مقاله قابل قبول
بدون ناوبری
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع

حافظ شیرازی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
حافظ شیرازی
frameless}}
حافظیه، آرامگاه حافظ، شیراز
اطلاعات
نام کامل خواجه شمس‌الدین محمد
لقب خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و سلطان الشعرا
زمینه فعالیت شعر
تولد اختلافی: از ۷۱۳ تا ۷۲۰ق، شیراز
وفات ۷۶۹ش/۷۹۲ق
محل دفن شیراز
مذهب شافعی با گرایش و علاقه به اهل بیت (ع)
هم زمان با ایلخانیان، تیموریان
دیوان اشعار دیوان حافظ
تخلص حافظ


شمس‌الدین محمد متخلص به حافظ و ملقّب به لِسان‌الغیب از شاعران پارسی‌زبان در قرن هشتم هجری بود. او را از بزرگ‌ترین غزل‌سرای این زبان برشمرده‌اند. برخی گفته‌اند وجه تخلص و شهرت او به حافظ، آن است که او، حافظ قرآن بوده و بسیاری از ابیات او ترجمان مفاهیم قرآنی است. حافظ‌شناسان مذهب حافظ را شافعی دانسته‌اند ولی در عین حال با استناد به برخی ابیات دیوانش، بر گرایش و علاقه او به اهل بیت تاکید کرده‌اند.

زندگی‌نامه

آرامگاه حافظ در دوره قاجار

در مورد خاستگاه حافظ اتفاق نظر وجود ندارد. انصاری کازرونی (سده ۱۰ق) اصل خاندان او را از عراق عجم و اهل رودآور همدان، و خود حافظ را زاده و رشدیافته شیراز دانسته است.[۱] فخرالزمانی قزوینی، نیای حافظ را از مردم کوپای (کوهپای) اصفهان خوانده که در روزگار اتابکان فارس، به شیراز کوچ کرده است.[۲] لقب یا نام جدش را غیاث الدین و لقب یا نام پدرش را به اختلاف بهاءالدین یا کمال الدین آورده‌اند.[نیازمند منبع]

در سال تولد حافظ اختلاف است و آن را از ۷۱۳ تا ۷۲۰ق گفته‌اند.[نیازمند منبع] حافظ در زمان خود تنها به لقب شمس الدین و تخلص حافظ مشهور بوده و القاب و عناوینی همچون خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و سلطان الشعرا و نیز نسبت او یعنی شیرازی، ظاهرا پس از مرگ او اطلاق شده است.[۳]

شرایط سیاسی ایران در عصر حافظ نابسامان بود تا بدانجا که آن را عصر ملوک‌الطوایف ایران میان دو دولت ایلخانیان و تیموریان خوانده‌اند. در سال ۷۴۳ق ابواسحاق اینجو در شیراز به قدرت رسید که مردی شاعر و شعردوست بود و این امر در شعر حافظ بازتاب یافته است. حکومت او دیری نپایید و در سال ۷۵۸ق با غلبه مبارزالدین مظفری بر فارس، حافظ دوره سختی را تجربه کرد که انعکاس آن نیز در اشعار او هویداست و هر جا از «محتسب» سخن گفته، گویا منظور او همین امیر مظفری است. پس از آن، دوره حکومت شاه شجاع آغاز می‌شود که فردی شاعر و ادیب بوده و حافظ ۳۲ سال از عمر خود را در زمان او سپری کرده و اشعار بسیاری درباره او گفته است.[نیازمند منبع]

سال وفات حافظ ۷۹۲ق است. او را در کتِ شیراز یا مصلای آن شهر دفن کردند و ۶۳ سال بعد عمارتی بر آن ساخته شد.[نیازمند منبع] آرامگاه کنونی او در سال ۱۳۱۶ش ساخته شده و به نام حافظیه معروف است.[نیازمند منبع]

صبحدم از عرش می‌آمد سفیری عقل گفت قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

تحصیل

گفته شده حافظ و کسی که بعدها دیوان او را گرد آورده است، هر دو در مجلس درس «قوام‌الدین عبدالله بن نجم‌الدین محمود شیرازی» (درگذشته ۷۷۲ق) حضور می‌یافته‌اند.[نیازمند منبع] در «مقدمه جامع دیوان» درباره اشتغال حافظ به درس آمده است:

محافظت درس قرآن... و تحشیه کشاف و مفتاح و مطالعه مطالع و مصباح... از جمع غزلیاتش مانع آمدی.[۴] مراد از کشاف کتاب الکشاف عن حقیقة التنزیل اثر زمخشری است که خود حافظ نیز در اشعارش از آن یاد کرده است.

حافظ همچنین در اشعار خود به حضور در مدرسه، ۴۰ سال تحصیل علم و فضل، درس صبحگاهی و حفظ قرآن بر حسب قرائت‌های مختلف اشاره کرده است.[نیازمند منبع]

مذهب

بهاءالدین خرمشاهی، حافظ‌شناس ایرانی معاصر، او را سنی شافعی دانسته که بخاطر نداشتن تعصب یا تمایل شافعی به اهل‌بیت یا گرایش کلی آن‌زمان جامعه، دوست‌دار اهل‌بیت بوده است.[۵] قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین درباره حافظ گفته است:

حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل راز و در حقایق و معارف ممتاز بود و... ایمان او مُبرّا از عیب و ریب است.[۶]

از این عبارت او نتیجه گرفته‌اند که وی قائل به تشیع حافظ بوده است.[نیازمند منبع]

شبیری زنجانی از مراجع تقلید معاصر می‌گوید: «شیراز در دوران حافظ، مرکز اهل سنت بود و شیعه بودن حافظ در شیراز مثل سنی بودن یک شخص در قم است که بعید و غیر عادی است. بعضی افراد اشعاری از دیوان حافظ را دلیل بر تشیع وی می دانند در حالی که این ابیات در نسخه های کهن موجود نیست و به مرور زمان به دیوان او افزوده شده است.[۷]»‌

ویژگی‌های شاعری

تاثیرپذیری از قرآن

حافظ شناسان در انس داشتن حافظ با قرآن و تاثیرپذیری شعر او از آن اتفاق نظر دارند و معتقدند مهم‌ترین عامل انتخاب واژه «حافظ» به عنوان تخلص او، حفظ قرآن و انس داشتن با آن است. تاثیرپذیری شعر حافظ از قرآن از دو دیدگاه قابل بررسی است:

  • از لحاظ ساختار: ساختار غزل‌های حافظ مانند قرآن، خطی و تک مضمونی نیست، یعنی حافظ اسیر یک خط باریک معنایی نیست که ملزم باشد آن را از آغاز تا پایان غزل دنبال کند، بلکه سبک او سیری و دایره‌ای است یعنی در عین حفظ وحدت، به مضامین مختلف می‌پردازد.[۸]
  • از لحاظ معنا یا محتوا:

استفاده حافظ از معانی قرآنی سه گونه است:

۱. ترجمه: منظوم کردن ترجمه برخی آیات قرآن مانند:

  • وَلَا تَزِرُ‌ وَازِرَ‌ةٌ وِزْرَ‌ أُخْرَ‌یٰ (سوره انعام، ۱۶۴):
عیب رندان مکن‌ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند نگاه‌ دار سر رشته تا نگه دارد

۲. اقتباس: به معنای اشتمال کلام بر آیات قرآن مانند:

  • إِنِّی آنَسْتُ نَارً‌ا سَآتِیکم مِّنْهَا بِخَبَرٍ‌ أَوْ آتِیکم بِشِهَابٍ قَبَسٍ (سوره نمل، ۷)

لمع البرق من الطور و آنست به فلعلی لک آت بشهاب قبس

۳. تلمیح: به معنای اشاره به قصص قرآنی مانند:

*اشاره به داستان سرد شدن آتش بر حضرت ابراهیم(ع):

یا رب این آتش که در جان من است سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

چهارده روایت در شعر حافظ

برخی از یک بیت حافظ، نتیجه گرفته‌اند که حافظ از استادان علم قرائت قرآن بوده و چهارده روایت مختلفِ قرآن را از بر داشته است.[۹]

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

عرفان

جمعی از علمای شیعه، اشعار حافظ را عرفانی دانسته و او را ستوده‌اند. مرتضی مطهری درباره عرفان حافظ گفته است:

«دیوان حافظ یک دیوان عرفانی است و در حقیقت یک کتاب عرفان است. بعلاوه جنبه فنی شعر، به عبارت دیگر عرفان است بعلاوه هنر. در میان دواوین شعرای فارسی دیوان عرفانی زیاد است، اما دیوانی که واقعاً از یک روح عرفانی سرچشمه گرفته باشد یعنی واقعاً عرفان باشد که به صورت شعر بر زبان سراینده‌اش جاری شده باشد (نه اینکه شاعری بخواهد به سبک عرفان شعر گفته باشد)، زیاد نیست.»[۱۰]

در کتاب «روح مجرد» آمده است: مرحوم قاضی، حافظ شیرازی را هم عارفی کامل می‌دانستند و اشعار مختلف او را، شرح منازل و مراحل سلوک تفسیر می‌کردند.[۱۱]

جبرگرایی

بسیاری از اشعار حافظ رنگ و بوی جبرگرایی دارد و از این رو بسیاری از حافظ‌پژوهان او را جبری مسلک شمرده‌اند ولی برخی نیز او را معتقد به اختیار دانسته‌اند. (برای آشنایی بیشتر رجوع کنید به اینجا)

فال حافظ

تفأل به شعر حافظ ریشه‌ای دیرینه در فرهنگ ایران دارد. هر چند حافظ خود بارها به فال زدن اشاره دارد (به ناامیدی از این در مرو بزن فالی) ولی آنچه از قراین پیداست، فال گرفتن با دیوان حافظ احتمالا سال‌ها پس از درگذشت او مرسوم شده است.[نیازمند منبع] به سبب همین ویژگی است که برخی، حافظ و برخی، دیوان او را به صفاتی چون لسان الغیب و ترجمان الاسرار توصیف کرده‌اند.

