مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب

عبدالله بن مسعود

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
مشخصات فردی
نام کامل عبدالله بن مسعود بن غافل بن حبیب الهُذَلی
کنیه ابو عبدالرحمان
لقب ابن مسعود
درگذشت/شهادت ۳۲ق مدینه
مدفن مدینه
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن جزء نخستین گروندگان
حضور در جنگ‌ها بدر، احد، همچنین جنگ‌های رِدّه و فتح شام
هجرت به حبشه و مدینه
دیگر فعالیت‌ها جزء اولین حافظان قرآن؛ نظارت بر بیت المال و قضاوت در کوفه زمان خلافت عمر بن خطاب

عبدالله بن مسعود بن غافل بن حبیب الهُذَلی(درگذشته ۳۲ق) معروف به ابن مسعود از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و از محدثان و مفسران قرآن کریم در صدر اسلام بود. به گفته خودش، او ششمین کسی است که اسلام آورد. ابن مسعود از نخستین گروه مهاجران به حبشه بود. وی از مکه به مدینه مهاجرت کرد و در جنگ‌های بدر و احد حضور داشت. بعد از رحلت پیامبر در جنگ‌های رِدّه و فتح شام شرکت کرد. در سال ۲۱ق، عمر، ابن مسعود را همراه عمار برای نظارت بر بیت المال و قضاوت به کوفه فرستاد. ابن مسعود در زمان خلافت عثمان با سعد بن ابی وقاص مشاجره کرد و عثمان وی را به مدینه احضار کرد. او دو سال پیش از کشته شدن عثمان در مدینه درگذشت.

او جزء اولین حافظان قرآن بوده و حدود هفتاد سوره را مستقیماً از پیامبر(ص) شنیده است. عاصم روایتش از قرآن را از ابن مسعود گرفت. او مصحفی از قرآن را بر عده‌ای خوانده بود و آنان نوشته بودند و وقتی عثمان دستور به جمع آوری مصاحف داد، او ابتدا نپذیرفت ولی در نهایت مجبور به این کار شد.

ابن مسعود از صحابه‌ای است که مورد احترام همه مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است. روایتی درباره تعداد امامان (که دوازده نفر هستند) از او نقل شده است.

ولادت، نسب و پیشه

عبدالله در مکه متولد شد. نسب وی از بنی هذیل بود، اما چون پدرش در جاهلیت حلیف بنی زهره شده بود، او نیز بعدها به «‌حلیف بنی زهره‌» شناخته می‌شد. همچنین وی را به سبب آن که مادرش نیز از صحابه بود، «‌ابن ام عبد‌» می‌خواندند. [۱] کنیه وی را نیز ابوعبدالرحمان ذکر کرده‎اند.[۲]

عبدالله در کودکی به چوپانی گوسفندان عقبة بن ابی معیط اشتغال داشت و بعدها ابوجهل او را به همین سبب تحقیر کرد.[۳] پیش از مسلمان شدن در خانه «‌أرقَم‌» زندگی می‌کرد و بعد از قبول اسلام به خدمتگزاری خانه پیامبر اکرم(ص) پذیرفته شد.

در زمان پیامبر(ص)

در آغاز دعوت پیامبر(ص) بر اثر معجزه‌ای که از آن حضرت دید، مسلمان شد. به همین جهت از وی به عنوان یکی از نخستین اسلام آورندگان نام برده شده و از قول خود او آمده که ششمین مسلمان بوده است.[۴]

وی همچنین از نخستین گروه مهاجران به حبشه بود و منابع از دو بار هجرت وی به حبشه یاد کرده‌اند.[۵] ابن مسعود در بازگشت خود، پس از هجرت پیامبر (ص)، به مدینه رفت و پیامبر (ص) میان او و معاذ بن جبل[۶] یا زبیر بن عوام[۷] پیمان برادری برقرار کرد. وی در جنگ بدر شرکت نمود و ابوجهل را کشت. پیامبر(ص) که از کشته شدن ابوجهل خشنود بود، شمشیر او را به ابن مسعود بخشید.[۸]

