پرش به محتوا

هزاره

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
قوم هزاره
اطلاعات کلی
نژاداقوام آسیای میانه
خاستگاههزارستان
انشعاب بهدایکندی، دای‌زنگی، بهسود، شیخ‌علی، دای‌چوپان و ارزگانی
مذهبتشیع، اسماعیلیه، اهل‌سنت
زمان اسلام آوردنقرن اول قمری
مکان استقرارهزاره‌جات، کابل، هرات، مزارشریف، پاکستان، ایران، آسیای میانه، روسیه، اروپا، استرالیا
ویژگیاکثریت شیعه
حوادثکشتار شیعیان هزاره به‌دستور عبدالرحمن (دهه ۱۲۷۰ش)، تشکیل حزب وحدت اسلامی افغانستان (۱۳۶۸ش)
شخصیت‌ها
مراجع تقلیدمحقق کابلی، محمداسحاق فیاض
مشاهیرعبدالعلی مزاری، کاتب هزاره
عالمانمدرس افغانی، محمدهاشم صالحی (رئیس فعلی شورای علمای شیعه افغانستان)


هَزارَه قومی قدیمی و پرجمعیت در مرکز افغانستان، واقع در منطقه کوهستانی هزارستان هستند که اکثریت شیعیان این کشور را تشکیل می‌دهند. براساس گزارش مورخان، آشنایی قوم هزاره با تشیع به قرن اول قمری بازمی‌گردد و در دوران حکومت غازان‌خان (حکومت:۶۹۴–۷۰۳ق) گسترش یافت. هزاره‌ها در کابل، هرات، مزار شریف و کشورهای ایران، پاکستان، استرالیا و بخش‌هایی از اروپا و آمریکا حضور دارند.

به گفته تحلیلگران مسائل افغانستان، جامعه هزاره‌ها تا حدود سال ۱۲۷۰ش، ساختار ارباب‌رعیتی داشت، اما با تهاجم عبدالرحمن و استفاده از فتوای تکفیر، زندگی آنها به شدت مختل شد. این سرکوب تا روی کار آمدن دولت کمونیستی (۱۳۵۷ش) ادامه یافت اما احزاب جهادی شیعه هزاره توانستند مناطق خود را از تسلط دولت کمونیستی آزاد کنند و پس از مدتی با ادغام در حزب وحدت اسلامی افغانستان، نیروی عمده سیاسی و نظامی در میان مجاهدین افغانستان به وجود آورند.

پس از کشته شدن عبدالعلی مزاری توسط طالبان، هزاره‌ها دوران سختی را گذراندند. با وجود بهبود نسبی پس از سقوط طالبان، تبعیض و خشونت علیه آنها ادامه یافت و با تسلط مجدد طالبان در ۱۴۰۰ش، هزاره‌ها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیض قرار گرفتند. برخی از فقیهان هزاره عبارتند از: محمدعلی مدرس افغانی، قربانعلی محقق کابلی و محمداسحاق فیاض.

اهمیت و جایگاه

براساس تحلیل‌ها و گزارش‌های موجود، هزاره‌ها به‌عنوان یکی از گروه‌های قومی اصلی افغانستان، نقشی کلیدی در تحولات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی این کشور ایفا کرده‌اند. مشارکت برجسته آن‌ها در جهاد علیه شوروی سابق (۱۹۷۹-۱۹۸۹م)، منجر به آزادسازی مناطق وسیعی از جمله هزارستان شد.[۱] در دوران جنگ داخلی، حزب وحدت اسلامی به‌عنوان نماینده سیاسی هزاره‌ها مطرح بود[۲] و در دوره بیست ساله جمهوری اسلامی (۲۰۰۱-۲۰۲۱م)، این قوم حضوری پررنگ در ارکان مختلف حکومت، از جمله معاونت ریاست جمهوری، کابینه، نیروهای مسلح و پارلمان داشتند.[۳]

در سه انتخابات ریاست جمهوری سال‌های ۲۰۰۴م، ۲۰۰۹م و ۲۰۱۹م، شخصیت‌های هزاره‌ای چون محمد محقق،[۴] رمضان بشردوست[۵] و عنایت‌الله حفیظ نامزد این پست بودند.[۶] براساس گزارش‌ها، هزاره‌ها در توسعه فرهنگی، اقتصادی و نظام اداری افغانستان نیز سهم قابل توجهی داشتند؛ تأسیس دانشگاه‌های خصوصی معتبر مانند کاتب،[۷] ابن‌سینا،[۸] خاتم‌النبیین و گوهرشاد،[۹] به پرورش نخبگان و مقامات دولتی کمک شایانی نمود. نهادهای آموزشی پیشادانشگاهی هزاره‌ها، به ویژه در غرب کابل، در نتایج آزمون‌های ورودی دانشگاه‌های دولتی تأثیرگذار بودند و مدارسی همچون عبدالرحیم شهید،[۱۰] معرفت، کاج، موعود و کوثر دانش شهرت فراوانی کسب کردند، هرچند برخی از آن‌ها هدف حملات تروریستی قرار گرفتند.

به گفته تحلیلگران مسائل افغانستان، هزاره‌ها در رشد و توسعه رسانه‌ها و جنبش‌های مدنی افغانستان نقش بسزایی داشتند. مدیریت رسانه‌های مهمی چون طلوع نیوز، تمدن، هشت صبح، جامعه باز و اطلاعات روز عمدتاً بر عهده فرهنگیان هزاره بود و جنبش‌های مدنی تأثیرگذاری مانند تبسم و روشنایی توسط این قوم سازماندهی شد. از ۱۵ اوت ۲۰۲۱، با بازگشت طالبان به قدرت، غیبت هزاره‌ها در ساختار حکومتی به عنوان نشانه‌ای از عدم فراگیری حکومت طالبان تلقی می‌شود. هم‌اکنون نیز نویسندگان و فرهنگیان هزاره به نقد سیاست‌های طالبان پرداخته و در ارائه طرح‌هایی برای آینده سیاسی افغانستان مشارکت دارند.[نیازمند منبع]

تبار و ساختار اجتماعی هزاره‌ها

براساس اسناد تاریخی، هزاره‌ها از اقوام کهن افغانستان محسوب می‌شوند[۱۱] و ریشه‌های تاریخی آن‌ها به دوران پیش از میلاد مسیح در آسیای مرکزی یا تبت بازمی‌گردد. این قوم که در ابتدا پیرو آیین بودا بودند، با گذشت زمان و تحت تأثیر فرهنگ‌های فارسی‌زبان، اسلامی و مغول، هویت کنونی خود را یافته‌اند.[۱۲] برطبق گزارش‌های موجود، اگرچه سرشماری دقیقی از جمعیت اقوام افغانستان انجام نشده است، اما آمارهای تقریبی متفاوتی در منابع مختلف ارائه شده است.[یادداشت ۱] در اوایل دهه ۱۳۵۰ش، جمعیت هزاره‌های داخل افغانستان حدود سه میلیون نفر تخمین زده شده[۱۳] و در اواخر دهه ۱۳۶۰ش، با احتساب مهاجران، این تعداد به حدود چهار میلیون نفر رسید.[۱۴] در منابع مختلف، برای هزاره قبایل و تیره‌های متعددی را ذکر کرده‌اند که معروف‌ترین آنان دای‌کندی، دای‌زنگی، بهسود، دای‌فولادی، دای‌چوپان، شیخ‌علی و ارزگانی است.[۱۵]

طبق نخقیقات مورخان، پیش از تسلط عبدالرحمن خان بر هزارستان، ساختار جامعه هزاره‌ها فئودالی بوده و زمین‌داران و افراد قدرتمند با عناوینی چون ارباب، بیگ، خان، میر یا ملک شناخته می‌شدند؛.[۱۶] [یادداشت ۲] ملاها و سیدها نیز جایگاه دوم را در این ساختار داشتند.[۱۷] اقتصاد هزاره‌ها عمدتاً بر پایه کشاورزی و دام‌پروری استوار بود و آن‌ها یکی از منابع اصلی تأمین گوشت برای مناطق همجوار به شمار می‌رفتند.[۱۸] اما گفته شده است که تهاجم نیروهای عبدالرحمن خان به هزارستان منجر به فروپاشی ساختار زندگی سنتی و کوچک شدن مناطق هزاره‌نشین شد. حملات و اشغال مداوم سرزمین‌های هزاره‌ها توسط کوچی‌های پشتون،[۱۹] علاوه‌بر مهاجرت اجباری بسیاری از هزاره‌ها به مناطق و کشورهای همسایه،[یادداشت ۳] باعث کاهش تولیدات کشاورزی در این مناطق و در کل افغانستان گردید.

در دهه ۱۳۴۰ش، طبقات مختلف جامعه هزاره شامل تاجران شهری، کارگران شهری، زارعان طبقه متوسط، دهقانان کم‌زمین و بی‌زمین بودند.[۲۰]

جغرافیای بومی

محدوده هزاره‌جات پیش از دهه ۱۲۷۰ش (تهاجم عبدالرحمن)

سرزمین اصلی هزاره‌ها، هزاره‌جات یا هزارستان در مرکز افغانستان بصورت کوهستانی و نیمه کوهستانی است. این منطقه، غور، غرجستان و زابلستان نیز نامیده شده‌است.[۲۱] هنری والتِر بلیو، افسر و مستشرق انگلیسی که در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی در افغانستان خدمت می‌کرد، گستردگی هزاره جات را از مرزهای کابل و غزنی تا هرات و از نزدیکی‌های قندهار تا بلخ نوشته‌است.[۲۲] پس از قتل‌عام هزاره‌ها در دهه ۱۲۷۰ش، بسیاری از زمین‌های آنان توسط کوچی‌های پشتون تصرف شد.[۲۳]

زنان هزاره دایکندی در جشن هرساله گل بادام، شهر نیلی

تشیع هزاره‌ها و پراکندگی پیروان مذاهب

اطلاعات تاریخی حاکی از آن است که هزاره‌ها در دوران پیش از اسلام، بودایی و تحت سلطه کوشانی‌ها بوده‌اند.[۲۴] براساس گزارش‌ها، اکثریت هزاره‌ها شیعه مذهب بوده و اقلیتی نیز پیرو اسماعیلیه و اهل سنت (حنفیه) می‌باشند.[۲۵] هزاره‌های اسماعیلی عمدتاً در ولایات کابل، پروان، بغلان و بامیان حضور دارند[۲۶] و هزاره‌های اهل سنت در ولایات بادغیس، پنج‌شیر، بامیان، غور، بغلان و کندز ساکن هستند.[۲۷]

درباره زمان و چگونگی گسترش تشیع بین هزاره‌ها سه نظریه مطرح است. نظریه اول به نامه امام علی(ع) و پذیرش ولایت ابن‌هبیره اشاره دارد.[۲۸] نظریه دوم، گسترش تشیع را به زمان غازان خان[۲۹] و اعزام مبلغین علوی توسط وی نسبت می‌دهد.[۳۰] نظریه سوم، ارتباط هزاره‌ها با شاه عباس صفوی را دلیل مؤثر در شیعه شدن هزاره‌ها می‌داند.[۳۱]

تاریخ تحولات سیاسی هزاره‌ها از صدر اسلام تا روی‌کار آمدن طالبان

سقوط ساسانیان، سبب شد سپاه مسلمانان به فرماندهی احنف بن قیس در سال‌های ۲۸تا۳۳ق، هم‌زمان با خلافت عمر و عثمان به خراسان بزرگ (از جمله نیمه غربی افغانستان فعلی) رسیده و با حاکمان مرو، هرات و بلخ در برابر گرفتن جزیه به صلح رسیدند.[۳۲] تا حمله مغول‌ها، حاکمانی از طرف بنی‌عباس، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان و خوارزم‌شاهیان بر قبایل و نواحی هزاره‌ها تسلط داشتند.[۳۳] مقر اولیه حکومت غوریان، منطقه غور، از نام‌های قدیمی هزارستان بود.[۳۴]

پس از مغولان

حمله مغولان باعث آشفتگی ساختار زندگی هزاره‌ها شد.[۳۵] این وضعیت در زمان تیموریان ادامه داشت.[۳۶] ظهیرالدین بابر (۹۳۷–۸۸۸ق)، مؤسس سلسله گورکانیان هند، با تصرف کابل، به هزاره‌جات نیز حمله کرد.[۳۷] شاه عباس صفوی (حکومت:۱۰۳۸–۹۹۶ق) با تصرف هرات، از هزاره‌های شیعه حمایت کرد.[۳۸] نادر افشار (حکومت:۱۱۶۰–۱۱۴۸ق)، در هنگام رفتن به قصد فتح هند، در قندهار، چند هزار سوار از هزاره‌ها را به خدمت گرفت.[۳۹] از تشکیل حکومت احمدخان ابدالی (حکومت:۱۱۸۶–۱۱۶۰ق) در قندهار تا امارت عبدالرحمن در کابل (حکومت:۱۳۱۹–۱۲۹۸ق)، هزاره‌ها در یک خودمختاری نسبی بسر می‌بردند و مناطقی از آنان، به حاکمان کابل، مالیات می‌دادند.[۴۰] در ۱۲۴۸ق، امیر دوست‌محمدخان، حاکم کابل، میر یزدان‌بخش را که مشهورترین میر هزاره و خودمختار بود، به‌دار آویخت.[۴۱]

تهاجم عبدالرحمن

در تابستان ۱۲۵۹ش، عبدالرحمن با حمایت بریتانیا حکومت افغانستان را به دست گرفت[۴۲] و تا سال ۱۲۶۶ش، مناطق گسترده‌ای از جمله قندهار، هرات،[۴۳] جلال‌آباد، غزنی[۴۴] و ترکستان را تحت کنترل خود درآورد.[۴۵] در سال ۱۲۶۷ش، او مالیات سنگینی بر هزاره‌ها وضع کرد و با اعتراض هزاره‌های شیخ‌علی، به شدت آنها را سرکوب و زمین‌هایشان را مصادره نمود.[۴۶] در سال‌های بعد، مأموران او آزارهای فراوانی به هزاره‌ها رساندند[۴۷] و پس از تجاوز سربازان به یک زن هزاره[۴۸] در بهار ۱۲۷۱ش، درگیری شدیدی میان هزاره‌ها و سربازان رخ داد که منجر به کشته شدن سربازان و پس گرفتن سلاح‌های مصادره شده توسط هزاره‌ها شد. در پی این وقایع، رهبران هزاره رسماً علیه عبدالرحمن اعلام جنگ کردند.[۴۹]

پس از شکست فرماندهان ارشد عبدالرحمن در نبردهای اولیه[۵۰] او از علمای سنی فتوا برای تکفیر و جهاد علیه هزاره‌ها گرفت و زمین‌ها، دارایی‌ها و خانواده‌های هزاره‌ها را پاداش شرکت‌کنندگان در این جهاد اعلام کرد،[۵۱] درحالی‌که بریتانیا نیز به او مستشاران نظامی پیشنهاد داد.[۵۲] در نهایت، نیروهایی از پنج جهت (غزنی، کابل، قندهار، هرات و مزار شریف) به هزاره‌جات فرستاده شدند[۵۳] و جنگ تا نوامبر ۱۸۹۲م ادامه یافت؛[۵۴] هدف عبدالرحمن از این جنگ، پراکنده کردن هزاره‌ها و کاهش جمعیت آنها ذکر شده است.[۵۵]

براساس اسناد موجود، گزارش شده است که تهاجم عبدالرحمن‌خان به کشتار گسترده (بیش از ۶۰٪ مردان هزاره)،[۵۶] برده‌سازی هزاران زن و کودک[۵۷] و مهاجرت اجباری بخش بزرگی از جمعیت هزاره انجامید. بر طبق گزارشات، تخریب کامل مساکن و مزارع، مصادره زمین‌ها به نفع دولت و کوچی‌ها[۵۸] و تحمیل مالیات‌ها و جریمه‌های سنگین،[۵۹] بنیان اقتصادی هزاره‌ها را نابود کرد.

به گفته تحلیلگران مسائل افغانستان، سرکوب رهبران مذهبی و اجتماعی، تحمیل ساختار مذهبی جدید و شدت بی‌سابقه خشونت، به فروپاشی معنوی، فرهنگی و کاهش شدید جمعیت هزاره‌ها انجامید.[۶۰]

پس از عبدالرحمن

پس از عبدالرحمن، حبیب‌الله خرید و فروش بردگان هزاره را ممنوع کرد اما آزادشان نکرد؛[۶۱] سپس امان‌الله در ۱۳۰۱ش قانون بردگی را لغو نمود[۶۲] و هزاره‌ها در جنگ استقلال نیز شرکت داشتند.[۶۳] با سیاست رسمی‌سازی زبان پشتو و محدودیت فرهنگ فارسی،[۶۴] دوباره سرکوب فرهنگی علیه هزاره‌ها آغاز شد؛[۶۵] پس از کشته شدن نادرخان توسط عبدالخالق هزاره، تبعیض سیاسی و سرکوب شدیدتر شد.[۶۶]

در ۱۳۲۳ش، در زمان محمدظاهرشاه، قیام ابراهیم گاوسوار علیه مالیات‌ها در زمان ظاهرشاه منجر به تبعید او شد،[۶۷] سیداسماعیل بلخی نیز در تلاش برای براندازی حکومت دستگیر و ۱۴ سال زندانی شد؛[۶۸] هزاره‌ها با وجود حضور اندک در دولت و پارلمان، از موقعیت‌های بالا محروم بودند،[۶۹] پس از استقلال افغانستان در ۱۲۹۸ش، و در کنار آن، مهاجرت مذهبی به مشهد و عتبات از سر گرفته شد ولی با محدودیت پاسپورت روبه‌رو بود.[۷۰]

دولت کمونیستی

پیش از استقرار حکومت کمونیستی، هزاره‌ها در حزب دموکراتیک خلق و نیز در جریان‌های اسلامی فعال بودند[۷۱] و تعدادی از آنان به تدریس در دانشگاه کابل رسیدند.[۷۲] با روی‌کار آمدن دولت خلقی، هزاره‌ها به رسمیت شناخته شدند؛ نخست‌وزیر هزاره‌تبار (سلطان‌علی کشتمند) داشتند، جرگه سراسری خود را تشکیل دادند و مجله غرجرستان را منتشر کردند.[۷۳] در اواخر دهه ۱۳۶۰ش نیمی از جمعیت کابل را تشکیل می‌دادند.[۷۴] در همان دوره، دولت کمونیستی نسبت به هزاره‌های مخالف سختگیرتر شد[۷۵] و بسیاری از افراد متهم به طرفداری از امام خمینی پس از بازداشت، به‌صورت مستقیم اعدام می‌گردیدند.[۷۶]

تشکیل احزاب جهادی

هم‌زمان با تغییرات اجتماعی هزاره‌ها در شهرهای بزرگ، مبارزات ضد دولتی در هزاره‌جات آغاز شد[۷۷] و قیام‌های دره‌صوف و دایکندی موجب خروج این مناطق از کنترل دولت کابل گردید.[۷۸] تظاهرات ۳ اسفند ۱۳۵۸ هزاره‌ها و دیگر شیعیان در کابل، از خونین‌ترین و بزرگ‌ترین تظاهرات ضد دولتی بود.[۷۹] پس از پیروزی انقلاب ایران، روحانیون هزاره در ایران احزاب جهادی متعددی تشکیل دادند که در هزاره‌جات به ایجاد مدارس و ساخت جاده‌ها پرداختند؛ اما در نیمه نخست دهه ۱۳۶۰ش این گروه‌ها وارد جنگ داخلی در هزارستان شدند.[۸۰]

تشکیل حزب وحدت اسلامی

یک‌ماه پس از رحلت امام خمینی، در تابستان ۱۳۶۸ش از ادغام احزاب مختلف هزاره، «حزب وحدت اسلامی افغانستان» در بامیان تشکیل شد[۸۱] و عبدالعلی مزاری به‌عنوان نخستین دبیرکل اعلام کرد هدف اصلی حزب، عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان به‌ویژه هزاره‌ها در سطح ملی است.[۸۲] با سقوط دولت نجیب‌الله، حزب وحدت به یکی از سه نیروی عمده قدرت سیاسی در افغانستان تبدیل شد،[۸۳] اما پس از استقرار حکومت مجاهدین، وارد جنگ‌های پیاپی (اغلب ناخواسته) با نیروهای حکومت ربانی و احمدشاه مسعود گردید؛ [۸۴]دفاع حزب وحدت از حقوق شیعیان و هزاره‌ها به‌عنوان «مقاومت غرب کابل» معروف شد.[۸۵] فاجعه افشار که به احمدشاه مسعود و سیاف نسبت داده می‌شود، و سپس سقوط غرب کابل توسط مسعود و طالبان، سبب عقب‌نشینی و انتقال مرکز ثقل حزب وحدت اسلامی به بامیان شد.[۸۶]

طالبان

ترور عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت اسلامی، توسط طالبان در اسفند ۱۳۷۳ش، شوک و ضربه سنگینی به جامعه شیعیان و هزاره‌ها وارد کرد.[۸۷] در ۱۳۷۶ش، قیام مردم مزارشریف علیه طالبان به کشته شدن صدها نیروی آنان انجامید، اما در واکنش، طالبان هزارستان را محاصره و تحریم کرد که به قحطی و تلفات گسترده انسانی منجر شد.[۸۸] طالبان در بازگشت به مزارشریف و همچنین پس از تصرف بامیان در بهار ۱۳۷۸ش، دست به کشتار جمعی هزاره‌ها زد[۸۹] و گزارش‌های متعددی از رفتارهای غیرانسانی این گروه با اسرا منتشر شد.[۹۰]

نظام جدید سیاسی

پس از سقوط طالبان، در کنفرانس شهر بُن (آذر ۱۳۸۰ش) که با نظارت سازمان ملل برگزار شد، نمایندگانی از احزاب شیعه و هزاره حضور داشتند.[۹۱] هرچند در عمل در بُن «توزیع قدرت» بر مبنای قومیت انجام گرفت، اما بر احترام به مذاهب و آزادی‌های مذهبی نیز تأکید شد.[۹۲] در قانون اساسی فعلی افغانستان، هم بر عدم تبعیض مذهبی و قومی تأکید شده و هم حقوق مذهبی شیعیان به رسمیت شناخته شده است؛ همچنین نام قوم هزاره در قانون ذکر شده است.[۹۳] گفته می‌شود امروز هزاره‌ها مراکز و فعالیت‌های مذهبی، علمی و فرهنگی خود را دارند و شماری رسانه‌های تلویزیونی و نشریه‌ها توسط آنان اداره می‌شود.[۹۴] در نخستین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان در ۱۳۸۳ش، محمد محقق (از رهبران حزب وحدت اسلامی) کاندید شد و رتبه سوم آراء را گرفت؛ همچنین از آن زمان تاکنون، معاون دوم رئیس‌جمهور افغانستان در برخی دوره‌ها یک فرد هزاره بوده است.[۹۵]

هزاره‌های خارج افغانستان

هزاره‌ها دو مهاجرت بزرگ و دسته‌جمعی به بیرون افغانستان داشته‌اند: پس از تهاجم عبدالرحمن و پس از حملات نیروهای دولتی و سربازان شوروی سابق از ۱۳۵۸ش.[۹۶] مقصد این افراد، هند بریتانیا، ایران قاجاری و سرزمین‌های اشغالی روسیه تزار در آسیای میانه بود.[۹۷] پس از فاجعه ۱۲۷۰ش، بسیاری از هزاره‌های ساکن در شمال افغانستان، به مناطق اشغالی روسیه تزاری مانند بخارا و سمرقند رفتند.[۹۸] چند سال بعد دسته‌ای از آنان به شهرهای روسیه رفتند. برخی نیز به‌عنوان سرباز در ارتش تزار و روسیه سفید جنگیدند.[۹۹]

هزاره‌های هند و پاکستان

کودکان دانش آموز هزاره، کویته پاکستان (فرانس پرس)
فایز عیسی، سمت راست، تصویر رئیس دادگاه عالی پاکستان.

بخشی از هزاره‌ها پیش از دهه ۱۲۷۰ش، در ارتش و مشاغل هندِ تحت اداره بریتانیا به‌عنوان سرباز، کاسب یا کارگر فعالیت می‌کردند.[۱۰۰] پس از تهاجم عبدالرحمن، گروه‌های بزرگ هزاره از غزنی، بهسود و قندهار به کویته (مرکز بلوچستان هند) مهاجرت کردند. بعدها همچنین در شهرهایی مثل پاراچنار (سرحد)، کراچی و حیدرآباد (سند) و لورالایی (بلوچستان) نیز هزاره‌هایی ساکن شدند.[۱۰۱]

در ۱۳۴۱ش دولت پاکستان، قوم هزاره را به‌عنوان یکی از اقوام پاکستان به رسمیت شناخت. در ۱۳۴۴ش ژنرال محمدموسی (موسی‌خان هزاره) فرمانده ارشد ارتش پاکستان بود و مدتی هم فرماندار ایالت بلوچستان شد.[۱۰۲] قاضی فایز عیسی، هزاره‌ای با ریشه افغانستانی،[۱۰۳] در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۳م به‌عنوان رئیس بیست‌ونهم دادگاه عالی پاکستان سوگند وفاداری یاد کرد.[۱۰۴] همچنین گفته شده پیشینیان او در زمان نسل‌کشی هزاره‌ها به افغانستانِ امیر عبدالرحمن خان به هند مهاجرت کرده‌اند.[۱۰۵]

از دهه ۱۳۶۰ش (دوران حکومت ضیاءالحق)، هزاره‌های کویته بدین سو با خشونت و حملات تروریستی مواجه بوده‌اند.[۱۰۶]

هزاره‌های ایران

محمدیوسف خان هزاره معروف به صولت السلطنه

براساس گزارش‌های تاریخی، نادر افشار (حکومت ۱۱۴۸–۱۱۶۰ق) دسته‌هایی از سربازان هزاره داشت و بخشی از قبایل هزاره را در بادغیس، هرات و اسفراین (شمال مشهد) برای مقابله با حملات ترکمن‌ها مستقر کرد.[۱۰۷] این نیروها بعداً در لشکر کریم‌خان زند و سپس دوران قاجاریه هم خدمت کردند.[۱۰۸] این دسته‌ها/نیروهای هزاره که از دوره نادر افشار باقی مانده بودند، بعدتر در ساختارهای نظامی زند و قاجار حضور داشتند (ادامه همان روند انتقال/خدمت).[۱۰۹] محمدیوسف خان هزاره معروف به صولت‌السلطنه به‌عنوان یکی از چهره‌های سرشناس هزاره‌های اهل‌سنت شناخته می‌شود؛ او نماینده مردم مشهد در دوره پنجم مجلس شورای ملی (۱۳۰۲–۱۳۰۴ش) بود و از هواداران جنبش مشروطه که در ۱۶ مهر ۱۳۲۲ش از سوی یکی از مامورین حکومتی به قتل رسید.[۱۱۰]

شیعیان هزاره پس از حملات عبدالرحمن در شهرهای خراسان مستقر شدند و بعدها به تهران و مازندران مهاجرت کردند.[۱۱۱] در زمان قاجار به آن‌ها بربری گفته می‌شد و از رضا شاه درخواست کردند که بنام خاوری خوانده شوند.[۱۱۲] پس از رونق اقتصادی در ایران و با افزایش قیمت نفت و حملات شوروی (دهه ۱۳۶۰ش) و طالبان (نیمه دوم دهه ۱۳۷۰ش)، گروه‌هایی از هزاره‌ها به ایران فرار کردند.[۱۱۳]

هزاره‌های عراق

علاوه‌بر رفت و آمد طلاب هزاره به حوزه علمیه نجف و کربلا، تعدادی از هزاره‌ها در دهه ۱۳۲۰ش، پس از جنگ جهانی دوم، از افغانستان به مشهد و سپس به عراق رفتند. در این زمان، دولت عراق به ریاست فیصل دوم (۱۳۳۷۱۳۱۴ش) نیاز به نیروی کار در صنعت نفت داشت.[۱۱۴] این گروه ابتدا در منطقه جُدَیده نجف ساکن شدند. اما پس از کودتای حزب بعث و بدنبال عدم همکاری سفیر افغانستان در بغداد در تحویل پاسپورت به شیعیان هزاره، دولت عبدالکریم قاسم، برخی از آنان را همراه تعداد زیادی ایرانی از عراق اخراج کرد.[۱۱۵]

حملات تروریستی علیه شیعیان هزاره در افغانستان

حملات تروریستی علیه شیعیان هزاره در افغانستان (از ۱۳۸۱ش/۲۰۰۲م)

تظاهرات هزاره‌ها در کابل برای اعتراض به تبعیض و ناامنی. (۲۰ آبان ۱۳۹۴ش) (عکس:فرانس پرس)
تاریخ (شمسی) رویداد مکان تعداد کشته تعداد زخمی
۲۰ بهمن ۱۳۸۴ش حمله و درگیری اهل سنت با عزاداران روز عاشورا مهدیه هرات[۱۱۶] ۷ ۱۰۰+
۱۵ آذر ۱۳۹۰ش انفجار بمب میان عزاداران روز عاشورا کابل و مزار شریف[۱۱۷] حداقل ۶۰ ۲۰۰
۳ مرداد ۱۳۹۳ش تیرباران ۱۴ مسافر هزاره (شامل عروس و داماد) مسیر فیروزکوه به کابل[۱۱۸] ۱۴ --
۱۷ آبان ۱۳۹۴ش حمله نیروهای حرکت اسلامی ازبکستان و داعش سر بریدن ۷ هزاره (۴ مرد، ۲ زن، ۱ دختربچه) ولایت زابل[۱۱۹] ۷ --
۲ مرداد ۱۳۹۵ش انفجار دو بمب میان اجتماع معترضین جنبش روشنایی میدان دهمزنگ کابل[۱۲۰] بیش از ۶۰ ۲۰۰
۱ آذر ۱۳۹۵ش انفجار در مسجد باقرالعلوم(ع) غرب کابل[۱۲۱] ۲۷ ۳۵
۱۷ دی ۱۳۹۵ش حمله یک گروه مسلح به ۸ کارگر شهر تاله‌وبرفک، ولایت بغلان[۱۲۲] ۸ --
۲۵ خرداد ۱۳۹۶ش حمله سه انتحاری به مسجد الزهرا(س) دشت برچی کابل[۱۲۳] -- --
۲۸ مهر ۱۳۹۶ش حمله انتحاری داعش به مسجد امام زمان(عح) دشت برچی کابل[۱۲۴] ۱۰۰ ۱۰۰
۳۰ آذر ۱۳۹۶ش انفجار سه‌چرخه روبروی کتابخانه رسالت شهرک جبرییل هرات[۱۲۵] ۶ ۱۷
۱۸ اسفند ۱۳۹۶ش انفجار انتحاری در مصلی شهید مزاری (سالگرد عبدالعلی مزاری) دشت برچی[۱۲۶] ۹ ۱۸
۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ش انفجار انتحاری در مرکز صدور تذکره دشت برچی[۱۲۷] ۶۹ ۱۲۸
۲۴ مرداد ۱۳۹۷ش انفجار در مرکز آموزشی موعود (قربانیان زیر ۲۰ سال) دشت برچی کابل[۱۲۸] ۴۸ --
۱۷ اسفند ۱۳۹۸ش حمله داعش به مراسم سالگرد شهادت عبدالعلی مزاری مصلی شهید مزاری، دشت برچی کابل[۱۲۹] ۱۰۰ ۱۰۰
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ش حمله به بیمارستان زنان و کودکان (پزشکان بدون مرز) دشت برچی کابل[۱۳۰] ۲۴ (شامل ۱۸ مادر) ۱۶
۳ آبان ۱۳۹۹ش انفجار بمب توسط داعش در مرکز آموزشی کوثر دانش دشت برچی کابل[۱۳۱] ۱۰۰ (کشته و زخمی) ۱۰۰ (کشته و زخمی)
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ش انفجار ماشین بمب‌گذاری شده نزدیک مدرسه سیدالشهدا منطقه دشت برچی[۱۳۲] ۸۵ ۱۵۱

روحانیون مشهور

روحانیون مشهور
نام شهرت و فعالیت‌ها
سید اسماعیل بلخی (۱۲۹۹-۱۳۴۷ش) فعال فرهنگی و سیاسی علیه محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان.
محمدعلی مدرس افغانی (۱۲۸۴-۱۳۶۵ش) فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزه‌های علمیه نجف و قم.
عبدالعلی مزاری (۱۳۲۶-۱۳۷۳ش) چهره سیاسی و جهادی افغانستان؛ اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان.
قربانعلی عرفانی (۱۳۲۳-۱۳۹۴ش) سیاست‌مدار؛ دبیرکل حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان؛ نماینده مردم ولایت کابل در پارلمان.
یوسف واعظی (۱۳۲۴-۱۳۹۳ش) عضو شورای علمای شیعه؛ عضو شورای اخوت اسلامی؛ وزیر مشاور حامد کرزی.
قربانعلی محقق کابلی (۱۳۰۸-۱۳۹۸ش) مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.
محمداسحاق فیاض (متولد ۱۳۰۹ش) مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف.

پانویس

  1. Encyclopedia Iranica, «HAZĀRA ii. HISTORY»
  2. Encyclopedia Iranica, «HAZĀRA ii. HISTORY»
  3. پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، «نمایندگان شیعیان در پارلمان افغانستان»
  4. سایت بی‌بی‌سی فارسی، «نامزدهای انتخابات رياست جمهوری افغانستان (به ترتيب الفبا)»
  5. سایت هشت صبح، «نقش کلیدی هزاره ها در انتخابات افغانستان»
  6. خبرگزاری پژواک، «عنایت الله حفیظ نامزد ریاست جمهوری کمپاينش را با تنظيف شهر آغاز کرد»
  7. uniRank,«Kateb University»
  8. uniRank,«Avicenna University»
  9. سایت دانشگاه گوهرشاد، «گوهرشاد در یک نگاه»
  10. خبرگزاری جمهور، «شاگردان لیسه عبدالرحیم شهید با لیاقت خود کامیاب شده اند؛ نه با معامله‌گری»
  11. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۵۸–۴۶.
  12. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۷۳.
  13. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۳۲.
  14. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.
  15. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۸۹–۷۰.
  16. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۴۵۶.
  17. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۳۵–۱۳۰.
  18. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۳۵–۱۳۰.
  19. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.
  20. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۲.
  21. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۹۹، موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۳، غبار، جغرافیای تاریخی افغانستان، ۱۳۶۸ش، ص۱۷۲.
  22. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۳.
  23. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.
  24. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۹۹.
  25. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۷–۲۰۵.
  26. شفق خواتی، مجله طلوع، ۱۳۸۲ش، ص۶۸–۵۲.
  27. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۲.
  28. جوزجانی، طبقات ناصری، ۱۳۶۳ش، ص۳۲۰و۳۱۹.
  29. . تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره‌ها، ۱۳۷۲ش، ص۳۰.
  30. . تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره‌ها، ۱۳۷۲ش، ص۳۰..
  31. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۲.
  32. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۹۲ش، ص۱۵۱–۱۴۱.
  33. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۱–۹۹.
  34. غبار، جغرافیای تاریخی افغانستان، ۱۳۶۸ش، ص۱۷۲.
  35. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۷.
  36. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۶۷.
  37. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۲۷۸–۲۸۰.
  38. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۲۸۰–۲۸۲.
  39. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۲۸۳.
  40. تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره‌ها، ص۱۴۹.
  41. نایل، سرزمین و رجال هزاره‌جات، ص۲۲۹.
  42. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۴۹.
  43. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۰و۲۶۱.
  44. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۵–۲۶۳.
  45. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۵.
  46. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۶.
  47. کاتب، سراج التواریخ، ۱۳۷۲ش، ص۶۳۳.
  48. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۷.
  49. کاتب، سراج التواریخ، ۱۳۷۳ش، ص۷۰۰.
  50. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۳۲۰.
  51. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۷۱.
  52. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۷۱.
  53. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ص۶۶۹.
  54. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۳۷۳–۳۵۲.
  55. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۷۹.
  56. کاتب، سراج‌التواریخ، ۱۳۷۳ش، ص۲۶۹.
  57. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۷۲.
  58. فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۷ش، ص۲۶۷.
  59. تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره، ۱۳۷۲ش، ص۲۶۵.
  60. تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره، ۱۳۷۲ش، ص۲۵۱.
  61. غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۶۸ش، ص۶۷۰.
  62. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۰.
  63. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، ۱۳۸۴ش، ۱۶۶–۱۶۱.
  64. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۲.
  65. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۱.
  66. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۳.
  67. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، ۱۳۸۴ش، ص۳۷۳.
  68. دولت‌آبادی، هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت، ۱۳۸۴ش، ص۳۷۳.
  69. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۳.
  70. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۲۴–۲۲۶.
  71. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۲۹.
  72. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۲۹.
  73. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۳.
  74. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۴.
  75. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۲.
  76. محقق ارزگانی، بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۳
  77. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۶.
  78. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۷.
  79. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۷.
  80. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۳۷.
  81. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۱.
  82. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۴۸.
  83. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۲.
  84. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۶.
  85. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۶.
  86. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۲۶۰.
  87. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان»، ص۱۱۶–۱۱۹
  88. نظری، «مقاومت شیعیان در برابر طالبان»، ص۱۲۱–۱۲۲.
  89. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۲
  90. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۲
  91. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۴۳و۴۴.
  92. بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۲۱۶.
  93. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۴۴.
  94. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۴۳و۴۴.
  95. بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۴۸.
  96. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۸۸–۱۸۷.
  97. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۸۸–۱۸۷.
  98. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۵–۲۰۴.
  99. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  100. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ۱۳۹۰ش، ص۴۴۹–۴۳۷.
  101. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ۱۳۹۰ش، ص۴۴۹–۴۳۷.
  102. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ۱۳۹۰ش، ص۴۴۹–۴۳۷.
  103. Hamid Hussain,"Qazi Faez Isa Sworn in as Chief Justice Balochistan", wordpress.com.
  104. رادیو آزادی، «قاضی القضات جدید پاکستان حلف وفاداری یاد کرد»، وبگاه رادیو آزادی.
  105. Hamid Hussain,"Qazi Faez Isa Sworn in as Chief Justice Balochistan", wordpress.com
  106. «شیعیان و هزاره‌های کویته»، خبرگزاری اطلس؛ «هزاره‌های پاکستان از ترس حملات تروریستی در خفا زندگی می‌کنند»، یورونیوز؛ «بحران قتل‌های هدفمند هزاره‌ها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.
  107. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  108. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  109. خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تايباد و باخرز»، مندرج در وبگاه کارخانه‌دار.
  110. خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تايباد و باخرز»، مندرج در وبگاه کارخانه‌دار.
  111. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  112. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  113. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۷ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
  114. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ۱۳۹۰ش، ص۲۳۷–۲۳۵.
  115. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ۱۳۹۰ش، ص۴۴۹–۴۳۷.
  116. هفته‌نامه مشارکت ملی، کابل، ش ۱۵۱، ۲۴/۱۱/۱۳۸۴ش.
  117. «عاشورای خونین در افغانستان،عراق و پاکستان»، سایت همشهری آنلاین.
  118. «افراد مسلح، نوعروس و داماد و ۱۲ نفر دیگر را در غور کشتند»، بی‌بی‌سی.
  119. «تظاهرات گسترده شهروندان کابل در اعتراض به سربریدن ۷ گروگان‌ شیعه هزاره»، خبرگزاری شفقنا.
  120. «فیلمی از انفجار و شهادت شیعیان درراهپیمایی کابل»، سایت شبکه العالم.
  121. «۲۷ شهید در حمله انتحاری به عزاداران اربعین حسینی در کابل»، خبرگزاری تسنیم.
  122. «حمله هدفمند دیگر؛ کشتار بغلان، حمله بر وحدت ملی و امنیت ملی افغانستان»، خبرنامه.
  123. «حمله انتحاری به مسجد الزهرا در غرب کابل بیش از ۱۰ کشته و زخمی برجا گذاشت»، خبرگزاری ایرنا.
  124. «حمله تروریستی به مسجد امام زمان در غرب کابل/۱۰۰ کشته و زخمی /داعش مسئولیت حمله را به عهده گرفت»، خبرگزاری شفقنا.
  125. «۲۳ کشته و زخمی بر اثر انفجار در منطقه جبرئیل هرات»، خبرگزاری شفقنا.
  126. «هزاره‌ها در محور حملات داعش در افغانستان؛ ۱۹ حمله بزرگ با ۵۴۴ کشته و ۱۰۰۰ زخمی»، خبرنامه.
  127. «هزاره‌ها در محور حملات داعش در افغانستان؛ ۱۹ حمله بزرگ با ۵۴۴ کشته و ۱۰۰۰ زخمی»، خبرنامه.
  128. «تمامی قربانیان حمله بر آموزشگاه موعود کمتر از ۲۰ سال عمر داشتند»، طلوع نیوز.
  129. «حمله بر مصلی شهید مزاری؛ ۳۲ نفر کشته و ۵۸ نفر زخمی شدند»، خبرگزاری افغانستان دیلی.
  130. «حمله به بخش زایمان بیمارستان دشت برچی؛ «به دنیا آوردن نوزادان با وجود کشتار ادامه داشت»، یورو نیوز.
  131. «۲۴ کشته و ۵۷ زخمی در حمله انتحاری بر دانش آموزان کوثر دانش»، سایت خبرنامه.
  132. «افزایش تعداد شهدای انفجار در مدرسه «سیدالشهدا» کابل به ۸۵ نفر»، خبرگزاری فارس.

یادداشت

  1. سرشماری فعلی اقوام افغانستان با اختلاط قومی و نیز نبودن تعریف یکسان و مشخص برای قوم و ویژگی‌های قومی روبرو است. از طرفی تخمین تعداد هزاره‌ها به دلیل جابجایی بسیار و نیز کتمان و تغییر هویت مهاجران هزاره برای پیشگیری از سرکوب و تبعیض مجدد، دشواری بیشتری دارد. موسوی، هزاره‌های افغانستان، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۰.
  2. این مقام و نفوذ از پدر به فرزندان منتقل می‌گردید. پولادی، هزاره‌ها، ۱۳۸۷ش، ص۴۵۶.
  3. اندکی بعد در بلوچستان هند (کویته در پاکستان فعلی)، شهرهای جنوبی آسیای میانه (روسیه تزاری) و در نیمه شرقی خراسان ایران (قاجاریه)، روستاها و محلات هزاره‌نشین پدید آمد. تیمور خانف، تاریخ ملی هزاره، ۱۳۷۲ش، ص۱۹۰.

منابع

  • بهمنی قاجار، محمدعلی، «جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان»، تهران، مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، ۱۳۹۲ش.
  • پولادی، حسن، «هزاره‌ها»، ترجمه: علی عالمی کرمانی، تهران، نشر عرفان، ۱۳۸۷ش.
  • تیمور خانف، ل، «تاریخ ملی هزاره‌ها»، ترجمه:عزیز طغیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۲ش.
  • دولت‌آبادی، بصیراحمد، «هزاره‌ها از قتل‌عام تا احیای هویت»، قم، ابتکار دانش، ۱۳۸۴ش.
  • رادیو آزادی، «قاضی القضات جدید پاکستان حلف وفاداری یاد کرد»، وبگاه رادیو آزادی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ شهریور ۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید: ۲۶ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • سایت بی‌بی‌سی فارسی، «نامزدهای انتخابات رياست جمهوری افغانستان (به ترتيب الفبا)»
  • خرمی، قاسم «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تايباد و باخرز»، مندرج در وبگاه کارخانه‌دار، تاریخ درج مطلب:۳۰ آذر ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید: ۷ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • شفق خواتی، محمد، «گزارش:اسماعیلیه در افغانستان»، پژوهشنامه حکمت و فلسفه اسلامی (طلوع)، مدرسه امام خمینی (جامعةالمصطفی)، ش۷، پاییز ۱۳۸۲ش.
  • خبرگزاری پژواک، «عنایت الله حفیظ نامزد ریاست جمهوری کمپاينش را با تنظيف شهر آغاز کرد»
  • غبار، میرغلام محمد، «افغانستان در مسیر تاریخ»، تهران، نشر عرفان، ۱۳۹۲ش.
  • غبار، میرغلام محمد، «جغرافیای تاریخی افغانستان»، کابل، مطبعه دولتی، ۱۳۶۸ش.
  • فرهنگ، میرصدیق، «افغانستان در پنج قرن اخیر»، تهران، نشر عرفان، ۱۳۸۷ش.
  • فروغی ابری، اصغر، «تاریخ غوریان»، تهران، سمت، ۱۳۹۸ش.
  • کاتب، فیض‌محمد، «سراج التواریخ»، تهران، مؤسسه بلخ، ۱۳۷۳ش.
  • کاتب، فیض‌محمد، «نژادنامه افغان»، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۲ش.
  • محقق ارزگانی، قربان‌علی؛ «بررسی ریشه‌های تاریخی تشیع در افغانستان»، قم، آشیانه مهر، اول، ۱۳۹۱ش.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌های افغانستان، ترجمه:عزیز طغیان، قم، اشک یاس، ۱۳۸۶ش.
  • نایل، حسین، «سرزمین و رجال هزاره‌جات»، کابل، بنیاد اندیشه، تابستان ۱۳۹۵ش.
  • نظری، عبدالطیف؛ «مقاومت شیعیان افغانستان در برابر طالبان در چارچوب تحلیل گفتمان»، فصل‌نامه شیعه‌شناسی، سال چهارم، ش۱۴، تابستان ۱۳۸۵ش، ص۱۰۳–۱۳۸.
  • «شاگردان لیسه عبدالرحیم شهید با لیاقت خود کامیاب شده اند؛ نه با معامله‌گری»، خبرگزاری جمهور