شرور طبیعی
شُرور طبیعی در مقابل شرور اخلاقی به مشکلات و ناملایماتی گفته میشود که بهدلیل عوامل طبیعی و بدون دخالت انسان رخ میدهند، مانند سیل، زلزله و بیماریها. این نوع شرور برای مسائل اعتقادی مثل توحید، وجود خدا و صفاتی چون عدل الهی، قدرت، علم و خیرخواهی خداوند چالشهایی ایجاد کرده است. برای مثال، سوالی مطرح میشود که اگر خداوند قادر، عالم و خیرخواه است، چرا چنین بلاهایی مانند سیل و زلزله در جهان وجود دارند؟ چگونه وجود چنین شروری که درد و رنج میآورد با عدالت الهی سازگار است؟
برخی از کلامپژوهان شیعه معتقدند که ملاک شر بودن یک چیز، درد و رنج ناشی از آن است. به این معنا که اگر حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله هیچ آسیبی به همراه نیاورند و درد و رنجی ایجاد نکنند، بهعنوان شر تلقی نمیشوند.
متکلمان و فیلسوفان مسلمان، برای رفع چالشهای شرور طبیعی و سازگاری آن با مسائل دینی، پاسخهای مختلفی ارائه کردهاند. برخی از این پاسخها شامل نقش گناهان در به وجود آمدن شرور طبیعی، عذاببودن برخی از شرور، و اطمینان به حکمت و مصلحت خداوند است. همچنین، برخی از متکلمان نظریه عوض را مطرح کردهاند، به این معنا که خداوند برای هر شر طبیعی، پاداشی میدهد که به اندازهای باشد که هر شخص عاقل به راحتی بتواند درد و رنج ناشی از آن را تحمل کند.
برخی از فیلسوفانِ مسلمان، شرور را بهعنوان چیزی از سنخ نیستی یا منشأ نیستی و نابودی میدانند و ازاینرو آنها را نیازمند آفریننده نمیدانند. گروهی دیگر معتقدند که شر مطلق یا چیزی که شر آن بیشتر از خیرش باشد، در جهان وجود ندارد. همچنین، شرور اندکی که در جهان مادی وجود دارند، لازمه طبیعت آن جهان به شمار میروند؛ چرا که جهان مادی، جهانی پر از تغییر، تحول، تضاد و تزاحم است که به ناچار به شرور اندک منتهی میشود. برخی دیگر نیز بر این باورند که آنچه شر نامیده میشود، نسبی است و تنها در مقایسه و نسبت با چیزی دیگر شر محسوب میشود، اما از دیدگاه وجود خود یا از جهات دیگر، شر به حساب نمیآید.
علاوهبر پاسخهای کلامی و فلسفی، فواید و آثاری برای شرور طبیعی نیز ذکر شده است. از جمله اینکه شرور وسیلهای برای آزمایش الهی هستند و انسانها را امتحان میکنند. همچنین، شرور باعث بیداری از غفلتها و عبرتگرفتن از حوادث میشوند. علاوهبر این، شرور و ناملایمات میتوانند خوبیها و خیرها را نمایان کنند، و به همین دلیل وجود آنها ضروری است.
مفهومشناسی
شرور طبیعی به مشکلاتی گفته میشود که بهدلیل عوامل طبیعی[۱] و بدون دخالت انسان رخ میدهند و موجب درد و رنج میشوند، مانند طوفان، زلزله، سیل، آتشفشان، بیماریها[۲] و برخی معلولیتها.[۳] برخی کلامپژوهان معتقدند که ملاک شر بودن یک چیز، درد و رنج ناشی از آن است. به عبارت دیگر، چیزی که باعث آسیب یا از دست دادن داراییها و عزیزان شود، شر تلقی میشود، اما اگر آسیب و رنجی بههمراه نداشته باشد، شر محسوب نمیشود.[۴]
شرور طبیعی به سه دسته تقسیم میشود: الف- شرور طبیعی محض که انسان در آنها هیچ دخالتی ندارد، مانند سیل و زلزله. ب- شرور ناشی از کوتاهیهای انسان که انسان در بوجود آوردن آنها تأثیر دارد، مانند بلایای ناشی از دستکاری طبیعت. ج- شرور قابل کنترل که انسان میتواند در مهار یا کاهش آسیبهای آن دخالت کند، مانند ساخت خانههای ضدزلزله.[۵]
در مقابل شرور طبیعی، شرور اخلاقی یا ارادی قرار دارد که از سوء اختیار انسان سرچشمه میگیرند مانند قتل و سرقت و ظلم به دیگری.[۶]
مسئله شرور طبیعی و چالشهای دینی
مسئله شر و شرور طبیعی از مسائل کهن در اعتقادات، فلسفه و الهیات شمرده شده است[۷] که با مسائل توحید،[۸] وجود خدا و صفات خدا مانند عدل، قدرت، علم و خیرخواهی الهی مرتبط است و چالشهایی ایجاد کرده است.[۹] به همین دلیل، پاسخگویی دقیق به این مسئله برای حفظ ایمان دینی ضروری است.[۱۰] در حدیث توحید مفضل، امام صادق(ع) اشاره کردهاند که برخی از افراد از شرور طبیعی برای انکار خالق و ناسازگاری با صفات خدا استفاده میکنند.[۱۱] گفنه شده در جهان اسلام، مسئله شر بیشتر به تناقض با صفات و عدل الهی مربوط است، اما در مسیحیت این مسئله با چالشهایی در رابطه با اصل وجود خدا مطرح شده است.[۱۲]
انسانها همواره با حوادثی مانند سیل، زلزله، طوفان و بیماریها روبرو بودهاند و این حوادث باعث شده تا سوالاتی درباره رابطه آنها با خداوند مطرح شود: اگر خداوند قادر مطلق، عالم مطلق و خیرخواه است، چرا چنین حوادثی رخ میدهند و خداوند از وقوع آنها جلوگیری نمیکند؟[۱۳] چگونه میتوان به عدالت خداوند باور داشت[۱۴] وقتی که این حوادث آسایش انسان را تهدید میکند؟[۱۵]
محمدمهدی نراقی و دیگر فیلسوفان مسلمان معتقدند که جهان به بهترین شکل ممکن آفریده شده است.[۱۶] اما سوال این است که چرا با وجود این نظام احسن، شرور و بلاها وجود دارند؟[۱۷] این مسئله باعث شده که برخی به دو آفریدگار برای خیر و شر باور داشته باشند.[۱۸] فیلسوفان مسلمان پرسش میکنند که چگونه شرور از خداوند که خیر محض است، صادر میشود؟[۱۹] متکلمان نیز این موضوع را تحت عنوان «دردها و پاداشها» بررسی کردهاند.[۲۰] در کلام جدید[۲۱] و فلسفه دین نیز به مسئله شرور طبیعی و تناقض آن با صفات خداوند پرداخته میشود.[۲۲]
الْمَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهِيرٌ وَ رَحْمَةٌ وَ لِلْكَافِرِ تَعْذِيبٌ وَ لَعْنَةٌ وَ إِنَّ الْمَرَضَ لَا يَزَالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى لَا يَكُونَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ؛ بیمارى مؤمن موجب پاک شدن او است از گناهان و لغزشها، و نیز رحمت خداوند است بر او، و براى کافر موجب عذاب و لعنت، و بیمارى دست از گریبان مؤمن بر ندارد تا او را از گناهان پاک سازد.[۲۳]
نقش گناهان در پدیدآمدن شرور طبیعی
برخی از متکلمان مسلمان، با توجه به دستهای از آیات[۲۴] و روایات،[۲۵] اعمال و رفتارهای نادرست و ناروای انسان را در پدیدآمدن شرور طبیعی مؤثر دانستهاند.[۲۶] به گفته مفسران، براساس آیات قرآنی،[۲۷] مصیبتها و ناملایماتی که بر جامعه وارد میشود، نتیجه گناهانی است که انسانها مرتکب میکنند؛ هرچند خداوند بسیاری از آنها را میبخشد. در این راستا، ارتباط و تأثیر اعمال انسان در ایجاد شرور یکی از سنتهای خداوند شمرده میشود.[۲۸]
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که هرگاه زنا آشکار شود، مردم به طاعون و دردهای بیسابقه گرفتار میشوند، یا اگر کمفروشی کنند، با قحطی و تنگدستی مواجه میشوند و اگر از پرداخت زکات خودداری کنند، از نزول باران محروم میگردند.[۲۹] همچنین، براساس روایات، اعمال نیک افراد صالح در دفع عذاب و شرور مؤثر است.[۳۰] محمدتقی مصباح یزدی معتقد است که بدون بیان قرآن و روایات، ما هیچگاه تأثیر اعمال انسان را در بروز بلاها نمیتوانستیم درک کنیم، هرچند هنوز هم حقیقت آن برای ما کاملاً واضح نیست.[۳۱]
از نظر مرتضی مطهری، اهلِ ایمان، به صفات خداوند (علیم، حکیم، قادر) باور دارند که خداوند هیچگاه ظلم نمیکند و هر پدیدهای در جهان براساس حکمت و مصلحتی است که ممکن است برای انسانها قابل درک نباشد. بنابراین، اگر شروری در جهان وجود دارد، علت آن را باید در حکمت الهی جستجو کرد.[۳۲]
راهحلهای کلامی و فلسفی
فیلسوفان و متکلمان مسلمان پاسخهای متعددی برای شرور طبیعی ارائه دادند که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
نظریه عوض و جبران شرور
متکلمان مسلمان همچون سید مرتضی و علامه حلی معتقدند که بر خداوند واجب است که شرور و درد و رنجهایی که خود انسان در آنها دخالتی ندارد، جبران کند و در برابر آنها عوض دهد، در غیر این صورت آن شرور ظلم محسوب میشوند.[۳۳] به نظر آنها این عوض یا پاداش باید بیشتر از شرور و درد و رنج باشد به طوری که هر شخص عاقلی به تحمل درد و رنج در ازاء آن پاداش رضایت دهد؛ در غیر این صورت، عوض فایدهای ندارد و بیهوه شمرده میشود.[۳۴] به باور متکلمان، شخص مبتلا به شر، سزاوار عوض است و جبران شرور لطف و تفضّل خداوند نیست.[۳۵] جبران شرور ممکن است در دنیا باشد یا در آخرت.[۳۶]
نبود شر مطلق و شر کثیر در جهان
عدهای از فیلسوفان مسلمان به پیروی از ارسطو،[۳۷] موجودات را از نظر خیر و شر به پنج دسته تقسیم کردهاند: ۱) خیر محض، مانند عالم مجردات و انسانهای کامل که در آن هیچ شرّی وجود ندارد؛ ۲) موجوداتی که خیرشان بیشتر از شرّشان است، مانند آب و آتش که با وجود منافع زیاد، ممکن است باعث خسارات شوند؛ ۳) موجوداتی که شرّشان بیشتر از خیرشان است؛ ۴) موجوداتی که خیر و شرّشان مساوی است؛ و ۵) شرّ مطلق که هیچ خیری در آن نیست. سه دسته آخر را وجود ناپذیر میدانند.[۳۸]
به نظر خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوفان در چگونگی صدور شرور از خداوند معتقدند از خداوندی که خیر محض است، شری صادر یا خلق نمیشود؛ زیرا صدورِ (آفرینش) موجوداتی که شرشان اندک و خیرشان غالب است، شر شمرده نمیشود؛ بلکه عین خیر است.[۳۹]
شرور لازمه جداناشدنیِ جهان مادی
فیلسوفانی مانند ملاصدرا و علامه طباطبایی بر این باورند که شرور طبیعی تنها در جهان مادی و بهعنوان لازمه این جهان وجود دارند، چرا که جهان مادی ذاتاً متشکل از تغییر، تحول، تضاد و تزاحم است.[۴۰] این ویژگیها از لوازم ضروری جهان مادیاند و در صورت فقدان آنها، جهان مادی بهطور کلی وجود نخواهد داشت. بنابراین، یا باید جهان مادی با این ویژگیها بهوجود آید یا اصلاً بهوجود نیاید، در حالی که فیض و رحمت الهی اقتضا دارد که این جهان آفریده شود و عدم آفرینش آن مخالف حکمت الهی است، چرا که خیر آن بسیار بیشتر از شرور آن است.[۴۱] از سوی دیگر، محمدتقی مصباح یزدی معتقد است که هدف اصلی خداوند از آفرینش جهان، خیرها و خوبیهاست، ولی برای تحقق این خیرها، وجود برخی شرور لازم است. بنابراین، اراده الهی بهطور غیرمستقیم و در مرتبه دوم به شرور تعلق میگیرد.[۴۲]
نیستیانگاری شرور
برخی فیلسوفان و متکلمان شیعه بر این باورند که وجود هر چیزی ذاتاً خیر است و هیچ موجودی برای خود شر نیست.[۴۳] در مقابل، شر را از سنخ نیستی میدانند،[۴۴] بهطوریکه شر منشأ نیستی و نابودی است.[۴۵] بنابراین، شر نیازی به آفریننده ندارد چون آفرینش مختص وجود و هستی است.[۴۶] هر چیزی که شر نامیده میشود، به این دلیل است که مستلزم نیستی است؛ مانند نابینایی که نبود بینایی است یا مرگ که از دست دادن حیات محسوب میشود. شرور طبیعی مانند سیل و زلزله نیز به دلیل تلفات جانی و مالی شر به شمار میآیند، اما اگر این حوادث منجر به از دست دادن جان و مال نمیشدند، شر محسوب نمیشدند.[۴۷]
براساس این دیدگاه، شر مطلق در جهان وجود ندارد و اگر شری وجود داشته باشد، از جهتی شر و از جهتی خیر است.[۴۸] بسیاری از متفکران مسلمان و مسیحی برای حل مسئله شرور از این نظریه بهره بردهاند.[۴۹] بااینحال، برخی اشکال کردهاند که شرور مانند درد و رنج (شر ادراکی) وجود دارند و عدمی نیستند.[۵۰] فخر رازی نیز شر را بهعنوان درد و آنچه منجر به آن میشود، امری وجودی دانسته است.[۵۱] ملاصدرا و علامه طباطبایی به این اشکال پاسخ دادهاند و آن را برطرف کردهاند.[۵۲]
نسبی بودن شرور
عدهای از فیلسوفان مسلمان، شرور را نسبی (در مقابل حقیقی) دانستهاند؛ یعنی آنچه شر نامیده میشود، در مقایسه و نسبت به چیزی است؛ ولی نسبت به وجود خودش یا از جهت دیگری شر محسوب نمیشود.[۵۳] مثلا زهر عقرب و مار برای خودشان شر و بد نیست؛ زیرا وسیله دفاعی آنها محسوب میشود؛ اما نسبت به دیگران شر است؛ چون موجب آسیب دیدن آنها میشود.[۵۴] بنابراین چیزی که تماماً شر باشد و هیچ جهت خیری در آن نباشد، وجود ندارد.[۵۵]
راهحل ترکیبی
برخی از اندیشمندان به یک راهحل برای مسئله شر بسنده نکرده و با ترکیب راهحلهای ذکر شده برای شرور طبیعی، به پاسخ آن پرداختهاند. مصباح یزدی در پاسخ به مسئله شر گفته است از یک سو، شرور و نقایص جهان لازمه جداناشدنی جهان مادی است؛ از سوی دیگر، خیرها و خوبیهای جهان از این شرور بسیار بیشتر است. ازاینرو، رها کردن خیر بسیار به جهت پدیدنیامدن شر اندک، خلاف حکمت و نقض غرض است؛ از دیگر سو، همین شرور اندک نیز فوائد و آثار بسیاری دارند.[۵۷]
شرور امتحان الهی و موجب بیداری از غفلت
افزون بر پاسخها و راهحلهای کلامی و فلسفی که برای شرور طبیعی مطرح شده، فواید و آثاری نیز برای آنها برشمردهاند که برخی از آنها عبارتند از:
- امتحان الهی: شرور طبیعی را وسیله امتحان الهی دانستهاند.[۵۸] به باور مرتضی مطهری، خداوند به وسیله شرور، هر کسی را به کمال شایستهاش میرساند و درجه و مقام معنوی بندهاش را میافزاید.[۵۹] از نظر او، شرور و درد و رنجها زمینه رشد و تکامل انسان را فراهم میکنند؛ زیرا بسیاری از کمالات انسانی در اثر شرور و ابتلای به بلاها و درد و رنج شکوفا میشوند و به دست میآیند.[۶۰] تعالی روح و تکامل انسان از طریق شرور را فقط در شرور طبیعی جاری دانستهاند.[۶۱] آیه ۳۵ سوره انبیاء و آیه ۵۵ سوره بقره بر آزمایش انسانها از طریق شرور و سختیها و بلاها تأکید دارند.[۶۲]
- بیداری از غفلت: وجود شرور و بلا و مصیبت را مایه بیداری از غفلتها و عبرت گرفتن از حوادث جهان دانستهاند.[۶۳] آیاتی مانند آیه ۹۴ و ۱۳۰ سوره اعراف و آیه ۲۱ سوره سجده بر این فایده شرور اشاره دارند.[۶۴]
- شرور نمایانگر خیرات: شرور و ناملایمات از آن جهت که موجب نمایان شدن خوبیها و خیرها میشوند، وجودشان ضروری تلقی شده است؛ زیرا اگر شرور و زشتیها نبودند، خیرات و زیباییها به چشم نمیآمدند. برای مثال اگر در دنیا آدم زشت نبود، زیبایی انسان زیبا هم دیده و درک نمیشد.[۶۵] این مطلب را مربوط به ساختمان ادراکی انسان دانستهاند؛ انسان هر چیزی از جمله خیر و شر را با نقطه مقابلش میشناسد و بدون نقطه مقابل، نمیتواند چیزی را بشناسد هرچند بسیار واضح باشد.[۶۶]
کشف اسرار طبیعت و پدیدآمدن و پیشرفت دانشها،[۶۷] قدرشناسی نعمتهای الهی،[۶۸] و رشد و شکوفایی استعدادهای انسان بر اثر شرور و سختیها و درد و رنجها[۶۹] از دیگر فواید شرور طبیعی شمرده شده است.
پانویس
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۱۹.
- ↑ خسروپناه، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۵و۱۲۶.
- ↑ فعالی، کلام جدید، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۳.
- ↑ قدردان قراملکی، خدا و مسئله شر، ۱۳۸۸ش، ص۲۶و۲۷؛ خسروپناه، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۶؛ محمدرضایی، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، ۱۳۹۰ش، ص۳۰۹.
- ↑ «چرا شرور طبیعی وجود دارد؟»، وبگاه استاد نصیری گیلانی.
- ↑ خسروپناه، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۵.
- ↑ ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی (۱)، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۱؛ فعالی، کلام جدید، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۲.
- ↑ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی ۱، مرکز نشر هاجر، ص۲۰۷.
- ↑ محمدرضایی، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۱و۲۹۲.
- ↑ خسروپناه، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۳-۱۲۵.
- ↑ نگاه کنید به: مفضل بن عمر، توحید المفضل، انتشارات مکتبة الداوری، ص۱۶۷و۱۶۸.
- ↑ فعالی، کلام جدید، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۳.
- ↑ محمدرضایی، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۱.
- ↑ خسروپناه، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۴.
- ↑ ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی (۱)، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۲.
- ↑ نراقی، جامع الافکار، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۷.
- ↑ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۶۲.
- ↑ ربانی گلپایگانی، کلام تطبیقی (۱)، ۱۳۹۹ش، ص۱۷۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنسینا، الالهیات من کتاب الشفاء، ۱۴۱۸ق، ص۴۴۸؛ طوسی و فخر رازی، شرحی الاشارات، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۷۸؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۷۲؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ۱۴۱۱ق، ص۲۱۱و۲۳۹؛ محقق حلی، المسلک فی اصول الدین، ۱۳۷۳ش، ص۱۰۴؛ حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۰۷ و ۳۳۰: علامه حلی، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ۱۳۶۳ش، ص۱۱۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: محمدرضایی، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، ۱۳۹۰ش، ص۲۹۱؛ یوسفیان، کلام جدید، ۱۳۹۰ش، ص۱۳۹؛ فعالی، کلام جدید، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۱.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: صعب، المقدمة فی فلسفة الدین، ۱۹۹۵م، ص۱۹۹-۲۳۲؛ خشت، مدخل الی فلسفة الدین، ۲۰۰۱م، ص۱۲۵-۱۴۰؛ خسروپناه، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۱۲۳.
- ↑ شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۹۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سوره شوری، آیه ۳۰؛ سوره روم، آیه ۴۱؛ سوره اعراف، آیه ۹۶.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۷۳ و ۳۷۴؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۲۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۳۲۵؛ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی (۱)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۶ و ۳۰۷؛ ربانی گلپایگانی، «نقش انسان در شرور طبیعی از نگاه وحی و عقل»، ص۴۲.
- ↑ آیه ۱۱ سوره رعد؛ آیه ۴۱ سوره روم؛ آیه ۳۰ سوره شوری.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۰ق، ج۱۸، ص۵۹.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۷۳، حدیث ۱.
- ↑ نگاه کنید به: ربانی گلپایگانی، «نقش انسان در شرور طبیعی از نگاه وحی و عقل»، ص۵۲.
- ↑ مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۳۲6.
- ↑ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۸۸و۸۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۹؛ علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۲و۳۳۳؛ فاضل مقداد، النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۰؛ علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۷؛ فاضل مقداد، النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ۱۴۱۱ق، ص۲۳۹؛ علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۲؛ فاضل مقداد، النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۴.
- ↑ سید مرتضی، الذخیره فی علم الکلام، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۱؛ علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۶و۳۳۷؛ فاضل مقداد، النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی عشر، ۱۳۷۰ش، ص۳۴.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۶۸؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۹۳۴، ۹۳۵ و ۹۳۸؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۶۸-۶۹؛ فخر رازی، لباب الاشارات و التنبیهات، ۱۹۸۶م، ص۱۷۹؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۹۴۰.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۷۰و۷۱؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۵؛ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۲۴.
- ↑ نگاه کنید به: فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۳۲۵؛ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۲۴.
- ↑ نگاه کنید به: مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۳۸۷-۳۸۹.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۲۹و۳۰؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۴، ص۱۲۰ و۱۲۱ و و ج۷، ص۵۸و۶۲؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۴، ص۱۲۰و ۱۲۱؛ علامه حلی، کشف المراد، ۱۴۱۳ق، ص۲۹و۳۰؛ فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۳۲۳؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۱.
- ↑ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۱۲۶.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۲۴؛ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۱۲۶، ۱۲۹ و۱۳۴.
- ↑ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۱۲۷و۱۲۸.
- ↑ فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ۱۳۸۳ش، ص۳۲۴.
- ↑ محمدرضایی، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، ۱۳۹۰ش، ص۳۱۱-۳۱۵؛ قدردان قراملکی، خدا و مسئله شر، ۱۳۸۸ش، ص۴۲-۵۱.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۶۳؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ طوسی و فخر رازی، شرحی الاشارات، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۸۰.
- ↑ ملاصدرا، الحکمة المتعالیة، ۱۹۸۱م، ج۷، ص۶۳-۶۷؛ طباطبایی، نهایة الحکمة، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۸۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابنسینا، الالهیات من کتاب الشفاء، ۱۴۱۸ق، ص۴۵۱؛ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۱۲۹-۱۳۱؛ نگاه کنید به: مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۳۸۹.
- ↑ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۱۲۹-۱۳۱.
- ↑ نگاه کنید به: ابنسینا، الالهیات من کتاب الشفاء، ۱۴۱۸ق، ص۴۵۱؛ یوسفیان، کلام جدید، ۱۳۹۰ش، ص۱۴۷.
- ↑ مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۳ش، دفتر چهارم، ص۴۹۵.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۲۵.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص۷۵۳؛ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی (۱)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۷و۳۰۸.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص۷۵۳.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۳، ص۷۵۱.
- ↑ قدردان قراملکی، خدا و مسئله شر، ۱۳۸۸ش، ص۱۸۴.
- ↑ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی (۱)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۸و۳۰۹.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱۴۰۱ش، ج۲، ص۵۲۵.
- ↑ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی (۱)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۹.
- ↑ مطهری، عدل الهی، ۱۴۰۲ش، ص۱۴۳و۱۴۴.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۱۲۱-۱۲۴.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۱۶۷.
- ↑ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی (۱)، ۱۳۸۸ش، ص۳۱۰.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۱۶۷؛ سعیدیمهر، آموزش کلام اسلامی (۱)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۷و۳۰۸.
منابع
- ابنسینا، حسین بن عبدالله، الالهیات من کتاب الشفاء، تحقیق حسن حسنزاده آملی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۱۸ق/۱۳۷۶ش.
- «چرا شرور طبیعی وجود دارد؟»، وبگاه استاد نصیری گیلانی، تاریخ بازدید: ۲ دی ۱۴۰۳ش.
- حمصی رازی، محمود بن علی، المنقذ من التقلید، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- خسروپناه، عبدالحسین، مسائل جدید کلامی و فلسفه دین، قم، مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)، چاپ دوم، ۱۳۹۳ش.
- خشت، محمدعثمان، مدخل الی فلسفة الدین، قاهره، دار قباء، ۲۰۰۱م.
- ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی ۱، قم، مرکز نشر هاجر، بیتا.
- ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی (۱) (توحید، صفات و عدل الهی)، قم، مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی(ص)، چاپ پنجم، ۱۳۹۹ش.
- ربانی گلپایگانی، علی «نقش انسان در شرور طبیعی از نگاه وحی و عقل»، فصلنامه کلام اسلامی، شماره ۹۱، پاییز ۱۳۹۳ش.
- سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی (۱)، قم، کتاب طه، ۱۳۸۸ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا(ع)، تحقیق مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.
- صعب، ادیب، المقدمة فی فلسفة الدین، بیروت، دار النهار، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، نهایة الحکمة، تصحیح عباسعلی زارعی سبزواری، قم، دفتر نشر اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.
- طوسی، خواجه نصیرالدین و محمد بن عمر فخر رازی، شرحی الاشارات، قم، کتابخانه آیتالله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
- طوسی، خواجه نصیرالدین، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش/۱۴۲۸ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، دفتر نشر اسلامی، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، قم، شریف رضی، چاپ دوم، ۱۳۶۳ش.
- فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی عشر، در: الباب الحادی عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر لمقداد بن عبدالله و مفتاح الباب لابی الفتح المخدوم حسینی، تألیف علامه حلی، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ دوم، ۱۳۷۰ش.
- فعالی، محمدتقی، کلام جدید، قم، دانشگاه قرآن و حدیث، مرکز آموزش الکترونیکی، ۱۳۸۶ش.
- فیاض لاهیجی، ملاعبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، نشر سایه، ۱۳۸۳ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، لباب الاشارات و التنبیهات، قاهره، مکتبة الکلیات الأزهریة، ۱۹۸۶م.
- قدردان قراملکی، محمدحسن، خدا و مسئله شر، قم، بوستان کتاب، چاپ سوم، ۱۳۸۸ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- محقق حلی، جعفر بن حسن، المسلک فی اصول الدین، تحقیق رضا استادی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳ش.
- محمدرضایی، محمد، کلام جدید با رویکرد تطبیقی، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۰ش.
- ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة (اسفار)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۹۸۱م.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، چاپ پنجم، ۱۴۰۱ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بینالملل، چاپ هجدهم، ۱۳۸۴ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن)، تحقیق و بازنگاری امیررضا اشرفی، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، ۱۳۸۹ش.
- مطهری، مرتضی، عدل الهی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۴۰۲ش/۱۴۴۵ق.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۹ش.
- مفضل بن عمر، توحید المفضل، قم، انتشارات مکتبة الداوری، چاپ سوم، بیتا.
- مولوی، جلالالدین محمد بن محمد، مثنوی معنوی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
- نراقی، محمدمهدی، جامع الافکار و ناقد الانظار، تهران، مؤسسة انتشارات حکمت، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
- یوسفیان، حسن، کلام جدید، تهران، انتشارات سمت؛ قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم، ۱۳۹۰ش.