پرش به محتوا

شرک: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جز تمیزکاری
Shamsoddin (بحث | مشارکت‌ها)
جز تمیزکاری
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[۲۳]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Shamsoddin  }}
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[۲۳]]|سال=[[۱۳۹۷]]|کاربر=Shamsoddin  }}
{{اعتقادات شیعه}}
{{اعتقادات شیعه}}
'''شرک'''، به معنای شریک قائل شدن برای [[خدا]]، از [[گناهان کبیره]] است. شرک در برابر توحید است و عالمان مسلمان همچون توحید آن را به شرک در خالقیت، ربوبیت، عبادت، ذات و صفات خدا تقسیم کرده‌اند.  
'''شرک'''، به معنای شریک قائل شدن برای [[خدا]]، از [[گناهان کبیره]] است. شرک در برابر [[توحید]] است و عالمان مسلمان همچون توحید آن را به شرک در خالقیت، ربوبیت، عبادت، ذات و صفات خدا تقسیم کرده‌اند.  


قرآن، [[حبط اعمال]]، محرومیت از آمرزش الهی و داخل شدن در بهشت و ورود به جهنم را از پیامدهای شرک به خدا ذکر کرده است.
قرآن، [[حبط اعمال]]، محرومیت از آمرزش الهی و داخل شدن در [[بهشت]] و ورود به [[جهنم]] را از پیامدهای شرک به خدا ذکر کرده است.


==مفهوم‌شناسی==
==مفهوم‌شناسی==
شرک در اصطلاح به معنای شریک قائل شدن برای خداوند در اموری که مختص به اوست. مانند [[واجب الوجود|وجوب وجود]]، الوهیت و تدبیر شئون آفریدگان.<ref>معجم المقاییس فی اللغه، ج۱، ص۱۳۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۷.</ref>
شرک به معنای شریک قائل شدن برای خداوند در اموری که مختص به اوست. مانند [[واجب الوجود|وجوب وجود]]، الوهیت و تدبیر شئون آفریدگان.<ref>معجم المقاییس فی اللغه، ج۱، ص۱۳۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۷.</ref>


شرک در برابر [[توحید]] و به معنای تعدد خدایان و انکار یگانگی خداست.<ref>التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰- ۱۵۱.</ref>
شرک در برابر [[توحید]](یگانگی خدا) به معنای تعدد خدایان و انکار یگانگی خداست.<ref>التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰- ۱۵۱.</ref>


