مقاله قابل قبول
رده ناقص
استناد ناقص
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

مرجع تقلید

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مرجع تقلید، مجتهدی است که گروهی از شیعیان در مسائل فقهی بر اساس فتاوای او عمل می‌کنند و وجوهات شرعی را در اختیار او قرار می‌دهند. مرجعیت، بالاترین مقام مذهبی در بین شیعیان دوازده امامی است. این مقام، انتصابی نیست و معمولا شیعیان با پرس و جو از روحانیان و عالمان دینی، کسانی را که صاحب این صلاحیت باشند شناسایی می‌کنند. مهمترین شرط احراز این جایگاه، برتری علمی نسبت به سایر مجتهدان است. پیروان مرجع تقلید نیز مُقَلِّدان او خوانده می‌شوند. نظریات فقهی مراجع تقلید معمولاً در کتابی با نام رساله توضیح المسائل منتشر می‌‌شود.

با توجه به گستره جغرافیایی تشیع، در هر دوره معمولا چندین مجتهد عهده‌دار این منصب بوده‌اند و در موارد معدودی، فقط یک نفر در بین اکثریت شیعیان جهان به عنوان مرجع تقلید عام وجود داشته است. این افراد معمولا با عناوین احترام‌آمیزی همچون آیت الله العظمی و آیت الله نام‌ برده می‌شوند. بیشترین مراجع تقلید شیعه، ساکن عراق (نجف، کربلا،‌ سامرا) و ایران (قم،‌ مشهد،‌ اصفهان،‌ تهران) بوده‌اند.

از نامدارترین مراجع تقلید متأخر می‌توان به محمد حسن نجفی مشهور به صاحب جواهر، شیخ مرتضی انصاری، سید محمد حسن شیرازی (صاحب فتوای تحریم تنباکوآخوند خراسانی، سید حسین بروجردی،‌ سید محسن حکیم و سید روح الله خمینی (بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران) اشاره کرد.

مراجع تقلید شیعه معمولا دارای نفوذ فراوانی در بین مردم بوده‌اند و گاه نظریات آنان در حوزه‌ مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، تحرکاتی در بین پیروان آنان ایجاد کرده است. جنگ علیه روسیه،‌ قیام تنباکو، نهضت مشروطه در ایران،‌ انقلاب عشرین در عراق و انقلاب اسلامی ایران را می‌توان جزء مهمترین تاثیرات مراجع تقلید شیعه عنوان کرد.

مرجعیت

مرجعیت، مهمترین جایگاه مذهبی اجتماعی در جامعه شیعی است. مرجع تقلید مجتهدی است که تعدادی از شیعیان از او تقلید می‌کنند یعنی اعمال دینی خود را بر اساس نظریات فقهی (فتاوای) آن مجتهد انجام می‌دهند و معمولا وجوهات شرعی خود را به او یا نمایندگان او می‌پردازند. اینگونه پیروی کردن از یک عالم دینی، تقلید نامیده می‌شود.[۱]

نفوذ اجتماعی یک مرجع تقلید ناشی از تعداد مقلدان اوست. پرداخت حقوق شرعی به مراجع امکانات مالی در اختیار آن‌ها را نیز افزایش می‌دهد. مراجع تقلید می‌توانند از این اموال برای تبلیغات مذهبی، اداره حوزه‌های علمیه، رسیدگی به مستمندان و امور عام المنفعه استفاده کنند.

شرایط مرجعیت

مجتهدی می‌تواند مرجع تقلید باشد که که شرایط تقلید را داشته باشد. یعنی عمل کردن به نظریات فقهی او برای دیگران جایز باشد. رسیدن به این جایگاه وابسته به داشتن شرایطی است که مهم‌ترین آن‌ها برتری علمی نسبت به دیگر مجتهدان جامع الشرایط ، بهره‌مند بودن از شایستگی رفتاری (عدالت)، مرد بودن، بلوغ و عقل است.[۲]

انتخاب مرجع

مرجعیت یک مقام انتصابی نیست. کسی مرجع می‌شود که شیعیان او را به عنوان مرجع تقلید بپذیرند. در رساله‌های توضیح المسائل راه‌هایی برای شناخت مرجع تقلید معرفی شده است. این راه‌ها عبارتند از: علم شخصی، بینه شرعی( این که دو نفر کسی را به عنوان اعلم معرفی کنند)، شهرت به اعلمیت [۳] یا این که گروهی از عالمان شخصی را معرفی کنند و از سخن ایشان برای مقلد علم حاصل شود. [۴]

وظایف مراجع

مهم‌ترین کارکرد مرجعیت صدور فتوا برای مقلدان در امور دینی و مذهبی است. با این همه جایگاه مرجعیت منحصر در فتوا نیست. معمولا مراجع جزو اساتید معروف و مشهور حوزه‌های علمیه محسوب می‌شوند و همچنین حوزه‌های علمیه با نظارت آنان اداره می‌شود.

