پرش به محتوا

عدل الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Salehi (بحث | مشارکت‌ها)
Rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[مهر]]|روز=[[۵]]|سال=[[۱۳۹۹]]|کاربر=Rezapour  }}
{{اعتقادات شیعه}}
{{اعتقادات شیعه}}
'''عدل الهی''' به عمل [[خداوند]] براساس [[حسن و قبح عقلی]] و عدم انجام هرگونه قبیحی از سوی او اشاره دارد. قبیح را هر چیزی که [[عقل]] از آن تنفر داشته باشد مانند [[دروغ]]، [[ظلم]] و... دانسته‌اند. بر اساس عدل الهی تمام کارهای خداوند چه در امور تكوینى مانند [[خلقت]] و چه از امور تشریعى مانند فرستادن پیامبران، چه در دنیا، و چه در آخرت همه از روى حكمت و مصلحت است.
'''عدل الهی''' به عمل [[خداوند]] براساس [[حسن و قبح عقلی]] و عدم انجام هرگونه قبیحی از سوی او اشاره دارد. قبیح را هر چیزی که [[عقل]] از آن تنفر داشته باشد مانند [[دروغ]]، [[ظلم]] و... دانسته‌اند. بر اساس عدل الهی تمام کارهای خداوند چه در امور تكوینى مانند [[خلقت]] و چه از امور تشریعى مانند فرستادن پیامبران، چه در دنیا، و چه در آخرت همه از روى حكمت و مصلحت است.
خط ۷: خط ۶:
[[امامیه]] و [[معتزله]] عدل الهی را از اصول پنجگانه دین به حساب آورده‌اند. به همین جهت به آن‌ها «عدلیه» نیز گفته می‌شود. در مقابل، [[اشاعره]] معتقدند هرآنچه از خداوند صادر شود، نیکو است حتی اگر [[ظلم]] باشد. آنان به جهت اعتقاد به حسن و قبح شرعی معتقدند عمل خداوند ملاک عدل است.
[[امامیه]] و [[معتزله]] عدل الهی را از اصول پنجگانه دین به حساب آورده‌اند. به همین جهت به آن‌ها «عدلیه» نیز گفته می‌شود. در مقابل، [[اشاعره]] معتقدند هرآنچه از خداوند صادر شود، نیکو است حتی اگر [[ظلم]] باشد. آنان به جهت اعتقاد به حسن و قبح شرعی معتقدند عمل خداوند ملاک عدل است.


شیخ طوسی با این استدلال که انجام فعل قبیح، نقص در خداوند است و بنابر براهین عقلی، نقص در خداوند جای ندارد، بنابراین خداوند نمی‌تواند فعل قبیح را انجام دهد، به اثبات عدل الهی می‌پردازد. او همچنین  معتقد است انجام فعل قبیح یا از روی جهل است و یا از روی احتیاج که این دو در مورد خداوند منتفی است. [[آیات قرآن]] و [[روایات]] نیز بر این مطلب دلالت دارند.
شیخ طوسی با این استدلال که انجام فعل قبیح، نقص در خداوند است و بنابر براهین عقلی، نقص در خداوند جای ندارد، به اثبات عدل الهی پرداخته است. او همچنین  معتقد است انجام فعل قبیح یا از روی جهل است و یا از روی احتیاج که این دو در مورد خداوند منتفی است. [[آیات قرآن]] و [[روایات]] نیز بر وجود صفت عدل در خدواند دلالت دارند.


