صفیه دختر عبدالمطلب

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
صفیه دختر عبدالمطلب
قبر عاتکه عمه پیامبر اسلام (ص).jpg
قبر صفیه، در بقیع در کنار مزار ام البنین (س) و عاتکه
مشخصات فردی
محل زندگی مکه
مهاجر/انصار مهاجر
نسب/قبیله بنی‌هاشم
خویشاوندان سرشناس پیامبر(ص)زبیر بن عوام
درگذشت ۲۰ق
مدفن بقیع
مشخصات دینی
زمان اسلام آوردن پس از برادرش حمزه و در ایام ورود پیامبر(ص) به خانه ارقم بن ابی ارقم
حضور در جنگ‌ها جنگ خندق، جنگ احد و جنگ خیبر
هجرت به حبشه و مدینه
دیگر فعالیت‌ها بیعت با پیامبر(ص)

صَفِیَّه دختر عبدالمطلب (۵۳ قبل از هجرت-۲۰ق.) عمّه پیامبر اسلام (ص) و مادر زبیر بن عوام که روایاتی نیز از پیامبر(ص) نقل کرده است. صفیه در برخی غزوات صدر اسلام به مجاهدان کمک می‌کرد و در غزوه خندق یکی از یهودیان را کشت. وی در سال ۲۰ هجری و در ایام خلافت عمر بن خطاب درگذشت و در بقیع دفن شد. بر قبر صفیه گنبد و بارگاهی در بقیع وجود داشت که به دست وهابیان ویران شد.

زندگی‌نامه

صفیه بنت عبدالمطلب در سال ۵۳ قبل از هجرت (تقریبا ۱۰ سال قبل از عام‎ الفیل) در مکه به دنیا آمد. پدر صفیه، عبدالمطلب (جد پدری پیامبر) و مادرش هالة بنت وهیب بن عبدمناف بن زهره بن کلاب بن مرّه (خاله پیامبر) است. وی ده برادر و شش خواهر داشت که حمزه، مقوم و حجل برادر مادری وی نیز بودند.[۱]

صفیه در عصر جاهلیت ابتدا با حارث بن حرب بن امیه و سپس با عوام بن خویلد ازدواج کرد؛[۲] عوام بن خویلد برادر خدیجه بود که در جنگ فجار به قتل رسید.[۳] صفیه از همسر اول خود دختری به نام صبقاء[۴] یا صفیا[۵] و از همسر دوم سه پسر به نام‌های زبیر و سائب و عبدالکعبه به دنیا آورد.[۶] برخی نقل کرده‎اند که همسر اول وی قبل از عوام بن خویلد، شخصی به نام عمیر بن وهب بن عبد بن قصی بوده است.[۷]

اسلام

تمام مورخین به اسلام آوردن وی اذعان دارند. گرچه درباره اسلام دیگر عمه‎های پیامبر(ص) اختلاف وجود دارد.[۸] منابع تاریخی درباره چگونگی اسلام آوردن صفیه سخنی نگفته‌اند. همین قدر می‌توان گفت که وی از مسلمانان نخستین است که در مکه اسلام آورد و اسلام آوردن وی بعد از برادرش حمزه و در ایام ورود پیامبر(ص) به خانه ارقم بن ابی ارقم بود[۹].

صفیه همراه گروهی از مسلمانان ابتدا به حبشه و سپس همراه پسرش زبیر به یثرب مهاجرت کرد.[۱۰] از صفیه سخنانی در نصیحت به برادرش ابولهب برای پذیرش دعوت حضرت محمد(ص) در منابع ذکر شده است.[۱۱]

جایگاه اجتماعی

صفیه بنت عبد المطلب از جمله زنانی است که با پیامبر(ص) بیعت کرده[۱۲] و از جمله راویان پیامبر(ص) به شمار می‎رود که روایاتی از ایشان نقل کرده است.[۱۳]

وی عهده‎دار برخی کارهای زنان بنی هاشم نیز بود. به طور مثال به نقل از صفیه آمده است که «وقتی امام حسین (ع)(ع) به دنیا آمد، من هم عهده‌دار کارهای ولادت آن کودک بودم»

همچنین وی غسل ام کلثوم دختر رسول خدا (ص) را به عهده گرفت.[۱۴]

و نیز نقل شده است که صفیه در زمان احتضار پیامبر اکرم(ص) بر بالین وی حاضر بود و پیامبر(ص) خطاب به صفیه و حضرت فاطمه زهرا(س) فرمود: «‌ای فاطمه! دختر رسول خدا! و ای صفیه، عمه رسول خدا! برای حساب و مسؤولیتی که در پیشگاه خداوند خواهید داشت، عمل صالح و خالصانه انجام دهید، زیرا من به جای شما در برابر پروردگار عالم پاسخگو نخواهم بود، و نمی‎توانم از شما دفاع کنم»[۱۵]

نیز بنابر نقل ابن قتیبه زبیر بن عوام به جهت اینکه مادرش از بنی هاشم بود، خود را بنی هاشم می‎دانست و با اینکه از بنی اسد بن عبدالعزی بود، خود را به تیره بنی‎هاشم از قریش خود را منتسب می‎کرد.[۱۶][یادداشت ۱]

همچنین عبدالله بن زبیر پس از مجادله لفظی که در نامه‎هایش با عبدالملک بن مروان داشت، از مادربزرگش، صفیه بنت عبدالمطلب، به عنوان یکی از پیرزنان بهشتی نام برده و به این جهت تفاخر کرده است.[۱۷]

حضور در غزوات

بنابر نقل منابع تاریخی صفیه در سوم شوّال سال سوم هجرت در غزوه احد شرکت داشت و پس از آنکه مسلمانان جبهه را رها می‌کردند، صفیه با نیزه‎ای که به دست گرفته بود، جلو افراد را می‌گرفت، و افرادی که رسول خدا(ص) را ترک می‎کردند، نکوهش می‎نمود.[نیازمند منبع]

همچنین پس از شهادت حمزه و مثله شدن جنازه‌اش توسط هند (همسر ابوسفیان) صفیه تصمیم گرفت بر سر جنازه برادرش حاضر شود و با دو لباسی که بر دست داشت، می‎خواست برادرش را کفن نماید.[۱۸] پیامبر(ص) به پسرش زبیر بن عوام دستور داد تا مادر را بازگرداند تا جنازه مثله شده برادر را نبیند. زبیر وقتی به مادرش صفیه گفت پیامبر(ص) دستور داده که شما به مدینه بازگردید، صفیه گفت: «چرا؟ به من گفتند حمزه مثله شده است، و این در راه خدا بوده است. از این رو بسیار راضی و تسلیم رضای اوییم. من بردبار و ان شاءاللّه خویشتندار خواهم بود». رسول الله(ص) از آنچه پیش آمده بود آگاه شد و به زبیر فرمود: «او را به حال خود بگذار» صفیه نزد جنازه حمزه آمد و برای او طلب آمرزش کرد. آنگاه پیامبر(ص) دستور داد تا حمزه دفن شود.[۱۹]

در غزوه خندق، صفیه عمه پیامبر(ص) به همراه گروهی از زنان، کودکان و نیز حسان بن ثابت شاعر معروف عصر پیامبر(ص) در قلعه فارع بودند. صفیه می‌گوید: مردی از یهود به ما نزدیک شد و پیرامون قلعه می‎گشت. رسول خدا و مسلمانان هم چنان گرفتار دشمن بودند که نمی‎توانستند به سوی ما بازنگرند، بدین جهت به حسان گفتم: من به خدا قسم، از این مرد یهودی ایمن نیستم، پس فرود آی و او را بکش. حسان گفت:‌ای دختر عبدالمطلب! خدای تو را بیامرزد، به خدا قسم تو خود می‎دانی که من اهل این کار نیستم. صفیه می‎گوید: چون حسان جواب مرا این طور داد، خود میان بستم و گرزی برداشتم و او را کشتم و چون از او فارغ گشتم، به سوی قلعه رفتم و گفتم:‌ای حسّان! اکنون فرود بیا و سلاح و جامه وی را بردار. حسان گفت:‌ای دختر عبدالمطلب! مرا به سلاح و جامه او نیازی نیست.[۲۰] برخی مورخین گفته‎اند که صفیه اولین زنی است که مردی از دشمنان پیامبر(ص) را کشته است.[۲۱] پیامبر(ص) پس از پایان غزوه احزاب و غزوه بنی قریظه برای صفیه و برخی دیگر از زنان که در این غزوه حضور داشتند، سهم فیء خاصی قرار داد.[۲۲]

همچنین وی به همراه برخی زنان در غزوه خیبر نیز حضور داشت[۲۳] و پیامبر(ص) سهمی از غنایم برای زنان حاضر قرار نداد و از فیء برای ایشان سهمی قرار داد.[۲۴]

اشعار

وی اشعاری درباره حفر چاه زمزم توسط خاندانش[۲۵]، رثای پدرش عبدالمطلب[۲۶]، برادرش حمزه پس از غزوه احد[۲۷]، برادرش زبیر بن عبد المطلب و پسرش سائب دارد. همچنین وی اشعاری را نیز در رثای پیامبر(ص) سروده است. مانند این شعر صفیه که حضرت فاطمه(س) آن شعر را نزد قبر پدرش می‎خواند:

قد کان بعدک أنباء و هَینَمة لو کنت شاهِدَها لم تکثر الخطب‏[۲۸]
إنّ یوما أتی علیک لیوم کوّرت شمسه و کان مضیئا[۲۹]

همچنین این اشعار را نیز در رثای پیامبر(ص) سروده است:

یا عین جودی بدمع منک منحدر و لا تملّی و بکی سید البشر
بکی رسول الله فقد هدت مصیبته جمیع قومی و أهل البدو و الحضر
و لا تملی بکاءک الدهر معولة علیه ما غرد القمری بالسحر
ألا یا رسول الله کنت رجائیا و کنت بنا برّا و لم تک جافیا
کان علی قلبی لذکر محمد و ما خفت من بعد النبی المکاویا
أفاطم حی الله رب محمد علی جدث أمسی بیثرب ثاویا
فدی لرسول الله نفسی و خالتی و أمّی و عمی قصرة و عیالیا
فلو أن رب الناس أبقاک بیننا سعدنا و لکنّ أمره کان ماضیا
علیک من الله السلام تحیة و أدخلت جنات من العدن راضیا[۳۰]

پس از پیامبر

جایگاه قبر صفیه بنت عبدالمطلب در قبرستان بقیع

درباره زندگی وی در عصر خلفای نخستین مطلب چندانی ذکر نشده است. جز اینکه عمر بن خطاب پس از تغییر نحوه تقسیم بیت المال بین مسلمین، برای صفیه به عنوان عمه پیامبر(ص) و از زنان بنی هاشم، ۶ هزار درهم مقرری تعیین کرد.

صفیه بن عبد المطلب در سال ۲۰ هجری و در ایام خلافت عمر بن خطاب وفات یافت و در بقیع دفن گردید.[۳۱] و اسماء بنت عمیس وی را غسل داد.[۳۲]

بقعه صفیه

نوشتار اصلی: بقعه های بقیع

یکی از قبور بقیع که بقعه‌ای نیز بر آن قرار گرفته، قبر صفیه دختر عبدالمطلب و عمه پیامبر(ص) است. این قبر تا نیمه دوم سده ۱۴ ه.ق بیرون از بقیع و در كوچه‌ای در بخش غربی آن قرار داشت.[۳۳]

زمین كنار این قبر از سوی عثمان بن عفان به مغیرة بن شعبه واگذار شد و مغیره در این زمین برای خود خانه‌ای ساخت.[۳۴]از این رو، قبر صفیه كنار دیوار این خانه قرار داشت. مطری از كوشش ناموفق معماران برای ساخت گنبد بر این بنا خبر می‌دهد.[۳۵]

سمهودی از بنایی بر قبر صفیه سخن گفته كه فاقد گنبد بوده است. سید اسماعیل مرندی در سفرنامه‌اش به سال ۱۲۵۵ ه.ق از وجود گنبدی بر بنای این قبر گزارش داده است.[۳۶] بر این اساس، باید ساخت گنبد را در فاصله قرن۱۰ تا ۱۳ ه.ق دانست؛ در سال۱۳۷۳ ه.ق شهرداری مدینه با برداشتن دیوارهای حائل میان بقیع و كوچه‌ای كه قبر صفیه در آن قرار داشت، این كوچه و زمین‌های مجاور آن را با مساحت ۳۴۹۴ متر مربع به بقیع پیوند داد.[۳۷]

پانویس

  1. ابن الاثیر الجزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۷۲
  2. ابن قتیبه الدینوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۱۲۸.
  3. مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبه الثقافه الدینیه، ج۵، ص۸۳
  4. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۱۹۴.
  5. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۱۱، ص۶۲۰.
  6. طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۱۱، ص۶۲۰؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‏۴، ص۱۸۷۳
  7. ابن حبیب البغدادی، المحبر، دار الآفاق الجدیدة، ص۶۳
  8. ابن کثیر الدمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۰۵
  9. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۲۸۴
  10. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۰۲؛ الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۱۲
  11. الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۱۹
  12. ابن حبیب البغدادی، المحبر، دار الآفاق الجدیدة، ص۴۰۶
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۵۱؛ ابن حجر العسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۲۱۴
  14. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۱؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۳، ص۱۲۴.
  15. مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۱۳۴؛ ج۱۴، ص۴۷۴؛ ابن کثیر الدمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۹
  16. ابن قتبیه الدینوری، الامامه و السیاسه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۸
  17. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۳۲
  18. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۱
  19. ابن هشام، السیره النبویه، دار المعرفه، ج۲، ص۹۷؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۹۰؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۸؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۷۰؛ بیهقی، دلائل النبوه، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۲۸۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۵۲۹؛ ابن الاثیر الجزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج‏۶، ص۱۷۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۶۷؛ الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۲۴؛ ابن کثیر الدمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۴۱و ۴۲
  20. ابن هشام، السیره النبویه، دار المعرفه، ج۲، ص۲۲۸؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۸۸؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۲، ص۵۷۷؛ ابن الاثیر الجزری، اسد الغابه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۸۴؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۳، ص۲۰۶؛ ابن کثیر الدمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۰۸؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۹۹۳م، ج۲، ص۲۹۲
  21. بیهقی، دلائل النبوه، ج۳، ص۴۴۳
  22. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۲۲؛ سبل الهدی، ج۵، ص۱۶
  23. السیره النبویه، ج۲، ص۳۳۴؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۶۸۵؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۱۱و عیون الاثر، ج۲، ص۱۷۷
  24. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۴؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۳۲۱
  25. معجم البلدان، ج۳، ص۱۴۹ و انساب‏ الاشراف، ج‏۱، ص۷۸
  26. ابن هشام، السیره النبویه، دار المعرفه، ج۱، ص۱۶۹
  27. ابن هشام، السیره النبویه، دار المعرفه، ج۲، ص۱۶۷؛ الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۳۹؛ ابن کثیر الدمشقی، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۹
  28. مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۰۴
  29. ابن حجر العسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج‏۸، ص۲۱۵
  30. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۵۹۴
  31. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۷۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۹۹۳م، ج۳، ص۲۲۱؛ ابن خیاط، تاریخ خلیفه، ۱۴۱۵ق، ص۸۳
  32. ابن حجر العسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۴۶۰
  33. نجمی، تاریخ حرم ائمه بقیع، ۱۳۸۶ش، ص۳۹۴.
  34. ابن شبه، تاریخ المدینة المنوره، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲۶-۱۲۷.
  35. مطری، التعریف بما آنست الهجره، ۱۴۲۶ق، ص۱۲۱.
  36. «توصیف مدینه»، ص۱۱۸.
  37. حافظ، فصول من تاریخ المدینة المنوره، ۱۴۱۷ق، ص۱۷۳.
  1. همچنین نقل است که ابن عباس در ماجرای جنگ جمل نزد زبیر آمد و وی را پسر صفیه بنت عبدالمطلب خطاب کرد و به وی گفت «آیا با علی بن ابی طالب (ع) بن عبدالمطلب می‎جنگی؟» الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۴۳۰.

