تمسخر
تمسخر به معنای تحقیر، کوچککردن، یا آزار دادن دیگران از طریق سخنان، اعمال، یا وصفها است. تمسخر، به ویژه وقتی موجب آزار دیگران شود، حرام دانسته شده است و حتی در برخی منابع فقهی بهعنوان گناه کبیره شمرده شده است. در فرق بین مزاح و تمسخر گفته شده که مزاح زمانی است که فرد از عیب خود آگاه و راضی باشد، ولی تمسخر زمانی است که فرد دیگری را تحقیر کرده و موجب اذیت او شود.
قرآن در آیه ۱۱ سوره حجرات، مسلمانان را از تمسخر یکدیگر نهی کرده و در آیات مختلف، واژگانی چون «همز»، «لمز»، «غمز»، «تنابز» و «ضحک» را برای اشاره به این عمل تحقیرآمیز به کار برده است. همچنین در قرآن، استهزای آیات الهی به شدت مذمت شده و عواقب تلخی به دنبال دارد. افرادی که به آیات خداوند یا دین او توهین و استهزا میکنند، در معرض عذاب شدید قرار خواهند گرفت.
در آثار اخلاقی و دینی، تمسخر نه تنها بهعنوان یکی از رذائل اخلاقی بلکه بهعنوان ویژگیهای منفی در شخصیت مجرمان، منافقین، و ظالمین معرفی شده است. حدیثی از پیامبر(ص) به طور ویژه به عواقب دردناک این رفتار در قیامت اشاره میکند.
در مواردی تمسخر بهعنوان عمل مجاز در نظر گرفته میشود؛ مثلاً وقتی که خود فرد راضی به مسخره شدن باشد یا هدف از آن دفاع از حقیقت یا مبارزه با فساد باشد. پیامدهایی مانند تضعیف ایمان، عذاب الهی و ذلت در قیامت را بهدنبال دارد. برای درمان این ویژگی منفی، لازم است که فرد توجه به آیات و روایات در مذمت تمسخر داشته باشد و از این صفت رذیله دوری کند.
مفهومشناسی
تمسخر یکی از رذائل اخلاقی است که به معنای بیان گفتار، کردار یا وصفی بهصورت خندهآور است.[۱] قرآن در آیه ۱۱ سوره حجرات از تمسخر نهی کرده[۲] و در آیات مختلف به واژگانی چون «همز»،[۳] «لمز»،[۴] «غمز»،[۵] «تنابز»[۶] و «ضِحْک»[۷] برای تحقیر و کوچک شمردن دیگران اشاره کرده است. همچنین در آیه ۱۰ سوره روم، استهزاء آیات الهی و عواقب آن به شدت مذمت شده است. در برخی روایات نیز کسانی که استغفار میکنند اما همچنان بر گناهان خود اصرار دارند، بهعنوان استهزا کنندگان خدا و آیات الهی معرفی شدهاند.[۸]
جایگاه و اهمیت
تمسخر دیگران یکی از رذایل اخلاقی[۹] و از زشتترین گناهان برشمرده شده است[۱۰] به گفته ملا احمد نراقی مسخره کننده از ایمان، انسانیت و عقل بیبهره و در قیامت گرفتار انواع عذاب خواهد شد[۱۱]در آیات و روایات متعدد به مذمت تمسخر اشاره شده[۱۲] و چنین خصلتی زشتی صفت مجرمین،[۱۳] صفت منافقین،[۱۴] ظالمترین افراد[۱۵] و افراد بیخرد[۱۶] معرفی شده است. همچنین در کتابهای حدیثی و اخلاقی، بابهای جداگانهای به تمسخر اختصاص داده شده است.[۱۷] برای نمونه در کتاب بحار الانوار در باب الغمز و اللمز و السخریة و الاستهزاء، آیات و احادیثی در مذمت تمسخر نقل شده است.[۱۸] براساس آیات قرآن مسخرهکنندگان، مورد استهزاء خداوند قرار میگیرند.[۱۹]
در روایتی از امام رضا(ع) در مورد آیاتی[یادداشت ۱] که استهزا را به خداوند نسبت میدهند، سؤال شد که حضرت در پاسخ، مراد از آیات را کیفر و عذاب مسخرهکنندگان برشمردهاند.[۲۰]تمسخر در کتابهای اخلاقی نیز بهعنوان یکی از رذایل اخلاقی مورد بحث قرار گرفته است.[۲۱]
آیا تمسخر گناه کبیره است؟
برخی مسخرهکردن و خندیدن به دیگران را حرام و از گناهان کبیره دانستهاند.[۲۲] بیانکردنِ گفتار، کردار، وصف یا خلقت کسی، بهطوری که سبب خندۀ دیگران شود، به گفتار باشد یا به عمل، به ایماء یا اشاره باشد یا به کنایه در گناه کبیره بودنش شکی نیست[۲۳] این کار هرگاه موجب آزار دیگران شود، حرام است[۲۴]
حدیثی از پیامبر اکرم(ص) درباره کیفر مسخره کننده در قیامت:
رسول الله صلى الله عليه و آله : إنّ المُستَهزِئينَ يُفتَحُ لأحَدِهِم بابُ الجَنَّةِ ، فيُقالُ : هَلُمَّ : فَيَجِيءُ بِكَرْبِهِ و غَمِّهِ ، فإذا جاءَ اُغلِقَ دُونَهُ ، ثُمّ يُفتَحُ لَهُ بابٌ آخَرُ... فما يَزالُ كذلكَ حتّى أنَّ الرَّجُلَ لَيُفتَحُ لَهُ البابُ فيقالُ لَهُ: هَلُمَّ هَلُمَّ ، فما يَأتِيهِ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دَرِ بهشت به روى يكى از مسخره كنندگان باز مىگردد و به او گفته مىشود : بيا. او با غم و اندوه جلو مىرود و چون نزدیک شد ، در به رویش بسته مىشود . سپس در ديگرى به رويش گشوده مىگردد... اين كار مرتّباً تكرار مىشود تا جايى كه در به رويش باز مىگردد و گفته مىشود : بيا ، بيا ؛ اما او ديگر جلو نمىرود .
منبع: محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ج۵، ص۲۴۹
احکام فقهی
ابو حامد محمدغزالی(۴۵۰ ـ ۵۰۵ق) میان استهزا و مزاح فرق گذاشته، به این صورت که اگر مخاطب، خود به بیان عیب و نقص خود، راضی باشد، چنین رفتاری مزاح است و در غیر اینصورت، استهزا است و آن چه در استهزا حرام است تحقیر و توهین در حق کسی است که مورد استهزا واقع میشود و باعث رنجش واذیتش میگردد.[۲۵] به گفته صاحب عروة الوثقی جواب سلام کسی که از روی استهزا سلام میکند، واجب نیست[۲۶]
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَیٰ أَنْ یکونُوا خَیرًا مِنْهُمْ (ترجمه: ای اهل ایمان، هرگز نباید قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا کنند، شاید مسخرهشدهها از مسخرهکنندگان بهتر باشند.)
استهزا به دین،[۲۷] شرع و خداوند، کفر و در حکم ارتداد است، ولی چون غالب افراد از روی جهالت این کار را میکنند، باید تأدیب شوند[۲۸] کسب درآمد نیز از راه تمسخر دیگران، از کسبهای حرام دانسته شده و در برخی کتب فقهی، از آن سخن به میان آمده است.[۲۹]
موارد جواز
مسخره کردن ابتدا زشت و حرام است، اما اگر جنبه مجازات و مقابله به مثل و فایدهای عقلانی از قبیل «پیشبرد هدف و اتمام حجت» بر آن باشد، زشت و قبیح نیست[۳۰] امّا کسی که خود را در معرض تمسخر قرار دهد و از آن خوشحال شود، مسخره کردن او شوخی به حساب میآید و حرام نیست.[۳۱]
انگیزهها
برای مسخره کردن علل و انگیزههای مختلفی ذکر کردند از جمله:
آثار و پیامدها
برخی از پیامدهایی که در قرآن و روایات برای تمسخرکنندگان بیان شده، عبارتند از:
- از دنیا نمیرود تا اینکه به همان چیزی که دیگران را تحقیر و تمسخر کردن، دچار شوند[۳۵]
- افسوس خداوند از مسخره کنندگان که قابل هدایت نیستند[۳۶]
- عاقبت به شرّی استهزاء کننده آیات الهی[۳۷]
- مقابله به مثل از جانب خداوند[۳۸]
- آیات ۱۰۴ و ۱۰۶ سوره کهف؛ از بین رفتن و بیثمر شدن تمام تلاش و کوششهایشان در دنیا[۳۹]
- فراموش شدن ذکر و یاد خدا با مشغول شدن به تمسخر مؤمنین و خندیدن به آنان.[۴۰]
