فخر رازی
مقالات ویکیشیعه با رویکرد «ارتباط با مکتب اهلبیت» نوشته میشوند. برای آگاهی از دیگر ابعاد موضوع، منابع دیگر را جویا شوید. |
تصویری از مقبره فخر رازی در هرات افغانستان | |
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | محمد بن عمر رازی |
| لقب | فخر الدین، امام المشککین |
| تاریخ تولد | ۵۴۴ق |
| زادگاه | ری |
| محل زندگی | ری، هرات و ... |
| تاریخ وفات | ۶۰۶ق |
| محل دفن | هرات |
| شهر وفات | هرات |
| اطلاعات علمی | |
| مذهب فقهی | شافعی |
| گرایش کلامی | اشعری با گرایش به صوفیه |
| ارتباط با تشیع | منتقد |
| تألیفات | التفسیر الکبیر، نهایة العقول فی درایة الاصول، الاربعین فی اصول الدین، المباحث المشرقیة و ... |
فخرالدین محمد بن عمر رازی (۵۴۴-۶۰۶ق) معروف به فخر رازی و امام رازی، متکلم، مفسر، ادیب و فقیه مسلمان و نویسنده دهها اثر در حوزه دانشهای اسلامی ازجمله مفاتیح الغیب مشهور به التفسیر الکبیر. فخر رازی از عالمان اشعری مسلک با گرایشاتی به تصوف شناخته میشود که در فقه پیرو شافعی بوده است. برخی عالمان شیعه با تکیه بر نکاتی در آثارش او را شیعه انگاشتهاند و در مقابل، کسانی این پندار را نقد کردهاند.
رازی را عالمی عقلگرا دانستهاند که مبتکر کلام عقلی و فلسفی شمرده میشود. او منتقد فلسفه ابنسینا بود و در آثارش او را نقد کرده است. اندیشمندان متعددی آثار او را کاویده و درباره شخصیت و باورهای او نوشتهاند. عالمان شیعهای چون میرحامد حسین، علامه مجلسی، عبدالحسین امینی، علامه طباطبایی و دیگران نیز به نظرات او توجه داشته و تقابلهای او با باورهای شیعی را نقد کردهاند.
فخر رازی در مباحث فرقهشناسانه خود، شیعیان دوازدهامامی را اصحاب انتظار نامیده و آنها را در بین رافضیان دستهبندی کرده است. او هرچند در برخی مباحث تفسیری و کلامی با نظرات شیعه همراهی دارد، ولی در موارد بسیاری نیز باورهای اعتقادی و فقهی شیعیان را انکار کرده است؛ مثل عصمت امامان بعد از پیامبر(ص)، ازدواج موقت، ارثبردن حضرت فاطمه(س) از پدرش و از همه مهمتر امامت امام علی(ع) و برتری فضایل علی بر دیگر صحابه. او حتی باورهایی را به شیعیان نسبت داده که عالمان شیعه منکر آن هستند مثل تحریف قرآن و اظهار کفر از سوی پیامبر به خاطر تقیه.
فخر رازی در آثار خود تلاش کرده است جایگاه اهلبیت پیامبر را پاس بدارد و با نقل ماجراهای لیلة المبیت و مباهله آنها را تأیید کرده است. او اهلبیت را مصداق قطعی برای مودت ذویالقربی دانسته و سوره کوثر را بر ایشان تطبیق کرده است. او همچنین در کتاب تفسیر خود بارها احادیثی را از امامان شیعه مثل امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل کرده است.
جایگاه و اهمیت
ابوعبدالله محمد بن عمر طبرستانی رازی، معروف به ابن الخطیب و فخرالدین از عالمان مسلمان قرن ششم هجری قمری است که با عناوین امام رازی و فخر رازی شناخته میشود.[۱] رازی در ۵۴۴ قمری در ری به دنیا آمد و پس از تحصیل علم و سفرهای متعدد در روز عید فطر در سال ۶۰۶ قمری در هرات درگذشت.[۲] او را جامع علوم عقلی و نقلی دانستهاند که در فلسفه، کلام، منطق، فقه، اصول فقه، ادب، لغت و دانشهای دیگر دانشمندی بلندپایه بوده است.[۳] رازی به دلیل تشکیکهای علمی فراوان در بسیاری از آموزههای رایج دینی[۴] به امام المشککین مشهور شده است.[۵]
فخر رازی را عالمی عقلگرا[۶] و آغازگر کلام استدلالی یا همان کلام فلسفی دانستهاند[۷] که تلاش میکرد خوانشی فلسفی از مکتب اشعری داشته باشد.[۸] به باور برخی، خواجه نصیر طوسی فیلسوف و متکلم شیعی، در این روش تأثیرگرفته از فخر رازی بوده است.[۹]
