پرش به محتوا

سروش اصفهانی

از ویکی شیعه


سروش اصفهانی
سروش اصفهانی
سروش اصفهانی
اطلاعات
لقبشمس الشعراء
زمینه فعالیتشعر
ملیتایرانی
تاریخ تولد۱۲۲۸ق
محل تولدسدهٔ اصفهان (خمینی‌شهر)
محل زندگیاصفهان • گلپایگان • تبریزتهران
والدینقنبرعلی (پدر)
تاریخ درگذشت۱۲۸۵ق
محل دفنقم
مذهبشیعه
در زمان حکومتقاجاریان
پیشهشاعری
سبک نوشتاریبازگشت ادبی
کتاب‌هامثنوی رُوضَةُ الاسرار • منظومهٔ شصت‌بند
دیوان اشعاردیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی
تخلصسروش
علت شهرتمرثیه‌سرایی و منقبت‌سرایی برای اهل‌بیت(ع)


سُرُوش اصفهانی (۱۲۲۸-۱۲۸۵ق) شاعر مشهور دورهٔ قاجار و از جمله مناقب‌سرایان و مرثیه‌سرایان برجستهٔ اهل‌بیت(ع). سروش از شاعران دربار ناصرالدین شاه قاجار بود و از او لقب شمس‌‌‌الشعرایی و خانی گرفته بود.

نقل شده که مناقب فصیح سروش و مرثیه‌های سوزناک او سالیان دراز مورد توجه اهل منبر، شاعران و مداحان اهل‌بیت(ع) بوده است. او، علاوه بر سرودن قصایدی در منقبت و مرثیه اهل‌بیت(ع)، چهار منظومه هم در این زمینه سروده است: مثنوی رُوضَةُ الاسرار، منظومهٔ شصت‌بند، مثنوی اردیبهشت‌نامه و منظومهٔ شمس المناقب. سروش از جمله سرایندگان غدیریه در ادب فارسی به‌شمار رفته است.

گفته شده که سروش در اشعارش در زمینهٔ منقبت و مرثیهٔ اهل‌بیت(ع) تصویری از آنان ارائه کرده که نشان‌دهندهٔ جایگاه خاص آنان در نظام خلقت است؛ از جمله اینکه آنان، به اذن خداوند، دارای افعال و صفاتی الهی و دارای جایگاهی بین خالق و مخلوق هستند.

نقدهایی هم بر محتوای اشعار او در زمینهٔ اعتقادی شده است؛ از جمله اینکه تفسیر سروش در مرثیه‌های عاشورایی‌اش از فداشدن امام حسین(ع) برای نجات امت بینشی غیراسلامی و برگرفته از مسیحیت است.

جایگاه: مناقب‌سرا و مرثیه‌سرای اهل‌بیت(ع)

شَمْس‌ُ‌‌الشُّعَراء محمدعلی میرزا سروش اصفهانی (۱۲۲۸-۱۲۸۵ق) از جمله شاعران مشهور دورهٔ قاجار و از جمله مناقب‌سرایان و مرثیه‌سرایان برجستهٔ اهل‌بیت(ع) برشمرده شده است.[۱] او از جمله شاعران ممتاز دورهٔ بازگشت ادبی در شعر فارسی (بازگشت به سبک قدما) خوانده شده که توانایی اصلی او در سرودن قصیده به‌روش شاعران بزرگ سبک خراسانی، به‌خصوص فرخی سیستانی (درگذشت: ۴۲۹ق)، دانسته شده است.[۲]

به‌نوشتهٔ محمدجعفر مَحْجوب (درگذشت: ۱۳۷۴ش)، ادیب و پژوهشگر ایرانی، نزدیک به تمام اشعار سروش اصفهانی مدح است که بیشتر آنها در زمینهٔ مدح اهل‌بیت(ع) و در قالب منقبت و مرثیه سروده شده است.[۳] به‌نوشتهٔ جلال‌الدین همایی (درگذشت: ۱۳۵۹ش) مناقب فصیح سروش و مرثیه‌های سوزناک او دربارهٔ اهل‌بیت(ع) سالیان دراز مورد توجه اهل منبر، شاعران و مداحان اهل‌بیت(ع) بوده است.[۴] همچنین، سروش از جمله سرایندگان غدیریه در ادب فارسی به‌شمار رفته است.[۵]

