاول، یادداشت محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر • ۱۹ محرم، نشر قصیده ۸۵ بیتی سید محمّد هاشمی درباره الغدیر در مجله البیان چاپ نجف • ششم جمادی الآخره، یادداشت سید حسین حمامی درباره الغدیر • هشتم شوال، یادداشت محمّد نجیب زهر الدین عاملی، درباره الغدیر • دهم ماه رمضان، یادداشت سلمان عباس الدوّاح درباره الغدیر.
۱۳۷۱ق ۲۴ ماه رمضان، یادداشت شیخ مرتضی آل یاسین درباره الغدیر • ۲۸ محرم، یادداشت سید حسین موسوی هندی درباره الغدیر • شعبان، انتشار یادداشت عادل غضبان در مجله الکتاب، چاپ مصر • دوم ماه رمضان، تقریظ شیخ آقابزرگ تهرانی بر الغدیر.
۱۳۷۲ انتشار یادداشتی درباره الغدیر، در مجله الکتاب، چاپ مصر • هفتم ربیع الاول، مقاله محمّد عبد الغنی حسن درباره الغدیر با عنوان فی ظلال الغدیر • نخستین چاپ الغدیر در تهران، از سوی دار الکتب الإسلامیة، در ۱۱ جلد، که اضافاتی از علّامه امینی دارد. این کتاب بر اساس همین چاپ، در سال‏های ۱۳۸۷ و ۱۴۰۳ و ۱۳۹۶ بار دیگر منتشر شد • چهارم ربیع الآخر، مقاله محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر • چهارم ربیع الآخر، مقاله محمّد سعید دحدوح درباره الغدیر.
۱۳۷۳ق ۲۵ ربیع الآخر، مقاله محمدسعید عرفی درباره الغدیر • ۱۸ محرم، مقاله عبدالرحمن کیالی درباره الغدیر • آغاز انتشار صحیفة المکتبة، که سه شماره آن تا سال ۱۳۷۵ متشر شد • اول جمادی الآخره، یادداشت سید محمّد شیرازی درباره الغدیر • اول جمادی الاولی، نخستین مرحله تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف (مطابق با ۱۹۵۸ م.)
۱۳۷۵ق دومین سفر حج • ۱۵ شعبان، یادداشت سید علی فانی اصفهانی درباره الغدیر • ۱۵ شعبان، یادداشت سید محمدعلی قاضی طباطبایی درباره الغدیر • ۱۳ ربیع الاول، یادداشت علاءالدین خروفه درباره الغدیر • ۲۰ ربیع الآخر، یادداشت محمّد تیسیر المخزومی الشامی درباره الغدیر
۱۳۷۶ق سفر به اصفهان و اقامت یک ماهه • انتشار کتاب یک ماه در اصفهان نوشته فرهنگ نخعی، گزارشی از سفر علّامه امینی به اصفهان • دومین مرحله تأسیس کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف • برپایی مجلس نکوداشت علّامه امینی، توسط جمعیة الرابطة الأدبیة در نجف، با سخنرانی توفیق الفکیکی
۱۳۷۸ق انتشار مقاله علّامه امینی و احمد امین، نوشته مرتضی مدرسی چهاردهی، در: ارمغان (چاپ تهران)
۱۳۷۹ق ۲۷ ماه رمضان، یادداشت سید محمدجواد طباطبایی تبریزی درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • ۱۸ ذی الحجّه، افتتاح رسمی کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف
۱۳۸۰ق ۲۵ محرم، یادداشت شیخ محمدرضا شبیبی درباره کتابخانه • ۱۳ ذی القعده، یادداشت دکتر عبدالمجید حکیم درباره کتابخانه • اول جمادی الآخره، یادداشت عبدالمجید الانصاری درباره کتابخانه • سفر به هند و اقامت چهار ماهه (۲۴ شعبان تا ۲۵ ذی الحجّه)، و تألیف جلد اول ثمرات الأسفار • استنساخ کتابهای: المختصر من کتاب الموافقة لابن السمّان، زمخشری • مفتاح النجا، بدخشی • مناقب، ابن مغازلی • الإشارة إلی‏ سیرة المصطفی، علاءالدین بن قلیچ مغلطای • ثمرات الأسفار إلی الأقطار، ج ۱ • سوم شوال، ارسال گزارشی از سفر هند به آیة الله مرعشی نجفی
۱۳۸۱ق ۲۹ ذی الحجّه، یادداشت دکتر مصطفی جواد درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • استنساخ الصراط السوی، محمود بن محمّد شیخانی • یادداشت دکتر صلاح الدین منجّد درباره کتابخانه • ۲۹ ذی الحجّه، یادداشت سالم الآلوسی درباره کتابخانه
۱۳۸۳ق انتشار بیلان ده ساله کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، با عنوان تلک عشرةٌ کاملة
۱۳۸۴ق سفر به سوریه، اقامت چهار ماهه و تألیف جلد دوم ثمرات الأسفار • چاپ کتاب سیرتنا وسنتنا در نجف
۱۳۸۵ق ۴ ربیع الاول، یادداشت عبدالله القلقیلی مفتی اردن، عبد الاحد محمّد نماینده الأزهر، و محمّد متمول رئیس دفتر شیخِ الأزهر، درباره کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام • ۴ ربیع الاول، یادداشت محمّد أسد شهاب درباره کتابخانه • استنساخ روضة الفردوس، علی بن شهاب الدین همدانی
۱۳۸۷ق یادداشت رودی کریز، دانشمند آلمانی، درباره کتابخانه • انتشار یادداشتی درباره الغدیر، در: أجوبة المسائل الدینیة (چاپ کربلا)
۱۳۸۸ق سفر ۲۵ روزه به ترکیه.
۱۳۸۹ق درگذشت شیخ آقابزرگ تهرانی، شیخ اجازه علّامه امینی.
۱۳۹۰ق- ۲۸ ربیع الآخر، درگذشت علّامه امینی در تهران، و دفن در محل کتابخانه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نجف.


زندگی

تولد و کودکی

عبدالحسین امینی فرزند میرزا احمد امینی در سال ۱۳۲۰ق در تبریز زاده شد. پدرش از ائمه جماعات و از علمای موجه تبریز بود.[۲] جدّش «مولا نجفعلی»، مشهور به «امین الشرع» بود و از همین رو خانواده او «امینی» خوانده شده‌اند.

عبدالحسین امینی در مدارس تبریز، مقدمات علوم را آموخت و پس از فراگرفتن قرآن و مقدمات، به تحصیل فقه و اصول پرداخت و در درس عالمانی چون سیدمحمد مولانا، مؤلف مصباح السالکین، و سید مرتضی خسروشاهی و شیخ حسین، مؤلف هدایة الانام حاضر شد.[۳][۴]

مرقد علامه امینی

درگذشت

علامه امینی ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹ش (۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ق) درگذشت.[۵] برخی درگذشت او در ۷۰ سالگی را در حالی که بنیه‌ای قوی و تنی سالم داشت، ناشی از مطالعه زیاد، اشتغال بی‌وقفه به نوشتن و مراقبت دائم در کار کتابخانه دانسته‌اند.[۶]

بامداد شنبه ۱۳ تیر ۱۳۴۹ش، پیکر تشییع شد.[۷] افزون بر تهران، در شهرهای بغداد، کاظمین، کربلا و نجف نیز پیکر علامه امینی تشییع شد و پس از طواف دادن بر گرد آستان مقدس علوی به وصیت خود او، در حجره‌ای از کتابخانه امیرالمؤمنین علی(ع) که خود بنیانگذار آن بود، به خاک سپرده شد.[۸]

امینی در وصیت‌نامه‌اش خواست کسی را نایب او قرار دهند تا ده سال به کربلا برود. وی همچنین وصیت کرده بود ده سال مجلس عزا در روزهای شهادت فاطمه(س) برگزار کنند.

مرقد علامه امینی

زندگی علمی

هجرت به نجف

امینی در ۲۲ سالگی[۹] از تبریز به نجف رفت و در درس عالمانی مانند سید محمد فیروزآبادی (م ۱۳۴۵ق) و سید ابوتراب خوانساری (م ۱۳۴۶ق) حاضر شد.[۴][۱۰]

اجازه اجتهاد و اجازه روایت

امینی از مراجعی همچون سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نایینی، محمدحسین غروی اصفهانی[۱۱] و شیخ عبدالکریم حائری یزدی اجازه اجتهاد دریافت كرد.[۴] با توجه به تاریخ درگذشت مراجع مورد اشاره (که بین ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۴ق بوده است)، علامه امینی پیش از ۳۵ سالگی اجازه اجتهاد و روایت داشته است.

او پس از اجازه اجتهاد و روایت به تبریز بازگشت، اما پس از چندی دوباره به نجف رفت.[۱۲]

تألیفات

علامه امینی.jpg

شهداء الفضیلة

عبدالحسین امینی، در سال ۱۳۵۵ق، کتاب «شهداء الفضیله» را منتشر کرد. این کتاب، حاوی زندگینامه ۱۳۰ تن از عالمان مسلمان و شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم هجری است که به شهادت رسیده‌اند. برخی، تالیف این اثر را در واکنش به استعمار انگلیس و با هدف آموزش شجاعت و ایستادگی در برابر بیگانگان دانسته‌اند.[۱۳] امینی برای نوشتن این کتاب، از کتابخانه‌های عراق و ایران بهره برد.[۱۴][۱۵]

آقابزرگ تهرانی در مقدمه کتاب شهداء الفضیلة، عبدالحسین امینی را «علامه بارع و علم علم الیقین و جمال ملت و دین» خوانده بود. سید ابوالحسن اصفهانی، مرجع اعلای شیعیان در آن زمان، حاج آقا حسین قمی و محمدحسین غروی اصفهانی، نکاتی در تایید کتاب او نوشتند.[۱۶] برخی، تقدیر و تشویق از عبدالحسین امینی پس از تالیف این کتاب را در محیط حوزه علمیه نجف بی سابقه شمرده‌اند.[۱۷]

بنابر برخی منابع، علامه امینی کتاب شهداء الفضیلة را در پاسخ به کتاب الوشیعة فی نقد عقائد الشیعة موسی جارالله نوشته است.[۱۸] موسی جارالله در کتاب خود ادعا کرده بود که شیعه اصول اعتقادی منطقی ندارد، کتابی درباره اسلام ندارد، و شهیدی در راه اسلام نداده است.[۱۹]

الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب

تصویری از کتاب الغدیر
نوشتار اصلی: الغدیر

مشهورترین اثر علامه امینی، الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب، کتابی است در اثبات امامت و خلافت بلافصل امام علی(ع) با استناد به واقعه غدیر و بررسی سند و دلالت حدیث غدیر.[۲۰]

عبدالحسین امینی، چهل سال از عمر خود را برای نوشتن این کتاب یازده جلدی صرف کرده و برای بررسی منابع واقعه غدیر، در کتابخانه‌های عراق، ایران، هند، سوریه و ترکیه، به مطالعه، نسخه‌برداری و پژوهش پرداخته است.[۲۱] به گفته سید جعفر شهیدی به نقل از خود امینی، او برای تالیف الغدیر، ده هزار جلد کتاب را از ابتدا تا انتها خوانده است.[۲۲]

جلد اول تا نهم کتاب الغدیر، در سال ۱۳۶۴ق در نجف چاپ شد. تمامی یازده جلد الغدیر، در سال ۱۳۷۲ق در تهران چاپ شد.[۲۳] این کتاب بیست جلد است که تاکنون تنها یازده جلد از آن چاپ شده است.[۲۴]

دیگر آثار

  1. تحقیق و تعلیق بر کتاب کامل الزیارات اثر ابن قولویه. در سال ۱۳۵۶ق در نجف چاپ شد.[۲۵]
  2. ادب الزائر لمن یمّم الحائر، شرح آداب زیارت امام حسین(ع). در نجف چاپ شد.
  3. سیرتنا و سنتنا سیرة نبینا و سنته، بحث مستند درباره ولایت و محبت خاندان پیامبر(ص) و گزارش بُعد تاریخی عزاداری عاشورا)[۲۶]. او در این کتاب، با استناد به منابع اهل سنت، عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) را سنت نبوی می‌داند و شیعه را در این امر پیرو پیامبر معرفی می‌کند.[۲۷]
  4. اعلام الانام فی معرفه الملک العلام، در توحید، به فارسی.
  5. شهداء الفضیلة
  6. تفسیر سوره حمد. فصل اول این کتاب در تفسیر سوره است و فصل دوم، در تحلیل و بیان ظرائف آن. این کتاب در ۱۳۹۵ق در تهران چاپ شد.
  7. تفسیر آیه «ولله الاسماء الحسنی»
  8. تفسیر آیه «و کنتم ازواجا ثلاثة»
  9. تفسیر آیه عالم ذر
  10. تفسر آیه «قالوا ربنا امتنا اثنتین»
  11. ثمرات الاسفار
  12. رساله در علم «درایه»
  13. رساله در نیت
  14. ریاض الانس (در ۲ جلد، هر جلد ۱۰۰۰ صفحه، توصیف و معرفی کتاب‌ها و نسخه‌های خطی که مؤلف دیده است.)[۲۸]
  15. حاشیه بر رسائل شیخ انصاری
  16. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری
  17. رساله‌ای در حقیقت زیارات (در پاسخ علمای پاکستان)
  18. العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز.[۲۹] (تفسیر گونه‌ای است شامل بیان مبادی فلسفه سیاسی در اسلام، یعنی متضمن شرح آیاتی است از قرآن کریم، که درباره خاندان پیامبر(ص)، نازل شده است و دارندگان حق اولویت و مولویت را به اوصاف شناسانده است)[۳۰]
  19. نظرة فی كتاب منهاج السنة النبویة این کتاب در حقیقت سه جلد از کتاب الغدیر است که به سبب آنکه موضوع آن پاسخ‎های علامه امینی به شبهات ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه است به صورت مستقل با این عنوان چاپ شده است.
  20. السجود علی التربة الحسینیه عند الشیعة الامامیه

کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)

کتابخانه عمومی امیرالمومنین نجف، ۱۸ ذیحجه ۱۳۷۹ق، از سوی علامه امینی و با حضور بزرگان حوزه علمیه نجف و از جمله آغابزرگ تهرانی افتتاح شد. این کتابخانه ۵۰۰ هزار عنوان کتاب در زبان‌های مختلف و حدود ۷۰ هزار عنوان کتاب خطی دارد.[۳۱] علامه امینی، بنیانگذار آن، کتاب‌های موجود در کتابخانه خود را که پنج تا شش هزار جلد بود، به کتابخانه امیرالمومنین نجف اهدا کرد. فرزندش محمدهادی هم هزار جلد از کتاب‌های خود را در اختیار این کتابخانه گذاشت.[۳۲]

علامه امینی در جریان جمع‌آوری احادیث و اسناد مرتبط با نگارش کتاب الغدیر، از کتابخانه‌های مختلف جهان اسلام دیدار کرد. بزرگترین کتابخانه نجف در زمان او، تنها چهار هزار جلد کتاب داشت و همین نقص او را بر آن داشت تا کتابخانه‌ای عظیم در نجف برپا کند.[۳۳]

او در جمادی الاولی سال ۱۳۷۳ق در ۵۳ سالگی، به تهیه کتاب‎ها مشغول شد.[۳۴]

دیدگاه‌ها و اهداف

سخن امینی پس از سفر پژوهشی به هند

اگر من مرجع بودم، و وجوهات شرعی به دست من می‌رسید، همه را به طلاب می‌دادم تا سفر کنند، حرکت کنند، می‌گفتم: این هزینه! بروید و جهان را و انسان را بشناسید!

