پرش به محتوا

امیرکبیر

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
امیرکبیر
شناسنامه
نام کاملمیرزا محمدتقی خان فراهانی
لقبامیرکبیر
زادروز۱۱۸۵ش. ۱۲۲۲ق.
شهر تولداراک
کشور تولدایران
تاریخ درگذشت۱۲۳۰ش. ۱۲۶۸ق.
شهر درگذشتکاشان
آرامگاهحرم امام حسین (ع)
نام همسرعزت الدوله خواهر ناصرالدین شاه
دیناسلام
مذهبشیعه
پیشهسیاستمدار
اطلاعات سیاسی
مناصبصدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار

میرزا محمد تقی‌خان فراهانی (۱۲۲۲-۱۲۶۸ق-۱۱۸۵-۱۲۳۰ش) مشهور به امیرکبیر، از صدارت‌داران برجسته دوره ناصرالدین شاه قاجار بود که اصلاحات گسترده‌ای در امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اجتماعی ایران انجام داد. او با تکیه بر حمایت از اقتصاد ملی، صنایع جدید، کشاورزی و اصلاحات قضایی، و نیز با تأسیس دارالفنون و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه، به نوسازی کشور پرداخت. سیاست‌های دینی او بر حرمت مذهب رسمی و احترام علما استوار بود، اما با نفوذ و اقتدار برخی روحانیون و خرافه‌ها مخالفت می‌کرد.

در دوران او، علی‌محمد باب در ۱۲۶۰ق ادعای مهدویت کرد و در پی شورش‌های بابیان، به دستور امیرکبیر کشته شد. در امور نظامی، ارتش نوین، مدرسه نظامی و نیروی دریایی تشکیل داد و دستگاه اطلاعاتی منظمی ایجاد کرد. اصلاحات او که موقعیت سفارتخانه‌ها و درباریان را متزلزل کرد، با توطئه مخالفان، در ۱۹ محرم ۱۲۶۷ق از صدارت عزل و به کاشان تبعید شد و در ۱۸ دی ۱۲۳۰ش در حمام فین کاشان به قتل رسید. پیکرش بعدها با تلاش همسرش عزت‌الدوله به کربلا منتقل و در حرم امام حسین(ع) دفن شد.

زندگی‌نامه

تمبر سال روز شهادت میرزا تقی خان امیر کبیر در سال ۱۳۶۴ش چاپ شده است

میرزا محمدتقی‌خان در ۱۲۲۲ق در اراک زاده شد. پدرش در خانه میرزا عیسی قائم‌مقام اول آشپزی می‌کرد و او پس از پدر، همان سمت را در دستگاه قائم‌مقام ثانی حفظ کرد. در جوانی منشی و محرم اسرار میرزا عیسی (ملقب به میرزا بزرگ) بود و پس از فوت او در خدمت پسرش به کتابت مشغول شد. تا سال ۱۲۴۴ق که قائم‌مقام او را همراه خسرو میرزا به روسیه فرستاد، به منشی‌گری اشتغال داشت و پس از بازگشت از روسیه به لقب «مستوفی نظام» ملقب گردید. وی در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به صدارت اعظمی رسید و با عزت‌الدوله، خواهر شاه، ازدواج کرد. در زمان او تحولات مهمی در کشور رخ داد؛ از جمله سنگ بنای «دارالفنون» در ۱۲۶۶ق. به دست وی گذاشته شد و در یکشنبه ۵ ربیع‌الاول ۱۲۶۸ق گشایش یافت. مخالفانش نزد شاه از او بدگویی کردند و او در نهایت برکنار، تبعید و به قتل رسید.[۱]

اقدامات و اصلاحات

اقدامات و اصلاحات امیرکبیر در چند حوزه قابل بررسی است:

سیاست‌های دینی و مذهبی

امیرکبیر فردی مقید و معتقد بود؛ ظواهر مذهب تشیع را حرمت می‌گذاشت و احترام علما را نگه می‌داشت، ولی با برخی رفتارهای دینی ایرانیان موافق نبود و به‌گفته اعتضادالسلطنه زهد خشک را استهزاء می‌کرد. بخشی از سیاست‌های او نسبت به روحانیان را ناشی از ضرورت کاستن اقتدار و نفوذ برخی روحانیون دانسته‌اند؛ به‌ویژه امام‌ان جمعه و شیخ‌الاسلام‌هایی که در افکار مردم نفوذ داشتند و مروج تفکراتی بودند که به زعم امیر خرافه و کهنه‌پرستی بود. از سوی دیگر، خانه این گروه مصون و جای تحصن بود و از این راه در سیاست مداخله می‌کردند؛ امیر چنین حق و مسئولیتی برای روحانیان نمی‌شناخت و نفوذ آن‌ها را مانع اصلاحات می‌دانست. او با توقیف و تبعید برخی روحانیان متنفذ تبریز، منع بست‌نشینی و جلوگیری از تعزیه‌خوانی این سیاست را دنبال کرد.[۲]

امیرکبیر چند مسجد و مدرسه دینی ساخت؛ از جمله مدرسه شیخ عبدالحسین در بازار تهران. او ساختمان امام‌زاده زید تهران را بنا کرد و چاپ آیات قرآنی بر کاغذهای باطله را ممنوع کرد تا به قرآن اهانت نشود. در دوره او شراب‌خواری ممنوع و مجازات‌های سختی برای قانون‌شکنان تعیین شد، زیرا اراذل و اوباش مست عربده می‌کشیدند و زنان پس از غروب از ترس آن‌ها از خانه بیرون نمی‌آمدند.[۳] اصلاحات دینی و تلاش برای حاکمیت دین و اخلاق از شاخصه‌های برجسته دوران اوست. به‌گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، جمع‌بندی این اقدامات اصلاحی نشان می‌دهد امیرکبیر شخصیتی مذهبی داشت و اقداماتش در راستای تقویت وجهه دینی جامعه و پیراستن دین از خرافه و بدعت بود.[۴]

مبارزه با فرقه‌گرایی و انحرافات دینی

علی‌محمد باب در سال ۱۲۶۰ق، اواخر سلطنت محمدشاه، ادعای مهدویت کرد و جماعتی را پیرو خود گرداند. در پی شورش‌هایی در دوران امیرکبیر، باب به دستور او کشته شد، اما بابی‌های یزد، کرمان، زنجان و مازندران با خبر قتل او به خون‌خواهی قیام کردند و حتی قصد کشتن امیرکبیر و ناصرالدین شاه را داشتند، اما امیر با سرعت همه شورش‌ها را خواباند.[۵]

یکی دیگر از کارهای امیر شکستن بست‌نشینی بود که گاه به وجهه مذهبی کشور آسیب می‌رساند. در آن زمان در ایران معمول بود عناصر شرور و آشوب‌طلب و جانی برای فرار از مجازات به سفارت‌خانه‌های خارجی یا خانه مجتهدان یا حرم حضرت عبدالعظیم و حرم حضرت معصومه(س) در قم پناهنده می‌شدند. امیرکبیر با صدور فرمانی در ۱۲۶۶ق اساس بست‌نشینی را از بین برد و به کارگزاران دولت دستور داد هر مجرمی را در هر کجا که باشد دستگیر کرده و به مجازات برسانند.[۶]

سیاست مالی

کاستن از مخارج دولت از برنامه‌های جدی امیرکبیر بود. او هیأتی از مستوفیان (مسئولان دریافت مالیات) را تحت نظر مستوفی‌الممالک آشتیانی (وزیر استیفاء) تشکیل داد. این هیأت پس از رسیدگی‌های لازم، کمبود عایدات را نسبت به هزینه‌های مستمر یک میلیون تومان تشخیص داد. امیرکبیر برای پایان دادن به بحران مالی و متوازن ساختن عایدات خزانه دستور داد به تناسب از حقوق و مقرری کارکنان دولت کاسته شود و این کار را از حقوق خود تا کوچک‌ترین مستخدمین اجرا کرد. علاوه بر آن، مستمری‌های سنگین شاهزادگان، علما، سادات و متنفذین را قطع کرد و برای شاه مقرری ماهانه‌ای حدود هزار تومان تعیین نمود.[۷]

برنامه دیگر امیرکبیر سامان دادن به عایدات بود. او مالیات عقب‌افتاده حکام ولایات و خوانین محلی را وصول کرد و زمین‌های مزروع را از نو ارزشیابی کرد؛ زیرا آخرین بار ۸۰ سال پیش از آن در زمان کریم‌خان زند اراضی را ارزشیابی کرده بودند و از آن زمان تغییر فاحشی در قیمت زمین و دیگر اموال منقول رخ داده بود.[۸]