==مراتب==
==مراتب==
شرک در برابر توحید است و همانند آن دارای مراتب و درجاتی است. اقسام آن عبارتند از
شرک همانند توحید دارای مراتب و درجاتی است. اقسام آن عبارتند از
* '''شرک در ذات خدا'''؛ این قسم از شرک به دو معنا آمده است؛ یکی اعتقاد به اینکه ذات خدا مرکب از دو یا چند جزء است. دیگر اعتقاد به چند خدای مستقل.<ref> المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم، ص۱۰۳-۱۱۸.</ref>
* '''شرک در ذات خدا'''؛ این قسم از شرک به دو معنا آمده است؛ یکی اعتقاد به اینکه ذات خدا مرکب از دو یا چند جزء است. دیگر اعتقاد به چند خدای مستقل.<ref> المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم، ص۱۰۳-۱۱۸.</ref>
* '''شرک در صفات خدا'''؛ اعتقاد به اینکه صفات خدا با ذاتش مغایرند و صفات او وجودی مستقل از ذاتش دارند. یعنی اعتقاد به اینکه هر یک از صفات خدا چیزی است و ذات او چیزی دیگر.<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۸.</ref>
* '''شرک در صفات خدا'''؛ اعتقاد به اینکه صفات خدا با ذاتش مغایرند و صفات او وجودی مستقل از ذاتش دارند. یعنی اعتقاد به اینکه هر یک از صفات خدا چیزی است و ذات او چیزی دیگر.<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۸.</ref>
* '''شرک در افعال خدا'''؛ در مقابل [[توحید افعالی]] قرار دارد و همانند آن به شاخه‌­های مختلفی مانند شرک در خالقیت، شرک در عبادت، شرک در ربوبیت و شرک در طاعت تقسیم می‌گردد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۸.</ref>
* '''شرک در افعال خدا'''؛ در مقابل [[توحید افعالی]] قرار دارد و همانند آن به شاخه‌­های مختلفی مانند شرک در خالقیت، شرک در عبادت، شرک در ربوبیت و شرک در طاعت تقسیم می‌گردد.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۸.</ref>
* '''شرک در خالقیت'''؛ به معنای اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه‌­ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره­ دیگری نباشد. اعتقاد به دو خالق خیر و شر از نمونه‌های آن است که بر اساس آن خداوند تنها  امور نیک را می­‌آفریند و  خالق شر به آفرینش موجودات بد و شر دست می‌­زند.<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۱؛ طوسی، التبیان، ج۱، ص۲۸۰.</ref>
* '''شرک در خالقیت'''؛ اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه‌­ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره­ دیگری نباشد. اعتقاد به دو خالق خیر و شر از نمونه‌های آن است که بر اساس آن خداوند تنها  امور نیک را می­‌آفریند و  خالق شر به آفرینش موجودات بد و شر دست می‌­زند.<ref>راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۱؛ طوسی، التبیان، ج۱، ص۲۸۰.</ref>
* '''شرک در ربوبیت'''؛ اعتقاد به اینکه پدیده‌­های طبیعی مانند باد، باران، رویش گیاهان خدایی مستقل بودند و به [[ربوبیت]] و تدبیر استقلالی آنها باور داشتند. این باور در میان اقوام و ملل مختلف رواج بسیاری داشته است.  
* '''شرک در ربوبیت'''؛ اعتقاد به اینکه پدیده‌­های طبیعی مانند باد، باران و رویش گیاهان خدایی مستقل بوده و به [[ربوبیت]] و تدبیر استقلالی آنها باور داشتند.
*''' شرک در عبادت'''؛ پرستش، خضوع و خشوع در مقابل کسی یا چیزی غیر از خداوند.  
*''' شرک در عبادت'''؛ پرستش، خضوع و خشوع در مقابل کسی یا چیزی غیر از خداوند.  
*'''شرک در طاعت'''؛ به این معنا که انسان غیر از خداوند مرجع مستقلی برای قانون‌گذاری بپذیرد و دستورات او را در راستای مخالفت با احکام الهی لازم الاجرا بداند.
*'''شرک در طاعت'''؛ به معنای پذیرفتن مرجع مستقل قانون‌گذاری و لازم الاجرا دانستن دستورات آن.
 
البته شرک را به نظری و عملی نیز تقسیم کرده‌اند شرکی را که مربوط به حوزه اعتقادات است مانند شرک در ذات و صفات خدا، شرک در ربوبیت و خالقیت، شرک نظری و شرک در عبادت را که بیشتر جنبه عملی دارد را شرک عملی می‌دانند.
البته شرک را به نظری و عملی نیز تقسیم کرده‌اند شرکی را که مربوط به حوزه اعتقادات و بارو است مانند شرک در ذات و صفات خدا، شرک در ربوبیت و خالقیت، شرک نظری و شرک در عبادت را که بیشتر جنبه عملی دارد را شرک عملی می‌دانند.


==اهمیت و جایگاه==
==اهمیت و جایگاه==
خط ۲۶: خط ۲۵:
«و هر كس معبود دیگری را با خدا بخواند، مسلّما هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت.»}}.<ref>مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۳، ص۲۰۹-۲۱۰</ref> و برای مدعاهای بت‌­پرستانه خود به حدس و گمان و یا هوای نفس تکیه می‌‌کنند.<ref>مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۳، ص۲۱۱-۲۱۵؛ برای نمونه آیات ۲۳ سوره نجم، ۲۴ انبیاء .</ref> برای نمونه  «وَ ما یتَّبِعُ الَّذینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّـهِ شُرَكاءَ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یخْرُصُون؛ و آنها كه غیر خدا را همتای او می‌خوانند، از پندار بی‌اساس پیروی می‌كنند و آنها فقط دروغ می‌گویند.» <ref>سوره یونس، آیه۶۶.</ref>
«و هر كس معبود دیگری را با خدا بخواند، مسلّما هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت.»}}.<ref>مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۳، ص۲۰۹-۲۱۰</ref> و برای مدعاهای بت‌­پرستانه خود به حدس و گمان و یا هوای نفس تکیه می‌‌کنند.<ref>مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۳، ص۲۱۱-۲۱۵؛ برای نمونه آیات ۲۳ سوره نجم، ۲۴ انبیاء .</ref> برای نمونه  «وَ ما یتَّبِعُ الَّذینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّـهِ شُرَكاءَ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یخْرُصُون؛ و آنها كه غیر خدا را همتای او می‌خوانند، از پندار بی‌اساس پیروی می‌كنند و آنها فقط دروغ می‌گویند.» <ref>سوره یونس، آیه۶۶.</ref>