منابع مالی مرجعیت

نهاد مرجعیت از نظر مالی متکی بر وجوهات شرعی و نیز کمک‌های مردمی و نذورات شخصی است.

قدرت و نفوذ مراجع شیعه

مراجع تقلید شیعه معمولا در مقلدان و پیروان خود و بلکه سایر شیعیان نفوذ دارند و از همین طریق می‌توانند نظریات اجتماعی و سیاسی خود را در بین شیعیان تثبیت کنند. [۵] به عنوان نمونه: با فتوای سید محمد مجاهد گروه زیادی از شیعیان به جنگ علیه روسیه رفتند [۶] صدور فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی منجر به لغو امتیاز تنباکو در ایران شد[۷] و قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ش در ایران که در اعتراض به دستگیری آیت الله خمینی صورت گرفت. [۸]

به گفته محمد رشیدرضا عالم اهل سنت، هیچ یک از عالمان اهل سنت چه به تنهایی و چه گروهی، نفوذ کلمه مجتهدان شیعه به خصوص تحصیل‌کردگان حوزه نجف را ندارند. او در همین راستا تحریم انتخابات در عراق در زمان ملک فیصل و نیز تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی را مثال می‌زند. [۹] ساموئل بنجامین که فرستاده آمریکا به ایران بود در جایی گفته است مهم‌ترین مجتهد تهران هر چند برای رفت و آمد از قاطر استفاده می‌کند و یک خدمتکار بیشتر ندارد ولی با یک کلمه می‌تواند شاه را از سلطنت ساقط کند. [۱۰]

ادوار مرجعیت

فراز و فرود مرجعیت شیعه و جابجایی آن در مناطق مختلف تابع عوامل گوناگونی چون دخالت حکومت‌ها، علائق قومی، حوادث سیاسی، امکان ارتباطات و نیز قوت و ضعف حوزه‌های علمیه بوده است. در یک نگاه می‌توان تاریخ مرجعیت شیعه را در نه دوره دسته‌بندی کرد.

پیش از قرن ۱۳ ق

عنوان دوره زمانی مراجع شاخص حوزه علمیه
۱ پیش از دوران جدید غیبت صغرا تا سده ۱۳ ق شیعیان از افراد متعددی تقلید می‌کردند مناطق مختلف
۲ قبل از صاحب جواهر ۱۲۰۰ق تا ۱۲۶۶ق میرزای قمی، محمد حسن نجفی (صاحب جواهر) عراق
۳ از نجفی تا انصاری ۱۲۶۶ - ۱۲۸۱ق مرتضی انصاری عراق
۴ انصاری تا میرزای شیرازی ۱۲۸۱ – ۱۳۱۳ق سید محمد حسن شیرازی (میرازی شیرازی) عراق
۵ میرزای شیرازی تا سید یزدی ۱۳۱۲ – ۱۳۳۷ق آخوند خراسانی، سید یزدی عراق
۶ از سید یزدی تا ابوالحسن اصفهانی ۱۳۳۷ – ۱۳۶۵ ق عبدالکریم حائری، نائینی، اصفهانی عراق، ایران
۷ از اصفهانی تا بروجردی ۱۳۶۵ – ۱۳۸۰ ق سید حسین طباطبائی بروجردی ایران
۸ از بروجردی تا اراکی ۱۳۸۰ – ۱۴۱۳ ق حکیم، خوئی، امام خمینی، گلپایگانی عراق، ایران
۹ بعد از اراکی ۱۴۱۳ - بهجت، تبریزی، فاضل لنکرانی عراق،‌ ایران

رسول جعفریان عصر اخیر مرجعیت را با وحید بهبهانی آغاز می‌کند که البته بیشتر مرجعیت علمی است تا اداره شؤون شیعیان یعنی چنین نبود که اکثر شیعیان مقلد او باشند.[۱۱] پیش از این دوران شیعیان معمولا بر اساس فتاوای عالمان ساکن در منطقه سکونت خود عمل می‌کردند و می‌توان گفت مرجع شاخصی که اکثریت شیعیان جهان از او تقلید کنند وجود نداشته است.