منابع

  • «توصیف مدینه»، میقات حج (فصلنامه)، تهران، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، شماره ۵.
  • ابن الاثیر الجزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ه‍.ق/۱۹۸۹م.
  • ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن بن علی القرشی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، الطبعه الأولی، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • ابن حبیب البغدادی، المحبر، تحقیق ایلزة لیختن شتیتر، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، بی‌تا.
  • ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، الطبعة الأولی، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • ابن خیاط، ابوعمرو خلیفه بن خیاط لیثی عصفری، تاریخ خلیفه بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت، دار الکتب العلمیه، الطبعه الأولی، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • ابن سعد، محمد هاشمی بصری، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیه، الطبعه الأولی، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن سید الناس، ابو الفتح فتح الدین محمد بن محمد یعمری ربعی‏، عیون الأثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، تعلیق ابراهیم محمد رمضان، بیروت، دار القلم، الطبعة الأولی، ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م.
  • ابن شُبّه، تاریخ المدینة المنوره، به كوشش شلتوت، قم، دارالفكر، ۱۴۱۰ق.
  • ابن عبدالبر، ابوعمر یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، الطبعة الأولی، ۱۴۱۲ق / ۱۹۹۲م.
  • ابن قتیبه الدینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، الإمامه و السیاسه المعروف بتاریخ الخلفاء، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، الطبعه الأولی، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن قتیبه الدینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عُکاشه، القاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، الطبعه الثانیه، ۱۹۹۲م.
  • ابن کثیر الدمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق/ ۱۹۸۶م.
  • ابن هشام، عبدالملک الحمیری المعافری، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و ابراهیم الأبیاری و عبد الحفیظ شلبی، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • الشامی، محمد بن یوسف الصالحی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة، الطبعه الأولی، ۱۴۱۴ه‍.ق/۱۹۹۳م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، الطبعه الأولی، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
  • بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق عبد المعطی قلعجی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • حافظ، علی، فصول من تاریخ المدینة المنوره، جده، شركة المدینة المنوره، ۱۴۱۷ق.
  • ذهبی، ابوعبدالله شمس الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، الطبعه الثانیه، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۳م.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دار العلم للملایین، الطبعه الثامنه، ۱۹۸۹م.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، الطبعه الثانیه، ۱۹۶۷م.
  • مسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین بن علی، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • مطری، محمد، التعریف بما آنست الهجره، به كوشش الرحیلی، ریاض، دارالملك عبدالعزیز، ۱۴۲۶ق.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبه الثقافه الدینیه، بی تا.
  • مقریزی، تقی الدین احمد بن علی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دار الکتب العلمیة، الطبعة الأولی، ۱۴۲۰ق/۱۹۹۹م.
  • نجمی، محمد صادق، تاریخ حرم ائمه بقیع، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی، الطبعة الثالثة، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
  • یاقوت حموی، ابو عبد الله شهاب الدین، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، الطبعة الثانیة، ۱۹۹۵م.
  • یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب واضح الکاتب العباسی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‌تا.