در روایات نیز به اقسام شرک توجه شده است. جضرت علی(ع) شرک را از نظر قرآن بر چهار قسم زبانی، عملی، شرک زنا  و شرک ریا دانسته است.<ref> مجلسی، بحارالانوار، ج۹۰، ص۶۱-۶۲</ref> او برای اثبات شرک زبانی به آیه «لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَآلُواْ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ؛ آنان كه گفتند: خدا، همان مسیح بن مریم است بطور مسلّم كافر شدند.»<ref>سوره مائده، آیه ۱۷. </ref> و برای اثبات شرک عملی به آیات «وَمَا یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّـهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ» <ref>سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> و «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّـهِ؛ آنان دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند» <ref>سوره توبه، آیه ۳۱.</ref> و برای اثبات شرک زنا به آیه «وَ شارِكْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ؛ و در ثروت و فرزندانشان شركت جوی»<ref>سوره اسراء، آیه ۶۴.</ref> و برای اثبات شرک ریا به آیه «فَمَن کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایشْرِکْ بِعِبادةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ «پس هر كه به لقای پروردگارش امید دارد، باید كاری شایسته انجام دهد، و هیچ كس را در عبادت پروردگارش شریک نكند.» <ref>سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> استناد کرده است.
در روایات نیز به اقسام شرک توجه شده است. حضرت علی(ع) شرک را از نظر قرآن بر چهار قسم زبانی، عملی، شرک زنا  و شرک ریا دانسته است.<ref> مجلسی، بحارالانوار، ج۹۰، ص۶۱-۶۲</ref> او برای اثبات شرک زبانی به آیه «لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَآلُواْ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ؛ آنان كه گفتند: خدا، همان مسیح بن مریم است بطور مسلّم كافر شدند.»<ref>سوره مائده، آیه ۱۷.</ref> و برای اثبات شرک عملی به آیات «وَمَا یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّـهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ» <ref>سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> و «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّـهِ؛ آنان دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند» <ref>سوره توبه، آیه ۳۱.</ref> و برای اثبات شرک زنا به آیه «وَ شارِكْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ؛ و در ثروت و فرزندانشان شركت جوی»<ref>سوره اسراء، آیه ۶۴.</ref> و برای اثبات شرک ریا به آیه «فَمَن کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایشْرِکْ بِعِبادةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ «پس هر كه به لقای پروردگارش امید دارد، باید كاری شایسته انجام دهد، و هیچ كس را در عبادت پروردگارش شریک نكند.» <ref>سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> استناد کرده است.


==شرک جلی و خفی==
==شرک جلی و خفی==
{{اصلی|شرک خفی}}
{{اصلی|شرک خفی}}
شرک از جهت پنهان و آشکار بودن، به دو قسم جلی و خفی تقسیم می‌­شود؛ شرک جلی به معنای انجام مناسک عبادی و اعمال خاصی مانند [[رکوع]] و [[سجود]] و [[قربانی]] برای معبودی غیر از خداوند است. البته همراه با این اعتقاد که آن معبود، شایسته مقام خدایی باشد. اما  مراتب خفی و پنهان آن هر گونه دنیاپرستی، جاه‌پرستی، هواپرستی، [[ریا]] و... را دربرمی‌گیرد.{{مدرک}} همچنین اعتماد به اسباب و علل طبیعی و اعتقاد به گره‌گشایی آنها را، از دیگر مصادیق شرک خفی دانسته‌اند.<ref>کلام اسلامی، ج۱، ص۱۶۰ و ۱۶۱؛ مجموعه آثار، ج۲، ص۱۲۴.</ref> امام صادق(ع) در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره یوسف {{یادداشت|وَمَا یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّـهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُون؛ و بیشتر آنها كه مدعی ایمان به خدا هستند، مشركند»» (سوره یوسف، آیه ۱۰۶.)}} عباراتی همچون اگر فلانی نبود من هلاک می­‌شدم و اگر فلانی نبود به فلان گرفتاری دچار می‌­شدم. را شرک در قلمرو حکومت خدا دانسته است.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۵، ص۱۴۸.</ref> پیامبر اکرم شرک را از راه رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاریک مخفی‌تر دانسته است.<ref>وسائل الشیعة، قم، ج۱۶، ص۲۵۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱، ص۳۱۳.</ref> از شرک خفی در [[اخلاق اسلامی]] بحث می‌شود.
شرک از جهت پنهان و آشکار بودن، به دو قسم جلی(آشکار) و خفی(پنهان) تقسیم می‌­شود؛ شرک جلی به معنای انجام مناسک عبادی و اعمال خاصی مانند [[رکوع]] و [[سجود]] و [[قربانی]] برای معبودی غیر از خداوند است. البته همراه با این اعتقاد که آن معبود، شایسته مقام خدایی باشد. اما  مراتب خفی و پنهان آن هر گونه دنیاپرستی، جاه‌پرستی، هواپرستی، [[ریا]] و... را دربرمی‌گیرد.{{مدرک}} همچنین اعتماد به اسباب و علل طبیعی و اعتقاد به گره‌گشایی آنها را، از دیگر مصادیق شرک خفی دانسته‌اند.<ref>کلام اسلامی، ج۱، ص۱۶۰ و ۱۶۱؛ مجموعه آثار، ج۲، ص۱۲۴.</ref> امام صادق(ع) در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره یوسف {{یادداشت|وَمَا یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّـهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُون؛ و بیشتر آنها كه مدعی ایمان به خدا هستند، مشركند»» (سوره یوسف، آیه ۱۰۶.)}} عباراتی همچون اگر فلانی نبود من هلاک می­‌شدم و اگر فلانی نبود به فلان گرفتاری دچار می‌­شدم. را شرک در قلمرو حکومت خدا دانسته است.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۵، ص۱۴۸.</ref> پیامبر اکرم شرک را از راه رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاریک مخفی‌تر دانسته است.<ref>وسائل الشیعة، قم، ج۱۶، ص۲۵۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱، ص۳۱۳.</ref> از شرک خفی در [[اخلاق اسلامی]] بحث می‌شود.


==عوامل و ریشه­‌های شرک==
==عوامل و ریشه­‌های شرک==
برای شرک عوامل و زمینه‌هایی بیان شده است:
برای شرک عوامل و زمینه‌هایی بیان شده است:
* حس‌گرایی؛ ریشه معلومات انسان در آغاز از محسوسات گرفته شده است زیرا انسان نخستین بار که چشم می‌­گشاید عالم ماده را می­‌بیند و با جهان محسوس آشنا می‌­شود. راه یافتن انسان به جهان ماوراء حس، حتی تصور موجودی که مجرد از زمان، مکان و ماده باشد بعد از مطالعه و تجزیه و تحلیل در مسائل عقلانی و روحانی صورت خواهد گرفت.<ref>مکارم شیرازی، پبام قرآن، ج۳، ص۲۲۷.</ref>
* حس‌گرایی؛ ریشه معلومات انسان در آغاز از محسوسات گرفته شده است زیرا انسان نخستین بار که چشم می‌­گشاید عالم ماده را می­‌بیند و با جهان محسوس آشنا می‌­شود.<ref>مکارم شیرازی، پبام قرآن، ج۳، ص۲۲۷.</ref>
* جهل و نادانی؛  
* جهل و نادانی؛  
* پیروی از شک و تردید؛ «قَالوُا یا صَالِحُ قَدْ کَُنتَ فینا مَرْجُوّاً قَبْلَ هَذا أتَنْهَاناَ أنْ نَعْبُدَ مَا یعبُدُ أبَاؤُنَا وَ إِنّنَا لَفی شَکٍّ مَمَّا تَدْعُونَا إِلَیهِ مُریبٍ»؛ (هود /62) هم چنین خداوند در سوره یونس، خطاب به مشرکان می فرماید:
* پیروی از شک و تردید؛ خداوند در [[سوره یونس]]، خطاب به مشرکان می‌فرماید: «شما از آن جا که همواره از ظن و پندار پیروی می‌کنید، گرفتار شرک شده اید».{{مدرک}}
«شما از آن جا که همواره از ظن و پندار پی روی می کنید، گرفتار شرک شده اید». [33]
   
   
قرآن از محبت دنیا، هواپرستی، فراموشی خدا، غلو درباره شخصیت‌های دینی و قراردادن آنان در کنار خدا، سفاهت و حکومت‌های فاسد را نیز از عوامل گرایش به شرک ذکر کرده است.
قرآن محبت دنیا، هواپرستی، فراموشی خدا، غلو درباره شخصیت‌های دینی و قراردادن آنان در کنار خدا، سفاهت و حکومت‌های فاسد را نیز از عوامل گرایش به شرک ذکر کرده است.


