حضرت عباس علیه السلام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از حضرت عباس)
پرش به: ناوبری، جستجو
امامزاده
حضرت عباس علیه‌السلام
حرم حضرت عباس.jpg
نقش از امامزادگان شیعی و شهدای کربلا (پرچم‏دار امام حسین (ع) در واقعه کربلا)
نام حضرت عباس علیه‌السلام
کنیه ابوالفضل، ابوالقاسم
زادروز ۴ شعبان سال ۲۶ق.
زادگاه مدینه
درگذشت ۱۰ محرم ۶۱ق.
مدفن کربلا
لقب(ها) قمر بنی هاشم، سقاء
پدر حضرت علی (ع)
مادر ام البنین
همسر(ان) لبابه دختر عبیدالله بن عباس
فرزند(ان) فضل، عبیدالله
طول عمر ٣٥ سال
امامزادگان مشهور

عباس بن علی بی ابی‌طالب (۲۶ - ۶۱ق)، مشهور به ابوالفضل پنجمین پسر امام علی(ع) و اولین فرزند ام البنین می‌باشد. مهم‌ترین فراز زندگی حضرت عباس حضور او در واقعه کربلا و شهادت در روز عاشورا است. در مورد زندگی و احوالاتش تا قبل از محرم سال ۶۱ق اطلاعات چندانی وجود ندارد. جز این‌که بر اساس برخی گزارش‌ها در جنگ صفین حضور داشته است.

او در واقعه کربلا فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین(ع) بود و برای همراهان امام حسین از فرات آب آورد. او به همراه برادرانش دو امان‌نامه از طرف عبیدالله بن زیاد را رد کردند و جزو س‍پاه امام حسین(ع) جنگیدند و شهید شدند. به گفته برخی از کتاب‌های مقتل در روز عاشورا در حالی که دو دستش بریده شده بود و گرز آهنین بر سرش فرود آمده بود شهید شد. برخی گریه امام حسین(ع) بر بالین او را گزارش کرده‌اند.

برخی منابع او را دارای قدی بسیار بلند و چهره‌ای‌ زیبا توصیف کرده‌اند. امامان شیعه در احادیثی مقام بالایی برای حضرت عباس در بهشت بیان کرده‌اند. و نیز کرامات فراوانی از او با مضمون برآورده کردن حاجات همه مردم حتی غیر شیعیان و غیر مسلمانان نقل شده است.

شیعیان برای حضرت عباس جایگاه معنوی بالایی قائلند. او را باب الحوائج می‌خوانند و به او متوسل می‌شوند. حرم حضرت عباس در نزدیکی حرم امام حسین(ع) یکی از مهم‌ترین مکان‌های زیارتی شیعیان است. هم‌چنین شیعیان از او با تعبیر سقای کربلا یاد می‌کنند و روز تاسوعا، نهم محرم را به یاد حضرت عباس عزاداری می‌کنند این روز در ایران تعطیل عمومی است. هم‌چنین در ایران روز تولد حضرت عباس با عنوان روز جانباز نامگذاری شده است. مکان‌های متعددی همچون سقاخانه، عباسیه و سقانفار به نام حضرت عباس ساخته شده است.

کمبود منابع پژوهشی درباره عباس بن علی

به گفته برخی پژوهش‌گران درباره زندگی عباس تا قبل از واقعه کربلا اطلاعات تاریخی چندانی در دسترس نیست، از همین رو در مورد تولد و زندگی او اختلافات زیادی وجود دارد.[۱] کتاب‌هایی که به طور مستقل درباره عباس بن علی نوشته شده‌اند بیشتر مربوط به قرن ۱۴ و ۱۵ قمری هستند. عبدالواحد مظفر نویسنده مجموعه سه جلدی بطل العلقمی، در سال ۱۳۱۰ق درگذشته است. موسوی مُقَرَّم نویسنده کتاب قمر بنی هاشم العباس، درگذشته سال ۱۳۹۱ق، محمدعلی اردوبادی نویسنده حیاة ابی‌الفضل العباس، درگذشته سال ۱۳۸۰ق و ربانی خلخالی مولف کتاب چهره درخشان قمر بنی‌هاشم، متوفای ۱۳۸۹ شمسی است. بیشترین اطلاعات درباره حضرت عباس در کتاب‌های این نویسندگان گردآوری شده است.

نام و نسب

نمودار نیاکان مادری حضرت عباس[۲].

عباس بن علی بن ابی‌طالب که با کنیه بسیار مشهور ابوالفضل شناخته می‌شود، پنجمین پسر امام علی (ع) و حاصل ازدواج ایشان با فاطمه بنت حزام معروف به ام البنین است. عباس نخستین فرزند ام البنین است[۳]

مادر

مادر عباس، فاطمه بنت حزام توسط عقیل، برادر امام علی، که نسب‌شناس بود به او معرفی‌ شده بود. امام از عقیل خواسته بود همسری برای او پیدا کند که بتواند فرزندان دلیر و شجاعی به دنیا بیاورد.[۴] برخی نقل کرده‌اند در شب عاشورا زهیر بن قین بعد از اطلاع از امان‌نامه شمر به عباس(ع) گفت ای پسر امیرالمومنین، زمانی که پدرت خواست ازدواج کند به عمویت عقیل گفت که برایش زنی از صاحبان نسبِ دلاوری و شجاعت پیدا کند تا برای او فرزندی دلیر و شجاع به دنیا بیاورد، فرزندی که یاور حسین(ع) در کربلا باشد.[۵] اردوبادی تصریح می‌کند که ماجرای گفتگوی زهیر با عباس را به جز اسرار الشهاده در کتاب دیگری ندیده است. [۶]

کنیه‌‌ها

  • «ابوالفضل» مشهورترین کنیه عباس است.[۷] برخی عنوان کرده‌اند چون در خاندان بنی هاشم هر کس عباس نام داشت، ابوالفضل می‌گفتند، به عباس(ع) نیز حتی در کودکی ابوالفضل گفته می‌شد.[۸]
  • «ابوالقاسم» به دلیل اینکه عباس(ع) فرزندی به نام قاسم داشت به او ابوالقاسم نیز گفته می‌شد. این کنیه در زیارت اربعین نیز آمده است.[۹]
  • «ابوالقِربَة» قِربـَـة به معنای مشک‌ آب است[۱۰]. برخی معتقدند که این کنیه به این دلیل به او داده شده است که در واقعه کربلا چندین بار مشک آب به خیمه‌ها برد. این کنیه در چند منبع ذکر شده است.[۱۱]
  • «ابوالفَرجَة» فرجه به معنای گشایش و برطرف کردن اندوه است.[۱۲] برخی عنوان کرده‌اند که این لقبی در قالب کنیه است چرا که او فرزندی به نام «فرجه» نداشته و دلیل این کنیه این است که عباس(ع) در کار کسانی که به او متوسل می‌شوند گشایش ایجاد می‌کند.[۱۳]

القاب

برای عباس(ع) القاب متعددی ذکر شده که برخی از این القاب قدیمی هستند و برخی جدید که مردم بر اساس صفات و فضایلش به او نسبت داده‌اند.[۱۴] برخی از القاب او به شرح ذیل می‌باشند:

  • قمر بنی‌هاشم[۱۵]
  • باب الحوائج[۱۶] برخی معتقدند که این لقب مشهورترین لقب حضرت عباس میان مردم است است. بسیاری از مردم معتقدند که در صورت توسل به حضرت عباس خداوند حاجت آنها را برآورده می‌کند.[۱۷]
  • سقّا: برخی معتقدند این لقب بین مورخین و نسابین مشهور است[۱۸] عباس(ع) سه بار در کربلا برای اهل حرم امام حسین(ع) و خیمه‌ها آب آورد.[۱۹]
  • الشهید[۲۰]
  • پرچمدار و علمدار[۲۱]

زندگی‌نامه

به گفته برخی پژوهش‌گران درباره زندگی عباس تا قبل از واقعه کربلا اطلاعات تاریخی چندانی در دسترس نیست.[۲۲] تنها ماجرایی که از زندگی او نقل شده حضور در جنگ صفین است و باقی آنچه وجود دارد مربوط به واقعه کربلاست.

تولد

در سال تولد عباس(ع) اختلاف است[۲۳] این اختلافات احتمالاً ناشی از نقل سن عباس(ع) در زمان شهادت پدرش امام علی(ع) است که برخی آن را بین ۱۶ تا ۱۸ سال می‌دانند.[۲۴] و برخی دیگر سن او را ۱۴ سال و قبل از تکلیف عنوان کرده‌اند.[۲۵]

اما قول مشهور این است که او در ۴ شعبان ۲۶ق در مدینه به دنیا آمد.[۲۶] بر اساس روایات زمانی که این پسر به دنیا آمد، امام علی او را در آغوش گرفت و عباس نامید. در گوش‌هایش اذان و اقامه گفت، سپس بازوهایش را بوسید و گریه کرد. ام البنین دلیل گریه او را جویا شد، امام فرمود دو بازوی فرزندت در راه کمک به حسین(ع) جدا می‌شود و خداوند در ازای دو دوست بریده‌اش، دو بال در آخرت به او عطا می‌کند.[۲۷] گریه امام برای قطع شدن دو دست عباس(ع) در روایات دیگری نیز مطرح شده است.[۲۸]

همسر و فرزندان

نمودار نیاکان مادری حضرت عباس برگرفته از کتاب پژوهشی در سیره و سیمای عباس بن علی(ع)[۲۹]

عباس(ع) با لبابه دختر عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بین سال‌‌های ۴۰ تا ۴۵ قمری ازدواج کرد[۳۰] که حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های فضل و عبیدالله بود.[۳۱] فرزندش عبیدالله با دختر امام سجاد ازدواج کرد.[۳۲] برخی نویسندگان فرزندان دیگری به نام‌های حسن، قاسم، محمد و یک دختر برای حضرت عباس نام برده‌اند و گفته‌اند قاسم و محمد در روز عاشورا پس از پدرشان به شهادت رسیدند.[۳۳]

گزارش شده است که نسل حضرت عباس از پسرش عبیدالله و پسرش حسن ادامه پیدا کرده است. فرزندان حضرت عباس از مشهور‌ترین تبار علویان بودند و بسیاری از آنها عالم، شاعر، قاضی و حاکم بودند.[۳۴] مثلا یکی از فرزندان حسن به نام عبیدالله و پسرش عبدالله قاضی مکه و مدینه بودند. [۳۵] گستردگی نسل حضرت عباس از شمال آفریقا تا ایران بزرگ گزارش شده است.[۳۶] برخی دلیل این گستردگی را مهاجرت فرزندان حضرت عباس به دلیل ظلم حکومت‌ها عنوان کرده‌اند. [۳۷]

جنگ صفین

حضور عباس(ع) در جنگ صفین در چند واقعه این جنگ در تاریخ نقل شده است:

  1. عباس(ع) به همراه امام حسین(ع) از جمله افرادی بود که به فرماندهی مالک اشتر در جنگ صفین به فرات حمله کردند و برای لشگریان امام علی(ع) آب آوردند.[۳۸]
  2. دومین نقلی که از عباس(ع) در جنگ صفین مطرح شده است کشته شدن ابن شعثاء از شام و ۷ تن از پسرانش به دست عباس است. مردم شام قدرت ابن شعثاء را برابر با هزار سوار می‌دانستند. [۳۹]
  3. خوارزمی در کتاب «المناقب» ذکر کرده که امام علی(ع) لباس‌های عباس(ع) را پوشید و با اسب او به جنگ رفت تا کُرَیْب‌بن ابرهه که فردی قوی هیکل و شجاع از سپاه معاویه بود و برخی از شجاعان لشگر امام را همچون شرحبیل بن بکر و الحرث بن الجلاح الشیبانی را کشته بود، بکشد.[۴۰] به عقیده مقرم امام علی(ع) این کار را به این دلیل انجام داد که کریب با دیدن او از جنگ نترسد.[۴۱]

در واقعه کربلا

تابلوی علمدار کربلا اثر محمود فرشچیان
نوشتار اصلی: واقعه کربلا

حضور در واقعه کربلا مهم‌ترین فراز زندگی عباس بن علی است و اهمیت او نزد شیعیان ناشی از نقش او در این واقعه است. عباس را یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های قیام امام حسین(ع) عنوان کرده‌اند.[۴۲] با این حال در بیشتر کتاب‌هایی که به صورت مجزا در مورد عباس(ع) نوشته شده است، گزارشی تاریخی یا روایی در مورد عباس(ع) از زمان حرکت امام حسین(ع) از مدینه به مکه و سپس از مکه به کوفه تا قبل از محرم سال ۶۱ق وجود ندارد.[۴۳]

خطبه خواندن در مکه

نویسنده کتاب خطیب کعبه بر اساس گزارش کتاب مناقب سادة ‎الکرام، خطبه‌ای به عباس(ع) نسبت داده است[۴۴] که در سند آن اختلاف وجود دارد، و در منابع قدیمی یافت نمی‌شود.[۴۵] بر اساس این گزارش حضرت عباس در روز هشتم ذی الحجه خطبه‌ای را بر فراز بام کعبه ایراد کرد و در آن با اشاره به جایگاه امام حسین(ع) و معرفی یزید به عنوان شراب‌خوار، نسبت به بیعت مردم با یزید انتقاد کرد. او در ضمن خطبه عنوان کرد که تا زمانی که او زنده است اجازه نخواهد داد کسی امام حسین(ع) را به شهادت رساند و تنها راه شهادت امام کشتن اوست.[۴۶]

سقایی و آوردن آب

روز هفتم محرم، وقتی عبیدالله بن زیاد به عمر سعد دستور داد که به حسین(ع) و یارانش اجازه استفاده از آب فرات ندهد، امام حسین، عباس(ع) را فرا خواند و ۳۰ سوار و ۲۰ پیاده را با او همراه کرد تا مشک‌ها را پر از آب نمایند و به اردوگاه بیاورند. عباس(ع) توانست محاصره دشمن را بشکند و آب را به اردوگاه برساند. در این حمله هیچ کس از اصحاب و یاران امام حسین شهید نشد اما افرادی از لشگر عمربن سعد کشته شدند.[۴۷]

نپذیرفتن امان‌نامه‌ها در واقعه کربلا

بر اساس گزارش‌های تاریخی دو نفر برای عباس(ع) و برادران او در کربلا امان نامه فرستادند که عباس(ع) و برادران او هر دو را رد کردند:

  • عبدالله‌ بن ابی المحل‌ بن حزام عامری: او برادرزاده ام البنین، مادر عباس(ع) بود. او توانست از عبیدالله بن زیاد امان‌نامه‌ای برای پسران عمه‌ی خود بگیرد و آن را توسط غلام خود برای آنها بفرستد. وقتی عباس(ع) و برادرانش این امان‌نامه را خواندند گفتند که ما در امان خداوند هستیم و هیچ نیازی به چنین امان‌نامه ننگینی نداریم.[۴۸]
  • شمر بن ذی الجوشن: در ظهر عاشورا زمانی که شمر وارد کربلا شد عباس و برادرانش را با عنوان «پسر عمه‌» صدا زد اما جوابی نشنید. امام حسین(ع) به آن‌ها گفت درست است که فاسق است اما جوابش را بدهید. شمر به آنها به شرط تسلیم شدن و اطاعت از یزید مژده امان داد. حضرت عباس، او و امان نامه‌اش را لعنت کرد و گفت: «ای دشمن خدا مرگ بر تو که ما را به اطاعت از کفر و ترک همراهی برادرم حسین(ع) فرا می‌خوانی»[۴۹]

شهادت برادران حضرت عباس در کربلا

بر اساس گزارش‌های تاریخی حاصل ازدواج امام علی(ع) با ام‌البنین چهار پسر به نام‌های ابوالفضل«عباس»، ابو عبدالله «جعفر»، ابو محمد «عبدالله» و ابو عمر «عثمان» بود. عباس(ع) در روز عاشورا برادرانش را پیش از خودش به نبرد فرستاد و این سه برادر پیش از او به شهادت رسیدند.[۵۰] عباس در ۳۶ سالگی، جعفر در ۲۹ سالگی، عبدالله ۲۵ سالگی و عثمان در ۲۱ سالگی شهید شدند.[۵۱]

به گفته ابن اثیر در کتاب الکامل عباس(ع) به برادرانش گفت«تقدّموا حتى أرثكم» یعنی زودتر از من به جنگ بروید تا من از شما ارث ببرم.[۵۲] برخی از محققین این نقل را نادرست و موهوم است دانسته‌اند. چرا که در آن وضعیت عباس می‌دانست که کشته می‌شود و ارث خواستن معنا ندارد.[۵۳] در مقابل، از طبرسی و دینوری نقل کرده‌اند که عباس به برادران خود گفت بروید و از سید و مولای خود دفاع کنید تا کشته شوید و او کشته نشود.[۵۴] اردوبادی احتمال می‌دهد که عباس به این دلیل برادرانش را زودتر به میدان فرستاد که اجر تجهیز آنان برای جهاد و هم چنین اجر صابران بر شهادت برادر را ببرد.[۵۵]

رجز خوانی عباس(ع)در روز عاشورا

در جریان واقعه کربلا رجز‌های مختلفی از عباس(ع) نقل شده است: [۵۶]

أقسمت باللّه الأعز الأعظم و بالحجور صادقا و زمزم
و ذو الحطيم و الفنا المحرم ليخضبنّ‌ اليوم جسمي بالدم
ذاك حسين ذو الفخار الأقدم أمام ذي الفضل و ذي التكرّم[۵۷]
و الله ان قطعتم یمینی انی احامی ابدا عنی دینی
عن امام صادق الیقین نجل النبی الطاهر الامین[۵۸]

شهادت

گزارش‌های مختلفی از نبردهای عباس(ع)در روز کربلا و همچنین پرچم‌داری او نقل شده است[۵۹] درباره نحوه و زمان شهادت عباس(ع) نیز نقل‌های مختلفی وجود دارد برخی شهادت او را در روز هفتم محرم و برخی در روز نهم محرم دانسته‌اند. مظفر ضمن نقل این دو قول،‌آن‌ها را ضعیف‌ و بسیار نادر دانسته است و بر اساس نظر اکثریت مورخین تصریح می‌کند که عباس(ع) قطعا در روز عاشورا و دهم محرم شهید شده است.[۶۰]

بر اساس یکی از این نقل‌ها پس از شهادت همه اصحاب و بنی‌هاشم، عباس قصد کرد تا برای خیمه‌ها آب بیاورد. او به لشکر عمر‌بن سعد حمله کرد و توانست خود را به فرات برساند. در برخی از مقاتل آمده است که عباس دو دستش را پر از آب کرد تا بنوشد اما وقتی آن را به صورت نزدیک کرد آب را رها کرد و با لب تشنه به همراه مشکی پر از آب از فرات بیرون آمد. در راه برگشت دشمن به او حمله ور شد. او در نخلستان با دشمن نبرد می‌کرد و به سمت خیمه‌ها می‌رفت که زید بن ورقاء جهنی از پشت نخلی بیرون پرید و ضربه‌ای به دست راستش وارد کرد. عباس شمشیر را به دست چپش گرفت و به نبرد با دشمن ادامه داد. حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی خود را پنهان کرده بود ضربه‌ای به دست چپش وارد کرد و بعد از آن نیز عمودی بر سر عباس وارد کرد و او را به شهادت رساند. [۶۱]

برخی گزارش کرده‌‌اند که وقتی عباس(ع) شهید شد امام حسین(ع) بر نعش برادر حاضر شد، به شدت گریه کرد و فرمود: اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: اکنون کمرم شکست و چاره‌ام اندک شد.[۶۲]

فضائل و ویژگی‌ها

برخی یکی از مهمترین فضائل و ویژگی‌های عباس(ع) را همراهی و زندگی کردن با امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌دانند.[۶۳] از همین روست که در روایات آمده است که عباس بهره‌ای از علم برده است.[۶۴] برخی معتقدند اگر چه عباس(ع) در درجه معصومین نیست اما او اولین فرد در طبقه دوم انسانیت بعد از طبقه معصومین(ع) و نزدیک‌ترین فرد به معصومین(ع) می‌باشد.[۶۵]

برخی عنوان کرده‌اند که یکی از ویژگی‌های عباس(ع) در طول زندگی این بود که او خود را هم‌سان دو برادر بزرگ‌ترش یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نمی‌دانست و همیشه آنان را امام خود می‌دانست و در مقابل آنها مطیع و فرمانبردار بود[۶۶] و همواره برادرانش را با «یابن رسول الله» یا «یا سیدی» و شبیه اینها مورد خطاب قرار می‌داد.[۶۷]

ویژگی‌های ظاهری

کلباسی در کتاب «خصائص العباسیه» معتقد است که حضرت عباس(ع) صورت خوش و مقبولی داشت و از همین رو بود که او را ماه بنی هاشم می‌گفتند.[۶۸] بر اساس گزارش‌های تاریخی او از مردهای خاص بنی‌هاشم به شمار می‌رفت که بدنی قوی و قدی بلند داشت تا حدی که وقتی روی اسب می‌نشست پاهایش روی زمین کشیده می‌شد.[۶۹]


یکی از فضائل عباس(ع) که به ادعای کلباسی دوست و دشمن آن را ستوده‌اند و هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند شجاعت اوست.[۷۰]برخی کرم و بخشش عباس(ع) را یکی دیگر از فضائل او عنوان کرده‌اند به نحوی که میان مردم این رفتار پسندیده او ضرب المثل بوده است.[۷۱]

غبطه‌ی شهدا به مقام عباس(ع)

حضرت عباس یکی از شاخص‌ترین و برجسته ترین اصحاب[۷۲] و پرچم‌دار لشگر امام حسین(ع) در واقعه کربلا بوده است.[۷۳] سخنان و اشعاری که امام حسین(ع) در مورد حضرت عباس بیان کرده‌ است از جمله مخاطب قرار دادن عباس(ع) با «جانم به فدایت برادر»[۷۴] و همچنین گریه او بر نعش برادر در واقعه کربلا[۷۵] نشانگر جایگاه او نزد امام سوم شیعیان است.

جایگاه خاص حضرت عباس در بهشت در احادیث تأکید شده است.در روایتی از امام سجاد(ع) وارد شده است که ایشان وقتی عبیدالله فرزند عباس(ع) را دید اشک‌هایش جاری شد و فرمود عمویم عباس نزد خداوند منزلت و جایگاه بالایی دارد که همه شهدا در روز قیامت به او غبطه می‌خورند.[۷۶] برخی نقل کرده‌اند بعد از واقعه عاشورا بنی اسد به همراه امام سجاد(ع) اجساد همه شهدای کربلا را دفن کردند به جز جسد امام حسین(ع) و عباس(ع) که امام به بنی اسد فرمود برای دفن این دو شهید کسانی مرا کمک می‌کنند و به کمک شما نیازی نیست.[۷۷]

امام صادق در مورد حضرت عباس فرمود که عموی ما عباس بینشی عمیق و ایمانی شدید داشت که با امام حسین(ع) جهاد کرد و در رکابش به شهادت رسید.[۷۸] در روایت دیگری از ایشان آمده است که خداوند عمویم عباس را رحمت کند که خود را فدای برادرش امام حسین(ع) کرد و در این راه دو دستش قطع شد که خداوند عوض دو دست قطع شده او دو بال در آخرت به او عطا خواهد کرد تا با آن دو بال در آخرت در بهشت پرواز کند.[۷۹]

برخی معتقدند بخش‌هایی که در زیارت ناحیه مقدسه در مورد حضرت عباس وجود دارد نشان دهنده جایگاه والای او نزد امام زمان(عج) است.[۸۰]

زیارت‌نامه‌ها

زیارت‌نامه‌هایی که برای عباس بن علی نقل شده است، دربردارنده توصیفاتی از اوست که می‌تواند نشانگر جایگاه حضرت عباس نزد امامان باشد. بر اساس جمع‌آوری کتاب «پژوهشی در سیره و سیمای عباس بن علی» در کتاب‌های مختلف ۱۱ زیارت‌نامه برای حضرت عباس نقل شده است[۸۱] که تعدادی از آن‌ها در واقع خلاصه شده زیارت‌نامه‌های دیگر هستند.[۸۲] سه زیارت از امام صادق(ع) نقل شده است [۸۳]و برخی هم از معلوم نیست که امامان نقل شده باشند. [۸۴]

در این زیارت‌نامه‌ها تعابیر تمجیدآمیزی برای حضرت عباس ذکر شده است. عبارت‌هایی مثل عبد صالح، کسی که در مقابل جانشین پیامبر تسلیم است و او را تصدیق کرده و به او وفادار بوده است، مطیع خدا و رسول و ائمه، کسی که همانند بدریون و مجاهدان در راه خدا عمل کرده است، [۸۵]

کرامات حضرت عباس

کرامات حضرت عباس در بین شیعیان معروف است و داستان‌های متعددی درباره شفای‌ بیماران یا حل سایر مشکلات با توسل به حضرت عباس بین مردم جاری است. کتاب در کنار علقمه کرامات العباسیه، ۷۲ قصه از این کرامات را گردآوری کرده است. [۸۶] ربانی خلخالی نیز در کتاب «چهره درخشان قمر بنی‌هاشم» حدود ۸۰۰ کرامت از عباس(ع) جمع آوری کرده است. او در هر جلد بیش از ۲۵۰ داستان نقل کرده است. (برخی از این داستان‌ها تکراری نقل شده‌اند) در بین این ماجراها غیر از شیعیان، کرامت‌هایی نیز از حضرت عباس نسبت به معتقدان سایر ادیان و مذاهب مثل اهل سنت، مسیحیان، کلیمان و زرتشتیان نقل شده است [۸۷] در میان این کرامات می‌توان توسل گروه‌های مختلف مردم، از علمای برجسته تا دیگر افراد را مشاهده کرد. [۸۸]

عباس(ع) در فرهنگ شیعه

برخی عنوان کرده‌اند که شیعیان ارتباط عاطفی و عقیده‌ای زیادی با عباس(ع) دارند. شیعیان بعد از ۱۴ معصوم برای او بالاترین مقام را قائل هستند.[۸۹] این ارتباط باعث شده است که در فرهنگ شیعه نیز جایگاه مهمی داشته باشد.

توسل به حضرت عباس

برخی عنوان کرده‌اند شدت علاقه و محبت شیعیان به عباس(ع) بسیار روشن و واضح است،از همین روست که بیشتر مردم برای رسیدن به حاجات خود بیشتر از دیگر ائمه به حضرت عباس متوسل می‌شوند.[۹۰] این گروه از شیعیان معتقدند این مساله در سقاخانه‌های متعددی که به نام حضرت عباس ساخته شده و یا حتی ساخته می‌شود قابل اثبات است.[۹۱] برخی با بیان کراماتی از حضرت عباس به اهل‌سنت، مسیحیان، کلیمان و ارمنی‌ها مدعی شده اندکه آنها به نیز به او متوسل می‌شوند.[۹۲]

عزاداری روز تاسوعا

در مراسم مذهبی دهه محرم، روز نهم محرم به عنوان روز تاسوعا به عزاداری برای حضرت عباس (ع) اختصاص دارد که پس از روز عاشورا اصلی‌ترین زمان برگزاری عزاداری شیعیان در مساجد، هیئت‌ها و تکیه‌ها به حساب می‌آید. این روز در ایران و برخی از کشورهای اسلامی تعطیل می‌باشد.[۹۳] یکی از برنامه‌های که همواره در این مراسم برگزار می‌شود خواند دو دمه معروف زیر می‌باشد که در آن عزاداران حسینی به دو دسته تقسیم می‌شوند و یک دسته مصراع اول و دسته دیگر مصراع دوم را می‌خوانند.

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ، علمدار نیامد سقای حسین(س) سید و سالار نیامد ، علمدار نیامد[نیازمند منبع]
  • یوم العباس زنجان: هر ساله در غروب روز هشتم محرم، جمعیت زیادی از عزاداران در فاصله حسینیه اعظم زنجان تا امامزاده سید ابراهیم این شهر جمع می‌شوند و نوحه‌خوانی و عزاداری می‌کنند. بر اساس برخی از گزارش‌ها در سال ۹۶ بیش از ۹۷۰۰ و در سال ۹۵ حدود ۱۲ هزار راس گوسفند در این مراسم به واسطه نذر مردم قربانی شده است. برخی ادعا کرده‌اند که در سال‌های اخیر، هر ساله حدود ۵۰۰ هزار نفر در این مراسم شرکت می‌کنند. این مراسم به عنوان یکی از میراث‌های معنوی ایران ثبت شده است.[۹۴]

ذکر یا کاشف الکرب

ذکر «یا کاشفَ الکَرْبِ عنْ وَجهِ الْحُسَین اِکْشِفْ کَرْبی بِحَقِّ أَخیکَ الحُسَین» به عنوانی یک از ذکر‌های توسل به حضرت عباس مشهور است. و گاه توصیه می‌شود که این ذکر به تعداد ۱۳۳ مرتبه گفته شود. [۹۵] این ذکر در کتاب‌های حدیثی شیعه نقل نشده است.

آیین‌ها و نمادهای دیگر

  1. عَلَم گردانی: علم یکی از نماد‌هایی است که در مراسم عزاداری امام حسین(ع) برای یادآوری حضرت عباس یا علمدار کربلا استفاده می‌شود.[۹۶]
  1. سقایی: یکی از آیین‌های منقبت خوانی است که در ایام عزاداری به ویژه تاسوعا و عاشورا در ایران برگزار می‌شود. این آیین گاهی به صورت نوحه خوانی جمعی و گاهی به صورت سیراب کردن تشنگان در مسیر عزاداری‌ها و در هیئت‌های مذهبی برگزار می‌شود.این آیین در صورت اول اشعار و نوحه‌های مخصوصی دارد و در صورت دوم نیز سقاها لباس مخصوصی می‌پوشند و با کوزه یا مشک، عزادران را سیراب می‌کنند. [۹۷] برخی گزارش کرده‌اند که فرهنگ سقایی در بسیاری از شهرهای شیعه نشین عراق و ایران رایج است.[۹۸]
  1. قسم خوردن به حضرت عباس(ع): قسم خوردن به حضرت عباس در میان شیعیان و حتی اهل سنت امری رایج است به طوری به نقل برخی، بسیاری از شیعیان برای پایان دادن به نزاع‌های خود به حضرت عباس قسم می‌خورند. برخی از اقوام شیعه عهدها، پیمان‌ها، معاملات و قراردادهای خود را با قسم خوردن به حضرت عباس(ع) تثبیت و تحکیم می‌کنند. برخی دلیل توجه ویژه به قسم حضرت عباس(ع) را شجاعت، وفاداری، غیرت، ادب و جوانمردی ایشان عنوان کرده‌اند.[۹۹] البته برخی‌ نقل‌ها در مورد اعتماد به قسم حضرت عباس از طرف اهل سنت و مخصوصا اهل سنت عراق نقل شده است. حردان تکریتی وزیر دفاع پیشین عراق نقل کرده است که به همراه احمد حسن البکر(یکی از روسای جمهور قبلی عراق) و صدام و چند نفر دیگر می‌خواستند پیمانی ببندند. آنها برای تحکیم پیمان خود و برای اینکه به همدیگر خیانت نکنند تصمیم گرفتند که قسم بخورند. با وجود اینکه برخی محل دفن ابوحنیفه را برای قسم خوردن پیشنهاد دادند اما در نهایت تصمیم گرفتن برای قسم خوردن به حرم حضرت عباس بروند و آنجا قسم بخورند.[۱۰۰]
  2. سُفْره ابوالفضل: سفره یا سفره نذری گونه‌ای از نذرهای شیعیان است که در آن، با گستراندن سفره خوارکی و اجرای آداب و خواندن اذکار خاص برگزار می‌شود. یکی از مهمترین و رایج‌ترین سفره‌ها سفره «ابوالفضل» است.[۱۰۱]
  3. عباسیه‌‌ها یا بیت العباس: به مکان‌هایی گفته‌ می‌شود که به نام حضرت عباس(ع) و برای عزاداری ساخته می‌شوند. البته برخی عنوان کرده‌اند که در این مکان‌ها برنامه‌های متعدد دیگری نیز انجام می‌شود و کارکرد آنها شبیه حسینه‌ها می‌باشد.[۱۰۲]
  4. روز جانباز: در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران روز سوم شعبان به مناسبت تولد حضرت عباس(ع) به عنوان روز جانباز نامگذاری شده است.[۱۰۳]
  5. پنجه دست: یا نماد خمسه که در برخی از مناطق شیعه نشین مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر روی علم یا پرچم نصب می‌شود نماد دست‌های بریده حضرت عباس است. البته برخی دیگر از شیعیان آن را نماد ۵ تن آل عبا می‌دانند.[۱۰۴]

اماکن و بناهای مربوط به عباس(ع)

در ایران و عراق مکان‌هایی وجود داراد که در طول زمان مورد احترام مردم واقع شده‌اند و مردم برای ادای نذورات و هدایای خود به آن مکان رفت و آمد می‌کنند و معتقدند که در صورت توسل و نذر، حاجت آنها روا می‌شود.

حرم حضرت عباس

نوشتار اصلی: حرم حضرت عباس (ع)

محل دفن حضرت عباس در شهر کربلا در ۳۷۸ متری شمال شرقی حرم امام حسین(ع) قرار دارد و یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های شیعیان است. حد فاصل حرم حضرت عباس و حرم امام حسین (ع) را بین الحرمین می‌نامند.[۱۰۵]

به نظر بسیاری از مورخان عباس(ع) در محل شهادتش کنار نهر علقمه دفن شده است.[۱۰۶] زیرا امام حسین(ع) بر خلاف دیگر شهدا، او را از محل شهادتش جابه‌جا نکرد و نزد پیکر سایر شهدا نبرد.

برخی نویسندگان مثل مقرم معتقدند دلیل اینکه امام بدن حضرت عباس را به خیمه‌ها نبرد، درخواست خود حضرت عباس و یا عدم توانایی امام در جابجا کردن بدن حضرت عباس به دلیل جراحات وارد شده به بدنش نبود. در واقع امام می‌خواست که برادرش صاحب مرقد و حرمی جداگانه باشد.[۱۰۷] مقرم برای سخن خود استنادی ذکر نکرده است.

مقام کف العباس

نوشتار اصلی: کف‌العباس

مقام کف‌العباس نام دو مکان است که گفته می‌شود دست‌های حضرت عباس (ع) در این دو نقطه از تن جدا شد و به زمین افتاد. این دو مکان، در قسمت شمال شرقی و جنوب شرقی بیرونِ حرم حضرت عباس(ع) و در ورودی دو کوچه بازار مانند قرار دارند. در این دو مکان نمادهایی درست شده و زائران آنجا را زیارت می‌کنند.[۱۰۸]

قدم‌گاه‌، سقاخانه و سقانفار

به گزارش خلخالی قدمگاه‌های مختلفی در کشور به نام حضرت عباس وجود دارد که مردم همواره برای ادای نذورات و برآورده شدن حاجت‌های خود به این مکان‌ها می‌روند و اعمال عبادی خود را در آنها انجام می‌دهند.[۱۰۹] از جمله این قدم‌گاه‌ها می‌توان به قدمگاه سمنان، هویزه، بوشهر و شیراز اشاره کرد.[۱۱۰] به گفته خلخالی در شهر لار نظرگاهی وجود دارد که اهل سنت آن منطقه در سه شنبه هر هفته به همراه خانواده به قصد حاجت و ادای نذر به آنجام می‌روند. [۱۱۱]

  • سقاخانه: یکی از نماد‌های مذهبی شیعیان است. سقاخانه‌ها فضاهای کوچکی‌اند که در معابر عمومی برای آب‌دادن به رهگذران به انگیزۀ کسب ثواب ساخته می‌شوند. در فرهنگ شیعی سقاخانه یادآور سقایت حضرت عباس(ع) در واقعه کربلا است از این رو سقاخانه به نام‌ امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) مزین می‌شوند. برخی برای برآورده شدن حاجت خود در آنجا شمع روشن می‌کنند یا دخیل می‌ببندند.[۱۱۲]‌ برخی معتقدند که سقاخانه‌های فروانی که تعداد آنها قابل احصا نیست به نام حضرت عباس در نقاط مختلف جهان ساخته شده است.[۱۱۳]
  • سَقَّانِفار: یا ساقی‌نِفار یا سقّاتالار نام بناهای سنتی در منطقه مازندران در ایران است که برای برگزاری مراسم عزاداری مذهبی و ادای نذر استفاده می‌شود. این بناها عموما در مجاورت یک مکان مذهبی مانند مسجد، تکیه و حسینیه ساخته می‌شوند. سقانفار‌ها به حضرت عباس(ع) منتسب هستند و برخی به آنها «ابوالفضلی» می‌گویند.[۱۱۴]

نمایش چهره حضرت عباس

تصویری معروف از شمایل حضرت عباس(ع)

در فرهگ عمومی شیعیان نقاشی‌هایی وجود دارد که با عنوان چهره عباس بن علی شناخته می‌شوند. این تصاویر در هیئت‌های مذهبی و تکیه‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به نظر بسیاری از مراجع تقلید نسبت دادن این تصاویر به او را نمی‌توان به آسانی پذیرفت. آنها با وجود اینکه عنوان کرده‌اند نصب این تصاویر در هئیت‌های مذهبی و تکیه‌ها، در صورتی که موجب عمل حرامی یا بی احترامی نشود، اشکال شرعی ندارد اما توصیه کرده‌اند که از نصب این تصاویر خودداری شود.[۱۱۵]

در سال‌های اخیر دو فیلم با محوریت واقعه عاشورا به نام «مختارنامه» و «رستاخیز» ساخته شد. فیلم مختارنامه به دلیل مخالفت برخی از مراجع با نمایش چهره حضرت عباس سانسور شد[۱۱۶] و فیلم رستاخیز نیز تاکنون با وجود اصلاحات اجازه نمایش دریافت نکرد.[۱۱۷]

کتاب شناسی

درباره شخصیت حضرت عباس تا کنون کتاب هایی نوشته شده که برخی از آنها عبارت است از:

  1. زندگانی قمر بنی هاشم، ظهور عشق اعلی، حسین بدرالدین، تهران ، مهتاب، ۱۳۸۲ش.
  2. ساقی خوبان، شرح زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، محمد چقایی اراکی، قم، نشر مرتضی،۱۳۷۶ش.
  3. زندگانی حضرت ابوالفضل العباس علمدار کربلا، رضا دشتی، تهران ، موسسه پازینه، ۱۳۸۲ش.
  4. چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس، علی ربانی خلخالی، قم، مکتب الحسین، ۱۳۷۸ش.(۳جلد)
  5. ابوالقربه، شرح زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)، مجید زجاجی مجرد کاشانی، تهران ، سبحان، ۱۳۷۹ش.
  6. عباس(ع) سپهسالار کربلا، زندگینامه، عباس شبگاهی شبستری، تهران، حروفیه، ۱۳۸۱ش.

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پانویس

  1. بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ۷۳-۷۵؛ محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص۳۸.
  2. خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۲۵.
  3. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۲۹؛ قمی، نفس المهموم، ۱۳۷۶ش، ص۲۸۵.
  4. ابن عنبه، عمدة الطالب، ۱۳۸۱ق، ص۳۵۷؛ المظفر، موسوعة بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۰۵.
  5. الموسوي المُقرّم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص۱۷۷؛الاوردبادی، موسوعة العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ص۵۲-۵۳؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۶.
  6. الاوردبادی، موسوعة العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ص۵۲-۵۳.
  7. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۸۹.
  8. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲.
  9. بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص۴۳؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲.
  10. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۷۷ش، ج ۱۱، ص۱۷۴۹۷.
  11. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۱۹۱؛ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۳۹۰ق، ص۲۰۳؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۳۵۸ق، ص۵۵؛بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص۴۳
  12. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۷۷ش، ج ۱۱، ص۱۷۰۳۷.
  13. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲.
  14. نگاه کنید به: المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۴- ۲۰؛ بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص۴۵-۵۰؛ هادی منش، «کنیه‌ها و لقب‌‌های حضرت عباس(ع)»، ص۱۰۶.
  15. ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۹۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴
  16. الناصری، مولد العباس بن علی(ع)، ۱۳۷۲ش، ص۳۰.
  17. بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص۴۸؛ شریف قرشی، زندگانی حضرت عباس، ۱۳۸۶ش، ص۳۶-۳۷.
  18. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۴؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۲۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۱۲-۴۱۳؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۷-۱۱۸
  19. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق، ص۲۳۸.
  20. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۰۸-۱۰۹
  21. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، مطبعه العلمیه، ج۴، ص۱۰۸؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۴۰.
  22. بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ۷۳-۷۵؛ محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص۳۸.
  23. الاوردبادی، حیاة ابی‌الفضل العباس، ۱۴۳۶ق، ص۶۱. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص۳۱.
  24. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص۳۱ و ۵۰.
  25. الناصری، مولد العباس بن علی، ۱۳۷۲ش، ص۶۲؛ طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق، ص۲۴۲.
  26. زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹ش، ص۸۹-۹۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۲۹.
  27. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۹-۱۲۰.
  28. نگاه کنید به ناصری، مولد العباس بن علی، ۱۳۷۲ق، ص۶۱-۶۲؛ خصائص العباسیه، ص۱۱۹-۱۲۰؛ خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۷۸ش، ص۱۴۰.
  29. خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶، ص۴۵.
  30. الزبیری، نسب قریش، ۱۹۵۳م، ج۱، ص۷۹؛ زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹ش، ص۹۸.
  31. الحائری الشیرازی، ذخیرة الدارین، ۱۳۴۵ق، ج۱، ص۱۴۵
  32. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق،  ج۳، ص۴۲۹.
  33. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۲۳
  34. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۱۸؛ محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص۸۹.
  35. هادی‌منش، «فرزندان و نوادگان حضرت عباس»
  36. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۱۸
  37. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۲۶
  38. حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۴۳۷؛ الموسوي المقرم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص۲۴۲؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۵.
  39. الموسوي المقرم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص۲۴۲؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۵.
  40. الخوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص۲۲۷.
  41. الموسوي المقرم، العبّاس(ع)، ۱۴۲۷ق، ص۲۴۲؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۵.
  42. شریف قرشی، زندگانی حضرت عباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۴.
  43. بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ۷۳-۷۵؛ نگاه کنید به: مظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۱و۲ و۳؛ الموسوي المُقرّم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق؛ حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق؛ طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق؛ ابن‌جوزی‌، تذكرة الخواص، ۱۴۱۸ق؛ الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق؛ شریف قرشی، زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش؛ اخطب خوارزم، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴ و ۵.
  44. یونسیان، خطیب کعبه، ۱۳۸۶ش، ص۴۶.
  45. جویان، «گنجى نويافته يا وهمى بربافته؟»، ص۱۸-۱۹.
  46. یونسیان، خطیب کعبه، ۱۳۸۶ش، ص۴۶-۴۸.
  47. طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۱۲؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۳۰؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۷۸؛ اخطب خوارزم، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۹۲.
  48. اخطب خوارزم، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۸-۳۴۹؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۹۳.
  49. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ۱۶۲؛ اخطب خوارزم، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۹؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۹۴.
  50. الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۶۹-۷۱.
  51. الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۷۳-۸۴.
  52. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۷۶.
  53. الموسوي المُقرّم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص۱۸۴-۱۸۶؛ شریف قرشی، زندگانی حضرت عباس، ۱۳۸۶ش، ص۲۲۱-۲۲؛ میردریکوندی، دریای تشنه؛ تشنه دریا، ۱۳۸۲ش، ص۵۴-۵۶.
  54. الموسوي المُقرّم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص۱۸۵؛ بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ص۹۶.
  55. الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۱۰۶.
  56. نگاه کنید به:کلباسی، خصائص عباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۱-۱۸۸؛ خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۶-۱۱۲؛الاوردبادی،موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۲۱۹-۲۲۰؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۵-۱۷۶.
  57. ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج ۵، ص۹۸؛ الخوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۳۴؛المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۵-۱۷۶.
  58. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۵؛ کلباسی، خصائص عباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۸۷؛ الاوردبادی،موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۲۲۰؛ خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۰.
  59. خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۶- ۱۱۲؛ نگاه کنید به:بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ۷۳-۷۵؛ مظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۱و۲ و۳؛ الموسوي المُقرّم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق؛ حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق؛ طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق؛ ابن‌جوزی‌، تذكرة الخواص، ۱۴۱۸ق؛ الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق؛ شریف قرشی، زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش؛ اخطب خوارزم، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۳۴۵-۳۵۸؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج ۵، ص۸۴-۱۲۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۲۸ق، ص۳۳۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۴؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۶۱؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۴۵۷.
  60. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۲.
  61. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۴- ۱۷۸؛الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۲۱۹-۲۲۰؛ خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۶- ۱۱۴؛ شیخ مفید، ترجمه ارشاد، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۴۱۱-۴۱۲؛ الخوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج۲، ص۳۴؛ مقرم، حادثه کربلا در مقتل مقرم، ص۲۶۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۲۵۶.
  62. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۸؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج ۵، ص۹۸؛ الخوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۳۴؛ خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۱۳.
  63. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۱-۱۲؛ کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۷-۱۰۸؛ همان، ۱۲۳؛ همان، ۲۰۳؛ الموسوي المقرم، العبّاس(ع)، ۱۴۲۷ق، ص۱۳۰.
  64. زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹ش، ص۶۶.
  65. نگاه کنید به: کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۳؛ بهشتی، قهرمان علقمه،‌۱۳۷۴ش، ص۱۰۳؛ همان، ۱۰۷.
  66. مظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۳۵۵-۳۵۶؛ محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص۹۷.
  67. مظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۳۵۵-۳۵۶؛ بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ۷۱-۷۳.
  68. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۷-۱۰۹؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۹۴.
  69. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس،١۴١۶ق، ص۲۳۶؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۹۴.
  70. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹.
  71. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس،١۴١۶ق، ص۲۳۶.
  72. خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۵۹.
  73. نگاه کنید به: خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۳- ۱۲۶.
  74. مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۰
  75. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۸؛ ابن اعثم الکوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج ۵، ص۹۸؛ الخوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۳۴.
  76. شیخ صدوق، خصال، ۱۴۱۰ق، ص۶۸
  77. بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص۶۵.
  78. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹. ابن عنبه، عمده الطالب ۱۳۸۱ق، ص ۳۵۶.
  79. شیخ صدوق، خصال، ۱۴۱۰ق، ص۶۸. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹.
  80. نگاه کنید به: خرمیان، ابوالفضل العباس، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۳- ۱۲۶.
  81. رک:خرمیان، ابوالفضل العباس، ص۱۸۱-۳۲۱
  82. رک:خرمیان، ابوالفضل العباس، ص۳۲۱
  83. رک:خرمیان، ابوالفضل العباس، ص۲۸۲، ۳۰۴، ۳۰۵
  84. رک:خرمیان، ابوالفضل العباس، ص۳۱۷
  85. رک:خرمیان، ابوالفضل العباس، ص۲۸۳
  86. رک: محمودی، در کنار علقمه، ۱۳۷۹ش
  87. نگاه کنید به: ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی‌هاشم، ۱۳۸۰ش.
  88. نگاه کنید به: ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی‌هاشم، ۱۳۸۰ش.
  89. بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ص۱۴۹.
  90. بغدادی،‌ العباس، ۱۴۳۳ق، ص۱۴۹؛ کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۳-۲۱۴.
  91. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۳-۲۱۴.
  92. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۷؛ کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۴.
  93. حسام مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ۱۳۹۵ش، ص۱۱۰-۱۱۱.
  94. باشگاه خبرنگاران جوان، ۱۳۹۶/۷/۷، خبر شماره ۶۲۵۸۱۱۷
  95. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی‌هاشم، ج۲، ص۳۲۶
  96. حسام مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ۱۳۹۵ش، ص۳۵۴-۳۵۶.
  97. حسام مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ۱۳۹۵ش، ص۲۸۱-۲۸۳؛ ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۸۲-۲۱۳.
  98. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۱۸۲-۲۱۳.
  99. میردریکوندی، دریای تشنه؛ تشنه دریا، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۱-۱۱۳.
  100. التكريتي، مذكرات حردان التكريتي،۱۹۷۱م، ص۵.
  101. حسام مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ۱۳۹۵ش، ص۲۷۴-۲۷۵.
  102. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۴۳-۲۵۸.
  103. مصوب جلسه ۳۸۵ شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ ۱۳۷۵/۷/۱۰.
  104. بلوکباشی، «مفاهیم و نمادگارها در طریقت قادری»، ص۱۰۰.
  105. حرم حضرت ابوالفضل(ع)
  106. زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹ش، ص۱۳۵.
  107. الموسوي المقرم، العبّاس(ع)، ۱۴۲۷ق، ص۲۶۲-۲۶۳؛ زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹ش، ص۱۳۵-۱۳۷.
  108. علوی، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، ۱۳۹۱ش، ص۳۰۰
  109. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۷-۲۷۴.
  110. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۷-۲۷۴.
  111. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۶۷.
  112. اطیابی، «سقاخانه‌های اصفهان»، ص۵۵-۵۹.
  113. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۲۴۰-۲۴۱‍.
  114. حسام مظاهری، فرهنگ سوگ شیعی، ۱۳۹۵ش، ص۲۸۰.
  115. محمودی، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، ۱۳۸۸ش، ۴، ص ۱۰۵-۱۰۷
  116. ۱۸ دقیقه از "مختارنامه" سانسور شد، سایت خبری فرارو.
  117. اظهارات احمدرضا درویش پس از توقف اکران «رستاخیز»، خبرگزاری ایسنا.

منابع

  • ۱۸ دقیقه از "مختارنامه" سانسور شد، سایت خبری فرارو، تاریخ خبر: ۱۳۸۹/۰۹/۱۴ ، کد خبر: ۶۲۷۰۲، تاریخ بازدید: ۱۳۹۶/۱۰/۰۴.
  • اظهارات احمدرضا درویش پس از توقف اکران «رستاخیز»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ خبر: ۱۳۹۴/۰۴/۲۴، کد خبر: ۹۴۰۴۲۴۱۳۸۸۰، تاریخ بازدید:۱۳۹۶/۱۰/۰۴.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، الكامل في التاريخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ق.
  • ابن اعثم الکوفی، احمد بن علی، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، النجف، مطبعة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.
  • ابن طاووس، رضی‌ الدین علی بن موسی بن جعفر، اللهوف، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
  • ابن عنبه، احمد، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، نجف، ۱۳۸۱ق/۱۹۶۱م.
  • ابن قولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ترجمه محمد جواد ذهنی تهرانی، تهران، انتشارات پیام حق، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش.
  • ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الاحزان، ترجمه علی کرمی، قم، نشر حاذق، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
  • ابن‌جوزی‌، یوسف‌ بن‌ قزاوغلی، تذكرة الخواص، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.
  • ابو مخنف، لوط بن یحیی، وقعة الطف، تحقیق هادی یوسفی غروی، قم، مجمع جهانی اهل البیت، ۱۴۳۳ق-۱۳۹۰ش.
  • ابوالفرج الاصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م.
  • اخطب خوارزم، موفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، محقق سماوی، محمد، قم، انتشارات انوار الهدی، ۱۴۲۳ق.
  • اطیابی، اعظم، «سقاخانه‌های اصفهان»، مجله‌ی فرهنگ مردم، تابستان ۱۳۸۳-شماره ۱۰.
  • الاوردبادی، محمدعلی، حیاة ابی‌الفضل العباس، در موسوعة العلامة الاوردبادی، ج۷، دار الکفیل، کربلا، ۱۴۳۶ق.
  • البغدادی، محمد بن حبیب، المحبّر، بیروت، منشورات دار الآفاق الجدیدة، بی تا.
  • التكريتي، عبد الله طاهر، مذكرات حردان التكريتي، بی جا، بی مکان.
  • الحائری الشیرازی، سید عبدالمجید، ذخیره الدارین فیما یتعلق بمصائب الحسین، نجف، مطبعة المرتضویة، ۱۳۴۵ق.
  • الخوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (ع)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، انوار الهدی، الاولی، ۱۴۱۸ق.
  • الدینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
  • الزبیری، المصعب بن عبدالله بن المصعب، نسب قریش، دارالمعارف للطباعة والنشر، ۱۹۵۳م.
  • الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷م.
  • المظفر، عبدالواحد بن احمد، موسوعه بطل العلقمی، نجف، مطبعه الحیدریه، ۱۴۲۹ق.
  • الموسوي المُقرّم، السيّد عبد الرزّاق، العبّاس (عليه السلام)، تحقيق: سماحة الشيخ محمّد الحسّون، نجف، مكتبة الروضة العبّاسيّة، ۱۴۲۷ق.
  • الناصری، محمد علی، مولد العباس بن علی(ع)، قم، انتشارات شریف الرضی، ۱۳۷۲ش.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
  • باشگاه خبرنگاران جوان
  • بغدادی، محمد، العباس بن علي(ع)، کربلا، العتبة الحسينية المقدسة، ۱۴۳۳ق.
  • بلاذری، أحمد بن يحيى، جمل من انساب الأشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، ۱۴۱۷ق-۱۹۹۶م.
  • بلوکباشی، علی، «مفاهیم و نمادگارها در طریقت قادری»، مردم‌شناسی و فرهنگ عامه ایران، تهران، ۱۳۵۶ش،
  • بهشتی، احمد، قهرمان علقمه، تهران،‌ انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
  • بیرجندی، محمدباقر، کبریت احمر، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ش.
  • حائری مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین، بیروت، موسسه النعمان، ۱۴۱۲ق،
  • حسام مظاهری، محسن، فرهنگ سوگ شیعی، تهران، خیمه، ۱۳۹۵ش.
  • خراسانی قاینی بیرجندی، محمد باقر، کبریت الاحمر (فی شرائط المنبر)، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۶ق.
  • دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
  • دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
  • ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، انتشارات مکتب الحسین علیه السلام، قم، ۱۳۷۸ش.
  • زجاجی کاشانی، مجید، سقای کربلا، تهران، نشر سبحان، ۱۳۷۹ش.
  • سبط ابن جوزی، یوسف بن حسام الدین، تذکرة الخواص، تحقیق حسین تقی زاده، قم، مرکز الطباعة و النشر للمجمع العالمی لاهل البیت، الطبعة الاولی، ۱۴۲۶ق.
  • شریف قرشی، باقر، زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، ترجمه سید حسن اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۶ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، خصال، تحقیق علی اکبرغفاری، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الاولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، الناشر سعید بن جبیر، الاولی، ۱۴۲۸ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشادفی معرفة حجج الله علی العباد، ترجمه حسن موسوی‌مجاب، ‏قم، انتشارات سرور‏‫، ۱۳۸۸ش.‮‬‮‬
  • طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، قم، موسسةآل البیت لاحیا التراث، ۱۴۱۷ق.
  • طعمه، سلمان هادی، تاريخ مرقد الحسين و العباس، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ١۴١۶ق.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • علوی، سید احمد، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، قم، نشر معروف، ۱۳۹۱ش.
  • قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ترجمه ابوالحسن شعرانی، قم، هجرت، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
  • کلباسی نجفی، محمد ابراهیم، خصائص العباسیه، تحقیق و ترجمه محمد اسکندری، تهران، انتشارات صیام، ۱۳۸۷ش.
  • محمودی، عباسعلی، ماه بی غروب؛ زندگی‌نامه اوالفضل العباس، تهران، فیض کاشانی، ۱۳۷۹ش.
  • محمودی، سید محسن، مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع، وارمین، موسسه علمی فرهنگی صاحب الزمان(عج)،۱۳۸۸ش،
  • محمودی، سید محمدحسین، در کنار علقمه کرامات العباسیه، انتشارات نصایح، قم، ۱۳۷۹ش.
  • میردریکوندی، رحیم، دریای تشنه؛ تشنه دریا(نگاهی به زندگانی علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس(ع))، قم، ۱۳۸۲ش.
  • هادی‌منش، ابوالفضل، «فرزندان و نوادگان حضرت عباس»، نشریه فرهنگ کوثر، قم، انتشارات آستانه مقدسه حضرت معصمومه، ش ۶۴، ۱۳۸۴ش.
  • هادی‌منش، ابوالفضل، «کنیه‌ها و لقب‌های حضرت عباس(ع)»، نشریه مبلغان، شماره ۱۰۶.
  • هادی‌منش، ابوالفضل، «نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس(ع)پیش از واقعه کربلا»، نشریه مبلغان، شماره ۵۸.
  • يونسيان، على اصغر، خطيب كعبه، تهران، آيينه زمان، ۱۳۸۶ش.