رازی را به لحاظ کلامی و اعتقادی، اشعری مسلک و در فقه و احکام عملی پیرو مذهب شافعی دانستهاند.[۱۰] او خود در پایان کتاب اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین میگوید، حسودان و دشمنانم مرا خارج از مذهب اهلسنت و جماعت معرفی میکنند، ولی من و پدرانم و شاگردان خودم و شاگردان پدرم همه بر مذهب اهلسنت و جماعت هستیم.[۱۱]
فخر رازی در آثار نویسندگان شیعی
به گزارش پژوهشگران، چندین عالم شیعه ازجمله میرحامد حسین در عبقات الانوار[۱۲] و امینی در الغدیر به شبهات بسیار او در بحث امامت پاسخ گفتهاند.[۱۳] بنا بر یک پژوهش، محمدحسین طباطبایی فیلسوف و مفسر شیعه در تفسیر معروف المیزان حدود ۳۰۰ بار از فخر رازی و تفسیرش سخنانی نقل کرده و در بیش از نیمی از موارد سخن او را نقد نیز کرده است.[۱۴] همچنین گفتهاند که ملاصدرا فیلسوف شیعه ایرانی در موارد متعددی به نقد نظرات فلسفی فخر رازی و نیز نقدهای او بر ابنسینا پرداخته و به آنها پاسخ گفته است.[۱۵] چنانکه شیخ بهاءالدین عاملی،[۱۶] ناصر مکارم شیرازی و عبدالله جوادی آملی از علمای شیعه را جزو کسانی دانستهاند که به آراء فخر رازی توجه داشته و گاه آنها را نقد کردهاند.[۱۷] محمدباقر مجلسی نیز در بحار الانوار بارها سخنان رازی را نقل کرده[۱۸] و در مواردی نیز آن را نقد و رد کرده است.[۱۹]
آثار علمی
درباره مجموعه نگاشتههای فخر رازی تحقیقات متعددی انجام شده است[۲۰] و برخی تا ۱۳۷ اثر برای او شمردهاند.[۲۱] الزرکان که درباره زندگی رازی پژوهش کرده است ۹۳ کتاب و رساله را با قاطعیت به او نسبت میدهد[۲۲] و ۷۲ کتاب و رساله را نیز مشکوک معرفی کرده[۲۳] و ۲۹ اثر را نیز ساختگی و مجعول دانسته است.[۲۴]
«مفاتیح الغیب» مشهور به التفسیر الکبیر شناختهشدهترین اثر اوست[۲۵] که برخی آنرا یکی از چهار تفسیر طراز اول جهان اسلام توصیف کردهاند.[۲۶] برخی گفتهاند بخشهایی از این تفسیر را بعد از مرگ او نوشته و بدان افزودهاند.[۲۷] «المطالب العالیه من العلم الالهی» را مهمترین اثر کلامی او دانستهاند.[۲۸] او همچنین کتابی با موضوع شرح اشارات ابنسینا داشته و چون با فلسفه ابنسینا مخالف بود، در آن بسیاری از سخنان ابنسینا را نقد کرده است.[۲۹] کتاب محصل افکار المتقدمین و المتأخرین نیز از آثار معروف اوست.[۳۰] کتاب جامع العلوم او را نخستین دانشنامه فارسی به شیوه جدید دانستهاند[۳۱]
آثار رازیشناسی
درباره زندگی و تفکرات فخر رازی در مقایسه با دیگر دانشمندان جهان اسلام منابع مطالعاتی فراوانی نوشته شده است.[۳۲] برای نمونه محمد صالح الزرکان کتابی با نام «فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة» نگاشته است[۳۳] پژوهشگر شناختهشده عرب طه جابر العلوانی در مقدمه کتاب خود «الامام فخرالدین الرازی و مصنفاته» به سه اثر دیگر درباره رازی اشاره کرده است.[۳۴] به زبان فارسی نیز غلامرضا مایل هروی، کتاب شرح حال و زندگی و مناظرات امام فخرالدین رازی را در سال ۱۳۴۳ش منتشر کرده است. یک شماره کامل مجله معارف در سال ۱۳۶۵ش درباره فخر رازی است،[۳۵] یک جلد از مجموعه کتابهای بنیانگذاران فرهنگ امروز نیز به قلم اصغر دادبه به فخر رازی اختصاص یافته است.[۳۶] فرانک گریفل اسلامپژوه آلمانی مقالهای مفصل درباره جزئیات زندگینامه فخر رازی نگاشته که به فارسی نیز ترجمه شده است.[۳۷]
اندیشههای بنیادین کلامی
صفات خبری
فخر رازی در باب صفات خبریه خداوند، رویکرد تشبیهی که اهل حدیث داشتند را انکار میکند[۳۸] او آیات صفات خبریه را جزو آیات متشابه قرآن میدانست[۳۹] که باید به گونهای تأویل شوند که از تشبیه و تجسیم به دور باشد.[۴۰] بر همین اساس با تأویلبردن رؤیت خداوند در آخرت به کشف تام، مفهومی عرفانی از مشاهده خداوند بهدست میدهد و با باور رایج ظاهرگرایان مخالفت میکند.[۴۱]
نظریه کسب در بحث جبر و اختیار
از فخر رازی عباراتی نقل شده که نشان از باور او به جبرگرایی دارد،[۴۲] ولی پژوهشگران، شواهدی از آثار او جمع کردهاند که او به صراحت اتهام جبرگرایی را از خود و اشاعره دور میکند[۴۳] و نیز دستکم دوازده شاهد از آثار رازی بر اختیارمند بودن انسان گردآوری کردهاند.[۴۴] در موارد متعددی از آثارش از نظریه کسب یاد کرده و آن را نظریهای ناکارآمد معرفی کرده است[۴۵]و خود تبیینی متفاوت از ماهیت کسب ارائه کرده است.[۴۶] همچنین نشان دادهاند که او با نظریه تفویض (اختیارگرایی محض) نیز مخالف است.[۴۷] و از این هم نتیجه گرفتهاند که فخر رازی تلاش میکند راهی در میانه جبرگرایی و تفویض بیابد و به نوعی به نظریه امر بین الامرین نزدیک شود،[۴۸] ولی به دلیل ناتوانی در جمع کردن بین قضا و قدر الهی و اختیار انسان در دوگانگی بین جبر و اختیار باقی مانده و انسان را مضطر توصیف میکند.[۴۹]
عصمت پیامبران
رازی درباره عصمت پیامبران تصریح میکند که پیامبران در زمان نبوت مرتکب هیچگونه گناه کبیره و صغیره نشدهاند.[۵۰] او در توجیه داستان حضرت آدم، میگوید حتی اگر او مرتکب گناه شده باشد، این گناه مربوط به پیش از دوران پیامبری و در حالت نسیان و سهو بوده است.[۵۱] برخی نویسندگان از سخن رازی درباره گناه برادران یوسف، نتیجه گرفتهاند که او ارتکاب گناه کبیره عمدی پیش از دوران نبوت را ممکن میداند.[۵۲] در مقابل متکلمان شیعه همین مقدار را نیز روا نمیدانند.[۵۳] رازی باور به عصمت کامل پیامبران از دوران کودکی را به رافضه نسبت میدهد.[۵۴]
اولی الامر و عصمت آن
فخر رازی در بحث درباره آیه اولیالامر همانند مفسران و متکلمان شیعه استدلال میکند[۵۵] که اولیالامر باید معصوم باشد،[۵۶] ولی در ادامه برای تعیین مصداق معصوم معتقد میشود که آنکه معصوم است اجماع همه امت است. او سپس از اجماع امت نتیجه میگیرد آنکه معصوم است اهل حل و عقد هستند و نظر ایشان بر دیگران حجت است.[۵۷]
گفتهشده نقدهای طباطبایی مفسر شیعه در تفسیر المیزان در ذیل همین آیه[۵۸] ناظر به همین دیدگاه است.[۵۹] و نیز گفته شده فخررازی به جای اثبات عصمت اهل حل و عقد، فقط حجیت سخن آنان را نشان داده و روشن است که عصمت چیزی غیر از حجیت است.[۶۰] غیر از این که اهل حل و عقد، «همه امت» نیستند که مصداق اجماع امت باشند.[۶۱] پژوهشگران همچنین تصریح کردهاند که این سخن فخر رازی با سخنش در یکی از آخرین کتابهایش[۶۲] یعنی کتاب المطالب العالیه ناسازگاری دارد؛ زیرا در این کتاب، رازی امامان شیعه را به عنوان نمونه انسان کامل مصداق شخص معصوم دانسته است.[۶۳]
تقدم مفضول بر فاضل
رازی در جامع العلوم و در باب السیاسات پس از یادآوری شرایط خلافت، میگوید اگر به خلافت رسیدن فاضل باعث فتنه شود، تقدم مفضول بر فاضل اشکالی ندارد و نوشته است که اگر یک نفر علم بیشتری داشت و دیگری کفایت بیشتر، باید آنکه کفایت دارد حاکم شود ولی در مشکلات علمی به عالم رجوع کند مثل علی(ع) در دوره زمامداری عمر.[۶۴] او همچنین بدون اشاره به امثال حدیث غدیر و مانند آن، از گفتوگوهای مهاجرین و انصار در سقیفه نتیجه گرفته است که پیامبر اسلام(ص) هیچ نصی برای تعیین امام بعد از خود، بیان نکرده است.[۶۵]
انسان کامل
اندیشه انسان کامل یکی از مبانی فکری فخر رازی دانسته شده است. او در طبقهبندی انسانها طبقهی انسان کامل غیر مکمل را بر امامان شیعه تطبیق کرده است که از نظر او پایینتر از پیامبران هستند زیرا وظیفه هدایت دیگران را ندارند[۶۶] و معتقد است اندیشه ضرورت امامت در تفکر شیعی مبتنی بر نظریه انسان کامل است.[۶۷] به گزارش او کاملترین شخص در هر دوره را اهل تصوف، قُطب مینامند و شیعیان او را با نام امام معصوم[۶۸] و صاحب الزمان میشناسند که از نظرها غایب است.[۶۹] فخر رازی این دو لقب را صحیح و قابل دفاع میداند و توضیح میدهد که غایببودن به معنای ناشناختهبودن است و آن را با حدیث قدسی اولیائی تحت قبائی لایعرفهم غیری (اولیای من در زیر قبای من هستند و به جز من کسی ایشان را نمیشناسد) تبیین میکند.[۷۰]
فخر رازی و تشیع
فخر رازی در کتاب «اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین»، در بخش معرفی روافض، بخشی را به عنوان امامیه اختصاص داده و در ذیل این عنوان، ۱۳ فرقه برشمرده و عنوان سیزدهمین فرقه را اصحاب الانتظار نامیده است که به دوازده امام معتقدند و باور دارند که محمد بن الحسن العسکری امام دوازدهم ایشان غایب شده و ظهور خواهد کرد.[۷۱] رازی میگوید در زمان ما همین گروه هستند که امامیه نامیده میشوند.[۷۲] رازی پیروان عبدالله بن سبأ را در گروه غلات دستهبندی کرده که علی(ع) گروهی از آنان را سوزاند.[۷۳]
شیعهبودن فخر رازی؟
شبیری زنجانی رجالشناس شیعه در کتاب جرعهای از دریا نقل کرده است که بر اساس آنچه در کتاب جامع العلم فخر رازی آمده است، فخر رازی شیعه بوده، ولی به دلیل شرایط حاکم بر دوره خوارزمشاهیان مذهب خود را مخفی میکرده است.[۷۴] احمد بهشتی در مقالهای با بررسی بنیادهای اندیشه فخر رازی درباره انسان کامل او را فردی با گرایش به شیعه معرفی کرده است.[۷۵] ابن حجر عسقلانی رجالنگار اهلسنت نیز در شرح حال فخر رازی گفته است کسانی او را شیعه توصیف کردهاند؛ به دلیل محبت اهلبیت، و این اعتقادش که علی(ع) بر خلاف دیگر همترازانش، شجاع بوده است.[۷۶] به گزارش حسینی قزوینی متکلم شیعه، استادش حسنزاده آملی، فخر رازی را شیعه میدانست؛ زیرا رازی در کتاب تفسیرش به حدیثی استناد کرده است که میگوید هر کس در دینش به علی اقتدا کند هدایت یافته است.[۷۷]
از سوی دیگر زرکان، پژوهشگر زندگی و آراء فخر رازی معتقد است این نمونهها دلالتی بر شیعهبودن او ندارد و برخی از موارد هم ناشی از تحریف کلام اوست.[۷۸] این که فخر رازی محبت اهلبیت را واجب بداند، دلیلی بر تشیع نیست.[۷۹] حسینی قزوینی نیز با تکیه بر دفاعیات رازی از خلافت ابوبکر در ذیل آیه غار او را از اهلسنت میداند.[۸۰] علامه مجلسی حدیثشناس شیعه، فخر رازی را با عنوان ناصبی[۸۱] و متعصب توصیف کرده است؛ زیرا او با نقل جملهای از شخصی دیگر، امامان شیعه را متهم به وضع و اختراع مفهوم بداء کرده است.[۸۲] برخی با بررسی آثار و آراء فخر رازی و مقایسه باورهای او با باورهای رایج شیعیان معتقدند، هرچند او گاه با برخی باورهای شیعیان همراهی دارد، ولی نمیتوان او را شیعه دانست.[۸۳]
اشتراکات نظری فخر رازی با شیعیان
برخی نویسندگان با تکیه بر آثار و نیز ادوار مختلف فکری رازی بر این باورند که فخر رازی بهویژه در آخرین آثارش تأثیرات زیادی از اندیشه تشیع پذیرفته و در موارد متعددی در برابر نظر شیعیان یا سکوت کرده یا آن را قبول کرده است؛ هرچند در موارد متعددی نیز با باورهای شیعیان مخالفت کرده است.[۸۴]
رازی در بحث درباره قرائت «بسم الله الرحمن الرحیم» نظر امام علی(ع) درباره بلندخواندن آن را ترجیح میدهد[۸۵] و در تفسیر آیه کونوا مع الصادقین (آیه ۱۱۹ سوره توبه) او میپذیرد که در هر زمانی باید معصومی باشد، ولی معصوم را جمیع امت معنا میکند نه شخصی خاص.[۸۶] درباره ذکر صلوات و جواز آن بر اهلبیت نیز نظر شیعه را بدون نقد آورده است.[۸۷] در ذیل داستان ابراهیم و آزر نظر شیعه درباره موحدبودن پدران پیامبر اسلام(ص) را نقل میکند و نقدی جدی بر آن وارد نمیکند.[۸۸]
مخالفتهای فخر رازی با اندیشههای شیعی
رازی در تفسیر خود علاوه بر مباحث اعتقادی و سیاسی، اختلافات فقهی با شیعیان را نیز مطرح کرده و تلاش کرده است که دلایل اهلسنت را ترجیح دهد.[۸۹] مثل بحث ازدواج موقت،[۹۰] و داستان جمله نحن معاشر الانبیاء لا نورث.[۹۱]
نسبتهای ناصحیح به شیعیان