== تعریف ==
== تعریف ==
عدل را در یک معنای عام «قرار دادن اشیاء در مواضع خود»<ref>مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.</ref> و «حق هر شخصی را به او دادن»<ref>خرازی، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.</ref> و «مراعات حقوق دیگران» <ref>مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۷۰.</ref> معنا کرده‌اند. عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.<ref>سید مرتضی، انقاذ البشر من الجبر و القدر، ۱۹۳۵م، ص۳۹.</ref>
عدل را در یک معنای عام «قرار دادن اشیاء در مواضع خود»،<ref>مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.</ref> «حق هر شخصی را به او دادن»<ref>خرازی، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.</ref> و «مراعات حقوق دیگران» <ref>مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۷۰.</ref> معنا کرده‌اند. عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.<ref>سید مرتضی، انقاذ البشر من الجبر و القدر، ۱۹۳۵م، ص۳۹.</ref>
[[امام علی(ع)‌]] عدل را چنین تفسیر کرده که به [[خداوند]] اتهام نزنیم.<ref>سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ص۵۵۸، حکمت ۴۷۰.</ref> [[ابن‌ابی‌الحدید]] شارح [[نهج‌البلاغه]] معنای کلام امام علی(ع) را در این دانسته که به [[جبر]] اعتقاد پیدا نکنیم و معتقد شویم خدواند ما را بر عمل قبیح مجبور کرده و به جهت عمل بر آن ما را مواخذه می‌کند. به خداوند اتهام نزنیم که [[تکلیف ما لایطاق]] کند و ....<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۲۸.</ref> [[امام صادق(ع)]] نیز عدل خداوند را چنین توضیح می‌دهد كه چیزهایى را كه خداوند در مورد آن تو را سرزنش كرده است، به او نسبت ندهى.<ref>شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.</ref>
[[امام علی(ع)‌]] عدل را چنین تفسیر کرده که به [[خداوند]] اتهام نزنیم.<ref>سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ص۵۵۸، حکمت ۴۷۰.</ref> [[ابن‌ابی‌الحدید]] شارح [[نهج‌البلاغه]] معنای کلام امام علی(ع) را در این دانسته که به [[جبر]] اعتقاد پیدا نکنیم تا معتقد شویم خدواند ما را بر عمل قبیح مجبور کرده و به جهت عمل بر آن ما را مواخذه می‌کند. به خداوند اتهام نزنیم که [[تکلیف ما لایطاق]] کند و ....<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۲۸.</ref> [[امام صادق(ع)]] نیز عدل خداوند را چنین توضیح می‌دهد كه چیزهایى را كه خداوند در مورد آن تو را سرزنش كرده است، به او نسبت ندهى.<ref>شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.</ref>


[[علم کلام|متکلمان]] بسیاری از جمله [[شیخ طوسی]] (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه<ref name=":3">شیخ طوسی، الرسائل العشر، ۱۴۱۴ق، ص۹۶.</ref>، [[قاضی عبدالجبار]] (وفات ۴۱۵ق) از عالمان بزرگ [[معتزله]]،<ref name=":4">قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۸۲.</ref> [[قطب‌الدین سبزوارى]]‏ عالم شیعی [[قرن ششم هجری قمری|قرن ششم]]<ref name=":5">سبزوارى‏، الخلاصة فی علم الكلام، ۱۳۷۳ش، ص۳۵۴.</ref> [[سید حیدر آملی]] عالم شیعی [[قرن هشتم هجری قمری|قرن هشتم]]<ref name=":6">آملی، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۲۱۹.</ref> و دیگران<ref>جمعى از نویسندگان‏، شرح المصطلحات الكلامیة، ۱۴۱۵ق، ص۲۱۰.</ref> عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند:
[[علم کلام|متکلمان]] بسیاری از جمله [[شیخ طوسی]] (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه<ref name=":3">شیخ طوسی، الرسائل العشر، ۱۴۱۴ق، ص۹۶.</ref>، [[قاضی عبدالجبار]] (وفات ۴۱۵ق) از عالمان بزرگ [[معتزله]]،<ref name=":4">قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۸۲.</ref> [[قطب‌الدین سبزوارى]]‏ عالم شیعی [[قرن ششم هجری قمری|قرن ششم]]<ref name=":5">سبزوارى‏، الخلاصة فی علم الكلام، ۱۳۷۳ش، ص۳۵۴.</ref> [[سید حیدر آملی]] عالم شیعی [[قرن هشتم هجری قمری|قرن هشتم]]<ref name=":6">آملی، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۲۱۹.</ref> و دیگران<ref>جمعى از نویسندگان‏، شرح المصطلحات الكلامیة، ۱۴۱۵ق، ص۲۱۰.</ref> عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند:
خط ۲۳: خط ۲۲:
== جایگاه و اهمیت ==
== جایگاه و اهمیت ==
عدل را از صفات فعل<ref>خرازی، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.</ref>  ثبوتی‏<ref name=":1">حمود، الفوائد البهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۵۳.</ref>{{یادداشت|صفات خداوند به صفات ثبوتیه و سلبیه تقسیم مى‏شود؛ مقصود از ثبوتیه، صفاتى است كه از كمال حكایت دارد، مثل اینكه خداوند، عالم و قادر است. و مقصود از صفات سلبیه، منزّه دانستن ذات خدا از صفاتى است كه از نیاز و نقص و فقر حكایت مى‏كند<ref>سبحانی، سیماى عقائد شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۶۵.</ref>}}كمالی و جمالی.<ref name=":2">سبحانی،  
عدل را از صفات فعل<ref>خرازی، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.</ref>  ثبوتی‏<ref name=":1">حمود، الفوائد البهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۵۳.</ref>{{یادداشت|صفات خداوند به صفات ثبوتیه و سلبیه تقسیم مى‏شود؛ مقصود از ثبوتیه، صفاتى است كه از كمال حكایت دارد، مثل اینكه خداوند، عالم و قادر است. و مقصود از صفات سلبیه، منزّه دانستن ذات خدا از صفاتى است كه از نیاز و نقص و فقر حكایت مى‏كند<ref>سبحانی، سیماى عقائد شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۶۵.</ref>}}كمالی و جمالی.<ref name=":2">سبحانی،  
العقیدة الإسلامیة، ۱۳۸۶ش، ص۹۳</ref>{{یادداشت|صفات جمالیه و یا كمالیه خداوند یعنى صفاتى كه وجود آنها در یک موجود نشانه كمال آن موجود و نبود آنها مایه نقص آن موجود است مانند علم- قدرت- حیات- اراده<ref>محمدی، شرح كشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۷۳.</ref>}}دانسته‌اند.
العقیدة الإسلامیة، ۱۳۸۶ش، ص۹۳</ref>{{یادداشت|صفات جمالیه و یا كمالیه خداوند یعنى صفاتى كه وجود آنها در یک موجود نشانه كمال آن موجود و نبود آنها مایه نقص آن موجود است مانند علم- قدرت- حیات- اراده.<ref>محمدی، شرح كشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۷۳.</ref>}}دانسته‌اند.


[[امام صادق(ع)]] عدل را در کنار [[توحید]]، اساس دین معرفی می‌کند.<ref>شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.</ref> برخی نیز با تعبیر ركن مهم [[اسلام]] از آن یاد کرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.</ref> [[شیعه|شیعیان]] به سبب اهمیت بحث عدل، آن‌را را از [[اصول‏ دین]]‏ بر شمرده‏‌اند.<ref>ری‌شهرى‏، دانشنامه عقاید اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۳۲۷.</ref>
[[امام صادق(ع)]] عدل را در کنار [[توحید]]، اساس دین معرفی می‌کند.<ref>شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.</ref> برخی نیز با تعبیر ركن مهم [[اسلام]] از آن یاد کرده‌اند.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.</ref> [[شیعه|شیعیان]] به سبب اهمیت بحث عدل، آن‌را را از [[اصول‏ دین]]‏ بر شمرده‏‌اند.<ref>ری‌شهرى‏، دانشنامه عقاید اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۳۲۷.</ref>

نسخهٔ ‏۳ اکتبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۱۴

اعتقادات شیعه
خداشناسی
اثبات خداتوحیداسما و صفات خداعدل الهیقضا و قدر
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتنبوت خاصهمعجزهقرآنوحیاسلام
امامت
امامانامامت امامانبرتری اهل‌بیت(ع)عصمت امامانولایتغیبتمهدویت
معاد
مرگبرزخمعاد جسمانیبهشتجهنم
مسائل چالشی
امر بین الامرینجبر و اختیارتقیهولایت فقیهتوسلشفاعتتحریف‌ناپذیری قرآنزیارتبداءرجعت


عدل الهی به عمل خداوند براساس حسن و قبح عقلی و عدم انجام هرگونه قبیحی از سوی او اشاره دارد. قبیح را هر چیزی که عقل از آن تنفر داشته باشد مانند دروغ، ظلم و... دانسته‌اند. بر اساس عدل الهی تمام کارهای خداوند چه در امور تكوینى مانند خلقت و چه از امور تشریعى مانند فرستادن پیامبران، چه در دنیا، و چه در آخرت همه از روى حكمت و مصلحت است.

امام صادق(ع) عدل الهی را در کنار توحید، اساس دین معرفی کرده است. برخی از اصول دین مانند نبوت، امامت و معاد، همچنین مباحثی مانند بهشت، جهنم و حسابرسی اعمال در قیامت نیز متوقف بر عدل الهی هستند.

امامیه و معتزله عدل الهی را از اصول پنجگانه دین به حساب آورده‌اند. به همین جهت به آن‌ها «عدلیه» نیز گفته می‌شود. در مقابل، اشاعره معتقدند هرآنچه از خداوند صادر شود، نیکو است حتی اگر ظلم باشد. آنان به جهت اعتقاد به حسن و قبح شرعی معتقدند عمل خداوند ملاک عدل است.

شیخ طوسی با این استدلال که انجام فعل قبیح، نقص در خداوند است و بنابر براهین عقلی، نقص در خداوند جای ندارد، به اثبات عدل الهی پرداخته است. او همچنین معتقد است انجام فعل قبیح یا از روی جهل است و یا از روی احتیاج که این دو در مورد خداوند منتفی است. آیات قرآن و روایات نیز بر وجود صفت عدل در خدواند دلالت دارند.

تعریف

عدل را در یک معنای عام «قرار دادن اشیاء در مواضع خود»،[۱] «حق هر شخصی را به او دادن»[۲] و «مراعات حقوق دیگران» [۳] معنا کرده‌اند. عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.[۴] امام علی(ع)‌ عدل را چنین تفسیر کرده که به خداوند اتهام نزنیم.[۵] ابن‌ابی‌الحدید شارح نهج‌البلاغه معنای کلام امام علی(ع) را در این دانسته که به جبر اعتقاد پیدا نکنیم تا معتقد شویم خدواند ما را بر عمل قبیح مجبور کرده و به جهت عمل بر آن ما را مواخذه می‌کند. به خداوند اتهام نزنیم که تکلیف ما لایطاق کند و ....[۶] امام صادق(ع) نیز عدل خداوند را چنین توضیح می‌دهد كه چیزهایى را كه خداوند در مورد آن تو را سرزنش كرده است، به او نسبت ندهى.[۷]

متکلمان بسیاری از جمله شیخ طوسی (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه[۸]، قاضی عبدالجبار (وفات ۴۱۵ق) از عالمان بزرگ معتزله،[۹] قطب‌الدین سبزوارى‏ عالم شیعی قرن ششم[۱۰] سید حیدر آملی عالم شیعی قرن هشتم[۱۱] و دیگران[۱۲] عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند:

  • خداوند هیچ عمل قبیحی را انجام نمی‌دهد. مقصود از قبیح را هر چیزی که انجام دهنده آن مستحق ذم و نکوهش است[۱۳] و عقل از آن تنفر داشته باشد مانند دروغ، ظلم، سرقت و مانند این‌ها دانسته‌اند.[۱۱]
  • خداوند در هیچ واجبی اخلال ایجاد نمی‌کند. یعنی عملی که بر آن وعده داده و لازم است را انجام می‌دهد.[۱۴] برای مثال لطف خداوند که براساس قاعده لطف بر او لازم و واجب است را ترک نمی‌کند.[۱۵]

عبدالله شبر از عالمان و متکلمان معاصر شیعه، علاوه بر این دو مورد، تعابیر دیگری را نیز آورده است: خداوند ظلم نمی‌کند، به اطاعت کنندگان ثواب می‌دهد و می‌تواند گناه‌کاران را مواخذه کند و ... .[۱۶] شهید مطهری در تقریر معنای عدل الهی معتقد است که خداوند فیض، رحمت و همچنین بلا و نعمت خود را بر اساس استحقاق‌های ذاتی می‌دهد و در نظام آفرینش از نظر فیض و رحمت، بلا و نعمت، پاداش و کیفر الهی نظم خاصی برقرار است.[۱۷] برخی نیز معتقدند عدل الهی یعنی همه افعال خداوند چه از امور تكوینى مانند خلقت، چه از امور تشریعى مانند فرستادن پیامبران، چه در دنیا، و چه در سراى آخرت و ... همه از روى حكمت و مصلحت است.[۱۸]

جایگاه و اهمیت

عدل را از صفات فعل[۱۹] ثبوتی‏[۲۰]

كمالی و جمالی.[۲۲]

دانسته‌اند.

امام صادق(ع) عدل را در کنار توحید، اساس دین معرفی می‌کند.[۲۴] برخی نیز با تعبیر ركن مهم اسلام از آن یاد کرده‌اند.[۲۵] شیعیان به سبب اهمیت بحث عدل، آن‌را را از اصول‏ دین‏ بر شمرده‏‌اند.[۲۶]

محقق لاهیجی معتقد است عدل نشان‌دهنده كمال خداوند در افعال است.[۲۷] عدل را کامل کننده توحید دانسته‌اند که برخی از اصول دین مانند نبوت، امامت و معاد متوقف بر آن است.[۲۸] علاوه بر این‌ها مباحث مهمی مانند بهشت، جهنم و حسابرسی اعمال در قیامت نیز متوقف بر عدل الهی هستند.[۲۹]

همچنین مسائلى مانند جبر و اختیار، قضا و قدر، شرور، سعادت و شقاوت[۳۰] اختیار و اراده انسان را نیز دارای ارتباطی نزدیک با عدل خداوند دانسته‌اند.[۳۱]

البته برخی معتقدند بحث عدل الهی فرع بر بحث حسن و قبح عقلی بوده و پس از پذیرفتن عقلی بودن حسن و قبح می‌توان به عدل الهی اعتقاد پیدا کرد.[۱۰]

اصلی از اصول دین

شیعیان عدل الهی را از اصول پنجگانه دین به حساب آورده‌اند.[۳۲] از این پنج اصل، دو اصل امامت و عدل از اصول مذهب برشمرده شده است.[۳۳] معتزلیان نیز عدل را اصل دوم از اصول دین خود قرار داده‌اند.[۳۴]

عدالت خداوند تنها صفت از صفات خداوند است که جزو اصول شمرده شده است.[۳۵] علت این امر اهمیت صفت عدل است که بسیاری صفات دیگر خداوند به این صفت برگشت دارند.[۳۶] همچنین عدل به مانند توحید در تمام اصول و فروع اسلام ریشه دوانده و هیچ یک از مسائل عقیده‌‏اى و عملى، فردى و اجتماعى، خالى از روح عدل نیست.[۳۷]

فرقه‌های عدلیه

امامیه و معتزله به «عدلیه» معروف هستند.[۳۸] این نامگذاری به جهت این است که این گروه‌ها عدل را از اصول دین خود حساب کرده‌اند.[۳۹] عدل در نگاه اینان به این معنا است که نقص در خداوند راه ندارد، قبیح را انجام نمی‌دهد، بندگان را مجبور نمی‌کند، تکلیف مالایطاق نمی‌کند و ... .[۴۰]

برخی، مذهب عدلیه را مقابل مذهب جبریه دانسته‌اند.[۴۱]

دلایل عدل الهی

دلائل عقلی را اصل بر وجود عدل الهی برشمرده‌اند.[۴۲] شیخ طوسی بر عدل الهی چنین استدلال کرده که انجام فعل قبیح، نقص در خداوند است و بنابر براهین عقلی، نقص در خداوند جای ندارد و در نتیجه خداوند نمی‌تواند فعل قبیح را انجام دهد.[۸] او همچنین معتقد است انجام فعل قبیح یا از روی جهل است و یا از روی احتیاج. این دو در مورد خداوند منتفی است. بنابراین خداوند قبیح را انجام نمی‌دهد.[۴۳]

علامه حلی نیز در تبیین مذهب امامیه و معتزله در مورد عدل الهیِ، به مسئله جبر و اختیار پرداخته و تلاش کرده با اثبات اختیار انسان عدل الهی را اثبات کند.[۴۴]

علاوه بر ادله عقلی، عدل الهی بوسیله آیات قرآن نیز مورد تأیید و تصدیق قرار گرفته است:[۴۵]

  • «خدا گواهى می‌دهد كه جز او هیچ معبودى نیست، فرشتگان و صاحبان علم نیز (بر این حقیقت) گواه‌اند كه (كارهاى خدا همه) بر عدل و داد استوار است».[۴۶]
  • «ما ترازوهاى عدل را در روز قیامت برپا می‌‏كنیم پس به هیچ كس كمترین ستمى نمی‌شود». [۴۷]

عدل از نگاه مذاهب مختلف

صفت عدل در قرآن[۴۸] به خداوند اطلاق شده است.[۴۹] به همین جهت همه مسلمانان به عدل الهی اعتقاد دارند.[۲۲] اما تفسیر آنان از عدل متفاوت است؛ اشاعره معتقدند دلیل بر عدل خداوند، ادله شرعی است. به همین جهت هرآنچه از خداوند صادر شود، نیکو است حتی اگر ظلم باشد. به تعبیر دیگر عمل خداوند ملاک عدل بودن است.[۵۰]

در مقابل گروه‌های دیگری وجود دارند که حسن و قبح اشیاء را عقلی می‌دانند و معتقدند خداوند عادل است به این معنا است که براساس خوب بودن اشیاء عمل می‌کند، ظلم را به جهت قبیح بودن آن انجام نمی‌دهد.[۵۱] بنابر این عدل خداوند به این معنا فرع اثبات حسن و قبح عقلی است.[۵۲] ظهور مسئله عدل و طرح عنوان آن در کتاب‌های کلامی به نام معتزله ثبت شده است.[۵۳]

شرور

عدالت در شریعت

خلقت نظام احسن

از خلقت انسان‌های ظالم تا نسل‌کشی‌ها

عذاب و خلود در آن

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  • ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه‌الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم،‏ قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌عطیه، أبهى المداد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، بیروت، مؤسسة الأعلمی‏، ۱۴۲۳ق.
  • آل‌یاسین‏، محمدحسن، أصول الدین‏، قم‏، مؤسسه آل یاسین‏، ۱۴۱۳ق.
  • آملی، سیدحیدر، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، تحقیق: سیدمحسن موسوی تبریزی، تهران، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۲۲ق.
  • جبرئیلی، محمد صفر، «گسترۀ کاربرد قاعدۀ حکمت در مسائل کلامی»، مجله کلام اسلامی، دوره ۲۵، شماره ۹۹، پاییز ۱۳۹۵ش.
  • جمعی از محققان، فرهنگ شیعه، قم، زمزم هدایت، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
  • جمعى از نویسندگان‏، شرح المصطلحات الكلامیة، مشهد، آستان قدس رضوى‏، ۱۴۱۵ق.
  • حمود، محمد جمیل، الفوائد البهیة فی شرح عقائد الإمامیة، بیروت، مؤسسة الأعلمی‏، ۱۴۲۱ق.
  • خرازى‏، محسن، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، قم، مؤسسة النشر الإسلامی‏، ۱۴۱۷ق.
  • ربانى گلپایگانى،‏ على، القواعد الكلامیة، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ۱۴۱۸ق.
  • ری‌شهرى‏، محمد محمدى، دانشنامه عقاید اسلامى‏، قم، دارالحدیث‏، ۱۳۸۶ش.
  • سبحانى‏، جعفر، الإلهیات على هدى الكتاب و السنة و العقل‏، قم، المركز العالمی للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۲ق.
  • سبحانى‏، جعفر، العقیدة الإسلامیة، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۶ش.
  • سبحانى‏، جعفر، رسالة فی التحسین و التقبیح العقلیین‏، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • سبحانى‏، جعفر، رسائل و مقالات‏، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ۱۴۲۵ق.
  • سبحانى، جعفر، سیماى عقائد شیعه‏، ترجمه: جواد محدثى‏، تهران، نشر مشعر، ۱۳۸۶ش.
  • سبزوارى‏، قطب الدین، الخلاصة فی علم الكلام‏، قم، كتابخانه آیت الله مرعشى نجفى‏، ۱۳۷۳ش.
  • سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴قق.
  • سید مرتضی، انقاذ البشر من الجبر و القدر، تصحیح: علی خاقانی نجفی، نجف، راعی، ۱۹۳۵ق.
  • شبر، سید عبد الله‏، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، أنوار الهدی‏، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق.
  • شبر، سید عبد الله‏، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، أنوار الهدی‏، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق.
  • شرفى‏، احمد بن محمد بن صلاح، شرح الأساس الكبیر، صنعاء، دار الحكمة الیمانیة، ۱۴۱۱ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی‏، التوحید، محقق و مصحح: حسینی، هاشم‏، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
  • شیخ طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، الرسائل العشر، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، تمهید الاصول فی علم الکلام، قم، راید، ۱۳۹۴ش.
  • طیب‏، عبد الحسین، كلم الطیب در تقریر عقاید اسلام، بی‌جا، كتابخانه اسلام‏،‌ ۱۳۶۲ش.
  • علامه حلی، استقصاء النظر فی القضاء و القدر، نجف، راعی، ۱۹۳۵م.
  • فاضل مقداد، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، به تحقیق ضیاء الدین بصری‏، بی‌جا، مجمع البحوث الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • قاضى عبد الجبار، شرح الأصول الخمسة، بیروت‏، دار احیاء التراث العربی‏، ۱۴۲۲ق.
  • لاهیجى‏، عبدالرزاق، سرمایه ایمان در اصول اعتقادات‏، تهران، الزهراء، ۱۳۷۲ش.
  • محمدی، علی، شرح کشف المراد، قم، دار الفکر، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش.
  • مطهرى‏، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۷۷ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • مكارم شیرازى‏، ناصر، دروس فی العقائد الإسلامیة، قم، مدرسه امام على بن ابى‌طالب(ع)، ۱۳۸۵ش.
  • نوروزی، محمد رضا، «تاریخچه بحث عدل»، مجله سفینه، سال سیزدهم، شماره ۵۰، بهار ۱۳۹۵ش.
