مقاله قابل قبول
رده ناقص
کپی‌کاری از منابع خوب
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

حضرت عباس علیه السلام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از حضرت عباس)
پرش به: ناوبری، جستجو
امامزاده
عباس بن علی بن ابیطالب (ع)
حرم حضرت عباس.jpg
نقش از امامزادگان شیعی و شهدای کربلا (پرچم‏دار امام حسین (ع) در واقعه کربلا)
نام عباس بن علی بن ابیطالب (ع)
کنیه ابوالفضل، ابوالقاسم
زادروز ۴ شعبان سال ۲۶ق.
زادگاه مدینه
درگذشت ۱۰ محرم ۶۱ق.
مدفن کربلا
لقب(ها) قمر بنی هاشم، سقاء
پدر حضرت علی (ع)
مادر ام البنین
همسر(ان) لبابه دختر عبیدالله بن عباس
فرزند(ان) فضل، عبیدالله
طول عمر ٣٥ سال
امامزادگان مشهور

عباس (۲۶ - ۶۱ق)، مشهور به ابوالفضل و قمر بنی‌هاشم، فرزند امام علی(ع) و ام البنین و سردار و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. او در کربلا سقّای سپاه بود؛ از این رو، در بین شیعیان به «سقای دشت کربلا» معروف است.

عباس (ع) در میان امامزادگان، جایگاه والایی دارد و شیعیان در روز تاسوعا (۹ محرم) برای او عزاداری می‌کنند. او در بین شیعیان مظهر ادب، شجاعت و پیروی از امام معصوم است.

بنابر روایات، در روز هفتم محرم سال ۶۱ قمری، پس از آنکه آب در خیمه‌گاه امام حسین (ع) کم شد، عباس موفق به آوردن آب برای سپاه شد؛ اما هنگامی که در روز دهم برای آوردن آب به سمت فرات رفت، در راه بازگشت، دستانش را قطع کردند و او را به شهادت رساندند.

پنجمین پسر امام علی(ع)

نمودار نیاکان مادری حضرت عباس[۱].

عباس پنجمین پسر امام علی (ع) و اولین فرزند فاطمه بنت حزام معروف به ام البنین می‌باشد.[۲] فاطمه بنت حزام توسط عقیل، برادر امام علی(ع)، که نسب شناس بود به امام معرفی‌ شده بود. او از عقیل خواسته بود همسری برای او پیدا کند که بتواند فرزندان دلیر و شجاعی به دنیا بیاورد.[۳] برخی نقل کرده‌اند در روز عاشورا زهیر پرچم را از عبدالله جعفر گرفت و به خدمت عباس(ع) آمد و به او گفت یابن امیرالمومنین، زمانی که پدرت خواست ازدواج کند به عمویت عقیل که نسب شناس بود گفت که برایش زنی از صاحبان نسبِ دلاوری و شجاعت پیدا کند تا به او فرزندی دلیر و شجاع عطا کند تا یاور فرزندش حسین در کربلا باشد.[۴]


در سال تولد عباس(ع) اختلاف است[۵] اما قول مشهور این است که او در ۴ شعبان سال ۲۶ق در مدینه به دنیا آمد.[۶] بر اساس روایات زمانی که این پسر به دنیا آمد، امام علی او را بغل کرد و عباس نامید. در گوش‌هایش اذان و اقامه گفت، سپس بازوهایش را بوسید و گریه کرد. ام البنین دلیل گریه او را جویا شد، امام فرمود که دو بازوی فرزندت در راه کمک به حسین(ع) جدا می‌شود و خداوند در ازای دو دوست بریده‌اش، دو بال در آخرت به او عطا می‌کند.[۷] گریه امام برای قطع شدن دو دست عباس(ع) در روایات دیگری نیز آمده است.[۸]

کنیه‌

  • «ابوالفضل» مشهورترین کنیه عباس است.[۹] برخی عنوان کرده‌اند چون در خاندان بنی هاشم هر کس عباس نام داشت، ابوالفضل می‌گفتند، به عباس(ع) نیز حتی در کودکی ابوالفضل گفته می‌شد.[۱۰]
  • «ابوالقاسم» به دلیل اینکه عباس(ع) فرزندی به نام قاسم داشت به او ابوالقاسم نیز گفته می‌شد. این کنیه در زیارت اربعین نیز آمده است.[۱۱]
  • «ابوالقِربَة» قِربـَـة به معنای مشک‌آب است[۱۲]. برخی معتقدند که این کنیه به این دلیل به او داده شده است که در واقعه کربلا چندین بار مشک آب به خیمه‌ها برد. این کنیه در بسیاری از منابع برای او ذکر شده است.[۱۳]
  • «ابوالفَرجَة» فرجه به معنای گشایش و برطرف کردن اندوه است.[۱۴] برخی عنوان کرده‌اند که این لقبی در قالب کنیه است چرا که او فرزندی به نام «فرجه» نداشته و دلیل این کنیه این است که عباس(ع) در کار کسانی که به او متوسل می‌شوند گشایش ایجاد می‌کند.[۱۵]

القاب

برای عباس(ع) القاب متعددی ذکر شده که برخی از این القاب قدیمی هستند و برخی جدید که مردم بر اساس صفات و فضایلش به او نسبت داده‌اند.[۱۶] برخی از القاب او به شرح ذیل می‌باشند:

  • قمر بنی‌هاشم[۱۷]
  • باب الحوائج[۱۸]
  • طَیّار[۱۹]
  • سقّا: برخی معتقدند این لقب بین مورخین و نسابین مشهور است[۲۰] عباس(ع) سه بار در کربلا برای اهل حرم امام حسین(ع) و خیمه‌ها آب آورد.[۲۱]
  • الشهید[۲۲]
  • پرچمدار و علمدار[۲۳]

فرزندان ام‌البنین؛ فدائیان امام در کربلا

بر اساس گزارش‌های تاریخی حاصل ازدواج امام علی(ع) با ام البنین چهار پسر به نام‌های ابوالفضل«عباس»، ابو عبدالله «جعفر»، ابو محمد «عبدالله» و ابو عمر «عثمان» بود که همگی در واقعه کربلا در رکاب امام حسین(ع) شهید شدند.[۲۴] عباس در ۳۶ سالگی، جعفر در ۲۹ سالگی، عبدالله ۲۵ سالگی و عثمان در ۲۱ سالگی شهید شدند.[۲۵]

همسر و فرزندان عباس(ع)

نمودار نیاکان مادری حضرت عباس برگرفته از کتاب پژوهشی در سیره و سیمای عباس بن علی(ع)[۲۶]

عباس(ع) با لبابه دختر عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بین سال‌‌های ۴۰ تا ۴۵ هجری ازدواج کرد[۲۷] که حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های فضل و عبیدالله بود.[۲۸] برخی فرزندان دیگری برای حضرت عباس به نام‌های حسن، قاسم، محمد و یک دختر عنوان کرده‌اند و گفته‌اند قاسم و محمد در روز عاشورا پس از پدرشان به شهادت رسیدند.[۲۹] عبیدالله بن حسن بن عبیدالله و پسرش عبدالله قاضی مکه و مدینه بودند.[۳۰] برخی عنوان کرده‌اند بسیاری از فرزندان حضرت‌عباس(ع) در بزرعه، مصر، طبریه، قم، شیراز، ارجان، یمن، حزان، مغرب اقصی، دمیاط از جمله صاحبان مرجعیت علمی و قضایی بودند.[۳۱]

بقعه‌های زیادی به نوادگان حضرت عباس(ع) در شهرهای مختلف از جمله اصفهان، قم و زنجان منسوب است.[۳۲]

مقام عباس(ع) نزدیک‌ به مقام عصمت است

برخی یکی از مهمترین فضائل و ویژگی‌های عباس(ع) را همراهی و زندگی کردن با امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌دانند.[۳۳] از همین روست که در روایات آمده است که «ان العباس‌بن علی زق العلم زقا؛ عباس(ع) علم را همچون غذا چشیده است».[۳۴] برخی معتقدند اگر چه عباس(ع) در درجه معصومین نیست اما او اولین فرد در طبقه دوم انسانیت بعد از طبقه معصومین(ع) و نزدیک‌ترین فرد به معصومین(ع) می‌باشد.[۳۵]

برخی عنوان کرده‌اند که یکی از ویژگی‌های عباس(ع) در طول زندگی این بود که او خود را هم‌سان دو برادر بزرگ‌ترش یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نمی‌دانست و همیشه آنان را امام خود می‌دانست و در مقابل آنها مطیع و فرمانبردار بود.[۳۶] برخی عنوان کرده‌اند او برادرانش را هیچ وقت با نام یا حتی بردار مورد خطاب قرار نمی‌داد و همواره از عناوین چون [۳۷]

ویژگی‌های ظاهری ماه بنی‌هاشم

کلباسی در کتاب «خصائص العباسیه» معتقد است که حضرت عباس(ع) صورت خوش و مقبول داشت و از همین رو بود که او را ماه بنی هاشم می‌گفتند.[۳۸] بر اساس گزارش‌های تاریخی او از مردهای خاص بنی‌هاشم به شمار می‌رفت که بدنی قوی و قدی بلند داشت تا حدی که وقتی روی اسب می‌نشست پاهایش روی زمین کشیده می‌شد.[۳۹]

ابن جوزی در کتاب تذکرة الخواص از شخصی نقل کرده است که وقتی سرهای شهیدان کربلا به کوفه رسید روی یکی از نیزه‌ها سری با سیمای زیبایی دیدم، سری که مانند ماه کامل می‌درخشید، از شخصی که آن سر را حمل می‌کرد پرسیدم این سر چه کسی است و او که حرمله‌بن الکامل بود الاسدی بود، گفت سر عباس‌‌بن علی. او در ادامه نقل کرده است که هر آنقدر که صورت این سر بریده زیبا بود صورت حرمله زشت و قبیح بود به حدی که من تا آن زمان صورتی بدین زشتی ندیده بودم. وقتی که از زشتی صورتش به حرمله گفتم، او گفت از زمانی که این سر را حمل می‌کند هر شب خواب می‌بیند که دو نفر او را به سمت آتش می‌برند و در آن می‌اندازند و او به عقب بر می‌گردد در حالی که صورتش اینگونه شده است که می‌بینم.[۴۰]

اهل بیت(ع) به عباس(ع) متوسل می‌شدند

یکی از فضائل عباس(ع) که به ادعای کلباسی دوست و دشمن آن را ستوده‌اند و هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کنید شجاعت اوست.[۴۱]برخی کرم و بخشش عباس(ع) یکی دیگر از فضائل او عنوان کرده‌اند به نحوی که میان مردم این رفتار پسندیده او ضرب المثل بوده است.[۴۲]

کلباسی معتقد است شدت علاقه و محبت شیعیان به عباس(ع) بسیار روشن و واضح است و از همین روست که بیشتر مردم برای رسیدن به حاجات خود بیشتر از دیگر ائمه به حضرت عباس متوسل می‌شوند.[۴۳] او معتقد است این مساله در سقاخانه‌های متعددی که به نام او ساخته می‌شود قابل اثبات است.[۴۴] کلباسی مدعی است که حتی اهل سنت نیز به عباس(ع) متوسل می‌شوند.[۴۵] او همچنین از یک شخص امینی نقل کرده که ارمنی‌های با وجود اینکه مسلمان نیستند به عباس(ع) متوسل می‌شوند.[۴۶]

شهدا به مقام عباس(ع) در قیامت غبطه می‌خورند

برخی معتقدند که به گواهی تاریخ و تصریح روایت‌ها، عباس(ع) در زمره اهل بیت امام حسین(ع) محسوب می‌شود.[۴۷] او شاخص‌ترین و برجسته ترین اصحاب[۴۸] و پرچم‌داری لشگر امام حسین(ع) در کربلا بوده است.[۴۹] سخنان و اشعاری که امام حسین(ع) در مورد حضرت عباس بیان کرده‌است از جمله مخاطب قرار دادن عباس(ع) با جمله «بنفسی انت یا اخی؛ جانم به فدایت برادر» نشانگر جایگاه رفیع او نزد امام سوم شیعیان است.[۵۰]

در روایتی از امام سجاد(ع) وارد شده است که ایشان وقتی عبیدالله فرزند عباس(ع) را دید اشک‌هایش جاری شد و فرمود که برای عمویم عباس نزد خداوند منزلت و جایگاهی است که همه شهدا در روز قیامت به آن غبطه می‌خورند.[۵۱] برخی نقل کرده‌اند بعد از واقعه عاشورا بنی اسد به همراه امام سجاد(ع) اجساد همه شهدای کربلا را دفن کردند به جز جسد امام حسین(ع) و عباس(ع) که امام به بنی اسد فرمود برای دفن این دو شهید کسانی مرا کمک می‌کنند و به کمک شما نیازی نیست.[۵۲]

امام صادق در مورد حضرت عباس فرمود که عموی ما عباس بینشی عمیق و ایمانی شدید داشت که با امام حسین(ع) جهاد کرد و در راهش جانبازی و مجاهدت تمام کرد و به رکابش به شهادت رسید.[۵۳] در روایت دیگری از ایشان آمده است که خداوند عمویم عباس را رحمت کند که خود را فدای برادرش امام حسین(ع) کرد و در این راه دو دستش قطع شد که خداوند عوض دو دست قطع شده او دو بال در آخرت به او عطا خواهد کرد تا با آن دو بال در آخرت با ملائکه در بهشت پرواز کند.[۵۴]

برخی معتقدند بخش‌هایی که در زیارت ناحیه مقدسه در مورد حضرت عباس وجود دارد نشان دهنده جایگاه والای او نزد امام زمان(عج) است.[۵۵]

سکوت تاریخ در مورد عباس(ع)

برخی عنوان کرده‌اند که در مورد زندگی عباس(ع) تا قبل از واقعه کربلا اطلاعات تاریخی چندانی در دسترس نیست، از همین رو در خصوص تولد و زندگی او اختلافات زیادی وجود دارد.[۵۶] یکی از این اختلافات سن عباس(ع) در زمان شهادت پدر است که برخی آن را بین ۱۶ تا ۱۸ سال می‌دانند.[۵۷] و برخی دیگر سن او را ۱۴ سال و قبل از تکلیف عنوان کرده‌اند.[۵۸]

جنگ صفین

حضور عباس(ع) در جنگ صفین در چند واقعه این جنگ در تاریخ ثبت شده است.

  • برخی معتقدند عباس(ع) به همراه امام حسین(ع) از جمله افرادی بودند که به فرماندهی مالک اشتر در جنگ صفین به فرات حمله کردند و برای لشگریان امام علی(ع) آب آوردند.[۵۹] این مطلب از سخنان عباس(ع) به امام حسین(ع) در روز عاشورا نیز قابل اثبات است. عباس(ع) در روز عاشورا زمانی که امام حسین(ع) به او اجازه به میدان رفتن و آوردن آب نمی‌داد، او را به یاد هم‌رزمی‌شان در صفین و آب آوردن برای لشگریان امام علی(ع) انداخت تا بتواند از امام(ع) اجازه میدان رفتن و آب آوردن را بگیرد.
  • دومین نقلی که از عباس(ع) در جنگ صفین مطرح شده است کشته شدن ابن شعثاء از شام و ۷ تن از پسرانش به دست عباس است. مردم شام قدرت ابن شعثاء را برابر با هزار سوار می‌دانستند. [۶۰]
  • سومین نقلی که از حضور عباس(ع) در صفین وجود دارد را خوارزمی در کتاب «المناقب» ذکر کرده است. در این نقل آمده است که امام علی(ع) لباس‌های عباس(ع) را پوشید و با اسب او به جنگ رفت تا کُرَیْب‌بن ابرهه که فردی قوی هیکل و شجاع از سپاه معاویه بود و برخی از شجاعانش همچون شرحبیل بن بکر و الحرث بن الجلاح الشیبانی را کشته بود، بکشد.[۶۱] به عقیده مقرم امام علی(ع) این کار را به این دلیل انجام داد که کریب با دیدن او از جنگ نترسد.[۶۲]

پرچمداری و سقا بودن عباس(ع) در کربلا

نوشتار اصلی: واقعه کربلا

در جریان واقعه کربلا، عباس بن علی از همان آغاز قیام، یعنی حرکت امام حسین از مدینه به سوی مکه، با ایشان همراه شد و تا آخر در کنار آن حضرت ماند.

سقا

روز هفتم محرم، وقتی عبیداللّه بن زیاد به عمر سعد دستور داد که به حسین(ع) و یارانش اجازه استفاده از آب فرات ندهد، امام حسین، عباس(ع) را فرا خواند و ۳۰ سوار را به اضافه ۲۰ پیاده با او همراه کرد تا مشک‌ها را پر از آب نمایند و به اردوگاه بیاورند. عباس(ع) توانست محاصره دشمن را بشکند و آب را به اردوگاه برساند.[۶۳]

در روز عاشورا هم به دستور امام (ع) برای آوردن آب به شریعه فرات رفت؛ اما پس از پر کردن مشک، در راه بازگشت به خیمه‌ها، به شهادت رسید.[۶۴]

رد امان‌نامه

در عصر تاسوعا، شمر، امان‌نامه‌ای برای فرزندان ام‌البنین از جمله عباس، فرستاد و آنان را خواهرزاده‌های خود خطاب کرد.[۶۵] اما عباس به او اعتنایی نکرد، تا اینکه امام حسین (ع) از او خواست که پاسخ شمر را بدهد. عباس گفت:

دست‌هایت بریده باد و لعنت [خدا] بر امان‌نامه‌ای که آورده‌ای.‌ ای دشمن خدا! آیا از ما می‌خواهی که برادر و آقایمان حسین پسر فاطمه را رها کنیم و از لعنت‌شدگان و فرزندان لعنت‌شدگان اطاعت کنیم؟ آیا به ما امان می‌دهی در حالی که فرزند رسول خدا در امان نیست؟[۶۶]

شمر به این دلیل آنان را خواهرزاده خطاب کرد که با ام البنین، مادر حضرت عباس، هم‌قبیله و هر دو از قبیله بنی کلاب بودند.[۶۷]

پاسداری از خیمه‌ها

عباس(ع) در شب عاشورا پاسداری از خیمه‌ها را بر عهده گرفت. در حین نگهبانی، زهیر بن قین نزد او رفت.[۶۸] عباس در پاسخ به سخنان زهیر که می‌خواست روحیه او را تقویت کند گفت:

زهیر! تو می‌خواهی با این سخنانت به من جرئت دهی؟! به خدا سوگند تا دم مرگ، از یاری برادرم دست بر نمی‌دارم و در پشتیبانی از او کوتاهی نخواهم کرد.[۶۹]

پرچمداری سپاه

صبح عاشورا، لشکر دشمن آرایش نظامی به خود گرفت و اعلان جنگ کرد. امام افراد خود را آماده دفاع کرد. لشکر امام از ۳۲ سواره و چهل پیاده تشکیل شده بود.

امام در چینش نظامی لشکر خود، زهیر بن قین را در جانب راست و حبیب بن مظاهر را در جانب چپ گماشت و پرچم لشکر را در قلب سپاه به دست عباس (ع) داد.[۷۰]

شکستن حلقه محاصره دشمن

در نخستین ساعات جنگ، چهار تن از افراد سپاه امام حسین (ع) به نام‌های «عمرو بن خالد صیداوی»، «جابر بن حارث سلمانی»، «مجمع بن عبداللّه عائذی» و «سعد» (غلام عمرو بن خالد صیداوی) حمله‌ای دسته‌جمعی به قلب لشکر کوفیان کردند.

دشمن آنان را محاصره کرد. حضرت عباس (ع) با دیدن به خطر افتادن آنان، یک تنه به سوی حلقه محاصره تاخت و موفق شد آنان را نجات دهد.[۷۱]

شهادت

تاریخ‌نویسان شهادت عباس(ع) را به گونه‌های مختلفی روایت کرده‌اند:

تابلوی علمدار کربلا اثر استاد فرشچیان

شیخ مفید می‌نویسد:

«عباس بن علی -رحمت خدا بر او باد- چون دید تعداد زیادی از خاندانش کشته شدند، به برادران مادری خود عبداللّه و جعفر و عثمان گفت: ای فرزندان مادرم! شما پیش از من بروید تا که ببینم برای خداوند و رسول خدا (ص) اخلاص پیشه‌کردید، زیرا شما فرزندی ندارید. عبد اللّه به میدان رفت و به شدت جنگید، پس میان او و هانی بن ثبیت حضرمی دو ضربه رد و بدل شد و هانی او را کشت. سپس جعفر بن علی -رحمت خدا بر او باد- جلو رفت و هانی او را نیز کشت و چون عثمان بن علی جای برادران خود آمد خولی بن یزید اصبحی قصد جانش را کرد و تیری به سوی او پرتاب کرد و او را بر زمین انداخت، سپس مردی از قبیله بنی دارم بر او حمله کرد و سرش را برید. سپاهیان عمر بن سعد بر اردوی حسین علیه‌السلام حمله کردند و بر آن حضرت چیره شدند. چون تشنگی بر حضرت شدت گرفت بر بالای سد خاکی رفت به قصد فرات در حالی که برادرش عباس در پیش روی او بود. سپاهیان ابن سعد جلوی او را گرفتند، و در میان آنان مردی از قبیلۀ بنی دارم بود که به لشکر گفت: وای بر شما! او را از رسیدن به فرات باز دارید و نگذارید به آب برسد. حسین (ع) فرمود: بار خدایا! او را تشنه بمیران. آن مرد دارمی خشمگین شد و تیری به سوی حضرت پرتاب کرد که به زیر چانۀ آن حضرت اصابت نمود. حسین (ع) تیر را بیرون آورد و دستش را زیر چانه‌اش گرفت پس چون دستانش پر از خون شد آن را انداخت و فرمود: بارخدایا! من به تو شکایت می‌کنم از آنچه در حقّ فرزند دختر پیغمبر تو انجام می‌دهند. سپس به جای خود بازگشت در حالی که تشنگی بر او شدت گرفت. لشکر، عباس را از هر سویی محاصره کردند و او را از حسین (ع) جدا ساختند. عباس به تنهایی با آنان جنگید تا اینکه کشته شد. زید بن ورقاء حنفی و حکیم بن طفیل سنبسی عهده‌دار کشتن عباس بودند پس از اینکه او از شدت جراحات وارده توانایی هیچگونه حرکتی را نداشت.»[۷۲]

خوارزمی در این باره می‌گوید: او به میدان رفت و در حالی که رجز می‌خواند بر دشمن حمله برد و پس از کشته و زخمی کردن عده‌ای از دشمنان سرانجام به شهادت رسید. پس امام (ع) بر بالین وی حاضر شد و فرمود:

اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: اکنون کمرم شکست و چاره‌ام اندک شد.[۷۳]

ابن شهر آشوب دربارۀ شهادت وی نوشته است:

«عباس، سقّا، قمر بنی هاشم، و پرچمدار امام حسین (ع) که از دیگر برادران خود بزرگ‌تر بود، جهت تهیه آب بیرون رفت، دشمن بر او حمله کرد و او نیز بر آنان حمله برد و آنان را پراکنده ساخت. پس زید بن ورقاء جهنی در پشت نخلی کمین کرد و حکیم بن طفیل سنبسی بدو کمک کرد و ضربه‌ای بر دست راست عباس وارد ساخت. وی شمشیر را با دست چپ گرفت و بدان‌ها حمله کرد تا اینکه ضعف بر او چیره شد، در این هنگام حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی در کمین وی بود ضربتی بر دست چپش فرود آورد. در این هنگام عباس(ع) چنین رجز خواند:
«ای نفس از کافران مهراس و به رحمت، ایزد بزرگ و همنشینی با پیامبر اکرم (ص) بشارتت باد، اینان به ستم دست چپم را بریدند. پروردگارم ایشان را به آتش سوزان دوزخ در خواهد افکند».

سپس حکیم بن طفیل طائی با عمودی آهنین ضربتی بر سر عباس (ع) فرود آورد و او را به شهادت رساند».[۷۴]

سن عباس هنگام شهادت، حدود ۳۴ سال نقل شده است.[۷۵]

مناسک خاص مربوط به حضرت عباس

حضرت عباس (ع) نزد شیعیان دارای جایگاه رفیعی است و به همین جهت شیعیان برای وی مراسم خاص و جداگانه می‌گیرند که از جمله آنها، این موارد است:

روز تاسوعا

در مراسم مذهبی دهه محرم، روز نهم محرم به عنوان روز تاسوعا به عزاداری برای حضرت عباس (ع) اختصاص دارد و شیعیان در مساجد، هیئت‌ها و تکیه‌ها به برگزاری مراسم عزا برای حضرت ابوالفضل العباس (ع) می‌پردازند.

تعزیه

به جهت اهمیت حضرت عباس، تعزیه و شبیه‌خوانی‌های خاص حضرت عباس (ع) نیز در مکان‌های مختلف برگزار می‌شود که در این تعزیه مواردی مانند جداشدن حضرت عباس از اطفال بنی‌هاشم، وداع با امام حسین (ع)، وداع با حضرت زینب (س)، رجزخوانی برای دشمن، قطع شدن دو دست، چگونگی شهادت و آمدن امام حسین (ع) بر بالین وی به نمایش درمی‌آید.

حرم حضرت عباس

نوشتار اصلی: حرم حضرت عباس (ع)

محل دفن حضرت عباس در شهر کربلا که در ۳۷۸ متری شمال شرقی حرم امام حسین(ع) قرار دارد، یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های شیعیان است. حد فاصل حرم حضرت عباس و حرم امام حسین (ع) را بین الحرمین می‌نامند.[۷۶]

مقام کف العباس

نوشتار اصلی: کف‌العباس

مقام کف‌العباس نام دو مکانی است که گفته می‌شود دست‌های حضرت عباس (ع) در این مکان‌ها از تن جدا شد و به زمین افتاد. این دو مکان، در قسمت شمال شرقی و جنوب شرقی بیرونِ حرم حضرت عباس(ع) و در ورودی دو کوچه بازار مانند قرار دارند. در این دو مکان نمادهایی درست شده و زائران آنجا را زیارت می‌کنند.[۷۷]

در کلام ائمه(ع)

«خدا عمویم عباس را رحمت کند، به راستی ایثار و جانبازی نمود، جنگ نمایانی کرد تا دستانش قطع شد و خود را فدای برادرش نمود. خداوند در برابر این فدارکاری - همانند عمویش جعفر طیار- دو بال به اوعنایت کرد تا به یاری آنها، همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند. همانا عباس نزد خداوند تبارک و تعالی مقامی دارد که تمامی شهیدان، در روز قیامت، بر او غبطه می‌خورند و رسیدن به آن مقام را آرزو می‌کنند.»[۷۸]
«بصیرت نافذ، بینش عظیم، ایمان بسیار، جهاد در محضر امام حسین (ع)، جانبازی و ایثار، شهادت در راه امام خود، تسلیم در برابر جانشین رسول خدا (ص)، تصدیق امام زمانش، وفاداری، تلاش تا آخرین حد و....»[۷۹]

همچنین در آغاز زیارتنامه ایشان می‌فرماید:

«سلام بر تو ای بنده نیکوکار و فرمانبرِ خدا و پیامبر خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و حسن(ع) و حسین(ع)».[۸۰]
«سلام بر ابوالفضل العباس، پسر امیرمؤمنان(ع)، آن که جان خود را نثار برادرش کرد، دنیا را وسیله آخرت خود قرار داد و فدای برادرش شد. او که نگهبان بود و بسیار کوشید تا آب را به لب تشنگان حرم برساند و دو دستش در جهاد فی سبیل الله قطع شد. خداوند قاتلان او یزید بن رقاد و حکیم بن طفیل طائی را از رحمت خود دور سازد.»[۸۱]

کتاب شناسی

  1. درباره شخصیت حضرت عباس تا کنون کتاب هایی نوشته شده که برخی از آنها عبارت است از:
  2. شیخ صدوق در کتاب خصال خود به کتابی با عنوان مقتل الحسین اشاره کرده است که مانند بسیاری از کتاب‌های شیعه به دست ما نرسیده است.[۸۲]
  3. زندگانی قمر بنی هاشم، ظهور عشق اعلی، حسین بدرالدین، تهران ، مهتاب، ۱۳۸۲ش.
  4. ساقی خوبان، شرح زندگانی حضرت ابوالفضل العباس، محمد چقایی اراکی، قم، نشر مرتضی،۱۳۷۶ش.
  5. زندگانی حضرت ابوالفضل العباس علمدار کربل، رضا دشتی، تهران ، موسسه پازینه، ۱۳۸۲ش.
  6. چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس، علی ربانی خلخالی، قم، مکتب الحسین، ۱۳۷۸ش.(۳جلد)
  7. ابوالقربه:شرح زندگانی حضرت ابوالفضل(ع)، مجید زجاجی مجرد کاشانی، تهران ، سبحان، ۱۳۷۹ش.
  8. عباس(ع) سپهسالار کربلا، زندگینامه، عباس شبگاهی شبستری، تهران، حروفیه، ۱۳۸۱ش.

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پانویس

  1. خرمیان، ۱۳۸۶، ص ۲۵.
  2. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۲۹؛ قمی، نفس المهموم، ۱۳۷۶ش، ص۲۸۵.
  3. ابن عنبه، عمدة الطالب، ۱۳۸۱ق، ص۳۵۷؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۰۵.
  4. الاوردبادی، موسوعة العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ص۵۲-۵۳؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۶.
  5. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص ۳۱.
  6. زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹، ص ۸۹-۹۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۲۹.
  7. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۹-۱۲۰.
  8. نگاه کنید به ناصری، مولد العباس بن علی، ۱۳۷۲ق، ص ۶۱-۶۲؛ خصائص العباسیه، ص ۱۱۹-۱۲۰؛ سردار کربلا، ص ۱۶۴؛ چهره درخشان قمر بنی هاشم، ص ۱۴۰.
  9. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۸۹
  10. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲.
  11. بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص ۴۳؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲.
  12. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه.
  13. بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص ۴۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۱۹۱؛ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ۱۳۹۰ق، ص۲۰۳؛ الاصبهانی، مقاتل الطالبین، ۱۳۵۸ق، ص۵۵.
  14. فرهنگ فارسی عمید، ذیل واژه.
  15. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۲.
  16. نگاه کنید به: المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۴- ۲۰؛ بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص ۴۵-۵۰؛ هادی منش، «کنیه‌ها و لقب‌‌های حضرت عباس(ع)»، ص۱۰۶.
  17. اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۹۰؛ ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ۱۳۸۰ش، ص۲۵۴
  18. الناصری، مولد العباس بن علی(ع)، ۱۳۷۲ش، ص۳۰.
  19. المظفر، بطل العلقمی، ج۲، ص۱۰۸-۱۰۹
  20. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۴؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۲۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۱۲-۴۱۳؛ اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸ق، ص۱۱۷-۱۱۸
  21. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق، ص ۲۳۸.
  22. المظفر، بطل العلقمی، ج۲، ص۱۰۸-۱۰۹
  23. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، مطبعه العلمیه، ج۴، ص۱۰۸؛ علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۴۵، ص۴۰.
  24. الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۶۹-۷۱.
  25. الاوردبادی، موسوعه العلامه الاوردبادی، ۱۴۳۶ق، ج۹، ص۷۳-۸۴.
  26. خرمیان، ۱۳۸۶، ص ۴۵.
  27. الزبیری، نسب قریش، ج۱، ص۷۹؛البغدادی، المحبّر، ج۱، ص۴۴؛ زجاجی کاشانی، سقای کربلا، ۱۳۷۹ش، ص ۹۸.
  28. الحائری، ذخیرة الدارین،۱۳۴۵ق، ج۱، ص۱۴۵
  29. ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۲۳
  30. هادی‌منش، «فرزندان و نوادگان حضرت عباس»
  31. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص ۸۹.
  32. برای اطلاع بیشتر در این باره رک: ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج۲، ص۱۲۷-۲۲۷
  33. المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۱۱-۱۲؛ کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۷-۱۰۸؛ همان، ۱۲۳؛ همان، ۲۰۳؛ الموسوي المقرم، العبّاس(ع)، ۱۴۲۷ق، ص ۱۳۰.
  34. اسرار الشهاده ص ۳۲۴.
  35. نگاه کنید به: کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۲۳؛ بهشتی، قهرمان علقمه،‌۱۳۷۴ش، ص ۱۰۳؛ همان، ۱۰۷.
  36. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص ۹۷.
  37. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق، ص ۲۴۳.
  38. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۷-۱۰۹؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۹۴.
  39. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس،١۴١۶ق، ص ۲۳۶؛ المظفر، موسوعه بطل العلقمی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص ۹۴.
  40. ابن‌جوزی‌، تذكرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۳.
  41. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹.
  42. طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس،١۴١۶ق، ص ۲۳۶.
  43. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۳-۲۱۴.
  44. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۳-۲۱۴.
  45. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۴.
  46. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۲۱۴.
  47. خرمیان، پژوهشی در سیره و سیمای حضرت عباس(ع)، ۱۳۸۶ش، ص ۱۵۹.
  48. خرمیان، پژوهشی در سیره و سیمای حضرت عباس(ع)، ۱۳۸۶ش، ص ۱۵۹.
  49. نگاه کنید به: خرمیان، پژوهشی در سیره و سیمای حضرت عباس(ع)، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۳- ۱۲۶.
  50. نگاه کنید به: خرمیان، پژوهشی در سیره و سیمای حضرت عباس(ع)، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۳- ۱۲۶؛ بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص۱۲۱.
  51. خصال شیخ صدوق، ص ۶۸
  52. العباس ص ۱۲۹؛ بهشتی، قهرمان علقمه، ۱۳۷۴ش، ص ۶۵.
  53. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹. عمده الطالب ص ۳۵۶.
  54. کلباسی، خصائص العباسیه، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۹. خصال ص ۶۸- امالی شیخ صدوق ص ۵۴۸.
  55. نگاه کنید به: خرمیان، پژوهشی در سیره و سیمای حضرت عباس(ع)، ۱۳۸۶ش، ص۱۲۳- ۱۲۶.
  56. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص ۳۸.
  57. محمودی، ماه بی غروب، ۱۳۷۹ش، ص ۳۱ و ۵۰.
  58. الناصری، مولد العباس بن علی، ۱۳۷۲ش، ص۶۲؛ طعمه، تاريخ مرقد الحسين و العباس، ١۴١۶ق، ص ۲۴۲.
  59. حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص ۴۳۷؛ الموسوي المقرم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص ۲۴۲؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۵.
  60. الموسوي المقرم، العبّاس (عليه السلام)، ۱۴۲۷ق، ص ۲۴۲؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۵.
  61. الخوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص ۲۲۷.
  62. الموسوي المقرم، العبّاس(ع)، ۱۴۲۷ق، ص ۲۴۲؛ خراسانی قاینی بیرجندی، کبریت الاحمر، ۱۳۸۶ق، ص۳۸۵.
  63. طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۱۲؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۳۰؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین، ۱۴۰۸ق، ص۷۸؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۹۲
  64. پیشوایی، مقتل جامع سید الشهدا، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۸۳۸.
  65. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۸۳
  66. ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۹۴؛ حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۳۳؛ ابی مخنف، وقعة الطف، ص۲۱۹-۲۲۰
  67. طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ۱۹۶۷م، ج۴، ص۱۱۸؛ ابن عبدربّه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۱۸-۳۲۰.
  68. بحرالعلوم، مقتل الحسین(ع)، ص۳۱۴؛ حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۴۳.
  69. بحرالعلوم، مقتل الحسین (ع)، ص۳۱۴؛ بیرجندی، کبریت احمر، ۱۳۷۷ش، ص۳۸۶؛ المظفر،‌ بطل العلقمی، ج۱، ص۹۷
  70. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۲۸ق، ص۳۳۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۴؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۱۶۱؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۴۵۷؛ الدینوری، الأخبارالطوّال، ص۲۵.
  71. طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۴۶؛ امین، اعیان الشیعة، ج۷، ص۴۳۰؛ حائری مازندرانی، معالی السبطین، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۴۳
  72. شیخ مفید، ترجمه ارشاد، ۱۳۸۸ش، ج۱، ص۴۱۱-۴۱۲
  73. الخوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج۲، ص۳۴؛ مقرم، حادثه کربلا در مقتل مقرم، ص۲۶۲
  74. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۶ق، ج۳، ص۲۵۶.
  75. طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۳۹۵.
  76. حرم حضرت ابوالفضل(ع)
  77. علوی، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، ۱۳۹۱ش، ص ۳۰۰
  78. شیخ صدوق، خصال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۸.
  79. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۴۳۰.
  80. ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ۱۳۷۷ش، ص۷۸۶
  81. المظفر، بطل العلقمی، ج۲، ص۳۱۱
  82. خصال صدوق ص ۶۸

منابع

  • ابن اعثم الکوفی، احمد بن علی، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • ابن شهر آشوب،‌ محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، مطبعه العلمیه، بی‌تا.
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، النجف، مطبعة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.
  • ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقدالفرید، چاپ علی شیری، بیروت، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
  • ابن قولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ترجمه محمد جواد ذهنی تهرانی، تهران، انتشارات پیام حق، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش.
  • ابو مخنف، لوط بن یحیی، وقعة الطف، تحقیق هادی یوسفی غروی، قم، مجمع جهانی اهل البیت، ۱۴۳۳ق-۱۳۹۰ش.
  • ابوالفرج الاصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م.
  • الحائری الشیرازی، سید عبدالمجید، ذخیرة الدارین فیما یتعلق بمصائب الحسین، نجف، مطبعة المرتضویة، ۱۳۴۵ق.
  • الخوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین (ع)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، انوار الهدی، الاولی، ۱۴۱۸ق.
  • الدینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
  • الزبیری، المصعب بن عبدالله بن المصعب، نسب قریش، دارالمعارف للطباعة والنشر، ۱۹۵۳م.
  • الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷م.
  • المظفر، عبدالواحد بن احمد، بطل العلقمی، نجف، مطبعه الحیدریه، بی تا.
  • المقرم، عبدالرزاق، حادثه کربلا در مقتل مقرم، ترجمه محمد جواد مولائی نیا، قم، انتشارات جلوه کمال، چاپ سوم، ۱۳۸۷ش.
  • الناصری، محمد علی، مولد العباس بن علی(ع)، قم، انتشارات شریف الرضی، ۱۳۷۲ش.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
  • بحرالعلوم، محمد تقی، مقتل الحسین (ع)، بیروت،‌ دارالزهرا، ۱۴۰۵ق.
  • بلاذری، أحمد بن يحيى، جمل من انساب الأشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، ۱۴۱۷ق-۱۹۹۶م.
  • بیرجندی، محمدباقر، کبریت احمر، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ش.
  • پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سید الشهدا، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • حائری مازندرانی، محمد مهدی، معالی السبطین، بیروت، مؤسسة النعمان، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الاحزان، ترجمه علی کرمی، قم، نشر حاذق، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
  • ربانی خلخالی، علی، چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، انتشارات مکتب الحسین علیه السلام، قم، ۱۳۷۸ش.
  • سبط ابن جوزی، یوسف بن حسام الدین، تذکرة الخواص، تحقیق حسین تقی زاده، قم، مرکز الطباعة و النشر للمجمع العالمی لاهل البیت، الطبعة الاولی، ۱۴۲۶ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، خصال، تحقیق علی اکبرغفاری، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الاولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشادفی معرفة حجج الله علی العباد، قم، الناشر سعید بن جبیر، الاولی، ۱۴۲۸ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشادفی معرفة حجج الله علی العباد، ترجمه حسن موسوی‌مجاب، ‏قم، انتشارات سرور‮‬‏‫، ۱۳۸۸ش.‮‬‮‬
  • طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، قم، موسسةآل البیت لاحیا التراث، ۱۴۱۷ق.
  • علوی، سید احمد، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، قم، نشر معروف، ۱۳۹۱ش.
  • قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ترجمه ابوالحسن شعرانی، قم، هجرت، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • البغدادی، محمد بن حبیب، المحبّر، بیروت، منشورات دار الآفاق الجدیدة، بی تا.
  • هادی‌منش، ابوالفضل، «فرزندان و نوادگان حضرت عباس»، نشریه فرهنگ کوثر، قم، انتشارات آستانه مقدسه حضرت معصمومه، ش ۶۴، ۱۳۸۴ش.
  • هادی‌منش، ابوالفضل، «کنیه‌ها و لقب‌های حضرت عباس(ع)»، نشریه مبلغان، شماره ۱۰۶.
  • هادی‌منش، ابوالفضل، «نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس(ع)پیش از واقعه کربلا»، نشریه مبلغان، شماره ۵۸.
  • ابن عنبه، احمد، عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، نجف، ۱۳۸۱ق/۱۹۶۱م.
  • بهشتی، احمد، قهرمان علقمه، تهران،‌ انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
  • محمودی، عباسعلی، ماه بی غروب؛ زندگی‌نامه اوالفضل العباس، تهران، فیض کاشانی، ۱۳۷۹ش.
  • زجاجی کاشانی، مجید، سقای کربلا، تهران، نشر سبحان، ۱۳۷۹ش.
  • الموسوي المُقرّم، السيّد عبد الرزّاق، العبّاس (عليه السلام)، تحقيق: سماحة الشيخ محمّد الحسّون، نجف، مكتبة الروضة العبّاسيّة، ۱۴۲۷ق.
  • حائری مازندرانی، محمدمهدی، معالی السبطین، بیروت، موسسه النعمان، ۱۴۱۲ق،
  • خراسانی قاینی بیرجندی، محمد باقر، کبریت الاحمر (فی شرائط المنبر)، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۶ق.
  • طعمه، سلمان هادی، تاريخ مرقد الحسين و العباس، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ١۴١۶ق.
  • ابن‌جوزی‌، یوسف‌ بن‌ قزاوغلی، تذكرة الخواص، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.
  • کلباسی نجفی، محمد ابراهیم، خصائص العباسیه، تحقیق و ترجمه محمد اسکندری، تهران، انتشارات صیام، ۱۳۸۷ش.