به‌نوشتهٔ عبدالحسین زرین‌کوب، ادیب و تاریخ‌نگار، یکی از کسانی که باعث شد تا سروش اصفهانی به منقبت‌سرایی برای اهل‌بیت(ع) بپردازد امیرکبیر بوده است؛ امیرکبیر تلاش می‌کرد تا شاعران دربار سرودن منقبت اهل‌بیت(ع) و مرثیهٔ برای امام حسین(ع) را جایگزین مداحی اشخاص بنمایند.[۶] از سوی دیگر، به‌نوشتهٔ همایی، در دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار جوی حاکم شد برای ارائه آثار منظوم و منثور دربارهٔ واقعهٔ کربلا با اتکا بر منابع معتبر که سروش مثنوی روضة الاسرار خود را تحت تأثیر این فضا سرود.[۷]

گفته شده که سروش در اشعارش در زمینهٔ منقبت و مرثیهٔ اهل‌بیت(ع) تصویری از آنان، به‌خصوص امام علی(ع)، ارائه کرده که نشان‌دهندهٔ جایگاه خاص آنان در نظام خلقت است؛ از جمله: آنان، به اذن خداوند، دارای افعال و صفاتی الهی هستند؛ آنان دارای جایگاهی بین خالق و مخلوق هستند؛ آنان واسطهٔ فیض الهی هستند؛ ولایت آنان صراط مستقیم الهی است؛ عهد الست پذیرش ولایت آنان است.[۸]

آثار

در برخی منابع، بعضی آثار سروش اصفهانی چنین برشمرده و توصیف شده‌اند:

  • مثنوی روضة الاسرار: مرثیه‌ای دارای ۱۱۵۹ بیت در موضوع مقتل امام حسین(ع) که اولین بار به نام هزار بیت سروش، یکسال پس از مرگ شاعر، در تبریز به‌چاپ سنگی رسید.[۹]
  • منظومهٔ شصت‌بند: ترکیب‌بندی در شصت بند با موضوع مرثیهٔ عاشورا بر وزن ترکیب‌بند محتشم کاشانی که به نام ناصرالدین شاه قاجار سروده شده و با دعا در حق او به‌پایان رسیده است.[۱۰]
  • مثنوی اردیبهشت‌نامه: منظومه‌ای به‌وزن شاهنامهٔ فردوسی دربارهٔ سرگذشت پیامبر(ص) و دوازده امام(ع) که در آن خصوصاً به‌شرح غزوات پیامبر(ص) و دلاوری‌های امام علی(ع) در آنها پرداخته شده است.[۱۱] سروش نظم این مثنوی را بر اساس آثار فارسی محمدباقر مجلسی، به‌ویژه حیات القلوب، آغاز کرد، ولی موفق به‌پایان آن نشد.[۱۲] این مثنوی نخستین‌بار در جلد دوم دیوان سروش اصفهانی تصحیح محجوب به‌چاپ رسیده است.[۱۳]
  • منظومهٔ شمس المناقب: گزیده‌ای از اشعار سروش (۶۹ قصیده و ۲۱ غزل) با موضوع مناقب پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و دیگر ائمه شیعه(ع) که به‌همت یکی از شاگردان او گرد آمده و در سال ۱۳۰۱ق به‌خط نستعلیق به‌چاپ سنگی رسیده است.[۱۴]
    سروش اصفهانی در دوران پیری
  • ديوان: عمدتاً در قالب قصیده که نیمی از آنها دربارهٔ منقبت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) هستند و نیم دیگر در درجه اول مدح شاه وقت (محمد شاه و بیشتر ناصرالدین شاه) و سپس مدح شاهزادگان و رجال حکومتی و در برخی موارد روحانیان و زاهدان زمانه است.[۱۵] این دیوان نخستين‌بار توسط یکی از شاگردان سروش، دومین‌بار در سال ١٣٢٩ش و سومین‌بار در سال ۱۳۴۰ش و به‌کوشش محمدجعفر محجوب منتشر شد.[۱۶]
«
از ترکیب‌بند عاشورایی سروش اصفهانی
روزى چنان به يادْ زمين و زمان نداشت
جُورى ستاره كرد كه خود در گمان نداشت
دانى دراز بود چرا روز قتل شاه‌؟
زيرا كه قُوَّت حركتْ آسمان نداشت
گشتند ياوران همه مقتول و ياورى
كِش آورد سمند و بگيرد عنان نداشت
فرياد از آن زمان كه گرفتند گرد وى
راه برون شتافتن از آن ميان نداشت
جسمش هزار پاره و بر جسم خويشتن
دلسوز جز جراحت تير و سنان نداشت
بگرفت آفتاب و بلرزيد كوه و دشت
باريد خون تازه از اين باژگونه طشت[۱۷]
»

