پرش به محتوا

وسوسه

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از وسوسه شیطان)

وَسوَسه به فکر و القائات درونی گفته می‌شود که انسان را به انجام کارهای بی‌خیر و اندیشه‌های باطل سوق می‌دهد. وسوسه را نوعی کلام دانسته‌اند که نه از طریق زبان بلکه از طریق القای معانی در ذهن انسان شکل می‌گیرد. وسوسه بیشتر درباره نفوذ شیطان در دل انسان‌ها به کار برده می‌شود. ابوالفتوح رازی در تفسیر روض الجنان می‌گوید: وسوسه غیر از شیطان؛ توسط انسان‌ها و حتی جنیان نیز می‌تواند درباره دیگران انجام شود. این واژه در چند جای قرآن به‌ویژه درباره داستان آدم و حوا استفاده شده است.

شیطان از طریق زیبا نشان دادن کارهای زشت، حق جلوه دادن باطل و وعده‌های دروغ، انسان‌ها را وسوسه می‌کند. همچنین بر اساس آنچه در خطبه قاصعه آمده، شیطان با ابتلای انسان به کبر، تعصب و جهل و همچنین غافل کردن او از نعمت‌های الهی، زمینه نفوذ و وسوسه را در دل انسان فراهم می‌کند. در متون دینی و به‌ویژه تفاسیر، پیامدهایی برای وسوسه از جمله انجام ندادن اعمال صالح، ترغیب بر گناه و دشمنی میان مردم برای وسوسه برشمرده شده است.

به گفته مفسران شیطان با انجام وسوسه هیچ سلطه‌ای نه بر ظاهر و نه بر باطن مردم پیدا نمی‌کند تا آنها را مجبور بر انجام گناه کند؛ بلکه کار شیطان فقط دعوت است و صرف دعوت، ایجاد سلطه و در نتیجه سلب اختیار از انسان نمی‌کند. البته به باور آنها، پذیرش مکرر دعوت شیطان باعث رام شدن انسان می‌گردد و به نوعی اسباب تسلط شیطان را فراهم می‌کند؛ ولی این به معنای تسلط شیطان نیست؛ بلکه کار دعوت‌شده است که با زودباوری، دل خود را مُلک شیطان کرده تا به هر طرفی سوق دهد.

تعریف و جایگاه

وسوسه را به معنای فکر یا احساسی دانسته‌اند که دائم انسان را به انجام کاری تحریک و تشویق می‌کند.[۱] به باور محمدمهدی نراقی، اندیشه‌هایی که به دل نفوذ می‌کند اگر انسان را به شر دعوت کند وسوسه، و اگر به سوی خیر بخواند، الهام نامیده می‌شود.[۲] وسوسه بیشتر درباره نفوذ شیطان در دل انسان‌ها به‌کار برده شده است؛ زمانی که با القای هواهای نفسانی، بنده را از قرب خدا دور می‌کند.[۳] در کتاب جامع السعادات آمده است، شیطان وسوسه را در دل انسان ایجاد می‌کند و آن‌چیزی که زمینه آن را فراهم کرده، اغواء و خذلان است.[۴] به گفته دهخدا شیطان با وسوسه، چیزی بدون نفع و خیر یا اندیشه‌های بد را در دل انسان جای می‌دهد.[۵] وسوسه همچنین کاری دانسته شده که در خفا صورت می‌گیرد و به صورت حدیث نفس انجام می‌شود.[۶] علامه طباطبائی نیز وسوسه را نوعی کلام دانسته که نه از فضای دهان و توسط زبان، بلکه به صورت غیر محسوس[۷] از طریق القای معانی به ذهن انسان منتقل می‌شود.[۸]

طبق آنچه در دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی آمده، واژه وسوسه ۵ بار در آیات قرآن به کار رفته است که دو مورد آن به وسوسه آدم و حوا توسط شیطان اشاره دارد.[۹][یادداشت ۱] به گفته شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان، شیطان یک بار به صورت پنهانی (وسوس الیه) به دل آدم نفوذ کرد و یک بار از در خیرخواهی (وسوس له) بر او وارد شد.[۱۰]

ابوالفتوح رازی نیز در تفسیر روض الجنان می‌گوید که وسوسه غیر از شیطان؛ توسط انسان‌ها و حتی جنیان نیز می‌تواند درباره دیگران انجام شود.[۱۱] چنانچه در تفسیر نمونه آمده است، بزرگان و اشراف قوم ثمود، با القای شبهه، در دل مردم وسوسه کرده و آنها را از اطراف حضرت صالح(ع) دور ساختند.[۱۲]

راه‌ها و زمینه‌های وسوسه انسان توسط شیطان

شیطان برای وسوسه انسان از زمینه‌ها و راه‌های مختلفی استفاده می‌کند. براساس گفته‌های امام علی(ع) در خطبه قاصعه، شیطان با ایجاد صفاتی مانند کبر، تعصب، جهل و غفلت از نعمت‌های الهی، زمینه وسوسه انسان را فراهم می‌کند.[۱۳] همچنین گفته شده بر اساس آیات قرآن، آرزوهای دراز، دنیاطلبی، حسادت و انحصارطلبی از دیگر عوامل زمینه‌ساز نفوذ شیطان هستند.[۱۴] سید قطب نیز معتقد است که شیطان از ضعف‌های درونی انسان استفاده کرده و او را به بدی‌ها سوق می‌دهد.[۱۵]

در مورد راه‌های وسوسه، شیطان با زیبا نشان دادن کارهای زشت[۱۶] و حق جلوه دادن باطل،[۱۷] انسان را فریب می‌دهد. به باور مکارم شیرازی وسوسه‌های شیطان در واقع تأثیرات پنهانی و ناآگاهانه بر ذهن انسان است که در قرآن از آن به ایحاء تعبیر شده است. شیاطین در دل کسانی که آمادگی پذیرش این وسوسه‌ها را دارند، نفوذ می‌کنند، اما انسان می‌تواند این وسوسه‌ها را تشخیص دهد، زیرا برخلاف الهامات الهی که به انسان نشاط می‌دهد، وسوسه‌ها با فطرت انسانی هماهنگ نبوده و موجب ناراحتی می‌شوند.[۱۸] همچنین وعده‌های دروغین مانند وعده جاودانگی به حضرت آدم(ع)، از دیگر ابزارهای شیطان برای فریب انسان است.[۱۹]

رابطه وسوسه و آزادی و اختیار انسان

در تفسیر مفاتیح الغیب اثر فخر رازی آمده است که برخی از حشویه و عوام معتقدند که شیطان انسان‌هایی را که وسوسه‌اش را می‌پذیرند، مجبور به انجام گناه می‌کند و بر آنها سلطه دارد. اما فخر رازی این دیدگاه را رد می‌کند و می‌گوید شیطان هیچ‌گاه از طریق اجبار فیزیکی یا تصرف در عقل انسان‌ها آنها را مجبور به گناه نمی‌کند. به باور او، شیطان تنها با ایجاد وسوسه و تحریک دل انسان‌ها می‌تواند نوعی تسلط معنوی پیدا کند که آنها را به گناه سوق دهد.[۲۰]

در مقابل مفسرانی چون علامه طباطبایی، محمد صادقی تهرانی و ناصر مکارم شیرازی معتقدند که شیطان هیچ‌گاه بر انسان‌ها تسلط ندارد و فقط آنها را به گناه دعوت می‌کند. پذیرش مکرر این دعوت‌ها باعث می‌شود که انسان‌ها به تدریج تحت تأثیر شیطان قرار گیرند، اما این به معنای سلب اختیار نیست.[۲۱] همچنین، علامه طباطبایی سلطه شیطان را نتیجه معامله طرفینی انسان‌ها با شیاطین می‌داند؛ انسان‌ها به دنبال منافع دنیوی از شیطان پیروی می‌کنند و شیطان نیز از فریب آنها برای منافع خود استفاده می‌کند.[۲۲]

پیامدهای وسوسه شیطان

پیامدهای وسوسه شیطان در متون دینی شامل مواردی چون ترغیب به انجام گناه، جلوگیری از انجام اعمال صالح، و ایجاد دشمنی میان مردم است. به عنوان نمونه، طبرسی در تفسیر آیه ۳۶ سوره بقره می‌نویسد که شیطان با وسوسه کردن آدم و حوا آنها را به لغزش واداشت و این لغزش سبب هبوط آنها شد. این اشاره به این نکته دارد که گناه انسان نتیجه وسوسه شیطان است و خواست خدا در آن دخالتی ندارد. بنابراین، وسوسه شیطان تأثیر قابل توجهی در ارتکاب گناه دارد.[۲۳]

یکی دیگر از پیامدهای وسوسه شیطان، بازداشتن انسان از انجام اعمال خیر و صالح است. علامه طباطبایی معتقد است که شیطان با القای ترس از فقر در دل انسان، او را از انفاق مال حلال باز می‌دارد، به این امید که با نگه داشتن مال، ثروت او افزایش یابد.[۲۴] همچنین، محمدجواد مغنیه در تفسیر الکاشف می‌گوید که شیطان با زیبا جلوه دادن اعمالی چون نوشیدن شراب و قمار، دشمنی و کینه میان مردم ایجاد می‌کند و علاوه‌بر این، انسان را از یاد خدا غافل می‌سازد.[۲۵]

راه‌های رهایی از وسوسه شیطان

چند راهکار اعتقادی و عملی برای رهایی از وسوسه شیطان در متون دینی ذکر شده است.[۲۶] به عنوان نمونه، مفسران در ذیل آیات ۲۰۰ و ۲۰۱ سوره اعراف بیان می‌کنند که هنگامی که شیطان قصد وسوسه قلب انسان را دارد، باید از خداوند درخواست کرد تا انسان را در پناه خود حفظ کند، چرا که تنها خداوند قادر است دشمنی شیطان را دفع کند.[۲۷] علامه طباطبایی نیز تأکید می‌کند که پناه بردن به خدا یادآور این حقیقت است که خداوند تنها پناهگاه واقعی است.[۲۸]