رازی در آثار خود گاه باورهایی به شیعیان نسبت داده که عالمان شیعه آنها را انکار کردهاند؛ مثل باور به تحریف قرآن[۹۲] که محمدهادی معرفت قرآنپژوه و مفسر شیعه آن را اتهامی فضاحتبار دانسته است،[۹۳] برتری ملائکه بر پیامبران[۹۴] در حالی که عالمان شیعه دلایل شیعیان بر برتری پیامبران را نقل کردهاند.[۹۵] او به شیعیان نسبت داده است که معتقدند پیامبران میتوانند به خاطر تقیه، اظهار کفر کنند.[۹۶] ربانی گلپایگانی متکلم شیعه استدلال شیعیان برای عدم جواز تقیه در اظهار کفر را تبیین کرده است.[۹۷]
انکار امامت علی(ع)
فخر رازی در موارد گوناگون و در چند کتاب تلاش کرده است دلایل شیعیان بر امامت و ولایت علی(ع) را نقد کند. ازجمله در نهایة العُقول، هفت راه برای اثبات امامت امام علی(ع) نقل میکند که عبارتند از آیه ولایت،[۹۸] حدیث غدیر،[۹۹] حدیث منزلت،[۱۰۰] افضلیت امام علی(ع)[۱۰۱] و روایات متعدد[۱۰۲] را از قول شیعیان نقل کرده و سعی میکند این ادله را ناتمام معرفی کند.[۱۰۳] او سپس دلایل خود بر اثبات امامت ابوبکر را بیان کرده است.[۱۰۴] رازی در کتاب الاربعین خود ابتدا دلایلش بر امامت ابوبکر را ذکر کرده و سپس دلایل شیعیان بر اثبات امام علی(ع) را بهعنوان شبهه نقل کرده است.[۱۰۵]
انکار افضلیت علی در مقابل ابوبکر
بیشترین مناقشات فخر رازی علیه شیعیان را بر سر افضلیت علی بن ابیطالب بر ابوبکر گزارش کردهاند.[۱۰۶] فخر رازی در کتاب الاربعین فی اصول الدین خود بخش مفصلی را به نقد دلایل افضلیت امام علی(ع) اختصاص داده تا یکی از دلایل شیعیان برای امامت علی(ع) را خدشهدار کند. او بیست دلیل از سوی شیعه برای افضلیت نقل میکند[۱۰۷] و در بخش بعدی تلاش میکند که شش دلیل را نقد کند که عبارت است از عبارت «أنفُسَنا» در آیه مباهله، حدیث طیر مشوی، اعلمبودن علی، جهادهای بیشتر علی، اولین مسلمان بودن علی و حدیث رایت در جنگ خیبر.[۱۰۸] او برای نقد بقیه دلایل به این جمله اکتفا میکند که اینها روایات ضعیفی است که نمونه آن برای ابوبکر هم گفته شده است.[۱۰۹] نویسندگان شیعی نقدهای فخر رازی را در متون گوناگونی پاسخ گفتهاند.[۱۱۰] رازی در کتاب تفسیرش نیز برای اثبات افضلیت ابوبکر بر علی مطالب متعددی نگاشته است.[۱۱۱]
اهلبیت در آثار رازی
به گزارش پژوهشگرانی که تفسیر فخر رازی را مطالعه کردهاند، فخر رازی در ذیل بسیاری از آیات به فضایل و مناقب اهلبیت اشاره کرده است؛ ازجمله در ذیل آیه ۲۰۷ سوره بقره که به ماجرای لیلة المبیت اشاره دارد، آیه ۶۱ آلعمران که درباره مباهله است، آیه تطهیر، سوره کوثر و حتی در سوره حمد که این حدیث را نقل کرده است که خدایا حق را بر محور علی بگردان.[۱۱۲] در تفسیر آیه اول سوره طه منظور از «ط» را طهارت اهلبیت و منظور از «هـ» را هدایت ایشان دانسته است.[۱۱۳]
رازی در ذیل آیه ۲۳ سوره شوری، اهلبیت را مصداق قطعی واژه ذوی القربی میداند که مودت آنها واجب است.[۱۱۴] او همچنین در تفسیر سوره کوثر، یکی از مصادیق کوثر را اهلبیت میداند و امام باقر، صادق، کاظم و رضا را به همراه دعای احترامآمیز علیهم السلام نامبرده و ایشان را جزو بزرگترین عالمان توصیف کرده است.[۱۱۵] در موارد چندی نیز با نقل حدیث از امام صادق(ع) پس از نام او از تعبیر علیهالسلام استفاده کرده است[۱۱۶]
استناد به احادیث ائمه اهلبیت
رازی در تفسیر خود در موارد متعددی به احادیث و نقل قولهایی از امامان شیعه بهویژه امام پنجم و ششم استناد کرده است. مثل استناد به حدیثی از امام باقر(ع) درباره خلقت انسان،[۱۱۷] از امام صادق(ع) درباره استعاذه قبل از قرائت قرآن،[۱۱۸] و درباره اثبات خداوند از طریق فطرت.[۱۱۹] فخر رازی از امام صادق نقل کرده است که آیه ۱۹۹ سوره اعراف جامعترین آیه درباره ارزشهای اخلاقی است.[۱۲۰] و از امام باقر(ص) نقل کرده که نزد ما اهلبیت امیدبخشترین آیه قرآن آیه ۵ سوره ضحی است که خداوند آنقدر به پیامبرش اجازه شفاعت میدهد تا راضی شود.[۱۲۱]
پانویس
- ↑ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹ق، ج۶، ص۳۱۳.