امور نظامی و امنیتی

ارتش نوین

امیرکبیر و جمعی از رجال قاجار در کنار ناصرالدین شاه

امیرکبیر وزارت جنگ را خود برعهده گرفت، مدرسه‌ای نظامی در تهران تأسیس کرد و مربیانی از کشورهای بی‌طرف استخدام نمود.[۹] لباس نظامیان را متحدالشکل کرد، کارخانه‌های اسلحه‌سازی در اصفهان، شیراز و تهران راه‌انداخت، بنای عمارت توپخانه را در ۱۲۶۷ق آغاز کرد و سربازخانه‌ها، قراولخانه‌ها، قلعه‌های نظامی و پادگان‌های دائمی ساخت.[۱۰] نیروی دریایی در خلیج فارس نیز تشکیل شد و کشتی‌هایی از انگلیس خریداری گردید.[۱۱]

نظام اطلاعاتی

دستگاه اطلاعاتی امیرکبیر نسبتاً وسیع و منظم بود و مأموران بسیاری گزارش‌های خود را مستقیم برای او می‌فرستادند. این دستگاه در سه جهت کار می‌کرد: خبرگیری از وضع ولایات و مأموران دیوانی و لشکری برای جلوگیری از رشوه‌گیری و تعدی مالیاتی، گزارش وقایع شهری از لحاظ نظم و امنیت عمومی، و مراقبت از سفارتخانه‌های خارجی در تهران.[۱۲]

امور قضایی

اصلاحات امیرکبیر نظام دادگستری را در چند جهت پوشش داد: اصلاح محضر شرع، بنای دیوان‌خانه عدالت، رسیدگی به دادخواهی مردم علیه دولت، آیین جدید دادخواهی اقلیت‌های مذهبی[۱۳] و برانداختن رسم شکنجه.[۱۴] قضاوت میان مردم به عالمان دینی و مجتهدان بزرگ سپرده شد. امیرکبیر در اجرای احکام شرع بسیار حساس بود؛ چنان‌که وقتی شیخ عبدالرحیم بروجردی در حکم خادم امیرکبیر او را ملاحظه کرد، وی را عزل و شیخ عبدالحسین تهرانی را جانشینش کرد.[۱۵] برخی کارهای او را منطبق بر اصول شرعی و اخلاقی ندانسته و نقد کرده‌اند.[۱۶]

اخلاق مدنی

امیرکبیر با نادرستی و رشوه‌خواری مبارزه کرد و پیشکش، مداخل و سیورسات را ممنوع اعلام کرد. او هرزگی، قمه‌کشی و لوطی‌بازی را کنترل کرد، امنیت شهرها را به قراولخانه سپرد و القاب دیوانی را حذف کرد.[۱۷]

خدمات شهری

عکسی از سردر مدرسه دارالفنون

امیرکبیر آبله‌کوبی را در سراسر ایران مرسوم کرد و رساله‌ای در این باب ترجمه و چاپ نمود. برای وبا جزوه «قواعد معالجه وبا» منتشر شد و در مرزها قرنطینه گذاشته شد. تأسیس مریض‌خانه با ۴۰۰ بیمار، ارسال پزشک به ولایات، تصدیق طبابت، جمع‌آوری گدایان، رفع کم‌آبی تهران با جاری کردن رودخانه کرج، چاپارخانه، تذکره چاپی، قانون بلیط دروازه، تیمچه (سرای اتابکیه)، بازار امیر، میدان و عمارت توپخانه و سبزه‌میدان در تهران و آثاری در اصفهان از دیگر اقدامات او بود.[۱۸]

دانش و فرهنگ

  • دارالفنون: امیرکبیر با توجه به رفتار بد انگلیس با شاگردان اعزامی دوره عباس‌میرزا و محمدشاه، تأسیس مدرسه در داخل کشور را با صرفه‌تر دانست. در ۱۲۶۶ق مقدمات مدرسه‌ای را فراهم کرد که در آن علوم جدید، صنایع اروپایی و فنون نظامی مانند مدارس پُلی‌تکنیک تدریس شود و نامش را دارالفنون گذاشت. در سال اول، ۹۵ شاگرد در هفت رشته تحصیل می‌کردند: ۲۶ توپخانه، ۲۰ طب، ۲۰ پیاده‌نظام، ۵ سواره‌نظام، ۱۲ مهندسی، ۷ داروسازی و ۵ معدن‌شناسی.[۱۹]
  • روزنامه وقایع اتفاقیه: امیرکبیر برای بیداری افکار و اطلاع مردم از امور مملکتی، روزنامه وقایع اتفاقیه را تأسیس کرد. اولین شماره در جمعه ۵ ربیع‌الثانی ۱۲۶۷ق به نام روزنامچه اخبار دارالخلافه تهران منتشر شد و شماره دوم به نام وقایع اتفاقیه، که بعدها با عناوین روزنامه دولت علیه ایران، روزنامه ایران و روزنامه رسمی دولت ایران منتشر گردید.[۲۰]

