سادات حسنی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

سادات حسنی یا بنی الحسن شاخه‌ای از سادات که نَسَب آن به امام حسن مجتبی(ع) می‌رسد. این شاخه در طول تاریخ تحرکات سیاسی و اجتماعی بسیار و قیام‌هایی در سده دوم و سوم داشته و حکومت‌های متعددی در نقاط مختلف کشورهای اسلامی بر پا کرده‌ که برخی از آنها تاکنون پابرجاست. خاندان طباطبایی، مدرس، حکیم، شجریان و گلستانه از شاخه‌های سادات حسنی است.

تبارشناسی

از ۸ فرزند امام حسن (ع)[۱]۴ نفر در کودکی به شهادت رسیدند و ۴ نفر دیگر به نام‌های حسن مثنی، زید بن حسن، عمرو بن حسن و حسین اثرم دارای فرزند شدند. نسل حسین اثرم و عمرو از بین رفت و تنها نسل حسن مثنی و زید بن حسن باقی ماند.[۲] این شاخه، در برخی مناطق مانند حجاز، به شرفا مشهور است.[۳]

قیام‌ها

پس از شهادت امام حسین(ع)، زید بن علی و پسرش یحیی، رهبری قیام‌های علوی از سادات حسینی به سادات حسنی سرایت کرد و رفته رفته نقش رهبری سادات حسنی در قیام‌ها و برپایی حکومت‎های زیدیه نسبت به سادات حسینی پررنگ تر شد به گونه‎ای که قیام‌های علویان بیشتر به سادات حسنی شناخته می‎شد.

برخی از قیام‌های سادات حسنی عبارتند از:

حکومت‌ها

سادات حسنی در طی تاریخ اسلامی بر مناطق مختلفی حکومت کردند؛ ازجمله:

مکه

تا قرن سوم هجری والیان منسوب خلفا بر مکه و مدینه حکومت می‌کردند که غالبا از سادات نبودند اگر چه در مواردی نادر، سادات حسنی‌ ، مانند حسن بن زید ، از طرف خلیفه و‌ گاه قهرا و با قیام، مانند شهید فخ حکومت را در دست می‌گرفتند. اشراف حسنی، از حدود سال ۳۵۸ق. به صورت پایدار به ریاست و حکومت رسیدند و حکمرانی این شهر را به گونه موروثی نسل به نسل به یکدیگر سپردند.[۴]

آغازگر حکومت اشراف بر مکه، جعفر بن محمد بن حسن بن محمد بن موسی بن عبدالله بن موسی بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی(ع) (۳۵۷/۳۵۸ق.) است. [۵]

شرفا یا سادات، تا شورش آل سعود در دوران معاصر، بر مکه حجاز حکومت کردند. آخرین تن از آنان که حکومت را در دست داشت، شریف حسین بن علی بود[۶] که به دست عبدالعزیز اولین پادشاه آل سعود در سال ۱۳۴۴ق برکنار شد[۷] و حکومت هزار ساله سادات بر حجاز برچیده شد.

طبرستان

حکومت سادات حسنی در طبرستان از سال ۲۵۰ق توسط حسن بن زید شروع و تا سال ۳۱۶ق ادامه یافت.[۸] پس از وی برادرش محمد بن زید قدرت را در دست گرفت.[۹] حکومت حسنیان بعد از محمد بن زید به حسن اطروش رسید. البته وی از سادات حسینی بود ولی جانشین وی حسن بن قاسم شد که سیدی حسنی بود.[۱۰]

یمن

از سادات حسنی، یحیی بن حسین بن قاسم رسی معروف به امام هادی الی الحق [۱۱]در سال ۲۸۴ ه‍.ق. در صعده حکومت سادات را تاسیس کرد. این حکومت با شدت و ضعف و فراز و نشیب تا سال ۱۳۸۵ق ادامه یافت.[۱۲]

این حکومت هزارسال دوام آورد سرانجام با کودتای نظامیانی که تفکرات ناسیونالیسم عربی، تجدد خواهی، دمکراسی خواهی و جمهوری خواهی داشتند، حکومت امام زیدیه سرنگون شد.[۱۳]

مغرب

در سال ۱۷۰ ق حکومت دیگری از سادات حسنی در مغرب شکل گرفت که بنام بنیان گذار آن ادریس بن عبدالله بن حسن بن امام حسن مجتبی(ع)، ادریسیان گذاشته شد. وی که از بازماندگان قیام شهید فخ بود به مغرب گریخته [۱۴] و در آنجا پایه گزار حکومت ادریسیان میشود[۱۵] حکومت آنان تا سال ۳۶۳ق ادامه داشت، پس از وی دولت آل ادریس به کلی برافتاد.

