مصر

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
مصر
موقعیت مصر در جهان.png
اطلاعات عمومی
دین رسمی اسلام
جمعیت کل ۸۶,۸۹۵,۰۹۹
مساحت ۱۰۰۱۴۴۹ کیلومتر مربع
حکومت جمهوری
پایتخت قاهره
ادیان(درصد) ۹۰٪ مسلمان و ۱۰٪ مسیحی
آمار شیعیان
جمعیت حدود ۷۰۰ هزار تن
تاریخ تشیع
پیشینه وجود گرایش‌ها و جریان‌های شیعی از قرن نخست هجری
حکومت‌ها فاطمیان اسماعیلی مذهب (۲۹۷-۵۶۷)
احزاب و گروه‌های شیعی
فرق اسماعیلیدوازده امامی
مراکز شیعی
زیارتگاه‌ها رأس الحسین • مقام حضرت زینب(س) • مقبره سیده نفیسه • مقام سر زید بن علی
مؤسسات فرهنگی مجلس الاعلی لرعایه آل البیت • مرکز الامام علی(ع)
شخصیت‌های شیعی
مذهبی شیخ حسن شحاته • صالح الوردانی • محمد الدرینی • احمد راسم النفیس • سید طاهر الهاشمی

مصر کشوری مسلمان‌نشین در شمال شرق قاره آفریقا که گروه کمی از آنها شیعه هستند. شیعیان مصر در شهرهای مختلف پراکنده‌اند و درباره تعداد آنان آمار دقیقی در دست نیست. با این حال آماری که صحیح‌تر به نظر می‌رسد حاکی از حضور یک درصدی شیعیان در این کشور است.

پیشینه تشیع در کشور مصر طولانی و نقطه اوج آن تأسیس و تداوم ۲۵۰ ساله حکومت شیعی فاطمیان است. سابقه تاریخی تشیع در مصر و نیز عواملی مانند رواج مذهب شافعی و تصوف، از جمله عوامل گرایش مردم مصر به اهل بیت(ع) است. از این رو آیین‌هایی مانند زیارت مقبره‌های امامزادگان و سادات نزد مردم مصر رواج دارد.

شکل‌گیری نهضت تقریب مذاهب اسلامی در دهه‌های نخست قرن بیستم میلادی که به ایجاد ارتباط و مفاهمه بین علمای شیعه و مشایخ الازهر انجامید، اغلب همچون نقطه عطفی در حیات فرهنگی تشیع در مصر معاصر ارزیابی می‌شود. شیعیان مصر در دوران معاصر با تأسیس نهادهایی در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضوری فعال داشته‌اند. هر چند این فعالیت‌ها از دهه هشتاد میلادی با محدودیت‌ها و سختگیری‌های دولت مصر روبرو شده است. فعالیت‌های شیعیان همواره با مخالفت گروه‌های سلفی تندرو در مصر مواجه بوده که گاه به اعمال خشونت‌هایی علیه شیعیان انجامیده است.

مصر در قرآن

واژه مصر پنج بار در قرآن ذکر شده است[۱] و در هر پنج مورد به سرزمينی اشاره دارد که حضرت يوسف‌ از کنعان (فلسطین) به آن سفر کرد و حضرت موسی و قوم او از آن به سوی ارض مقدس (کنعان، فلسطين) مهاجرت نمودند.

قرآن کريم به ساير عوامل جغرافيايی سرزمين مصر نيز اشاره‌هايی دارد، از جمله: ذخاير و گنجينه‌های زمين مصر،[۲] مفاخر تاريخ اديان مصر[۳] و شکرگزاری حضرت يوسف برای سکونت در مصر.[۴]

همچنين قرآن کريم چند بار به رود نيل ـ واقع در مصر ـ اشاره کرده است؛ از جمله در سرگذشت افکندن موسای نوزاد در آن، و مباهات فرعون به مديريت شاخه‌های منشعب شده از رود نيل.[۵]

جغرافیا و تاریخ

نقشه مصر

جمهوری عربی مصر در شمال شرق آفریقا قرار دارد. مرزهای این کشور از غرب به لیبی، از شمال به دریای مدیترانه و از شرق به دریای سرخ و فلسطین اشغالی و از جنوب به سودان محدود می‌شود. مساحت این کشور ۱.۰۰۱.۴۴۹ کیلومتر مربع و پاییتخت آن قاهره است که بزرگترین شهر این کشور نیز به شمار می‌رود.[۶] جمعیت این کشور ۸۶,۸۹۵,۰۹۹ تن برآورد شده است. ۹۰ درصد جمعیت این کشور مسلمان و ۱۰ درصد مسیحی‌اند.[۷]

تاریخ مصر بعد از اسلام

مصر در سال ۲۰ هجری قمری و به فرماندهی عمرو بن عاص به دست مسلمانان فتح شد.[۸] با گسترش اسلام در مصر و کوچ جمعیت‌های بزرگی از قبایل عرب به این سرزمین، مصریان فرهنگ یونانی‌مآب را کنار گذاشته و فرهنگ اسلامی و زبان عربی را پذیرفتند. در در دوره امویان و سده‌های نخست خلافت عباسی، مصر یکی از ایالات اسلامی بود که حاکم آن از سوی مرکز خلافت منصوب می‌شد. نخستین بار ابن طولون، فرمانداری که در زمان خلافت معتز عباسی، به مصر فرستاد شد، در اداره مصر استقلالی به دست آورد و افزون بر مصر، شامات را نیز به قلمرو خود افزود. بعد از مرگ ابن طولون در سال ۲۷۰ فرزندانش بر جای او نشستند تا اینکه در سال ۲۹۲ بار دیگر عباسیان بر مصر غلبه یافتنند.[۹]

حکومت مستقل بعدی را محمد بن طغج معروف به اخشید که در آغاز به سال ۳۲۳ به عنوان فرماندار عباسیان به مصر آمد، تأسیس کرد.[۱۰] هنگامی که اخشید در سال ۳۳۴ درگذشت ابو المِسک کافور ابتدا به عنوان سرپرست پسران اخشید و سپس به شکل مستقل و به عنوان حاکم مصر قدرت را تا زمان مرگش در ۳۵۷ در دست داشت.[۱۱] با مرگ کافور، فاطمیان اسماعیلی مذهب که پیش‌تر در افریقیه (تونس امروزی) حکومت قدرتمندی تاسیس کرده بودند، در سال ۳۵۸ بر مصر غلبه کردند. سلسله فاطمیان، حدود دویست سال بعد، به دست صلاح‌الدین ایوبی در سال ۵۶۷ از میان رفت. ایوبیان که مصر و شام را زیر سلطه داشتند و به ویژه به دلیل پیکارهایشان با صلیبیان، در تاریخ اسلام اهمیت دارند، در سال ۶۴۸ جای خود را به حکومت ممالیک دادند. ممالیک، در آغاز غلامان نظامی در خدمت سلاطین ایوبی بودند؛ ولی کم کم با وارد شدن به اختلافات سیاسی ایوبیان، بر اوضاع مصر مسلط شدند. چندی بعد شاخه‌ای دیگر از ممالیک که به ممالیک چرکسی یا برجیه نامبردارند، حکومت مصر را بر عهده گرفتند. ممالیک به دست سلطان سلیم عثمانی در سال ۹۲۳ شکست خوردند و مصر به قلمرو سلطنت عثمانی افزوده شد.[۱۲]

حاکمان مصر در دوران عثمانی تا اواخر قرن هجدهم میلادی، نایب السلطنه‌هایی بودند که از سوی سلطان عثمانی به کار گماشته می‌شدند و در قلمرو خود از استقلال زیادی برخوردار بودند.[۱۳] در سال ۱۷۹۸م./۱۲۱۳ق. ناپلئون بناپارت(۱۷۶۹-۱۸۲۱م.) به مصر حمله کرد تا با دسترسی به دریای سرخ به متصرفات بریتانیا در هندوستان و شرق آسیا نزدیک شود اما بعد از مدتی از نیروهای عثمانی و انگلیس که ضد فرانسه متحد شده‌ بودند شکست خورد. در دوره هرج و مرجی که بعد از این واقعه ایجاد شد، محمد علی فرمانده یکی از واحدهای نظامی آلبانیایی که از سوی سلطان عثمانی برای مقابله با فرانسه به مصر فرستاده شده بود، بر سایر رقبا پیروز شد و قدرت را در مصر در اختیار خود گرفت.[۱۴] از این پس مصر در عمل خودمختار بود هر چند بخشی از امپراتوری عثمانی به حساب می‌آمد. بعد از محمد علی فرزندان وی بر حکومت مصر نشستند تا اینکه در سال ۱۹۵۲ فاروق، آخرین فرد این خاندان با انقلابی که به برپایی جمهوری مصر و ریاست‌ جمال عبدالناصر(۱۹۱۸-۱۹۷۰م.) انجامید، از حکومت برکنار شد.[۱۵]

تاریخ تشیع در مصر

نویسندگان شیعی پیشینه حضور گروه‌های طرفدار امام علی(ع) در مصر را به دهه‌های نخست اسلامی باز می‌گردانند و ریشه‌های آن را در حضور برخی از صحابه بزرگ مشهور به تشیع مانند ابوذر، ابو ایوب انصاری و مقداد در ماجرای فتح مصر جستجو می‌کنند.[۱۶]

نویسندگان اهل سنت نیز به شیعی‌بودن مردم مصر قبل از رواج گرایش‌های عثمانی، که حاصل غلبه معاویه و امویان بر مصر بود، اشاره کرده‌اند. از جمله مقریزی تاریخ‌نگار مشهور مصر، فعالیت‌های عبدالله بن سبا را (که از نظر اهل سنت پایه‌گذار تشیع دانسته می‌شود)، عامل گسترش تشیع در این سرزمین می‌داند.[۱۷]

شهرت مصر به تشیع در این دوران برآمده از نقش مصریان در قیام علیه عثمان در سال ۳۵ هجری است. مصر یکی از کانون‌های قیام علیه عثمان بود و برخی از سرشناسان شیعه از جمله محمد بن ابی بکر و محمد بن ابی حذیفه سردستگی مخالفت‌ها با عثمان را برعهده داشتند.[۱۸] مصریانی که در ماجرای شورش بر عثمان به مدینه آمده بودند، طرفداران علی(ع) بودند و در انتخاب امام برای خلافت نیز نقش داشتند.[۱۹]

امام علی(ع) در دوره خلافت خود ابتدا قیس بن سعد بن عباده را به مصر فرستاد و بیشتر مردم مصر جز گروهی از طرفداران عثمان با علی(ع) بیعت کردند.[۲۰] چندی بعد علی(ع)، محمد بن ابی بکر را حاکم مصر کرد. اما در زمان وی لشکر معاویه به رهبری عمرو‌عاص به مصر حمله و آن را تصرف کردند و بدین ترتیب یکی از پایگاه‌های طرفدار امام علی(ع) از دست آن حضرت خارج شد.

دوران خلافت امویان و عباسیان

با وجود سلطه امویان بر مصر، گرایش‌های شیعی در این سرزمین به طور کامل از بین نرفت. وجود این گرایش‌ها و دوری این سرزمین از مرکز خلافت، باعث توجه برخی از قیام کنندگان علوی به مصر شد. از جمله قیام‌های علویان در مصر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • در سال ۱۴۴ علی بن بن محمد بن عبدالله به مصر آمد تا برای برادرش محمد بن عبدالله معروف به نفس زکیه تبلیغ کند. جالب اینکه حمید بن قحطبه که در آن ایام والی مصر بود گرایش شیعی داشت و مدتی فعالیت علی بن محمد را پنهان کرد و بعدا به همین دلیل از ولایت مصر عزل شد. علی بن محمد در سال ۱۴۵ در مصر قیام کرد اما قیامش به جایی نرسید.
  • قیام ابن ارقط در سال ۲۵۲ در اسکندریه.[۲۱]
  • قیام احمد بن ابراهیم بن عبدالله بن طباطبا در ۲۵۴ در صعید.[۲۲]
  • قیام احمد بن محمد بن عبدالله بن طباطبا در سال۲۵۵ در نزدیکی اسکندریه.[۲۳]
  • ابراهیم بن محمد بن یحیی بن عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طالب، معروف به ابن صوفی به سال ۲۵۶ در زمان حکومت طولونیان بر مصر، در منطقه صعید و در شهر اسنا قیام کرد.[۲۴]

مقریزی در بخشی از کتاب خود که به مذاهب اهل مصر اختصاص داده، ضمن اشاره به جنبش‌های علوی که ذکرشان رفت، به وجود تمایلات شیعی و افراد و جریان‌های شیعی در مصر اشاره کرده که حضوری پر رنگ داشتند و عوامل حکومت به روش‌های مختلف بر آنان سختگیری می‌کردند. به گفته وی جریان شیعی در مصر قدرتمند بود تا اینکه در عاشورای سال ۳۵۰ بین سپاهیان با گروهی از شیعیان که بر قبر کلثوم تجمع کرده بودند و عذاداری می‌کردند درگیری روی داد و از این به بعد سختگیری بر شیعیان بیشتر شد. برای آزمودن مردم از آنان می‌پرسیدند که دایی‌ات کیست؟ و او باید پاسخ می‌داد معاویه در غیر این صورت گرفتار مجازات می‌شد. به گفته مقریزی در این دوران در روز جمعه منادیان بر در جامع العتیق فریاد میزدند معاویه دایی مومنان است و مناقب معاویه را برمی‌شمردند.[۲۵]

اصحاب ائمه در مصر

در منابع تاریخ و رجال شیعی به نام تعدادی از یاران و شیعیان امامان(ع) برمی‌خوریم که در مصر ساکن بودند و یا فرستاده و نماینده امام در این سرزمین بودند. از جمله این افراد محمد بن محمد بن اشعث،‌ احمد بن سهل و حسین بن علی را می‌توان نام برد.[۲۶] فعالیت وکلای ائمه مانند معلی بن خنیس و علی بن اسباط در مصر نشان می‌دهد که گروهی از شیعیان دوازده امامی در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند.[۲۷]

خلافت فاطمیان

نوشتار اصلی: فاطمیان

فاطمیان، شیعیان اسماعیلی مذهب بودند که در سال ۳۵۸ بر مصر غلبه یافتند و بیش از دو قرن حاکم این سرزمین بودند. با تصرف مصر به دست فاطمیان، تشیع در این کشور رونق یافت. در این دوران فاطمیان با تاسیس نهادهایی به تبلیغ و آموزش فقه و اندیشه شیعی پرداختند. از جمله مراکز علمی شیعی که در زمان فاطمیان تاسیس شد، جامع الازهر و‌دار الحکمه را می‌توان نام برد. در این دوران آیین‌های شیعی مانند مراسم عزاداری برای شهادت امام حسین(ع) و جشن اعیاد غدیرخم و نیمه شعبان و زیارت بارگاه‌های منسوب به اهل بیت(ع) در مصر رواج یافت. هر چند بعد از غلبه ایوبیان بر مصر، نهادهای شیعی در این کشور از میان رفت، اما دوران طولانی خلافت فاطمیان در مصر، تشیع و مظاهر آن را به بخشی از آداب و سنن مصریان تبدیل کرده بود. امروزه نیز بازمانده‌های فرهنگ شیعی به شکل علاقه و محب به اهل بیت(ع) و اجرای برخی آیین‌های شیعی در فرهنگ مردم مصر باقی است.