- ↑ دادبه، فخر رازی، ۱۳۷۴ش، ص۱۷.
- ↑ خرمشاهی، «تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب»، ص۹۱.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۴۹۹.
- ↑ سعادت، «یادی از فخرالدین رازی»، ص۳؛ دادبه، فخر رازی، ۱۳۷۴ش، ص۱۷.
- ↑ قاسمی و یونسی، «نگاهی به عقلگرایی فخر رازی»، ص۱۸۶.
- ↑ قاسمی و یونسی، «فخر رازی؛ خاستگاه کلام فلسفی»، ص۱۴۱-۱۴۲.
- ↑ گریفل، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ص۸۸.
- ↑ قاسمی و یونسی، «فخر رازی؛ خاستگاه کلام فلسفی»، ص۱۲۳.
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة الأدب، ج۴، ص۲۹۷.
- ↑ فخر رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، ۱۴۰۲ق، ص۹۲-۹۳.
- ↑ افشانه، «بررسی حدیث غدیر از منظر فخر رازی و میر حامد حسین هندی»، ص۶۵.
- ↑ یزدی، «پاسخ به شبهات فخر رازی در مسئله امامت»، ص۹۱.
- ↑ ربیعنتاج، «روششناسی نقد آرای فخر رازی در المیزان»، ص۸۲.
- ↑ عبودیت، درآمدی بر نظام حکمت صدرائی، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۴۴.
- ↑ العماری، الامام فخرالدین الرازی، ۱۳۸۸ق، ص۱۱۶.
- ↑ عیسیزاده، امامت، امامیه و اهلسنت، ۱۳۹۳ش، ص۳۰.
- ↑ به عنوان نمونه: مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۲۴۰ و ج۳۰، ص۶۰۱ و ج۳۰، ص۲۸۲.
- ↑ به عنوان نمونه: مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۰، ص۴۱۸ و ج۳۵، ص۳۸۴ .
- ↑ فانی، «فهرست آثار چاپی امام فخر رازی»، ص۲۷۷.
- ↑ فانی، «فهرست آثار چاپی امام فخر رازی»، ص۲۷۸.
- ↑ الزرکان، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیتا، ص۶۲-۱۱۸.
- ↑ الزرکان، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیتا، ص۱۱۸-۱۳۹.
- ↑ الزرکان، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیتا، ص۱۳۹-۱۵۳.
- ↑ المجدوب، الامام الحکیم فخرالدین الرازی من خلال تفسیره، ۱۴۰۰ق، ص۳۹.
- ↑ خرمشاهی، «تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب»، ص۹۱.
- ↑ هاشمینیا، «آشنایی اجمالی با اندیشههای کلامی فخر رازی»، ص۶۲؛ گریفل، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ص۷۷.
- ↑ گریفل، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ص۷۷.
- ↑ هاشمینیا، «آشنایی اجمالی با اندیشههای کلامی فخر رازی»، ص۶۱.
- ↑ گریفل، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ص۹۳.
- ↑ آلداود، «مقدمه»، ص۳۵.
- ↑ قاسمی، فخر رازی، ۱۴۰۱ش، ص۹.
- ↑ الزرکان، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیتا، ص۳.
- ↑ العلوانی، الامام فخرالدین الرازی و مصنفاته، ۱۴۳۱ق، ص۵.
- ↑ سعادت، «یادی از فخرالدین رازی»، ص۴.
- ↑ دادبه، فخر رازی، ۱۳۷۴ش، ص۶.
- ↑ گریفل، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ص۶۷-۹۷.
- ↑ مناقبی و حجتی، «بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی درباره صفات خبری»، ص۱۱.
- ↑ فخر رازی، اساس التقدیس، ۱۴۳۲ق، ص۳۴۵.
- ↑ مناقبی و حجتی، «بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی درباره صفات خبری»، ص۲۰.
- ↑ حجتی و مناقبی، «بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی درباره صفات خبری»، ص۱۸.
- ↑ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۳۱.
- ↑ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۲۶-۲۷.
- ↑ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۲۲-۲۴.
- ↑ خادمی و طالقانی، «تأثیر اندیشههای فلسفی بر قرائت فخر رازی از نظریه کسب»، ص۱۳۰.
- ↑ خادمی و طالقانی، «تأثیر اندیشههای فلسفی بر قرائت فخر رازی از نظریه کسب»، ص۱۳۰؛ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۳۵.
- ↑ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۲۴-۲۶.
- ↑ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۳۶.
- ↑ بهشتی و فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، ص۳۷-۳۸.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۹.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۱۳.
- ↑ پارسا و پریمی، «گستره عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، ص۳۱.
- ↑ سعیدیمهر و اختیاری، «عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، ص۱۴۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۹.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۱۴۹.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۱۴۹-۱۵۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۴، ص۳۹۳-۴۰۳.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۶.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۴۳.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۳۷.
- ↑ فخر رازی، جامع العلوم، ۱۳۸۲ش، ص۴۶۸.
- ↑ فخر رازی، جامع العلوم، ۱۳۸۲ش، ص۴۶۹.