آغاز مرجعیت با صاحب جواهر

به گفته برخی پژوهشگران نخستین دوره مرجعیت متنفذ و فراگیر در بین شیعیان متعلق به حوزه علمیه نجف است و با محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر(م ۱۲۶۶ق) آغاز می‌شود.[۱۲] او قضاوت بر اساس تقلید را جایز می‌دانست و شاگردان بسیاری در ایران داشت.[۱۳] که در واقع مروجان مرجعیت و فتاوای او محسوب می‌شدند.

بعد از صاحب جواهر نیز مرجعیت شیعه هم‌چنان در عراق و حوزه علمیه نجف مستقر بود و مجتهدانی چون شیخ مرتضی انصاری (م۱۲۸۱ق) که شاگرد صاحب جواهر بود و محمد حسن شیرازی (م۱۳۱۲ق) صاحب فتوای تحریم تنباکو مشهورترین و متنفذترین ایشان هستند.[۱۴]

نهضت مشروطه در ایران باعث دخالت صریح مراجع تقلید در مسائل سیاسی شد. آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی مراجع مهم این دوره هر دو ایرانی و ساکن نجف بودند و البته در موضوع مشروطیت در دو قطب مخالف هم بودند. خراسانی فتوای مشروطه را صادر کرد و یزدی با آن مخالفت کرد.

در سال ۱۳۳۷ق و سکونت عبدالکریم حائری یزدی در قم دوران جدید حیات حوزه علمیه قم شروع شد. این سال با درگذشت سید یزدی مصادف شد. با شکل‌گیری حوزه علمیه قم و درگذشت سید یزدی و شیخ الشریعه اصفهانی (۱۳۳۹ق) بخشی از مرجعیت شیعه به ایران و شخص حائری منتقل شد. سکونت سید حسین بروجردی در سال ۱۳۲۴ش (۱۳۶۳ق) در قم و فعالیت‌های او باعث رونق گرفتن این حوزه علمیه شد. بعد از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی(م ۱۳۲۵ش) که ساکن نجف بود بروجردی تا سال ۱۳۴۰ش، مرجع شاخص شیعیان به شمار می‌آمد. [۱۵]

مراجع تقلید شیعه بعد از بروجردی ۱۳۴۰ش تا اراکی ۱۳۷۳ش

پس از آیت الله بروجردی مرجعیت متمرکزی وجود نداشت و مراجع متعددی در ایران و عراق مورد توجه شیعیان بودند.[۱۶] هر چند در سالهای اولیه این دوران سید محسن حکیم(م ۱۳۹۰ق) که ساکن نجف بود بیش از دیگران مورد اقبال بود.[۱۷] در اواخر این دوران ۳۳ ساله سید روح الله خمینی (م ۱۴۰۹ق) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مقبول‌ترین مرجع ساکن ایران و سید ابوالقاسم خوئی متنفذترین مرجع ساکن نجف محسوب می‌شد.

پس از درگذشت سید ابوالقاسم خوئی در ۱۴۱۳ق (۱۳۷۰ش) در فاصله‌ای سه ساله مرجعیت فراگیر شیعه در حوزه علمیه قم متمرکز بود. دلیل این وضعیت را می‌توان درگذشت مراجع نجف، اخراج بسیاری از تحصیل‌کردگان ایرانی از نجف و محدودیت‌های اعمال شده از سوی حزب حاکم بعث در عراق دانست. مهاجرت اجباری ایرانیان ساکن نجف باعث سکونت بسیاری از آنان در قم و ضعیف شدن حوزه علمیه نجف شد . سید محمد رضا گلپایگانی و محمد علی اراکی دو مرجع تقلید مشهور این دوره نه چندان طولانی بودند.

دوره متاخر مرجعیت با درگذشت محمد علی اراکی در سال ۱۳۷۳ش (۱۴۱۵ق) آغاز شده است. در این دوره مراجع تقلید متعددی در ایران، عراق، لبنان و پاکستان عهده‌دار این مسئولیت شده‌اند.

مرجعیت در عراق

مرجعیت به شکل متمرکز در قرن ۱۳ قمری از حوزه علمیه نجف و با صاحب جواهر و شیخ انصاری آغاز شد. و از آن تاریخ همیشه در عراق و به ویژه در نجف مراجع تقلید شیعه حضور داشته‌اند. علاوه بر نجف گاه در کربلا نیز افرادی مورد مراجعه شیعیان بوده و به عنوان مرجع تقلید شناخته می‌شدند. در دوران میرزای شیرازی مرجعیت شیعه به سامرا منتقل شد. آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی، در سال‌های ۱۳۶۵-۱۳۸۰ق مرجعیت بیشتر در اختیار آیت الله بروجردی و در قم بود ولی همزمان سید محسن حکیم(م ۱۳۴۹ش) و سید محمود حسینی شاهرودی(م ۱۳۵۳ش) مورد مراجعه گروهی از شیعیان بودند. با درگذشت آيت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ش حکیم و شاهرودی و سید ابوالقاسم خوئی(م ۱۳۷۰ش) عهده‌دار مرجعیت در حوزه نجف شدند. فاصله زیاد بین درگذشت شاهرودی و خوئی باعث شد سید ابوالقاسم خوئی به یکی از متنفذ‌ترین مراجع تقلید شیعه تبدیل شود. در سال‌های ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷ش آیت الله سید روح الله خمینی نیز از ایران به عراق تبعید شده و ساکن نجف بود.