گرایش مصریان به اهل بیت(ع)

مردم مصر، نزدیکی‌هایی با اندیشه‌های شیعیان دارند. علاقه به اهل بیت(ع) و آیین‌هایی مانند زیات امامزادگان نزد مردم این کشور رواج دارد. از این رو برخی نویسندگان، مصریان را سنیانی شیعه‌گرا و یا سنی مذهبانی با روحیه شیعی توصیف کرده‌اند. بی‌تردید سابقه تاریخی تشیع در این سرزمین بخصوص دوره طولانی حکومت شیعی فاطمیان از عوامل نفوذ و ماندگاری برخی از اندیشه‌ها، آداب و آیین‌های شیعی بین نسل‌های مختلف مردم این سرزمین شده است.[نیازمند منبع]

زیارت

مقام منسوب به زینب(س) در مصر

زیارت مراقد خاندان اهل بیت(ع) و اولیا و بزرگان صوفی در مصر بسیار رایج است. از مشهورترین زیارتگاه‌های منسوب به اهل بیت(ع) و یا اصحاب ائمه(ع) که بسیار مورد توجه شیعیان و سایر مردم مصر است می‌توان موارد زیر را نام برد:[۲۸]:

مهاجرت سادات

مهاجرت سادات و امامزادگان به مصر از عوامل تاریخی گرایش مصریان به اهل بیت(ع) است. در طول تاریخ و بخصوص در دوران خلافت امویان و عباسیان گروه‌های بزرگ جمعیتی از سادات به این سرزمین مهاجرت و در آنجا سکنا کرده‌اند و با عنوان اشراف شناخته شدند. تعداد ساداتی که به مصر مهاجرت کردند بسیار زیاد بود چنان که مسعودی از مهاجرت ۷۳ تن از علویان به مصر و نویسنده کتاب متنقله الطالبیین از مهاجرت بیش از ۸۰ تن خبر می‌دهد.[۲۹] علویان و سادات برای دوری از نفوذ حکومت و عوامل آن در مصر، بیشتر در مناطق جنوبی مصر سکونت می‌کردند. نفوذ علویان و سادات در مصر به حدی بود که متوکل عباسی برای جلوگیری از نفوذ سادات در مصر، دستور داد آل ابی طالب را از آنجا اخراج کنند.[۳۰]

امروزه در بخش‌هایی از مصر بخصوص جنوب این کشور، جمعیت بزرگی از اشراف زندگی می‌کنند که بخشی از آنان شیعه‌اند. در استان قنا، شهری به نام «الاشراف» قرار دارد که بیشتر ساکنانش از طالبیان هستند. افزون بر آن گروهی از اشراف با نام «جعافره» که منتسب به امام جعفر صادق(ع) هستند در استان‌های قنا و اسوان ساکن‌اند که بیشترشان صوفی و بخشی از آنان شیعیان امامی مذهبند.[۳۱]

تصوف

حضور و رواج تصوف از دیگر عوامل نفوذ آیین‌ها و اندیشه‌های شیعی در مصر است. عقاید صوفیان به برخی از جنبه‌های اندیشه شیعی نزدیک است. از جمله این موارد اعتقاد به امامت و ولایت است. صوفیه همچنین به زیارت قبور صالحان و بزرگان دینی، پایبندی بسیار دارند. مقابر امامزادگان در مصر، مورد توجه صوفیان و محل برگزاری آیین‌های آنان است. همچنین زیارت قبر مشایخ صوفیه در مصر، رواج بسیاری دارد.[۳۲] صوفیان مصر به ادعیه شیعه مانند دعای کمیل و صحیفه سجادیه اعتقاد دارند و برخی گروه‌های صوفیه به امام زمان(ع) معتقدند. شیوخ بسیاری از گروه‌های صوفیه، از اشراف و سادات هستند و پیوند آنان با اهل بیت(ع) از عوامل محبوبیت آنان در این کشور است.[۳۳]

تشیع در مصر معاصر

دارالتقریب

اعضای کمیته مرکزی‌ دارالتقریب

برخی نویسندگان، سرآغاز فعالیت دوباره شیعیان مصر را در دوره معاصر، به سال‌های شکل‌گیری نهضت تقریب مذاهب اسلامی باز می‌گردانند. جنبش تقریبی باعث ایجاد پیوند‌هایی بین علمای شیعی و مشایخ الازهر شد که طی آن برخی از علمای بزرگ شیعی به مصر سفر کرده و مدتی در این سرزمین زندگی کردند. شیخ محمد تقی قمی از جمله این علما بود که بنیانگذار دارالتقریب بین المذاهب الاسلامی در سال ۱۹۴۷ میلادی بود و از پشتیبانی آیت الله بروجردی در قم برخوردار بود.[۳۴] محمد جواد مغنیه، محمد حسین کاشف الغطاء، سید طالب حسینی الرفاعی و سید مرتضی رضوی از دیگر علمای شیعی بودند که در جریان تقریب حضور فعال داشتند. از میان علمای اهل سنت که با این جریان همفکری و همکاری داشتند می‌توان به محمد مصطفی المراغی، شیخ محمود شلتوت، شیخ عبدالمجید سلیم اشاره کرد.[۳۵]

