تکیه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
تکیه1.jpg
تکیه3.jpg
تکیه2.JPG

تکیه، در اصطلاح شیعیان ایرانی به محل برگزاری مراسم سوگواری پیشوایان دین به ویژه سوگواری محرم و اجرای تعزیه می‌گویند. این کلمه برای اشاره به مکان گردآمدن صوفیان، مزار مشایخ صوفیه، اقامتگاه موقت صوفیان در سفر و مهمانپذیر رایگان در شهرهای زیارتی نیز به کار رفته است.

مفهوم شناسی

واژه تکیه به معنای پشت به چیزی گذاشتن، اعتماد کردن، پشت دادن و آسایش نمودن است.[۱] این واژه در زبان ترکی و فارسی و سپس عربی معنای اصطلاحی است. سبب این امر، آن بوده است که ساکنان تکیه برای گذران زندگی بر درآمد اوقاف و کمکهای نیکوکاران اتکا می‌کرده‌اند.[۲] این واژه قطعاً عربی نیست و در فرهنگهای کهن لغت عربی نظیر آثار ابن فارس، جوهری، ابن منظور و مرتضی زبیدی وجود ندارد.

تکیه، مکان گردآمدن صوفیان، مزار مشایخ صوفیه، اقامتگاه موقت صوفیان در سفر، مهمانپذیر رایگان در شهرهای زیارتی، و بویژه در ایران محل برگزاری مراسم سوگواری پیشوایان دین بویژه سوگواری‌های ماه محرّم و اجرای تعزیه است.

پیشینه تکیه در ایران

در ایران تکیه در معانی مختلف، کاربرد گسترده‌ای داشته است.[۳] عبدالرحیم ضرّابی در تاریخ کاشان [۴] از احداث مراکز بسیاری برای اسکان و پذیرایی از فقیران و صوفیان، توسط امیر بهلول دُنبَلی (متوفی ۷۶۲)، یاد کرده و آن مکانها را تکایا نامیده است. میرحیدر تونی (متوفی ۸۳۰ق)، پیشوای حیدریه، شاخه‌ای از سلسله قلندریه، در شهرها تکیه می‌ساخت و درویشی از مریدان خود را در آنجا ساکن می‌کرد.[۵] این گفته نصرآبادی[۶] که شاه عباس عنوان «‌بابایی‌» تکیه حیدر را در اصفهان به بابا سلطان قمی، متخلص به لوایی، داده است، این گمان را تقویت می‌کند که میان لقب بابا (عنوان درویشان قلندریه و حیدریه) و تکیه ارتباطی وجود داشته و شاید در ایران به خانقاه‌های حیدری، قلندری و بکتاشی تکیه می‌گفته‌اند. اشاره صریحی وجود دارد که تکیه، خانقاهِ سلسله خاکساریه است.[۷]

با تحول بخشی از سلسله‌ها و شکل گیری آیین فتوت، در نحوه اداره و کاربری و فضای تکیه‌ها تغییراتی رخ داد و چون ورزش کردن نیز به دیگر مراسم معمول در تکیه‌ها افزوده شد، [۸] تکیه‌ها وسیعتر گردیدند. در متون متعلق به آیین فتوت داده‌ها و تفاسیر خاص فتیان درباره تکیه بیان شده است. از جمله در فتوت نامه سلطانی فصل کوتاهی درباره تکیه و آداب ورود به آن و شرایط اداره آن آمده است.[۹] به نوشته کاشفی، تکیه علاوه بر محل گرد آمدن صوفیان و فتیان، نوعی مهمان‌پذیر نیز بوده است که مسافران و البته بیشتر اهل طریقت در آن می‌آسودند. وی حتی، از واژه تکیه قرائتی صوفیانه دارد و حروف این کلمه را به ترتیب نشانه توکل، کَرَم، یکرنگی و هواداری از درویشان و مسافران می‌داند.[۱۰]

تکیه در عصر صفوی

در دوره صفوی، در اصفهان تکیه هایی کاملاً صوفیانه برقرار بود. به نوشته شاردن، ایرانیان دیر یا صومعه درویشان را تکیه می‌گفته‌اند، [۱۱] اما گسترش تشیع، منازعات فرقه‌ای و جنگ‌های حیدری ـ نعمتی و‌گاه سیاست‌های منفی شاهانِ صفوی نسبت به صوفیان، موجب ویرانی تکیه‌ها و تبدیل این مراکز به محل رفت و آمد اوباش شد.[۱۲]

در زمان قاجار، تکیه در اصفهان، مفهومی تا حدی متفاوت یافت و به مزار زاهدان و نام آوران در گورستان تخت پولاد، اطلاق شد که معمولاً محل تجمع و عبادت بود.[۱۳] جز در گورستان مذکور، در برخی از دیگر محله‌های اصفهان نیز چنین تکایایی وجود داشت، از جمله تکیه والهیه در چهارباغ که آرامگاه محمد کاظم واله اصفهانی شاعر و ادیب (متوفی ۱۲۲۹) است.[۱۴]

در شیراز تا دوره قاجار، تکایای اهل تصوف همچنان رونق داشت، از جمله تکیه‌های چهل تنان (که آرامگاه بسحق اطعمه نیز در آن است) و هفت تنان.[۱۵]

در سده‌های بعد و در دوره قاجار حتی به آرامگاههای سعدی و حافظ نیز تکیه می‌گفتند.[۱۶]

از اواخر دوره صفوی و با رواج تشیع، کاربرد تکیه در ایران بتدریج دگرگون شد. اغلب تکیه‌ها با فضای وسیعی که برای اجرای سماع، رقص و چرخش داشتند، برای برگزاری مراسم سوکواری در ماه محرّم، به کار رفتند.[۱۷] این تغییر بویژه در شهرهای مرکزی ایران، که پیشینه‌ای طولانی در تشیع داشتند، روشنتر بود، چنانکه در کاشان تکیه پانخل در ابتدای بازار، محل نگهداری توغ و عَلَم بوده است.[۱۸] در قزوین، پایتخت نخست صفویان، در دوره سلطنت شاه طهماسب اول (۹۳۰ـ۹۸۴)، این کاربرد تکایا رواج بسیار یافت و تکایا کانون فعالیتهای فرهنگی گسترده‌ای گردیدند، چنانکه گذشته از مراسم عزاداری، در برخی اوقات، بویژه در شبهای ماه رمضان، در تکیه‌ها مناظرات ادبی، جلسات سخنوری و مشاعره نیز برگزار می‌شد. این محفل‌ها در غرفه‌های تکیه تشکیل می‌شد که تزئین آنها را لوطیان محل بر عهده داشتند و ثروتمندان شیرینی، شربت، شمع و چراغ آن را تأمین می‌کردند.[۱۹] با اینهمه، توصیف جهانگردان اروپایی از تکایای ایرانی، بیش از هر چیز یادآور نوعی مهمانپذیر و قهوه خانه است.[۲۰]

در دوره قاجار

در دوره قاجار با رونق تعزیه، تکیه در مفهومی که امروز برای ایرانیان آشناتر است، یعنی محل برگزاری مراسم تعزیه امام حسین(ع)، چنان فراگیر شد که دیگر، اقامتگاه‌های صوفیان به ندرت به این نام خوانده می‌شد. به نوشته سلطان زاده[۲۱] در این دوره اگر جایی برای اجرای تعزیه می‌ساختند یا برای نخستین بار برای این منظور در نظر می‌گرفتند آن را تکیه می‌نامیدند. اوج رونق تکیه‌ها از دوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) تا انقلاب مشروطه بود. در این دوره، در گزارش‌هایی درباره تهران، نام بیش از پنجاه تکیه آمده است، از جمله تکیه‌های آقا بهرام، اسماعیل بزاز، افشارها، بربری‌ها، پهلوان شریف، پامنار، چالحصار، چهل تن، حاجی وکیل، خداآفرین، خشتی‌ها، خلج‌ها، دباغ خانه، درخونگاه، رضا قلیخان، زرگرها، سادات اخوی، سرپولک، سرتخت، عباس آباد، عرب‌ها، عودْلاجان، قاطرچی‌ها، قمی‌ها، کرمانی‌ها، لوطی علیخان، ملک آباد، منوچهرخان، لوردَزخان و هفت تن.[۲۲] در میان تکیه‌های تهران، برخی اهمیت بیشتر یا ویژگی بارزی داشتند، از جمله: تکیه سادات اخوی که در آن برای پاگرفتن و رشد کودک، شمع روشن می‌کردند و هر سال با قد کشیدن کودک، شمع بلندتری روشن می‌کردند، چنانکه باغچه این تکیه هر سال از شمع‌های قدی پر می‌شد،[۲۳] تکیه عباس آباد یا حاج میرزا آغاسی که محل برگزاری تعزیه‌های دولتی بود،[۲۴] تکیه عزت الدوله، خواهر ناصرالدین شاه، که مراسم تعزیه در آن اجرا می‌شد و به بانوان اختصاص داشت[۲۵] و سرانجام تکیه دولت.

بانیان تکیه

از نام تکیه‌ها برمی‌آید که بانیان آنها معمولاً اصناف، گروه‌های شهرستانی ساکنِ پایتخت، ثروتمندان و متنفذان بوده‌اند. اینان‌گاه بنایی مخصوصِ تکیه می‌ساختند و‌گاه محل سکونت خود را، در ماه محرم به برگزاری مراسم تعزیه اختصاص می‌دادند و آن را وقف تعزیه و روضه خوانی می‌کردند. به همین دلیل بسیاری از منازل مسکونی شاهزادگان و اعیان به نحوی ساخته می‌شد که بتوان با نصب چادر بزرگی روی حیاط و پوشاندن حوضِ وسطِ حیاط، فضایی مناسب برای اجرای تعزیه فراهم کرد.[۲۶]

مکان های تکیه

بناهایی که اختصاصاً برای تکیه ساخته شده بود، اغلب در مسیر گذر اصلی، دو محله را به یکدیگر پیوند می‌داد.[۲۷] فضای داخلی بنای تکیه اغلب به سه بخش تقسیم می‌شد:

  1. حیاط که موسوم به عباسیه بود و در آنجا مراسم مربوط به حضرت عباس علم دار امام حسین ع بر گزار می‌شد.
  2. فضای سرپوشیده حسینیه.
  3. اتاقهای پشتی موسوم به زینبیه‍.[۲۸]

تکیه هایی که در گذر اصلی قرار نداشتند، مانند تکیه رضا قلیخان و سرتخت، در سراسر سال خالی و زباله دان اهالی و محل خشک کردن پیاز بقال‌ها و انبار خواربارفروش‌های گذر بودند و تنها در روزهای عزاداری امام حسین(ع) به کوشش داش‌ها و بابا شمل‌های محل تعمیر و پاک سازی می‌شدند.[۲۹]

کاربردهای دیگر

اهمیت تکیه در زندگی شهری، بویژه در میان پیشه وران، به حدی بود که این نهاد افزون بر محل برگزاری مراسم مذهبی، مکانی برای طرح مشکلات صنفی و اقتصادی گردید.[۳۰] بخشی از مخارج اداره آن را نیز اغلب اهالی محل با پرداخت پول نقد یا اهدای لوازم و اسباب پذیرایی تأمین می‌کردند [۳۱] و بخشی دیگر، از درآمد موقوفاتی همچون دکان، حجره و تیمچه تأمین می‌شد.[۳۲]

در شمال تهران و شمیرانات نیز تکیه هایی با معماری قابل توجه وجود داشت که بسیاری از آنها اکنون نیز برجاست.[۳۳] از آن میان تکیه نیاوران یا تکیه پایین حصار بوعلی به سبب تابلوهای نقاشی محمد مدبّر و محمد ارژنگی و تخت هشت ضلعی وسط آن، و نیز تکیه امامزاده قاسم با دیوارْنگاره قوللر آقاسی شهرت خاصی دارند.

در شهرهای دیگر ایران

در دو استان گیلان و مازندران نیز تکیه‌های بسیاری با معماری و مصالح خاص و متناسب با محیط، از دوره قاجار، باقی مانده است. ملگونوف، جهانگرد روس، در ۱۲۷۵/ ۱۸۵۸ به ۳۶ تکیه در شهر رشت و تکایایی که جزء مجموعه‌های بزرگتر بناهای مذهبی‌اند، اشاره کرده است.[۳۴] شهرهای رودسر، [۳۵] لاهیجان[۳۶] و لنگرود[۳۷] نیز تکیه‌های قدیمی و زیبایی دارند. در مازندران علاوه بر شهرها، در روستاها نیز تکیه هایی چهارگوش غالباً با سقف سفالی و نقشه کف بنا به شکل مستطیل، وجود دارد، از جمله تکیه مُقْری کلا در بندپی بابل، [۳۸] تکیه کله بست پازَوار در بابلسر[۳۹] و تکیه فیروزکلا در آمل.[۴۰] برخی از این تکیه‌ها با تصاویری از گل و جانوران تزئین شده است، از جمله تکیه قرآن تالار در بابل کنار قائم شهر.[۴۱]

گاه در کنار تکیه‌ها سقاخانه ساخته می‌شد، مانند سقاخانه مشبک چوبی تکیه یالْو رود نور در مازندران.[۴۲] به گفته اسلامی[۴۳] در بافت شهری ساری، تکیه جزء تفکیک ناپذیر هر محله بود و در واقع هر محله با برپایی تکیه رسمیت می‌یافت. استان مازندران ۱۱۳۵ تکیه از مجموع ۱۸۰۷ تکیه کشور را داراست.[۴۴]

از تکیه‌های مهم یا تاریخی دیگر در ایران می‌توان از دو تکیه پهنه و ناسار در سمنان [۴۵] و تکیه عزاخانه و تکیه وزیر در کرمان نام برد.[۴۶] یکی از زیباترین و با شکوهترین تکیه‌های ایران، بویژه از حیث نقاشی و تصاویر، تکیه معاون الملک در کرمانشاه است.[۴۷]

در استان یزد، تکیه‌ها به لحاظ پیوند با دیگر فضاهای شهری و نیز به سبب عناصر بر جا مانده از معماری مذهبی کهن ایران در خور توجه‌اند.[۴۸] در این تکیه‌ها، از جمله تکیه شاه ولی تفت و امیر چخماقِ یزد[۴۹] بر خلاف تکیه دولت تهران، و مانند تکایای شمال، نقشه کف بنا چهارگوش یا هشت ضلعی است.[۵۰] تکیه امیر چخماق دارای مناره و طاق نمابندی دو طبقه‌ای است که الگو و نمونه‌ای برای ساخت دیگر تکایای شهر محسوب می‌شود.[۵۱]

پراکندگی و شمار تکیه‌های ایران[۵۲] به حدی است که نام برخی از روستاها و آبادیها با واژه تکیه همراه شده است.[۵۳]

سقّانفار

از ویژگی‌های جالب توجه تکیه‌های مازندران، وجود بناهایی به نام سَقّانَفار در کنار برخی از آنان است. سقّانفار (ساقی نفار، سقانپار، سقاتالار) بنای ساده و چهارگوشی است که بر روی پایه‌های چوبی قرار دارد و با پلکان یا نردبانی می‌توان به بخش بالایی رسید (نفار/ نپار به لهجه مازندرانی به این سازه خاص اطلاق می‌شود). بنای سقّانفارها، که‌گاه مستقل از تکیه‌ها نیز ساخته شده‌اند، متأثر از معماری سنّتی مازندران و بازتاب زندگی ساده کشاورزی و دامداری است و بر اساس نوشته‌های روی آنها، تاریخ ساختشان به دوره قاجار می‌رسد. این بناها عمدتاً نذر حضرت ابوالفضل عباس، سقّای کربلا، هستند و زیارتگاه عمومی و مکانی برای پهن کردن سفره حضرت ابوالفضل به شمار می‌آیند. از نمونه‌های مهم این بناها می‌توان به سقّانفارِ کیجاتکیه بابل اشاره کرد که دیوارهای آن با نقوش انسانی شامل سربازانی با آلات جنگی وادوات موسیقی و صحنه هایی از زندگی روستایی و همچنین نگاره‌های اساطیری و نقوش گیاهی و خطوط خوش نویسی آراسته شده است.[۵۴]

تکیه‌های موقت

علاوه بر تکیه‌های ثابت، تعداد بیشماری تکیه موقتی، همه ساله در دهه محرم در شهرها و روستاهای ایران برپا می‌شود. «‌تکیه بستن‌» در کنار خیابان‌ها و محصور کردن محوطه هایی‌گاه بسیار کوچک، آویختن تصاویر و پارچه نوشتهای حاوی عباراتی از دعاها و زیارتنامه‌ها و احادیث و مراثی (که معروفترین آنها مرثیه محتشم کاشانی است) به این دیوارهای موقتی و فرش کردنِ زمین انجام می‌پذیرد. در این تکیه‌های موقت نیز، بسته به تمایل و قدرت اقتصادی اهالی محل و برپا کنندگان تکیه، وسایلی از قبیل علم و کُتَل و ظروفی برای پذیرایی از افراد قرار دارد. دسته‌های عزاداری و سینه زنی لحظاتی در برابر این تکیه‌ها یا در درون آنها توقف می‌کنند. اهالی محل نیز اغلب نذورات خود را که بیشتر غذا و شربت و چای است، میان عزاداران تقسیم می‌کنند.‌گاه و بویژه در دهه اخیر اداره این تکیه‌ها بر عهده جوانان و نوجوانان بوده است، گرچه سالخوردگان نیز در اداره و نظافت تکیه و پذیرایی از مهمانان مشارکت دارند.

در قلمرو عثمانی

نخستین بار در جهان اسلام، تکیه به معنای اقامتگاه صوفیان به کار رفته و با مکان‌های دیگری همچون رباط، زاویه، خانقاه، دُوَیره و لنگر مشابهت داشته است.[۵۵] تکیه‌های صوفیان از حدود سده هشتم و بیشتر در قلمرو عثمانیان رایج شد و همانند نهادهای مشابه، شیوه زندگی در آنها عابدانه، همراه با رهبانیت و اعتکاف بود.[۵۶]

در ایالات مرکزی عثمانی، یعنی آناتولی و روم ایلی کاربرد واژه زاویه هم زمان با تکّه (تکیه) رایج بود چنان که برای نمونه عطائی در حدائق الحقائق فی تکمله الشقائق (سده دهم) از مسجد و خانقاهی به نام بازرگان تکیه سی[۵۷] و زاویه علی بابا در محله روم ایلی حصار، که دُورْمِش دده تکیه یا بکتاشی تکیه سی نیز خوانده شده، [۵۸] نام برده است. اولیا چلبی هنگام نام بردنِ شماری از اقامتگاه‌های درویشان در شهرهای کوچک و بزرگ عثمانی غالباً از کلمه تکیه استفاده کرده است.[۵۹] پیرزاده نائینی، که در سده سیزدهم از استانبول دیدن کرده، با اشاره به تعدد و رونق تکایای این شهر، از دهها تکیه متعلق به طریقت‌های بکتاشیه، مولویه، قادریه، نقشبندیه، رِفاعیه، خلوتیه، جَلَویه، چَشتیه، شاذلیه، شَعْیائیه، بَدویه، گلشنیه سخن گفته است[۶۰] که برای نمونه از این میان، طریقت مولویه شش تکیه مخصوص به خود داشته که در این تکایا سماع هفتگی برگزار و درآمد مستغلات و موقوفاتِ بسیاری، صرف هزینه‌های آنها می‌شده است.[۶۱]

آتاتورک در ۱۳۰۳/ ۱۸۸۶ فعالیت تکیه‌ها و دامنه نفوذ آنها را محدود کرد و بسیاری از تکایا، بویژه تکایای بکتاشی، به آلبانی منتقل شد، اما با روی کار آمدن نظام کمونیستی از فعالیت تکایا در این کشور نیز کاسته شد. سپس از دهه ۱۹۹۰ میلادی با سقوط نظام مذکور، این تکیه‌ها بار دیگر رونق یافتند.

امروزه علاوه بر آلبانی، در کشورهایی نظیر یونان، که گروههای اخوت کمابیش به فعالیت خود ادامه می‌دهند، اصطلاح تکّه غالباً به آرامگاه اولیا اطلاق می‌شود.[۶۲] شایان ذکر است که اکنون در خود ترکیه نیز برگزاری مراسم سماع صوفیان مولویه، گرچه‌گاه با هدف جلب جهانگردان، نوعی تسامح در رعایت قانون ۱۳۰۳ محسوب می‌شود.

بخشهای مختلف تکیه‌ها در عثمانی

تکیه در عثمانی معمولاً شامل این قسمت‌ها بوده است:

  1. سماع خانه یا توحیدخانه (جایگاه ذکر).
  2. تربت / تربه (مدفن شیوخ).
  3. حرم (محل سکونت خانواده شیوخ).
  4. سَلاملیق (اتاق‌های پذیرایی و اسکان درویش‌ها و مهمانان).
  5. آشپزخانه
  6. گاه مسجد و گوشه‌ای مختصِ خلوت[۶۳] اما بسته به گرایش‌های فکری طریقت‌ها، تفاوت‌ها و ویژگی هایی نیز وجود داشته است، برای نمونه سماع خانه یا اتاق ذکر در تکیه‌های بکتاشی با لوحه هایی حاوی نام ائمه اطهار تزئین می‌شده و ورود به آنجا برای افراد خارج از طریقت ممنوع بوده است.[۶۴]

در سرزمین‌های عربی قلمرو عثمانی

در سرزمین‌های عربی قلمرو عثمانی، تکیه‌های بسیاری بر پا بوده که افزون بر اقامتگاه صوفیان، به پذیرایی از در راه ماندگان «‌ابن سبیل‌» اختصاص داشته است. از جمله، در دمشق تکیه‌ای را سلطان سلیم در خلال اقامتش در آن شهر، در ۹۲۳، بنا نهاد که از حیث ویژگی‌های معماری عثمانی در سرزمین‌های عربی حائز اهمیت است.[۶۵]

در فلسطین ، خاصکی سلطان، همسر سلطان سلیمان قانونی، در ۹۵۹ و فاطمه خاتون در ۹۷۴ تکایایی بنا کردند که اوقاف بسیاری در قدس (بیت المقدّس)، صَفَد، غَزّه، حِمْص، حلب و دمشق بدانها اختصاص داده شد.[۶۶] در ۹۹۵ نیز خداوند کارْبِک، فرماندار قدس، تکیه‌ای برای طریقت مولویه در سعدیه قدس بنا کرد که شیخ آن از قونیه تعیین می‌شد و صوفی مشهور عبدالغنی نابلسی در ۱۱۰۱ از آن دیدار کرد.[۶۷] اولیا چلبی نیز به تکایای طریقت‌های مختلف در نابلس، الخلیل، حُنَین و دیگر شهرهای فلسطین اشاره کرده است.

در دوره عثمانی بسیاری از مکان هایی، که پیش از این دوره با کارکردی مشابه تکایا ساخته و به عنوانی دیگر مشهور شده بودند، تکیه خوانده شدند، از جمله تکیه سیدناالخلیل از دوره ممالیک که پیشتر سماط سیدناالخلیل نامیده می‌شد. تکیه بنی موسی که الظاهر بَیبرَس آن را در سده هفتم بین قدس و اریحا ساخته بود و تکیه عیون التجار در طبریه که در اصل کاروانسرایی بود که در ۸۴۳ بنا شده بود و عثمان سنان پاشا (متوفی ۱۰۰۴) آن را مرمت کرد.[۶۸]

در تکیه‌های شامات، عراق و فلسطین بیشتر مهمانپذیری مورد نظر بود و در تکیه هایی نیز اجرای مراسم صوفیانه، سماع و موسیقی رواج داشت. مثلاً در تکیه سرّی سَقَطی در جبل جِرِزّیم، تا دمیدن صبح دف و طبل نواخته می‌شد.[۶۹]

سلاطین عثمانی در دیگر مناطق شامات نیز تکایایی بنا کردند که باشکوه‌ترین و معروف‌ترین آنها تکیه سلطان سلیم در دمشق و تکیه مولویه در طرابلسِ شام (لبنان) مشهور به «‌الدرویشیه‌» بود.[۷۰] به نوشته سیمز [۷۱] کاربرد تکیه دمشق مانند کاروانسرا بوده است.

در عراق نیز تکایا رونق داشتند. پیرزاده نائینی به تعدادی از آنها اشاره کرده است از جمله تکیه بکتاشی در نجف، برای پذیرایی از زائرانِ مزار حضرت علی(ع) [۷۲] و تکیه بزرگی در کنار مزار امام حسین(ع)، که درویشان ساکن در آن، مسئول روشنایی بقعه سیدالشهدا بودند.[۷۳]

قاهره نیز تکایای قدیمی با موقوفات بسیار داشته است، از جمله تکایای مولویه (بنا در ۷۱۵ـ۷۲۱)، بکتاشیه یا تکیه عبداللّه مغاوری (متوفی ۸۵۷)، الجُلشَنی (گلشنی) متعلق به طریقت قادریه (بنا در ۹۲۶ـ۹۳۱)، سلیمانیه (بنا در ۹۵۰)، دَمَه، قصرالعین، ازبک، بخاراییه، سیده رقیه، سیده نفیسه|سید نفیسه، حسن بن الیاس رومی، [۷۴] تکایای قاهره بیشتر به صوفیان ایرانی و ترک اختصاص داشت. در مصر تمایز اصلی میان خانقاه و تکیه را که بویژه پس از دوره عثمانی در این سرزمین رایج شد، وجود آرامگاه دراویش در تکیه گفته‌اند.[۷۵] همچنین اغلب در کنار تکیه مسجدی کوچک و سبیل (سقاخانه) قرار می‌گرفت.[۷۶]

بخشهای مختلف تکیه‌ها در قلمرو عثمانی

فضا و بخشهای مختلف تکیه‌ها در قلمرو عثمانی را پیرزاده نائینی در قرن سیزدهم وصف کرده است. او از وجود اتاق سماع، محراب، اتاق ذکر، اتاق‌های متعدد برای سکونت افراد و آشپزخانه (برای اطعام درویشان) و نیز از وجود نوعی سلسله مراتب در میان خدمه تکیه، از جاروکشی و آشپزی تا بابایی (شیخی) تکیه، خبر داده است.[۷۷] ظاهراً در مناطق تحت نفوذ عثمانی، تکیه با یک یا چند معیار مطابقت داشته است:

  1. وابستگی به حکومت عثمانی یا درویش‌های ترک.
  2. داشتن فضای نسبتاً وسیع و حمایت کامل از سوی نهادهای وقفی.[۷۸]

حال آنکه در سرزمین‌های شرقی میان تکیه و حکومت چنین اتکایی مشاهده نمی‌شود.

در افغانستان

در افغانستان تکیه‌ها بیشتر به قهوه خانه‌ها شبیه بودند. الفینستون در اوایل سده سیزدهم / نوزدهم، از تکیه هایی در غزنین و کابل سخن گفته است که در آنجا گروههای مختلف مردم اوقات خود را به کشیدن قلیان و چَرْس می‌گذراندند و شیخ آن را فقیر می‌نامیدند.[۷۹] تکیه‌خانه عمومی چنداول تکیه ای در چنداول، بخش شیعه‌نشین کابل پایتخت افغانستان است.

در شبه قاره هند

واژه تکیه در متون مذهبی شبه قاره هند، به ندرت دیده می‌شود. در لاهور بعضی از مقبره‌ها و آرامگاه‌ها را تکیه خوانده‌اند.[۸۰] فضای این تکیه‌ها معمولاً با یک چهار دیواری خشتی نه چندان بلند، احاطه شده و در ساخت اغلب آنها از گچ و آجر خام استفاده شده است.[۸۱] مخارج فعالیت‌های جاری و مراسم مختلف برخی از این تکایا، از درآمد حاصل از زمین‌های کشاورزی، که از سوی حاکمان یا معتقدان به این تکایا واگذار شده، تأمین می‌شود[۸۲] در مقاله د. اسلام، با تردید و به نقل از گابوریو گفته شده که تکیه در هند اماکنی کوچک برای عبادت صوفیان بوده است. در برخی متون که به فارسی درباره شبه قاره نگاشته شده، از تکیه سخن رفته است.[۸۳] در وصف دره کرم (پاراچنار) از حسینیه‌ها و تکیه هایی در روستاها یاد کرده که تعدادشان به چند صد می‌رسد. اما اصطلاح تکیه در شبه قاره رایج نیست و فقط در نوشته هایی که تحت تأثیر ادبیات فارسی بوده‌اند از تکیه سخن به میان آمده است.

پانویس

  1. دهخدا، ذیل واژه.
  2. الموسوعة الفلسطینیه، ذیل «‌تکایا‌».
  3. قس د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «‌تکّه‌».
  4. ص ۳۳۸
  5. ابن کربلائی، ج۱، ص۴۶۷.
  6. ص ۴۳۰
  7. چهاردهی، ص۱۸۵.
  8. کیانی، ص۳۲۶.
  9. ر.ک:کاشفی، ص۲۲۰ـ ۲۲۵
  10. ص ۲۲۱.
  11. ج ۱، ص۴۷۳
  12. کیانی، ص۲۶۴ـ۲۶۵
  13. تحویلدار، ص۳۴؛ مصطفوی، ج۱، ص۳۹۰، پانویس؛ هنرفر، ص۶۵۹، ۸۵۵، ۸۵۷.
  14. هنرفر، ص۷۵۵ـ۷۵۶.
  15. پیرزاده نائینی، ج۱، ص۷۸؛ مصطفوی، ج۱، ص۳۸۸؛ کیانی، ص۲۱۳.
  16. پیرزاده نائینی، ج۱، ص۷۷، ۷۹.
  17. ذکاء، ص۲۸۳
  18. نراقی، ص۱۰۷
  19. گلریز، ج۱، ص۶۲۰؛ ورجاوند، دفتر دوم، ص۸۸۹ ـ۸۹۲، ۱۱۱۷
  20. کمپفر، ص۱۳۶
  21. ص ۱۸۳
  22. اتحادیه، ص۱۰۷، ۱۸۶ـ ۱۸۷؛ کریمان، ص۱۵۸؛ ذکاء، ص۲۸۴؛ ستوده، ۱۳۷۱ـ ۱۳۷۴ ش، ج۱، ص۴۴۷
  23. مستوفی، ج۱، ص۳۰۲
  24. شیل، ص۶۸
  25. مستوفی، ج۱، ص۲۹۹
  26. مستوفی، ج۱، ص۲۹۹
  27. توسلی، ص۸۱ ـ۸۳
  28. ایران آذین، ص۶ـ۷
  29. مستوفی، ج۱، ص۳۰۰
  30. روحانی، ص۶۸
  31. مستوفی، ج۱، ص۳۰۰ـ۳۰۱
  32. عناصری، ص۳۹
  33. ستوده، ۱۳۷۱ـ۱۳۷۴ ش
  34. ص ۱۷۶ـ۱۷۷؛ نیز ر.ک: به فراهانی، ص۳۹
  35. ملگونوف، ص۱۶۷
  36. ملگونوف، ص۱۶۰؛ دایرة المعارف تشیع، ذیل «‌تکیة بقعة پیرعلی‌»
  37. ملگونوف، ص۱۶۴
  38. ستوده، از آستارا تا استارباد، ج۴، بخش ۱، ص۳۱۶ـ۳۱۷
  39. از آستارا تا استارباد، ج۴، بخش ۱، ص۲۵۹ـ۲۶۰
  40. از آستارا تا استارباد، ج۴، بخش ۱، ص۱۳۵
  41. از آستارا تا استارباد، ج۴، بخش ۱، ص۲۱۸ـ ۲۱۹، ۳۸۵
  42. ستوده، از آستارا تا استارباد، ج۳، ص۲۸۶، تصویر ۱۲۲
  43. ص ۱۶۵ـ۱۶۶
  44. میرمحمدی، ص۷۵
  45. توسلی، ص۸۲
  46. وزیری کرمانی، ج۱، ص۱۹۸ـ۱۹۹؛ کیانی، ص۲۲۸
  47. مصطفوی، ج۱، ص۳۹۰
  48. توسلی، ص۸۱ـ۸۳؛ مصطفوی، ج۱، ص۳۸۷
  49. مصطفوی، ج۱، ص۳۳۰
  50. توسلی، ص۸۲
  51. مصطفوی، ج۱، ص۳۸۶ـ۳۸۷
  52. گرایلی، ص۳۱۰ـ۳۱۱؛ جمالی، ص۱۴۴ـ۱۴۵؛ بلاغی، ج۱، ص۷۹؛ مدرسی طباطبائی، ج۱، ص۳۸۱ـ۳۸۳، ج۲، ص۲۶، ۹۷، پانویس ۱، ص۱۲۳، پانویس
  53. دهخدا، ذیل واژه
  54. رحیم زاده، ص۱۳۴ـ۱۳۶
  55. کیانی، ص۱۰۰، ۱۸۰ـ۱۸۱؛ شریف یوسف، ص۴۷۶؛ دیکی، ص۴۰؛ چشتی، ص۴۲۱، ۵۳۹
  56. دیکی، ص۴۰
  57. ص ۶۰۳
  58. ص ۶۰۸
  59. ج ۱، ص۳۲۰، ج۲، ص۱۷، ۱۳۳، ج۳، ص۳۲۹، ۴۴۹، ج۴، ص۱۱، ۳۶
  60. ج ۲، ص۱۲۰
  61. ج ۲، ص۱۲۱ـ۱۲۲
  62. د. اسلام چاپ دوم، ذیل «‌تکّه‌»
  63. د. اسلام چاپ دوم، ذیل «‌تکّه ».
  64. پیرزاده نائینی، ج۲، ص۱۲۳
  65. ریحاوی، ص۱۲۵ـ۱۲۶
  66. الموسوعة الفلسطینیه، ذیل «‌تکایا‌»
  67. الموسوعة الفلسطینیه، ذیل «‌تکایا‌»
  68. الموسوعة الفلسطینیه، ذیل «‌تکایا‌»
  69. الموسوعة الفلسطینیه، ذیل «‌تکایا‌»
  70. ولی، ص۹۱
  71. ص ۱۰۴
  72. نائینی، ج۲، ص۳۴۳
  73. نائینی، ج۲، ص۳۵۶ـ۳۵۷
  74. پیرزاده نائینی، ج۱، ص۱۶۵، مصطفی، ص۲۳ـ۲۴؛ یونگ، نمایة عمومی ذیل تکیه، علی پاشا مبارک، ج۲، ص۱۸۷، ۱۹۰، ۲۸۴؛ عاصم محمد رزق، ص۱۰۴
  75. رزق، ص۱۰۳
  76. د.اسلام چاپ دوم، ذیل «‌تکّه‌»
  77. ج ۱، ص۱۵۹ـ۱۶۱
  78. د.اسلام چاپ دوم، ذیل «‌تکّه‌»
  79. ص ۵۴۲ ـ ۵۴۴، ۵۵۱
  80. چشتی، ص۴۱۸ـ۴۲۱، ۴۸۱
  81. چشتی، ص۴۸۲
  82. چشتی، ص۴۲۰
  83. سرحدی، ص ۸۲

منابع

  • ابن کربلائی، روضات الجنان و جنات الجنان، چاپ جعفر سلطان القرائی، تهران ۱۳۴۴ـ۱۳۴۹ ش.
  • منصوره اتحادیه، اینجا طهران است: مجموعه مقالاتی در بارة طهران ۱۳۴۴ـ۱۲۶۹ ه ق، تهران ۱۳۷۷ ش.
  • حسین اسلامی، جغرافیای تاریخی ساری، ساری ۱۳۷۳ ش.
  • مونت استوارت الفینستون، افغانان: جای، فرهنگ، نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ترجمة محمد آصف فکرت، مشهد ۱۳۷۶ ش.
  • اولیا چلبی.
  • عبدالحجه بلاغی، کتاب تاریخ نائین، تهران ۱۳۶۹.
  • ایران آذین، «‌تزیین تکیه‌ها در دهة ماه محرم »، شماره هجدهم، فروردین ۱۳۸۱.
  • هوشنگ پورکریم، الاشت: زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر، تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بی‌تا.
  • محمدعلی بن محمداسماعیل پیرزاده نائینی، سفرنامة حاجی پیرزاده، چاپ حافظ فرمانفرمائیان، تهران ۱۳۴۲ـ۱۳۴۳ ش.
  • حسین بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۲ ش.
  • محمود توسلی، «‌حسینیه‌ها تکایاـ مصلی‌ها »، در معماری ایران: دوره اسلامی، ج۱، به کوشش محمدیوسف کیانی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶ ش.
  • مسیح اللّه جمالی، تاریخ شهرضا، اصفهان ۱۳۵۵ ش.
  • نوراحمد چشتی، تحقیقات چشتی، لاهور ۲۰۰۱.
  • نورالدین چهاردهی، خاکسار و اهل حق، تهران ۱۳۶۸ ش.
  • بهروز خاماچی، اوراق پراکنده از تاریخ تبریز، تبریز ۱۳۷۰ ش.
  • اسدی خیرالدین، موسوعة حلب، به کوشش محمد کمال، حلب، بی‌تا.
  • دایرة المعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سیدجوادی، کامران فانی، و بهاءالدین خرمشاهی، تهران ۱۳۶۶ ش، ذیل «‌تکیه بقعه پیرعلی‌» (از پرویز ورجاوند).
  • رینهارت دزی، تکملة المعاجم العربیه، ترجمه د. محمد سلیم النعیمی، بغداد ۱۹۸۰.
  • دهخدا.
  • یحیی ذکاء، تاریخچة ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان، تهران ۱۳۴۹ ش.
  • معصومه رحیم زاده، «‌سقانفار، نوعی معماری آیینی »، میراث جاویدان، سال ۲، ش ۱ (بهار ۱۳۷۳).
  • عاصم محمد رزق، خانقاوات الصوفیة فی مصر، قاهره ۱۹۹۷.
  • کاظم روحانی، «‌اصناف و پیشه وران در تاریخ ایران »، کیهان اندیشه، ش ۱۲ (خرداد و تیر ۱۳۶۶).
  • عبدالقادر ریحاوی.، «‌الابنیة الاثریة فی دمشق: دراسة و تحقیق، ۱: التکیه و المدرسة السلیمانیتان بدمشق »، مجلة الحولیات الاثریة السوریة، ج۷، ش ۱و۲ (۱۹۵۷).
  • منوچهر ستوده، از آستارا تا استارباد، تهران ۱۳۴۹ ش.
  • منوچهر ستوده، جغرافیای تاریخی شمیران، تهران ۱۳۷۱ـ۱۳۷۴ ش.
  • عمرعامر سرحدی، «‌در دره پاچنار »، در پاکستان (مجموعه مقالات)، کراچی، بی‌تا.
  • حسین سلطان زاده، روند شکل گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، تهران ۱۳۶۲ ش.
  • شریف یوسف، تاریخ فن العمارة العراقیة فی مختلف العصور، (بغداد) ۱۹۸۲.
  • مری لئونورا شیل (وولف)، خاطرات لیدی شیل: همسر وزیر مختار انگلیس در اوائل سلطنت ناصرالدین شاه، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران ۱۳۶۸ ش.
  • عبدالرحیم ضرابی، تاریخ کاشان، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۶ ش.
  • طاهباز، یوش: در اوضاع و احوال طبیعی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی زادگاه نیما یوشیج، تهران ۱۳۷۵ ش.
  • محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
  • محمد عدنانی، معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، بیروت۱۹۸۹.
  • جابر عناصری، «‌تعزیه: هنر وقفی ایران و میراث جاویدانی از قلمرو آیین و ایمان »، میراث جاویدان، سال ۱، ش ۳ (پاییز ۱۳۷۲).
  • محمدحسین بن مهدی فراهانی، سفرنامه میرزا محمدحسین حسینی فراهانی، چاپ مسعود گلزاری، تهران ۱۳۶۲ ش.
  • حسین بن علی کاشفی، فتوت نامه سلطانی، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ۱۳۵۰ ش.
  • حسین کریمان، تهران در گذشته و حال، تهران ۱۳۵۵ ش.
  • انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ترجمة کیکاوس جهانداری، تهران ۱۳۶۰ ش.
  • محمدصادق کیا، «‌ماها »، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۴۵ و ۴۶ (تیر و مرداد ۱۳۴۵).
  • محسن کیانی، تاریخ خانقاه در ایران، تهران ۱۳۶۹ ش.
  • فریدون گرایلی، نیشابور: شهر فیروزه، (مشهد) ۱۳۵۷ ش.
  • محمدعلی گلریز، مینودر، یا، باب الجنة قزوین، ج۱: تاریخ و جغرافیای تاریخی قزوین، (قزوین) ۱۳۶۸ ش.
  • لاله تیک چندبهار، بهارعجم، تهران ۱۳۷۹.
  • علی پاشا مبارک، الخطط التوفیقیة الجدیده لمصر القاهره، قاهره ۱۹۸۰.
  • حسین مدرسی طباطبائی، تربت پاکان: آثار و بناهای قدیم محدودة کنونی دارالمؤمنین قم، قم ۱۳۵۵ ش.
  • محمدحسین مدنی، «‌تکیه درویش »، مهر، سال ۱۲، ش ۴ (تیر ۱۳۴۵).
  • عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران ۱۳۶۰ ش.
  • محمدتقی مصطفوی، آثار تاریخی طهران، ج۱، تنظیم و تصحیح میرهاشم محدث، تهران ۱۳۶۱ ش.
  • المعجم الوسیط، ابراهیم امین و دیگران، مصر ۱۴۰۰.
  • صالح لمعی مصطفی، التراث المعماری الاسلامی فی مصر، بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.
  • گریگوری والریانوویچ ملگونوف، سفرنامة ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر (۱۸۵۸ و ۱۸۶۰ م)، تصحیح، تکمیل و ترجمة مسعود گلزاری، تهران ۱۳۶۴ ش.
  • الموسوعة الفلسطینیة، دمشق: هیئة الموسوعة الفلسطینیة، ۱۹۸۴.
  • مصلح الدین مهدوی، لسان الارض، یا، تاریخ تخت فولاد، اصفهان ۱۳۷۰ ش.
  • حمیدرضا میرمحمدی، «‌پراکندگی جغرافیایی اماکن مذهبی کشور در قالب استانی »، مسجد، سال ۱۰، ش ۵۸ (مهر و آبان ۱۳۸۰).
  • حسن نراقی، تاریخ اجتماعی کاشان، تهران ۱۳۶۵ ش.
  • محمدطاهر نصرآبادی، تذکرة نصرآبادی، چاپ احمد مدقّق یزدی، یزد ۱۳۷۸ ش.
  • پرویز ورجاوند، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران ۱۳۷۷ ش.
  • احمدعلی وزیری کرمانی، تاریخ کرمان، چاپ باستانی پاریزی، تهران ۱۳۷۰ ش.
  • محمدطه ولی، المساجد فی الاسلام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
  • لطف اللّه هنرفر، گنجینة آثار تاریخی اصفهان، اصفهان ۱۳۴۴ ش.
  • anglais (langue classique et moderne) , Paris 1967.
  • Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L. Langle ©s, Paris 1811.
  • James Dickie, "Allah and eternity: mosques, madrasas and tombs", in Architecture of the Islamic world , ed. George Michell, London: Thames and Hudson, 1984.
  • EI 2 , s.v. "Tekke" (by Nathalie Clayer) ;
  • F.de Jong, Turuq and Turuq-Linked institutions in nineteenth century Egypt , Leiden 1978.
  • Eleanor Sims, "Trade and travel: markets and caravanserais", in Architecture of the Islamic world , ibid.

پیوند به بیرون