آل بریدی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

آل‌بریدی، خاندانی شیعه مذهب منسوب به ابوعبدالله محمد بریدی بودند که از ۳۱۶ق/۹۲۸م تا ۳۳۸ق/۹۴۹م بر واسط، اهواز و بصره فرمان راندند.

تصرف بغداد

بریدیان در روزگاری که خلافت عباسی در نشیب ناتوانی افتاده بود و امیرالاُمراها برای دست یافتن بر بغداد با هم در کشاکش بودند و خلیفگان را عزل و نصب می‌کردند، پرچم استقلال برافراشتند و بغداد را تصرف کردند و در واسط، اهواز و بصره فرمان راندند.

فرمانروایان

این سلسله حکومتی متشکل از سه برادر به نام‎های ابوعبدالله احمد، ابوالحسین عبدالله (علی)، ابویوسف یعقوب به اضافه ابوالقاسم پسر ابوعبدالله بریدی مُقطِع بود. لقب مقطع، که در برخی منابع آمده، می‌تواند حاکی از اقطاع‎داری[۱] اینان باشد. اگرچه ابوعلی مِسکَوَیه در ضمن وقایع ۳۱۱ق/۹۲۳م از ابوعبدالله احمد، برادر بزرگ‌تر یاد می‌کند، ولی او از ۳۱۶ق/۹۲۸م در صحنه سیاست پدیدار شد.

مدت و چگونگی فرمانروایی

  • برخی می‌گویند تاریخ ۲۰ ساله این خاندان، مانند بیشتر دولت‌های پراکنده‌ای که در قرن چهارم و پنجم قمری در سرزمین‌های خلافت شرقی پدیدار شدند، داستان ستمگری، نیرنگ، خیانت و چپاول مردم است. چنانچه در اوایل کار، وقتی خلیفه پس از عزل آن‌ها از حکومت اهواز ۴۰۰۰ دینار طلب کرد، بی‌درنگ آن مال را پرداختند و به کار خویش بازگشتند. از این معنی معلوم می‌شود که تا چه اندازه دست غارت گشوده بودند که این مقدار به خلیفه دادند.[۲]
  • حتی مالیات‌ها را در قلمرو خود گرد می‌آوردند و به بغداد نمی‌فرستادند و آنگاه که بر بغداد چیره شدند نه تنها نیم میلیون دینار با تهدید از خلیفه ستاندند، بلکه از «مراسم قتل و غارت دقیقه‌ای فروگذاری نکردند». مالیات‌خواهی بی‌هنگام و عوارض هنگفتی که بر مایحتاج مردم بستند، نشانه دیگری از بیدادگری بی‌نظیر آنان است.[۳]
  • در خیانت و نیرنگ نیز چنان بی پروا بودند که نه تنها ولی نعمت خود یاقوت را به کشتن دادند، بلکه بر خود نیز رحم نکردند و بزرگ آنها ابوعبدالله، برادر خود ابویوسف را بکشت و اموالش را تصاحب کرد. به راد سوم -ابوالحسین- نیز بر ابوالقاسم برادزاده خود شورید و به پیکار پرداخت. فتوای فقها و علمای بغداد بر قتل و بر دار کردن و سوزاندن ابوالحسین، چیزی نیست جز انعکاس همان ستمگری‌ها که در بغداد کردند و مال‌هایی که به تاراج بردند.[۴]

پانویس

  1. اقطاع، اصطلاحی است در نظام مالی و اداری اسلام که در حکومت‌های اسلامی، در دوره‌های مختلف، با مفاهیم متفاوت و متعدد به کار می‌رفت. با این حال، اقطاع را به طور کلی می‌توان یکی از انواع مناسبات زمین‎داری دانست که در معنا و مفهوم غالب خود تا حد زیادی با نهادهای فیف و بنفیس، از نهادهای فئودالیسم اروپای غربی در قرون میانه و نهاد پرونوئیا درامپراتوری بیزانس مشابهت دارد.
  2. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص ۶۱۰، ذیل مدخل آل بریدی
  3. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص ۶۱۰، ذیل مدخل آل بریدی
  4. دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص ۶۱۰، ذیل مدخل آل بریدی

منابع

  • ابن‌اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت ـ دارصادر، ۱۹۷۹م، ۸ (فهرست).
  • ابن‌طقطقی، محمدبن‌علی، تاریخ فخری، ترجمه محمدوحید گلپایگانی، تهران؛ بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۰ش، ص ۳۸۸.
  • ابن‌عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصرالدول، ص ۱۶۴.
  • ابن‌کثیر، اسماعیل‌بن‌عمر، البدایة والنهایة، مصر، مطیعةالسّعاده، ۱۳۵۱ق، ص۱۸۷، ۱۹۲.
  • ابوعلی مسکویه، احمد تجارب‌الامم، به کوشش آمد روز، مصر، طبع افست، ۱۹۱۴م، ج۱، ص۱۱۰، ۱۵۸، ۲۲۳، ج۲، ص۵۳، ۱۱۲.
  • تنوخی، محسن، نشوارالمحاضرة، به کوشش عبودالشاجی، ۱۳۹۱ق، ج۱، ص۱۷۵.
  • خواندمیر، غیات‌الدین، حبیب‌السیر، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، خیام، ۱۳۶۲ش.
  • سیوطی، جلال‌الدین، تاریخ تاخلفاء، به کوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، مصر، مطیعةالسّعاده، ۱۹۵۲.
  • صولی، محمدبن‌یحیی، اخبارالراضی، به کوشش ج. هیورث دین، مصر ۱۹۳۶م، صص ۷۰، ۹۰، ۲۲۷، ۲۲۸، ۲۴۴، ۲۶۰.
  • متحده، روی، «خلافت عباسیان در ایران»، تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، به کوشش ر. ن. فرای، ترجمه حسن اتوشه، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش، ص ۷۶.
  • متز، آدام، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۱.

پیوند به بیرون