  1. مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۶۹.
  2. خرازی، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.
  3. مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۷۰.
  4. سید مرتضی، انقاذ البشر من الجبر و القدر، ۱۹۳۵م، ص۳۹.
  5. سید رضی، نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ص۵۵۸، حکمت ۴۷۰.
  6. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۲۲۸.
  7. شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ شیخ طوسی، الرسائل العشر، ۱۴۱۴ق، ص۹۶.
  9. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۸۲.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ سبزوارى‏، الخلاصة فی علم الكلام، ۱۳۷۳ش، ص۳۵۴.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ آملی، تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۲۱۹.
  12. جمعى از نویسندگان‏، شرح المصطلحات الكلامیة، ۱۴۱۵ق، ص۲۱۰.
  13. فاضل مقداد، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، ۱۴۱۲ق، ص۷۵.
  14. «عدم صدور فعل قبیح از خداوند و عدم اخلال به واجب- جلسۀ ۲»
  15. جبرئیلی، «گسترۀ کاربرد قاعدۀ حکمت در مسائل کلامی»، ص۱۰۳.
  16. شبر، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۸۳.
  17. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۳، ص۹۹.
  18. طیب‏، عبد الحسین، كلم الطیب در تقریر عقاید اسلام، ۱۳۶۲ش، ص۱۰۷.
  19. خرازی، بدایة المعارف الإلهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۹۷.
  20. حمود، الفوائد البهیة فی شرح عقائد الإمامیة، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۲۵۳.
  21. سبحانی، سیماى عقائد شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۶۵.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ سبحانی، العقیدة الإسلامیة، ۱۳۸۶ش، ص۹۳
  23. محمدی، شرح كشف المراد، ۱۳۷۸ش، ص۷۳.
  24. شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۹۶.
  25. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.
  26. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقاید اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۶، ص۳۲۷.
  27. لاهیجی، سرمایه ایمان در اصول اعتقادات، ۱۳۷۲ش، ص۵۷.
  28. شبر، حق الیقین فی معرفة أصول الدین، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۸۳.
  29. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقاید اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۱۰۰.
  30. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقاید اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۲۲.
  31. نوروزی، «تاریخچه بحث عدل»، ص۱۳.
  32. ری‌شهرى‏، دانشنامه عقاید اسلامى، ۱۳۸۶ش، ج۸، ص۹۹.
  33. جمعی از محققان، فرهنگ شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۳۴.
  34. قاضی عبدالجبار، شرح الأصول الخمسة، ۱۴۲۲ق، ص۲۰۳.
  35. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.
  36. مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۶۸.
  37. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۴، ص۳۰۱.
  38. علامه حلی، استقصاء النظر فی القضاء و القدر، ۱۹۳۵م، ص۳۴.
  39. مکارم شیرازی، دروس فی العقائد الإسلامیة، ۱۳۸۵ش، ص۶۸.
  40. شرفى‏، شرح الأساس الكبیر، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۸.
  41. ابن‌عطیه، أبهى المداد فی شرح مؤتمر علماء بغداد، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۱۴۰.
  42. آل یاسین‏، أصول الدین، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۹.
  43. شیخ طوسی، تمهید الاصول فی علم الکلام، ۱۳۹۴ش، ص۱۷۶.
  44. علامه حلی، استقصاء النظر، ۱۹۳۵م، ص۷- ۱۱.
  45. سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۲۸۹.
  46. آل عمران، آیه ۱۸.
  47. انبیاء آیه۴۷.
  48. برای نمونه سوره آل عمران، آیه۱۸.
  49. ربانى گلپایگانى‏، القواعد الكلامیة، ۱۴۱۸ق، ص:۱۴۲.
  50. سبحانی، رسائل و مقالات، ۱۴۲۵ق، ج۵، ص۱۲۷.
  51. سبحانی، رسائل و مقالات، ۱۴۲۵ق، ج۳، ص۳۲.
  52. سبحانی، رسالة فی التحسین و التقبیح العقلیین، ۱۴۲۰ق، ص۸۷.
  53. نوروزی، «تاریخچه بحث عدل»، ص۱۳.