پرش به محتوا

تجسس

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
اخلاق
آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بینآیه ایثار
احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل
فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصخشیتحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البینعیب‌پوشیبلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیتهمتبخلعاق والدینحدیث نفسعجبعیب‌جوییسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج
عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیمیرزا جواد ملکی تبریزیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبعبدالکریم حق‌شناسعزیزالله خوشوقتمحمدتقی بهجتعلی‌اکبر مشکینیحسین مظاهریمحمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءرساله لقاءالله (کتاب)مجموعه وَرّامجامع السعاداتمعراج السعادةالمراقبات

تَجَسُّس به معنای جست‌وجوگری و کسب اطلاع از امور پنهان دیگران است. در قرآن، به‌ویژه در آیه ۱۲ سوره حجرات، حرام شناخته شده است. در تفاوت بین دو واژه «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» گفته شده است که تَحَسُّس به جستجوی خبری با انگیزه مثبت و اطمینان از آن اشاره دارد، در‌حالی‌که تَجَسُّس به جستجوی مخفیانه برای کشف اسرار و عیوب دیگران با انگیزه منفی و فساد مرتبط است.

به گفته عالمان اخلاق، تجسس می‌تواند انگیزه‌های مختلفی داشته باشد: از جمله تفتیش عقاید بدون دلیل موجه که حرام است، یا به قصد هتک حرمت و آسیب به آبروی افراد، که در این صورت نیز غیرمجاز است. در برخی شرایط، مانند حفظ نظام اسلامی یا جلوگیری از فساد، تجسس با انگیزه‌های عقلایی جایز است. همچنین، تجسس در سازمان‌های اطلاعاتی و در مواردی چون گزینش کارگزاران و انتخاب همسر، مجاز دانسته شده است.

پیامدهای تجسس در روایات شامل فاش شدن اسرار فرد تجسس‌گر، ایجاد تنهایی، بدبینی، و کینه‌توزی است. درمان این رفتارها نیازمند ریشه‌کنی عواملی چون بدگمانی، حسد، و تکبر است.

مفهوم‌شناسی

نجسس به معنای جستجو[۱] و کسب اطلاع از اموری است[۲] که مردم می‌خواهند پنهان بماند.[۳] در قرآن، تجسس به معنای اطلاع از لغزش‌های مؤمنان به‌کار رفته[۴] و در آیه ۱۲ سوره حجرات حرام شناخته شده است.[۵] گفته شده که براساس قرائن آیه، حرمت تجسس مربوط به زندگی خصوصی افراد است و نباید با زندگی دیگران یا جامعه تداخل داشته باشد.[۶]

تجسس از منظر اجتماعی، به‌معنای جستجوگری و کارهای اطّلاعاتی[۷] و همچنین واکاوی در امور مردم است،[۸] اما خبرنگاری که آن هم جستجویی اجتماعی است، اشاره به شرح حوادثی دارد که آشکارا در سطح جامعه رخ می‌دهد.[۹]

تفاوت تحسس با تجسس

در تفاوت بین دو واژه «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» گفته شده است که «تَحَسُّس» به جستجوی خبری با انگیزه مثبت و برای اطمینان یافتن از آن اشاره دارد، درحالی‌که «تَجَسُّس» به جستجوی مخفیانه و غیرحسی برای کشف اسرار و عیوب دیگران با انگیزه‌های منفی و برای مفاسد اخلاقی مربوط می‌شود.[۱۰] بعضى نيز گفته‌اند: تحسّس به معنى گوش دادن مخفيانه يا استراق سمع نسبت به سخنان ديگران است درحالى‌كه تجسّس، جستجوى عملى از اسرار و عيوب ديگران مى‌باشد.[۱۱]

انواع تجسس از جهت انگیزه

براساس نظر فقیهان، تجسس به سود دشمنان حرام است و فرد ممکن است مفسد فی‌ الارض شناخته شود که تشخیص آن با حاکم شرع است.[۱۲] در تفاوت تجسس از جهت انگیزه، گفته شده است که تجسس می‌تواند به دسته‌های مختلف تقسیم شود:

  • تجسس به قصد تفتیش عقاید و بدون انگیزه عقلایی، که به‌دنبال اخذ اطلاعات از امور خصوصی دیگران بدون دلیل موجه است.[۱۳] این نوع تجسس حرام بوده[۱۴] و اسلام به شدت با آن مخالف است.[۱۵] درصورتی‌که تجسس موجب خسارت شود، فرد خطاکننده موظف به جبران خسارت است.[۱۶]
  • تجسس به قصد هتک حرمت و بردن آبرو، که هدف آن آسیب رساندن به اعتبار افراد است.
  • تجسس با انگیزه‌های ضروری مانند حفظ نظام اسلامی، جلوگیری از فساد، یا اصلاح میان مردم که در برخی شرایط جایز دانسته شده است،[۱۷] به شرطی که هدف آن مصلحت عمومی باشد.[۱۸] این نوع تجسس به ویژه زمانی که به شکل یک توطئه یا فساد گسترده درآید، مجاز است.[۱۹]
  • تجسس با انگیزه عقلایی، مانند تجسس در سازمان‌های اطلاعاتی برای حفظ امنیت یا جلوگیری از فساد، در صورت رعایت شرایط خاص، جایز است.[۲۰] همچنین، مواردی مانند گزینش کارگزاران و انتخاب همسر از استثنائات آن به شمار می‌روند.[۲۱] به‌عنوان نمونه، امام حسین(ع) هنگام خروج از مدینه به سوی مکه وصیت‌نامه‌اش را به محمد بن حنفیه تحویل داده و او را جاسوس خود در مدینه قرار داد.[۲۲]

پیامدها و درمان تجسس

براساس روایات، تجسس باعث می‌شود که خداوند اسرار فرد کاوشگر را فاش کند.[۲۳] علاوه‌بر این، تجسس به تنهایی، تنفر و بدبینی منجر می‌شود و فرد را از دوستان و روابط سالم دور می‌سازد.[۲۴] همچنین در روایات، کینه‌توزی و ایجاد سوءظن از دیگر آثار منفی تجسس بیان شده است.[۲۵]

به گفته پژوهشگران علم اخلاق، درمان تجسس به ریشه‌کنی عوامل آن مثل بدگمانی،[۲۶] حسد،[۲۷] کینه‌توزی و تکبر بستگی دارد.[۲۸] همچنین، سوءظن به اعمال دیگران می‌تواند باعث تجسس و غیبت شود.[۲۹] در معراج السعاده، داستانی از پیامبر(ص) نقل شده است که شب هنگام با همسرش صفیه در حال حرکت بود و مردی از انصار به آنها رسید. پیامبر(ص) برای جلوگیری از گمان بد، به او گفت که این زن صفیه است. پیامبر(ص) توضیح داد که شیطان ممکن است به قلب انسان‌ها وارد شود و باعث هلاکت آنها شود. نراقی از این داستان دو نکته مهم را یادآور می‌شود: اول، باید از گمان بد دوری کرد، و دوم، حتی پیامبر(ص) نیز خود را از محل تهمت دور می‌داشت.[۳۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه «تجسس»
  2. معین، لغتنامه،‌ ۱۳۸۶ش، ذیل واژه «تجسس».
  3. علامه طباطبایی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج۱۸، ص۴۸۴.
  4. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۲۰۵.
  5. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۸، ص۳۲۴ و۳۲۵.
  6. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۸۷و۱۸۸.
  7. مکارم شیرازی، استفتائات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۸۹.
  8. علامه طباطبایی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج۱۸، ص۴۸۴.
  9. مکارم شیرازی، استفتائات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۵۸۹.
  10. ابن‌اثیر، النهایه فی غریب الحدیث، ۱۳۹۹ق، ج۱، ص۲۷۲.
  11. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۳۴۸.
  12. مکارم‌شیرازی، استفتائات، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۵۰۰.
  13. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۲۶، ص۴۳۷.
  14. خامنه‌ای، اجوبةالاستفتائات، بخش تجسس و افشای‌ اسرار، مسئله ۱۳۹۰و۱۳۹۲؛ مکارم شیرازی، استفتائات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۱۴۷، سوال ۴۴۳ و ج۲، ص۳۶۴، سوال۱۰۷۷.
  15. مطهری، جهاد اسلامی و آزادی عقیده، ص۱۰۲.
  16. خامنه‌ای،اجوبة الاستفتائات، بخش تجسس و افشای‌اسرار، مسئله ۱۳۹۲.
  17. نراقی، معراج‌السعاده، ۱۳۷۷ش، ص۸.
  18. خرازی، «کاوشی در حکم فقهی تجسس»، ص۵۷.
  19. مکارم شیرازی، استفتائات، ۱۴۲۷ق، ج۳، ص۱۴۷.
  20. مکارم‌شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۳۵۵.
  21. الهامی‌نیا، فقه مدیریت، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)، ص۱۰۵؛ مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۳۵۷.
  22. شعرانی، ابوالحسن، دمع السجوم، ۱۳۷۴ق، ص۳۳.
  23. آمدی تمیمی، غررالحکم، ۱۴۱۰ق، ص۶۳۸.
  24. مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۷۸، ص۲۵۳.
  25. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۳۵۱.
  26. الهامی‌نیا، فقه مدیریت، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)،ص۱۰۴.
  27. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۳۵۸.
  28. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۳۵۱.
  29. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۳۲۳.
  30. نراقی، معراج السعاده، موسسه انتشارات هجرت، ص۲۳۴.

منابع

  • ابن‌اثیر، محمد بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي، بیروت، نشر مکتبة العلمیة، ۱۳۹۹ق.
  • الهامی‌نیا، علی‌اصغر، فقه مدیریت، تهران، موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)، چاپ اول، بی‌تا.
  • خامنه‌ای، سید علی، اجوبه الاستفتائات، تهران،‌ دار النباء، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • خرازی، سید محسن، «کاوشی در حکم فقهی تجسس»، مجله فقه اهل بیت(ع)، ش۲۶، ۱۳۸۰ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر و دیگران، لغتنامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش.
  • سید رضی، محمد بن حسین، نهج‌البلاغه، ترجمه مکارم شیرازی، ناصر، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، تصحیح فضل‌الله یزدی‌طباطبایی، بیروت، دارالمعرفه، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه وفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، نشر صدرا، ۱۳۹۰ش.
  • معین، محمد، لغتنامه، تهران، اَدِنا، چاپ چهارم، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، استفتائات، قم، مدرسه امام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.
  • نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، قم، انتشارات هجرت، چاپ پنجم، ۱۳۷۷ش.