زندگی

سروش اصفهانی، با نام محمدعلی فرزند قنبرعلی، در سال ۱۲۲۸ق در سدهٔ اصفهان (خمینی‌شهر) به‌دنیا آمد.[۱۸] به‌نوشتهٔ همایی خانواده‌اش از مردمان فقیر بودند و به همین دلیل سروش امکان تحصیل نیافت، ولی بر اساس قریحهٔ فوق‌العاده‌اش از کودکی شعر می‌سرود.[۱۹] نقل شده که با مرگ پدرش در چهارده‌سالگی او توسط برادرانش از خانه بیرون انداخته شد.[۲۰] گفته شده که پس از این رخداد به اصفهان رفت و به‌دلیل استعدادش در شاعری مورد توجه و حمایت سید محمدباقر شفتی قرار گرفت و استعداد شاعری او شکوفا شد.[۲۱]

دیوان سروش اصفهانی

نقل شده که پس از بدخواهی نزدیکان سید شفتی مجبور به ترک اصفهان شد و مدتی در گلپایگان بود و سپس به تهران رفت و آنجا با سرودن مدحی دربارهٔ عباس‌میرزا نایب‌‌السلطنه (درگذشت: ۱۲۵۰ق) به دربار قاجار راه یافت.[۲۲] این ارتباط با دربار موجب شد تا در تبریز به دستگاه ولی‌عهد وقت، ناصرالدین میرزا، وارد شود و همراه او، با آغاز دورهٔ سلطنتش، به تهران برود.[۲۳] گفته شده که سروش از آن پس، تا پایان عمر در دربار ناصرالدین شاه در اوج عزت زیست، صله‌های فراوان دریافت کرد و لقب شمس‌‌‌الشعرایی و خانی گرفت.[۲۴] او در نهایت در سال ۱۲۸۵ق در تهران درگذشت و جنازه‌اش برای دفن به قم منتقل شد.[۲۵]

«
وصف صحنه‌ای از نبرد احد در اردیبهشت‌نامه
سپاه پیمبر گروها گروه
گریزان نهادند سر سوی کوه
علی ماند با آن خداوند پاک
دگر بودُجانه که نامش سِماک
ستاده علی پیش روی سپاه
نَهِشتی کس آید بر آهنگ شاه
همی خویشتن زد به چپّ و به راست
از او نیروی جنگجویان بِکاست
ز هر سو همی داشتی پاس او
چکان خون ز تیغِ چو الماس او[۲۶]
»

نقدها

به‌جز نقدهای ادبی که بر اشعار سروش اصفهانی وارد شده، نقدهایی هم بر محتوای اشعار او در زمینهٔ اعتقادی و اخلاقی شده است؛ از جمله:

  • همایی معتقد است که هرچند سروش در مذهب شیعهٔ امامیه راسخ بوده، از اشعارش بر می‌آید که، به‌دلیل نداشتن تحصیلات مناسب، باورهای مذهبی او از سطح تربیت دینی ابتدایی و عامیانهٔ خانوادگی فراتر نرفته است؛ به همین دلیل عقایدش نه با تردیدهای کلامی آمیخته بوده و نه از اندیشه‌های عرفانی تأثیر پذیرفته بوده است.[۲۷] در پاسخ، گفته شده که در اشعار سروش دربارهٔ اهل‌بیت(ع) معارف عمیقی وجود دارد که جز خواص اهل علم به آن دسترسی نداشته‌اند که می‌تواند حاصل حضور او در محضر سید محمدباقر شفتی و تشویق قاجاریان برای سرودن اشعار منقبت و مرثیه پر محتوا بوده باشد.[۲۸]
سروش اصفهانی

بيخ درخت طوبى در خانه على است‌
جارى به زير سايهٔ او چشمه‌ٔ بقاست‌
كردش وصىّ خويش پيمبر به روز خُم‌
ز آواز او هنوز خَمِ چرخ پر صداست‌
در دست اوست روز قيامت لواى حمد
محمودْ بختِ آنكه به زير چنين لواست‌
خواهى‌ توانگرى دو جهان حُبّ او گزين‌
حُبّ‌ على‌ به هر دو جهان طُرفه‌كيمياست‌[۲۹]

  • برخی تفسیر سروش در مرثیه‌های عاشورایی‌اش از فداشدن امام حسین(ع) برای نجات امت را بینشی غیراسلامی و برگرفته از مسیحیت برشمرده‌اند و مورد نقد قرار داده‌اند و برای نمونه به این دو بیت زبان حال امام حسین(ع) اشاره کرده‌اند:
من سیرم از حیات وگرنه کنم روان
در هر قدم به روی زمین چشمهٔ حیات
بهر شفاعت گنه دوستان خویش
کردیم سینه را هدف تیر حادثات[۳۰]
  • منتقد دیگر برخی اشعار عقیدتی سروش اصفهانی فتحعلی آخوندزاده (درگذشت: ۱۲۹۵ق)، روشنفکر و نویسندهٔ ایرانی، برشمرده شده که در رساله‌ای برخی اشعار سروش را موجب تفرقه میان شیعه و سنی و تنزل فکری و اخلاقی جامعهٔ ایرانی در مقابل ملت‌های مترقی دنیا برشمرده است.[۳۱] همایی در پاسخ این نقد نوشته که هرچند نظر کلی آخوندزاده دربارهٔ دوری‌کردن از ایجاد تفرقه میان مذاهب اسلامی سخن صحیحی است، اینکه از آن اشعار سروش چنین مطلبی برداشت شود قابل مناقشه است.[۳۲]
  • به‌نوشتهٔ محجوب، ممکن است مدایح سروش از قدرت‌مداران عصرش، به‌دلیل عدم شایستگی آنان، مورد انتقاد باشد؛ با این حال، چون در آن دوران این روش تنها راه گذران زندگی اهل ادب و پرورش و شکوفایی استعدادشان بوده، بر کسانی چون سروش در این زمینه خرده نمی‌توان گرفت.[۳۳]

پانویس

  1. امامی، سیر مرثیه‌سرایی در ایران، ۱۴۰۳ش، ص۷۰۹-۷۱۵.
  2. هدایت، مجمع الفصحاء، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۸۰؛ حمیدی، شعر در عصر قاجار، ۱۳۶۴ش، ص۲۳۱-۲۳۳؛ ذبیحی، «سروش اصفهانی»، ص۴۴۲.
  3. محجوب، «مقدمهٔ مصحح»، ص۱۵۸.
  4. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۳۸.
  5. صحتی سردرودی، غدیریه‌های فارسی، ۱۳۷۹ش، ص۲۱۷.
  6. زرین‌کوب، از گذشتهٔ ادبی ایران، ۱۳۸۳ش، ص۴۸۷.
  7. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۷.
  8. مرادی، قصاید ولایی سروش اصفهانی، ۱۴۰۰ش، ص۷-۲۴.
  9. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۷.
  10. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۸؛ ذبیحی، «سروش اصفهانی»، ص۴۴۳.
  11. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۸.
  12. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۸؛ محجوب، «مقدمهٔ مصحح»، صص۱۸۶.
  13. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۸.
  14. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱۹-۲۰؛ آیتی، تفسيری بر شعر شمس‌ المناقب شمس‌ الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۸۷ش، ص۱۲.
  15. محجوب، «مقدمهٔ مصحح»، ص۱۵۸.
  16. ذبیحی، «سروش اصفهانی»، ص۴۴۳.
  17. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۲، ص۵۷۶.
  18. هدایت، مجمع الفصحاء، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۷۹؛ همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۱-۲.
  19. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۲-۳.
  20. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۳.
  21. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۳-۷؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۸۲۸.
  22. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۸-۱۰؛ مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۸۲۹.
  23. هدایت، مجمع الفصحاء، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۸۰؛ حمیدی، شعر در عصر قاجار، ۱۳۶۴ش، ص۲۳۱.
  24. هدایت، مجمع الفصحاء، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۸۰؛ حمیدی، شعر در عصر قاجار، ۱۳۶۴ش، ص۲۳۱؛ ذبیحی، «سروش اصفهانی»، ص۴۴۲.
  25. مهدوی، اعلام اصفهان، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۸۲۹.
  26. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۲، ص۱۱۹۱-۱۱۹۲.
  27. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۳۸.
  28. مرادی، قصاید ولایی سروش اصفهانی، ۱۴۰۰ش، ص۷.
  29. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۱، ص۵۲-۵۳.
  30. سروش اصفهانی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، ۱۳۴۰ش، ج۲، ص۷۳۹.
  31. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۸۵-۸۶.
  32. همایی، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، ص۸۶-۸۷.
  33. محجوب، «مقدمهٔ مصحح»، ص۱۵۸-۱۶۱.

منابع

  • آیتی، عبدالمحمد، تفسيری بر شعر شمس‌ المناقب شمس‌ الشعراء سروش اصفهانی، تهران، انتشارات پژواک کیوان، ۱۳۸۷ش.
  • امامی، نصرالله، سیر مرثیه‌سرایی در ایران از رودکی تا بهار، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۴۰۳ش.
  • حمیدی، مهدی، شعر در عصر قاجار، تهران، انتشارات گنج کتاب، ۱۳۶۴ش.
  • ذبیحی، رحمان، «سروش اصفهانی»، در دانشنامه جهان اسلام (ج۲۳)، تهران، بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی، ۱۳۹۶ش.
  • زرین‌کوب، عبدالحسین، از گذشتهٔ ادبی ایران، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۸۳ش.
  • سروش اصفهانی، محمدعلی بن قنبرعلی، دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۰ش.
  • صحتی سردرودی، محمد، غدیریه‌های فارسی، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • محجوب، محمدجعفر، «مقدمهٔ مصحح»، در مقدمهٔ دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی (ج۱)، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۰ش.
  • مرادی، مریم، قصاید ولایی سروش اصفهانی، تهران، کتاب نیستان، ۱۴۰۰ش.
  • مهدوی، مصلح‌الدین، اعلام اصفهان، اصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۶ش.
  • هدایت، رضاقلی‌خان،‌ مجمع الفصحاء، تحقیق مظاهر مصفا، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۲ش.
  • همایی، جلال‌الدین، «ترجمهٔ حال سروش اصفهانی»، در مقدمهٔ دیوان شمس الشعراء سروش اصفهانی (ج۱)، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۰ش.