ابن عباس وی را از معدود یاران پیامبر(ص) می‌داند که در جنگ احد از او جدا نشدند[۹] و گفته‌اند که او در بسیاری از غزوات پیامبر(ص) شرکت داشته است.[۱۰] وی بسیار همراه پیامبر(ص) بود و آن حضرت را خدمت می‌کرد.[۱۱]

پس از پیامبر(ص)

در زمان ابوبکر

از جزئیات زندگی ابن مسعود، پس از رحلت پیامبر(ص) اطلاع دقیقی در دست نیست. سخنی از او نشان می‌دهد که در جنگهای ردّه در زمان ابوبکر شرکت داشته است.[۱۲] طبری نیز خبری را از سیف بن عمر نقل می‌کند که در جنگ یرموک محافظت غنایم برعهده وی بوده است.[۱۳]

در زمان عمر

ابن مسعود در زمان عمر در فتح شام شرکت داشت و مدتی در آنجا ساکن بود و گویا به قضاوت و تعلیم قرآن اشتغال داشت.[۱۴] همچنین گزارشی در دست است که از حضور او در مداین و تعلیم فقه و قرآن خبر می‌دهد.[۱۵]

نظارت بر بیت المال کوفه

در ۲۱ق، عمر او را که در حمص بود، فراخواند و همراه عمار برای نظارت بر بیت المال و قضا به کوفه فرستاد.[۱۶] عُمَر پس از چندی عمار را عزل و مغیرة بن شعبه را به جای او گمارد که بلاذری در روایتی علت خشم عمر بر عمار را، مشاجره او با ابن مسعود می‌داند.[۱۷]

در زمان عثمان

پس از قتل عمر، ابن مسعود به مدینه آمد و با عثمان بیعت کرد و آنگاه به کوفه بازگشت و مردم را به بیعت با او فراخواند.[۱۸] و عثمان نیز او را بر منصب خود ابقا کرد و در عراق زمینی به او بخشید.[۱۹]

براساس روایت طبری از سیف بن عمر، در همین ایام بین ابن مسعود و سعد بن ابی وقاص، والی وقت کوفه که حاضر نبود وام خود را به بیت المال بپردازد، مشاجره‌ای درگرفت و چون خبر به عثمان رسید، سعد را عزل کرد و بر ابن مسعود خشم گرفت.[۲۰] اما گزارش‌های دیگری نشان می‌دهد که چنین مشاجره‌ای میان ابن مسعود و ولید بن عقبه که والی کوفه بوده، صورت گرفته است.[۲۱] در پی این درگیری ولید شکایت او را نزد عثمان برد و عثمان که از ابن مسعود بر آشفته بود، او را به مدینه بازخواند.[۲۲]

در مدینه عثمان، وی را ناسزا گفت و به قولی دستور داد که او را به زور از مسجد برانند.[۲۳]

پس از آن ابن مسعود تا ۳ سال در مدینه بود و اجازه نداشت از آنجا بیرون رود[۲۴] و سرانجام حدود ۲ سال، پیش از کشته شدن عثمان در مدینه وفات یافت.[۲۵] در مدتی که ابن مسعود در مدینه بود، عثمان عطای او را از بیت المال قطع کرد، اما پس از مرگش وصی او زبیر بن عوام آن را برای بازماندگانش از عثمان ستاند.[۲۶] یکی از علل ناخشنودی عثمان از ابن مسعود، حضور وی در تدفین و نماز بر پیکر ابوذر در رَبَذه است.[۲۷]

در نهایت ابن مسعود در سال ۳۲ق در مدینه از دنیا رفت و در بقیع مدفون شد.[۲۸]

ابن مسعود و قرآن

وی نخستین کسی بود که پس از پیامبر(ص)، قرآن را به صدای بلند بر مشرکین خواند و آزار دید.[۲۹] ابن مسعود در بسیاری از مناسبت‌های نزول قرآن شخصاً حضور داشت. وی به گفته خود، افزون بر ۷۰ سوره قرآن را از زبان پیامبر(ص) فرا گرفته بود[۳۰] و از زمان ایشان به تعلیم قرآن می‌پرداخت.

براساس روایتی، ابن مسعود یکی از چهار تنی بوده است که پیامبر(ص) فراگرفتن قرآن را از آنان توصیه کرده بود.[۳۱] وی مدت‌ها در مدینه و کوفه، پس از وفات پیامبر(ص) نیز به تعلیم قرآن اشتغال داشت و حتی برخی از صحابه برجسته چون ابن عباس از او قرآن آموخته و در مواردی از قرائت وی پیروی کرده‌اند.[۳۲]

قرائت ابن مسعود

در کوفه شماری از بزرگان تابعین چون اسود بن یزید، زَرّ ابن حُبیش، عبید بن قیس، ابوعبدالرحمان سلمی، ابوعمرو شیبانی و زید بن وهب از محضر او قرائت آموختند و تا چندی قرائت او در کوفه غالب بود.[۳۳] براساس حکایتی از أعمَش (د ۱۴۸ق)، در اوایل سده ۲ق در کوفه مصحف عثمانی در عرض قرائت ابن مسعود چندان تداول نداشته است؛ در حالی که در طول نیم سده به تدریج جای قرائت ابن مسعود را گرفته، تا آنجا که در اواسط سده ۲ق تنها عده‌اندکی قرائت مزبور را در ثبت خود داشتند.[۳۴] از آن پس در کوفه قرائتهایی به وجود آمد که مصحف عثمانی کوفه مبنای آنها بود و در خواندن آن، قرائت ابن مسعود به کار می‌آمد. در واقع قرائات رسمی کوفه، یعنی: عاصم، حمزه، کسایی و خلف از قاریان عشر، کمابیش در قرائت ابن مسعود ریشه دارند.[۳۵]

مصحف ابن مسعود

براساس آنچه در منابع آمده، ابن مسعود آیات قرآن را از حافظه بر شاگردان املا می‌نمود و آنان قرائت او را در مصاحفی می‌نوشتند.[۳۶]

در جریان گردآوری قرآن و فراهم آوردن مصحف رسمی توسط عثمان و به مباشرت زید بن ثابت، در روایات سخن از نسخه‌ای با عنوان «‌مصحف ابن مسعود‌» به میان آمده که مورد توجه قرار نگرفته و عثمان او را امر کرده مصحف خود را تحویل نماید تا به همراه دیگر مصاحف از بین برده شود. به گفته روایات، ابن مسعود به این امر تن در نداد و به همین سبب به امر عثمان مضروب شد.[۳۷]

اما بنا به برخی روایات ابن مسعود از این موضع خود عدول و مصحف عثمانی را تأیید کرد.[۳۸]

تفسیر ابن مسعود

ابن مسعود در روزگار خود فردی آگاه به مفاهیم قرآن و اسباب نزول آیات شناخته می‌شد.[۳۹] و در دوره‌های بعد نظرات تفسیری او مورد توجه مفسرانی از مذاهب گوناگون قرار گرفت.[۴۰] گفته شده سُدّی در تفسیر خود غالباً روایات ابن مسعود و ابن عباس را نقل کرده است.[۴۱]

احادیث ابن مسعود

ابن مسعود به خاطر مصاحبت زیاد با پیامبر(ع) احادیث بسیاری از آن حضرت روایت کرده است. بنابر آنچه نووی آورده، احادیث منقول از ابن مسعود در کتب معتبر ۸۴۸ حدیث است که از آن میان ۶۴ مورد، محل اتفاق بخاری و مسلم، ۲۱ حدیث از منفردات بخاری و ۳۵ حدیث از منفردات مسلم است.[۴۲] او به جز احادیثی که مستقیماً از پیامبر(ص) روایت کرده، در پاره‌ای موارد برخی احادیث را از صحابه دیگر اخذ کرده است.[۴۳]

راویان روایات ابن مسعود

در میان کسانی که از او روایت کرده‌اند، جمع کثیری از صحابه چون ابن عباس، ابو سعید خدری، عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبیر، ابو موسی اشعری، انس بن مالک، جابر بن عبدالله انصاری و... دیده می‌شوند. همچنین بسیاری از تابعین چون علقمة بن قیس، اسود بن یزید، زید بن وهب، عبدالرحمن بن ابی لیلی، ابوالاسود دوئلی و عبیدة سلمانی از او حدیث فرا گرفته‌اند.[۴۴]

موضوعات احادیث ابن مسعود

در احادیث ابن مسعود موضوعات متنوعی چون؛ موضوعات فقهی به خصوص زهد و اخلاق، تفسیر، تاریخ و معرفة الصحابه دیده می‌شود.