علاوه‌بر این، امام علی(ع) در خطبه قاصعه، انجام اعمال عبادی مانند نماز، روزه و زکات را از مهم‌ترین راه‌های مقابله با وسوسه‌های شیطان می‌داند.[۲۹] همچنین، محمدمهدی نراقی در کتاب جامع السعادات به این نکته اشاره می‌کند که شناخت ماهیت گناه و پیامدهای آن در دنیا و آخرت، به انسان کمک می‌کند تا از وسوسه‌ها دوری کند.[۳۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه.
  2. نراقی، جامع السعادات، بیروت، ج۱، ص۱۷۹.
  3. حسینی دشتی، معارف و معاریف، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۳۴۹-۳۵۰؛ انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه؛ معینی، «وسوسه / وسواس»، ص۲۳۰۷.
  4. نراقی، جامع السعادات، بیروت، ج۱، ص۱۷۹.
  5. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه.
  6. حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰ق، ج ۱۱، ص ۱۳؛ حسینی دشتی، معارف و معاریف، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۳۴۹-۳۵۰.
  7. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۴۴.
  8. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۱۸۱-۱۸۲.
  9. معینی، «وسوسه / وسواس»، ص۲۳۰۷.
  10. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳ و ۴، ص۶۲۶؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۱۷ش، ج۱، ص۱۱۹.
  11. ابوالفتوح رازی، تفسیر روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۲۰، ص۴۷۶-۴۷۷.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۲۳۷-۲۳۸.
  13. فتاحی و همکاران، «مراحل نفوذ شیطان و راه‌کارهای مقابله با آن برمبنای تحلیل محتوای مضمونی خطبۀ قاصعۀ امام علی(ع)»، ص۱۹-۲۳.
  14. کوشا، «وسوسه»، ص۱۱۶۲.
  15. سید قطب، فی ظلال القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۲۶۹.
  16. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۳۲۴؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۹۸.
  17. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۴۳.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷۴.
  19. شکر، «وسوسه شیطان و راهکارهای مقابله با آن در قرآن»، ص۷۳-۷۴.
  20. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۸۵.
  21. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۲، ص۴۷-۴۸؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۱۶، ص۶۰-۶۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۳۲۷.
  22. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۳۵۲.
  23. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۹۷-۱۹۹.
  24. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۹۴.
  25. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۱۲۲.
  26. فتاحی و همکاران، «مراحل نفوذ شیطان و راه‌کارهای مقابله با آن برمبنای تحلیل محتوای مضمونی خطبۀ قاصعۀ امام علی(ع)»، ص۲۶-۲۹.
  27. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۷۹۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۶۶.
  28. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۳۸۱.
  29. فتاحی و همکاران، «مراحل نفوذ شیطان و راه‌کارهای مقابله با آن برمبنای تحلیل محتوای مضمونی خطبۀ قاصعۀ امام علی(ع)»، ص۲۸.
  30. نراقی، جامع السعادات، بیروت، ج۱، ص۱۸۷.

یادداشت

  1. آیه ۲۰ سوره اعراف مربوط به آدم و حوا و آیه ۱۲۰ سوره طه مربوط به آدم و آیه ۱۶ ق و آیات ۴و ۵ سوره ناس المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، عبدالباقی، ۱۴۱۴ق، ذیل وسوس

منابع

  • ابوالفتوح رازی، جمال‌الدین حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ق.
  • انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، نشر سخن، ۱۳۸۱ش.
  • حسینی دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، قم، نشر اسماعیلیان، ۱۳۶۹ش.
  • حمیری، نشوان بن سعید‌، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم‌، تحقیق: حسین بن عبد الله عمری و دیگران، دمشق، دار الفکر، ۱۴۲۰ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، انتشارت دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
  • سید قطب، ابراهیم حسین، فی ظلال القرآن، بیروت-قاهره، دار الشروق، ۱۴۱۲ق.
  • شکر، عبدالعلی، «وسوسه شیطان و راهکارهای مقابله با آن در قرآن»، در پژوهشنامه معارف قرآنی، شماره ۱۸، ۱۳۹۳ش.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۴۰۶ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • عبدالباقی، محمدفؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، بیروت، درالمعرفه، چاپ چهارم، ۱۴۱۴ق.
  • فتاحی‌زاده، فتحیه و دیگران، «مراحل نفوذ شیطان و راهکارهای مقابله به آن بر مبنای تحلیل محتوای مضمونی خطبه قاصعه امام علی(ع)»، در دوفصلنامه پژوهش‌نامه علوی، سال ۱۲، شماره ۲، ۱۴۰۰ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار احیاء الکتب العربی، ۱۴۲۰ق.
  • کوشا، محمدعلی، «وسوسه»، در دانشنامه معاصر قرآن کریم، به کوشش سید سلمان صفوی، قم، انتشارات سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.
  • معینی، محسن، «وسوسه/وسواس»، در دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، به کوشش بهاالدین خرمشاهی، تهران، نشر دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، تهران، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، بی‌تا.