فعالیت علمای شیعه در مصر به انتشار برخی از آثار شیعی و ایجاد فضای مفاهمه بیشتر بین بخشی از علمای اهل سنت مصر با شیعیان شد به طوری که در سال ۱۹۵۹ شیخ محمود شلتوت رئیس الازهر، فتوایی بر جواز پیروی از فقه جعفری صادر کرد که مورد تایید برخی دیگر از علمای تقریبی قرار گرفت و قرار شد، مذهب شیعی در الازهر تدریس شود. از دیگر نتایج فعالیت‌های تقریبی، انتشار کتاب تفسیر مجمع البیان نوشته عالم شیعی، فضل بن حسن طبرسی با مقدمه‌ای از برخی علمای الازهر از جمله محمود شلتوت در ستایش این اثر بود.‌دار التقریب همچنین به انتشار مجله‌ رساله الاسلام از سال ۱۹۴۹م./ ۱۳۶۸ق. پرداخت که مقالاتی از علمای شیعه و سنی منتشر می‌کرد.[۳۶]

جمعیت آل البیت

جمعیت آل البیت، در سال ۱۹۷۳ با ریاست سید طالب الرفاعی آغاز شد. با وقوع انقلاب اسلامی و ایجاد اختلاف بین دولت ایران و مصر بر سر مسائل مربوط به فلسطین و تشدید این اختلافات با شروع جنگ تحمیلی عراق بر ایران، حساسیت حکومت به فعالیت شیعیان در مصر زیاد شد. از سوی دیگر چاپ کتاب‌هایی از سوی جمعیت آل البیت مانند «المراجعات»، «علی لاسواه” و «تشیع ظاهره الطبیعیة فی اطار الدعوة» باعث ایجاد مخالفت‌هایی از سوی علمای سنی مذهب شد و در سال ۱۹۷۹ میلادی حکومت مصر دستور منع فعالیت این موسسه را صادر کرد. با اینکه بعدها با شکایت جمعیت آل البیت، دادگاه رای به بی‌گناهی جمعیت آل بیت داد، اما اجازه فعالیت مجدد به آنان داده نشد.[۳۷]

سختگیری‌ها بر شیعه

چنان که گفته شد، با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و اختلافات دو حکومت بر سر مسائل فلسطین که به روابط خصمانه انجامید، شیعیان مصر زیر ذره بین نیروهای حکومتی قرار گرفتند و هر گونه ارتباط آنان با ایران به عنوان فعالیت جاسوسی ارزیابی شد. در این دوران کتاب‌هایی ضد شیعه به نگارش در‌آمد که در برخی از آنان مانند کتاب “المخطوط العرضة لدین الشیعه» نوشته محب الدین الخطیب، تشیع همچون دینی غیر از اسلام معرفی می‌شد. این رویکرد باعث برخوردهای شدید با شیعیان در برخی سال‌ها بخصوص دهه هشتاد میلادی شد. در سال ۱۹۸۸ دولت مصر، گروهی از شیعیان را به اتهام ارتباط با ایران دستگیر کرد.[۳۸] در این دوران، بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی شیعه مدتی را در زندان گذراندند.

شیعه بعد از انقلاب مصر

با سقوط دولت حسنی مبارک، شیعیان نیز مانند دیگر گروه‌های مصری مجال بیشتری برای فعالیت‌های سیاسی خود یافتند و شروع به اقداماتی در جهت تقویت جایگاه سیاسی شیعیان مانند تاسیس حزب سیاسی، کردند.[۳۹] با این حال سختگیری‌ها بر شیعیان در سال‌های بعد از انقلاب مصر ادامه یافت.اتهام توهین به صحابه پیامبر(ص)از مهم‌ترین و رایج‌ترین اتهاماتی است که دستمایه اعتراض مقامات دولتی بر شیعیان و توجیه خشونت سلفیان تند رو علیه آنان است. اتهام جاسوسی و فعالیت در جهت منافع ایران از دیگر اتهامات رایج علیه شیعیان است که همچنان بهانه محدود کردن فعالیت‌ شیعیان است.[۴۰]

بعد از انقلاب مصر با تقویت جریان‌های اسلام‌گرا، گروه‌های سلفی نیز مجال بیشتری برای عمل یافتند. در سال‌های بعد از انقلاب مصر، مخالفان شیعه به هراس عمومی از گسترش شیعه که آن را «مد الشیعی» می‌خواندند دامن زدند.[۴۱] در همان ماه‌های نخست برکناری حسنی مبارک، برخی از زیارتگاه‌های مصر مورد هجوم و تخریب گروه‌های تندرو قرار گرفت. افتتاح یک حسینیه در مصر، با عکس العمل شدید گروه‌های سلفی مواجه شد و بعد از دو هفته از تاسیس حسینیه آن را به تعطیلی کشاندند.[۴۲]

با قدرت یابی جریان سیاسی سلفیه در انتخابات مجلس و سپس انتخاب محمد مرسی به ریاست جمهوری سختگیری‌ها بر شیعیان ادامه یافت. قتل حسن شحاته روحانی شیعی و چهارتن از شیعیان همراه وی از جمله اتفاقاتی بود که در این دوران اتفاق افتاد. اتفاقی که شیعیان مصر، محمد مرسی و سیاست‌هایش را در وقوع آن مقصر می‌دانستند.[۴۳][۴۴]

شیعیان امروز

ضریح راس الحسین در قاهره

درباره تعداد شیعیان در مصر آمار دقیقی در دست نیست و منابع گوناگون، آمارهایی بسیار متغایر را اعلام می‌کنند. در حالی که برخی منابع تعداد شیعیان را کمتر از یک میلیون و حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن برآورد کرده‌اند[۴۵]، برخی با احتساب گروههایی از صوفیه، تعداد شیعیان را بسیار بیشتر و تا ۵ یا ۶ میلیون تن دانسته‌اند.[۴۶][۴۷]

شیعیان در مناطق مختلفی از مصر از جمله شهرهای منصوره و طنطا در شمال مصر و نیز مناطقی از جنوب مصر مانند اسوان و قنا در منطقه صعید و شهرهای اسنا، ارفو، ارمنت و قفطا زندگی می‌کنند.[۴۸]

فعالان شیعی

در دهه‌های اخیر تعدادی از شخصیت‌های فرهنگی و اجتماعی شیعی رهبری بخشی از فعالیت‌های اجتماعی شیعیان را بر عهده داشته‌اند که افراد زیر برخی از مشهورترین این افراداند:

  • صالح الوردانی: روزنامه‌نگار مصری، متولد ۱۹۵۲ میلادی که در سال ۱۹۸۱ به مذهب شیعی در آمد و کتاب‌های زیادی درباره مذهب شیعه نگاشت که از جمله آن‌ها می‌توان به : الحرکه الاسلامیه فی مصر، الواقع و التحدیات،‌الشیعه فی مصر، مصر و ایران و... اشاره کرد.[۴۹] او همچنین به تاسیس انتشارات دارالبدایه و دارالهدف و مدیریت برخی فعالیت‌های مذهبی شیعیان پرداخت. صالح الوردانی از جمله رهبران شیعی مصر است که چند بار در دهه هشتاد میلادی بازداشت شد.[۵۰]
  • محمد الدرینی: از فعالان شیعه که در حوزه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی فعالیت داشته است. بارها به دلیل فعالیت‌های شیعی و اعتراض به محدودیت‌ها بازداشت و زندانی شد.[۵۱] از جمله کتاب‌های او شیعه مصر و القریه التی فی حاضرة البحر و عاصمه الجهنم است.
  • احمد راسم النفیس: پزشک متولد ۱۹۵۲ که در آغاز از اعضای گروه اخوان المسلمین بود و بعد از جدا شدن از آن در سال ۱۹۹۶ شیعه شد. از جمله کتاب‌هایش الطریق الی آل البیت و اول الطریق و علی الخط الحسین را می‌توان نام برد. سایت خبری النفیس نیز به ریاست او به پوشش اخبار شیعیان مصر و انعکاس نظرات وی می‌پردازد.
شیخ حسن شحاته که به دست تکفیریان تندرو کشته شد
  • حسن شحاته:‌ خطیب مشهور شیعی در سال ۱۹۴۶ به دنیا آمد. او از فارغ التحصیلان الازهر بود که به مذهب شیعی در امد و دو بار از ایران دیدار کرد. ‌وی بعد از اعلام تشیع، مدتی بازداشت شد و در سال ۲۰۰۹ نیز بار دیگر به زندان افتاد. حسن شحاته در سال ۱۳۹۲ شمسی در روستای جیزه در مراسم بزرگداشت تولد امام زمان(عج) مورد حمله تکفیری‌ها قرار گرفت و به طرزی وحشیانه کشته شد.[۵۲]
  • سید طاهر الهاشمی : از فعالان سیاسی و اجتماعی شیعه در مصر است. او سایتی با نام السید الطاهر الهاشمی نیز دارد که به درج سخنان و نوشته‌های وی و بررسی اخبار شیعیان می‌پردازد.
  • دکتر مصباح الردینی: از محققان دانشگاه الازهر و از مرشدان اخوان المسلمین مصر است که پس از چهار سال تحقیقات گسترده در مورد تشیع، در سال ۷۳ سالگی به مذهب شیعه اثناعشری گرویده است. وی به مدت ۴۰ سال در آمریکا به تبلیغ اسلام مشغول بوده و در کالیفرنیا مساجد و مراکز اسلامی زیادی بنا نهاده است. الردینی از همکاران سابق یوسف القرضاوی (رییس اتحادیه علمای اسلام و پدر معنوی اخوان المسلمین) و از استادان «محمد مرسی» رئیس جمهور سابق مصر محسوب می‌شود.[۵۳]

نهادهای شیعی در مصر

امروزه شیعیان مصر افزون بر برگزاری آیین‌های شیعی بخصوص عزاداری ایام محرم در حسینیه‌ها و زیارتگاه‌ها، در قالب تشکل‌ها و گروه‌های مختلف، به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی گوناگونی می‌پردازند. از جمله موسساتی که به فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی شیعیان اختصاص دارند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • المجلس الاعلی لآل البیت که مجله صوت آل البیت را منتشر می‌کند؛
  • مرکز الامام علی که موسسه‌ای حقوقی با هدف حمایت از شیعیان در دعاوی سیاسی و حقوقی تاسیس شده؛
  • جمعیت الحوراء که موسسه‌ای خیریه است؛
  • مرکز علوم آل البیت که به فعالیت‌های علمی می‌پردازد؛

ناشران شیعه

افزون بر سایر نهادهای شیعی، برخی از موسسات انتشاراتی نیز در مصر به دست شیعیان و با هدف نشر آثار شیعی تاسیس شدند[۵۴]. از جمله این موسسات انتشاراتی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دارالنجاح: نخستین موسسه انتشاراتی شیعی در مصر به سال ۱۹۵۲ میلادی به ریاست سید مرتضی رضوی تاسیس شد و برخی از کتاب‌های مهم شیعی مانند تفسیر القرآن الکریم نوشته سید شبر وسائل الشعیه، مصادر الحدیث عند الامامیه، اصل اشیعه و اصولها، شیعه و فنون الاسلام و شیعه فی التاریخ نوشته محمد الزین را به چاپ رساند.
  • دارالبدایه: در سال ۱۹۸۶ میلادی به ریاست صالح الوردانی تاسیس شد و کتاب‌هایی مانند البعث الاسلامی و المجتمع الاسلامی نوشته سید محمد المدرسی و کتاب کیف نقهر الخوف نوشته شیخ حسن صفار و کتاب‌های دیگر را منتشر کرد. فعالیت این انتشارات پس از مدتی با مخالفت‌هایی از سوی گرایش‌های سلفی مواجه شد. فعالیت دارالبدایه همزمان با دوران سختگیری‌ها بر شیعیان مصر بود و بعد از مدتی به اتهام همکاری با ایران تعطیل شد.[۵۵]
  • دارالهدف: در سال ۱۹۸۹ میلادی به دست صالح الوردانی تاسیس شد و امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
  • دار بن لقمان
  • مرکز الفجر للدراسات و البحوث و النشر و التوزیع

پیوند به بیرون

پانویس

  1. بقره: ۶۱؛ يوسف: ۲۱؛ يوسف: ۹۹؛ يونس: ۸۷؛ زخرف: ۵۱
  2. دخان: ۲۵ـ۲۶؛ زخرف: ۵۱
  3. مصر زادگاه حضرت موسي و هارون، مقصد مهاجرت خاندان حضرت يوسف و مدفن بسياری از پيامبران است. نخلی که حضرت مريم هنگام تولد عيسی بدان تکيه فرمود، در اين سرزمين است.
  4. يوسف: ۱۰۰
  5. قصص: ۷؛ زخرف: ۵۱
  6. تکیه‌ای، مصر، ص ۱
  7. world fact book
  8. بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۱۰
  9. ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۴۰۲
  10. ابن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج۳، ص ۲۵۱
  11. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،ج۸، ص ۴۵۷
  12. باسورث، سلسله‌های اسلامی، ص۱۴۹، ۱۵۸
  13. منسفیلد،‌ تاریخ خاورمیانه، ۳۷
  14. تاریخ اسلام کمبریج، ص۵۰۵
  15. منسفیلد، تاریخ خاورمیانه، ص ۵۶
  16. جلیلی، گرایش‌های شیعی در مصر، ص۶۸؛ پاک ایین، موده آل البیت(ع) فی مصر، ص۲۱۸
  17. مقریزی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار، ج۴، ص۱۵۲
  18. بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص ۵۵؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص ۱۵۸
  19. طبری، تاریخ، ج۴، ص ۴۳۴؛ ابن اثیر، الکامل، ج۳، ص ۱۵۹، ۱۹۴
  20. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص ۳۸۹
  21. مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۵
  22. مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۵
  23. مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۶
  24. تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص ۳۹۲
  25. مقریزی، المواعظ و الخطط، ج۴، ص ۳۸۷
  26. جلیلی، گرایشهای شیعی در مصر، ۷۶
  27. جباری، سازمان وکالت، ج۱، ص ۱۰۶-۱۰۷
  28. حسینی، شیعیان مصر، گذشته و حال، ص۲۶
  29. ابن طباطبا، منتقله الطالبیه، ص ۲۹۱
  30. جباری، سازمان وکالت، ج۱، ص ۱۰۷
  31. جعفریان، اطلس شیعه، ص ؛در مصر، پرتال اهل بیت
  32. صداقت، شایستگی زیارت اهل قبور، عقیده مشترک عارفان و صوفیان تشیع و تسنن، ص۹۷
  33. وردانی، مصاحبه، ص۱۴
  34. امیر دهی، پیشگامان تقریب، ص ۱۱۳
  35. هویدی، تجربه التقریب بین المذاهب، ص۸۹
  36. آذرشب، التقریب فی القرن الماضی، ص۷۲-۷۳
  37. الوردانی، شیعه در مصر، ص۲۰۱-۲۰۷
  38. الوردانی، شیعه در مصر، ص ۱۷۱
  39. مجموعه باحثین، التشیع فی مصر، ص۱۱۸-۱۱۹، ۱۸۶
  40. [ http://english.ahram.org.eg/News/67170.asp%7CThe Shias: Egypt's forgotten Muslim minority]
  41. مجموعه باحثین، التشیع فی مصر، ص ۱۹۵-۱۹۶
  42. مجموعه باحثین، التشیع فی مصر، ۱۴۹-۱۵۰
  43. Egypt Shias rap Morsi for Sheikh Shehata killing
  44. anti-sectarian group blames Morsi for Shia attacks
  45. پرتال اهل بیت
  46. التشیع فی افریقیا، ص۶۳۵
  47. شیعه نیوز
  48. حسینی، شیعیان مصر،‌گذشته و حال، ص ۲۸؛ التشیع فی افریقیا، ص۶۳۶
  49. مرکز الابحاث العقائدیه
  50. الموقع الرسمی للکاتب صالح الوردانی
  51. ایرنا: یکی از رهبران شیعه مصر برای بار هفتم بازداشت شد
  52. مرکز الابحاث العقائدیه
  53. خبرگزاری ابنا
  54. التشیع فی افریقیا، ص۶۳۹-۶۴۱
  55. الوردانی، شیعه در مصر، ص ۱۸۶

منابع

  • آذر شب، محمد علی، التقریب فی القرن الماضی، مجله رساله التقریب، شماره ۴۶، دی ماه ۱۳۸۶ش.
  • ابن اثیر، عزالدین علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌ دار صادر، ۱۹۶۵م.
  • ابن تغری بردی، یوس، تحقیق فهیم محمود شلتوت، قاهره، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الاثار، ۱۳۹۲ق.
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ (دیوان مبتدا و الخبر فی تاریخ العرب) تحقیق خلیل شحاده، دارالفکر، ۱۹۸۸م.
  • ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر، منتقله الطالبیه، تحقیق محمد مهدی خرسان، المکتبه الحیدریه، قم، ۱۳۷۷.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۹۹۶م.
  • بلاذری، احمد بن یحیی،فتوح البلدان، بیروت،‌ دار و مکتبه الهلال، ۱۹۸۸م.
  • پاک آیین، محسن، مودة آل البیت(ع) فی مصر، ترجمه عباس الاسدی، مجله رساله الثقلین، شماره ۱۳، ۱۳۷۴ش.
  • التشیع فی افریقیا(تقریر میدانی)، تقریر خاص باتحاد علماء المسلیمن تحت اشراف لجنه تقصی الحقائق بمجلس الامناء، مرکز نماء للبحوث و الدراسات، ۲۰۱۱م.
  • تکیه‌ای، مهدیٰ، مصر، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجهٰ موسسه چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۵ش.
  • جعفریان، رسول، اطلس شیعه، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۹ش.
  • جلیلی، مهدی، گرایشهای شیعی در مصر تا میانه سده سوم هجری، مجله مطالعات اسلامی، شماره ۵۵، بهار ۱۳۸۱.
  • حسینی، مطهره، شیعیان مصر گذشته و حال، مجله جستارهای سیاسی معاصر، شماره ۲، ۱۳۸۹ش.
  • الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک) تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت،‌ دار التراث، ۱۹۶۷م.
  • مجموعه باحثین، تشیع فی مصر، دبی، مرکز المسبار للدراسات و البحوث، ۲۰۱۳م.
  • مقریزی،احمد بن علی، المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الاثار، لندن، موسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ۱۴۲۲ق.
  • منسفیلد، پیتر، تاریخ خاورمیانه، ترجمه عبدالعلی اسپهبدی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۸ش.
  • وردانی، صالح، شیعه در مصر، ترجمه عبدالحسین بینش، قم، موسسه دائره‌ المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۲ش.
  • الوردانی، صالح، مصر نگاه از درون، کیهان فرهنگی، شماره۲۰۵، آبان ۱۳۸۲ش.
  • هولت، پی ام و لمبتون، تاریخ اسلام کمبریج، ترجمه احمد آرام، تهران، امیر کبیر، ۱۳۸۸ش.
  • هویدی، فهمی، تجربه التقریب بین المذاهب، مجله رساله التقریب، شماره ۲۹، مهر ماه ۱۳۷۹ش.