همچنین موضوع جالب «‌مَلاحِم و فِتَن‌» در روایات او زیاد به چشم می‌خورد، تا جایی که می‌توان گفت او یکی از معدود صحابه‌ای است که احادیث ملاحم و فتن بر محور آنان می‌گردد.[۴۵] از مشهورترین احادیث ابن مسعود در این زمینه می‌توان حدیث بشارت به مهدی(ع) را یاد کرد که از طرق بسیاری روایت شده است.[۴۶]

فتاوای ابن مسعود

در منابع گوناگون تأکید شده است که ابن مسعود در شمار صحابه ای بود که فتوا می‌دادند و مردم در مسائل فقهی بدانان رجوع می‌کردند.[۴۷] گویند فتاوای او چندان بود که یک مجلد بزرگ را پر می‌کرد[۴۸] و شاگردان او این فتاوی را نوشته و ثبت می‌کردند.[۴۹]

روش استنباط

  • روایاتی در سده‌های نخستین رواج داشته، مبنی بر اینکه ابن مسعود ابتدا در کتاب خدا و سنت نبوی به دنبال حکم فقهی بوده و در صورت یافت نشدن حکم در آنها، رأی خود را به کار می‌گرفته است. البته افزوده شده که وی رأی خود را همیشه صواب نمی‌دانسته و امکان خطا را در مد نظر داشته است.[۵۰]
  • از طرف دیگر روایات زیادی از او نقل شده که تنها، یافتن حکم در کتاب و سنت را توصیه کرده و از به کارگیری رأی نهی نموده است.[۵۱]

تاثیرپذیری مکاتب فقهی

مکاتب مختلف کوفه از اصحاب رأی و اصحاب حدیث از او تأثیر پذیرفته و در مواردی به این تأثیر پذیری مباهات کرده‌اند.

جایگاه ابن مسعود در مکاتب مختلف

نزد اهل سنت

  • ابن مسعود به عنوان یکی از بزرگان صحابه شناخته شده و در آثار محدثان بزرگ ایشان می‌توان ذیل عنوان «‌فضائل عبدالله بن مسعود‌» روایات زیادی را در مدح او ملاحظه کرد.[۵۵]
  • در یک متن غیر مشهور از حدیث «‌عشره مبشره‌» ابن مسعود در زمره آن ۱۰ تن شمرده شده است، [۵۶] ولی این متن نزد محدثان جدی تلقی نشده است.

از دیدگاه متکلمان اهل سنت

نزد شیعیان

ابن مسعود همواره به عنوان یکی از بزرگان صحابه مورد احترام شیعیان بوده است. تنها از متقدمان فضل بن شاذان نیشابوری از این جهت که وی با خلفا رابطه‌ای دوستانه داشته، او را مورد نکوهش قرار داده است، [۵۹] اما در بسیاری از آثار امامیه روایت ابن مسعود مورد توجه قرار گرفته و به ویژه احادیثی در تأیید فضایل اهل بیت(ع) و مسائل مربوط به امامت از او نقل شده است، به عنوان نمونه حدیث مشهور «‌نقباء اثناعشر‌» را باید یاد کرد که در آثار امامیه بسیار مورد توجه قرار گرفته و در اثبات امامت ۱۲ امام(ع) بدان استناد شده است.[۶۰] حتی گاهی در روایات امامیه احادیثی به چشم می‌خورد که نشان دهنده تشیع ابن مسعود است.[۶۱]

فرقه‌های منتسب به ابن مسعود

پانویس

  1. الاستیعاب،۱۳۸۰، ج۳، ص۹۸۷ و ۹۸۸
  2. الاستیعاب،۱۳۸۰، ج۳، ص۹۸۷ و ۹۸۸.
  3. المغازی، ج۱، ص۸۹.
  4. الغدیر، ج۹، ص۱۱.
  5. عروة بن زبیر، ۱۰۵؛ ابن اسحاق، ۱۷۶؛ ابن سعد، ۱ (۱) /۱۳۷، ۳ (۱) /۱۰۷
  6. ابن سعد، ۳ (۲) /۱۲۰-۱۲۱؛ بلاذری، همان، ج۱، ص۲۷۱
  7. ابن هشام، ج۱، ص۵۰۵؛ ابن شبه، ج۳، ص۱۰۵؛ بلاذری، بلاذری، ج۱، ص۲۷۰
  8. عروة بن زبیر، صص۱۴۲-۱۴۳؛ ابن هشام، ج۱، صص۶۳۵ -۶۳۶، ۷۱۰-۷۱۱؛ واقدی، ج۱، صص۸۹ -۹۱
  9. ابن ابی الحدید، ج۱۳، ص۲۹۳
  10. ابن سعد، ۳ (۱) /۱۰۸
  11. ابن شبه، ج۱، ص۳۰۳
  12. بلاذری، فتوح، ص۹۴
  13. طبری، تاریخ، ج۱، ص۲۰۹۵
  14. طبری، تاریخ ج۱، صص۲۳۹۲-۲۳۹۳
  15. یعقوبی، ۲/۱۲۹
  16. بلاذری، فتوح، ص۲۶۹؛ طبری، تاریخ ج۱، صص۲۶۳۷، ۲۶۴۵-۲۶۴۷
  17. بلاذری، انساب، ج۱، ص۱۶۸
  18. ابن شبه، ج۳، ص۹۵۷؛ بلاذری، انساب، ج۵، ص۲۳
  19. بلاذری، فتوح، ص۲۷۳
  20. طبری، تاریخ، ج۱، صص۲۸۱۱-۲۸۱۳
  21. ر.ک:بلاذری، انساب، ج۵، صص۳۰-۳۱، به نقل از ابومخنف؛ ابن عبدربه، ج۴، صص۳۰۶- ۳۰۷
  22. ابن شبه، ج۳، ص۱۰۴۹؛ ابن عبدالبر، ج۳، ص۹۳۳؛ ابن اثیر، اسد، ج۳، ص۲۶۰؛ ابن حجر، الاصابة، ج۴، ص۱۳۰
  23. بلاذری، انساب، ج۵، صص۳۶-۳۷؛ سیدمرتضی، ج۴، صص۲۸۱-۲۸۲
  24. بلاذری، انساب، ج۵، ص۳۷
  25. طبری، تاریخ، ج۱، ص۲۸۹۴؛ ابن عساکر، ج۳۹، صص۱۳۴- ۱۳۹
  26. بلاذری، فتوح، ص۴۶۱
  27. سید مرتضی، ج۴، ص۲۸۳؛ ر.ک: ابن هشام، ج۲، ص۵۲۴؛ واقدی، ج۲، ص۱۰۰۲؛ خلیفة بن خیاط، ج۱، ص۱۷۷؛ طبری، تاریخ، ج۱، صص۲۸۹۵-۲۸۹۶
  28. الاستیعاب،۱۴۱۲ق، ج۳،ص۹۹۴
  29. ابن اسحاق، ص۱۸۶؛ بلاذری، ج۱، ص۱۶۲
  30. بخاری، ج۳، ص۲۲۸؛ مسلم، ج۴، ص۱۹۱۲؛ نسائی، ج۸، ص۱۳۴
  31. بخاری، ج۲، ص۳۰۷؛ مسلم، ج۴، صص۱۹۱۳-۱۹۱۴؛ ترمذی، ج۵، ص۶۷۴
  32. ابن ابی داوود، ص۵۵
  33. ر.ک:ابن ابی داوود، صص۱۳-۱۴؛ ابن مجاهد، صص۶۶ -۶۷؛ ابن جزری، ج۱، ص۴۵۸
  34. ابن مجاهد، ص۶۷
  35. ر.ک:ابوعمرودانی، صص۹-۱۰؛ ابن جزری، ج۱، ص۴۵۹
  36. ر.ک:بسوی، ج۲، ص۵۳۸؛ «‌المبانی »، صص۳۵-۳۶؛ ابونعیم، ج۱، ص۱۲۴
  37. ر.ک:ابن سعد، ۲ (۲) / ۱۰۵؛ ابن ابی داوود، صص۱۳- ۱۸
  38. ابن ابی داوود، ص۱۸؛ «‌المبانی »، ص۹۵؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۲
  39. ر.ک:مسلم، ج۴، ص۱۹۱۳؛ ابن ابی داوود، ص۱۴
  40. طبری، تفسیر، جاهای مختلف؛ طوسی، التبیان، ج۱ف ص۵۸، جاهای مختلف؛ زمخشری، ج۱، صص۳۸، جاهای مختلف
  41. ابن کثیر، ج۱، ص۴
  42. نووی، ۱ (۱) /۲۸۸
  43. ر.ک:ابن حجر، تهذیب، ج۶، ص۲۷
  44. ر.ک: نووی، ۱ (۱) /۲۸۸؛ ابن حجر، تهذیب، ج۶، صص۲۷- ۲۸
  45. حاکم نیشابوری، جاهای مختلف؛ ر.ک: مرعشلی، ۵۶۴ - ۵۶۵؛ مقدسی، یوسف، ۴۱۳، فهرست
  46. ر.ک:ابوداوود، ج۴، ص۱۰۶؛ ترمذی، ج۴، ص۵۰۵؛ ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۶؛ احمد بن حنبل، ح۱، صص۳۷۶، ۳۷۷، ۴۳۰، ۴۴۸؛ طبرانی، ج۱۰، حدیثهای شماره ۱۰۲۱۳-۱۰۲۳۰؛ طوسی، الغیبة، صص۱۱۲-۱۱۳
  47. ر.ک:ابن سعد، ۲ (۲) /۱۰۵؛ خطیب، تاریخ، ج۱، س۱۴۷؛ حاکم نیشابوری، ج۳، ص۳۱۵؛ ابواسحاق شیرازی، صص۴۳-۴۴
  48. ابن حزم، ج۵، ص۸۹
  49. ابن قیم، ج۱، ص۲۰
  50. ر.ک:ابن قتیبه، ص۲۱؛ ابن قیم، ج۱، ص۶۳
  51. ر.ک:دارمی، ج۱، صص۴۶ به بعد
  52. ر.ک:خوارزمی، ج۲، ص۴۲۵؛ مقدسی، محمد، ص۱۲۷
  53. ر.ک:الخراج ص۱۹۳، فهرست
  54. شاخت، ص۲۳۱-۲۳۳
  55. ر.ک:بخاری، ج۲، ص۳۰۷؛ مسلم، ج۴، صص۱۹۱۰- ۱۹۱۴؛ ترمذی، ج۵۴، صص۶۷۲ -۶۷۴؛ ابن ماجه، ج۱، ص۴۹؛ حاکم نیشابوری، ج۳، صص۳۱۲-۳۲۰
  56. حاکم نیشابوری، ج۳، صص۳۱۶- ۳۱۷
  57. ر.ک: شهرستانی، ج۱، ص۵۹؛ اسکافی، ص۲۲، جاهای مختلف؛ ابوالقاسم کوفی،ص ۶۱؛ سید مرتضی، ج۴، صص۲۷۹-۲۸۶؛ الایضاح، صص۲۶- ۲۸؛ شماخی، ج۱، صص۳۴، ۳۷
  58. ر.ک:اشعری، ص۱۰۵
  59. ر.ک:طوسی، اختیار، ص۳۸
  60. ر.ک:ابن بابویه، الخصال، صص۴۶۶- ۴۶۸، کمال الدین، صص۲۷۰-۲۷۱، ۲۷۹؛ نعمانی، صص۶۳، ۷۴- ۷۵؛ خزاز، صص۲۳-۲۷
  61. ر.ک:استرآبادی، ج۲، صص۶۱۰ -۶۱۲
  62. ر.ک:کندی، ج۱، ص۶۴؛ ابن سلام، صص۷۵-۷۶
  63. ر.ک:درجینی، ج۱، ص۴۷؛ ۲ EI، ذیل «‌اباضیه‌»

منابع

  • ابن آدم، یحیی، الخراج، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ۱۳۴۷ق / ۱۹۲۸م.
  • ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸-۱۳۸۴ق.
  • ابن ابی داوود، عبدالله، المصاحف، قاهره، ۱۳۵۵ق /۱۹۳۶م.
  • ابن اثیر، علی، اسد الغابة، قاهره، ۱۲۸۰ق.
  • ابن اثیر، الکامل؛ ابن اسحاق، محمد، السیر و المغازی، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۳۹۸ق /۱۹۷۸م.
  • ابن بابویه، محمد، الخصال، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ۱۴۰۳ق /۱۳۶۲ش.
  • ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، نجف، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۰م.
  • ابن بابویه، کمال الدین، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۰ق.
  • ابن جزری، محمد، غایة النهایة، به کوشش گ. برگشترسر، قاهره، ۱۳۵۱ق /۱۹۳۲م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ۱۳۲۸ق.
  • ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۶ق.
  • ابن حزم، علی، الاحکام فی اصول الاحکام، بیروت، ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
  • ابن خالویه، حسین، مختصر فی شواذ القرآن، به کوشش گ. برگشترسر، قاهره، ۱۹۳۴م.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبیر، به کوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ۱۹۰۴- ۱۹۱۸م.
  • ابن سلاّم اباضی، بدءالاسلام، به کوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
  • ابن شبه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد شلتوت، حجاز، ۱۳۹۹ق /۱۹۷۹م.
  • ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق /۱۹۶۰م.
  • ابن عبدالبر، أبو عمر یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر (م ۴۶۳)،الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت،‌دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲.
  • ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ۱۹۴۰-۱۹۵۳م.
  • ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش سکینه شهابی، دمشق، ۱۴۰۶ق / ۱۹۸۶م.
  • ابن قتیبه، عبدالله، تأویل مختلف الحدیث، به کوشش محمد زهری نجار، بیروت، دارالجلیل؛ ابن قیم جوزیه، محمد، اعلام الموقعین، به کوشش طه عبدالرئوف سعد، بیروت، ۱۹۷۳م.
  • ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر، بولاق، ۱۳۰۰ق.
  • ابن ماجه، محمد، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۹۵۲-۱۹۵۳م.
  • ابن مجاهد، احمد، السبعة فی القراءات، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ۱۳۷۲ق.
  • ابن مهران، احمد، المبسوط، به کوشش سبیع حمزه حاکمی، دمشق، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۶م.
  • ابن ندیم، الفهرست؛ ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ق /۱۹۵۵م.
  • ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، طبقات الفقهاء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
  • ابوداوود، سلیمان، سنن، به کوشش محمد محیی الدین، عبدالحمید، قاهره، داراحیاء السنة النبویة؛ ابوعمرودانی، عثمان، التیسیر، به کوشش اوتوپرتسل، استانبول، ۱۹۳۰م.
  • ابوالقاسم کوفی، علی، الاستغاثة، قم، دارالکتب العلمیة؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، قاهره، ۱۳۵۱ق /۱۹۳۲م.
  • احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ق.
  • ارنؤوط، شعیب و حسین اسد، حاشیه بر سیراعلام النبلاء ذهبی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • استرآبادی، علی، تأویل الا¸یات الظاهرة، به کوشش محمد باقر موحد ابطحی، قم، ۱۳۶۶ش.
  • اسفراینی، طاهر، التبصیر فی الدین، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • اسکافی، محمد، المعیار و الموازنة، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۱م.
  • اشعری، علی، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، ویسبادن، ۱۴۰۰ق /۱۹۸۰م.
  • الایضاح، منسوب به فضل بن شاذان، بیروت، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م.
  • بخاری، محمد، صحیح، بولاق، ۱۳۱۵ق؛ بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاءعمری، بغداد، ۱۹۷۵م.
  • بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق، به کوشش محمد زاهد کوثری، قاهره، ۱۳۶۷ق /۱۹۴۸م.
  • بیهقی، احمد، السنن الکبری، حیدرآباد دکن، ۱۳۴۴ق.
  • بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۱، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹م.
  • بلاذری، همان، ج۵، به کوشش گویتین، بیت المقدس، ۱۹۳۶م؛ همو، فتوح البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۶۶م.
  • ترمذی، محمد، سنن، به کوشش ابراهیم عطوة عوض، قاهره، ۱۳۸۱ق.
  • جصّاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمد صادق قمحاوی، بیروت، ۱۴۰۵ق.
  • جلودی، عبدالعزیز، «‌ما نزل من القرآن »، به کوشش احمد پاکتچی، تراثنا، قم، ۱۴۱۲ق، شم ۲۴.
  • حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۴ق؛
  • خزاز، علی، کفایة الاثر، قم، ۱۴۰۱ق؛ خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ۱۳۴۹ق.
  • خزاز، تقیید العلم، به کوشش یوسف عش، داراحیاء السنة النبویة، ۱۹۷۴م.
  • خزاز، شرف اصحاب الحدیث، به کوشش محمد سعید خطیب اوغلی، آنکارا، ۱۹۷۱م.
  • خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م.
  • خوارزمی، محمد، جامع مسانید ابی حنیفة، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۲ق.
  • دارمی، عبدالله، سنن، دمشق، ۱۳۴۹ق؛ درجینی، احمد، طبقات المشایخ بالمغرب، به کوشش ابراهیم طلای، قسنطینه، ۱۳۹۴ق /۱۹۷۴م.
  • ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و اکرم بوشی، بیروت ۱۴۰۴ق /۱۹۸۶م.
  • رودانی، محمد، صلة الخلف، به کوشش محمد حجی، بیروت، ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
  • زمخشری، محمود، الکشاف، قاهره، ۱۳۶۶ق /۱۹۴۷م؛ سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ۱۳۸۵ق /۱۹۶۶م.
  • سرخسی، شمس الدین، المبسوط، به کوشش خلیل میس، بیوت، ۱۴۰۰ق /۱۹۸۰م.
  • سیاری، احمد، القراءات، نسخة خطی کتابخانة آیت الله مرعشی، شم ۵۲۲۲.
  • سید مرتضی، علی، الشافی فی الامامة، به کوشش عبدالزهراء حسینی، تهران، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
  • سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۸۷ق /۱۹۶۷م.
  • شماخی، احمد، السیر، به کوشش احمد سیایی، مسقط، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
  • شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به کوشش محمد بن فتح الله بدران، قاهره، ۱۳۷۵ق /۱۹۵۶م.
  • طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی عبدالحمید سلفی، بغداد، وزارة الاوقاف؛
  • طبری، تاریخ.
  • طبری، تفسیر.
  • طوسی، محمد، اختیار معرفة الرجال، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • طوسی، التبیان، نجف، ۱۳۷۶ق /۱۹۵۷م؛
  • طوسی، الغیبة، نجف، ۱۳۸۵ق؛ ظاهریه، خطی (حدیث)؛ عروة بن زبیر، مغازی رسول الله(ص)، به کوشش محمد مصطفی اعظمی، ریاض، ۱۴۰۱ق /۱۹۸۱م.
  • فراء، یحیی، معانی القرآن، به کوشش احد یوسف نجاتی و محمدعلی نجار، قاهره، ۱۹۷۲م.
  • فرات کوفی، تفسیر، نجف، ۱۳۵۴ق.
  • کلبی، هشام، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق /۱۹۸۶م.
  • کندی، محمد، بیان الشرع، به کوشش عبدالحفیظ شلبی، مسقط، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م.
  • «‌المبانی »،، مقدمتان فی علوم القرآن، به کوشش آرتور جفری، قاهره، ۱۹۵۴م.
  • مرعشلی، یوسف عبدالرحمان، فهرس احادیث المستدرک علی الصحیحین، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
  • مرغینانی، علی، «‌الهدایة »، همراه فتح القدیر، قاهره، ۱۳۱۹ق.
  • مزی، یوسف، تحفة الاشراف، بمبئی، ۱۳۹۶ق /۱۹۷۶م.
  • مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۹۵۵م.
  • مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۹۰۶م؛ مقدسی، یوسف، عقدالدرر، به کوشش عبدالفتاح محمدحلو، قاهره، ۱۳۹۹ق /۱۹۷۹م.
  • نسائی، احمد، سنن، قاهره، ۱۳۴۸ق؛ نعمانی، محمد، الغیبة، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • نووی، محیی الدین، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة.
  • واقدی، محمد، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶م.
  • یعقوبی، احمد، تاریخ، نجف، ۱۳۵۸ق.
  • Goldziher, I., Die Richtungen der islmischen Koranauslegung, Leiden, 1970.
  • N N ldeke, Th., Geschichte des Qorans, Leipzig, 1919; Schacht, J., the Origins of Muhammadan Juriprudence, Oxford, 1953.

پیوند به بیرون