- آتش دوزخ جایگاهشان خواهد بود.[۴۱]
- در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است که دَرِ بهشت، بهروی مسخرهکنندگان باز میگردد و به او گفته میشود: «بیا». او با سختی به در بهشت میرسد و چون نزدیک میشود، در به رویش بسته میشود. سپس درِ دیگری به رویش باز میشود. این کار مرتّباً تکرار میشود.[۴۲]برخی گفتهاند این کار خداوند درآخرت نتیجه استهزایی است که آنها در دنیا در حق دیگران روا میداشتند تا به صورت ملموس و عینی همان کاری را که در دنیا کردهاند بیابند. [۴۳]
راهکارهای درمان
ملا احمد نراقی معتقد است که برای درمان صفت تمسخر باید مراحلی را انجام داد؛ از جمله:
- توجه به آیات و روایاتی که در مذمت تمسخر وارد شده است[۴۴]
- توجه به آثار اخروی تمسخر مانند: عذاب در آخرت و ذلت و خواری او در قیامت[۴۵]
- اگر استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد باید آنها را از خود برطرف کند تا خصلت مسخره کردن او از بین برود[۴۶]
- اگر هدف از انجام استهزا؛ به دست آوردن مال دنیاست، بداند که روزیرسان خدای متعال است و اگر دست از این عمل بردارد و تقوای الهی پیشه کند، رزق و روزیاش چند برابر میشود.[۴۷]
- ترک همنشینی با مسخرهکنندگان[۴۸]
پانویس
- ↑ خرمشاهی، دانشنامۀ قرآن و قرآنپژوهی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۱۹۶.
- ↑ سوره حجرات، آیه ۱۱.
- ↑ سوره همزه، آیه۱.
- ↑ سوره توبه، آیه ۵۸؛ سوره توبه، آیه۷۹.
- ↑ سوره مطفّفین، آیه ۳۰.
- ↑ سوره حجرات، آیه۱۱.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه ۱۱۰.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۵۵.
- ↑ نراقی، جامع السعادة، اعلمی، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ نراقی، معراج السعادة، ۱۳۸۱ش، ص۵۵۶.
- ↑ نراقی، معراج السعاده، ۱۳۸۱ش، ص۵۵۵.
- ↑ کاشف الغطاء، أنوار الفقاهة، ۱۴۲۲ق، ج۶، ص۳۳.
- ↑ سوره مطففین، آیه ۲۹.
- ↑ سوره بقره، آیات ۱۴ ـ ۱۵.
- ↑ سوره کهف، آیات ۵۶ ـ۵۷.
- ↑ سوره مائده، آیه۵۸.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۰ ـ ۳۵۶؛ محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ۱۳۸۹ش، ج۵، ص۲۴۸ ـ ۲۴۹.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۵، ص۲۹۲.
- ↑ سورۀ بقره، آیۀ ۱۵؛ سورۀ توبه، آیۀ ۷۹.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، جهان، ج۱، ص۱۲۴؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۵.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به نراقی، جامع السعاده، ناشر اعلمی بیروت، ج۲، ص۲۹۷ ـ۳۰۰.
- ↑ غزالی، إحیاء علوم الدین، دارالکتاب العربی، ج۹، ص۳۰.
- ↑ دستغیب، گناهان کبیره، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۹۲.
- ↑ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۳۶.
- ↑ غزالی، احیاء العلوم، دارالکتاب العربی، ج۹، ص۳۱.
- ↑ طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۳۰۱.
- ↑ نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۴۱، ص۶۰۰.
- ↑ شیخ عباس قمی، الغایة القصوی، المکتبة المرتضویة، ج۲، ص۳۰۵.
- ↑ کاشف الغطاء، أنوار الفقاهة، ۱۴۲۲ق، ج۶، ص۳۳.
- ↑ دائرة المعارف طهور: اعلام، ۱۳۹۵ش، ص۴۰۴۳.
- ↑ غزالی، کیمیای سعادت، ۱۳۳۳ش، ص۴۸۳؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۳۷.
- ↑ واحد تحقیقات موسسه فرهنگی هنری جام طهور، دائرة المعارف طهور: ادب و اخلاق، ۱۳۹۵ش، ص۴۰ ـ۴۳.
- ↑ سلمانی کیاسری، اخلاق عملی، ۱۳۸۵ش، ص۱۱۰ ـ ۱۱۱.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، اعلمی، ج۲، ص۲۹۷.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۰ ـ۳۵۶.
- ↑ سوره یس، آیه۳۰.
- ↑ سوره روم، آیه۱۰.
- ↑ سوره هود، آیه ۳۸.
- ↑ سوره کهف، آیه ۱۰۴؛ سوره کهف، آیه ۱۰۶.
- ↑ سوره مؤمنون، آیه۱۱۰؛ صدوق، إعتقادات الإمامیة، ۱۴۱۴ق، ص۲۶.
- ↑ سوره کهف، آیه ۱۰۶.
- ↑ هندی، کنزالعمال، ۱۴۰۱ق، ج۳، ص۶۵۰، ح۸۳۲۸.
- ↑ السفارینی، غذاء الألباب في شرح منظومة الآداب،۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۳۱.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، اعلمی، ج۲، ص۲۹۸ ـ ۲۹۹.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، اعلمی، ج۲، ص۳۰۰.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، اعلمی، ج۲، ص۲۹۸.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، اعلمی، ج۲، ص۲۹۸.
- ↑ سوره انعام، آیه ۶۸.
یادداشت
- ↑ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْآیه ۸ سوره توبه وَ عَنْ قَوْلِهِ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْآیه ۱۵ سوره بقره وَ عَنْ قَوْلِهِ وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ آیه ۵۴ سوره آلعمران وَ عَنْ قَوْلِهِ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ آیه ۱۴۱ سوره نساء
منابع
- دستغیب، عبدالحسین، گناهان کبیره، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۸ش.
- خرمشاهی، بهاءالدینی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان ناهید، ۱۳۷۷ش.
- السفارینی، محمد بن احمد،غذاء الألباب في شرح منظومة الآداب، نشر موسسه قرطبه۱۴۱۴ق، بی جا.
- سلمانی کیاسری، محمد، اخلاق عملی، قم، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۵ش.
- صدوق، محمد بن علی، إعتقادات الإمامیة، چاپ دوم، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۴ق.
- صدوق، محمدبن علی، تحقیق: لاجوردی، مهدی، عیون أخبار الرضا(ع)، تهران، جهان، [بیتا].
- شیخ عباس قمی، عباس بن محمدرضا، الغایة القصوی، تهران، المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، [بیتا].
- طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم، العروة الوثقی، بیروت، الأمیرة، ۱۳۹۷ ـ ۱۳۹۸ق.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، تحقیق: موسوی خرسان، محمدباقر، مشهد، المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- غزالی، محمد، إحیاء علوم الدین، محقق: عبدالرحیم بن حسین حافظ عراقی، لبنان، دارالکتاب العربی، [بیتا].
- غزالی، محمد بن محمد، کیمیای سعادت، مصحح: احمد آرام، [بیجا]، [بینا]، ۱۳۳۱ش.
- فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، المحجة البیضاء، چاپ چهارم، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
- کاشفالغطاء، حسن، أنوار الفقاهة، نجف، مؤسسة کاشف الغطاء العامة، ۱۴۲۲ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق: غفاری علیاکبر و آخوندی، محمد، چاپ چهارم، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق،
- محمدی ریشهری، محمد و حمیدرضا شیخی، میزان الحکمة، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۹ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، [بیجا]، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
- نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، چاپ چهارم، بیروت، اعلمی، [بیتا].
- نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، قم، هجرت، ۱۳۸۱ش.
- نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق: قوچانی، محمود، چاپ هفتم، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
- واحد تحقیقات موسسه فرهنگی هنری جام طهور، دائرة المعارف طهور: اعلام، [بیجا]، موسسه فرهنگی هنری جام طهور، ۱۳۹۵ش.
- هندی، متقی، کنزالعمال، محقق: بکری حیانی صفوة السقا، چاپ پنجم، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۱ق.