- ↑ نوری و جهانشاهی جواران، «شخص کامل از دیدگاه فخر رازی»، ص۹۳.
- ↑ نوری و جهانشاهی جواران، «شخص کامل از دیدگاه فخر رازی»، ص۱۰۲.
- ↑ فخر رازی، المطالب العالیه من العلم الالهی، ۱۹۸۷م، ج۱، ص۲۶۰.
- ↑ فخر رازی، المطالب العالیه من العلم الالهی، ۱۹۸۷م، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ فخر رازی، المطالب العالیه من العلم الالهی، ۱۹۸۷م، ج۸، ص۱۰۶.
- ↑ فخر رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، ۱۴۰۲ق، ص۵۵.
- ↑ فخر رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، ۱۴۰۲ق، ص۵۵-۵۶.
- ↑ فخر رازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، ۱۴۰۲ق، ص۵۷.
- ↑ شبیری زنجانی، جرعهای از دریا، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۶۱۸.
- ↑ بهشتی، «گرایش امام فخر رازی به تشیع»، ص۴۵.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۰۱.
- ↑ حسینی قزوینی: فخر رازی سنی است نه شیعه
- ↑ الزرکان، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیتا، ص۲۷-۲۸.
- ↑ الزرکان، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیتا، ص۲۸.
- ↑ حسینی قزوینی: فخر رازی سنی است نه شیعه
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۱۲۴ و ج۳۵، ص۳۸۴.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۱۲۳.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۴۲-۱۴۳.
- ↑ صباغچی و نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، ص۱۴۲-۱۴۳.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۶، ص۲۲۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۶، ص۱۸۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۳، ص۴۱-۴۲.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۶.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۶؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۵۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۹، ص۲۱۸-۲۱۹.
- ↑ به عنوان نمونه: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۹، ص۱۷۰ و ج۱۵، ص۲۲۴.
- ↑ معرفت، صیانة القرآن من التحریف، ۱۳۸۶ش، ص۱۶.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۲۳۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، ایضاح المراد، ۱۳۹۵ش، ص۴۷۰.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۸.
- ↑ ربانی گلپایگانی، ایضاح المراد، ۱۳۹۵ش، ص۳۴۲-۳۴۳.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۴۵۱.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۴۷۳.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۵۰۶.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۵۲۱.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۵۳۸.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۴۵۱-۵۴۳.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ص۵۴۳.
- ↑ فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ص۲۷۰-۳۰۰.
- ↑ عبدالحمید، الرازی مفسراً، ۱۳۹۴ق، ص۳۳۳.
- ↑ فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ص۳۰۱-۳۱۵.
- ↑ فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ص۳۱۶-۳۱۸.
- ↑ فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ۱۹۸۶م، ص۳۱۸.
- ↑ رک: عیسیزاده، «تحلیل انتقادی اشکالات فخر رازی بر دلایل افضل بودن امام علی (ع) در کتاب الاربعین فی الاصول الدین»، ص۱۸۱-۲۰۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۱، ص۲۰۵؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۱، ص۱۰.
- ↑ یزدی، «پاسخ به شبهات فخر رازی در مسئله امامت»، ص۹۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲۲، ص۴.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲۷، ص۱۶۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۲، ص۱۲۵.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۱، ص۸۶؛ ج۳۱، ص۱۹۴.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۹، ص۱۸۸.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۰۲.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۱۰۹؛ ج۱۷، ص۷۱.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۵، ص۱۰۱.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۳۱، ص۲۱۳.
منابع
- آلداود، سید علی، «مقدمه»، در جامع العلوم، فخرالدین محمد رازی، تصحیح: سید علی آلداود، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۲ش.
- ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
- افشانه، زهرا، «بررسی حدیث غدیر از منظر فخر رازی و میر حامد حسین هندی»، گفتمان اندیشه، شماره ۱۲، پاییز و زمستان ۱۴۰۲ش.
- بهشتی، احمد، «گرایش امام فخر رازی به تشیع»، فصلنامه شیعهشناسی، شماره ۱۳، بهار ۱۳۸۵ش.
- بهشتی، احمد و علیرضا فارسینژاد، «فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار»، فصلنامه اندیشه دینی، ش۴۱، زمستان ۱۳۹۰ش.
- پارسا، علیرضا و علی پریمی، «گستره عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، پژوهشنامه فلسفه دین، شماره ۲۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۴ش.
- حسینی قزوینی، سید محمد، فخر رازی سنی است نه شیعه، پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیتالله سید محمد حسینی قزوینی، مرور خبر ۴ خرداد ۱۴۰۵ش.
- خادمی، عینالله و سید حسن طالقانی، «تأثیر اندیشههای فلسفی بر قرائت فخر رازی از نظریه کسب»، فصلنامه تحقیقات کلامی، ش۱، تابستان ۱۳۹۲ش.
- خرمشاهی، بهاءالدین، «تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب»، مجله معارف، ش۷، فروردین تا تیر ۱۳۶۵ش.
- دادبه، اصغر، فخر رازی، تهران، طرح نو، ۱۳۷۴ش.