در سال‌های دهه ۱۳۵۰ش حکومت عراق بسیاری از ایرانیان ساکن عراق را اخراج کرد و همین عامل سبب ورود گروهی از اساتید و طلاب حوزه نجف به ایران به ویژه حوزه علمیه قم شد. (رک:معاودین). این حرکت به همراه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و نیز سخت‌گیری‌های حکومت بعثی بر حوزه نجف آينده مرجعیت را تحت تاثیر قرار داد و به مرور نقش ایران در مرجعیت پررنگ‌تر شد.

پس از انتفاضه شعبانیه حکومت عراق سخت‌گیری‌های بیشتری بر حوزه‌ نجف اعمال کرد. در سال‌های نخست بعد از درگذشت خوئی و نیز محمد علی اراکی، دو تن از شاگردان خوئی (علی غروی تبریزی و مرتضی بروجردی) که به عنوان مرجع مطرح بودند هدف ترور قرار گرفته و کشته شدند. مدتی بعد نیز سید محمد صدر که از شاگردان سید محمد باقر صدر بود و مرجعیت او مورد قبول گروهی از شیعیان قرار گرفته بود کشته شد. این ترورها و فشارها عملا حوزه علمیه نجف را در انزوا قرار داد. با این حال هم‌چنان بخشی از مرجعیت شیعه در حوزه نجف باقی ماند.

پس از سقوط رژیم بعث

بعد جنگ دوم خلیج فارس در سال ۲۰۰۰ م، نظام حاکم بر عراق تغییر کرد. در این دوران حوزه علمیه نجف از فشار خارج شد و طلاب از مناطق دیگر برای تحصیل به نجف رفتند. گروهی از استادان نیز که سال‌ها بود از عراق رانده شده بودن به عراق بازگشتند. یکی از متنفذترین مراجع شیعه در نجف سید علی حسینی سیستانی است که شاگرد خوئی بوده است.

مرجعیت در ایران

شکل‌‌گیری حوزه علمیه قم

حوزه علمیه قم در دوران متاخر خود با ورود و سکونت عبدالکریم حائری یزدی در سال ۱۳۴۰ق شکل گرفت. با ورود او به قم بخشی از مرجعیت شیعه به ایران منتقل شد. او تا سال ۱۳۱۵ ش زنده بود. بعد از او سه تن از مدرسان و بزرگان حوزه قم به نام‌های سید صدرالدین صدر، سید محمد تقی خوانساری و سید محمد حجت اداره حوزه را بر عهده گرفتند. هیچ یک از این سه تن مرجعیت فراگیری نداشتند. در این دوران مرجعیت عمده در حوزه علمیه نجف و بر عهده سید ابوالحسن اصفهانی(م ۱۳۶۵ق) بود. [۱۸]

با پیگیری و دعوت گروهی از علمای حوزه علمیه قم در سال ۱۳۶۴ ق سید حسین طباطبائی بروجردی که از شاگردان آخوند خراسانی بود به قم آمد. او بعد از اصفهانی تا سال ۱۳۴۰ش مرجعیت بسیار گسترده‌ای داشت و می‌توان گفت در اواخر عمر او مرجع متنفذ دیگری به جز او در عراق یا ایران وجود نداشت. [۱۹]

تصویر صفحه اول روزنامه اطلاعات و اعلام مرجعیت بعد از درگذشت آیت الله محمدعلی اراکی

حضور بروجردی حوزه علمیه قم را رونق داده بود.پس از درگذشت او چند نفر در ایران و عراق به عنوان مرجع تقلید مطرح شدند. در ایران به جز آیت الله میلانی که ساکن مشهد بود سایر مراجع جزو مجتهدان حوزه علمیه قم بودند. مشهورترین ایشان عبارت بودند از: سید احمد خوانساری (م ۱۳۶۴ش)، سید کاظم شریعتمداری (م ۱۳۶۵ش)، سید روح الله خمینی‌ (م ۱۳۶۸ ش)، سید شهاب الدین مرعشی نجفی (م ۱۳۶۹ش) و سید محمد رضا گلپایگانی (م ۱۳۷۲ش). [۲۰] روزنامه کیهان دو روز بعد از درگذشت آیت الله بروجردی در گزارشی از اوضاع مرجعیت اسامی برخی از مجتهدان شیعه که احتمال مرجعیت آنان می‌رفت منتشر کرد. [۲۱]

