ابن ثوابه
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| وجه نامگذاری | انتسابشان به ثوابة بن یونس |
| بنیانگذار | ثوابة بن یونس |
| عصر | قرن سوم و چهارم هجری قمری |
| مکان استقرار | عراق |
| شخصیتها | |
| مشاهیر | ابوالعباس احمد بن محمد، ابوعبدالله محمد بن احمد، ابوالحسین جعفر بن محمد، ابوالحسن محمد بن جعفر |
اِبْن ثَوابه یا آل ثوابه به خاندان چند تن از فرزندان ثوابة بن یونس اطلاق میشود که ریشههای نصرانی داشتهاند اما بعدها به تشیع گراییدهاند. این خاندان شامل دبیران، شاعران و ادیبان برجستهای چون ابوالعباس احمد بن محمد، ابوعبدالله محمد، جعفر بن محمد و ابوالحسن محمد بن جعفر بودهاند.
به گزارش زندگینامه نویسان، این خاندان در طول دورههای مختلف عباسی، مناصب مهمی از جمله ریاست دیوان رسائل را بر عهده داشتند. آثار مکتوب و اشعار اندکی از این افراد برجای مانده است که به گفته مورخان نشاندهنده مهارت ادبی و جایگاه آنان در دربار عباسی بوده است.
نسب و افراد نامدار خاندان ابنثوابه
به گفته زندگینامه نویسان، جد بزرگ خاندان ابنثوابه، فردی نصرانی به نام یونس حَجّامی (حجامت کننده) بود که با لقب لُبابه شناخته میشد.[۱] نویسندگان شیعی، از جمله امین[۲] و مدرس تبریزی،[۳] با استناد به تشیع ابوالعباس محمد بن ثوابه، دیگر اعضای این خاندان را نیز شیعی معرفی کرده و زندگینامه آنان را در کتب تراجم اهل تشیع آوردهاند. برخی از افراد مشهور این خاندان عبارتند از:
ابوالعباس احمد بن محمد، معروف به ابنثوابه
ابوالعباس احمد بن محمد، معروف به ابنثوابه، ادیب، شاعر و از دبیران دوره عباسیان بود. او یکی از همکاران نزدیک سلیمان بن وهب، وزیر مهتدی، بود و در نوشتن نامهها برای خلیفه مهارت داشت، بهطوریکه گفته شده وزیر را تحت تأثیر قرار داد.[۴] گفته شده است که ابنثوابه در زمان خود محبوب نبوده است.خودخواهی، رفتار نامناسب و سخنان پیچیده و پر زرق و برق او باعث شده تا شاعران دیگر او را هجو کنند.[۵]
به گفته مورخان، ابنثوابه در یک دیدار با خلیفه درباره مصادره اموال مناظره کرد و توانست او را متقاعد کند.[۶] همچنین در توطئه علیه مهتدی شرکت داشت و خانهاش به فرمان مهتدی غارت شد. پس از این حوادث و تا حدود ۱۰ سال بعد، اطلاعاتی از زندگی او در دست نیست.[۷] ابوالعباس در سال ۲۷۷ق درگذشت.[۸]
آثار و اشعار باقیمانده
براساس گفته پژوهشگران، آثار چندانی از ابنثوابه در دست نیست و تنها چند نامه از او باقی مانده است. نامههای او شامل نامههایی به افراد مختلف (ابوالصقر، عبیدالله بن سلیمان)، نامههای تسلیت و پاسخ، و یک نامه اندرزی از طرف موفق به یکی از والیان است.[۹] همچنین، یک نامه از طرف خلیفه به یکی از والیان، دستور رسیدگی به وضع زندانیان (زنان و مردان، خوراک و پوشاک) را میدهد.[۱۰] از اشعار ابنثوابه نیز تنها ۷ بیت باقی مانده است که دو بیت در زندان برای ابوعبدالله بزوری خوانده شده و ۵ بیت توسط صفدی[یادداشت ۱] نقل شده است.[۱۱] صولی، از منتقدان او، شعرش را پست و مغلوط دانسته است.[یادداشت ۲]
دو کتاب به نامهای «الرسایل المجموعة» و «رسالة فی الخط و الکتابة» که توسط ابنندیم[۱۲] و صفدی، از مورخان و زندگینامه نویسان،[۱۳] ذکر شدهاند، که اثری از آنها یافت نشده است. بااینحال، ابنندیم[۱۴] و ابوالفرج اصفهانی[۱۵] نوشتههای او را دیدهاند.
ابوعبدالله محمد
ابوعبدالله محمد، فرزند ابوالعباس احمد، از دبیران دوره عباسی بود[۱۶] که در سال ۲۷۹ق درگذشت.[۱۷] نخستین بار در خدمت بایکباک، از فرماندهان ترک دربار خلافت، دیده شد. در جریان ناآرامیهای سالهای ۲۵۵–۲۵۶ق و پس از قتل معتز و به خلافت رسیدن مهتدی، او همراه بایکباک به دربار راه یافت. مهتدی وی را به رافضیبودن متهم و دستور دستگیریاش را صادر کرد، اما با حمایت بایکباک بخشیده شد و حتی خلعت گرفت. پس از آن اطلاعی از سرنوشتش در دست نیست.[۱۸]
جعفر بن محمد
ابوالحسین جعفر بن محمد (درگذشت ۲۸۴ق در ری)،[۱۹] برادر ابوالعباس، از دبیران دوره عباسی بود. پس از برکناری برادرش از حکومت طسوجهای بغداد، او با نگارش نامهای به عبیدالله بن سلیمان خواستار همکاری شد و به نیابت دیوان رسائل و معاونت نزد حسن، پسر عبیدالله، منصوب گردید.[۲۰] پس از درگذشت حسن، خود مستقلاً ریاست دیوان رسائل را بر عهده گرفت و این منصب تا دو نسل بعد نیز در خاندان آنان باقی ماند.[۲۱]
به گزارش مورخان، جعفر نزد بزرگان جایگاهی ارجمند داشت و ابنمعتز در سوگ او مرثیهای سروده است.[۲۲] او خود نیز شعر میگفت، اما از سرودههایش جز چند بیت باقی نمانده است.[۲۳]
محمد بن جعفر
به گزارش مورخان، ابوالحسن محمد بن جعفر (درگذشت ۳۱۲ق)، همچون پدرش جعفر[۲۴]، در دوره خلافت مقتدر و وزارت علی بن عیسی بن جراح، ریاست دیوان رسائل و دیوان معاون را بر عهده داشت. با روی کار آمدن ابنفرات در سال ۳۰۴ق نیز در همان منصب باقی ماند و هنگام بازگشت دوباره ابنفرات به وزارت، نامهای آمیخته به تحسین او، از جانب خلیفه به ولایات نوشت.[۲۵]
از نوشتههایش جز چند قطعه باقی نمانده است؛ از جمله نامه اعلام وزارت حامد بن عباس از سوی مقتدر،[۲۶] نامهای درباره آزاد کردن اموال موروث در سال ۳۱۱ق به دستور ابنفرات،[۲۷] و چند بیت شعر که صفدی[۲۸] نقل کرده است.
ابوعبدالله احمد
ابوعبدالله احمد پس از مرگ پدرش در سال ۳۱۲ق، مسئولیت دیوان رسائل را بر عهده گرفت و تا پایان عمر در این سمت باقی ماند.[۲۹] از آثار او اطلاعات کمی در دست است، اما نویسندگان به چند رساله معروف او اشاره کردهاند، از جمله رسالهای در مورد خلع قاهر (۳۲۱ق)، نامهای از جانب راضی به ملک روم (۳۲۷ق)، رسالهای در مورد ملقب شدن علی بن حمدون به سیف الدوله توسط متقی (۳۳۰ق) و نامهای از جانب مطیع به عمادالدوله دیلمی (۳۳۵ق).[۳۰]
پانویس
- ↑ ابنندیم، الفهرست، ۱۹۶۵م، ص۱۴۳.
- ↑ امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۵۹.
- ↑ مدرس تبریزی، ریحانة لادب، ۱۳۲۶ش، ج۸، ص۴۴۸.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۲۳، ص۱۴۶-۱۴۸.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۳۶۸؛ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۴، ص۱۴۶.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۹۴ش، ج۱۲، ص۱۸۳۲.
- ↑ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۹۴ش، ج ۱۲، ص۱۷۹۶،طبری، تاریخ طبری،موسسه اعلمی،ج۷، ص۵۹۴.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۲۳، ص۱۴۶-۱۴۸.
- ↑ صفوت، جمهره رسائل العرب، ۱۳۵۶ق، ص۲۸۱، ۲۸۸-۲۹۲
- ↑ ثعالبی، تحفه الوزراء، ۱۴۲۷ق، ص۱۵۱.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۳۷۰.
- ↑ ابنندیم، الفهرست، ۱۹۶۵م، ص۱۴۴
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۳۶۹.
- ↑ ابنندیم، الفهرست، ۱۹۶۵م، ص۱۰.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۹، ص۲۵۲.
- ↑ بغدادی، هدیة العارفین، ۱۹۵۱م، ج۲، ص۲۲.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۴، ص۱۴۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۴، ص۱۴۸.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۱، ص۱۳۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۷، ص۱۸۸-۱۹۰.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۷، ص۱۸۸.
- ↑ حصری، زهرالادب، ۱۳۷۳ق، ج۳، ص۶۸۷-۶۸۸.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۱، ص۱۳۷.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۱۱، ص۱۳۷.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۱۸، ص۹۷.
- ↑ همدانی، تکمله تاریخ الطبری، ۱۹۶۱م، ج ۱، ص۲۰.
- ↑ صابی، الوزراء، ۱۹۵۸م، ص۲۶۸.
- ↑ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۳۰۰.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ۱۳۸۱ش، ج۴، ص۲۴۳؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۳۷۰.
- ↑ همدانی، تکمله تاریخ الطبری، ۱۹۶۱م، ج۱، ص۸۳و ۱۱۱و ۱۲۹و ۱۵۸.
یادداشت
- ↑ بُزوری سبزی فروش یا میوه فروش. (ناظم الاطباء). نسبت است به بزور که جمع بزر است و تخم فروش را میرساند. و ابوعبداﷲ احمدبن عبدالرحمان معروف به ابن ابی عرف ، بدین نسبت مشهور است. او اهل بغداد و ثقهای جلیل بود و بسال ۲۹۷ق. در ماه شوال وفات یافت. (لباب الانساب). (دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه «بزوری».)
- ↑ صولی: محمدبن یحیی بن عبدالله بن عباس بن محمدبن صول تکین کاتب ، مُکَنّی به ابی بکر و معروف به صولی شطرنجی.(درگذشت:۳۳۵یا۳۳۶ق). (دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه «صولی».
منابع
- ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
- ابنندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، بیروت، دارالمعرفه، ۱۹۶۵م.
- امین، محسن، اعیان الشیعه، محقق: حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
- بغدادی، اسماعیل پاشا، هدیه العارفین، اسماء المؤلفین و آثار المصنفین، محقق: سیدمحمد مهدی خرسان، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۹۵۱م.
- ثعالبی، عبدالملکبن محمد، تحفة الوزراء، بیروت، الدار العربية للموسوعات، ۱۴۲۷ق.
- حصری، ابواسحاق ابراهیم، زهر الاداب، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۷۳ق.
- صابی، هلال بن محسن، الوزراء، محقق: عبدالستار احمد فراج، قاهره، دار الآفاق العربيه، ۱۹۵۸م.
- صفدی، خلیل بن ابیک، الوافی بالوفیات، محقق: هلموت ریتر، بیروت، دار النشر فرانز شتاينر، ۱۴۰۱ق.
- صفوت، زکی احمد، جمهره رسائل العرب فی عصورالعربیه الزاهره، قاهره، دارالمطبوعات العربیه، ۱۳۵۶ق.
- طبری آملی، محمد بن جریر، تاریخ طبری، مترجم: ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۹۴ش.
- مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانه لادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب، تهران، کتابفروشی خیام، ۱۳۲۶ش.
- همدانی، محمد بن عبدالملک، تکمله تاریخ الطبری، محقق: آلبرت یوسف کنعان، بیروت، دارالفکر، ۱۹۶۱م.
- یاقوت حموی، یاقوت بن عبدلله، معجم الادباء، مترجم: عبدالحمید آیتی، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۸۱ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دائرة المعارف بزرگ اسلامی