حکیمی، حماسه غدیر، ص۲۸۵.

اجتهاد و مرجعیت

عبدالحسین امینی معتقد بود اجتهاد [در دنیای جدید] از حیطه قدرت فرد خارج است و باید «هیئت فتوا»ی مقتدر و شجاع و زمان‌شناس تشکیل شود. وی تألیف رساله را برای مرجعیت جهان تشیع که باید جهانی باشد، کافی نمی‌دانست و کسانی را که بدون شایستگی، مقام مرجعیت را بر عهده می‌گیرند، می‌نکوهید، و این کار را جنایتی می‌دانست که مساوی با به باد دادن همه ارزش‌های تشیع است. [۳۵]

او بر این باور بود که باید میان عنوان‌هایی چون مجتهد، صاحب رساله، مقلَّد، و «مرجع/زعیم جهان تشیع» تفاوت قائل شد و در مرجعیت، علاوه بر شروط معروف (بلوغ، عقل،...) باید شروط دیگری هم در نظر گرفت.[۳۶] امینی معتقد بود صدها جریان فکری، فلسفی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی و نظامی در جهان امروز هست و از همین رو، بر این باور بود که سرپرستی تمامی میراث علمی، حقوقی، اجتماعی، و سیاسی علی و آل علی را نمی‌توان فدای چند سال فقه و اصول خواندن و طلبگی کردن فلان آقا کرد و این همه را نمی‌توان به دست کسانی سپرد که دل‌های ترسو، سینه‌های تنگ، چشمان کوته‌بین، اندیشه‌های منجمد، مغزهای بسته، قلب‌های بی‌حماسه دارند.[۳۷]

نقد کتاب‌های دینی

امینی، مخالف انتشار کتاب‌های سطحی و ضعیف درباره مسائل دینی بود؛ کتاب‌هایی که از مأخذ موثق استفاده نمی‌کردند، یا آنکه بر اساس اجتهاد و استنتاج صحیح نوشته نشده‌اند. وی درباره برخی از کتاب‌های دینی منتشر شده در زمان خود می‌گوید: کتاب‌هایی را که در این سال‌ها در شرح حال ائمه در زبان فارسی نوشته شده، باید به دریا ریخت.[۳۸]

نقد برخی مجالس روضه‌خوانی

علامه امینی از بیشتر محافل و مجالس مذهبی خشنود نبود و نقدهایی بر این مجالس مطرح می‌کرد. مهم‌ترین نقد او بی‌اطلاعی و ناآگاهی بسیاری از گویندگان از حدیث و معارف دینی بود و به سخنان نامستند و نامناسب اهل منبر و برخی از روضه‌خوانان، ایراد داشت. امینی می‌گوید: «در یکی از مجالس عمده تهران، در ایام عزاداری شرکت کرده بودم، در وسط منبر، با اینکه کاری زننده بود، برخاستم و بیرون آمدم، چون نشستن و گوش دادن به آن حرف‌ها را حرام دانستم.»[۳۹]

زیارت

عبدالحسین امینی معتقد بود زیارت ائمه و امامزادگان، بر خلاف آنچه هم‌اکنون در بین شیعیان دیده می‌شود، باید بازده جدی پرورشی داشته باشد. از این رو، یکی از کارهای نخستین او، چاپ یکی از معتبرترین متون زیارتی شیعه به نام کامل الزیارات بود. یکی دیگر از تألیفات او، کتاب «ادب الزائر»، در شرح آداب زیارت امام حسین (ع) است.[۴۰]

اهداف به انجام نرسیده

حکیمی در مقدمه یادنامه علامه امینی، درباره اهداف محقق‌نشده او، نوشته است که جز آنچه علامه امینی انجام داده، او هنوز هدف‌های دیگری داشت که با پایان عمرش موفق به انجام نشد. برخی از این برنامه‌ها عبارت بودند از:

  1. تأسیس دارالتألیف (خانه نویسندگان).
  2. تأسیس مرکزی برای رسیدگی به نشریات جهان درباره اسلام.
  3. احیای آیین نقابت.
  4. توسیع و تحکیم مبانی مرجعیت.
  5. چاپ و نشر کتب بسیاری از علمای اسلام که به حالت خطی باقی مانده‌اند.
  6. اقداماتی در جهت اعطای بینش بیشتر به طلاب علوم دینی و وادار کردن آنان به حرکت و سفر به دور گیتی و شناخت زندگی واقعی و مسائل جهان و علوم زمان.
  7. تصحیح و تعدیل و نظارتی دقیق و دامنه‌دار درباره کتب مذهبی؛ تا آنکه کم‌کم اشخاصی درباره مذهب و مسائل مذهبی کتاب بنویسند که هم دارای اطلاعات کافی و تخصصند و هم صلاحیت دارند، نه اینکه هر کس رسید بتواند کتاب دینی بنویسد.
  8. تصحیح مسیر مجالس مذهبی و نظارت بر آنچه در آنها به مردم آموخته می‌شود.[۴۱]

در نظر بزرگان

  • علمای شیعه

سید ابوالحسن اصفهانی، در تقریظ بر کتاب شهداء الفضیلة، علامه امینی را پرچمدار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی دانسته و گفته است که او با ابداع و ابتکارات جالبش، بر نویسندگان متقدم و معاصر پیشی جسته و درس‎های پرارج علمی و تاریخی و ادبی و اخلاقی به یادگار گذاشته است.[۴۲]

محمدحسین غروی اصفهانی، در تقریظ بر اولین کتاب علامه امینی، علاوه بر ستایش و تمجید و تحسین کتاب، به ستایش توانایی‎های ذاتی عبدالحسین امینی هم پرداخته و او را دارای نبوغ در هنر نویسندگی و فضیلت راستگویی و راستجویی دانسته است.[۴۳]

سید ابوالقاسم خوئی، خطاب به یکی از علما، ثواب زیارت علامه امینی را از درس خواندن بالاتر دانسته و گفته است که «مطمئن باشید ثواب زیارت ایشان از ثواب همه این درس‌ها بیشتر است.»[۴۴]

آقابزرگ تهرانی، در تقریظ بر کتاب شهداء الفضیلة درسال ۱۳۵۳ه‍.ق، امینی را مظهر راستین دین، جمال آیین، و مردی پریقین خوانده و کتاب او را شاهکاری برای امت لقب داده است.[۴۵]

  • اندیشمندان اهل سنت

محمد عبدالغنی حسن مصری، از علمای اهل سنت، شعری درباره او سروده است. او در این شعر، تاکید می‌کند که گرچه لحن امینی در هنگام بحث تند می‌شود، اما خلق و خوی او بسیار نرم است. او همچنین از پروردگار برای عبدالحسین امینی پاداش نیکو خواسته است؛ پاداشی به نیکویی دفاع امینی از غدیر.[۴۶][۴۷]

محمد سعید دحدوح، از عالمان بزرگ حلب، در بخشی از نامه‌اش به علامه امینی می‌نویسد: به راستی روش و اخلاقی را از آل محمد(ص) ارث برده‌اید که مانند آن را از غیر شما نخواهیم یافت، مگر تعداد قلیلی از پارسایان با اخلاص.[۴۸]

ویژگی‌های اخلاقی

برخی از شاگردان و نزدیکان علامه امینی، ویژگی‌های اخلاقی او را برشمرده‌اند. برخی از این ویژگی‌ها از این جمله‌اند:

عبادت: به گفته محمدرضا حکیمی، امینی به عبادت و راز و نیاز، نمازهای مستحبی و قرآن خواندن، بسیار مشتاق بود؛ نماز شب می‌خواند و و پس از نماز صبح، یک جزء کامل قرآن را با تدبر تلاوت می‌کرد.[۴۹]

زهد و تقوا: امینی با آنکه ۴۰ سال در نجف ساکن بود، خانه شخصی نداشت.[۵۰] سید جعفر شهیدی، علامه امینی را مصداق آیه شریفه «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ»[۵۱] دانسته است.[۵۲]

آثار تألیف شده درباره عبدالحسین امینی

اخوان ثالث:
«امینی» پاکبازِ دین و حق؛ کاندر قمارِ عشق به نقدِ عمر و هستی زد، همه داوِ تمامی خوش
غدیری کرد بی‌همتا، چنانچون بیکران دریا لبالب از رحیقِ حق، جهان را زو مشامی خوش
ازین دریا دل آماده، غدیری ایزدی باده خوش آن رندی کزین مشرب کند شُربِ مدامی خوش
الا یادش گرامی باد و نامش جاودان والا بحقِّ حق «امید» اینک حدیثِ حق، ختامی خوش
گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث، ص۳۶۰
  1. حماسه غدیر، نوشته محمدرضا حکیمی، نقد و تفسیری بر کتاب‌ الغدیر علامه‌ امینی است‌ و به زندگی‎نامه امینی هم پرداخته است.
  2. «ربع قرن مع العلامة الامینی (خاطرات)»، نوشته حسین شاکری.
  3. «همرهی خضر» نوشته حسین شاکری. او ۲۵ سال در خدمت علامه امینی بوده و کتاب را به فارسی نوشته. اسم کامل کتاب، همرهی خضر (بیست و پنج سال همراه علامه امینی) است. مؤلف در این کتاب ۱۱۷ صفحه‌ای، به زندگی و سفرهای علامه امینی پرداخته و توضیحات کاملی از آن ارائه کرده است.
  4. «یادنامه علامه امینی» زیر نظر سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی تدوین شده و مجموعه مقالاتی است که توسط چهره‌های حوزوی و دانشگاهی درباره عبدالحسین امینی نوشته شده است. شهیدی و حکیمی در ۲۸ صفحه اول این کتاب، به زندگی امینی پرداخته‎اند و سپس بیست مقاله در موضوعات مختلف علمی توسط علما، و فضلای حوزه و دانشگاه ارائه شده است.
  5. «امین شریعت (یادنامه)»، ویژه‌نامه همایش رونمایی از کتاب المقاصد العلیة فی المطالب السنیة است که به کوشش جمعی از نویسندگان و از سوی بنیاد محقق طباطبائی در سال ۱۳۹۱ش در قم چاپ شده است.
  6. گفتگو با محقق طباطبائی درباره علامه امینی.
  7. «سلامِ قطره، به دریادلِ غدیری»، شعری از مهدی اخوان ثالث درباره علامه امینی.
  8. «علامه امینی مصلح نستوه»، نوشته علیرضا سیدکباری، حاوی زندگی‎نامه عبدالحسین امینی.
  9. «علامه امینی جرعه نوش غدیر»، نوشته مهدی لطفی، در ۲۵۶ صفحه چاپ شده و به زندگی علامه امینی پرداخته است.
  10. «یک مسافرت تاریخی»، گزارشی از سفر یک‌ماهه علامه امینی به اصفهان، با گردآوری فرهنگ نخعی چاپ شده است.
  11. «الحجة الأمینی طاب ثراه؛ زندگینامه‌ای تازه‌یاب از علامه امینی» را سید محمدصادق بحرالعلوم نوشته و محسن صادقی آن را تصحیح و چاپ کرده است.
  12. «چند نکته‌ای درباره کتاب المقاصد العلیة»، نوشته حسن انصاری.
  13. «سالشمار زندگانی علامه امینی»، نوشته عبدالحسین طالعی.
  14. «راهنمای پژوهش درباره علامه امینی و آثارش»، نوشته حمید سلیم گندمی[۵۳].
تمبربه مناسبت پاسداشت علامه امینی