== حکم فقهی و پیامدها ==
== حکم فقهی و پیامدها ==
از نظر [[دین اسلام]] شرک، [[حرام]] است و از [[گناهان کبیره]] به شمار می‌آید.<ref>سوره نساء، آیه ۴۸.</ref> همچنین فقیهان با استناد به ان المشرکین نجس<ref>سوره توبه، آیه ۲۸.</ref> حکم به [[نجاست]] کافر و  مشرک داده‌اند.
از نظر [[دین اسلام]] شرک، [[حرام]] است و از [[گناهان کبیره]] به شمار می‌آید.<ref>سوره نساء، آیه ۴۸.</ref> همچنین فقیهان با استناد به «ان المشرکین نجس»<ref>سوره توبه، آیه ۲۸.</ref> حکم به [[نجاست]] کافر و  مشرک داده‌اند.
=== پیامدها===
=== پیامدها===
بر اساس آیات قرآن شرک پیامدهایی را به دنبال دارد از جمله:
بر اساس آیات قرآن، شرک پیامدهایی را به دنبال دارد از جمله:
* محرومیت از [[بهشت]]؛ بر اساس آیه ۷۲ سوره مائده، بهشت به مشرک حرام شده است.<ref>سوره مائده، آیه ۷۲.</ref>{{یادداشت|«إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ» }}
* محرومیت از [[بهشت]]؛ بر اساس آیه ۷۲ سوره مائده، بهشت به مشرک حرام شده است.<ref>سوره مائده، آیه ۷۲.</ref>{{یادداشت|«إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ» }}
* محرومیت از غفران الهی؛ بر اساس آیات ۴۸ و ۱۱۶ سوره نساء، مشرک از آمرزش الهی محروم است و غیر از شرک دیگر گناهان قابل عفو هستند. <ref>سوره نساء، آیه۱۱۶.</ref>{{یادداشت| إِنَّ اللَّـهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا(سوره نساء، آیه ۴۸).}}.<ref>سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>
* محرومیت از غفران الهی؛ بر اساس آیات ۴۸ و ۱۱۶ سوره نساء، مشرک از آمرزش الهی محروم است و غیر از شرک دیگر گناهان قابل عفو هستند. <ref>سوره نساء، آیه۱۱۶.</ref>{{یادداشت| إِنَّ اللَّـهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا(سوره نساء، آیه ۴۸).}}.<ref>سوره نساء، آیه ۴۸.</ref>

نسخهٔ ‏۲۳ ژوئن ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۵۶

اعتقادات شیعه
خداشناسی
اثبات خداتوحیداسما و صفات خداعدل الهیقضا و قدر
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتنبوت خاصهمعجزهقرآنوحیاسلام
امامت
امامانامامت امامانبرتری اهل‌بیت(ع)عصمت امامانولایتغیبتمهدویت
معاد
مرگبرزخمعاد جسمانیبهشتجهنم
مسائل چالشی
امر بین الامرینجبر و اختیارتقیهولایت فقیهتوسلشفاعتتحریف‌ناپذیری قرآنزیارتبداءرجعت


شرک، به معنای شریک قائل شدن برای خدا، از گناهان کبیره است. شرک در برابر توحید است و عالمان مسلمان همچون توحید آن را به شرک در خالقیت، ربوبیت، عبادت، ذات و صفات خدا تقسیم کرده‌اند.

قرآن، حبط اعمال، محرومیت از آمرزش الهی و داخل شدن در بهشت و ورود به جهنم را از پیامدهای شرک به خدا ذکر کرده است.

مفهوم‌شناسی

شرک به معنای شریک قائل شدن برای خداوند در اموری که مختص به اوست. مانند وجوب وجود، الوهیت و تدبیر شئون آفریدگان.[۱]

شرک در برابر توحید(یگانگی خدا) به معنای تعدد خدایان و انکار یگانگی خداست.[۲]

مراتب

شرک همانند توحید دارای مراتب و درجاتی است. اقسام آن عبارتند از

  • شرک در ذات خدا؛ این قسم از شرک به دو معنا آمده است؛ یکی اعتقاد به اینکه ذات خدا مرکب از دو یا چند جزء است. دیگر اعتقاد به چند خدای مستقل.[۳]
  • شرک در صفات خدا؛ اعتقاد به اینکه صفات خدا با ذاتش مغایرند و صفات او وجودی مستقل از ذاتش دارند. یعنی اعتقاد به اینکه هر یک از صفات خدا چیزی است و ذات او چیزی دیگر.[۴]
  • شرک در افعال خدا؛ در مقابل توحید افعالی قرار دارد و همانند آن به شاخه‌­های مختلفی مانند شرک در خالقیت، شرک در عبادت، شرک در ربوبیت و شرک در طاعت تقسیم می‌گردد.[۵]
  • شرک در خالقیت؛ اعتقاد به وجود دو یا چند خالق مستقل به گونه‌­ای که هیچ یک از آنان تحت سیطره­ دیگری نباشد. اعتقاد به دو خالق خیر و شر از نمونه‌های آن است که بر اساس آن خداوند تنها امور نیک را می­‌آفریند و خالق شر به آفرینش موجودات بد و شر دست می‌­زند.[۶]
  • شرک در ربوبیت؛ اعتقاد به اینکه پدیده‌­های طبیعی مانند باد، باران و رویش گیاهان خدایی مستقل بوده و به ربوبیت و تدبیر استقلالی آنها باور داشتند.
  • شرک در عبادت؛ پرستش، خضوع و خشوع در مقابل کسی یا چیزی غیر از خداوند.
  • شرک در طاعت؛ به معنای پذیرفتن مرجع مستقل قانون‌گذاری و لازم الاجرا دانستن دستورات آن.

البته شرک را به نظری و عملی نیز تقسیم کرده‌اند شرکی را که مربوط به حوزه اعتقادات است مانند شرک در ذات و صفات خدا، شرک در ربوبیت و خالقیت، شرک نظری و شرک در عبادت را که بیشتر جنبه عملی دارد را شرک عملی می‌دانند.

اهمیت و جایگاه

آیات متعددی از قرآن به شرک و نهی از آن اختصاص دارد. در برخی از این آیات آمده است که مشرکان برای ادعای شرک خود دلیل و برهانی ندارد

.[۷] و برای مدعاهای بت‌­پرستانه خود به حدس و گمان و یا هوای نفس تکیه می‌‌کنند.[۸] برای نمونه «وَ ما یتَّبِعُ الَّذینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّـهِ شُرَكاءَ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یخْرُصُون؛ و آنها كه غیر خدا را همتای او می‌خوانند، از پندار بی‌اساس پیروی می‌كنند و آنها فقط دروغ می‌گویند.» [۹]

در روایات نیز به اقسام شرک توجه شده است. حضرت علی(ع) شرک را از نظر قرآن بر چهار قسم زبانی، عملی، شرک زنا و شرک ریا دانسته است.[۱۰] او برای اثبات شرک زبانی به آیه «لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَآلُواْ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ؛ آنان كه گفتند: خدا، همان مسیح بن مریم است بطور مسلّم كافر شدند.»[۱۱] و برای اثبات شرک عملی به آیات «وَمَا یؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّـهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ» [۱۲] و «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّـهِ؛ آنان دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند» [۱۳] و برای اثبات شرک زنا به آیه «وَ شارِكْهُمْ فِی الأَمْوالِ وَالأَوْلادِ؛ و در ثروت و فرزندانشان شركت جوی»[۱۴] و برای اثبات شرک ریا به آیه «فَمَن کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لایشْرِکْ بِعِبادةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ «پس هر كه به لقای پروردگارش امید دارد، باید كاری شایسته انجام دهد، و هیچ كس را در عبادت پروردگارش شریک نكند.» [۱۵] استناد کرده است.

شرک جلی و خفی

شرک از جهت پنهان و آشکار بودن، به دو قسم جلی(آشکار) و خفی(پنهان) تقسیم می‌­شود؛ شرک جلی به معنای انجام مناسک عبادی و اعمال خاصی مانند رکوع و سجود و قربانی برای معبودی غیر از خداوند است. البته همراه با این اعتقاد که آن معبود، شایسته مقام خدایی باشد. اما مراتب خفی و پنهان آن هر گونه دنیاپرستی، جاه‌پرستی، هواپرستی، ریا و... را دربرمی‌گیرد.[نیازمند منبع] همچنین اعتماد به اسباب و علل طبیعی و اعتقاد به گره‌گشایی آنها را، از دیگر مصادیق شرک خفی دانسته‌اند.[۱۶] امام صادق(ع) در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره یوسف

عباراتی همچون اگر فلانی نبود من هلاک می­‌شدم و اگر فلانی نبود به فلان گرفتاری دچار می‌­شدم. را شرک در قلمرو حکومت خدا دانسته است.[۱۷] پیامبر اکرم شرک را از راه رفتن مورچه بر سنگ صاف در شب تاریک مخفی‌تر دانسته است.[۱۸] از شرک خفی در اخلاق اسلامی بحث می‌شود.

عوامل و ریشه­‌های شرک

برای شرک عوامل و زمینه‌هایی بیان شده است:

  • حس‌گرایی؛ ریشه معلومات انسان در آغاز از محسوسات گرفته شده است زیرا انسان نخستین بار که چشم می‌­گشاید عالم ماده را می­‌بیند و با جهان محسوس آشنا می‌­شود.[۱۹]
  • جهل و نادانی؛
  • پیروی از شک و تردید؛ خداوند در سوره یونس، خطاب به مشرکان می‌فرماید: «شما از آن جا که همواره از ظن و پندار پیروی می‌کنید، گرفتار شرک شده اید».[نیازمند منبع]

قرآن محبت دنیا، هواپرستی، فراموشی خدا، غلو درباره شخصیت‌های دینی و قراردادن آنان در کنار خدا، سفاهت و حکومت‌های فاسد را نیز از عوامل گرایش به شرک ذکر کرده است.

حکم فقهی و پیامدها

از نظر دین اسلام شرک، حرام است و از گناهان کبیره به شمار می‌آید.[۲۰] همچنین فقیهان با استناد به «ان المشرکین نجس»[۲۱] حکم به نجاست کافر و مشرک داده‌اند.

پیامدها

بر اساس آیات قرآن، شرک پیامدهایی را به دنبال دارد از جمله:

  • محرومیت از بهشت؛ بر اساس آیه ۷۲ سوره مائده، بهشت به مشرک حرام شده است.[۲۲]
  • محرومیت از غفران الهی؛ بر اساس آیات ۴۸ و ۱۱۶ سوره نساء، مشرک از آمرزش الهی محروم است و غیر از شرک دیگر گناهان قابل عفو هستند. [۲۳]

.[۲۴]

  • داخل شدن به جهنم؛ بر اساس آیه ۷۲ سوره مائده جایگاه مشرک جهنم است.[۲۵]
  • حبط اعمال؛ شرک موجب می‌شود که اعمال نیک انسان نیز از بین برود.[۲۶]

اتهام وهابیان به شیعیان

وهابیان اعتقاد مسلمانان به توسل به اموات، استغاثه به پیامبران و اولیای الهی، تبرک جستن به قبور و شفاعت‌خواهی از آنان در عالم برزخ را از مصادیق شرک در عبادت می‌دانند.[نیازمند منبع] ابن تیمیه بر این باور است که توسل به دعای پیامبر(ص) و صالحان، در زمان حیات آنان شرک نیست بلکه توسل به آنان پس از مرگشان(توسل به مردگان)، شرک است.[۲۷] همچنین به باور او، هر کس کنار قبر پیامبر یا یکی از افراد صالح برود و از آنان حاجت بخواهد، مشرک است و لازم است وادار به توبه شود و اگر توبه نکرد، باید کشته شود.[۲۸] عبدالعزیز بن‌باز، مفتی وهابی هم در آثار خود، دعا و استغاثه نزد قبور، طلب شفا و پیروزی بر دشمنان را از مظاهر شرک اکبر دانسته است.[۲۹] آنان این اعمال مسلمانان را با اعمال مشرکان صدر اسلام مقایسه می‌کنند که مشرکان بت‌ها را می‌پرستیدند.[نیازمند منبع] عالمان مسلمان در پاسخ آنان گفته‌اند که اعمال مشرکان با اعتقاد به ربوبیت و مالکیت بت‌ها انجام می‌شد اما کارهای مسلمانان در مورد اولیای الهی با چنین اعتقادی همراه نیست بلکه توسل، تبرک و طلب شفاعت از آنان تعظیم شعائر الهی به شمار می‌آید.[نیازمند منبع] همچنین مسلمانانی که این اعمال را انجام می‌دهند، هرگز قصد پرستش پیامبران و اولیای الهی را ندارند و برای آنان، مقام الوهیت قائل نیستند و قصدشان تنها تکریم پیامبران و اولیای الهی، و همچنین تقرب جستن به خداوند از طریق آنان است.[۳۰]

بنا بر آیات قرآن کریم، شفاعت را در صورتی شرک و مردود است که به صورت مستقل و بدون نیاز به اذن خداوند درخواست شود؛ چرا که در این صورت شرک در ربوبیت و تدبیر الهی است.[۳۱] همچنین عالمان مسلمان در پاسخ استناد وهابیان به آیاتی از قرآن کریم که در آنها شفاعت خواستن از بت‌ها نفی شده، به تفاوت اساسی شفاعت خواستن از پیامبر با شفاعت خواستن بت‌پرستان از بت‌ها اشاره کرده و معتقدند مسلمانان برخلاف بت‌پرستان، هرگز پیامبر را اله، رب و یا زمامدار هستی نمی‌دانند.[۳۲]

پانویس

  1. معجم المقاییس فی اللغه، ج۱، ص۱۳۳؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۷.
  2. التحقیق فی کلمات قرآن الکریم، ج۱، ص۱۵۰- ۱۵۱.
  3. المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكریم، ص۱۰۳-۱۱۸.
  4. مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۸.
  5. طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۴۵۸.
  6. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۱؛ طوسی، التبیان، ج۱، ص۲۸۰.
  7. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۳، ص۲۰۹-۲۱۰
  8. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج۳، ص۲۱۱-۲۱۵؛ برای نمونه آیات ۲۳ سوره نجم، ۲۴ انبیاء .
  9. سوره یونس، آیه۶۶.
  10. مجلسی، بحارالانوار، ج۹۰، ص۶۱-۶۲
  11. سوره مائده، آیه ۱۷.
  12. سوره یوسف، آیه ۱۰۶.
  13. سوره توبه، آیه ۳۱.
  14. سوره اسراء، آیه ۶۴.
  15. سوره کهف، آیه ۱۱۰.
  16. کلام اسلامی، ج۱، ص۱۶۰ و ۱۶۱؛ مجموعه آثار، ج۲، ص۱۲۴.
  17. مجلسی، بحار الانوار، ج۵، ص۱۴۸.
  18. وسائل الشیعة، قم، ج۱۶، ص۲۵۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱، ص۳۱۳.
  19. مکارم شیرازی، پبام قرآن، ج۳، ص۲۲۷.
  20. سوره نساء، آیه ۴۸.
  21. سوره توبه، آیه ۲۸.
  22. سوره مائده، آیه ۷۲.
  23. سوره نساء، آیه۱۱۶.
  24. سوره نساء، آیه ۴۸.
  25. سوره مائده، آیه ۷۲.
  26. سوره زمر، آیه۶۵.
  27. ابن تیمیه، مجموعةالفتاوی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۵۹.
  28. ابن تیمیه، زیارة القبور والاستنجاد بالمقبور، ۱۴۱۲ق، ص۱۹.
  29. بن باز، «بعض الممارسات الشرکیة عند القبور».
  30. استادی، شیعه و پاسخ به چند پرسش، ۱۳۸۵ش، ص۸۴.
  31. استادی، شیعه و پاسخ به چند پرسش، ۱۳۸۵ش، ص۸۴-۸۵.
  32. سبحانی تبریزی، مرزهای توحید و شرک در قرآن، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۹.

منابع

  • ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الفتاوی، تحقیق شیخ عبدالرحمن بن قاسم، المدینة النبویة، مجمع الملک فهد، لطباعة المصحف الشریف، ۱۴۱۶ق.
  • علامه طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۳ش.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، ادب الحوزة، ۱۴۰۵ش.
  • سعیدی‌مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، قم؛ طه، ۱۳۸۳ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء ۱۴۰۴ق.
  • نوری، حسین، مستدرك الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.
  • شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ق.
  • سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی، بیروت، درالکتب العلمیه، ۲۰۰۶م.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، مطبوعاتی هدف، ۱۳۷۴ش.