بعدها شاخه‎ای از نسل عمربن‎ادریس، دولتی در مالَقَه (مالاگا) اندلس به نام بنی حمود را تأسیس کرد.[۱۶] امروزه در مراکش بسیاری از «‌شُرَفا‌» از بازماندگان ادریسیان هستند.

شاخه‌ها

خاندان طباطبایی

سادات طباطبایی به محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم الغمر نسب می‌رسانند.[نیازمند منبع]

شجریان

شجریان شاخه‌ای از سادات حسنی، از تبار عبدالرحمان شجری، بن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن مجتبی هستند. نسبت او به شجره جایی در نزدیکی مدینه می‌باشد.[نیازمند منبع]

وی ۵ فرزند به نامهای حسن، حسین، محمد، علی و جعفر داشت که حسن در ورانرود، محمد در ایران پشت آورند و بقیه در مدینه ماندند. فرزندان محمد در خراسان، گیلان، طبرستان (نقبای گیلان)، بنو ابی غیث در ری، بنی شهدانق در ری و قزوین، بنی کرکوره در ری و نازوکیان و شکیبایان در قم بودند. داعی صغیر در طبرستان از این تبار است. ال شجری در مصر و حله نیز دیده شده‌اند.[نیازمند منبع]

سادات گلستانه

سادات گلستانه شاخه‌ای از سادات حسنی هستند که در اصفهان زندگی می‌کنند،[نیازمند منبع]

سر دودمان ایشان ابوالفتوح محمد بن ابوالفضل حسین حسنی همدانی [۱۷] شریف و رئیس همدان (متوفی حدود ۴۵۵ق) و عباد بن ابوالحسین علی نوه صاحب بن عباد می‌باشد[۱۸] آنان در اصفهان در زمان ایلخانان صاحب منصب قضاوت شدند.

خاندان حکیم

شاخه ای از سادات حسنی که از قرن گذشته تا بحال منشاء اثرات و خدمات مذهبی، اجتماعی و سیاسی زیادی در عراق شدند. بزرگترین شخصیت این خاندان سید محسن طباطبائی حکیم بود که به مقام مرجعیت شیعه رسید.[۱۹]

جد این خاندان سید علی حکیم طبیب مخصوص شاه عباس صفوی بود که پس از عزیمت به نجف به اصرار مردم برای طبابت در آن شهر ماندگار شد.[۲۰] از آن زمان به بعد به حکیم مشهور شده و نسلش نیز به آل حکیم معروف شدند.[۲۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. المفید، الارشاد، ج۲، ص۱۶؛ أنساب ‏الأشراف، ج‏۳، ص۷۴.
  2. المجدی فی أنساب الطالبیین، ص۲۰۲.
  3. موسوعة مکة المکرمه، ج۲، ص۵۸۹.
  4. تاریخ مکه، ص۴۱۷
  5. اتعاظ الحنفاء، ج۱، ص۲۲۵؛ تاریخ مکه، ص۲۴۵
  6. بودجزیرة العرب، ص۱۵۰.
  7. جزیرة العرب، ص۲۶۴
  8. اسفندیار، همان، ص۲۲۸ ـ ۲۳۰؛ آملی، همان، ص۶۵ ـ ۶۶؛ مرعشی، همان، ص۱۲۹ ـ ۱۳۰؛ ابن تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره صفاریان و علویان، ص۱۳۱تا۱۵۲
  9. تاریخ تشیع۲، ص۱۲
  10. تاریخ تحولات.....ص ۱۴۹
  11. الافادةالزیدیة، ص۱۳۶؛ یزدانی، ص۸۲-۹۰
  12. موسوی نژاد، ص۹۲
  13. تفکرات شیعیان زیدی و تحولات اخیر یمن، موسوی نژاد، ماهنامه موعود، شماره۱۰۷
  14. طبری، ج۸ص ۱۹۸
  15. طبری، ج۸ص ۲۰۰؛ ابن‎تغری بردی، ج۲ص ۵۹
  16. مقری، ج۱، ص۲۱۴، ۴۳۰
  17. طبقات أعلام الشیعة، قرن هشتم، ۷۱
  18. عمدة الطالب، ص۶۶
  19. شمران عجلی، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۶؛ حسن علوی، ج۱، ص۳۵۱ـ۳۵۵،
  20. معجم رجال الفکر و الادب فی النجف ج۱، ص۴۲۱ـ۴۲۲؛ الامام محسن الحکیم، ج۱، ص۲۱ـ۲۲
  21. تاریخ النجف الاشرف، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۸