سیاست‌های اقتصادی

صنعت جدید

امیرکبیر به فنون غربی و تأثیر اقتصادی آن اهمیت می‌داد و ایجاد صنایع جدید از برنامه‌های مهم او بود. نقش او در بنای صنعت ملی شامل استخراج معادن، ایجاد کارخانه‌ها، استخدام استادان فنی از انگلیس یا پروس، فرستادن صنعت‌کاران به روسیه، خرید کارخانه از فرنگ و حمایت از محصولات داخلی بود. او فرمان آزادی استخراج معادن برای اتباع ایرانی را صادر کرد و برای آموزش اصول فنی جدید، استادان معدن‌شناس از اطریش برای دارالفنون استخدام کرد.[۲۱]

کشاورزی

ایمنی اجتماعی و حفظ حقوق کشاورزان دو عامل اصلی ترقی کشاورزی بود. با برانداختن آیین کهنه سیورسات[یادداشت ۱] و حمایت از روستائیان، تولید کشاورزی افزایش یافت و کشت محصولات تازه آغاز شد. بنای سد ناصری بر کرخه، پل شوشتر، رواج کشت نیشکر، سد تازه گرگان و زراعت پنبه آمریکایی از دیگر کارهای اوست.[۲۲]

اقتصاد ملی در برابر استعمار

محور سیاست امیرکبیر حمایت از اقتصاد ملی بود؛ به نظر او صنعت داخلی باید ترقی کند، صادرات افزایش یابد و بازار کالای فرنگی محدود شود. اساس اقتصاد بازرگانی خارجی ایران بر آزادی تجارت بود، اما این وضع زاده طبیعی اقتصاد ایران نبود، بلکه شکست سیاسی نظام سرمایه‌داری انگلیس و روس آن را تحمیل کرده بود. ارقام اصلی تجارت ایران واردات و صادرات به انگلیس، روسیه و عثمانی بود، اما تعادل و هماهنگی نداشت. امیرکبیر جلوی واردات بی‌رویه را گرفت؛ مثلاً واردات ایران از انگلیس در زمان محمدشاه سالی یک میلیون لیره بود که در ۱۲۶۷ق هنگام صدارت امیرکبیر به نصف تقلیل یافت.[۲۳]

تبعید و قتل

حمام فین کاشان، محل قتل امیرکبیر

اصلاحات امیرکبیر موقعیت برخی سفارتخانه‌ها و درباریان را متزلزل کرد و آن‌ها با تهمت اینکه امیر انگیزه سلطنت دارد، خواستار عزلش شدند. همراهی مهدعلیا مادر شاه، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری با مخالفان در عزل او مؤثر بود. آنان ناصرالدین شاه را تحت تأثیر قرار دادند و با این استدلال که امیر قصد توطئه علیه شاه را دارد، وی را به عزل امیرکبیر ترغیب کردند. حکم عزل امیرکبیر در ۱۹ محرم ۱۲۶۷ق به او ابلاغ شد و چهار روز بعد، میرزا آقاخان نوری به صدارت منصوب شد.

امیرکبیر دو روز پس از عزل، در ۲۵ محرم ۱۲۶۸ق به کاشان تبعید شد و در ۱۸ دی ۱۲۳۰ش در حمام فین کاشان با بریدن رگ دستانش به قتل رسید.[۲۴] به روایت میرزا محمدجعفرخان حقایق‌نگار خورموجی در «حقایق‌الاخبار ناصری»، پیکر امیر را روز بعد ابتدا در گورستان «پشت مشهد» کاشان دفن کردند، اما چند ماه بعد با تلاش همسرش عزت‌الدوله به کربلا حمل شد و در اتاقی که به سوی صحن امام حسین(ع) باز می‌شود، دفن شد.[۲۵]

پانویس

  1. ↑ رضوی‌نژاد، چهار سیاستمدار ملی و متقی نام‌آور ایران، ۱۳۷۷ش، ص۱۹-۲۱.
  2. ↑ بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران، ۱۳۴۸ش، ص۱۷۹.
  3. ↑ هاشمی رفسنجانی، امیر کبیر، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۶.
  4. ↑ »شخصیت دینی امیرکبیر؟»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی.
  5. ↑ شیخ نوری، فراز و فرود اصلاحات در عصر امیرکبیر، ۱۳۸۶ش، ص۴۴۸.
  6. ↑ بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران، ۱۳۴۸ش، ص۱۷۹-۱۸۰.
  7. ↑ مدنی، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۲۳۲.
  8. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۴۸ش، ص۲۶۱-۲۸۹.
  9. ↑ هوشنگ‌مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران از صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، ۱۳۵۵ش، ص۲۶۵.
  10. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۴۸ش، ص۲۹۹-۲۸۰.
  11. ↑ اقبال آشتیانی، میرزا تقی‌خان امیرکبیر، ۱۳۴۰. ص۱۹۷.
  12. ↑ روشنی زعفرانلو، امیرکبیر و دارالفنون، ۱۳۵۴ش، ص۷۸-۶۹.
  13. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران. ۱۳۴۸ش، ص۳۰۰-۳۰۹.
  14. ↑ رضاقلی، جامعه‌شناسی نخبه‌کشی، ۱۳۷۷ش، ۱۱۲-۱۲۱.
  15. ↑ هاشمی رفسنجانی، امیر کبیر، ۱۳۷۳ش، ص۱۳۲.
  16. ↑ مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۵۴؛ مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۲۱، ص۳۱۱.
  17. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ص۳۲۳–۳۱۰.
  18. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ص۳۳۷–۳۲۴.
  19. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱–۳۶۲.
  20. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۴۸ش، ص۳۸۰-۳۷۲.
  21. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۴۸ش، ص۳۹۵–۳۹۱.
  22. ↑ آدمیت، امیرکبیر و ایران، ۱۳۴۸ش، ص۴۱۴.
  23. ↑ بینا، تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران، ۱۳۴۸ش، ص۱۳۴۸.
  24. ↑ رضوی‌نژاد، چهار سیاستمدار ملی و متقی نام‌آور ایران، ۱۳۷۷ش، ص۱۹-۲۱.
  25. ↑ «۲۰ دی‌ماه، سالروز قتل میرزا تقی خان امیرکبیر»، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی.

یادداشت

  1. ↑ خواربار و زاد و علوفه که از روستاهای سر راه برای عبور لشکریان یا موکب خان گرد آورند. لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه

منابع

  • رضوی‌نژاد، میرابوطالب، چهار سیاستمدار ملی و متقی نام آور ایران (امیرکبیر، میرزا کوچک خان، دهخدا، دکتر مصدق)، تهران، گوتنبرگ، ۱۳۷۷ش.
  • اقبال آشتیانی، عباس؛ میرزا تقی­ خان امیرکبیر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۰ش.
  • مدنی، سید جلال­ الدین، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۵، ج ۱.
  • هوشنگ مهدوی، عبدالرضا؛ تاریخ روابط خارجی ایران از صفویه تا پایان جنگ جهانی دوم، تهران، کتاب سیمرغ، ۱۳۵۵ش.
  • آدمیت، فریدون؛ امیرکبیر و ایران، تهران، خوارزمی، ۱۳۴۸ش.
  • روشنی زعفرانلو، قدرت­ الله؛ امیرکبیر و دارالفنون، تهران، انتشارات کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد، ۱۳۵۴.
  • شیخ نوری، محمدامیر، فراز و فرود اصلاحات در عصرامیرکبیر، سازمان انتشارات فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۶ش.
  • بینا، علی‌اکبر؛ تاریخ سیاسی و دیپلماسی ایران، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۴۸.
  • مدنی، جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۷ش.
  • مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۸۹ش.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر، امیر کبیر چاپ دوازدهم، قم جامعه مدرسین، ۱۳۷۳ش.
  • «شخصیت دینی امیرکبیر؟»، پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی.
  • «20دی‌ماه، سالروز قتل میرزا تقی خان امیرکبیر»، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی.