مقاله قابل قبول
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
استناد ناقص
شناسه ارزیابی نشده

زبیر بن عوام

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
قبر زبیر در عراق.jpg
قبر زبیر بن عوام
مشخصات فردی
نام کامل زبیر بن عوام قرشی اسدی
کنیه ابوعبدالله
خویشاوندان سرشناس خدیجه بنت خویلد
شهادت در جنگ جمل
نحوه شهادت به دست عَمرو بن جُرموز
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن جزء نخستین گروندگان/ پس از ابوبکر
حضور در جنگ‌ها اکثر غزوات پیامبر(ص)
هجرت به حبشه و مدینه
دلیل شهرت حضور در جنگ جمل بر ضد امام علی (ع)
دیگر فعالیت‌ها مخالفت با شورای سقیفه و خلفای سه گانه
عضو شورای شش نفره و رأی به خلافت امام علی(ع)
مشارکت در قتل عثمان
از سران جنگ جمل علیه امام علی(ع)

زُبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه رسول خدا(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه همسر پیامبر(ص) که در ۸ یا ۱۵ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار پیامبر بود. پس از رحلت حضرت محمد(ص)، زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) دفاع و با عمر بن خطاب بحث‌های بسیاری کرد. او همچنین از شورای شش نفره منتخب خلیفه دوم بود که در آن شورا نیز به نفع حضرت علی(ع) رأی داد. وی در شورش و قتل عثمان نقش مؤثری داشت و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. اما در همان اوایل خلافت حضرت علی(ع) به همراهی طلحه و عایشه و برخی دیگر که به ناکثین شهرت یافتند، جنگ جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان داد و در همین جنگ به قتل رسید.

نسب

زبیر بن عوام با کنیه ابوعبدالله، برادرزاده خدیجه.[نیازمند منبع] پدرش عوّام (برادر حضرت خدیجه) در جنگ فجار کشته شد.[۱] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۲]

برخی آل زبیر را مصری‌تبار دانسته و انتساب ایشان به خاندان اصیل قریش را نمی‌پذیرند، این گروه به روایتی استناد می‌کنند که بر اساس آن خویلد بن اسد در سفر مصر، عوام را با خود به مکه آورد و در واقع عوام پسرخوانده اوست.[۳]

ازدواج با دختر ابوبکر

زبیر با اسماء دختر ابوبکر ازدواج کرد.[۴] این ازدواج را اولین ازدواج از طریق متعه دانسته‌اند.[۵] او پس از چندی اسماء را طلاق داد.[۶] گفته‌اند عبدالله پدرش را مجبور به طلاق کرد.[۷] برخی نیز گفته‌اند زبیر وی را به شدت زد و وی به پسرش عبدالله پناه برد و تا آخر عمر پیش وی ماند.[۸]

اسلام زبیر

منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعد از مسلمان شدن ابوبکر نوشته‌اند، بعضی گفته‌اند وی در آن هنگام ۸ ساله بوده است[۹] اما بعضی دیگر از مورخان وی را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.[۱۰] در گزارشی عنوان شده که وی با حضرت علی(ع) هم‌سن بوده است[۱۱] که در این صورت نمی‌تواند در سن هشت‌سالگی اسلام آورده باشد و به نظر همان ۱۵ سالگی درست می‌نماید.[نیازمند منبع]

زبیر را پنجمین یا ششمین گرونده به اسلام می‌دانند.[۱۲] از آنجا که نوه‌اش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن وی را گزارش کرده است[۱۳] بدین سبب احتمال اینکه درباره زمان اسلام آوردن او اغراق شده باشد، وجود دارد.[۱۴]

در زمان پیامبر

قبل از هجرت

اخبار زیادی درباره زبیر قبل از هجرت وجود ندارد جز اینکه وی جزء مهاجرین به حبشه به شمار آمده است.[۱۵] هنگامی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه در آنجا به سر می‌بردند شایع شد که قریش به اسلام گرویده‌اند، بدین جهت بعضی از مهاجرین از جمله زبیر به مکه بازگشتند.[۱۶]

پیمان برادری

یکی از اقداماتی که پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه، انجام داد برقراری عقد اخوت بین مسلمانان بود، در آن هنگام، بین زبیر و عبدالله بن مسعود پیمان برادری بسته شد.[۱۷] در روایتی دیگر، پیمان برادری میان زبیر و سَلَمَة بن سَلامَة بن وَقش یاد شده است.[۱۸]

حضور در غزوه‎ها

حضور زبیر در جنگ بدر،[۱۹] احد و فتح مکه گزارش شده است.[۲۰]

زبیر و خلفا

مخالفت با خلافت ابوبکر

پس از رحلت پیامبر(ص)، زبیر جزء مخالفین سقیفه بود و هنگامی که مهاجمان به خانه حضرت علی(ع) حمله کردند، زبیر شمیشیر کشیده و به آنان حمله کرد و گفت:

یا مَعشَرَ بَنی عَبدِالمُطلّب، أ یفعَلُ هذا بِعَلی وَ اَنتُم أحیاء؟ (ترجمه: ای فرزندان عبدالمطلب شما زنده باشید و با علی(ع) چنین برخوردی شود؟)

سپس شمشیر کشید و به آنان حمله کرد. خالد بن ولید از پشت سنگی به وی زد که منجر به افتادن شمشیرش شد. عمر شمشیر را برداشت و شکست.[۲۱]

زبیر داماد ابابکر یعنی همسر اسماء است.[۲۲] وی اسماء را طلاق داده و گویند این طلاق با اصرار فرزندش عبدالله بوده است.[۲۳]

بدگویی عمر از زبیر

اعضای شورای شش نفره

برای تعیین خلیفه سوم

امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبد الرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

رابطه زبیر با خلافت در زمان خلیفه دوم نیز چندان خوب نبود. شبی عمر با ابن عباس در حال گشت زنی در مدینه بود، وقتی سخن از زبیر به میان می‌آید وی گفت «وی مردی کم حوصله و رنگ به رنگ، در زمان رضایت، همچون مؤمن و به هنگام خشم، همچون کافر است، روزی انسان و روزی شیطان و اگر به خلافت برسد چه بسا که روز خود را به چانه زدن درباره یک مد جو صرف کند».[۲۴]

مشارکت در قتل عثمان

زبیر، در شورای شش نفره به عثمان رأی نداد و این حاکی از عدم همراهی وی با عثمان است. عثمان برای راضی نگه داشتن وی ۶۰۰/۰۰۰ درهم به وی داد[۲۵] ولی طولی نکشید که مردم را به کشتن عثمان تحریک نمود.[۲۶]

زبیر و خلافت حضرت علی(ع)

زبیر پسر عمه حضرت علی(ع) بود و رابطه وی با امام داری فراز و نشیب‌های زیادی است. وی از مدافعان حضرت علی(ع) در سقیفه بود، همچنین او از شهود وصیت حضرت زهرا(س) بوده[۲۷] و در هنگام دفن حضرت زهرا حضور داشت[۲۸] و در شورای شش نفره به حضرت علی رای داد.

پس از قتل عثمان، جمعیت زیادی که طلحه و زبیر نیز در میان آنان بودند، به خانه حضرت علی(ع) هجوم برده و گفتند ما آمده‌ایم تا با شما به خلافت بیعت کنیم. پس از اصرار زیاد، حضرت علی(ع) پذیرفت.[۲۹] زبیر در این واقعه به همراهی طلحه، بیعت مهاجران را تضمین کرد[۳۰] اما دیری نپایید که از نظر خود برگشت و به مخالفت با خلافت حضرت علی برخاست.[۳۱] زبیر به همراه طلحه وقتی شنید عایشه نیز در مکه نسبت به انتخاب حضرت علی(ع) به خلافت ناخشنود است، به بهانه عمره از مدینه بیرون آمدند.[نیازمند منبع]

امام علی(ع) هنگام خروج آنان فرمود: ایشان برای زیارت خانه خدا نمی‌روند، بلکه به قصد مکر و حیله و خیانت مسافرت می‌کنند.[۳۲]

زبیر، عایشه را نیز با خود همراه کرد و به قصد خروج علیه حضرت علی(ع) با تشکیل سپاهی عظیمی عازم بصره شد. آنان پس از مصادره اموال یمنیان که توسط یعلی بن منبه برای حضرت علی(ع) فرستاده می‌شد، به طور رسمی و علنی مخالفت خود را اظهار نمودند.[۳۳]

نقش زبیر در جنگ جمل

زبیر را می‌توان یکی از سه ضلع مثلث جنگ جمل دانست. وی در سال ۳۶ هجری قمری با همکاری طلحه، عایشه را نیز با خود همراه کرده و به بصره کشاند. آنان وارد بصره شده و عثمان بن حنیف استاندار حضرت علی(ع) را مورد ضرب و شتم قرار دادند.[۳۴] حضرت علی(ع) با سپاه، خود را به حوالی بصره رساند و پس از کش و قوس‌هایی جنگ به نفع حضرت علی(ع) تمام شد.[نیازمند منبع]

ملاقات زبیر و علی(ع) در صف نبرد

پس از رویارویی دو لشکر، حضرت علی(ع) زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو بین صفوف دو لشکر صورت گرفت. امام سفارش پیامبر نسبت به خود را به زبیر یادآوری کرد.[نیازمند منبع]

سفارش این بود که: پیامبر(ص) روزی در حضور حضرت علی(ع) به زبیر فرمود: آیا علی را دوست داری، زبیر گفت: چرا دوست نداشته باشم، پیامبر(ع) فرمود: چگونه‌ای وقتی ظالمانه با او بجنگی؟![۳۵]

زبیر پس از یادآوری این مطلب از اردوگاه کناره‌گیری کرد.[۳۶]

کشته شدن زبیر

پس از کناره‌گیری زبیر، عَمرو بن جُرموز، با چند تن از یارانش، به تعقیب او پرداخت و در جایی به نام وادی السِّباع او را غافلگیرانه کشت.[۳۷] وی سپس نزد حضرت علی رفت و به دربان گفت، برای قاتل زبیر اجازه ورود بگیر. حضرت فرمود: اجازه بده وارد شود و مژده آتش جهنم به او بده.[۳۸] پیامبر(ص) نیز درباره قاتل زبیر فرموده بود: جایگاه قاتل زبیر آتش است.[۳۹]

امام از کشته شدن زبیر اظهار ناخشنودی کرد و چون شمشیر وی را دید، با یادآوری دلیری‌های زبیر در جنگ‌های صدر اسلام فرمود: این شمشیر بار‌ها اندوه را از چهره رسول خدا زدود.[۴۰]

توبه زبیر

شاید از حدیث پیامبر(ص) و سخن حضرت علی(ع) نسبت به قاتل زبیر چنین تصور شود که زبیر توبه کرده است. یوسفی غروی توبه زبیر را نمی‌پذیرد و می‌گوید: توبه زبیر در صورتی درست بود که از امام زمان خویش پیروی می‌کرد و به علاوه خود را در خدمت او قرار می‌داد که البته پس از گفتگو با حضرت علی(ع) چنین نکرد و نمی‌توان گفت سخن حضرت امیر(ع) (و قبل از آن سخن رسول خدا(ص) مبنی بر بشارت دادن آتش به قاتل او نشانه قبولی توبه زبیر است، چرا که شاید بدین علت چنین بشارت داده شده که قاتل، بدون امر شرعی و اذن امام او را کشته است، خصوصا که قاتل بعدها جزء خوارج نهروان شد.[۴۱]

تصویری از بنای قبر زبیر بن عوام

پیدا شدن قبر

ابن جوزی حنبلی در تاریخ خود می‌نویسد: «در سال ۳۸۶ ه‍.ق اهالی بصره جنازه تازه مردی را با شمشیری در قبری یافتند و با این تصور که جنازه زبیر را یافته‌اند، بر روی قبر مسجد و گنبد و بارگاه ساختند و اموال زیادی را وقف آنجا کردند»[۴۲] ولی با توجه به این که عمرو بن جرموز سر و شمشیر زبیر را نزد امام علی (ع) برد، انتساب این قبر به زبیر قابل قبول نیست.[۴۳]

فرزندان

عبدالله بن زبیر

نوشتار اصلی: عبدالله بن زبیر

مشهورترین فرزند زبیر عبدالله است. عبدالله بن زبیر در اوایل هجرت متولد شد و نخستین فرزند مهاجران در مدینه بود. به هنگام تولد وی مسلمانان تکبیر گفتند. این تکبیر به دلیل جایگاه و شخصیت زبیر یا عبدالله نبود بلکه به جهت شایعه قطع نسل مسلمانان مهاجر با سحر یهودیان بود.[۴۴] عبدالله را اولین نوزادی دانسته‌اند که از طریق متعه متولد شد.[۴۵]

دیگر فرزندان

علمای انساب فرزندان زبیر به جزعبدالله را ۱۰ پسر و ۹ دختر گزارش کرده‌اند. اسامی دیگر فرزندان زبیر به شرح زیر می‌باشد.[نیازمند منبع] بر این اساس پسران او عبارتند از: عروه، منذر، عاصم، مهاجر، خالد، عمر، مصعب، حمزه، جعفر، و دختران او: خدیجه، ام حسن، عایشه، حبیبه، سوره، هند، رمله، عبیده، زینب.[نیازمند منبع]

دارایی

زبیر در دوران خلفای سه گانه دارایی زیادی جمع‌آوری کرد. گفته‌اند وی پس از خود یازده خانه در مدینه، دو خانه در بصره، یک خانه در کوفه و یک خانه در مصر به ارث گذاشت.[۴۶] نیز دارایی وی را پس از مرگش، هزار دینار، هزار اسب، هزار کنیز و غلام ذکر کرده‌اند.[۴۷]

پانویس

  1. ابن قتیبه دینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۲۱۹.
  2. مقدسی، البدء والتاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۵، ص۸۳.
  3. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۶۷.
  4. سمعانی، الأنساب، ۱۳۸۲ق، ج۱، ص۲۱۷.
  5. ابن عبد ربه، العقد الفرید، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۱۴؛ طحاوی حنفی، شرح معانی الاثار، ۱۳۹۹ق، ج۳، ص۲۴.
  6. نک: ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۵۳؛ ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، ص۱۷۳؛ ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، ص۹ و نیز ص۱۶-۱۸.
  7. اسدالغابه، ج۶، ص۱۰.
  8. اسدالغابه، ج۶، ص۱۰.
  9. مقدسی، البدءوالتاریخ، ج۵، ص۸۳.
  10. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۰؛ ابن اثیر، أسدالغابة، ج۲، ص۹۸.
  11. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۱.
  12. طبقات، ابن سعد، ج۳، ص۷۵.
  13. ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۵۰؛ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۵.
  14. فلاح زاده، «جایگاه ونقش آل زبیر در تاریخ اسلام»، ص۱۲۳.
  15. تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۱۵.
  16. تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۱۵.
  17. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۵.
  18. تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۴۲۳.
  19. سمعانی، الأنساب، ج۱، ص۲۱۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۷.
  20. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۷.
  21. الاختصاص، ص۱۸۶؛ الامامه والسیاسه، ج ۱، ص۲۸.
  22. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۷۸۱.
  23. الاصابه، ج۸، ص۱۳.
  24. یعقوبی، ج۲، ص۱۵۸.
  25. ابن سعد، طبقات کبری، ج ۳ص۷۹ .
  26. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه ج۱، ص۴۷؛ بلاذری، انساب الاشراف ج ۳، ص۵۶.
  27. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۴۴.
  28. فتال النیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۳۴۹.
  29. الجمل، مفید، ص۱۳۰ .
  30. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۷.
  31. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۹.
  32. شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۳۲.
  33. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۶۳.
  34. ابن عبدالبر، الاستیعاب،،ج۱، ص۳۶۶- ۳۶۹؛ ابن اثیر، اسدالغابة، ج۱، ص۲۵۱.
  35. تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۱۸، ص۴۰۹؛ بحار، ج۱۸، ص۱۲۳.
  36. بلاذری، انساب الاشراف، ج ۹، ص۴۳۰.
  37. طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۱۱.
  38. بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۴ .
  39. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۴۲۱.
  40. ابن سعد، طبقات کبری، ج۳، ص۷۸.
  41. عسکری وادقانی، صحابه پیامبراعظم، ج۵، ص۱۳۷.
  42. ابن جوزی، المنتظم فی تواریخ الملوک و الامم، ج ۱۴، ص۳۸۳.
  43. مفید، الجمل، مکتبة الداوری، ص ۲۰۵، پاورقی
  44. عسکری، الأوائل، ص۲۲۰.
  45. طحاوی، شرح معانی الاثار، ج۳، ص۲۴؛ عسکری،ازدواج موقت در اسلام، ۵۲ ۵۰ ؛ العقد الفرید، ج۴، ص۱۴ .
  46. صحیح بخاری، ج۴؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص۷۱۷.
  47. المسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۳.

منابع

  • ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، قم، مکتبة آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن ابی شیبه، عبدالله بن محمد، المصنف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اثیر الجزری، علی بن محمد،أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹ق.
  • ابن الجوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۲ق.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت،‌ دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، درالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • ابن عساکر، علی بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق،‌ دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۵ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت،‌دار الجیل، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲ق.
  • ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفرید،‌ بیروت، دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الثالثة، ۱۴۲۰ق.
  • ابن قتیبه الدینوری، عبد الله بن مسلم،الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰ق.
  • ابن قتیبه الدینوری، عبد الله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ط الثانیة، ۱۹۹۲.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶ق.
  • سمعانی، عبد الکریم بن محمد،الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الأولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲ق.
  • صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت،‌دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷ق.
  • طحاوی حنفی، أحمد بن محمد، شرح معانی الآثار، تحقیق محمد زهری النجار، ناشر‌ دار الکتب العلمیة، بیروت، الطبعةالأولی، ۱۳۹۹ق.
  • العسکری،ابو هلال،الأوائل،‌دار البشیر، طنطا، ۱۴۰۸ق.
  • عسکری وادقانی، عبدالرضا، دایره المعارف صحابه پیامبراعظم، به اشراف محمدهادی یوسفی غروی، قم، انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم، بهار۱۳۹۱.
  • فتال نیشابوری، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، دلیل ما، ۱۴۲۳ق.
  • فلاح زاده، احمد، جایگاه ونقش آل زبیر در تاریخ اسلام، فصلنامه تاریخ اسلام، سال یازدهم، شماره سوم و چهارم، پاییز و زمستان ۱۳۸۹، مسلسل ۴۴-۴۳.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار،‌ دار إحیاء التراث العربی، بیروت، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، قم، الموتمرالعالمی لالفیه الشیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الجمل، قم، مکتبة الداوری، بی تا.
  • مفید، محمد بن محمد، الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة، قم، الموتمرالعالمی لالفیه الشیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر،البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی تا.
  • مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب ومعادن الجوهر، قم،‌ دار الهجرة، الطبعة الثانیة، ۱۹۸۴م.