منابع

  • آذر، پروین ترکمنی، و پرگاری، صالح، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره صفاریان و علویان. انتشارات سمت تهران ۱۳۸۵ ش.
  • آملی، مولانا اولیاءالله، تاریخ رویان، تصحیح: عباس خلیلی، تهران، اقبال، ۱۳۱۳.
  • ابن اسفندیار، بهاءالدین، محمد بن حسن، تاریخ طبرستان، تصحیح: عباس اقبال، تهران، خاور، چاپ دوم، ۱۳۶۶.
  • ابن‎تغری بردی، یوسف، النجوم‎الزاهره، مصر، وزارة ‎الثقافه والارشادالقومی.
  • ابن صوفی نسابه‏، المجدی فی أنساب الطالبیین‏، کتابخانه ایه الله مرعشی نجفی‏، قم‏، ۱۴۲۲، چاپ دوم‏.
  • ابن منظور (م.۷۱۱ق)، لسان العرب، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
  • امینی، محمد هادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام، (نجف) ۱۴۱۳/۱۹۹۲.
  • جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران، نشر علم، خیابان انقلاب۱۳۸۶ ش.
  • حافظ وهبه، جزیرة العرب فی القرن العشرین، مکتبة الاسلامی؛ الحاوی للفتاوی:السیوطی (م.۹۱۱ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۴ق.
  • حقی، اسماعیل جارشلی، اشراف مکة المکرمه و امرائها فی العهد العثمانی، به کوشش خلیل علی مراد، بیروت، الدار العربیة للموسوعات، ۱۴۲۴ق.
  • رازی، احمد بن سهل، اخبار فخ و یحیی بن عبدالله، بی‌جا، بی‌تا.
  • سمعانی، أبو سعید عبد الکریم بن محمد بن منصور التمیمی (م ۵۶۲) الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الأولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲.
  • شمران عجلی، الخریطة السیاسیة للمعارضة العراقیة، لندن ۲۰۰۰.
  • طبری، محمدبن‎جریر، تاریخ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالسویدان، ۱۳۸۶ق.
  • قلقشندی (م.۸۲۱ش)، صبح الاعشی، به کوشش محمد حسین، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۷ق.
  • عدنان ابراهیم سراج، الامام محسن الحکیم: ۱۸۸۹ـ۱۹۷۰م، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
  • المکی، عبدالعزیز بن عمر بن فهد (م۹۲۰ق)، غایة المرام باخبار سلطنة البلد الحرام، به کوشش شلتوت، السعودیه، جامعة ام القری، ۱۴۰۹ق.
  • المؤیدی، مجدالدین بن محمد، التحف شرح الزلف.
  • السباعی احمد (م.۱۴۰۴ق)، تاریخ مکه از آغاز تا پایان دولت شرفای مکه، ترجمه جعفریان، تهران، مشعر، ۱۳۸۵ش.
  • مرعشی، سیدظهیرالدین، تاریخ طبرستان رویان و مازندران، به کوشش محمد تسبیحی، تهران، شرق، چاپ سوم، ۱۳۶۸.
  • مقری تلمسانی، احمدبن‎محمد، نفح‎الطیب، به کوشش اححسان عباس، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۸ق.
  • المقریزی، تقی الدین (م.۸۴۵ق)، اتعاظ الحنفاء باخبار الائمة الفاطمیین الخلفاء، به کوشش الشیال، قاهره، المجلس الاعلی للشئون الاسلامیه‍.
  • موسوی نژاد، علی، آشنایی با زیدیه، فصل نامه هفت آسمان، شماره ۱۱.
  • موسوی نژاد. تفکرات شیعیان زیدی و تحولات اخیر یمن، ماهنامه موعود، دیماه ۱۳۸۸ش، شماره۱۰۷.
  • هارونی، یحیی بن حسین؛ الافادة فی تاریخ ائمة الزیدیة، تحقیق محمد یحیی سالم عزان، یمن: دار الحکمة الیمانیه، الطبعة الاولی، ۱۴۱۷هـ ق/۱۹۹۶ م.
  • یمانی، احمد زکی، موسوعة مکة المکرمة و المدینة المنوره، مؤسسة الفرقان، ۱۴۲۹ق.
  • حرزالدین محمد حسین، تاریخ النجف الاشرف، هَذَّبه وزاد علیه عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم ۱۳۸۵ش.
  • علوی حسن، الشیعة و الدولة القومیة فی العراق: ۱۹۱۴ـ ۱۹۹۰، قم.