در سال ۱۳۷۳ش محمد علی اراکی آخرین بازمانده از شاگردان عبدالکریم حائری نیز درگذشت. از این پس افراد متعددی که بیشتر آن‌ها شاگردان بروجردی و خوئی بودند به عنوان مرجع تقلید مطرح شدند. و هر چند برخی از آن‌ها مقلدان بیشتری دارند ولی هیچ یک مرجعیت فراگیر جهانی ندارند. مشهورترین مراجع زنده در (اردیبهشت ۱۳۹۴ ش) عبارتند از: حسین وحید خراسانی، لطف الله صافی گلپایگانی، سید موسی شبیری زنجانی،سید علی خامنه‌ای و ناصر مکارم شیرازی در ایران و سید علی سیستانی در عراق.

پانویس

  1. ر.ک: طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴؛ رحمان ستایش، «تقلید»، ص۷۸۹.
  2. طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۶-۲۷، مسئله ۲۲.
  3. طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۴-۲۵
  4. خمینی، توضیح المسائل، ص۱۲، مسئله۳
  5. رک: نقیب‌زاده و امانی، نقش روحانیت شیعه در پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲ش، ص۸۱-۸۲
  6. نقیب‌زاده و امانی، نقش روحانیت شیعه در پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲ش، ص۹۹-۱۰۰
  7. نقیب‌زاده و امانی، نقش روحانیت شیعه در پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۲
  8. نقیب‌زاده و امانی، نقش روحانیت شیعه در پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۳
  9. رشید رضا،الخلافة او الامامة العظمی، ۱۹۹۶م، ص۹۰
  10. آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ۱۳۹۲ش، ص۴۱
  11. جعفریان، تشیع در عراق مرجعیت و ایران، ۱۳۸۶ش، ص۵۸
  12. حائری، تشیع و مشروطیت در ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸۲
  13. جعفریان، تشیع در عراق مرجعیت و ایران، ۱۳۸۶ش، ص۵۹
  14. حائری، تشیع و مشروطیت در ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸۲-۸۳
  15. جعفریان، تشیع در عراق مرجعیت و ایران، ۱۳۸۶ش، ص۷۹
  16. قربانی، تاریخ تقلید در شیعه، ۱۳۹۴ش، ص۳۷۳
  17. جعفریان، تشیع در عراق مرجعیت و ایران، ۱۳۸۶ش، ص۸۱
  18. حائری، تشیع و مشروطیت در ایران، ۱۳۸۷ش، ص۸۴
  19. قربانی، تاریخ تقلید در شیعه، ۱۳۹۴ش، ص۳۷۳
  20. رک: جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌ها، ص۲۸۱
  21. روحانی، نهضت امام خمینی، ۱۳۸۶ش، ص۷۷ و ص۱۲۳۸ سند شماره ۱۱

منابع

  • آبراهامیان، یرواند، تاریخ ایران مدرن، ترجمه: محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، ۱۳۹۲ش.
  • جعفریان، رسول، تشیع در عراق مرجعیت و ایران، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۸۶ش.
  • جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی در ایران، تهران، نشر علم، چاپ سیزدهم، زمستان ۱۳۸۹ش.
  • خمینی (امام)، سید روح الله، توضیح المسائل، تهران، ۱۴۲۶ق.
  • رحمان‌ستایش، محمدکاظم، «تقلید»، مندرج در دانشنامه جهان اسلام، ج۷، تهران، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۲ش.
  • روحانی، سید حمید، نهضت امام خمینی (دفتر اول)، تهران، موسسه چاپ و نشر عروج، ۱۳۸۶ش.
  • حائری، عبدالهادی، تشیع و مشروطیت در ایران، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۷ش.
  • رشیدرضا، محمد، الخلافة او الامامة العظمی، در الدولة و الخلافة فی الخطاب العربی، دراسة و تقدیم: وجیه کوثرانی، بیروت، دارالطلیعة، ۱۹۹۶م.
  • طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • قربانی، محمدعلی، تاریخ تقلید در شیعه و سیر تحول آن، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۹۴ش.
  • نقیب‌زاده، سید احمد و امانی زوارم، وحید، نقش روحانیت شیعه در پیروزی انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲ش.