خلیفةالله
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
خَلیفَةُ الله به معنای جانشین مطلق خداوند در هستی است. این اصطلاح در قرآن کریم نیامده است؛ اما برخی از مفسران معتقدند، آیه ۳۰ سوره بقره به این موضوع اشاره دارند و بر اساس آن، علم انسان به اسماء الهی، دلیل برتری او بر فرشتگان و رسیدن به مقام خلافت است.
درباره مصداق خلیفة الله، نظرات متفاوتی وجود دارد؛ از جمله اینکه این مقام مختص انسان کامل که نمونه بارز آن پیامبر(ص) و ائمه(ع) است؛ یا شامل همه انسانها؛ یا تنها حضرت آدم(ع) و یا مؤمنان و پرهیزکاران. بااینحال، بسیاری معتقدند که اصل خلافت برای همه انسانهاست، اما تنها افراد شایسته به آن دست مییابند.
به گفته پژوهشگران، در عرفان اسلامی، «خلیفة الله» با مفهوم «انسان کامل» گره خورده است. انسان کامل از دیدگاه عرفا، همان جانشین خداوند است که نقش واسطه فیض میان خدا و جهان را ایفا میکند و تدبیر امور عالم بر عهده اوست. ابنعربی معتقد است خلیفة الله روح عالم است و تمامی فیوضات الهی از طریق او به جهان میرسد.
مفهومشناسی
خلیفه به معنای جانشین یا قائممقام است.[۱] کلمه «خلیفه» و مشتقات آن ۱۵ بار در قرآن به کار رفته است، اما تنها برخی از این موارد به مفهوم «خلیفة الله» (جانشین خدا) نزدیک هستند.[۲] اگرچه اصطلاح «خلیفة الله» مستقیماً در قرآن نیامده،[۳] اما برخی با استناد به آیه ۳۰ سوره بقره («و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من در زمین جانشینی قرارندادهنده هستم») معتقدند که منظور از «خلیفه» در این آیه، همان «خلیفة الله» به معنای جانشین مطلق خداوند در هستی است.[۴] همچنین، در تاریخ اسلام گاهی به حاکمان سرزمینهای اسلامی، «خلیفة الله» گفته میشده است.[۵]
انسان جانشین خدا
به عقیده برخی، مسئلهٔ «خلیفةالله» در آیات ۳۰ سوره بقره، ۲۶ سوره ص، ۱۶۵ سوره انعام و ۶۲ سوره نمل قرآن مطرح شده،[۶] اما درباره معنای آن میان مفسران اختلاف وجود دارد.[۶] جوادی آملی در تفسیر آیه ۳۰ بقره میگوید: ویژگیها و تدابیر خلیفه باید بازتابدهنده ویژگیهای کسی باشد که از او جانشینی میکند[۷] و چون محل خلافت «زمین» معرفی شده، پس خلیفهٔ الهی همواره باید در زمین حضور داشته باشد.[۸] گروهی نیز معتقدند این آیه بر وجود دائمی خلیفةالله در زمین و تعیین مستقیم او از سوی خدا دلالت دارد.[۹]
در تفسیر «کسانی که انسان جانشین آنان شده»، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است:[۱۰] جانشینی از جنها، از انسانهای پیشین، از فرشتگان یا از همه موجودات؛[۱۱] اما جوادی آملی همه این نظرها را ناسازگار با آیه دانسته است،[۱۲] و بسیاری از مفسران در مقابل این اقوال، انسان را جانشین خدا میدانند.[۱۳]
برخی نیز تأکید میکنند که خلافت انسان به معنای نقص در خدا نیست، بلکه بهدلیل ناتوانی عالم ماده در دریافت مستقیم فیض الهی است؛ بنابراین خلیفه نقش واسطه فیض میان خدا و جهان را ایفا میکند.[۱۴]
محدوده خلافت انسان
درباره محدودهٔ خلافت انسان دیدگاههای مختلفی وجود دارد.[۱۵] برخی آن را فقط به زمین محدود میدانند، اما بسیاری معتقدند حوزهٔ اختیار انسان میتواند آسمانها و زمین را در بر بگیرد.[۱۶] گروهی وظیفهٔ خلیفه را تدبیر و مدیریت امور هستی میدانند؛[۱۷] بعضی دیگر هدایت مردم و اجرای احکام الهی را از وظایف او میشمارند؛[۱۸] و عدهای نیز آبادانی زمین، حکومت بر مردم و کمک به رشد و کمال انسانها را از شئون خلافت میدانند.[۱۹]
مصداق خلیفة الله کیست؟
در اینکه خلیفةالله چه کسی است، دیدگاهها متفاوت است. به گفته شیخ طوسی و برخی از مفسران، خلیفةالله تنها شایستهٔ انسان کامل است که دارای عصمت و علم برتر باشد[۲۰] ازاینرو پیامبر اکرم(ص) و امامان دوازدهگانه به این مقام منصوباند.[۲۱] برخی میگویند همهٔ انسانها این مقام را دارند.[۲۲] گروهی آن را تنها مخصوص حضرت آدم(ع) میدانند.[۲۳] بعضی هم معتقدند این مقام فقط به مؤمنان و پرهیزکاران میرسد.[۲۳] در نهایت، بیشتر مفسران شیعه و سنی باور دارند که اصلِ خلافت برای همه انسانهاست، اما تنها افراد خاص و شایسته ــ که از آنها با عنوان «انسان کامل» یاد میشود ــ عملاً به این مقام میرسند.[۲۴]
جوادی آملی معتقد است که انسانها به اندازهٔ کمالی که به دست میآورند، در جانشینی خداوند (خلافت) درجه دارند. هرچه انسان دانش بیشتری نسبت به اسماء الهی پیدا کند، کمال بیشتری کسب کرده و مقامش در خلافت الهی بالاتر میرود. بااینحال، او اشاره میکند که آیهٔ مورد بحث به خلیفه کامل اشاره دارد؛[۲۵] کسی که با اجازهٔ خداوند میتواند امور الهی را در تمام جهان انجام دهد.[۲۶]
راز جانشینی انسان
براساس آیات ۳۰ و ۳۱ سوره بقره، دلیل برتری انسان بر فرشتگان و رسیدن به مقام خلیفةاللهی، علم او به اسماء الهی دانستهاند که خداوند این علم را به انسان آموخت،[۲۷] درحالیکه فرشتگان توانایی پذیرش آن را نداشتند.[۲۸] ملاصدرا نیز معتقد است که درک راز خلافت الهی برای انسان بدون بیان خداوند میسر نیست.[۲۹]
خلیفة الله در عرفان
مسئله خلیفة الله در عرفان اسلامی برگرفته از روایاتی میباشد که در این باب وارد شده است.[۳۰] خلیفة الله در عرفان با مسئله انسان کامل گره خورده است.[۳۱] در واقع از نظر اهل عرفان، انسان کامل همان خلیفة الله است که نسبت عبد خدا را دارد.[۳۲] ابنعربی و برخی از شارحان آثارش معتقدند که خلیفة الله، روح عالَم است و تدبیر عالَم به عهده روح آن است.[۳۳] او واسطه فیض میان خداوند و جهان هستی است و همه فیوضات الهی در دنیا از طریق خلیفة الله است.[۳۱]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه دهخدا، ۱۳۷۷ش، ج۷، ص۹۹۳۹.
- ↑ نجارزادگان، بابائی گواری، «پیوند مفهوم خلیفة الله در قرآن با امامت از دیدگاه متکلمان فریقین»، ص۹.
- ↑ نجارزادگان، بابائی گواری، «پیوند مفهوم خلیفة الله در قرآن با امامت از دیدگاه متکلمان فریقین»، ص۹.
- ↑ شاکری زواردهی، «هویت معرفتی تداوم فیض و استمرار وجود خلیفة الله»، ص۲۲۶-۲۲۷.
- ↑ منتظری مقدم، «کنکاشی تاریخی پیرامون کاربرد لقبهای امیرالمؤمنین و خلیفة الله در مورد خلفا»، ص۶۹-۷۵.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ فاریاب، «خلافت انسان در قرآن»، ص۱۰۹-۱۱۲.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۲۸.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵، ج۳، ص۳۶-۳۷.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵، ج۳، ص۳۶-۳۷؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۷۶ش، ص۳۶۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۸؛ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ح۲، ص۳۰۸؛ آلوسی، روحالمعانی، ج۱، ص۲۲۲.
- ↑ طبرسی، مجمعالبیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷.
- ↑ طبرسی، مجمعالبیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷.
- ↑ رجوع شود به: جوادی آملی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۵۸-۶۲.
- ↑ طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۷، ج۳، ص۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۸؛ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵، ج۳، ص۶۰. همچنین نگاه کنید به: شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تفسیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
- ↑ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ح۲، ص۳۰۸؛ بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التاویل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۸؛ مظهری، تفسیر المظهری، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۵۰-۵۱؛ آلوسی، روحالمعانی، ج۱، ص۲۲۲؛ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۱۰۸-۱۱۰؛ نوروزی، «خلافت الهی از دیدگاه شریعت و عرفان»، ص۵۵-۵۷.
- ↑ فاریاب، «خلافت انسان در قرآن»، ص۱۱۶.
- ↑ طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۷، ج۳، ص۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۸؛ جوادی آملی، تفسیر تسنیم۱۳۸۵، ج۳، ص۶۰. همچنین نگاه کنید به: شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تفسیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
- ↑ طبرسی، جوامع الجامع، ۱۳۷۷، ج۳، ص۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۷۸؛ جوادی آملی، تفسیر تسنیم۱۳۸۵، ج۳، ص۶۰. همچنین نگاه کنید به: شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تفسیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
- ↑ مظهری، تفسیر المظهری، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۵۰-۵۱.
- ↑ بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۸؛ آلوسی، روحالمعانی، ج۱، ص۲۲۲.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۹-۴۰؛ طوسی، تجریدالاعتقاد، ۱۳۷۵ش، ص۱۸۴-۱۸۷.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم،۱۳۸۵ش، ج۳، ص۱۰۰-۱۰۱.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۹-۴۰.