شرح و ترجمه بر دیوان حافظ

بر دیوان حافظ شرح‌هایی به زبان فارسی نوشته شده است از جمله:

  1. مرج البحرین: نوشته سیف الدین ابوالحسن عبدالرحمن لاهوری در سال ۱۰۲۶ق. این شرح به کوشش خرمشاهی و دیگران با عنوان «شرح عرفانی غزل‌های حافظ» به چاپ رسیده است.
  2. لطیفه غیبی: نوشته محمد بن محمد دارابی (۱۰۵۰ق) در شرح اشعار مشکل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان که در سال ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است‌.
  3. بدر الشروح: نوشته بدرالدین اکبر آبادی در سال ۱۲۵۴ق. وی در این شرح از ۲۲ کتاب بهره برده است. این کتاب در سال ۱۳۳۳ق در هند چاپ سنگی و در سال ۱۳۶۲ در تهران افست شده است.
  4. حافظ نامه: نوشته بهاءالدین خرمشاهی که توسط انتشارات‌ علمی‌ و فرهنگی‌‬‬‫ به چاپ رسیده است. چاپ بیستم آن مربوط به سال ۱۳۹۱ است.
  5. شرح شوق: نوشته سعید حمیدیان در پنج‌ جلد که بیش از چهارهزار صفحه دارد و توسط نشر قطره در سال ۱۳۹۱ منتشر شده‌است.

همچنین دیوان حافظ به چندین زبان از جمله انگلیسی، عربی، فرانسوی، روسی، اردو، پنجابی، سندی، هندی، پشتو و بلوچی ترجمه شده است.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. انصاری کازرونی، مرقوم پنجم کتاب سلم السموات، ۱۳۴۰ش، ص۱۴.
  2. فخرالزمانی، تذکره میخانه، ۱۳۶۷ش، ص۸۵.
  3. خواندمیر، حبیب السیر، ۳(۲)، ص۲۸۸؛ معین، حافظ شیرین سخن، ج۱، ص۹۷.
  4. گلندام، محمد، مقدمه جامع دیوان حافظ، ص۴۷ و ۴۸
  5. خرمشاهی، حافظ نامه، قسمت «حافظ و اشعریگری»؛ حافظ، بهاء الدین خرمشاهی، ص۱۶۱.
  6. سید نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، تهران، ج۲، ص۱۱۹.
  7. شبیری زنجانی، جرعه ای از دریا، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۳۰۰.
  8. خرمشاهی، ذهن و زبان حافظ، ص۲۴
  9. سعیدی، «قرائت قرآن در چهارده روایت و تضمین حافظ»، ص۱۷۲، ۱۷۳.
  10. عرفان حافظ، پایگاه جامع شهید مطهری.
  11. محمد حسین حسینی طهرانی، روح مجرد، ص۳۴۳.

منابع

  • انصاری کازرونی، ابوالقاسم، مرقوم ئنجم کتاب سلم السموات، به کوشش یحیی قریب، تهران، ۱۳۴۰ش.
  • حسینی طهرانی، محمد حسین، روح مجرد (یاد نامه مرحوم حاج سیذ هاشم موسوی حداد)، انتشارات علامه طباطبایی.
  • خرمشاهی، بهاء الدین، ذهن و زبان حافظ، تهران، ۱۳۶۲ش.
  • خرمشاهی،حافظ، طرح نو، ۱۳۷۸ش.
  • خرمشاهی،حافظ نامه، علمی و فرهنگی، چاپ یازدهم، ۱۳۷۹ش.
  • خواندمیر، غیاث الدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران، ۱۳۵۳ش.
  • شوشتری، سید نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، نشر اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۵ق.
  • سعیدی، علی، «قرائت قرآن در چهارده روایت و تضمین حافظ»، علوم اسلامی، ش۱۲، ۱۳۸۷.
  • فخرالزمانی، عبدالنبی، تذکره میخانه، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، ۱۳۶۷ش.
  • معین، محمد، حافظ شیرین سخن، به کوشش مهدخت معین، تهران، ۱۳۶۹ش.

پیوند به بیرون