پرش به محتوا

قبیله حمیر

از ویکی شیعه
قبیله حمیر
اطلاعات کلی
بنیانگذارطی بن اُدد
خاستگاهیمن
زمان اسلام آوردنسال ۹ هجری قمری
شخصیت‌ها
صحابهمُعاذ بن جَبَل
مشاهیرسید اسماعیل بن محمد حمیری معروف به سید حمیری شاعر اهل‌بیت(ع)مالک بن انسکعب الاحبار


نقشه، نشان‌دهنده جایگاه دولت حمیر و پایتخت آن، ظفار (که امروزه در جنوب شهر یریم واقع شده). ظفار در مسیر تجارت قرار داشته است.

قبیله حِمْیَر یکی از قبایل بزرگ و کهن عرب قحطانی، به‌ویژه در یمن شناخته می‌شود. نسب قبیله حمیر به حمیر بن سبأ بن یشْجُب بن یعْرُب بن قحطان بن عابر می‌رسد. مورخان مسلمان، حمیر را با نام‌های العَرَنْجَج[۱] یا العَرَنج و زَید[۲] معرفی کرده‌اند. وی به‌دلیل پوشش جامه سرخ[۳] یا تاج طلا و یاقوتی که بر سر می‌گذاشت، به "المَلِک‌الاحمر" یا حمیر شناخته شد.[۴]

به گفته مورخان، حمیر نخستین فردی بود که پس از مرگ پدرش، سبأ، به پادشاهی رسید[۵] و در شهر مأرب مستقر شد. او فتوحاتی انجام داد و دیگر فرمانروایان را مغلوب ساخت.[۶] به گفته برخی منابع، وی پنجاه سال پادشاهی کرد و به "متوّج" ملقب شد. پس از وی، برادرش کهلان بن سبأ به پادشاهی رسید و پس از سلطنتی طولانی، پادشاهی به اولاد حمیر بازگشت.[۷]

پایتخت حمیریان، شهر ظفار بود[۸] که آثار آن هنوز در نزدیکی یریم، در جنوب یمن، قابل مشاهده است. به‌گفته حمزه اصفهانی،[۹] تاریخ ملوک حمیر مغشوش‌ترین تاریخ‌ها است، و مسعودی نیز مدت پادشاهی آنان را ۱۹۳۸ سال ذکر کرده است.[۱۰]

ظفار در یریم، پایتخت حمیریان

در مورد دین اقوام حمیر گفته شده که این قبیله در ابتدا بت‌پرست بودند و در مکانی به نام بَلْخَع، بت نَسْر را می‌پرستیدند سیس به مسیحیت گرویدند.[۱۱] بعدها، در اواخر سده چهارم میلادی، دینشان به یهودیت تبدیل شد، که این تغییر به دعوت اسعد تبّع و دو عالم یهودی از یثرب بود. اسعد تبّع نیز در هنگام لشکرکشی به یثرب به دین یهود گروید.[۱۲]

ذونواس واپسین پادشاه دولت حمیر بود که به دین یهود گروید و گفته شده است پس از آن بیشتر حمیریان نیز به دین یهود گرویدند. ذونواس کسی است که در نجران گودالهایی کند و مسیحیان را کشت و از این‌رو، به صاحب الاُخدود معروف شد،[۱۳] که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است.

در پی جنایت ذونواس، نجاشی پادشاه حبشه در ۵۲۵ میلادی سپاهی به یمن فرستاد و یمن را تصرف کرد و بدین‌گونه پادشاهی حمیریها (دولت دوم) برافتاد و چندی بعد، اَبْرَهه بر یمن حکومت یافت و اعلام فرمان‌برداری از نجاشی کرد.[۱۴]

در ۵۷۰ میلادی، در پی‌استمداد سَیف بن ذی یزَن (امیر یمنی) از خسرو انوشیروان، ایرانیان به فرماندهی وَهْرِز بر یمن مسلط شدند و حبشیان را بیرون راندند.[۱۵]

پس از گسترش اسلام، در سال نهم هجری فرستادگان حمیر اسلام آوردن خود را به پیامبر(ص) اعلام کردند.[۱۶] پیامبر(ص) معاذ بن جبل را برای آموزش احکام اسلام به حمیریان فرستاد[۱۷] و همچنین نامه‌هایی به سران حمیر نوشت. همچنین در سال نهم هجری ، هیئتی از حمیر به ریاست نافع بن زید حمیری به نزد پیامبر۰ص) رفتند.[۱۸] و از آن حضرت دربارهٔ احکام دین پرسش کردند.[۱۹] احادیثی نیز منسوب به پیامبراکرم (ص) در ستایش حمیر روایت شده است.[۲۰] برخی از حمیریان در فتوحات شام در زمان عمر شرکت کردند و در جنگ صفین، برخی از آن‌ها در سپاه حضرت علی(ع)[۲۱] و برخی دیگر در سپاه معاویه بودند.[۲۲] به گفته سید مرتضی علم الهدی،[۲۳] مخالفت با حضرت علی(ع) در میان حمیریان شایع بود. پس از فتوحات اسلامی، حمیریان در شهرهای مختلفی مانند شام، کوفه، مصر، بصره و اندلس ساکن شدند.[۲۴]

علما، ادبا، شعرا و امرای بسیاری به حمیر منسوب‌اند، از جمله: کعب الاحبار[۲۵] اسماعیل بن محمد؛[۲۶] مالک بن انس[۲۷] سلیمان بن موسی کَلاعی؛[۲۸] عبدالله بن جعفر حمیری [۲۹] محمد بن عبدلله بن جعفر حمیری محدث شیعی در زمان غیبت صغری سید اسماعیل بن محمد حمیری معروف به سید حمیری شاعر اهل بیت.

پانویس

  1. ابن‌درید، کتاب الاشتقاق، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۳۶۲؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص۱۸۵؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب‌العرب، ۱۹۸۲م، ص۳۲۹.
  2. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۵؛ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص۱۸۵.
  3. ابن‌درید، کتاب الاشتقاق، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۵۲۳؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل «حمر».
  4. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۵.
  5. ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۶۲۶؛ دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۰؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۵.
  6. ابن‌سعید مغربی، نشوة الطرب ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۹۷ـ۹۸.
  7. مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۹.
  8. یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۶۰.
  9. حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک‌الارض، دار مکتبة الحیاة، ص۱۱۳ـ۱۱۴.
  10. مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص۷۲.
  11. علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۱۹۷۸م، ج۲، ص۵۲۶؛ احمد العلی، تاریخ العرب القدیم و البعثة النبویة، ۱۴۲۴ق، ص۳۰؛ ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۱۹ـ۲۰، ۲۷ـ۲۸؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۱۰۷ـ ۱۰۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۹۸.
  12. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۸۲؛ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ذیل نوح: ۲۳؛ ابن‌حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، ۱۴۰۵ق، ص۳۲۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ذیل «بلخع» و «نسر» .
  13. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۳۲، ۳۷؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق،ج۲، ص۱۱۹، ۱۲۳.
  14. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۳۸ـ۳۹، ۴۳ـ۴۴؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۰۰.
  15. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۶۴ـ۷۱؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۰۲ـ۲۰۵.
  16. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۴، ص۲۳۵ـ ۲۳۷؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۱۲۰ـ۱۲۲.
  17. ابن‌سعد، ج۵، ص۵۳۰؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۷۹.
  18. ابن‌حجر عسقلانی، فتح‌الباری، ۱۳۷۹ق، ج۸، ص۷۵ـ۷۶.
  19. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ذیل بقره: ۲۲۳.
  20. ابن‌حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، دار المنهاج، ج۲، ص۲۷۸، ج۵، ص۲۷۲؛شریف الرضی، المجازات النبویة، ۱۹۶۸م، ص۳۳۹ـ۳۴۰.
  21. اب‍ن‌س‍ی‍ار ال‍م‍ن‍ق‍ری، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۱۱۷.
  22. ابن‌کلبی، نسب مَعَدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵۴۰ـ۵۴۱، ۵۴۳؛ اب‍ن‌س‍ی‍ار ال‍م‍ن‍ق‍ری، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۲۲۷، ۲۹۰ـ۲۹۱، ۲۹۷.
  23. علم‌الهدی،ج ۴، ص۶۱.
  24. عصفری، کتاب الطبقات، ۱۴۱۴ق، ص۲۶۷؛ ابن‌درید، کتاب الاشتقاق، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۳۶۳.
  25. ابن‌قتیبه،المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰م، ص۴۳۰.
  26. ابوالفرج، الاغانی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۶۷.
  27. ابن‌قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۴۹۸.
  28. حجری یمانی، مجموع بلدان الیمن و قبائلها، ۱۴۱۶ق، ج۱، جزء۲، ص۲۸۳ـ۲۸۴؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۴م، ج۲، ص۲۸۵.
  29. مامقانی، تنقیح المقال، ج۲، ص ۱۷۶.

منابع

  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، کتاب الأغانی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، بیروت، چاپ خورشید احمد فارق، ۱۴۰۵ق.
  • ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح‌الباری: شرح صحیح‌البخاری، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۷۹ق.
  • ابن‌حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، قاهره، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ۱۹۸۲م.
  • ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند الإمام أحمد بن حنبل، تخقیق: أحمد معبد عبدالکریم، جده، دار المنهاج، بی‌تا.
  • ابن‌درید، کتاب الاشتقاق، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
  • ابن‌سعید مغربی، علی بن موسی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ویرایشگر: نصرت عبد الرحمن، عمان، مکتبة الأقصی، ۱۴۰۲ق.
  • ابن‌قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۶۰م.
  • ابن‌کلبی، نسب مَعَدّ و الیمن الکبیر، بیروت، چاپ ناجی حسن، ۱۴۰،۸ق.
  • ابن‌منظور، جمال الدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌هشام، عبد الملک بن هشام، السیرةالنبویة، تصحیح: مصطفی سقا، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • اب‍ن‌س‍ی‍ار ال‍م‍ن‍ق‍ری، ن‍ص‍ر ب‍ن م‍زاح‍م، وقعة صفّین، قم، مکتبة آیت‌الله المرعشی النجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • احمد العلی، صالح، تاریخ العرب القدیم و البعثة النبویة، بیروت، شرکة المطبوعات، ۱۴۲۴ق.
  • حجری یمانی، محمد بن احمد، مجموع بلدان الیمن و قبائلها، صنعا، چاپ اسماعیل بن علی اکوع، ۱۴۱۶ق.
  • حمزه اصفهانی، حمزة بن حسن، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم‌الصلاة و السلام، بیروت: دار مکتبة الحیاة، بی‌تا.
  • دینوری، احمدبن داوود، الاخبار الطِّوال،قاهره، چاپ عبدالمنعم عامر، ۱۹۶۰م.
  • زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۴م.
  • شریف الرضی، محمد بن حسین، المجازات النبویة، قاهره، چاپ طه محمد زینی، ۱۹۶۸م.
  • طبری، محمد بن جریر بن یزید، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
  • طبری، محمد، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • عصفری، خلیفةبن خیاط، کتاب الطبقات، تحقیق: سهیل زکریا، بیر.ت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۷۸م.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال(رحلی)، بی‌نا، بی‌جا، بی‌تا.
  • مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الإشراف، قاهره، دار الصافی، ۱۸۹۳م،
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: یوسف احد داغر، قم، مؤسسة دار الهجرة، ۱۴۰۹ق.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۵ق.

پیوند به بیرون