- ↑ ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۹-۴۰؛ طوسی، تجریدالاعتقاد، ۱۳۷۵ش، ص۱۸۴-۱۸۷.
- ↑ رجوع شود به: قمی کاشانی، منهج الصادقین، ۱۳۳۰ش، ج۱، ص۱۳۹؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق.، ج۱، ص۱۲۴؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۲۵؛ قمی، التفسیر القمی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۳۶. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۱۵؛ شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ آلوسی، روحالمعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۲۲؛ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ح۲، ص۳۰۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱- ۱۷۷-۱۷۹.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۴۰.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش. ج۳، ص۹۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ شریف لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تفسیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ فضلالله، من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
- ↑ ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۲، ص۳۰۸.
- ↑ رجوع کنید به: ابن عربی، فصوص الحکم، ۲۰۰۹م، ص۴۹؛ قیصری، رسائل قیصری، تهران، ص۳۸؛ یزدان پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۸ش، ص۶۰۹، جندی، شرح فصوصالحکم، ۱۳۶۱ش، ص۱۴۶.
- ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ رجوع کنید به: ابن عربی، فصوص الحکم، ۲۰۰۹م، ص۴۹؛ قیصری، رسائل قیصری، تهران، ص۳۸؛ یزدان پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۸ش، ص۶۰۹، جندی، شرح فصوصالحکم، ۱۳۶۱ش، ص۱۴۶.
- ↑ ابن عربی، فصوص الحکم، ۲۰۰۹م، ص۴۹؛ قیصری، رسائل قیصری، تهران، ص۳۸.
- ↑ ابن عربی، فصوص الحکم، ۲۰۰۹م، ص۴۹؛ قیصری، رسائل قیصری، تهران، ص۳۸.
منابع
- ابنعربی، محیی الدین، فصوص الحکم، تحقیق عاصم ابراهیم الکیانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۹م.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر،تفسیر القرآن العظیم، محقق محمد حسین شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
- ابوحیان اندلسی، محمدبن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، تحقیق صدقی محمد جمیل، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۰ق.
- آلوسی، سید محمود، روحالمعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق علی عبدالباری عطیه، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- بیضاوی، عبدالله عمر، انوار التنزیل و اسرار التاویل، تحقیق محمد عبدالرحمن المرعشلی، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
- جندی، مؤیدالدین، شرح فصوصالحکم، تحقیق سید جلال الدین آشتیانی، مشهد، انتشارات دانشگاه مشهد، ۱۳۶۱ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، تنظیم احمد صادقی، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۸۵ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- رازی، فخرالدین ابو عبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- زمخشری، محمودبن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
- شاکری زواردهی، روحالله، «هویت معرفتی تداوم فیض و استمرار وجود خلیفة الله»، فصلنامه اندیشه دینی، شماره ۲۷، زمستان ۱۳۹۰ش.
- شبر، سید عبدالله، تفسیر القران الکریم، بیروت، دار البلاغة، ۱۴۱۲ق.
- شريف لاهیجی، محمدبن على، تفسير شريف لاهیجی، تحقيق مير جلالالدين حسينى ارموى، تهران، داد، ۱۳۷۳ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- طبری، محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، لبنان، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق.
- طوسی، نصیرالدین محمد، تجریدالاعتقاد، تحقیق جعفر سبحانی، قم، نشر موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۷۵ش.
- فضلالله، سید محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، ۱۴۱۹ق.
- قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس القرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۱ش.
- قمی کاشانی، ملا فتحالله، منهج الصادقین، تهران، چاپخانه محمد حسن علمی، ۱۳۳۰ش.
- قمی، علیبن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق سید طیب موسوی جزائری، قم، دار الکتاب، ۱۳۶۷ش.
- قیصری، داود، رسائل قیصری، تحقیق سید جلالالدین آشتیانی، تهران، انتشارات انجمن حکمت اسلامی و فلسفه ایران.
- مراغی، احمدمصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی.
- مصباح یزدی، محمدتقی، معارف قرآن، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۶ش.
- مظهری، محمد ثناءالله، تفسیر المظهری، پاکستان، مکتبه رشدیه، ۱۴۱۲ق.
- مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
- ملاصدرا، صدر الدین محمدبن ابراهیم شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق محمد جواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ش.
- منتظری مقدم، حامد، «کنکاشی تاریخی پیرامون کاربرد لقب های امیرالمؤمنین و خلیفة الله در مورد خلفا»، فصلنامه حکومت اسلامی، شماره ۴۹، پاییز ۱۳۸۷ش.
- نجار زادگان، فتحالله، بابائی گواری، سلمان، «پیوند مفهوم خلیفة الله در قرآن با امامت از دیدگاه متکلمان فریقین»، پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، شماره ۳، پاییز و زمستان ۱۳۹۲ش.
- نوروزی، رضا، «خلافت الهی از دیدگاه شریعت و عرفان»، فصلنامه معارف عقلی، شماره ۲۴، پاییز ۱۳۹۱ش.
- یزدان پناه، سید یدالله، مبانی و اصول عرفان نظری، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸ش.