پرش به محتوا

قسم دروغ

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

قَسَم دروغ به سوگندی گفته می‌شود که فرد برای تأکید بر درستی سخن یا وقوع یا عدم وقوع امری ادا می‌کند، درحالی‌که مفاد آن با واقعیت مطابقت ندارد.[۱] قسم در کاربردهای مختلف برای تأکید، قسم دادن دیگری به انجام کاری و تعهد یا عقد به کار می‌رود؛[۲] اما قسم دروغ به قسم تأکیدی اختصاص دارد. در این نوع قسم، فرد برای تأیید ادعایی درباره گذشته، حال یا آینده سوگند یاد می‌کند، درحالی‌که خود از خلاف واقع بودن آن آگاه است؛ مانند سوگند خوردن به حضور در مکانی که در آنجا حضور نداشته است.[۳]

قسم دروغ از گناهان کبیره شمرده شده و برای آن کفاره‌ای تعیین نشده است.[۴] برخی بر این باورند که در قسم دروغ، دو گناه جمع شده است:[۵] یکی دروغ‌گویی و دیگری سوگند ناروا به امر مقدسی مانند خداوند؛ ازاین‌رو، گناه آن معادل دو گناه کبیره دانسته شده است.

قرآن کریم برای سوگندهای دروغ پیامدهایی همچون عذاب دردناک،[۶] رسوایی و ذلت در قیامت،[۷] هلاکت،[۸] محرومیت از بهره‌های آخرت[۹] و سخن نگفتن خداوند با سوگندخواران[۱۰] بیان کرده است. در روایات، برای این عمل پیامدهایی مانند فقر و تنگدستی، عقیم شدن، قطع رحم و خالی شدن شهرها بیان شده است.[۱۱] همچنین در روایات، قسم دروغ به نام خداوند با تعابیری شدید، از جمله محرومیت از رحمت الهی[۱۲] و جنگ با خداوند، توصیف شده است.[۱۳] بااین‌حال، در روایتی از امام صادق(ع)، مواردی از قسم دروغ برای نجات جان یا مال مسلمان از دست سارق یا متجاوز، نه‌تنها گناه شمرده نشده، بلکه مستوجب ثواب دانسته شده است.[۱۴]

در قرآن، شیطان، منافقان و مشرکان از جمله کسانی معرفی شده‌اند که قسم دروغ خورده‌اند. براساس آیات ۲۱ و ۲۲ سوره اعراف، شیطان برای فریب آدم(ع) و حوا(س) به دروغ سوگند خورد و خود را خیرخواه آنان معرفی کرد.[۱۵] براساس برخی از روایات، اولین قسم دروغ توسط شیطان برای گمراه کردن آدم مطرح شده است.[۱۶] درباره منافقان گفته شده است که آنان برای اثبات ادعای ایمان،[۱۷] جلب رضایت مسلمانان،[۱۸] بازداشتن مردم از راه خدا[۱۹] و توجیه خودداری از جهاد[۲۰] به سوگند دروغ متوسل می‌شدند. درباره مشرکان نیز گزارش شده است که آنان پیش از بعثت پیامبر(ص) وعده ایمان می‌دادند، اما پس از بعثت بر کفر خود افزودند[۲۱] و حتی در قیامت منکر شرک خود شدند.[۲۲]

پانویس

  1. برای نمونه نگاه کنید به: طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۹، ص۸۷.
  2. خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۱۱۱؛ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۵۱.
  3. خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۱۱۱؛ طیب، اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۴۵۱.
  4. هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۱۳، ص۳۷۳.
  5. مطهری، آشنایی با قرآن، ۱۳۸۹ش، ج۸، ص۲۶۳.
  6. سوره آل عمران، آیه۷۷.
  7. سوره توبه، آیه ۶۲-۶۳؛ سوره مجادله، آیه ۱۴-۱۵.
  8. سوره توبه، آیه ۴۲.
  9. سوره آل عمران، آیه۷۷.
  10. سوره آل عمران، آیه۷۷.
  11. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۳۶۴ش، ص۲۲۰ و ۲۲۶-۲۲۸.
  12. ابن‌شعبه، تحف‌العقول، ۱۴۰۴ق، ص۱۴.
  13. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۳۶۴ش، ص۲۲۰ و ۲۲۶-۲۲۸.
  14. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۳۶۷.
  15. سوره اعراف، آیه ۲۲.
  16. بروجردی، منابع فقه شیعه، ۱۴۲۹ق، ج۲۴، ص۸۵۱.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۹، ص۲۷۸.
  18. سوره توبه، آیه ۶۲.
  19. سوره منافقون، آیه ۲.
  20. سوره توبه، آیه ۴۲.
  21. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۲۴۳.
  22. سوره انعام، آیه۲۲-۲۴.

منابع

  • قرآن کریم.
  • ابن‌بابویه (شیخ صدوق)، محمد‌بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
  • ابن‌بابویه (شیخ صدوق)، محمد‌بن علی، من لایحضر الفقیه، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیهم، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
  • بروجردی، آقا حسین طباطبایی، منابع فقه شیعه، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، ۱۴۲۹ق.
  • خمینی(امام)، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، قم، دارالعلم، ۱۳۷۹ش.
  • صادقی تهرانی، محمد؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامی‌، ۱۳۶۵ش.
  • طباطبایی(علامه)، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن‌، تهران‌، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش‌.
  • طیب، سید عبدالحسین؛ ‌اطیب البیان فی تفسیر القرآن،‌ تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش.
  • فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تهران، صدر، ۱۴۱۵ق.
  • مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • نوری، محمد موسی، «ویژگی‌های جریان نفاق در عصر نبوی»، نشریه معرفت، شماره ۱۰۸، آذر ۱۳۸۵ش.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر، فرهنگ قرآن،‌ قم، انتشارات بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش.