خلقت اجباری
| عدل الهی | |
| تعریف عدل الهی | |
| حسن و قبح | |
| مسئله شر | |
| جبر و اختیار | |
| امر بین الامرین | |
| قضا و قدر | |
| نظام احسن | |
| مستضعف فکری | |
| تکلیف مالایطاق | |
| استطاعت | |
| قبح عقاب بلابیان | |
| عذاب ابدی | |
| خلقت اجباری | |
| عدالت تشریعی | |
خلقت اجباری به این معناست که انسان بدون اراده خود و تنها براساس خواست خداوند آفریده شده است. این مسئله یکی از سوالات اساسی بشر است: چرا انسان بدون اختیار خود به دنیا آمده است؟ در تحلیل این مسئله، گفته میشود که اساساً هیچگونه اختیاری برای انسان پیش از به وجود آمدنش قابل تصور نیست. علاوهبر این، وجود هر موجودی به طور کامل وابسته به علتهای خود است و وجود انسان نیز براساس این علتها محقق میشود. بنابراین، نمیتوان فرض کرد که انسان با اراده خود به وجود آمده باشد.
فیلسوفان با استناد به دلایل عقلی بر این باورند که اصل وجود، بهخودیخود، خیر است و خداوند براساس علم و حکمت بیپایان خود، موجودات را به بهترین حالت ممکن خلق میکند. این وضعیت به نظام احسن معروف است؛ به این معنا که خداوند موجودات را به گونهای میآفریند که به بهترین وجه ممکن با هدف و حکمت الهی همخوانی داشته باشد.
گروهی از علما براساس روایات مربوط به عالم ذر، بر این باورند که ویژگیها و ناملایمات این جهان به انتخاب و اختیار انسان در آن عالم مربوط است. به گفته آنان، انسان پیش از تولد در عالم ذر تصمیماتی میگیرد که در این دنیا تجلی مییابند. همچنین گفته شده که اختیاری نبودن تولد به معنای اختیاری نبودن افعال انسان نیست. انسان در قبال کارهای خود مسئول است و در این دنیا باید نسبت به اعمالش پاسخگو باشد. مجازات و عذاب نیز اموری تصادفی یا قراردادی نیستند؛ بلکه حقیقت خود عمل انسان هستند که به صورت عذاب در میآیند و نتیجه طبیعی رفتارهای او به شمار میروند.
مطلوبیت وجود انسان و خودکشی یا طلب مرگ منافاتی ندارد. مرگ نابودی نیست، بلکه ادامه حیات به شکلی دیگر است. خودکشی از سوی افراد خطاکار بهدلیل گمان فرار از مشکلات است، درحالیکه طلب مرگ توسط مقربان و امامان به این منظور است که نشان دهند زندگی دنیوی ارزش ذاتی ندارد و تنها در مسیر بندگی خداوند ارزشمند است.
اهمیت و پیشینه
خلقت اجباری به این معناست که انسان بدون خواست خود و براساس اراده خداوند به وجود آمده است[۱]. یکی از اصلیترین دغدغههای بشر در زمینه عدل الهی همیشه این بوده که چرا انسان بدون اختیار و خواست خود آفریده شده[۲] و چرا باید سختیها و آزمایشهای این دنیا را تحمل کند.[۳] میرزاده عشقی (درگذشت: ۱۳۰۳ش) شاعر نوگرای ایرانی در این رابطه سروده است:
نارضایتی از وجود داشتن در هنگام ناملایمات در تاریخ بشر ریشه دارد. بهعنوان نمونه، طبرسی در مجمع البیان نقل میکند که عمر بن خطاب پس از شنیدن آیه اول سوره انسان که از زمانی صحبت میکند که انسان چیزی نبوده، آرزو کرده که ایکاش انسان به دنیا نیامده بود و فرزندانش دچار مشکلات نمیشدند.[۵] مشابه این نگرش در گفتههای ابوبکر،[۶] عمر بن خطاب[۷] و عایشه[۸] نیز مشاهده میشود.
گفته شده اینگونه پرسشها ریشه منطقی نداشته و جنبه روانشناختی دارند. و ریشه آن سختیهایی است که در زندگی به انسان وارد میشود. و اگر انسان به آنچه دارد توجه کند و به آنچه در سایه این آزمایشها و سختیها میتواند برسد فکر کند، این سوالات رفع خواهد شد.[۹]
امکانسنجی اختیار انسان در آفرینش
اذن و اختیار انسان در آفرینش خود غیرممکن است. چرا که برای داشتن اختیار، انسان باید ابتدا وجود داشته باشد و اگر وجود داشته باشد، دیگر نیازی به آفریدهشدن نیست. بنابراین، اختیار برای به وجود آمدن، امری غیرممکن است و نه اینکه خداوند از آن دریغ کرده باشد.[۱۰] مولوی (درگذشت: ۶۷۲ق) شاعر و عارف در این رابطه چنین میسراید:
همچنین وجود هر معلولی تابع علت آن است. خداوند و سلسله علتهایی که خلق کردهاند، موجب وجود مخلوقات میشوند. هیچ معلولی در وجود خود نقشی ندارد و کاملاً وابسته به علت است. بنابراین، وجود انسان نیز معلول علتهایی است که به خداوند باز میگردند و نمیتوان گفت که وجود او وابسته به اراده خودش است.[۱۲]
چرایی آفرینش انسان
یکی از سوالات مهم درباره وجود انسان، چرایی آفرینش اوست. چرا خداوند انسان را آفرید و اگر او را نمیآفرید چه مشکلی پیش میآمد؟[۱۳] فیلسوفان اسلامی معتقدند که چون خداوند دارای کمالات بینهایت است، وجود مخلوقات به طور طبیعی از او صادر میشود.[۱۴] اما خداوند از میان تمام احتمالات موجود برای آفرینش، کاملترین و بهترین نظام ممکن را میخواهد.[۱۵] بنابراین، خداوند با علم و حکمت بیپایان خود، آفرینش را به صورت نظام احسن خلق میکند.[۱۶] اگر براساس حکمت الهی وجود انسان ضروری باشد، او انسان را میآفریند.[۱۷]
از دیدگاه فیلسوفان، اصل وجود خیر است و بودن هر چیزی بهتر از نبودن آن است. فیض کاشانی فیلسوف شیعه، در استدلالی نشان میدهد که وجود خوب است و عدم شر است.[۱۸] عبدالله جوادی آملی نیز معتقد است که انسان پیش از آفرینش چیزی نبود، تنها ذرهای خاک بود. اما به لطف خداوند به مقامی رسید که میتواند به مرتبه خلیفةاللهی برسد. این جود و فضل خداوند به انسان است، و اگر انسان با اختیار خود قدر این فضل را ندانسته و سوء اختیار کند، خود مسئول است.[۱۹] همچنین، آفرینش مخلوقات حق خداوند است، نه حق مخلوقات، بنابراین هیچکس نباید گمان کند که در وجود داشتنش حقی از او ضایع شده است.[۲۰]
تلاش برای حل مسئله خلقت اجباری با تکیه بر عالم ذر
یکی از راهحلها برای مسئله خلقت اجباری، تکیه بر عالم ذر است. برخی علما براساس احادیث معتقدند که انسان پیش از دنیا در عالم ذر بوده و با اختیاری که در آنجا داشته، ویژگیهای زندگی دنیوی خود را انتخاب کرده است.[۲۱] در این نگاه، انسانها در عالم ذر از هدایت برابر برخوردارند، اما بهدلیل اختیار، انتخابهای مختلفی دارند که این انتخابها در نهایت باعث تفاوتهای موجود در زندگی دنیوی میشود.[۲۲] بنابراین، شرایط سخت یا نامناسب برخی افراد در دنیا، به خواست خود آنها در عالم ذر بازمیگردد.[۲۳]
اگر بودنم به خواست خودم نیست، چرا حساب؟ چرا عذاب؟
ناسازگاری میان خلقت اجباری و حسابرسی و عذابشدن انسان از دیگر مسائلی است که در بحث خلقت اجباری مطرح میشود. بر این اساس مدعا آن است که اگر خدا انسان را بدون خواست او به وجود آورده است، دیگر نباید او را به خاطر گناهانش عذاب کند.[۲۴] و در مقابل گفته شده است که هرچند انسان در اصل وجود خودش دخالتی ندارد، اما این به معنای اختیارنداشتن در زندگی و سلب مسئولیت از او نیست.[۲۵] ضمن این که آنچه انسان در مورد آن بازخواست میشود حیات طبیعی و غیر ارادی او نیست. بلکه او باید پاسخگوی رفتارهایی باشدکه با اراده خود انتخاب کرده است.[۲۶] محسن قرائتی، مفسر شیعه، در ضمن یک مثال میگوید همانطور که منبع آب شهری و لوله کشی مسیر و ... تحت اختیار شهروندان نیست، ولی مسئولیت مصرف آب و هزینههای آن به عهده آنهاست، اختیاری و انتخابی نبودن تولد انسان و ویژگیهای او نیز مانع مسئولیت او در برابر رفتارهای اختیاریاش نیست.[۲۷]
جوادی آملی نیز با تکیه بر آموزه تجسم اعمال میگوید که مجازات هاى الهی براى آرامشدن قلب ستم ديدگان، یا برای امنیت جامعه نيست؛ بلكه شبيه رابطه بیمار و پزشک است. اگر بيمار به دستورات پزشک عمل نکند و در نتیجه پزشک داروی تلخی برای او تجویز کند، این انتقام پزشک نیست، بلکه نتیجه طبیعی عمل بیمار است که به سفارش طبیب عمل نکرده است. به گفته وی قرآن کریم نیز در آیه ۱۰ سوره نساء حقیقت عذاب را تجسم گناه معرفی میکند.[۲۸]
خیر بودن وجود و طلب مرگ
گفته شده اگر وجود خیر بود و هر کسی طالب زندگی میشد، ممکن بود که برخی افراد مانند کسانی که خودکشی میکنند، چنین تصمیمی نداشته باشند. همچنین در تاریخ نمونههایی از انسانهای مقرب مانندحضرت مریم(س)[۲۹]، حضرت زهرا(س)،[۳۰] امام رضا(ع)[۳۱] و برخی اولیاء الهی وجود دارد که طلب مرگ کردهاند، که ممکن است این موارد با خیربودن وجود ناسازگار به نظر برسد.[۳۲] در پاسخ به این مسئله گفته شده که مرگ به معنای نابودی نیست، بلکه انتقال از یک مرتبه حیات به مرتبهای دیگر است. کسانی که خودکشی میکنند، تصور میکنند که با این کار از مشکلات موجود رها میشوند. همچنین افرادی که طلب مرگ میکنند، بهدنبال رهایی از سختیهایی هستند که خود یا دیگران با انتخابهای نادرست به آن دچارشان کردهاند.[۳۳]
اما طلب مرگ از سوی افراد مقرب به این دلیل است که نشان دهند زندگی تنها زمانی ارزش دارد که در مسیر عبادت و بندگی خداوند باشد. اگر این مسیر نباشد، دنیا ارزش زیستن ندارد و مرگ بر آن ترجیح داده میشود.[۳۴] امام سجاد(ع) در دعای مکارم الاخلاق از خداوند میخواهد تا عمرش را تنها در راه طاعت خود قرار دهد و اگر زندگیاش به مسیر شیطان تبدیل شد، جانش را بگیرد.[۳۵] محمدباقر مجلسی نیز در توضیح روایتی از امام رضا(ع) میگوید که در برخی شرایط، طلب مرگ جایز است. احتمالاً امام رضا(ع) با این درخواست خواستهاند تا تصور نادرست برخی از افراد جاهل را که فکر میکردند ایشان از مقام ولیعهدی خوشحال است، اصلاح کنند.[۳۶]
پانویس
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۲۴.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۲۳؛ محمدپور، «خلقت اجباری و دوزخ اختیاری انسانها»، سایت کیهان.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۳۸؛ شجاعی، هدف آفرینش انسان، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۸.
- ↑ میرزاده عشقی، کلیات مصور میرزاده عشقی، ۱۳۵۷ش، ص۳۳۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۶۱۵.
- ↑ شیخ صدوق، علل الشرایع، مکتبة الداوری، ج۱، ص۱۸۷.
- ↑ ابوعبید، غريب الحديث، ۱۳۹۶ق، ج۴، ص۱۱۰.
- ↑ ابوعبید، غريب الحديث، ۱۳۹۶ق، ج۴، ص۱۱۰.
- ↑ «آفرینش اجباری انسان، با تحمیل تکالیف در شرایط دشوار»، سایت دفتر آیت الله مکارم شیرازی.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۳۸-۳۹؛ «خلقت اجباری»، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی؛ «آفرینش اجباری انسان، با تحمیل تکالیف در شرایط دشوار»، سایت دفتر آیت الله مکارم شیرازی.
- ↑ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۷۱.
- ↑ «خلقت اجباری»، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۲۴.
- ↑ صدرالدین شیرازی، اسفار، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۱۰۶؛ سبزواری، أسرار الحکم في المفتتح و المختتم، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۶.
- ↑ عبودیت و مصباح، خداشناسی، ۱۳۹۹ش، ص۲۷۰-۲۷۲.
- ↑ ابنسینا، المبدأ و المعاد، ۱۳۶۳ش، ص۸۸؛ ابنسینا و خواجه نصیر طوسی، شرح الإشارات و التنبیهات، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۱۸؛ صدرالدین شیرازی، اسفار اربعه، ۱۳۶۸ش، ج۷، ص۵۷.
- ↑ الهی راد، انسانشناسی، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۲-۱۱۳.
- ↑ فیض کاشانی، عین الیقین، ۱۴۳۲ق، ص۶۱.
- ↑ جوادی آملی، توصیهها، پرسشها و پاسخها، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۲.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۳۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: مازندرانی، شرح ااصول الكافی، ۱۴۲۹ق، ج۸، ص۱۷-۱۹.
- ↑ اکبری، عالم ذر: آغاز شگفت انگيز زندگی انسان، ۱۳۸۷ش، ص۱۳۵-۱۳۶.
- ↑ اکبری، عالم ذر: آغاز شگفت انگيز زندگی انسان، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۱-۱۵۱.
- ↑ جوادی آملی، توصیهها، پرسشها و پاسخها، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۲.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۳۹.
- ↑ «خلقت اجباری»، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی.
- ↑ قرائتی، درسهایی از قرآن، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۰۸۷.
- ↑ جوادی آملی، توصیهها، پرسشها و پاسخها، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۲-۱۳۳.
- ↑ سوره مریم، آیه ۲۳.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۳، ص۱۷۷.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۹، ص۱۷۷.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۲۶.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۲۶-۲۸.
- ↑ شجاعی، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، ص۲۷-۲۸.
- ↑ امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، ۱۳۷۸ش، ص۹۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۹، ص۱۷۷.
منابع
- صحیفه سجادیه، قم، نشر الهادی، ۱۳۷۸ش.
- «آفرینش اجباری انسان، با تحمیل تکالیف در شرایط دشوار»، وبگاه دفتر آیتالله مکارم شیرازی، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۳ش.
- ابوعبید، قاسم بن سلام، غريب الحديث، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۳۹۶ق.
- ابنسینا، حسین بن عبدالله و محمد بن محمد خواجه نصیر طوسی، شرح الإشارات و التنبیهات، قم، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۳ق.
- ابنسینا، حسین بن عبدالله، المبدأ و المعاد، تهران، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران - دانشگاه مک گیل، ۱۳۶۳ش.
- اکبری، محمدرضا، عالم ذر: آغاز شگفت انگيز زندگی انسان، قم، انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۷ش.
- الهی راد، صفدر، انسانشناسی، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۹ش.
- جوادی آملی، عبدالله، توصیهها، پرسشها و پاسخها در محضر حضرت آیتالله جوادی آملی، قم، نشر معارف، ۱۳۸۹ش.
- «خلقت اجباری»، مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، تاریخ درج مطلب: ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ش، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۳ش.
- سبزواری، هادی بن مهدی، أسرار الحکم في المفتتح و المختتم، قم، مطبوعات دینی، ۱۳۸۳ش.
- شجاعی، احمد، «آفرینش اجباری و اختیار انسان»، در مجله کلام اسلامی، شماره ۹۲، اسفند ۱۳۹۳ش.
- شجاعی، احمد، هدف آفرینش انسان، قم، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۹۷ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم، مکتبة الداوری، بیتا.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، قم، مکتبة المصطفوی، ۱۳۶۸ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۸ق.
- عبودیت، عبدالرسول و مجتبی مصباح، خداشناسی، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۹ش.
- فیض کاشانی، محمد محسن بن مرتضی، عین الیقین، بیروت، دارالمحجة البیضاء، ۱۴۳۲ق.
- قرائتی، محسن، درسهایی از قرآن (متن پیاده شده از برنامه تلویزیونی)، تاریخ درج مطلب: ۶ مهر ۱۳۸۷ش.
- مازندرانی، محمدصالح بن احمد، شرح أصول الكافي، بیروت، دار إحیاء الکتاب العربي، ۱۴۲۹ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- محمدپور، بهنام، «خلقت اجباری و دوزخ اختیاری انسانها»، وبگاه کیهان، تاریخ درج مطلب: ۵ شهریور ۱۴۰۰ش، تاریخ بازدید: ۱۱ شهریور ۱۴۰۳ش.
- مولوی، محمد بن محمد، مثنوی معنوی، تصحیح حسن لاهوتی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۹۳ش.
- میرزاده عشقی، سید محمدرضا، کلیات مصور میرزاده عشقی، تهران، سپهر، ۱۳۵۷ش.