- ربانی گلپایگانی، علی، ایضاح المراد فی شرح کشف المراد، قم، رائد، ۱۳۹۵ش.
- ربیعنتاج، سید علیاکبر، «روششناسی نقد آرای فخر رازی در المیزان»، پژوهشنامه قرآن و حدیث، ش۴، تابستان۱۳۸۷ش.
- الزرکان، محمد صالح، فخرالدین الرازی و آراؤه الکلامیة و الفلسفیة، بیجا، بیتا.
- زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م.
- سعادت، اسماعیل، «یادی از فخرالدین رازی»، مجله معارف، ش۷، فروردین تا تیر ۱۳۶۵ش.
- سعیدیمهر، محمد و لیلا اختیاری، «عصمت انبیاء از دیدگاه فخر رازی»، پژوهشهای فلسفی، ش۱۷، بهار و تابستان ۱۳۸۹ش.
- شبیری زنجانی، سید موسی، جرعهای از دریا، ج۴، قم، کتابشناسی شیعه، ۱۳۹۸ش.
- صباغچی، یحیی و ابراهیم نوری، «دوگانگی دیدگاه فخر رازی در مصداقشناسی معصوم»، فصلنامه اندیشه نوین دینی، ش۴۰، بهار ۱۳۹۴ش.
- عبدالحمید، محسن، الرازی مفسراً، بغداد، دار الحریة، ۱۳۹۴ق.
- عبودیت، عبدالرسول، درآمدی بر نظام حکمت صدرائی، تهران، سمت، ۱۳۹۲ش.
- العلوانی، طه جابر، الامام فخرالدین الرازی و مصنفاته، قاهره(مصر)، دار السلام، ۱۴۳۱ق.
- العماری، علی محمدحسن، الامام فخر الدین الرازی: حیاته و آثاره، بیجا، بینا، ۱۳۸۸ق.
- عیسیزاده، عیسی، امامت، امامیه و اهلسنت: بررسیای تطبیقی با تأکید بر آرای فخر رازی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۳ش.
- عیسیزاده، عیسی، «تحلیل انتقادی اشکالات فخر رازی بر دلایل افضل بودن امام علی (ع) در کتاب الاربعین فی الاصول الدین»، فصلنامه نقد و نظر، ش۱۰۰، زمستان ۱۳۹۹ش.
- فانی، کامران، «فهرست آثار چاپی امام فخر رازی»، مجله معارف، ش۷، فروردین تا تیر ۱۳۶۵ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، الاربعین فی اصول الدین، قاهره (مصر)، مکتبة کلیات الأزهریه، ۱۹۸۶م.
- فخر رازی، محمد بن عمر، اساس التقدیس، قاهره(مصر)، المکتبة الأزهریة للتراث، ۱۴۳۲ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۲ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، جامع العلوم، تصحیح، سید علی آلداود، تهران، موقوفات دکتر محمود افشاری، ۱۳۸۲ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، المطالب العالیه من العلم الالهی، تحقیق: احمد حجازی السقا، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۹۸۷م.
- فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب یا التفسیر الکبیر، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۳ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، نهایة العقول فی درایة الاصول، بیروت، دار الذخائر، ۱۴۳۶ق.
- قاسمی، اعظم و آریا یونسی، فخر رازی: زندگینامه تحلیلی-انتقادی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۴۰۱ش.
- قاسمی، اعظم و آریا یونسی، «فخر رازی؛ خاستگاه کلام فلسفی»، دوفصلنامه جستارهای فلسفه دین، ش۱۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ش.
- قاسمی، اعظم و آریا یونسی، «نگاهی به عقلگرایی فخر رازی: بازخوانی انتقادی وصیتنامه او»، دوفصلنامه حکمت معاصر، ش۳۰، بهار و تابستان ۱۳۹۹ش.
- گریفل، فرانک، «ناگفتههایی درباره زندگی فخر رازی و حامیان وی»، ترجمه: سیده زهرا حسینی، دوفصلنامه پژوهش در تاریخ، ش۳۰، بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.
- المجدوب، عبدالعزیز، الامام الحکیم فخرالدین الرازی من خلال تفسیره، لیبی، الدار العربی للکتاب، ۱۴۰۰ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة و اللقب، تهران، خیام، ۱۳۶۹ش.
- مناقبی، حمیدرضا و سید محمدباقر حجتی، «بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی و علامه طباطبایی درباره صفات خبری»، فصلنامه اندیشه علامه طباطبایی، ش۲، فروردین ۱۳۹۴ش.
- نوری، ابراهیم و ناصر جهانشاهی جواران، «شخص کامل از دیدگاه فخر رازی»، فصلنامه نقد و نظر، ش۸۵، بهار ۱۳۹۶ش.
- هاشمینیا، سید هادی، «آشنایی اجمالی با اندیشههای کلامی فخر رازی»، فصلنامه فروغ اندیشه (حکمت رضوی)، ش۴-۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۲ش.
- یزدی، محمدجواد، «پاسخ به شبهات فخر رازی در مسئله امامت»، دوماهنامه کیهان اندیشه، ش۶۸، مهر و آبان ۱۳۷۵ش.