مطالعه بیشتر

پانویس

  1. طالعی، سالشمار زندگانی علامه امینی.
  2. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۵۰.
  3. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج ۲، ص ۵۵۰.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ محمدرضا حکیمی، علامه امینی، در یادنامه علامه امینی، ص نوزده.
  5. یادنامه، ص ۲۷.
  6. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۳.
  7. حماسه غدیر، ص ۳۴۷.
  8. ربع قرن مع العلامه، ص ۲۸۶.
  9. سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۳ و ۴۴.
  10. سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۳ و ۴۴.
  11. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۰.
  12. سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۴.
  13. سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۴.
  14. سید علی رضا سید کباری، «علامه امینی، غواص غدیر»، ۴۴.
  15. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱.
  16. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱.
  17. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱.
  18. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۵.
  19. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۶.
  20. دائرة المعارف تشیع، ج ۱۲، ص ۳۹.
  21. دائرة المعارف تشیع، ج ۱۲، ص ۳۹ و ۴۰.
  22. سید جعفر شهیدی، تطور مذهب شیعه و امینی مجدد مذهب.
  23. سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ص ۵۵۱.
  24. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۲.
  25. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۷.
  26. حکیمی، حماسه غدیر، ص۳۲۳.
  27. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۵۹.
  28. حکیمی، حماسه غدیر، ص۳۲۳.
  29. حکیمی، علامه امینی، در یادنامه...، ص ۲۴.
  30. حکیمی، حماسه غدیر، ص۳۲۳.
  31. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۴.
  32. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۳.
  33. مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، ص ۶۳.
  34. جدایی، ص ۱۷.
  35. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۸۹.
  36. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۰.
  37. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۴.
  38. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۷.
  39. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۲۹۸-۲۹۹.
  40. حکیمی، حماسه غدیر، ص ۳۰۴.
  41. حکیمی، یادنامه علامه امینی، ص ۲۷.
  42. جدایی، ص۱۲
  43. جدایی، ص۱۳
  44. یادنامه، ص ۷۰.
  45. جدایی، ص۱۳
  46. حماسه غدیر: ص ۲۰۵؛ شاکری، ربع قرن مع العلامة الامینی، ص ۳۱۸.
  47. یادنامه علامه امینی، ص ۳۱.
  48. ترجمه الغدیر، ج ۱، ص ۲۱.
  49. حماسه غدیر، ص ۵۵۱.
  50. ربع القرن مع العلامه، ص ۲۸۳.
  51. مائده: ۵۴.
  52. حماسه غدیر، ص ۴۸۱.
  53. بنیاد محقق طباطبایی

منابع

  • اخوان ثالث، مهدی، گزینه اشعار مهدی اخوان ثالث، تهران: مروراید، ۱۳۷۹ش.
  • محمدرضا حکیمی، علامه امینی، در یادنامه علامه امینی، به اهتمام سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی، تهران، مؤسسه انجام کتاب، سال ۱۳۶۱ش/۱۴۰۳ق.
  • شهیدی، سیدجعفر، تطور مذهب شیعه و امینی مجدد مذهب، در یغما، سال بیست و ششم، بهمن ۱۳۵۲، شماره ۱۱ (پیاپی ۳۰۵).
  • مهدی لطفی، علامه امینی جرعه‌نوش غدیر، چاپ اول، قم، نسیم حیات، ۱۳۷۹.
  • محمدرضا حکیمی، حماسه غدیر، دلیل ما، ۱۳۸۶.
  • عبدالحسین طالعی، امین شریعت، قم، بنیاد محقق طباطبائی، ۱۳۹۲.سالشمار زندگانی علامه امینی
  • حسین شاکری، همرهی خضر، محسن رفعت، پیام سفید، تهران، ۱۳۸۹ش.